● جوایز:

نامزد شش اسکار و برنده دو اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد”آرکین” و بهترین فیلمنامه” مایکل آرندت” // نامزد پنج جایزه بافتا و برنده جایزه دیوید لین // برنده جایزه بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر نقش اول زن”برسلین” از نوزدهمین جشنواره جهانی فیلم توکیوTIFF // برنده جایزه بهترین گروه بازیگری از انجمن منتقدان رسانه ها// برنده جایزه بهترین فیلمنامه از انجمن منتقدان دالاس فورت-ورث // برنده جایزهبزرگ ویژه از جشنواره دوویل، نامزد گلدن گلاب بهترین فیلم و بهترین بازیگر نقش اصلی زن”تونی کولت”// برنده جایزه نسل جدید ازجشنواره پالم اسپرینگز// برنده جایزه تماشاگران جشنواره سن سباستین// برنده جایزه بهترین فیلمنامه از انجمن منتقدان ساوت وسترن // برنده جایزه تماشاگران جشنواره استکهلم // برنده جایزه تماشاگران جشنواره توکیو و…

● درباره فیلمنامه و سخنان فریس و دیتون :

فیلمنامه طنزآمیز اما پراحساس ، داستانی ساده و شخصیت پردازی قرص و محکم دارد.

شخصیتهای این فیلم از سه نسل تشکیل شده اند. نویسنده سعی کرده تمام روابط فامیلی را در فیلمنامه لحاظ کند(رابطه فرزندان با والدین فرزند با پدر بزرگ یا مادربزرگ در اینجا پدر بزرگ و رابطه با برادر پدر یا مادر– دراینجاعمو – و فرزندان با یکدیگر) و آگاهانه تمامی این روابط از دنیای بیرون به دنیای کوچک ماشین فولکس انتقال پیدا می کند و فولکس ، دنیای ِکوچک ِ خانواده می شود .

حرکت فولوکس به سمت کالیفرنیا روایتگر داستانی از این خانواده می شود که جز رساندن الیو (دختر) به مسابقه­ Little Miss Sunshine هدف دیگری ندارند و آنگاه که به مسابقه می رسند الیو بهر وی صحنه می رود .

اعتنائی به قواعد مسابقات نمی­کند و اعضای خانواده نیز بهمراه الیو به رقص میپردازند و خود گواهی بر پوچی این مسابقه و مسابقاتی این چنین می باشد . دیتن می‌گوید: « “لیتل میس سانشاین” عکسی از زمانه ما است، به‌خصوص دغدغه آنها برای برنده شدن. تصور والری و من این بود که مسابقه زیبایی بچه‌ها کامل‌ترین تجسم نامعقول آن چیزی است که امروز در آمریکا اتفاق می‌افتد.»

و فریس در مورد فیلمنامه می‌گوید: «وقتی اولین‌بار فیلمنامه را خواندیم، خیلی از آن خوشمان آمد اما بعد به خودمان گفتیم ما یک صحنه داریم که ۲۰ صفحه است و در آن همه پشت میز شام نشسته‌اند، بعد صحنه‌ای دیگر داریم که آن هم ۲۰ صفحه است و همین آدم‌ها در یک «ون» نشسته‌اند. در نهایت، باز هم از فیلمنامه خوشمان می‌آمد، برای اینکه وادارمان کرد در مورد آنچه در این خانواده اتفاق می‌افتد واقعا فکر کنیم؛ اینکه تمرکزمان بر شخصیت‌ها باشد و نه فیلمبرداری».

● چند مطلب کوتاه در مورد فیلم :

▪ هزینه ساخت فیلم ۸ میلیون می باشد اما بدلیل کمبود بودجه ساخت فیلم ۵ سال بطول انجامید اما تهیه کننده این فیلم با فروش ۶۰ میلیونی فیلم (تا این لحظه) دستمزد این اعتماد و اطمینان را دریافت کرده است.

▪”لیتل میس سانشاین” ، یک کمدی تلخ و شیرین درباره خانواده‌ای است که شاد نیستند اما تماشاگران را شاد می کنند . خانواده ای که شاد نیستند اما این فیلم را یک خانواده شاد ساخته است.

▪ گروه بازیگران این فیلم یکی از بهترین نمونه های انتخاب بازیگران می باشد . صداقت حضور کارگردانان و بازیگران در جای جای فیلم از نشانه های بارز فیلم می باشد که آنرا دوست داشتنی تر می کند .

▪ به لحاظ فنی، ساخت هیچ فیلمی به‌اندازه یک فیلم کمدی دشوار نیست اما “لیتل میس سانشاین” فیلم ارزشمندی از کار درآمده است .

▪ این فیلم انگشت روی روح و روان آمریکایی ها گذاشته و خیلی‌ها با خانواده عجیب و غریب این فیلم که بر حسب ضرورت کنار هم قرار می‌گیرند، احساس همذات‌پنداری می‌کنند.

▪ در هر جا که هستید در اولین فرصت به دیدار این خانواده بروید. یقین دارم ساعت های بسیار خوشی را خواهید گذراند.

● گفتگو با کارگردانان فیلم Little Miss Sunshine

جاناتان دیتون و والری فریس زوج کارگردانی هستند که پیش از ساخت فیلم Little Miss Sunshine در زمینه ساخت تیزر و ویدئو کلیپ فعالیت داشته‌اند. آنها با ساخت این فیلم به شهرت رسیدند.

▪ این کار چطور انجام شد؟ چطور برنامه ریزی‌های اولیه تبدیل به این موفقیت تحسین برانگیز شود؟

ـ والری: به واقع انجام این کار یک رویا بود.

ـ جاناتان: بله این موضوع، یک رویا بود. ما خیلی خوشحالیم که توانستیم آنچه که در ذهن داشتیم را در فیلم نمایش دهیم. ما از نتیجه کارمان راضی بودیم اما نظرات درباره فیلم فراتر از تصوراتمان بود.

ـ والری: نمی‌توان برای چنین کاری انتظار تعریف و تمجید داشت چراکه اگر این اتفاق نیافتد دچار ناامیدی می‌شوید. اما این موضوع به واقع ما را غافلگیر کرد. با این وجود وقتی به پوستر فیلم نگاه می‌کنم فکر می‌کنم: “چطور می‌توان این شخصیتها را دوست نداشت.”

ـ جاناتان: ما بازیگرانی داشتیم که از میان آنها انتخاب کردیم. در اختیار داشتن شش بازیگر برجسته – که همگی عالی هستند – کار را جالب کرده بود. بازیگرانی مثل پال دانو و ابیگیل برسلین ناشناخته بودند اما ما آلن آرکین را هم داشتیم که خودش مثل یک کلاس آموزشی بود. وقتی همه با هم کار می‌کردند مثل یک تیم پر ستاره بودند که از بازی کنار هم لذت می‌برند. هیچ عضو ضعیفی وجود نداشت.

▪ چه نکته قابل توجهی در کار با این گروه وجود داشت؟

ـ والری: من فکر می‌کنم این بازیگران عاشق یکدیگر بودند اگرچه در فیلم یکدیگر را تحقیر می‌کنند و باز دوست می‌دارند. به نظر من استفاده از این بازیگران بدلیل داشتن علاقه و حس همکاری برای ما امتیاز بزرگی بود. ما یک هفته زمان برای تمرین صرف کردیم و در این مدت خیلی زود به حس خانواده دست پیدا کردیم و تاثیر این موضوع در فیلم بخوبی مشهود بود.

▪ آیا مشکلاتی در فیلم برداری وجود داشت؟ به نظر تابستان آریزونا گرمای طاقت فرسایی دارد؟

ـ جاناتان: بله مشکلات زیادی وجود داشت اما برایمان بسیار مهم بود که بتوانیم آن احساس خانواده‌ای را که سوار یک ماشین در جاده می‌روند و به مشکلاتی برمی‌خورند را نمایش دهیم. ما تصویر برداری زیادی داشتیم و این بسیار فرساینده بود. بازیگران کارهای زیادی می‌بایست انجام می‌دادند. صحنه‌های زیادی وجود داشت که گرک (کینر) مجبور بود نقش خودش را بازی کند و همزمان در ترافیک واقعی مانور دهد. من و والری بجای جنازه پدربزرگ در ماشین خوابیده بودیم و بقیه را راهنمایی می‌کردیم.

ـ والری: بله خیلی طاقت فرسا بود اما همه اینها باعث شد تا آن حس درماندگی را بتوانیم ایجاد کنیم.

▪ فولکس واگن در فیلم یک شخصیت مستقل است. از چند ماشین در فیلم استفاده کردید؟

ـ والری: ما از پنج ماشین استفاده کردیم. سه‌تای آنها حرکت می‌کردند و دوتای دیگر کشیده می‌شدند. این باعث می‌شد که ما خیلی راحت بتوانیم ماشینها را تعویض کنیم و این از صرف هزینه زیاد جلوگیری می‌کرد. خرید ماشینها هزینه زیادی نداشت. ما یک مسئول حمل و نقل عالی داشتیم که به ما گفت می‌تواند پنج ماشین یک شکل برایمان فراهم کند.

خیلی جالب بود. ما متوجه شدیم که در ویرایش فیلم، ماشین نقش مهمی می‌تواند داشته باشد. در فیلمنامه این ماشین سمبلی از خانواده بود. اما تا زمانی که فیلم تکمیل نشده بود، خود ما این نقش پررنگ را احساس نکرده بودیم. البته ما انتهای فیلم نامه را هم تغییر دادیم. صحنه آخر فیلم دوباره تصویر برداری شد چراکه به نحوه اتمام فیلم در فیلمنامه علاقه‌ای نداشتیم. در واقع فولکس واگن در انتهای فیلم نقشی نداشت اما فکر کردیم که تماشاگر باید دوباره این ماشین را ببیند به همین دلیل در صحنه آخر فیلم می‌بینیم که خانواده ماشین را هل می‌دهند و این بار این کار را با شادمانی انجام می‌دهند.

ما هر دو در دوران جوانی فولکس واگن داشتیم. نویسنده فیلم نامه هم بیشتر از اتفاقات پیشین زندگی خود در فیلم نامه استفاده کرده است. ماشین خود من خراب می‌شد و مجبور بودم برای روشن شدنش آن را هل بدهم. این ماشینها خیلی بیشتر با زندگی پیوند می‌خورند، اگر خراب شوند خودتان می‌توانید آنها را تعمیر کنید. ماشینهای امروزی بیشتر به ربات شبیه‌اند.

▪ این اولین فیلم شما بود. چه تفاوتی بین این کار و ساخت موزیک ویدئو و تیزرهای تبلیغاتی وجود داشت. آیا فیلم برداری به همان سادگی بود که فکر می‌کردید؟

ـ جاناتان: ساخت فیلم از آنچه که تصور می‌کردیم آسانتر بود، چراکه ایده اصلی فیلم شش سال پیش به ذهن ما رسید و ما چهار سال در تلاش ساخت آن بودیم و می‌دانستیم که روزی زمان آغاز کار فرا خواهد رسید. بنابراین در این بازه چهارساله ما به فیلم فکر می‌کریم و موقع فیلم برداری تمام زیر و بم فیلم را می‌شناختیم.

ـ والری: یک مورد در مورد آگهی‌های بازرگانی و موزیک ویدئو این است که شما همیشه در حال تولید هستید. این کار تجربه زیادی به ما داد تا بدانیم چطور باید فیلم برداری کنیم. بعضی از کارگردانان در طول ۳۰ یا ۴۰ روز کل فیلم برداری را تمام می‌کنند و برای دو سه سال فیلمی نمی‌سازند. این تجربه‌ای است که باید حاصل شود. باید دانست که چطور می‌توان این عضلات را ورزیده کرد.

ـ جاناتان: این خیلی عالی بود که می‌شد چیزی فرای تصاویر ۳۰ ثانیه‌ای ساخت.

ـ والری: و مورد دیگر کار با بازیگران بود. این چیزی بود که ما کمی از آن واهمه داشتیم. شخصیت و توقعات آنها متفاوت بود. اما از آنجایی که اینجا کسی برای پول نیامده بود، توقعات شخصی مشکلی ایجاد نکرد. تنها چیزی که همه ما می‌خواستیم انجام این کار به بهترین شکل بود. ما بصورت کامل روی کار تمرکز می‌کردیم و این بسیار عالی بود. من فکر می‌کنم این بهترین دوران کاری ما بود.

▪ در نهایت شما چه چیزی را به عنوان نیتجه از ساخت این فیلم عنوان می‌کنید؟

ـ والری: مهمترین مسئله این بود که کاری کنیم تا بتوانیم به انجام آن افتخار کنیم. خوشبختانه به این دلیل که ما آگهی‌های بازرگانی می‌سازیم، می‌توانیم هزینه‌های زندگی را پرداخت کنیم به همین دلیل در ساخت فیلم دقت بیشتری می‌کنیم.

ـ جاناتان: در نهایت فشار زیادی را احساس می‌کردیم چرا که باید به نوعی تلاش بازیگران را جبران می‌کردیم. یکی از مهمترین نتایج این کار موفقیتی بود که بطور مستقیم از وجود این بازیگران ناشی شد. اکنون آنها می‌توانند کارشان را ببینند که چطور پذیرفته شده.

منابع : تلگراف، ۱۰ فوریه ، شیکاگو سان‌تایمز ، ۱۰ فوریه ، روزآنلاین،slate.com