La La Land (لالالند)

کارگردان : Damien Chazelle

نویسندگان : Damien Chazelle

بازیگران : Ryan Gosling, Emma Stone, Rosemarie DeWitt

خلاصه داستان : عشق غم‌ها را کنار می‌زند و زندگی روزمره را برهم می‌زند‌. مردی که نوازنده جاز است و دیگری بازیگر است. نوازنده دیگر نمی‌تواند بنوازد و بازیگر دیگر نمی‌تواند بازی کند.

 

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

 

 

منتقد: جیمز براردینلی-امتیاز ۸٫۸ از ۱۰ (۳٫۵ از ۴)

 

 

“لالالند” که ساختش پس از «ویپلش» اولین اثر کارگردان «دیمین شَزل» قابل پیش‌بینی به نظر می‌رسید، جادویی از آب درآمده که این هم به لطف تسلط کامل فیلمساز بر موضوع است. شزل تنها قصد داستانگویی صرف ندارد (که البته داستان هم تعریف می‌کند). همچنین تنها نمی‌خواهد تماشاگر را تهییج کند. و قصد ندارد با استفاده از نوستالژی فیلم خود را ماندگار سازد (که البته تاثیر نوستالژی بر موفقیت این اثر در نگاه تماشاگر غیر قابل انکار است). “لالالند” نه تنها بهترین فیلم موزیکال تولیدشده در سال‌های اخیر است، بلکه مسلما بهترین محصول موزیکال (نه در حوزه انیمیشن) از هر نوعیست که از زمان فیلم دلنشین «مغازه کوچک وحشت» تولیدشده در سال ۱۹۸۶ روانه‌ی سینماها شده. بله، از «شیکاگو» پرطراوت‌تر، از «بینوایان» ناب‌تر و موفق‌تر از هر اثر مشابه دیگری.

 

La La Land (2016)برای ساخت “لالالند” شزل زمان را به عقب بازگردانده. سبک، رویکرد، کار با دوربین، رنگ‌پردازی و بینش فیلم برآمده از قلب دهه ۱۹۵۰ است. بازیگران اصلی، «رایان گاسلینگ» و «اما استون» به تناوب تداعی‌گر جین کلی، فرد آستر و جینجر راجرز (بازیگران سبک موزیکال) هستند. شزل و فیلمبردارش، «لاینوس سندگرن»، برداشت‌های بلند را دوست دارند و مسلما هیچ‌کدام به اندازه‌ی صحنه‌ی آغازین، جاه‌طلبانه نیست؛ سکانسی که رانندگان در یک آزادراه پرترافیک از ماشین‌هایشان خارج می‌شوند و از رقص و آواز خواندن به مثابه التیامی برای کاستن تنش جاده‌ی عذاب‌آور استفاده می‌کنند. علاقه‌ی سازندگان این فیلم به عصر طلایی موزیکال، به وضوح در این صحنه مشخص است و این علاقه در تک‌تک نما‌های “لالالند” نفوذ کرده. به استثنای تعدادی اظهارات توهین‌آمیز (که احتمالا به دلیل قرارگرفتن در رده‌های بالاتر درجه سنی در فیلم گنجانده شده)، عنصری در فیلم نمی‌توان یافت که با حال و هوای دهه ۱۹۵۰ در تناقض باشد. طراحی صحنه مدرن است اما کاملا حسی کلاسیک را به تماشاگر منتقل می‌کند که از نکات مثبت فیلم به شمار می‌رود.

 

La La Land (2016)دیمین شزل نه تنها به موزیکال‌های کلاسیک علاقمند است، بلکه عاشق سبک جاز هم هست. این علاقه در «ویپلش» فیلم قبلیش هم مشهود بود ولی این‌جا کاملا مشخص است. شخصیت مرد اصلی فیلم یک موسیقی‌دان جاز ناامید است و جنبه‌ی کلیدی داستان بر همین تغییر گرایش او از موسیقی به بانوی اول فیلم استوار است. شزل از نمایش انواع موسیقی جاز هیچ ابایی ندارد؛ او سبک کلاسیک را به شیوه‌ای ماندگار و مدرن نمایش داده که بینندگان نسل جوان را نیز جذب می‌کند. «جان لجند» نیز بعدتر به فیلم اضافه می‌شود.

 

“لالالند” به پنج بخش تقسیم شده که در فصول سال نمود پیدا کرده: زمستان، بهار، تابستان، پاییز، زمستان. اگرچه در ابتدا تجدید خاطراتی برای موزیکال‌های قدیمی به چشم می‌آید، اما به تدریج هویت خود را یافته و تثبیت می‌کند. از لحاظ موضوعی، فیلم هیچ نوآوری پیش‌گامانه‌ای ندارد. از آن نوع داستان‌هاییست که پسر دختر را می‌بیند، پسر و دختر عاشق هم می‌شوند و پسر دختر را از دست می‌دهد و در ضمن به بیننده خاطرنشان می‌سازد که هر رویایی بهایی دارد. “لالالند” یک فیلم رویایی اما واقع‌گرایانه است. به جای این که پایانی شاد داشته‌باشد که هرچیزی در آن امکان‌پذیر است، به نوعی معکوس فیلم «چه زندگی شگفت‌انگیزی» می‌باشد که نشان می‌دهد چگونه شرایط در یک فیلم با دیگری متفاوت است.

 

La La Land (2016)شزل از بازیگران اصلیش کاری می‌خواهد کارستان! آن‌ها باید آواز بخوانند (و بسیار خوب هم می‌خوانند) و برقصند (که در این یکی بیش از حد خوبند). بازیگران باید قادر باشند تعادل کمدی و درام را حفظ کنند و هنگام خیره‌شدن به یکدیگر و گرفتن دستان همدیگر چشمانشان برق بزند. گاسلینگ و استون بازیگران ماهری هستند (هر دو نامزد اسکار بوده‌اند) اما در این‌جا علاوه بر بازیگری، شیمی بینشان نیز بسیار مهم است که البته بی‌نقص از آب درآمده. آوازخوانی گاسلینگ و استون در این فیلم دیدنی و شگفت‌انگیز است (پس از یک شروع نه‌چندان مطمئن، استون بیننده را میخکوب می‌کند). شزل تلاش داشته تا از صدای اصیل خود بازیگران استفاده بهینه را ببرد و به جای استفاده از خوانندگانی در پشت صحنه همانند «مارنی نیکسون» (بانویی که در عصر طلایی موزیکال در پشت صحنه بسیاری از فیلم‌ها به جای بازیگران اصلی آواز خواند)، به فیلمش اعتباری دوچندان ببخشد. دوره‌ای در فیلم وجود دارد که شزل عامدانه بر خلاف قواعد رایج دهه ۱۹۵۰ عمل کرده.

 

La La Land (2016)اولین ملاقات بیننده با میا (اما استون) و سباستین (رایان گاسلینگ) در ترافیک آزادراه است که البته هیچ‌کدام در رقص و آوازخوانی مذکور در آن صحنه شرکت نمی‌کنند. زندگی آنان همانند ماشین‌هایشان ایستا و بی‌رمق است. رویاهایشان دور از انتظار و دست‌نیافتنی به نظر می‌رسند. سباستین رویای تاسیس کلوب جاز خود را در سر می‌پروراند اما در حال حاضر مشغول نواختن پیانو در روزهای کریسمس و در رستوران «جی.کی سیمونز» بداخلاق است. میا هم بازیگر سرحالیست که منتظر پیشنهادات مختلف بازیگریست اما اکنون بالاجبار به عنوان باریستا (شخصی که در قهوه‌خانه نوشیدنی‌های با پایۀ اسپرسو را آماده و تحویل می‌دهد) فعالیت می‌کند. این دو سرگردان به راه خود ادامه می‌دهند تا این که با هم ملاقات می‌کنند. سه بار طول می‌کشد تا جرقه‌ی احساسی بین این دو زده شود. تابستان فرا می‌رسد و این دو عاشق یکدیگرند اما به تدریج میزان حرارت عشق آن‌ها همانند ترتیب فصول سال به ورطه‌ای قابل پیش‌بینی سقوط می‌کند.

 

La La Land (2016)نشاط موجود در “لالالند” گستاخانه است اما هیچ‌گاه شیرین نیست. این نکته‌ی کلیدی چیزیست که فیلم به دنبال آن است. فیلم به ما اجازه می‌دهد با شخصیت‌ها برقصیم اما این احساس هیچ‌گاه مصنوعی به نظر نمی‌رسد. لحظات دراماتیک آن، بسیار هوشمندانه‌تر از موزیکال‌های مشابه است. شزل به گسترش داستانی یک اثر عاشقانه‌ی شخصیت‌محور و متقاعدکننده به اندازه موسیقی متن بها داده. اگرچه تمامی آوازها و ترانه‌ها ماندگار نیست، اما حداقل دو قطعه‌ی «مصاحبه‌ی شغلی» از میا و «شهر ستارگان» از سباستین گوش‌نواز و شنیدنیست. این ترانه‌ها معمولی نیستند که به راحتی در میان الحان مشابه گم شوند. پنج یا شش قطعه‌ی اصیل در فیلم وجود دارند که محال است به این زودی‌ها فراموش شوند (موسیقی فیلم اثر جاستین هورویتس و ترانه‌ها نوشته‌ی «بنج پاسِک» و «جاستین پائول» هستند).

 

ظاهرا هر سال در فصل جوایز اسکار بینندگان می‌توانند یک یا دو اثر موزیکال جدید تماشا کنند. بیشتر آن‌ها خوش‌ساخت، ماهرانه و در اجرا بی‌عیب و نقص هستند. اما هیچ‌یک از آثار موزیکال اخیر هالیوود نتوانست همانند اثر باشکوه و قدرتمند “لالالند” بر من تاثیر بگذارد. فیلمی که یکی از نمونه‌های بارز سرگرمی ناب در سال ۲۰۱۶ است.

اختصاصی نقد فارسی

مترجم: بابک مؤیدزاده

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

 

 

 

نقد و بررسی موسیقی متن فیلم «لالالند» / منتقد: ریگان هریسون | theyoungfolks.com

 

 

به‌طور معمول یک فیلم نمی‌تواند بدون موسیقی متنی با کیفیت، موفق باشد و این حکم به‌ویژه در مورد فیلم سینمایی «لالالند» که تقریبا فیلمی موزیکال محسوب می‌شود بسیار صادق است. این فیلم از تنوع ژانر فوق‌العاده‌ای برای خلق یک شاهکار در زمینه موسیقی فیلم بهره برده است و گل سرسبد این ژانرها مشتقات موسیقی جاز است.

 

La La Land (2016)حقیقتا این فیلم با به‌وجود آمدن ترکیب دوست‌داشتنی و ایده‌آلی، به ثمر رسیده است و این ترکیب در ایجاد یک توازن میان ایده‌های اصلی فیلم یعنی قصه و موسیقی به‌دست آمده است و اتفاقا جاستین هورویتز؛ آهنگساز فیلم لالالند و دیمین شزل؛ کارگردان، با ایجاد همین توازن در فیلم «ویپلش» پیش از این توانسته بودند بدرخشند و پرواز کنند. اگر شما به تماشای فیلم نشسته باشید، برایتان واضح است که هم موسیقی به فیلم کمک بزرگی کرده است و هم فیلم به موسیقی؛ به‌عبارت دیگر موسیقی برای صحنه‌ها نوشته شده‌اند و صحنه‌ها برای موسیقی و این چیزی است که باعث می‌شود این فیلم بیشترین جوایز سینمایی و موسیقی امسال را از آن خود کند و به بهترین جایگاه سینمایی امسال دست یابد.

 

طرح فیلم را به‌دقت که پیگیری کنید، آلبوم موسیقی با قطعه «طلوع روز دیگری» آغاز می‌شود. یک قطعه ریتمیک و پرانرژی که یکی از معدود قطعاتی است که بازیگران، خودشان در آن‌ها می‌خوانند. ترانه‌ها با برجستگی هرچه تمام‌تر توانسته‌اند پیام رویاپردازانه فیلم را که در هر بخش مشاهده می‌شود و در مورد هرکدام از شخصیت‌ها مصداق دارد را استخراج و القاء کنند. این پیش‌درآمدی است که شمای برجسته‌ای از قطعات سازی instrumentals و خلاصه‌ای از داستان فیلم را نشانه‌گذاری می‌کند و همچنین بهترین شروع برای دربرگرفتن موسیقی جاز است با سازهایی مثل هورن، پیانو و صدای خواننده.

 

اگر بخواهیم با دو یا سه‌کلمه توصیفی از این قطعه داشته باشیم باید بگوییم در آن «هوا روشن و آفتابی است» و این می‌تواند معرفی بسیار کامل و البته مجمل باشد برای این توصیف. در‌عین‌حال این قطعه می‌تواند همچون اجازه آهنگساز و کارگردان باشد؛ به این معنا که کارگردان و آهنگساز در این قطعه به ما اجازه داده‌اند زیرچشمی داستان‌ها و وقایعی که قرار است در ادامه فیلم نمایش داده شوند، ببینیم و شخصیت‌های فیلم را پیش از معرفی کامل آن‌ها بشناسیم؛ آهنگساز به‌نوعی، با موسیقی به وسوسه کنجکاوی بیننده و شنونده پاسخ داده‌ و آن را فرونشانده ‌است.

 

La La Land (2016)این جزئی از طبیعت موسیقی است که هرکس می‌تواند برداشت و درک متفاوتی از یک قطعه داشته باشد و تا حدودی این درک به سلیقه و شناخت شنونده برمی‌گردد. اگر شما هم مانند من موسیقی را مثابه قصه‌ای مستقل در نظر بگیرید، حال فیلم چه درباره دل‌شکستگی باشد یا چه درباره شادمانگی، قطعه «تنهایی در میان جمع» به‌خوبی به شما نشان می‌دهد یک خواننده چگونه می‌تواند از انتقال پیام و انتقال حس فیلم فراروی کند. نه این‌که فحوای آن‌چنان عمیقی در کار باشد، اتفاقا خیلی ساده و سرراست، قرار است درباره رویا سخن بگوید و لزوم تلاش برای رسیدن به رویاها مدنظر قرار می‌گیرد و به بهترین نحو هم این فضا را شکل می‌دهد. خوانندگان قطعه؛ به‌خصوص «اما استون» در القای حال‌وهوای مضمون ارتقای اجتماعی به بهترین نحو عمل کرده و آن صدای ضجه‌مانند را از درونش بیرون می‌کشد به‌ویژه در سطر «تنهایی از میان جمع که می‌تواند شما را از زمین بلند کند» که خواننده با آهنگ صدایی تند و تلخ، کار عجیبی با شنونده می‌کند که توصیف آن چندان آسان نیست. البته پیش‌تر درباره ترانه صحبت کردیم و این موضوع درباره این قطعه نیز صدق می‌کند.

 

به‌طور قطع جذاب‌ترین الحان در میان آهنگ‌های این فیلم متعلق به تم‌های «میا» و «سباستین» است. ماجرای این الحان خوش از تک‌نوازی پیانو شروع می‌شود و پیانو ابزاری می‌شود برای این‌که یک داستان با شکوه نقل شود. پیانو به آرامی آغاز می‌شود و با نشانه‌گذاری یک شخصیت اندک‌اندک اوج می‌گیرد تا به انتهای شتاب خود در تمپو برسد. به‌مرور سازهای زهی ارکستر نیز به این اوج می‌پیوندند تا این روند شخصیت‌پردازی ملودیک کامل شود و ترکیب بسیار مناسبی از نشانه‌گذاری‌های مختلف را شکل دهند.

 

همه این اجزاء بافت استانداردی را برای شکل‌گیری یک ملودی متشخص و منحصربه‌فرد ایجاد می‌کند که شاید مخالفان سرسخت موسیقی کلاسیک را هم به دنبال خود بکشد و به خود جذب کند. اینجا به‌طور تقریبی اگر سباستین (با بازی رایان گاسلینگ) و میا (با بازی اما استون) دو وجه آواز باشند، به موازات آن پیانو و سازهای زهی هم دو وجه موسیقی را تشکیل می‌دهند و این دو بخش هم‌پای یکدیگر مقوم کلیت موسیقایی و روابط فیلم هستند؛ این تجربه‌ای رضایت‌بخش از قدرت‌نمایی استفاده بهینه از موسیقی سازی و آمیختن آن با آواز است.

 

La La Land (2016)«یک شب عاشقانه» نمایشی است موسیقایی از بازیگوشی‌های عاشقانه «میا» و «سباستین»؛ این آهنگ مشتی نمونه خروار در آلبوم موسیقی این فیلم است که به‌خوبی نمایانگر این است چگونه می‌شود به‌واسطه ساز هورن، ریتم را شکست و نشانه‌گذاری‌ها را در تعویض لاین‌ها، به تحرک وادار کرد. در ادامه با قطعه «سرگرمیِ هرمن» مواجه می‌شویم که منتج می‌شود به فضایی جاز-گونه و به‌نسبت برآمده از سنت‌های جاز آمریکایی. شخصیت سباستین به‌عنوان یک پیانیست جاز، لاجرم فضا را به این سمت برده که چنین اتصالاتی ایجاد شود. این قطعه کاملا در موسیقی متن فیلم غیر معمول و باعث غافلگیری است و گوش شما را به دهه ۱۹۲۰ میلادی می‌برد و یکی از بهترین قطعات آلبوم در بسیاری از مولفه‌های موسیقایی است. رفتن به ریشه‌های موسیقی عامه‌پسند ریسک چنان بزرگی است که شاید هر آهنگسازی برای ساختن موسیقی یک فیلم در جریان اصلی سینما هالیوود جرات نزدیک شدن به مرزهای آن را هم نداشته باشد اما جاستین هوروویتز در این فیلم نشان می‌دهد که هیچ حد و مرزی را در موسیقی فیلم به رسمیت نمی‌شناسد.

 

به‌راستی که تصمیم‌گیری و قضاوت کردن این که اما استون خواننده بهتری است یا گاسلینگ، دقیقا مثل این می‌ماند که بخواهیم بگوییم کره بادام‌زمینی نرم را بیشتر دوست داریم یا کره بادام‌زمینی برشته؛ هرکدام جذابیت‌های خودشان را دارند که نمی‌شود از آن‌ها صرف نظر کرد یا یکی را به نفع دیگری کنار گذاشت. شاید هیچ‌کدام از این دو بازیگر، خوانندگان یا رقصندگانی استثنایی نباشند اما با این وجود، نباید نادیده گرفت که هم ترانه «شهر ستاره» برنده اسکار شد و هم اما استون. مطمئنا «شهر ستاره» شناخته‌شده‌تری، شنیده‌شده‌ترین و شاید محبوب‌ترین قطعه از آلبوم موسیقی این فیلم است اما شاید دلیل واقعی برجسته‌تر شدن این قطعه (شهر ستاره) نسبت به باقی آهنگ‌ها این باشد که در بیشتر تریلرها و تیزرهای تبلیغاتی «لالالند» از همین ترانه استفاده شده است اما دلیل دیگر را نیز نمی‌شود دست‌کم گرفت که همانا سادگی و جذابیت آن است. تنها چیزی که خوانندگان را همراهی (نقش آکومپانی) می‌کند پیانو است و همین موضوع است که موسیقی را ساده و شگفت‌انگیز جلوه می‌دهد و مضاف بر این مضمون عشق به‌عنوان یک کلیت که همه‌جای موسیقی و ترانه‌ها حضور دارد، تبدیل به معرف اصلی و تشخص فیلم «لالالند» شده است.

 

La La Land (2016)معمولا عادت داشتیم در فیلم‌های موزیکال یا نیمه‌موزیکال، با خیل ترانه‌های متوسط و اجراهایی ضعیف مواجه باشیم و کمتر پیش می‌آمد، ارزش موسیقایی قطعات بتوانند همپای دیگر عناصر فنی فیلم به‌لحاظ کیفی پیش بروند چرا که به‌هر‌حال ما با سینما روبه‌رو بودیم نه موسیقی محض؛ اما «لالالند» نشان داده است می‌توان موسیقی فیلم ساخت اما آن را به‌صورت رفع تکلیف و باری به‌هرجهت، سر و تهش را هم نیاورد و کاری کرد که نه‌تنها سینه‌فیل‌ها (عشقِ سینماهای افراطی) بلکه موسیقی‌بازهای حرفه‌ای هم از تماشای فیلم لذت ببرند و نتوانند ایرادهای اساسی موسیقایی به فیلم وارد کنند. شاید چنین کاری تنها از عهده هوروویتز و ترکیب امتحان پس‌داده‌اش با دیمن شزل بر می‌آمد که با سنت‌های مدرن موسیقی و عبورکردن مناسب از چهارچوب‌ها پیوندی ناگسستنی دارد.

 

می‌دانم که بعید است اما به‌هر‌حال امکان دارد؛ ولی اگر شما تاکنون هرگونه تردیدی نسبت به دیدن فیلم «لالالند» داشته‌اید و آن را ندیده‌اید، قطعا نباید آلبوم موسیقی را از دست بدهید؛ موسیقی متنی فوق‌العاده و شگفت‌انگیز که توانسته تعادل بسیار مطلوبی میان موسیقی آوازی و موسیقی سازی ایجاد کند. مطمئن باشید هدف هوروویتز در انتشار زودهنگام آلبوم موسیقی این فیلم خیز برداشتن برای به‌دست آوردن عنوان بهترین آلبوم سال در قلب میلیون‌ها علاقه‌مند به موسیقی بوده است. پس اگر تاکنون این آلبوم را تهیه نکرده‌اید عجله کنید، چون مطمئنا فقدان چنین آلبومی در آرشیوتان، در سال‌های آینده می‌تواند باعث ‌شود هرگز خودتان را نبخشید! با این اوصاف، چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟

مترجم: سهند آدم‌عارف

روزنامه صبا

ممکن است شما دوست داشته باشید

60
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
60 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
7 Comment authors
امیر رضاVqPayamPayamنیماامیر عمرانی Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
امیر رضا
Member
Member
امیر رضا

مزخرف … بدرد تینیجرای تازه رل زده میخوره باهم نگاه کنن …. دانیل دی لوییس حق داشت خدافظی کنه از سینما

خاتو ن سادات
Guest
Member
خاتو ن سادات

سلام، این فیلم جزو معدود فیلم هایی بود که منو به گریه انداخت…سکانس آخر خیلی به دل نشست…آخرش اصلا قابل پیش بینی نبود، عشق این دو نفر می تونست به جاهای قشنگ ختم بشه ولی نشد!!! 🙂

استنلی تارانتینوو
Guest
Member
استنلی تارانتینوو

این فیلم در حد یه فیلم موزیکال قابل توجه بود ولی از نظر داستان فیلم چنگی ب دل نمیزد خیلی روتین و کلیشه ایی بود بنظرم اگر دوستان مقداری توجه کنند میدونن ک در مراسم اسکار بیش از حد ب این فیلم بها داده شد درسته لایق چنتا از جوایز مثل طراحی صحنه یا بهترین موزیکال بود ولی با این حال درباره این فیلم اغراق شده حالا بنظر شما بدلیل اینکه میخواسته یادی از سینمای موزیکال کنه و یا دوران باشکوه جاز رو تداعی کنه بایستی بهش اسکار داد و این همه روش زوم کرد!؟

استنلی تارانتینوو
Guest
Member
استنلی تارانتینوو

این فیلم در حد یه فیلم موزیکال قابل توجه بود ولی از نظر داستان فیلم چنگی ب دل نمیزد خیلی روتین و کلیشه ایی بود بنظرم اگر دوستان مقداری توجه کنند میدونن ک در مراسم اسکار بیش از حد ب این فیلم بها داده شد درسته لایق چنتا از جوایز مثل طراحی صحنه یا بهترین موزیکال بود ولی با این حال درباره این فیلم اغراق شده حالا بنظر شما بدلیل اینکه میخواسته یادی از سینمای موزیکال کنه و یا دوران باشکوه جاز رو تداعی کنه بایستی بهش اسکار داد و این همه روش زوم کرد!؟

فیلم    دوست
Guest
Member
فیلم دوست

من فیلم بهتر از اینم دیدم

فیلم    دوست
Guest
Member
فیلم دوست

من فیلم بهتر از اینم دیدم

Payam
Member
Member
Payam

برای کسی که نه علاقه و نه حس نوستالژی نسبت به موزیک جاز داره، چه چیز میتونه اون رو پای فیلم نگه داره؟
رنج بردم از دیدنش.

Payam
Member
Member
Payam

برای کسی که نه علاقه و نه حس نوستالژی نسبت به موزیک جاز داره، چه چیز میتونه اون رو پای فیلم نگه داره؟
رنج بردم از دیدنش.

pachino
Guest
Member
pachino

یک فیلم خارق العاده که شز هیچ ریز نکته ای را جا نینداخته… موسیقی همراه با ریتم فیلم هیچ گاه خسته کننده نیست و دیالوگ شخصیت ها با حرف زدن نیست و روند آهنگ مضمون گفت و گوی شخصیت هاست مثلا هنگام دلهره استرس و دعوا صدای ناهنجار و اذیت کننده ای به گوش می رسد (زمانی که میا وسباستین بحث می کنند صدای آژیر سوخت ویاصدای بوق ماشین سب…) نکته دیگر فیلم نورپردازی فوق العاده است که همراه با موسیقی به اوج زیبایی خودش می رسد شاید عیب از نظر ایرانیها استریت دنس های کاذب در اول و اواخر… ادامه »

pachino
Guest
Member
pachino

یک فیلم خارق العاده که شز هیچ ریز نکته ای را جا نینداخته…موسیقی همراه با ریتم فیلم هیچ گاه خسته کننده نیست و دیالوگ شخصیت ها با حرف زدن نیست و روند آهنگ مضمون گفت و گوی شخصیت هاست مثلا هنگام دلهره استرس و دعوا صدای ناهنجار و اذیت کننده ای به گوش می رسد (زمانی که میا وسباستین بحث می کنند صدای آژیر سوخت ویاصدای بوق ماشین سب…) نکته دیگر فیلم نورپردازی فوق العاده است که همراه با موسیقی به اوج زیبایی خودش می رسد شاید عیب از نظر ایرانیها استریت دنس های کاذب در اول و اواخر فیلم… ادامه »

iman23
Guest
Member
iman23

هیچ وقت فکر نمیکردم که یه فیلم بتونه منو به گریه بندازه ولی سکانس آخر لالالند این کارو کرد.اولین کاری که بعد دیدن فیلم کردم این بود که آلبوم موسیقی کاملشو دانلود کردم و تا یه ماه همیشه گوش میکردم. یه فیلم دیگه چقدر میتونه احساسی و زیبا باشه

iman23
Guest
Member
iman23

هیچ وقت فکر نمیکردم که یه فیلم بتونه منو به گریه بندازه ولی سکانس آخر لالالند این کارو کرد.اولین کاری که بعد دیدن فیلم کردم این بود که آلبوم موسیقی کاملشو دانلود کردم و تا یه ماه همیشه گوش میکردم. یه فیلم دیگه چقدر میتونه احساسی و زیبا باشه

Seyyed
Guest
Member
Seyyed

رویایی ترین فیلمی بود که تو زندگیم دیدم… یه شاهکار به تمام معنا.
چقدر دوست داشتنی
چقدر عاشقانه
مطمئنم اگه بار ها و بار ها ببینمش تکراری نمیشه واقعا حقش بود که اسکار رو درو کنه.این فیلم تو تاریخ موندگاره

دوستانی هم که فیلم باب میلشون نبوده سعی میکنن آکادمی اسکار
رو زیر سوال ببرن. فرض کنیم آکادمی اسکار آشغاله جایزه های دیگه چی؟ این فیلم همه جا درخشان بوده.
عاشقشم واقعا… فقط همین

bigbang
Guest
Member
bigbang

اولین فیلم موزیکالی که تونستم تا آخر ببینم، به نظرم مهمترین نقطه قوت این فیلم اینه که بدون اینکه در استفاده از موزیک اغراق بشه حس موزیک رو منتقل میکنه و خسته کننده نیست.

Seyyed
Guest
Member
Seyyed

رویایی ترین فیلمی بود که تو زندگیم دیدم… یه شاهکار به تمام معنا.
چقدر دوست داشتنی
چقدر عاشقانه
مطمئنم اگه بار ها و بار ها ببینمش تکراری نمیشه واقعا حقش بود که اسکار رو درو کنه.این فیلم تو تاریخ موندگاره

دوستانی هم که فیلم باب میلشون نبوده سعی میکنن آکادمی اسکار
رو زیر سوال ببرن. فرض کنیم آکادمی اسکار آشغاله جایزه های دیگه چی؟ این فیلم همه جا درخشان بوده.
عاشقشم واقعا… فقط همین

bigbang
Guest
Member
bigbang

اولین فیلم موزیکالی که تونستم تا آخر ببینم، به نظرم مهمترین نقطه قوت این فیلم اینه که بدون اینکه در استفاده از موزیک اغراق بشه حس موزیک رو منتقل میکنه و خسته کننده نیست.

حميد
Guest
Member
حميد

داداا:وقتتونو با یه همچین فیلمی تلف نکنین

دقیقا همینجوره …یه جوری ازش تعریف و تمجید شد گفتم با یه فیلم عالییی طرف هستم …وقتی دیدمش به زور تحمل کردم تا تموم شه ….از لحاظ درام که متوسط بود حتی به گرد پای فیلم notebook هم نمیرسید ….در مورد فلش بک اخر فیلم هم که نابود بود حتی به گرد پای فیلم buterfly effect هم نزدیک نشد …. موزیک های بی ربط و یه داستان فوق العاده عادی داشت ….
ولی ارزش یکبار دیدنو داره .

حميد
Guest
Member
حميد

[quote name=”داداا”]وقتتونو با یه همچین فیلمی تلف نکنین[/quote]

دقیقا همینجوره …یه جوری ازش تعریف و تمجید شد گفتم با یه فیلم عالییی طرف هستم …وقتی دیدمش به زور تحمل کردم تا تموم شه ….از لحاظ درام که متوسط بود حتی به گرد پای فیلم notebook هم نمیرسید ….در مورد فلش بک اخر فیلم هم که نابود بود حتی به گرد پای فیلم buterfly effect هم نزدیک نشد …. موزیک های بی ربط و یه داستان فوق العاده عادی داشت ….
ولی ارزش یکبار دیدنو داره .

حميد
Guest
Member
حميد

[quote name=”داداا”]وقتتونو با یه همچین فیلمی تلف نکنین[/quote]

دقیقا همینجوره …یه جوری ازش تعریف و تمجید شد گفتم با یه فیلم عالییی طرف هستم …وقتی دیدمش به زور تحمل کردم تا تموم شه ….از لحاظ درام که متوسط بود حتی به گرد پای فیلم notebook هم نمیرسید ….در مورد فلش بک اخر فیلم هم که نابود بود حتی به گرد پای فیلم buterfly effect هم نزدیک نشد …. موزیک های بی ربط و یه داستان فوق العاده عادی داشت ….
ولی ارزش یکبار دیدنو داره .

saeedsurena7
Guest
Member
saeedsurena7

در اینکه اسکار اهداف مشخصی رو داره که شکی نیست. این فیلم هم کاملا تجلی دیدگاه american dreams بود( رویای آمریکایی: یعنی همه چی تو آمریکا رویایی و خوبه که شکوفایی اون تو دهه ۵۰ بود. نقطه اوج فیلم های کلاسیک درام 😛 ) و به همین خاطر فیلمی مثل این جایزه درو میکنه. ولی خب آیا کاری از دست ما بر میاد؟ پس به قول معروف keep calm و بشین از این فیلم موزیکال زیبا نهایت لذت رو ببر