Little Miss Sunshine (دوشیزه کوچولوی شایسته)

۲۰۰۶ | کمدی, درام | ۱۰۱ دقیقه | درجه نمایشی R

 

کارگردان :Jonathan DaytonValerie Faris

نویسنده :Michael Arndt

بازیگران :Steve CarellToni ColletteGreg Kinnear

خلاصه داستان :«خانواده ی هوور» با اتومبیل فولکس واگن بزرگ شان دسته جمعی به سفر می روند و تنها نقطه ی آرامش و اعتماد به نفس آنان «آلیو»، دختر هفت ساله ی کنجکاو و تپل است. «آلیو» که یاد گرفته رؤیاهایش را دنبال کند می خواهد به هر قیمت که شده در مسابقه ی «میس سان شاین کوچولو» شرکت کند و …

 
 
 

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

دیوید آنسن – Newsweek (امتیاز ۹ از ۱۰)

«دختر کوچولوی شایسته» فیلم مستقل، شیرین و هزلیه‌ی هوشمندانه است درباره‌ی خانواده‌ای متشکل از انسان‌های بی‌عرضه است که عقده‌ی برنده شدن دارند. هیچ فیلم کمدی آمریکایی‌ای در سال کنونی بهتر نبوده است.

 

ناتان رابین – The A.V Club (امتیاز ۸٫۳ از ۱۰)

فیلم توانسته تا خلاقیت بسیار بالایی از خود را نشان دهد و زندگی و عمیق بودن را به شخصیت‌ها تزریق کند.

 

The Hollywood Reporter – (امتیاز ۸ از ۱۰)

ترکیب هوشمندانه‌ای از شوخی‌های عوامانه و احساسات؛ «دوشیزه کوچولوی شایسته» از آن دست فیلم‌هایی است که فیلم‌بین‌های کهنه‌کار از ساخته نشدن آن‌ها شاکی بوده اند.

 

دیوید رونی – Variety (امتیاز ۸ از ۱۰)

«دوشیزه کوچولوی شایسته» با گروه بازیگری بی‌نقصی که دارد توانسته خود را از فیلم‌های همرده‌ش جدا کند، همچنین فیلمنامه‌ی هوشمندانه‌ای نیز باعث بهتر شدن کیفیت کلی این اثر شده است.

 

New York Magazine (Vulture) – (امتیاز ۸ از ۱۰)

«دوشیزه کوچولوی شایسته» فیلمی در ستایش بی‌عرضه بودن است، یک کمدی تاریک جذاب و دیدنی.

 

مانولا دارگیس – The New York Times (امتیاز ۸ از ۱۰)

علی‌رغم حجم بالای دردها و البته لطیفه‌ها در این اثر، شخصیت پردازی و بازی‌های بسیار عالی باعث شده اند تا با فیلم بسیار شگفت‌انگیزی درباره‌ی آمریکای معاصر رو به رو باشیم.

 

پیت واندر هار – Film Threat  (امتیاز ۷ از ۱۰)

این سفر در فیلم است که بیشترین میزان لذت را به شما می‌دهد. خب راستش را بخواهید هم آن سفر و هم نقطه‌ی اوج فیلم در مسابقه‌ی دختر شایسته که در اینجا آن را لوث نمی‌کنم.

 

گلن کنی – Premiere (امتیاز ۶٫۳ از ۱۰)

فیلم در اکثر لحظاتش بامزه و مفرح است که بیشتر آن را مدیون گروه بازیگری‌ش است.

*:نویسنده‌ی فرانسوی کتاب در جست و جوی زمان از دست رفته

بی‌شک توانایی بالایی نیاز است تا بتوان فیلمی با صحنه‌های بامزه‌ی بسیار و پایان‌بندی بسیار خوب ساخت که داستانی‌ درباره‌ی اعتیاد، اقدام به خودکشی، مرگ، نیچه و مارسل پروست* را در خود دارد. کارگردانان این اثر یعنی «جاناتان دیتون» و «والری فاریس» و نویسنده‌ی فیلم یعنی «مایکل آرنت» علی‌رغم تعداد بالای تغییرات لحن در این فیلم توانسته اند که در نهایت اثر خوبی بسازند. «دوشیزه کوچولوی شایسته» یک الماس کوچک است؛ البته، با در نظر گرفتن حضور ستاره‌ای مثل «استیو کارل» و برچسب ۱۰ میلیونی‌ای که «فاکس سرچلایت» برای حق پخش این فیلم پرداخت است ، شاید بتوان گفت که این الماس چندان هم «کوچک» نیست. صورت‌های خندان افرادی که پس از تماشای این فیلم سالن سینما را ترک خواهند کرد بر این موضوع صحه می‌گذارد.

زوج کارگردانی این اثر یعنی «دیتون» و «فاریس» که اولین تجربه‌ی سینمایی خود را با ساخت این اثر کسب کرده اند، قبلا در کار ساخت موزیک ویدئو و همچنین تبلیغ‌های تلوزیونی بوده اند. خوشبختانه کارگردانان رویکرد سنتی‌ای در به تصویر کشیدن فیلمنامه‌ی «آرنت» تازه‌کار داشته اند. آن‌ها سعی نکرده اند تا ما را با حقه‌های تصویری و تکنیک‌های تدوینی که معمولاً در آثار قبلی‌شان و کلا در موزیک ویدئو گول بزنند. در عوض «دیتون» و «هریس» به شخصیت‌های فیلم خود فرصتی داده اند تا واقعی بشوند و این تنها چیزی است که یک نفر در همچین موقعیتی می‌تواند انتظارش را داشته باشد. «دوشیزه کوچولوی شایسته» آن سطح میانی‌ای را کسب می‌کند که خیلی فیلم‌ها در آرزوی آن هستند و از دستش می‌دهند. بیننده‌ی عادی بارها در طول این اثر خواهد خندید اما پیام مهم و جدی‌ای که فیلم سعی در القای آن دارد در زیر کمدی آن پنهان نخواهد شد.

گروه بازیگری «دوشیزه کوچولوی شایسته» حتی شاید جایزه رقابت «فیلم خانوادگی ناکارا» را نیز نبرند اما قطعا نفر دوم خواهند بود. پدر خانواده یعنی «ریچارد»(گرگ کینار) فردی است که صحبت‌های انگیزشی می‌کند و برنامه‌ی ۹ بخشی‌ش به نظر تنها قانون زندگی و کارش است. مادر یعنی «شریل»(تونی کولت) از هر آنچه در توانش باقی مانده است استفاده می‌کند تا جلوی متلاشی شدن خانواده‌ش را بگیرد. پسر نوجوانِ خانواده، «دوین»(پال دانو) پیرو «نیچه» است و قسم سکوت خورده است. دخترِ خانواده، «آلیو»(ابیگیل برسلین) نیز معتاد به مسابقات دختر شایسته است و اخیرا نیز در یک مسابقه‌ی زیر ۱۰ سال محلی رتبه‌ی دوم را کسب کرده است. دایی «فرانک»(استیو کارل) در حال زندگی با خانواده‌ی خواهرش است چرا که اخیرا به خاطر از دست دادن عشق زندگی، شغل و شهرتش در پی یک رسوایی دست به خودکشی زده بود. سرآخر نیز پدربزرگ هروئینی خانواده(آلن آرکین) را داریم که برای جامعه‌ی بازنشستگان کمی بیش از حد انسان بحث‌برانگیزی است.

با انصراف برنده‌ی مسابقه‌ی دختر شایسته و در نتیجه برنده شدن «آلیو»، خانواده این فرصت را پیدا می‌کند تا در وَن قدیمی خود به «کالیفورنیا» بروند تا «آلیو» بتواند شانس حضور در مسابقه‌ی «دوشیزه کوچولوی شایسته» را داشته باشد. این سفر جاده‌ای تلفیقی از بالا و پایین‌ها، کمدی‌ و تراژدی و مشخص شدن یک سری مسائل است. اما هیچ چیزی در این سفر خانواده را برای مسئله‌ای که در ساحل «ردندو قرار است ببینند آماده نمی‌کند؛ زمانی که آن‌ها با مسئله‌ی مضحک دختران کوچکی روبه‌رو می‌شوند که کلی تلاش کرده اند تا شبیه به ملکه‌های افسونگر داستان‌های پریان بشوند.

در طی این ۱۰۰ دقیقه، «دوشیزه کوچولوی شایسته» مسائل بسیاری را پوشش می‌دهد. کلیت اثر در طی این سفر جاده‌ای مشخص می‌شود. شباهت‌های بین این فیلم و فیلم دیگری که اخیرا اکران شده بود دیده می‌شود اما «دوشیزه کوچولوی شایسته» بسیار سرپا تر و بامزه‌تر و کم‌تر مصنوعی است. لحظات کمدی و طنز بسیار نابی در این اثر وجود دارند؛ صحبت‌های نصیحت‌ و درس زندگی‌گونه‌ی پدربزرگ به نوه‌ش، نصحیت عملی درباره‌ی اینکه چگونه ماشینی که کلاچش شکسته است را استارت بزنیم، ملاقات با یک مامور گشت بزرگراه و لحظاتی که شبیه لحظات خانه در «تعطیلات در برنی»(Weekend at Bernie’s) هستند. نقطه‌ی اوج اثر که شاید فیلم را با نشان دادن «ملکه‌های زیبایی» ۷ ساله تبدیل به یک فیلم ترسناک بکند، کافی است برای اینکه هر بیننده‌ی عاقلی را تا حدی ناراحت بکند. «دوشیزه کوچولوی شایسته» این رفتار اجحاف آمیز را با طنز و تاسف نقد محکوم می‌کند. بخش پایانی علی رغم اینکه در یک فضای عجیب و غریبی وارد می‌شود که البته مناسب محتوای اثر است، کاملاً بی‌نقص و مناسب اجرا شده است.

«گرگ کینیار» و «تونی کولت» استخوان‌بندی «دوشیزه کوچولوی شایسته» هستند اما بازی‌های حرفه‌ای آن‌ها شاید کمترین میزان ستایش را نیاز داشته باشد. «پال دانو» با نقشی که دیالوگ را از وی گرفته است بسیار موفقیت آمیز خود گرفته و «ابیگیل برسلین»(که برای اولین بار در فیلم «نشانه‌ها»(Signs) در یک اثر سینمایی حضور یافته بود) ثابت کرد که از ۹۵ درصد بازیگران همسن خودش سرتر است. او با استعداد است، نقش خودش را درک کرده و از نشان‌دادن بامزگی‌ای که بسیاری از نقش‌های نوجوانانه را خراب می‌کند دوری ورزیده. «استیو کارل» با بازی در این نقش ما را شگفت زده و سورپرایز می‌کند. برعکس «ویل فرل» که در یکی از معدود نقش‌های غیرکمدی خود در فیلم «زمستان در حال گذر»(Winter Passing) بسیار نامناسب بود اما بازی «کارول» تحت تاثیر نقش‌های قبلی‌ش قرار نگرفته است. او گاها می‌تواند بینندگان را بخنداند بدون اینکه کار خیلی خاص یا شگفت‌آوری بکند. در نهایت نیز بازیگر کهنه‌کار این فیلم یعنی «آلن آرکین» را داریم که هر صحنه‌ای که در آن حضور داشته باشد را به تصاحب خود درمی‌آورد.

اگر «دوشیزه کوچولوی شایسته» بازاریابی مناسبی داشته باشد ممکن است جزو فیلم‌های غیرقابل انتظاری بشود که در گیشه عملکرد بسیار مناسبی دارند. «دوشیزه کوچولوی شایسته» جزو فیلم‌هایی که بینندگان از آن لذت خواهند برد چرا که خنده را همراه با محتوا در کنار یکدیگر دارد و بینندگان پس از تماشای اثر حس بهتری خواهند داشت. در نهایت باید گفت که «دوشیزه کوچولوی شایسته» علی‌رغم اینکه با یک سری مفاهیم تاریک جدل می‌کند اما کاملاً شایستگی نامش را دارد.

مترجم :امید بصیری

جاناتان دیتون متولد ١٩۵٧ و والری فریس متولد ١٩۵٨ هر دو اهل کالیفرنیا و زن و شوهری متواضع و با صفا می باشند و حاصل زندگی مشترکشان ۳ فرزند می باشد و در سال ١٩٨٣ با ساختن سریال The Cutting Edge شروع به همکاری کرده اند . این زوج کارگردان سابقه طولانی در MTV دارند و نزدیک به بیست سریال و فیلم تلویزیونی قابل توجه و انبوهی ویدیوکلیپ و فیلم تبلیغاتی در کارنامه خود دارند. در سال ۱۹۸۹ جایزه گرامی برای ویدئو کلیپ Rhythm Nation ۱۸۱۴ را دریافت کردند. “لیتل میس سانشاین” اولین فیلم بلند سینمایی این زوج موفق است و با این فیلم جوائز بسیاری را از جشنواره های معتبر جهان کسب کردند .

 

● جوایز:

نامزد شش اسکار و برنده دو اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد”آرکین” و بهترین فیلمنامه” مایکل آرندت” // نامزد پنج جایزه بافتا و برنده جایزه دیوید لین // برنده جایزه بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر نقش اول زن”برسلین” از نوزدهمین جشنواره جهانی فیلم توکیوTIFF // برنده جایزه بهترین گروه بازیگری از انجمن منتقدان رسانه ها// برنده جایزه بهترین فیلمنامه از انجمن منتقدان دالاس فورت-ورث // برنده جایزهبزرگ ویژه از جشنواره دوویل، نامزد گلدن گلاب بهترین فیلم و بهترین بازیگر نقش اصلی زن”تونی کولت”// برنده جایزه نسل جدید ازجشنواره پالم اسپرینگز// برنده جایزه تماشاگران جشنواره سن سباستین// برنده جایزه بهترین فیلمنامه از انجمن منتقدان ساوت وسترن // برنده جایزه تماشاگران جشنواره استکهلم // برنده جایزه تماشاگران جشنواره توکیو و…

 

● درباره فیلمنامه و سخنان فریس و دیتون :

فیلمنامه طنزآمیز اما پراحساس ، داستانی ساده و شخصیت پردازی قرص و محکم دارد.

شخصیتهای این فیلم از سه نسل تشکیل شده اند. نویسنده سعی کرده تمام روابط فامیلی را در فیلمنامه لحاظ کند(رابطه فرزندان با والدین فرزند با پدر بزرگ یا مادربزرگ در اینجا پدر بزرگ و رابطه با برادر پدر یا مادر– دراینجاعمو – و فرزندان با یکدیگر) و آگاهانه تمامی این روابط از دنیای بیرون به دنیای کوچک ماشین فولکس انتقال پیدا می کند و فولکس ، دنیای ِکوچک ِ خانواده می شود .

حرکت فولوکس به سمت کالیفرنیا روایتگر داستانی از این خانواده می شود که جز رساندن الیو (دختر) به مسابقه­ Little Miss Sunshine هدف دیگری ندارند و آنگاه که به مسابقه می رسند الیو بهر وی صحنه می رود .

اعتنائی به قواعد مسابقات نمی­کند و اعضای خانواده نیز بهمراه الیو به رقص میپردازند و خود گواهی بر پوچی این مسابقه و مسابقاتی این چنین می باشد . دیتن می‌گوید: « “لیتل میس سانشاین” عکسی از زمانه ما است، به‌خصوص دغدغه آنها برای برنده شدن. تصور والری و من این بود که مسابقه زیبایی بچه‌ها کامل‌ترین تجسم نامعقول آن چیزی است که امروز در آمریکا اتفاق می‌افتد.»

و فریس در مورد فیلمنامه می‌گوید: «وقتی اولین‌بار فیلمنامه را خواندیم، خیلی از آن خوشمان آمد اما بعد به خودمان گفتیم ما یک صحنه داریم که ۲۰ صفحه است و در آن همه پشت میز شام نشسته‌اند، بعد صحنه‌ای دیگر داریم که آن هم ۲۰ صفحه است و همین آدم‌ها در یک «ون» نشسته‌اند. در نهایت، باز هم از فیلمنامه خوشمان می‌آمد، برای اینکه وادارمان کرد در مورد آنچه در این خانواده اتفاق می‌افتد واقعا فکر کنیم؛ اینکه تمرکزمان بر شخصیت‌ها باشد و نه فیلمبرداری».

 

● چند مطلب کوتاه در مورد فیلم :

▪ هزینه ساخت فیلم ۸ میلیون می باشد اما بدلیل کمبود بودجه ساخت فیلم ۵ سال بطول انجامید اما تهیه کننده این فیلم با فروش ۶۰ میلیونی فیلم (تا این لحظه) دستمزد این اعتماد و اطمینان را دریافت کرده است.

▪”لیتل میس سانشاین” ، یک کمدی تلخ و شیرین درباره خانواده‌ای است که شاد نیستند اما تماشاگران را شاد می کنند . خانواده ای که شاد نیستند اما این فیلم را یک خانواده شاد ساخته است.

▪ گروه بازیگران این فیلم یکی از بهترین نمونه های انتخاب بازیگران می باشد . صداقت حضور کارگردانان و بازیگران در جای جای فیلم از نشانه های بارز فیلم می باشد که آنرا دوست داشتنی تر می کند .

▪ به لحاظ فنی، ساخت هیچ فیلمی به‌اندازه یک فیلم کمدی دشوار نیست اما “لیتل میس سانشاین” فیلم ارزشمندی از کار درآمده است .

▪ این فیلم انگشت روی روح و روان آمریکایی ها گذاشته و خیلی‌ها با خانواده عجیب و غریب این فیلم که بر حسب ضرورت کنار هم قرار می‌گیرند، احساس همذات‌پنداری می‌کنند.

▪ در هر جا که هستید در اولین فرصت به دیدار این خانواده بروید. یقین دارم ساعت های بسیار خوشی را خواهید گذراند.

 

● گفتگو با کارگردانان فیلم Little Miss Sunshine

جاناتان دیتون و والری فریس زوج کارگردانی هستند که پیش از ساخت فیلم Little Miss Sunshine در زمینه ساخت تیزر و ویدئو کلیپ فعالیت داشته‌اند. آنها با ساخت این فیلم به شهرت رسیدند.

▪ این کار چطور انجام شد؟ چطور برنامه ریزی‌های اولیه تبدیل به این موفقیت تحسین برانگیز شود؟

 

ـ والری: به واقع انجام این کار یک رویا بود.

ـ جاناتان: بله این موضوع، یک رویا بود. ما خیلی خوشحالیم که توانستیم آنچه که در ذهن داشتیم را در فیلم نمایش دهیم. ما از نتیجه کارمان راضی بودیم اما نظرات درباره فیلم فراتر از تصوراتمان بود.

ـ والری: نمی‌توان برای چنین کاری انتظار تعریف و تمجید داشت چراکه اگر این اتفاق نیافتد دچار ناامیدی می‌شوید. اما این موضوع به واقع ما را غافلگیر کرد. با این وجود وقتی به پوستر فیلم نگاه می‌کنم فکر می‌کنم: “چطور می‌توان این شخصیتها را دوست نداشت.”

ـ جاناتان: ما بازیگرانی داشتیم که از میان آنها انتخاب کردیم. در اختیار داشتن شش بازیگر برجسته – که همگی عالی هستند – کار را جالب کرده بود. بازیگرانی مثل پال دانو و ابیگیل برسلین ناشناخته بودند اما ما آلن آرکین را هم داشتیم که خودش مثل یک کلاس آموزشی بود. وقتی همه با هم کار می‌کردند مثل یک تیم پر ستاره بودند که از بازی کنار هم لذت می‌برند. هیچ عضو ضعیفی وجود نداشت.

▪ چه نکته قابل توجهی در کار با این گروه وجود داشت؟

ـ والری: من فکر می‌کنم این بازیگران عاشق یکدیگر بودند اگرچه در فیلم یکدیگر را تحقیر می‌کنند و باز دوست می‌دارند. به نظر من استفاده از این بازیگران بدلیل داشتن علاقه و حس همکاری برای ما امتیاز بزرگی بود. ما یک هفته زمان برای تمرین صرف کردیم و در این مدت خیلی زود به حس خانواده دست پیدا کردیم و تاثیر این موضوع در فیلم بخوبی مشهود بود.

▪ آیا مشکلاتی در فیلم برداری وجود داشت؟ به نظر تابستان آریزونا گرمای طاقت فرسایی دارد؟

ـ جاناتان: بله مشکلات زیادی وجود داشت اما برایمان بسیار مهم بود که بتوانیم آن احساس خانواده‌ای را که سوار یک ماشین در جاده می‌روند و به مشکلاتی برمی‌خورند را نمایش دهیم. ما تصویر برداری زیادی داشتیم و این بسیار فرساینده بود. بازیگران کارهای زیادی می‌بایست انجام می‌دادند. صحنه‌های زیادی وجود داشت که گرک (کینر) مجبور بود نقش خودش را بازی کند و همزمان در ترافیک واقعی مانور دهد. من و والری بجای جنازه پدربزرگ در ماشین خوابیده بودیم و بقیه را راهنمایی می‌کردیم.

ـ والری: بله خیلی طاقت فرسا بود اما همه اینها باعث شد تا آن حس درماندگی را بتوانیم ایجاد کنیم.

▪ فولکس واگن در فیلم یک شخصیت مستقل است. از چند ماشین در فیلم استفاده کردید؟

ـ والری: ما از پنج ماشین استفاده کردیم. سه‌تای آنها حرکت می‌کردند و دوتای دیگر کشیده می‌شدند. این باعث می‌شد که ما خیلی راحت بتوانیم ماشینها را تعویض کنیم و این از صرف هزینه زیاد جلوگیری می‌کرد. خرید ماشینها هزینه زیادی نداشت. ما یک مسئول حمل و نقل عالی داشتیم که به ما گفت می‌تواند پنج ماشین یک شکل برایمان فراهم کند.

خیلی جالب بود. ما متوجه شدیم که در ویرایش فیلم، ماشین نقش مهمی می‌تواند داشته باشد. در فیلمنامه این ماشین سمبلی از خانواده بود. اما تا زمانی که فیلم تکمیل نشده بود، خود ما این نقش پررنگ را احساس نکرده بودیم. البته ما انتهای فیلم نامه را هم تغییر دادیم. صحنه آخر فیلم دوباره تصویر برداری شد چراکه به نحوه اتمام فیلم در فیلمنامه علاقه‌ای نداشتیم. در واقع فولکس واگن در انتهای فیلم نقشی نداشت اما فکر کردیم که تماشاگر باید دوباره این ماشین را ببیند به همین دلیل در صحنه آخر فیلم می‌بینیم که خانواده ماشین را هل می‌دهند و این بار این کار را با شادمانی انجام می‌دهند.

ما هر دو در دوران جوانی فولکس واگن داشتیم. نویسنده فیلم نامه هم بیشتر از اتفاقات پیشین زندگی خود در فیلم نامه استفاده کرده است. ماشین خود من خراب می‌شد و مجبور بودم برای روشن شدنش آن را هل بدهم. این ماشینها خیلی بیشتر با زندگی پیوند می‌خورند، اگر خراب شوند خودتان می‌توانید آنها را تعمیر کنید. ماشینهای امروزی بیشتر به ربات شبیه‌اند.

▪ این اولین فیلم شما بود. چه تفاوتی بین این کار و ساخت موزیک ویدئو و تیزرهای تبلیغاتی وجود داشت. آیا فیلم برداری به همان سادگی بود که فکر می‌کردید؟

ـ جاناتان: ساخت فیلم از آنچه که تصور می‌کردیم آسانتر بود، چراکه ایده اصلی فیلم شش سال پیش به ذهن ما رسید و ما چهار سال در تلاش ساخت آن بودیم و می‌دانستیم که روزی زمان آغاز کار فرا خواهد رسید. بنابراین در این بازه چهارساله ما به فیلم فکر می‌کریم و موقع فیلم برداری تمام زیر و بم فیلم را می‌شناختیم.

ـ والری: یک مورد در مورد آگهی‌های بازرگانی و موزیک ویدئو این است که شما همیشه در حال تولید هستید. این کار تجربه زیادی به ما داد تا بدانیم چطور باید فیلم برداری کنیم. بعضی از کارگردانان در طول ۳۰ یا ۴۰ روز کل فیلم برداری را تمام می‌کنند و برای دو سه سال فیلمی نمی‌سازند. این تجربه‌ای است که باید حاصل شود. باید دانست که چطور می‌توان این عضلات را ورزیده کرد.

ـ جاناتان: این خیلی عالی بود که می‌شد چیزی فرای تصاویر ۳۰ ثانیه‌ای ساخت.

ـ والری: و مورد دیگر کار با بازیگران بود. این چیزی بود که ما کمی از آن واهمه داشتیم. شخصیت و توقعات آنها متفاوت بود. اما از آنجایی که اینجا کسی برای پول نیامده بود، توقعات شخصی مشکلی ایجاد نکرد. تنها چیزی که همه ما می‌خواستیم انجام این کار به بهترین شکل بود. ما بصورت کامل روی کار تمرکز می‌کردیم و این بسیار عالی بود. من فکر می‌کنم این بهترین دوران کاری ما بود.

▪ در نهایت شما چه چیزی را به عنوان نیتجه از ساخت این فیلم عنوان می‌کنید؟

ـ والری: مهمترین مسئله این بود که کاری کنیم تا بتوانیم به انجام آن افتخار کنیم. خوشبختانه به این دلیل که ما آگهی‌های بازرگانی می‌سازیم، می‌توانیم هزینه‌های زندگی را پرداخت کنیم به همین دلیل در ساخت فیلم دقت بیشتری می‌کنیم.

ـ جاناتان: در نهایت فشار زیادی را احساس می‌کردیم چرا که باید به نوعی تلاش بازیگران را جبران می‌کردیم. یکی از مهمترین نتایج این کار موفقیتی بود که بطور مستقیم از وجود این بازیگران ناشی شد. اکنون آنها می‌توانند کارشان را ببینند که چطور پذیرفته شده.

منابع : تلگراف، ۱۰ فوریه ، شیکاگو سان‌تایمز ، ۱۰ فوریه ، روزآنلاین،slate.com

 


1
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
1 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
1 Comment authors
محمدحسین Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
محمدحسین
Member
Member
محمدحسین

یه فیلم کمدی جاده ای دوست داشتنی که به نظرم شاهکار نیست ولی از دیدنش لذت بردم