Little Women (زنان کوچک)


خلاصه داستان:

چهار خواهر به نام های «جو»، «مگ»، «بت» و «امی»، که پدرشان به جنگ رفته است، همراه مادرشان زندگی می کنند. آن ها رابطه نزدیکی با هم دارند و به کمک یکدیگر از میان سختی های زندگی عبور می کنند…


نقد و بررسی فیلم به قلم سعید شاهینی

نمره 8 از 10

در سال 1880 “لوییزا می آلکوت” کتاب زنان کوچک را بر اساس زندگی واقعی خویش و خانواده اش منتشر کرد که به یکی از مشهورترین رمان های جهان تبدیل شد. تا کنون چندین اقتباس سینمایی از این کتاب صورت گرفته که اولین بار “جورج کیوکر” در سال 1933 فیلمی بر اساس این رمان را روی پرده سینما برد و آخرین اقتباس موفق را خانم “جیلیان آرمسترانگ” با اثری دیدنی و خوش ساخت انجام داد.

“جیلیان آرمسترانگ” کارگردان و نویسنده استرالیایی متولد 1950 است. اولین فیلم بلندش به نام کارنامه درخشان من ( My Brilliant Career ) را در سال 1979 ساخت.درونمایه اغلب آثار او را مسائل زنان و زندگی آنها شامل می شود. زنان کوچک را باید بهترین فیلم در کارنامه او دانست که با وجود فیلم های بزرگ سال 1994 آن طور که شایسته اش بود دیده نشد.

داستان زنان کوچک در زمستان سال 1862 در منطقه ای کوچک به نام کونکورد شروع می شود. چهار خواهر به نام های “مگی” ، “جو” ، “بث” و “امی” به همراه مادر خود اعضای خانواده صمیمی “مارچ” را تشکیل می دهند که پدرشان دور از خانه در جبهه های جنگ اروپاست . “مگی” خواهر بزرگتر است که تدریس می کند. “جو” دختری پر جنب و جوش که به نوشتن علاقه دارد و آرزویش این است که نویسنده بزرگی شود ( در واقع او نمونه ای از شخصیت خود نویسنده رمان است ). “بث” دختری آرام و علاقمند به موسیقی است. “امی” کوچکترین خواهر و دختری حساس و فراری از درس که دوست دارد سریع تر بزرگ شده و ازدواج کند.
زنان کوچک روایتگر داستان خانواده ای است که با وجود تمام مشکلات باز هم امیدوار هستند. چهار خواهر که هر کدام برای خود رویاهایی دارند و مادری مهربان که تمام تلاشش ، تربیت مناسب و نشان دادن راه درست زندگی به دخترانش است. در فیلم سکانسی هست که دخترها در کنار مادرشان خوابیده اند و مادر آنها را نوازش می کند و دیالوگی زیبا به “جو” می گوید: ((گذشت زمان زیبایی را از بین می برد ولی چیزی که از بین نمی رود ، طرز فکر شگفت انگیز توست ، طبع و سرشت ، مهربانی و شجاعت روحت. اینها چیزایی هستن که برای تعالی تو لازمند))
در فیلم تلاش شده از لحاظ شخصیت پردازی به هر کدام از کاراکترها به اندازه کافی پرداخته شود و داستان تنها حول محور یک نفر نباشد و در کنار آن تا حد زیادی نیز به رمان اصلی وفادار بماند. البته ضعف هایی در این زمینه به چشم می خورد مانند شخصیت پدر که تاثیر به سزایی در فیلم نداشت یا “مگی” که از اواسط داستان به حاشیه کشیده می شود. هر چند که به تصویر کشیدن چنین کتابی در دو ساعت کار بسیار سختی می باشد اما کارگردان با انتخاب برش هایی مختلف از آن سعی دارد حق مطلب را ادا کند و ماحصل آن فیلمی با ریتم مناسب است که از ابتدا تا انتها می تواند بینده را با اتفاقات گوناگون همراه کرده و همچنین طرفداران کتاب را نیز راضی نگه دارد.

“جیلیان آرمسترانگ” که خود تحصیل کرده رشته طراحی لباس است ، وسواس زیادی در انتخاب لباس های مناسب برای شخصیت های فیلم ، به خرج داده است. علاوه بر آن طراحی صحنه رنگارنگ “جیم اریکسون” ، فیلمبرداری درخشان “جفری سیمپسون” و موسیقی زیبای “توماس نیومن” نقش مهمی در موفق بودن اثر ایفا کردند.

هر چند که این فیلم را در رده فیلم های فمینیستی قرار می دهند که سعی در نشان دادن زندگی سخت زنان و مشکلات آنها در جامعه دارد ، یا در بعضی قسمت ها مثل نامه نوشتن مادر برای معلم مدرسه دچار اندکی شعار زدگی می شود اما با تمام این اوصاف در سرتاسر آن زندگی و امید به چشم می خورد. تلخی ها و شیرینی های زندگی را به تصویر می کشد و به بیننده می گوید که برای رسیدن به اهداف بزرگ باید شجاع بود و مبارزه کرد. این پیام را می توان در سکانسی مشاهده کرد که آن را بهترین قسمت فیلم نیز می دانم. “جو” کنار تخت “بث” نشسته و برای آخرین بار با یکدیگر صحبت می کنند. “بث” به او می گوید که: ((هيچوقت مثل شماها نبودم که واسه کارای بزرگي که ميخوام انجام بدم نقشه بريزم ، هيچوقت خودمو باور نکردم ، مثل تو نويسنده بزرگی نيستم …))
شاید خیلی ها به اشتباه گمان کنند که زنان کوچک فیلمی صرفا مناسب زنان و یا نوجوانان است اما این اثر ملودرامی دلنشین و جذاب درباره زندگی می باشد پس قطعا به همه افراد توصیه می شود.


ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of