John Wick: Chapter 3 – Parabellum (جان ویک ۳: پارابلوم)


خلاصه داستان:

جان ویک پس از قتل یکی از اعضای اتحادیه‌ی آدمکشان بین‌المللی، فراری شده و با جایزه‌ی 14 میلیون دلاری که برای سرش تعیین کرده‌اند، همه جا هدف حملات خلافکاران است...


تصاویر فیلم:

خلاصه نظر منتقدان:
نیک د سیملان – Empire (امتیاز ۸ از ۱۰)

سرگرمی‌ عامه‌پسند و مبارزه محور در بالاترین سطح؛ «جان ویک ۳» بهترین قسمت این سه گانه است. در کجا می‌توانید سگ‌های سامورایی و ارجاعات به تارکوفسکی را پیدا کنید؟

 

جان دیفور – The Hollywood Reporter (امتیاز ۸ از ۱۰)

دیوانگی حماسی سطح بالایی که دنیای «جان ویک»ی را به بهترین حالت گسترش می‌دهد. فیلم مقرر است که طرفداران را راضی کند.

 

مایک رایان – Uproxx (امتیاز ۷.۵ از ۱۰)

درست مثل خود «جان ویک»، قسمت سوم هم شبیه به یک ماشین مبارزه‌ی واقعی است. و بله، با بهترین قسمت این فرنچایز تا کنون مواجه هستیم که حتی از قسمت اول نیز بهتر است. لحظاتی در «جان ویک ۳: پارابلوم» وجود داشتند که با خود گفتم:« قطعا همچین چیزی رو تا به حال تجربه نکرده بودم».

 

دیوید الریچ – Indiewire (امتیاز ۷.۵ از ۱۰)

بی‌ثبات، خسته‌کننده و به طرز نفس‌گیری خشونت‌آمیز.

 

جردن راپ – The Film Stage (امتیاز ۷.۵ از ۱۰)

تعهد «کیانو ریوز» به بدن و فیزیکی که برای بازی‌کردن این نقش نیاز دارد شبیه به اساطیر به نظر می‌رسد، چه برای افرادی که قصد شکار او را دارند و چه کسانی که این مناظر را در تصویر ملاحظه می‌کنند.

 

جک کویل – The Associated Press (امتیاز ۷.۵ از ۱۰)

هیچ شکی وجود ندارد که سکانس‌های این اثر چه در فرم و چه در اجرا به سادگی بالاتر از اکثر اکشن‌هایی که تا کنون دیده‌ایم قرار می‌گیرند.

 

تیم گریرسون – Screen International (امتیاز ۷ از ۱۰)

اصلا به خود درباره‌ی فیلمنامه و دیگر موارد اینگونه در اثر سخت نگیرید. تنها چیزی که اهمیت دارد این است که کارگردان چگونه کار معمول خود در صحنه‌های اکشن را باز هم با کیفیت انجام می‌دهد و هم اینکه «کیانور ریوز» چگونه فیلم را با بازی خویشتن‌دارانه‌ی خود اعتلا می‌بخشد.

 

آلیسا ویلکینسون – Vox (امتیاز ۷ از ۱۰)

«جان ویک» در میان همرده‌های خود حکم‌فرما است.

 

رابرت آبل – The Wrap (امتیاز ۶.۸ از ۱۰)

می‌پرسید صحنه‌های اکشن چگونه هستند؟ تا زمانی که حس تکراری به شما ندهند کیفیت بالایی دارند و حتی در آن صورت هم لذت‌بخش اند چرا که برداشت‌های طولانی نشانگر تلاش زیاد در سر صحنه و لایق ستایش اند.


نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نمره 6.3 از 10

سری «جان ویک»(John Wick)، که با قسمت سوم حالا دیگر در مسیری از قبل تعیین شده قرار گرفته، داخل چاله‌ای گیر کرده است. فیلم‌سازان چنان درگیر مسئله‌ی ساختن «چیزی شبیه به قبلی‌ها» شده اند که به کل حس نسبت را از دست داده اند. در حالی که صحنه‌های خیلی خشن و نسبتا کمدی جایگاه خاص خود را در این فیلم دارند (و به طور کلی در این فرنچایز)، زمانی در فیلم می‌آید که این تکرار عملا باعث می‌شود که تجربه و حس شما از فیلم تحت تاثیر قرار بگیرد و رنگ ببازد. شاید برای کسانی که خیلی به این فرنچایز علاقه دارند عجیب به نظر برسد اما زمان‌هایی در این اثر وجود دارد که به نظر می‌رسد که دیگر برای «جان ویک ۳» اهمیتی ندارد که چه چیزی به بینندگان نشان می‌دهد و حتی خودش هم به کاری که می‌کنید اهمیت نمی‌دهد. بسیاری از صحنه‌های مبارزه در این اثر( علی‌الخصوص مبارزه‌ی نهایی و نقطه‌ی اوج اثر که بر خلاف قسمت دوم، به جای آینه از شیشه به عنوان ویژگی مهم استفاده می‌کند) شبیه به کپی‌های مبارزات ابتدایی‌تر به نظر می‌رسند. در هنگام تماشای اثر به نقطه‌ای می‌رسیم که حس «چیزی شبیه به قبلی‌ها» تبدیل می‌شود به «آره، این رو قبلا دیده بودیم».

آقای «چاد استالسکی»، کارگردان این اثر(که وظیفه‌ی ساخت دو فیلم قبلی را نیز بر عهده داشته است) و همچنین فیلم‌نامه‌نویس اثر یعنی «درک کولستاد»(با همکاری شای هاتن، کریس کالینز و مارک آبرامز) ما را به دنیای دو فیلم ابتدایی این سری بازمی‌گردانند. دنیای این سری همان جهان تاریک جدید و دارای سبک خاص با هتل‌هایی بلند و کوچه پس‌کوچه‌ها است. این برداشت خاص از زمان شب نیویورک تنها وسیله‌ای برای صحنه‌های اکشن سطح بالایی است که در آن افراد برای مبارزه با اسحله از چاقو و برای مبارزه با چاقو از اسلحه استفاده می‌کنند. فیلم دقیقا همان چیزی را به ما تحویل می‌دهد که «جان ویک»(John Wick) و «جان ویک ۲»(John Wick 2) تحویل داده بودند. خب اگر اینگونه است پس مشکل چیست؟ اینکه یک چیز یکسان را برای دفعه‌ی سوم هم ببینیم لزوما جذابیتی ندارد و فیلم هم با داشتن طولانی‌ترین زمان بین ۳ نسخه‌ی خود یعنی ۱۳۰ دقیقه و یک بخش میانی بسیار طولانی با سفری غیرضروری به کازابلانکا پتانسیل از دست‌رفته‌ی خود را به ما نشان می‌دهد و اینکه در نهایت بی‌هدف بوده است.

شروع فیلم بسیار پر زرق و برق و جذاب است؛ اثر درست از همان جایی شروع می‌شود که فیلم قبلی تمام شده بود. شخص «جان ویک»(با بازی کیانو ریوز) دوباره با جمله‌ی «مهلتت تمام شده» مواجه می‌شود. این همان مدت زمانی بود که دوست و همکارش «وینستون»(با بازی یان مک‌شین) در قسمت دوم به او داده بود تا اینکه موقعیت او به عنوان Excommunicado رسمی بشود و جایزه‌ی ۱۴ میلیون دلاری هم حالت قابل دریافت به خود بگیرد. در ۳۰ دقیقه‌ی ابتدایی فیلم در آسمان در حال پرواز است. «جان» به ما نشان می‌دهد که چگونه می‌توان از کتاب‌ها برای کاری بیشتر از خواندنشان استفاده کرد و در یکی از آن نبردهای خونین و کمدی معروف درگیر می‌شود، نبردی که ضرب‌آهنگی شبیه به یک رقص اجرا می‌شود. این سکانس به ما یادآوری می‌کند که «استالسکی» چقدر در درآوردن این صحنه‌ها مهارت دارد. در نهایت فیلم کمی آرام‌تر می‌شود تا ما آشنایی بیشتری با موقعیت پیدا کنیم. مشکل اما آنجایی است که اثر هیچ‌وقت از این زمان آرام نمی‌تواند خارج شود. باز هم قرار است که صحنه‌های مبارزه ببینیم، از جمله یک صحنه‌ی مبارزه‌ی بسیار طولانی با حضور «هالی بری» در نقش «سوفیا»، یک مامور سابق که «جان» از کمک او در آن شهر شمال آفریقایی مذکور استفاده می‌کند اما با وجود تمام این‌ها چیزی کم است. شاید مشکل نبود آن کمدی همیشگی در مبارزات باشد یا شاید هم اینکه بالاخره این مبارزات علی‌رغم باحال بودنشان در جایی بالاخره جذابیت خود را از دست می‌دهند. اگر بخواهم نظر غیرشخصی بدهم باید اعتراف کنم که بخش پایانی اثر یکی از جذاب‌ترین نمونه‌های مبارزه‌ی تک نفره است اما تا زمانی که آن سکانس‌ها را ببینیم احساسات ما کاملا خنثی شده اند.

در سالیان گذشته کارگردان اثر و همچنین بازیگر اصلی یعنی «کیانو ریوز» به «جان ویک» به عنوان یک سه‌گانه اشاره کرده اند. به شخصه بسیار خوشحال بودم که قسمت سوم این اثر هم ساخته شد چرا که دوست داشتم ببینم داستان چگونه پایان می‌یابد. قبل از تماشای اثر این حس را داشتم که ممکن است چیزی شبیه به الگوی فیلم «انتقام»(Payback) را در این اثر ببینیم یعنی شخصیت «جان» از زنجیره‌ی رئسا به سمت بالا برود و هر کسی که لازم است را بکشد تا Excommunicado را از روی خود بردارد(با وجود اینکه همچین چیزی اتفاق نمی‌افتد اما خیلی هم خارج از دید نیست). اگرچه جایی در میانه‌ی ساخت اثر بوده که فیلم‌سازان و بازیگران قانع شدند که «جان ویک» نباید لزوما با قسمت سوم تمام بشود. نتیجه‌ی آن این شده که هیچ جمع‌بندی‌ای داریم. فیلم با یک پایان نفس‌گیر تمام می‌شود که قابلیت ادامه یافتن را نیز دارد، شرایطی که شرکت پخش‌کننده‌ی فیلم احتمالا قانع بشود تا برای قسمت بعدی نیز سرمایه‌گذاری بکند.

شخصیت «جان ویک» با بازی «کیانو ریوز» دقیقا شبیه به همان شخصیت دو فیلم قبلی رفتار می‌کند. کت و شلوار او مشکی و سفید و قرمز است. حالت صورت او هیچ‌وقت تغییر نمی‌کند. او همیشه آماده است تا جملاتی تک‌خطی را بیان کند. اما او در این فیلم بیشتر شبیه به یک ماشین خودکار است. شاید به این خاطر است که او سگ خود را به محل امنی فرستاده اما گویی دیگر انسانیت چندانی در شخصیت او باقی نمانده است. بازیگرانی که از فیلم قبلی دوباره به این عنوان بازگشته اند مثل «یان مک‌شین»، «لنس ردیک»(به عنوان نفر دوم بعد از وینستون) و همچنین «لارنس فیشبورن»(در نقش بوری کینگ) همگی سرحال اند. افراد تازه وارد مثل «کیت دیلون»(به عنوان رئیس و حکم‌دهنده) و «مارک داکاسکو»(در نقش زیرو، شخصیت منفی اصلی این فیلم) به اثر عمق می‌دهند. با وجود اینکه از «هالی بری» به شدت در تبلیغات این اثر استفاده شده است اما نقش نسبتا کوچکی دارد. احتمال زیاد او را به عنوان گزینه‌ای برای آینده نگه داشته اند.

خیلی دوست دارم بگویم که طرفداران دو فیلم ابتدایی از این اثر نیز لذت خواهند برد اما خود من هم یکی از آن طرفداران بودم و کمی از این اثر ناامید شدم. وقتی که فیلم کارایی دارد کاملا در سطح آثار قبلی است و اثری سرگرم‌کننده را به شما تحویل می‌دهد. متاسفانه این قابلیت فیلم که شما را برای مدت زمان طولانی‌ای درگیر خودش بکند از دست رفته است و به همین دلیل سخت است که اثر را همرده‌ی فیلم اول یا دوم بدانیم. چیزی که من را بیشتر نگران می‌کند این است که این مسئله یک روند غیرقابل‌بازگشت است و اگر قرار باشد «جان ویک ۴» ای ساخته بشود، افول ادامه خواهد یافت. «چیزی شبیه به قبلی‌ها» لزوما مسئله‌ی بدی نیست اما در صورتی که بتوان جلوی آن را گرفت تا تبدیل نشود به «آره، این رو قبلا دیده بودیم».

مترجم :امید بصیری


1
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
1 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
1 Comment authors
payman hosseyni Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
payman hosseyni
Member
Member
payman hosseyni

شکلات کادویی رو همه ما دیدیم، یه بسته بندی شیک با جعبه زیبا به همراه روبان دورش و یه پاپیون یا گل روی اون، این بسته بندی به خودی خود و بدون در نظر گرفتن محتویات داخلش چشم نواز ، با پرستیژ و زیباست، چه بسا ممکنه توش تعداد کمی شکلات حتی با درصد پایینی از کاکائو باشه اما برای مهمانی ها و پذیرایی ها یه گزینه دم دست و خیلی خوب به شمار میاد، با درنظر گرفتن این شکلات ها در مغازه ها حتما شکلات های تلخ در داخل بسته بندی های معمولی رو هم دیدیم که درصد های… ادامه »