نقد و بررسی فیلم Late Spring (اواخر بهار)

کارگردان : Yasujirô Ozu

نویسندگان : Kazuo Hirotsu, Kôgo Noda

بازیگران : Chishû Ryû, Setsuko Hara, Yumeji Tsukioka

خلاصه داستان: پس از شکست ژاپن در جنگ و اشغال آن،یک استاد دانشگاه سعی می کند دخترش را که تنها با او با حالت دوگانه آرامش و رنجش زندگی می کند، به سوی زندگی مستقل و زناشویی رهنمون شود و …


۲-نقد فیلم Late Spring (آخر بهار) راجر ایبرت (امتیاز ۴ از ۴)

شوکیچی پرفسوری هست که همسرش مرده و غرق در کار خود می باشد. دختر وی نوریکو کارهای خانه را انجام میدهد. هردو از این اوضاع راضی هستند تا اینکه خواهر پیر پرفسور به وی میگوید برادرزاده اش( نوریکو دختر پرفسور) بایستی ازدواج کند. نوریکو حدود بیست و پنج سال سن دارد که در ژاپن سال ۱۹۴۹ برای یک دختر مجرد نزدیک اواخر جوانی وی محسوب میشود. خواهر پیر به پرفسور هشدار میدهد که بعد از مرگ او نوریکو در این دنیا تنها خواهد ماند و وظیفه اوست که بزور هم که شده نوریکور را وادار به ازدواج کند و برایش شوهری پیدا کند که بتواند او را حمایت کند.پرفسور با بی میلی می پذیرد. زمانی که پرفسور میبیند دختر او با هرگونه ایده ازدواج مخالفت می کند، میگوید او نیز قصد دارد دوباره ازدواج کند. البته این یک دروغ است اما او آسایش خود را قربانی آینده دخترش میکند.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/PI/vlcsnap2011092121h17m19.pngو این چیزی است که به ظاهر در فیلم اواخر بهار ازو اتفاق می افتد . در لایه های عمیقتر که احساسی تر است ، چه اتفاقی می افتد؟ چرا که پدر و دختر مجبور به انجام کاری هستند که هیچکدام تمایلی به انجام آن ندارند و نتیجه آن رنجش و ناخشنودی می باشد. در این بین تنها عمه راضی خواهد بود شاید هم شوهر نوریکو، اگرچه ما هرگز او را نمی بینیم و به گفته عمه نوریکو " او شبیه گری کوپر میباشد البته در قسمت پایین صورتش و نه قسمت بالایی آن" این بصورت یک راز است که ازو هرگز مردی که نوریکو با آن ازدواج میکند را نشان نمیدهد. در فیلم بعدی اوایل تابستان (۱۹۵۱) در یک ازدواج تحمیلی میبینیم که چهره داماد بصورت مبهم در یک عکس گلف نمایش داده میشود. او مشتاقانه خانواده ای که وضعیت موجود آن توسط یک عامل خارجی تهدید میشود را نشان میدهد ،آنچه که برای عروس مهم است چیزی نیست که در حال شروع است بلکه چیزی میباشد که در حال پایان دادن به آن است.نام زن حاضر در هر دو فیلم نوریکو میباشد و هر دو نقش توسط ستاره بزرگ بازیگری ستسوکو هارا ایفا میشود که همه چیز را برای کار با ازو رها کرد. زمانی که استودیو از ازو خواست بازیگر دیگری را برای فیلم بعدی در نظر بگیرد او از ساخت فیلم بدون حضور هارا امتناع ورزید.در فیلم اوایل تابستان نوریکو با برادر و خانواده وی و والدین پیر آنها زندگی میکند. او تمایلی به ازدواج ندارد— یا حداقل تمایلی به ازدواج با بازیکن گلف ندارد. همان بازیگر (چیشو ریو( ۱۹۰۴-۱۹۹۳) ) که نقش پرفسور را در فیلم اول بازی میکرد در فیلم دوم نقش برادر را بازی میکند. در فیلم داستان توکیو نیز او نقش پدربزرگ را بازی میکند و هارا نقش عروس بیوه او را دارد. در هر سه فیلم سن وی برای نقشش درست در نظر گرفته شده است. اینکه او چگونه به طور متقاعد کننده این نقشها را در سن ۴۵ و ۴۹ سالگی اجرا میکند، خارج از توانایی من است که توضیح بدهم.اواخر بهار شروع یک دوره از فیلمهای ازو درمورد خانواده میباشد، منظور از فصل در عنوان فیلم ها به دوره زندگی شخصیتها اشاره دارد ،(همانطور که در آخرین فیلمش بعدازظهر پاییز(۱۹۶۲) ) آیا او یک فیلم مشخص را دوباره و دوباره می ساخت؟ به هیچ وجه!! – اوخر بهار و اوایل تابستان بصورت شگفت انگیزی متفاوت هستند. در فیلم دومی نوریکو این امتیاز را دارد که با دیالوگهایش ازواج با بازیکن گلف را نپذیرد . او یک مرد را پذیرفته و برای مدت طولانی به عنوان یک زن بیوه بچه دار شناخته می شود.اواخر بهار داستانی را میگوید که غمگین تر از آن است که شما در مورد آن فکر میکنید.در فیلم بین لبخند نوریکو و احساسش تضادی وجود دارد. لبخند او اغلب یک نوع نقاب میباشد. او در سکانس اولیه در جاییکه با دوست خانوادگیشان انودرا که بعد از فوت همسرش دوباره ازدواج کرده است بطور مشخصی میخندد. او میگوید چنین ازدواجی" پلید و ناپاک میباشد" و از انودرا متنفر میشود. نوریکو لبخند میزند و انودرا میخندد درحالی که نوریکو خیلی جدی است.اونودرا به پرفسور میگوید که وظیفه اوست که ازدواج نوریکور را فراهم سازد و خودش یک مورد خیلی مناسب را معرفی میکند:دستیار پرفسور هاتوری.

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/15-Late-Spring/9-Late-Spring.jpgنوریکو و هاتوری با دوچرخه به یک گردش در ساحل میروند و سپس شام را باهم میخورند، ما پیش خود فکر میکنیم احتمالا این دونفر بدرد هم میخورند. اما زمانی که پرفسور پیشنهاد ازدواج با هاتاری را به دخترش می دهد، نوریکو میخندد و می گوید هاتاری قبلا نامزد کرده است. ما پیش خود فکر میکنیم که چگونه و چه زمانی هاتاری صحنه فیلم را ترک خواهد کرد، وهمچنین چه فکری میکنیم وقتی میبینیم که هاتوری ، نوریکو را به کنسرت دعوت میکند و نوریکو میگوید که نمیخواهد "دردسر" درست کند و هاتوری را به تنهایی در کنسرت میبینیم درحالی که کلاهش را در صندلی بغلی گذاشته است. این امکان وجود دارد که نوریکو با او ازدواج کند؟ نوریکو ، هاتوری را دوست دارد ، او نیز نوریکو را دوست دارد، او ممکن است نامزدش را رها کند، دعوت به کنسرت مساله ای تعیین کننده بود، اما نوریکو پدرش را ترک نخواهد کرد و این فداکاری او بود.در این لحظه عمه نوریکو ( هاروکو سوگیمورا) با یک گزینه جدید برای خواستگاری او می آید: ساتاکه کسی که چهره اش شبیه گری کوپر می باشد. نوریکو به دوستش میگوید "فکر میکنم او بیشتر شبیه استاد الکترونیک هست".عمه با پی بردن به اینکه نوریکو به راحتی پدرش را ترک نمی کند ، به پرفسور پیشنهاد میکند با یک بیوه جوان به نام نیوا ازدواج کند. پرفسور نیز مانند دخترش دلش میخواهد تنها بماند، اما متوجه نقشه خواهرش برای فریب نوریکو شده است.ازو همه چیز را در یک سکانس به اوج خود میرساند: در صحنه نمایش رقص که نوریکودر کنار پدرش نشسته است . پرفسور با تکان دادن سرش به خانم نیوا سلام میکند و او هم در جواب میخندد و سرش را تکان میدهد. نوریکو این اتفاق را میبیند و توجه اش به نمایش رقص را از دست میدهد و سرش را از شدت ناراحتی به پایین می آورد و کمی بعدتر به پدرش میگوید " من باید برم جایی کار دارم." و از پرفسور دور میشود.در سکانس بعدی رویاروی ناراحت کننده ای وجود دارد. نوریکو از پدرش میپرسد:" شما میخواید ازدواج کنید؟" پدرش با تکان دادن سرش میگوید: "آم" (بله). نوریکو سه یا چهار بار به روش مختلف دوباره از او سوال میکند. و درنهایت پدرش باز میگوید:"آم" . نوریکو میپرسد: " با همان زنی که امروز دیدیم" پدرش میگوید:" آم" و او(پدرش) از امر ازدواج دفاع میکند و میگوید:" مادر تو در ابتدای زندگیمان خوشحال نبود و بارها دیدم که در آشپزخانه در حال گریه می باشد" و این بهترین استدلال پدر در تلاش برای متقاعد کردن دخترش به ازدواج بود.عمه که داماد جدید را پیشنهاد داده است میخواهد کارها را حل و فصل کند و مقدمات عروسی را انجام دهد. نوریکو مثل همیشه لبخند به لب دارد. ما چهره زیبای او رامیبینیم اما در لباس عروسی ناراحت به نظر میرسد. ولی ما مراسم ازدواج او و شوهرش را نمی بینیم و با پرفسور به تنهایی به خانه برمیگردیم که اقرار میکند نقشه ازدواج مجددش" بزرگترین دروغی بود که گفته بودم". در یکی از غم انگیزترین سکانس از فیلم های ازو ، پرفسور به تنهایی در اتاقش نشسته است و درحال پوست کندن یک سیب است. پوست کنده شده دارزتر و درازتر میشود تا اینکه دستش از حرکت می ایستد و سرش را از ناراحتی به پایین خم میکند.تصمیم پرفسور اغلب تحت عنوان "فداکاری" او شرح داده میشود. اما این چیزی نیست که او میخواهد. نوریکو به پدرش میگوید " من دوست دارم به شما کمک کنم و ازدواج من را خوشحالتر نمی کند. شما میتونید دوباره ازدواج کنید اما من میخواهم در کنار شما بمانم". مقاله ای وجود دارد که به تحقیق در مورد احتمال وجود میل سرکوب شده زنای بامحارم در فیلم اواخر بهار میپردازد. اما من شک دارم که در مورد ازو این امر صدق کند. به اعتقاد من در وجود نوریکو یک حس پنهان سرکوب میل جنسی وجود دارد، که قبلا در طول فیلم در مواجه با ازدواج مجدد این مساله را آشکار کرده است. او میخواهد برای همیشه در امنیت و آرامش در خانه به همراه پدرش بماند.

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/15-Late-Spring/8-Late-Spring.jpgاواخر بهار یکی از دو یا سه فیلم برتر ازو می باشد و با فیلم اوایل تابستان قابل مقایسه می باشد. هر دو فیلم از روش فیلمبرداری منحصر بفرد ازو بهره برده اند، که شامل موقعیت دقیق دوربین که تقریبا هرگز تکان نمیخورد، نقطه دید اغلب از سطح چشم فرد نشسته بر تاتامی می باشد. او تقریبا همیشه از لنز ۵۰ میلی متری استفاده میکرد که به گفته اش به چشم انسان شبیه تر بود.در این فیلم ازو به شکل غیرقابل بیانی زمان و فضا را برای نشان دادن آرامش و جریان عادی ترکیب زندگی خانوادگی بین پدر ودختر بکار گرفته است و از این رو آنها را درحال رفت و آمد به طبقه بالا و پایین خانه، در میان اتاق ها و راهروی خانه نشان میدهد اما کمی بعد در فیلم ، که آرامش وی توسط ازدواج تهدید شده ، نوریکو با بی حوصلگی اجناس خریداری شده را به بالا میبرد و آنها را بروی میز میگذارد، به اجبار برخلاف مهربانی ذاتی خود عمل میکند.اتفاقات زیادی خارج از دید در فیلم افتاده است اما نشان داده نشده است. پدر نوریکو از ناچاری چیزی را قبول کرده است که از وقوع آن تنفر دارد. عمه راضی و سنگدل و دیوانه کننده است و راه خود را میرود. همانطور که در داستان جان آستین اشاره شده باور عمومی بر این است که یک زن بعد از یک سن وسال به شوهر احتیاج دارد. اواخر بهار فیلمی است درباره دونفر که متاسفانه به این موضوع اعتقادی ندارند و درباره اینکه چگونه از سلیقه خود صرف نظر میکنند، نگرانی آنها نسبت به یکدیگر و نیاز آنها به فراهم کردن راحتی دیگران با تظاهر به موافقت با آنها.

ترجمه:محمد ولی دوتپه (salarmehr63)

اختصاصی نقد فارسی

این مطلب قبلا به طور اختصاصی در فروم نقد فارسی (اینجا) قرار گرفته بود.


۳-سه بند در معرفی جایگاه فیلم «آخر بهار»

صدای آمریکا

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/15-Late-Spring/2-Late-Spring.jpg«شاید بتوان اواخر بهار را کامل ترین فیلم اوزو دانست. بلندی طبع و انساندوستی سرشار اوزو در هیچیک از دیگر فیلم هایش به این درجه و تا این حد بوضوح عیان نبوده است. این کارگردان اصیل که همواره دغدغه شکنندگی و از هم پاشیدن کانون خانواده را دارد، در اینجا هم به بازگویی داستانی زیبا از عشق پدری می پردازد. «چی شو ریو» در نقش بیوه مردی ظاهر می شود که با دختر مجردش زندگی رظایتمندی را می گذراند. وی از آنجا که میداند دخترش هرگز او را ترک نخواهد کرد، وانمود میکند که خودش قصد تجدید فراش دارد.با این داستان ساختگی چی شو ریو دخترش را به ترک آشیانه و آغاز زندگی مستقل وامی دارد. در پایان فیلم پدر را میبینیم که تک و تنها بر روی زمین نشسته و فارغ از نگرانی بنظر می رسد، متین و با شکوه.»

آفتاب

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/15-Late-Spring/10-Late-Spring.jpg«کسانی که اوزو را حافظ سنت‌های ژاپنی برابر هجوم دنیای مدرن می‌دانند شواهد بسیاری در آخر بهار پیدا کنند: فیلمی مملو از شمایل نگاری‌ەای خاص ژاپنی ـ مراسم چای، باغ‌های ذن، معبدها، نمایش "نو"، چشم‌انداز اطراف کیوتو، چرخه‌ فصل‌ها (که در عنوان یان فیلم و چند اثر دیگر اوزو بدان اشاره می‌شود). با این حال تمام این جلوه‌ها در خدمت این مقصودند که سنت‌ ژاپنی با لیبرالیسم غربی سازگار شدنی نشان داده شود؛ یکیاز رشته سازگاری‌هائی که فیلم‌های اوزو روند تدریجی واجتناب‌ناپذیر آن را دنبال می‌کنند و به جای مرثیه‌سرائی برای گذشته، نیاز به دگرگونی را به رسمیت می‌شناسند. از لحاظ بررسی ساختار خانواده ژاپنی پس از دوران میجی و قوانین جدید ازدواج، فیلم دیدگاهی لیبرال اتخاذ می‌کند. آخر بهار نخستین حاصل هم‌کاری اوزو و کوگونودا است. معیارهای دقیق اعمال شده بر سبک بعدی اوزو این‌جا حی و حاضرند و سرانجام "نوریکو" نمونه قهرمان زن جدید و درون‌گرائی است که از این پس نیز در کارهای او نقش مهمی می‌یابد.»

روزنامه اعتماد

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/15-Late-Spring/11-Late-Spring.jpg«آخر بهار شاهکار جمع و جور و گرم استاد است. داستان پیرمردی تنها که برای اینکه دخترش را راضی به ترک او و رفتن به خانه بخت سازد، وانمود می کند خود نیز قصد ازدواج دارد. با شبکه یی ظریف و نامریی از روابط خانوادگی و مهرورزی های نامحسوس و به روال دیگر مرواریدهای اوزو از دل یک ملودرام خانوادگی، دریچه یی می شود به کشف رازهای جهان و پرتگاه تنهایی. آخر بهار اگر بهترین فیلم اوزو نباشد، بی تردید گرم ترین و دیدنی ترین فیلم اوست.


۴-نگاهی به فیلم «آخر بهار»،شاهکاری از یاسوجیرو اوزو

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/15-Late-Spring/12-Late-Spring.jpgفیلم آخر بهار اثر کارگردان شهیر ژاپنی پیش از هرچیز یک ملودرام ساده اجتماعی و نمایشی بی پیرایه از زندگی روزمره ای است که همه ما با آن روبه رو می شویم. داستان پس از گذشت این همه سال برای منی که در آن دوران وبه طور خاص در جامعه ژاپن نزیسته ام جذاب است و این انعطاف پذیری وبقای مفاهیم را می رساند.نکاتی که در این فیلم بیان شده است،براساس اشتراکات بسیار زیادی است که میان فرهنگ های گوناگون به ویژه جوامع شرقی وآنجا که به تدریج سنت های گذشته و حال وهوای کهنه با تازگی ها کنار می آید. ازدواج به عنوان محور اصلی فیلم بهانه ای است برای پرداختن به تغییرات جامعه وشرح اتفاقاتی است که همیشه در اطراف ما در حال وقوع هستند.شاید در نگاه نخست، فیلم خسته کننده به نظر برسداما موسیقی متن موثر وزیبای اثر،گوش نواز است وخستگی را کمرنگ می کند. موسیقی هماهنگ با لوکیشن ها مخاطب را به ادامه تماشای فیلم وا می دارد.ارتباط "نوریکو" با پدرش،ارتباط فضای روستایی وسنتی با شهر ومدرنیسم اش واندوهی که در طول فیلم موج می زند،حضور طبیعت در کنار فضای دست ساز آدمی و در نهایت ازدواج نقاط تاکید فیلم هستند.سکانس نخست،نمایشی است از سنن اصیل ژاپنی؛ حرکات وگفت وگوها و وظایف زنانه را در جامعه سنتی نشان می دهد. در ادامه نمایشی را از همین تصاویرمی بینیم. اما عناوینی مثل کوکاکولا یا BALBOA،مدرنیسم وسایه آن را برجامعه نمایان می کند و فضای پس از جنگ وپوست اندازی تدریجی فرهنگ والبته کنار آمدن با آن همراه با اندکی سختی؛گویی رابطه نوریکو با پدرش نمادی است از رابطه فرد با گذشته اش،فردی که همچنان به گذشته و سنت ها وفادار است وحاضر است آینده و لذت خودش را فدای سنن کند. مقاومت نوریکو در برابر ازدواج کردن نمودی از چنین موضوعی است. سرانجام بی آنکه تصویری از شوهر او نشان داده شود با این توضیح که شبیه گری کوپر است،دختر دست از مقاومت برمی دارد وتن به ازدواج و پیوستن به زندگی مدرن می دهد. گویی آوردن نام گری کوپر حضور سنگین فرهنگ وقدرت ایالات متحده را در دوران پس ازجنگ جهانی دوم بر جامعه ژاپن نشان می دهد.پدر(سنن) هم برجای خود باقی می ماند. ازدواج می کند وراهی برای کنار آمدن با شرایط تازه را پیدا می کند. همان گونه که فرهنگ ژاپنی بی آنکه از بین برود،با فرهنگ غربی همزیستی پیدا می کند.

نویسنده:حسین ولی زاده

منبع:وبلاگ ناقوس


۵-نقد و بررسی فیلم «آخر بهار »

در تاریخ سینمای ژاپن همیشه دو فیلم برایم از اهمیت خاصی برخوردار بوده اند.دو فیلمی که شاید برای اعتبار نیمی از سینمای ژاپن کفایت کنند:

آخر بهار (۱۹۴۹) و داستان توکیو (۱۹۵۳)

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/15-Late-Spring/1-Late-Spring.jpgهرچند ژاپن سینماگری چون کینوشیتا را با فیلم ماندگار ((افسانه ی نارایاما)) و البته میزوگوچی را با خیل آثار مهم در دل خود جای داده است، با این حال ازو با همین دو فیلم هم می تواند بر بام سینمای ژاپن قرار گیرد.یاسوجیرو ازو از ۱۹۲۷ به فیلمسازی روی آورد و تا پایان دوران فیلمسازی اش (۱۹۶۲)، ۵۴ فیلم را در کارنامه خود به ثبت رساند.دوران اول کاری ازو را فیلمهای رمانتیک و همین طور شومین جکی در بر می گیرد.اما دوران درخشان او از سال ۱۹۴۹ آغاز می شود که به فیلمهای خانوادگی، اداری معروف اند. در این دوران علاوه بر دو فیلم مذکور شاهد آثار متفاوتی از این کارگردان ژاپنی هستیم که از میان آنها می توان به طعم چای سبز بعد از برنج(۱۹۵۲) و بعدالظهر پاییزی(۱۹۶۲) اشاره نمود.اما همانگونه که آمد، آخر بهار در کنار داستان توکیو نه تنها از بهترین آثار ازو که بدون شک از مهمترین فیلمهای تمام دوران سینمای ژاپن نیز به حساب می آیند.اهمیت این دو فیلم از آن جهت است که به طور کامل بازگوکننده ی سبک کاری ازو هستند. حذف کشمکشهای داستانی، نادیده گرفتن درام و همچنین ایجاز، از خصوصیتهای دوران دوم کاری ازو و به خصوص این دو فیلم محسوب می شود.ازو را در هیچ تقسیم بندی سینمایی نمی توان متصور شد. (شبیه روبر برسون و محمدرضا اصلانی) با این حال پل شریدر، یاسوجیرو ازو را در کنار درایر و برسون، فیلم سازی معنوی (سبک استعلایی و نه دینی) می نامد.

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/15-Late-Spring/13-Late-Spring.jpgدر مورد ازو نظرات مختلفی ارائه شده که در برخی موارد او را فیلمسازی سنتی می دانند. در اینکه ازو به سنتها پایبند بوده شکی نیست؛ اما اینکه او را سینماگری سنتی بنامیم به کلی در اشتباهیم. کافی است به این مهم اشاره بکنم که در سالهای پس از مرگ ازو، به خصوص در دهه ی ۷۰ میلادی – ساخت فیلمهای مینی مالیستی توسط شانتال آکرمن به اوج خود می رسد. به گونه ای که این نوع سینما را با نام او می شناسند. حتی برخی از ناآگاهان در ایران، که به درک صحیح و مشخصی از سینما نرسیده، ازو را از پیروان و شاگردان شانتال آکرمن می دانند! در یک بررسی دقیق تر در می یابیم که آکرمن احتمالا شکل تکامل نیافته ی ازو باشد. اگرهم بخواهیم به تقسیم بندی پل شریدر تکیه نماییم، روزمرگی (که شیوه و اساس کار آکرمن است) یکی از ۳مرحله ی سبک کاری ازو(سبک استعلایی در سینما) محسوب می شود.فیلم های ضد داستانی و مینی مالیستی نیز در سالهای اخیر هم هوادارانی خاص یافته است؛ هوادارانی که گاهی یادشان نمی آید پیش از آنها کسانی چون ازو، روبر برسون و محمدرضا اصلانی هم بوده اند.در آثار ازو همیشه درگیری و کشمکش هایی در درون خانه اتفاق می افتد. عدم تفاهم دو نسل و شکاف بین آنها (پدر و دختر یا دختر و مادر و…)، از دغدغه های همیشگی ی ازو به حساب می آیند (هر چند که بعدها گاها به نتیجه ی مطلوبی می رسند و هر دو سمت احساس رضایت می کنند)

در فیلم آخر بهار، این کشمکش میان پدر(چیشو ریو) و دختر(ستسوکو هارا) روی می دهد. البته کشمکش از دیدگاه ازو آن چیزی نیست که در یک فیلم نامه یا فیلمی هالیوودی روی میدهد! اتفاقا بر خلاف فیلمسازان هالیوود، تمام سعی ازو بر این است که بدون خلق هیجان یا احساسات از پیش تعیین شده، به بیان مشکلات خانوادگی ی شخصیتهایش بپردازد. و در این راه یقینا هیچگاه از صافی های موجود در سینما هم استفاده نکرده است.فیلم از شخصیتهای زیادی بهره می برد.پدر، نوریکو، زن عمو، آیا و…

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/15-Late-Spring/14-Late-Spring.jpgاما هسته اصلی فیلم را نوریکو و پدرش شکل می بخشند. نوریکو دختری ست صمیمی و ساده دل که به غیر از بودن با پدر به چیزی دیگر نمی اندیشد ( او مدتی را در طی جنگ در اردوگاه به کار اجباری گذرانده). در طرف دیگر، پدر که سخت نگران نوریکو است با کمک زن عمو در پی تشکیل زندگی ی جدیدی برای او بر می آیند. در حقیقت جدال اصلی فیلم بر سر ازدواج نوریکو طراحی شده است. نوریکو نیز که تنهایی پدر را برنمی تابد با این مسئله مخالفت می کند. اما در آخر و در پی یک دروغ مصلحتی ( ازدواج مجدد پدر) تن به این امر می دهد.آخر بهار هم به مانند دیگر فیلمهای ازو از داستان پیچیده ای برخوردار نیست. همه چیز در سادگی بیان می شود. سادگی ای که البته باید آن را حاصل سال ها مشقت دانست. نه اوجی، نه فرودی؛ فیلم اینگونه مخاطب را تا انتها با خود همراه میکند. اما شیوه ی ازو زمانی جایگاه ویژه تری می یابد که بدانیم روبر برسون اولین فیلم مهم خود (خاطرات کشیش روستا ۱۹۵۰) را یک سال بعد از آخر بهار می سازد. و اگر حافظه ی مان یاری دهد، زاواتینی و دسیکا نیز سه سال بعد دست به ساخت امبرتود (بزرگترین اثرشان) می زنند. (که از این جهت در طول تاریخ سینما کمتر به این مهم اشاره شده است.)

در واقع آنچه که زاواتینی سالها در پی آن بود ( خلق اثری عاری از کشمکش های مرسوم و نمایش زندگی بدون استفاده از درام پردازی و ترسیم اوج و فرودهای رایج در سینما) را ازو پیشتر به بهترین وجه ممکن به وجود آورده بود.هر چند این بدین معنا نیست که امبرتود را فیلمی معمولی بدانیم؛ بلکه بحث اصلی بر سر مقدم بودن ازو است(حتی در برابر کسی چون روبر برسون بزرگ و دوست داشتنی) نه برتری یا هر چیز دیگر.ازو در آخر بهار شاید برای اولین بار نشان داد که می توان زندگی را بدون استفاده از احساس های دستمالی شده و شکل ثابت فیلم نامه ای هالیوودی به تصویر کشید. به همین سبب از دیدگاه یک بیننده ی هالیوودی، آخر بهار می تواند فیلمی سرد و راکد و معمولی جلوه کند. نه از عشق بازی های آنچنانی می تواند اثری بیابد و نه از خشونت. جایی هم برای قهرمان بازی و میهن پرستی در این فیلم تدارک دیده نشده. حتی پسر جوانی هم که قرار است با نوریکو زندگی کند را اصلا نمی بینیم و تنها کمی درباره او از دیگران (پدر و زن عمو) میشنویم.

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/15-Late-Spring/15-Late-Spring.jpgدر فیلم هم شادی نوریکو را می بینیم و هم خیسی چشمش. گاهی می ترسد و گاهی احساس آرامش می کند. با این همه اما، مهمی که موجب می شود ازو را چنین متفاوتتر بیابیم، شیوه و نگاه اوست. مثلا درست در زمانی که مخاطب انتظارش را ندارد، نوریکو می گرید.(شبیه گریه ژان در اولین صحنه های فیلم محاکمه ژاندارک ۱۹۶۲، ساخته ی روبر برسون) به این ترتیب او نه مخاطبش را احساسی میکند و نه خواهان ایجاد موجی از همدلی ی آنی و موقتی است. ازو برای خنثی کردن هر گونه همراهی ی اینچنینی، موسیقی اش که در سراسر فیلم نواخته می شود را، در این لحظات فراموش میکند. و این یکی از همان صافی های ست که سخت از آن دوری می جوید. شیوه ی به کارگیری دوربین هم به همین گونه است. ازو هیچ تفسیر و یا تحلیلی را از طریق تغییر زاویه و یا ارتفاع دوربین بر نمی تابد. تقریبا در تمام فیلم های او ارتفاع دوربین در سطح چشم شخصیت فیلم است.(زمانی هم که بر روی تشکچه ی تاتامی نشسته اند ازو ارتفاع دوربین خود را پایین آورده تا هم سطح آنها قرار گیرد.) در هیچ فیلمی از ازو نمی توانید به این مورد برخورد کنید که او با استفاده از دوربین، نوعی نگرشی خاص به آدم های فیلم اش داده باشد. بلکه او از طریق گفتگو و نشان دادن جزییات به این مهم دست می یابد و زندگی را به تصویر می کشد.(در فیلم ازو حتی افتاده یک مجله از روی میز هم مهم است، و خواب رفتگی ی پایی…)

تدوین یکی دیگر از موارد مهم در آثار ازو و مشخصا آخر بهار است. قطع ساده ومتعارف و نماهایی گاها با طول زمانی زیاد شیوه ی مورد پسند او است. (تا حدودی شبیه برسون) برشها نه بر اساس اتفاقات فیلم بوده و نه برای عدم خستگی احتمالی مخاطب! شاید به گونه ای ریتم فیلم را باید متواضعانه و اندیشمندانه دانست؛ درست شبیه خود ازو ی دوست داشتنی.آخر بهار نمایش یک زندگی است. نمایش یک دلبستگی. اینکه همه چیز در خانه خلاصه می شود و بیرون از خانه جایی نیست که بتوان به آن امیدوار بود. با این حال زندگی از نظر ازو هم چنان ادامه می یابد.(توجه کنید به نمایی در اواخرفیلم که در قسمت انتهایی آن، پدر در حال عبور از کادر دیده می شود، درحالی که جلوی قاب را جریانی از آب روان از آن خود کرده است)

نوریکو برای پدر فداکاری می کند و پدر در آخر برای سعادت دختر، رنج تنهایی را به جان می خرد. همه به هم عشق می ورزند؛ حتی در زمانی که بر سر ازدواج نوریکو اختلافی به وجود می آید، با گفتگو و در آرامش سعی در پی حل آن دارند. در این بین هر چند نوریکو احساساتی و تا حدودی بچه گانه عمل می کند (و البته گاهی هم اعتراض چاشنی آن است)، اما هیچ نشانی از بی احترامی در لحن او دیده نمی شود. همه به نوعی همدیگر را دوست دارند. و ازو مروج این محبت هاست و دوست داشتن ها.آخر بهار در دورانی که انسانها کمتر به دیگران می اندیشند و بیشتر به خود، می تواند شعری ناب و صمیمی باشد و راهی برای دوست داشتن یکدیگر….

نویسنده:محمدرضا رکن الدینی

منبع:وبلاگ سینماتوگرافی


۶-نگاهی به زندگی و آثار یاسوجیرو ازو:هنرمندی،پاسدار سنت های شرق

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/15-Late-Spring/6-Late-Spring.jpgیاسوجیرو اوزو در تاریخ دوازدهم دسامبر سال ۱۹۰۳در منطقه فوکاگارا در توکیو به دنیا آمد.او دومین پسر خانواده بود و سه خواهر و یک برادر داشت. پدرش دلال کود شیمیایی بود. ده ساله بود که پدرش تصمیم گرفت افراد خانواده را به شهر مانسوزاکا که شهر خانوادگی آنها بود، روانه کند.اوزو در دوران تحصیل شاگرد ممتازی نبود و نتوانست بیشتر از مقطع دبیرستان تحصیل کند. وی از سال ۱۹۱۳ تا سال ۱۹۲۳ یعنی از ۱۰ تا ۲۰ سالگی را، دور از پدر و نزد مادرش گذرانید، و شاید به همین دلیل دوران کودکی و نوجوانی وی به دور از نظارت های جدی و توأم با عواطف و احساسات مادری بوده است. اوزو از همان سال های تحصیل در دبیرستان به سرکشی پرداخت.در دوران دبیرستان توجه او به مسائلی خاص و دور از ذهن سایر همکلاسی هایش معطوف شد. به عنوان مثال او علاقه شدیدی به مطالعه رمان های ادبی ژاپنی داشت و همچنین به سینما رفتن و تماشای فیلم عشق می ورزید.وی اغلب به دیدن فیلم‌ های خارجی می‌رفت و با دوستانش دربارۀ بازیگرانی چون لیلیان گیش و ویلیام. اس. هارت صحبت می‌کرد. وی از یاد‌آوری این خاطره همواره با غرور یاد می‌کرد که در امتحانات ورودی دبیرستان بازرگانی، در همان ساعت امتحان، در سینما مشغول دیدن فیلم «زندانی زندا» ساخته رکس اینگرام بوده است.سرانجام پس از پایان دبیرستان در دهکده کوچکی در منطقه ای کوهستانی معلم ‌شد. او در سال ۱۹۲۳ با سایر اعضای خانواده به توکیو باز‌گشت و به رغم مخالفت پدرش وارد حرفه سینما ‌شد و توسط عمویش به یک استودیوی سینمایی معرفی شد. ابتدا به عنوان دستیار فیلمبردار به فعالیت پرداخت، که در آن زمان کاری بدنی و پر زحمت بود.همکاری و هم صحبتی او با کارگردان‌ ها و تکنسین‌ های مختلف، برایش تجربیات فراوانی به همراه داشت. اوزو برای آنکه به خدمت سربازی نرود، خودش را به‌ عنوان نیروی ذخیره معرفی کرد. با این وجود در سال ۱۹۲۴ برای گذارندن یک دورۀ آموزشی فراخوانده شد، ولی وی تمارض کرد و بیشتر مدت دورۀ آموزشی را در بیمارستان ارتش گذراند.پس از پایان دوره، ازو دوباره به حمل دوربین برای فیلمبرداران مختلف پرداخت و به کسب تجربه ادامه داد، او در آن زمان در استودیوی «کاماتا» در شوچیکو دستیار سوم هیروشی ساکائی فیلمبردار معروف فیلم‌های «اوشی هارا» بود. در سال ۱۹۲۶ به دستیاری اوکیو کارگردان فیلم‌های کمدی پرمخاطب انتخاب شد.

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/15-Late-Spring/3-Late-Spring.jpgاوزو از سال ۱۹۲۸ به‌عنوان کارگردان فیلم‌های کمدی عامه‌پسند به کار پرداخت. ابتدا هدف او فیلمسازی از نوشته‌های خودش بود، ولی «شمشیر مکافات» را بر اساس یکی از آثار جرج فینز موریس ‌ساخت، که فیلمنامه آن را شخصی به نام کوگونودا نوشته بود، که طی سال‌های بعد، با همکاری خود اوزو، فیلمنامه تقریباً تمام فیلم ‌های بعد از جنگ او را نوشت.اوزو قبل از پایان این فیلم به خدمت سربازی فراخوانده شد. بعد ها وقتی این فیلم را در سینما دید نتوانست آن را اثری از خود بداند. اوزو از دهۀ سی به بعد ساختن فیلم ‌های کمدی را کنار گذاشت و شروع به ساختن فیلم ‌های واقع گرای اجتماعی کرد.در این زمان ادبیات پرولتاریا در اوج شکوفایی بود و «میزو گوشی» و سایرین شروع به ساختن فیلم‌های چپ‌ گرا کرده بودند و در آنها به بی‌عدالتی‌های طبقاتی می‌پرداختند.در همین هنگام، اوزو به مضامین مرتبط با مردم عادی طبقه متوسط می‌پرداخت، وی از این زمان به بعد به تدریج در آثارش گرایش به سمت سادگی پیدا کرد و به طور کلی از فرم بصری پیچیده و متکلف پرهیز می کرد.

«متولد شدم، اما… » (۱۹۳۲) یکی از فیلم‌های کمدی اوزو و نخستین فیلم مهم او محسوب می‌شود. دو پسر بچه متوجه می‌شوند که پدرشان آدم مهمی نیست و تنها کارمند معمولی یک شرکت است. این دو برادر بر این گمان بوده‌اند که پدر آنها مردی کامل و محترم است، ولی از طریق چند فیلم خانوادگی متوجه می‌شوند که وی به‌ خاطر چاپلوسی رئیس، خود را به شکل دلقک‌ها درآورده و به دستور او به هنگام کار شکلک در می‌آورد.فیلم تصویر کننده معصومیت دوران کودکی است، معصومیتی که در دنیای بزرگسالان قابل تعریف نیست. اوزو دربارۀ ساختن این فیلم گفته است که ابتدا می‌خواسته فیلمی درباره کودکان بسازد ولی کارش را با ساختن فیلمی درباره بزرگسالان به پایان رسانده است.معصومیت کودکانه را در صحنه‌ای به خوبی می توان، حس کرد که برادر بزرگتر که هم نمره‌ هایش از پسر رییس بهتر است و هم خودش از او قو‌یتر، می فهمد اگر این همه درس بخواند باز هم باید سرانجام زیردست پسر رئیس کار کند، بنابراین ترجیح می‌دهد که دیگر درس نخواند و به مدرسه نرود.

«تنها پسر» (۱۹۳۶) اولین فیلم ناطق اوزو است با درونمایه‌ای شبیه آثار دیگرش، که موقعیت پیچیده و چند وجهی خانواده در ژاپن را به تصویر می‌کشد. محتوای فیلم از عمق و اهمیت بسیاری برخوردار، و بسیار قابل تامل است.

«پدری بود» (۱۹۴۲) شعری در توصیف عشق پدرانه، و روایت کننده احساسات مردی نسبت به تنها دلمشغولی‌اش در زندگی است: «پسرش». وقتی در انتهای فیلم پدر می‌میرد، به هنگام مراسم تدفین، پسر ظرفی که خاکستر پدرش در آن است را به کناری می‌گذارد و علاقه‌ای به یادآوری گذشته ندارد. این پایان بندی، در آن زمان غیرآموزنده تلقی شد، ولی از نگاه تماشاگر امروزی این پایان بسیار واقع گرا و غیر کلیشه‌ای به نظر می‌آید.

«آخر بهار» (۱۹۴۹) یک درام خانوادگی درباره مشکلات شوهر دادن یک دختر وظیفه‌شناس است که نمی‌خواهد پدرش را تنها بگذارد. «آخر بهار» فیلمی به شدت ژاپنی و با جلوه‌ های مخصوص فرهنگ آن دیار است: مراسم چای، باغ‌های ذن، معبدها، نمایش «نو» و… در این فیلم باز می‌توان اوزوی حافظ سنت‌های ژاپنی و شرقی را در مقابل هجوم دنیای مدرن دید. «آخر بهار» توصیفی پر احساس درباره «از دست رفتن ها» است، آن هم نه به گونه‌ای ملودراماتیک بلکه به شکلی تأمل برانگیز وکنترل شده.

در «اول تابستان» (۱۹۵۱) نوزده شخصیت در فیلمی گرد هم آمده‌اند که شامل سه بخش است: دیدار عموی بزرگ خانواده، شوهر یابی برای نوریکو(دختر خانواده)، عکس‌العمل خانواده به نقشه ازدواج او. این سه بخش با دقت فراوان طراحی و ترکیب شده‌اند. «اول تابستان» در اصل به کیفیت نامطمئن ازدواج عاشقانه، می‌پردازد.

«داستان توکیو»(۱۹۵۳) شاهکار اوزو، حکایت جدایی نسل‌ها و تغییر احوال روزگار، یکی از مهم ترین فیلم‌های تاریخ سینماست. «داستان توکیو»حکایت روزمره گی هم هست که پیرمرد و همسرش را به تدریج می‌بلعد. فرزندان هم که در جامعه مدرن ژاپن هر کدام مشغول کار و زندگی خود هستند و نمی‌توانند وقت چندانی برای پدر و مادر خود اختصاص دهند، جلوه‌هایی از این روزمره گی هستند.«داستان توکیو» در عین سادگی بسیار زیبا و کامل است. سادگی که خاص آثار اوزو است و تصویری کامل از یک خانواده ژاپنی به دست می‌دهد. اوزو خودش، علاقه زیادی به این فیلم داشت و در این مورد گفته است که سعی کرده تا از طریق والدین و فرزندان نشان دهد که چگونه پیوند خانواده های ژاپنی شروع به از هم پاشیدن کرده است.

در «اول بهار» (۱۹۵۶) اوزو نشان می‌دهد که چگونه در دنیای امروز، اضطراب ‌های فردی و اجتماعی در زندگی انسان ریشه دوانده است. به‌ رغم تسلط بر نفسی که بیشتر شخصیت های فیلم به دنبال آن هستند، بسیاری از آنها سردرگم اند. مسئله‌ای که یکی از دلایلش می تواند رکود اقتصادی ژاپن در آن سال ها باشد. فیلم «اول بهار» با بازی خوب بازیگران و مضمون عمیقش تماشاگر را ناامید نمی کند، چرا که فیلمساز در پایان فیلم چنین القا می کند که همواره روزنه امیدی وجود دارد.

«گل بهاری»(۱۹۵۸) در تضاد با فیلم ‌های دیگر اوزو مثل «آخر بهار» و «آخر پاییز» که والدین به ازدواج فرزندانشان رضایت می‌دهند، قرار دارد. اینجا کاراکتر پدر با دخترش سخت گیرانه برخورد، و با انتخاب او مخالفت می‌کند. مایه اصلی و مهم «گل بهاری» از دست رفتن اقتدار پدر ها در عصر جدید است.

«صبح بخیر» (۱۹۵۹) بازسازی فیلم شاخص صامت اوزو «متولد شدم اما… » (۱۹۳۲) است. در فیلم «متولد شدم اما…» نوکر صفتی پدر در اداره، موجب ناراحتی و قهر دو بچه شده بود و در «صبح بخیر» نخریدن تلویزیون موجب این قهر می‌شود.

«صبح بخیر» جدا از فیلم مورد اقتباس، به تنهایی اثری دیدنی و جذاب است. دو پسر بچه فیلم بازی درخشانی ارائه می‌دهند و تماشاگران را به همراهی با خود وا می‌دارند.

«علف‌های شناور» (۱۹۵۹) حاصل در خواست ماساییچی ناگاتا، تهیه کننده فیلم ‌های میزوگوشی و رئیس کمپانی دایئی از اوزو است تا نخستین فیلم رنگی خود را بسازد. اوزو و کرگونودا (فیلمنامه‌نویس) به بازسازی فیلم قبلی خود داستان «علف‌های شناور» (۱۹۳۴)دست زدند و مکان رخداد های ماجرا را به شهری ساحلی آوردند. میگاوا، فیلمبردار همیشگی میزوگوشی در این فیلم، فیلمبرداری درخشانی ارائه کرده است.

«آخر پاییز» (۱۹۶۰) طرحی آشنا از روی الگوی فیلم «آخر بهار» دارد. ولی به جای ارتباط پدر و دختر به روابط مادر و دختر می‌پردازد. تأکید اوزو در این فیلم آن است که افراد حتی از روی خیرخواهی، نمی‌توانند سلطه خود را به ‌زور بر زندگی دیگران تحمیل کنند.

«پایان تابستان» (۱۹۶۱) تصویر دقیقی از فروپاشی خانواده‌ای بورژوا ارائه می دهد و به ثبت وقایع ژاپن در اواخر دهه ۱۹۵۰ می پردازد. اوزو صحنه‌هایی که در کارخانه اتفاق افتاده را قطع می‌کند به نماهایی از بشکه‌هایی که در آفتاب قرار دارند. در این صحنه گویی راهرو، بشکه‌ها و ساختمان اداره بدون توجه به محنت‌ها آدمیان به زندگی بی‌تفاوت خود ادامه می‌دهند.

در «بعد از ظهر پاییزی» (۱۹۶۲) اوزو، از سویی علاقه همیشگی خود را به جوانان نشان می‌دهد و از سویی دیگر در بسیاری از صحنه‌های فیلم حس غم غربت را القا می‌کند.

«بعد از ظهر پاییزی» آخرین فیلم اوزو است. داستان فیلم درباره شومی هیراباما مرد زن مرده و قانعی است که پسرش کوئیچی ازدواج کرده و پسر دیگرش کازوئو در دانشگاه درس می‌خواند و دخترش می‌چیکو هنوز شوهر نکرده است.پدر پی می‌برد که دخترش دوست دارد ازدواج کند، اگر چه خودش انکار می‌کند. سرانجام می‌چیکو ازدواج می‌کند، پس از ازدواج می‌‌چیکو، پدر به خانه‌ای بازمی‌گردد که اکنون خالی است و جز کازوئو کسی در آن نیست.

«بعد از ظهر پاییزی»، گویی جمع‌بندی نهایی همۀ مضامین آشنای اوزو است. موضوع نسل قدیم و نسل جدید در یک خانواده سنتی ژاپنی، تعمق روی شیوه‌های سنتی زندگی و باز هم موضوع تنها شدن والدین پس از رفتن فرزندانشان.

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/15-Late-Spring/4-Late-Spring.jpgدر مجموع اوزو ۵۳ فیلم ساخت، که ۳۳ فیلم صامت و بقیه ناطق هستند. تعداد فیلم ‌های رنگی او که از سال ۱۹۵۸ آغاز می شوند، شش فیلم است. از ۲۲ فیلم ازو هیچ‌گونه کپی، نگاتیو یا حتی فیلمنامه ای در دسترس نیست.بیشتر فیلم ‌های اوزو در استودیوهای کمپانی شوچیکو تهیه شده است. در سال ۱۹۲۷ محل استودیو ها در شهر گاماتا قرار داشت، و در سال ۱۹۳۷ به شهر اوفونا منتقل شد.موقعیت دوربین اوزو همواره به زمین نزدیک است. یعنی ارتفاعی حدود دو فوت تا سطح زمین دارد، درست به اندازه‌ای که کسی روی حصیر تاتامی اتاق ژاپنی می‌نشیند. دوربین اوزو اغلب ساکن است او به سختی حاضر به حرکت دادن دوربین است. حرکت کاراکتر های فیلم‌های اوزو بسیار کم است، کمتر پیش می آید که آنها راه بروند و اگر چنین کنند در فاصله‌ای دور دیده می‌شوند.صحنه ‌های فیلم های اوزو قبل از ورود کاراکتر ها خالی هستند و پس از ترک صحنه باز هم تا مدتی کوتاهی خالی می‌مانند. اوزو هیچ‌گونه تأثیر پذیری از فیلمسازان دیگر را قبول نداشت، اگر چه اعتراف می‌کرد که پس از ورود به شوچیکو به منظور مطالعه و بررسی تکنیک‌های مورد استفاده بزرگان گذشته سینمای ژاپن، تعداد زیادی فیلم ژاپنی دیده است.

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/15-Late-Spring/7-Late-Spring.jpgوی در این مورد که سبک کارگردانی ویژه اش را، خود برگزیده و بدون هر گونه تقلید از دیگران به کار فیلمسازی پرداخته، اصرار می‌ورزید. اوزو در جایی گفته که برای وی کسی به‌عنوان معلم وجود نداشته و تنها به نیروی خود متکی بوده است.خانواده ژاپنی و روابط میان نسل‌ ها، هرگز به چنین صمیمیت، واقع گرایی و شیوۀ استادانه ای که اوزو در آثارش به کار گرفته، در سینمای ژاپن به تصویر کشیده نشده است.اوزو هرگز ازدواج نکرد و تمام عمر خود را با مادرش به سر برد. این موضوعی عجیب و قابل تامل است که اوزو چگونه با این مهارت، زندگی خانواده های ژاپنی و ارتباط بین نسل‌ها را مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌داد، در حالی که خود ازدواج نکرده بود.اوزو از ابتدا کادر ثابتی از نویسندگان و عوامل فنی را در اطراف خود داشت و در مواقع لزوم از آنها استفاده می کرد. فیلمنامه نویس ‌هایی مانند «نودا»، «اکیرا فوشیمی»، «تادانو ایکیدا» و فیلمبردار معروف «هیدئو شیگه ‌هارا»که پس از مدتی دستیار او «یوهارو آتوستا» جانشین او شد.اوزو در سال ۱۹۶۳ برای ساختن یک فیلم تلویزیونی به کاماکورا رفت و پس از آن خود را بسیار خسته و فرسوده یافت، عامل اصلی این ناراحتی بیماری زخم معده اش بود. او مدتی در بیمارستان تحت درمان و عمل جراحی قرار گرفت و پس از بهبودی نسبی به ناکانیشی رفت، اما سرانجام بیماری اش عود کرد و اوزو در تاریخ دوازدهم دسامبر همان سال درگذشت.علت مرگش سرطان تشخیص داده شد. خاکسترش در معبد اینکاگو در کیتا کاماکورا دفن شد. محلی که بیشتر زندگی او در آنجا گذشته بود. می‌گویند وی آن شب در حالی که دردی شدید را تحمل می‌کرد و چیزی به مردنش نمانده بود به کسی که به عیادتش رفته بود با نگاه و اشاره کردن به در و دیوار بیمارستان و همچنین به خودش با لبخند گفت: «این طور که پیداست مثل اینکه درام خانوادگی تا آخر ادامه دارد!»

نویسنده:نیما نوربخش

منبع:سازمان تبلیغات اسلامی

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of