Inside Out (درون) + بازبینی تصویری


خلاصه داستان:

بعد از اینکه رایلی کوچولو به همراه خانواده‌اش به سن‌فرانسیسکو مهاجرت می‌کند، احساسات او -شادی، ترس، ناراحتی، نفرت و عصبانیت- سعی می‌کنند تا خودشان را با خانه، مدرسه و محیط جدید وفق دهند ...


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نمره 8.8 از 10

هيچ استوديوی انيميشن سازی آمريکایی به اندازه ديزنی/پيکسار در خلق فيلم‌هایی که در چندين سطح کار می‌کنند موفق نبوده است. از همان ابتدای کار، عوامل اين استوديو به روايت داستان‌هایی که به يک اندازه مربوط به کودکان و بزرگسالان بودند علاقه داشته‌اند. مثلاً «داستان اسباب بازی ۳»(Toy Story3) را در نظر بگيريد. اين فيلم برای بچهها اثری پرنشاط و لذت بخش است و برای بزرگ‌ترها تفکری تلخ و شيرين درباره گذر زمان است. نمی‌خواهم بگويم که «درون»(Inside out) به اندازه «داستان اسباب بازی ۳» کاملاً درگير کننده است، اما از بسياری از جهات مشابه می‌توان آن را فيلم موفقی دانست.

«درون» به سمت قلمرو عميق روانشناسی گام برمیدارد، اين باعث می‌شود که بچههای خردسال نتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. فيلم سازها (به خصوص پيت داکتر، که انيميشن‌های قبلی‌اش عبارتند از «کارخانه هيولاها»(Monsters Inc) و «بالا»(Up) ) ضمن گنجاندن سکانس‌های اکشن/ماجرایی بسيار، ژانر خانوادگی-دوستانه-کمدی را برای حفظ بينندگان نوجوان انتخاب کرده‌اند اما متن اصلی بدون شک پيچيده‌ترين محصول پيکسار تا به امروز است. اين فيلم از عواطف انسان‌ديسی شده برای کشف درونمايههای مربوط به اين که چگونه کُليت شخصيت يک فرد بر اساس خاطراتش شکل می‌گيرد و اين که پشيمانی جزء لاينفکی از آگاهی است استفاده می‌کند. عمق اين موضوع پوشالی بودن جذابيت مخلوقات انيميشنی را نشان می‌دهد. نخبگان و مغزهای پيکسار احترام زيادی برای فيلم ساز ژاپنی کهنه کار، هايائو ميازاکی، قائلند و هرگز در گذشته تا اين حد به تکرار و تقليد حس يکی از محصولات استوديوی جيبلی ژاپن نزديک نشده بودند.

شخصيت اصلی داستان يک دختر معمولی به نام رايلی (با صدای کيتلين دياس) است. او و مادر (ديان لين) و پدرش (کايل مک لاچلان) بنا بر دلايل کاری به منطقه Bay Area نقل مکان می‌کنند. رايلی غمگين و افسرده است- چون مجبور شده از خانه قديمی، دوستان و تيم هاکیاش دور شود. او سعی می‌کند خوشحال و مثبت باشد، اما اين کار سختی است. گرچه برخی قسمت‌های داستان از منظر رايلی گفته می‌شوند، بخش عمده ای از ماجرا در درون مغز او شکل می‌گيرد. در مغز او است که ما با پنج احساسی که عواطف و حالت‌های او را کنترل می‌کنند، خاطراتش را سازمان دهی می‌کنند و روی اعمالش تأثير می‌گذارند آشنا می‌شويم: زرد، خوشحالی مثبت (با صداي ايمی پولر)، غمگين آبی (با صدای فيليس اسميت)، ترس بنفش (بيل هادر)، خشم سرخ (لوئيس بلک) و انزجار سبز (ميندی کالينگ). وقتی اتفاق بدی می‌افتد و شادی و غم سهواً از «اتاق کنترل» بيرون میافتند، شايد عجيب‌ترين فيلم جادهای بعد از «سفر خيالی»(Fantastic Voyage): سفری از ميان ناخودآگاه رايلی شروع می‌شود. در اين مسير، به چند مورد عجيب بر می‌خوريم از جمله دوست خيالی دخترک در گذشته به نام بينگ بونگ (ريچارد کايند).

«درون» از فرايندهای روانشناسی پيچيدهای استفاده می‌کند و آن‌ها را به طُرقی که ممکن است مرتبط باشند ساده سازی می‌کند. فيلم بدون اين که خيلی تاريک شود وارد آب‌های عميق می‌شود- با لحظاتی از وخيم شدن شخصيت روبرو می‌شويم که بعد از محو شدن خوشحالی و غم (و خاطرات مربوط به آن‌ها) رخ می‌دهد. دخترک خاموش می‌شود، نمی‌تواند با ديگران ارتباط برقرار کند و در نهايت تصميم به فرار می‌گيرد.

در «درون» خبری از شخصيت‌های بد و خبيث نيست. اين اغلب در فيلم‌های جاده ای ديده می‌شود، اما کمتر می‌توان سراغ آن‌ها را در انيميشن‌ها، که در آن‌ها ميل به تباين سياه و سفيد خواسته های خاصی را از فيلمنامه نويس طلب می‌کنند، گرفت. با اين حال، داستان فيلم درباره شکست دادن شخصيت بد داستان نيست، بلکه درباره عدهای موجود ناهمگون است که سعی می‌کنند دوباره به تعادل برسند.

سبک به کار رفته در فيلم اصلاً شبيه به سبک غالب پيکسار نيست. اگرچه صحنههای «خارجی» مربوط به رايلی و والدينش با واقع گرايی طراحی شده‌اند، چيزی که در انيميشن‌های مدرن به آن عادت کرده‌ايم، صحنههای «درونی» ظاهری خيالی و تقريباً دست ساز دارند- يعنی ظاهری لرزان و کارتونی که پيکسار قبلاً از آن استفاده نکرده بود. اين امر نه تنها هويت منحصر به فردی به «درون» داده است، بلکه شکل متفاوتی را در ژانری که در آن ظاهر به شدت ژنريک شده است ايجاد کرده است (با اين حال، تکنيک سه بعدی بی فايده است- البته جای تعجب دارد که پيکسار واقعاً از آن استفاده نکرده باشد).

در سال‌های اخير، پيکسار، با دو دنباله متوسط، يک سال بيکاری، و چند محصول اورجينال نه چندان تماشایی (اما سرگرم کننده)، در حال زنگ زدن بوده است. به قول معروف «درون» نشان می‌دهد که اين استوديو دارد روی فرم می‌آيد. اما سئوال اساسی اين است که چگونه می‌توان کودکان زير هشت سال را به اين اثر ربط داد. اين فيلم از آن دسته فيلم‌های سبک مينيونی با هيجان و انرژی زياد نيست. بلکه فهم آن نياز به تفکر و تمرکز دارد. اين‌ها بدون شک خصوصيات تحسين برانگيزی هستند، اما آيا با فروش بالا در گيشه سنخيت دارند؟ اميدواريم که اين طور نباشد چون «درون» بهترين انيميشن آمريکایی توليد شده بعد از سال‌ها است و شايسته است که همين طور هم شناخته شود.

اختصاصی نقد فارسی

مترجم: محمدرضا سیلاوی

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

 

نقد و بررسی فیلم به قلم Peter Bradshaw (پیتر بردشاو)

نمره 8 از 10

جدیدترین انیمیشن «پیت داکتر»، «درون»، نمی‌تواند با نوآوری‌هایش به اندازه‌ی انیمیشن‌های دهه‌ی قبلی پیکسار ما را به وجد آورد، زیرا انیمیشن‌های قبلی پیکسار کیفیت ویژگی‌های فنی همچون نورپردازی، رنگ‌ها و جزئیات را به قدری بالا برده بود که هوش از سر تمام ما می‌برد. این فیلم یکی از انیمیشن‌های دلنشینی است که از استانداردهای انیمیشن‌های کمدی این سال‌ها بهره برده است، یک تغییر و تحول بحرانی در داستان فیلم به وقوع می‌پیوندد، هر چند که نسبت به قضایا همان زاویه‌ی دید دیگر آثار دیزنی را دارد. این فیلم نه به اندازه‌ی «بالا» می‌تواند احساسات مخاطبان را برانگیخته کند، نه آن ظرافت و ریزه‌کاری‌های موجود در «کارخانه‌ی هیولاها» و «داستان اسباب‌بازی» را دارد، البته فیلم از جهات مختلفی به «داستان اسباب بازی» شباهت دارد. البته این شباهت‌ها به منزله‌ی بد بودن این فیلم نیست، بلکه فیلم به درستی از «داستان اسباب بازی» الگوبرداری کرده و به طور کلی به طور فوق‌العاده‌ای سرگرم‌ کننده است و مخاطبان را کاملاً راضی می‌کند. هنوز هم امضای «جان لستر» کبیر که تهیه‌کنندگی این اثر را هم بر عهده دارد و من هم به شخصه به شدت به او علاقه دارم بر این فیلم دیده می‌شود.

همچون فیلم‌های پیشین استدیو، «درون» هم در مورد تخیلات پنهان آدم بزرگ‌هایی است که تبدیل به چیزی همچون فرشتگان محافظ برای کودکان می‌شوند. “رایلی” (با صداپیشگی «کیتلین دایاس») یک دختر بچه‌ی یازده ساله است که به خاطر تغییر محل سکونتشان از مینه‌سوتا به سان‌فرانسیسکو با دوستانش خداحافظی کند، برای اینکه پدرش می‌خواهد کسب و کار جدیدی راه بیندازد. اما این نقل مکان برای او خوب پیش نمی‌رود و او دچار مشکلات روحی می‌شود و والدینش از این امر خوشحال نیستند، اما ما خوشحال می‌شویم، زیرا ما به داخل زهن او وارد می‌شویم و تخیلات و افکار او را می‌بینیم، چیزی همچون ایده‌ای که در فیلم «وودی اَلِن» یعنی «تمام آن چیزی که همواره می‌خواستید در مورد آمیزش بدانید». احساسات رایلی، همچون هر انسان دیگری از پنج بخش مختلف تشکیل شده است: “شادی” (با صداگذاری «ایمی پولر») که همواره سرحال است، “ترس” («بیل هیدر») که همواره چندش‌آور است، “خشم” («لوئیس بلک») که بسیار درنده است، “تنفر” («میندی کالینگ») که سخت‌گیر است و “دلتنگی” («فیلیس اسمیت») که نگون‌بخت‌تر از بقیه است.

آن‌ها مسئول درست کردن خاطرات کوتاه‌مدت به شکل توپ هستند و سپس آن‌ها را تا پایان روز، در یک انبار نگه می‌دارند، بعد از آن وقتی که رایلی به خواب رفت، به یک انبار دیگر منتقل می‌شوند و آنجا به خاطرات بلند مدت تبدیل می‌شوند. این مخزن خاطرات توپی در یک منطقه‌ی بزرگ و بیگانه قرار دارد، جایی که جزیره‌هایی مربوط به دیگر حس‌های رایلی نیز همچون راستگویی، عشق به خانواده و … در آن قرار دارد. این اتفاقات همگی به شکلی بی نقص رخ می‌دهند، تا زمانی که رایلی ناراحت شود: در آن زمان “خوشحالی” و “ناراحتی” به گونه‌ای از مرکز فرماندهی مغز او بیرون می‌شوند و اجازه‌ی ورود به آن را پیدا نمی‌کنند، و رایلی در یک موقعیت نابهنجار و نامناسب قرار می‌گیرد. جزیره‌های احساسی او در حال تخریب است و کارگردان به ما نشان می‌دهد که این مشکل ترکیبی از تخریب “جزیره‌ی سه مایلی” و یک تغییر روانی نابهنجار است.

مثل تمام انیمیشن‌ها، با این میزان از نمادپردازی، امکان گیج شدن مخاطب وجود دارد. وقتی که این حس‌ها خود برای یک انسان هستند، دیگر چه معنی دارد که برای دراماتیزه کردن فیلم “خشم” خوش‌اخلاق شود، “خوشحالی” ناراحت شود یا “ناراحتی” خوشحال شود؟ خب، البته، شما فقط می‌بایست با آن‌ها کنار بیایید، البته تمامی این‌ها برای این است که مخاطب به این نتیجه برسد که “ناراحتی” واقعاً مهم است، چرا که اگر همیشه “خوشحالی” باشد کنترل کردن خودمان سخت می‌شود. البته وقتی که انقدر از “ناراحتی” تقدیر به عمل بیاید و رکن اساسی فیلم او باشد، دیگر جایی برای شادی باقی نمی‌ماند. این فیلم شما را سرحال می‌آورد و برای تماشا گزینه‌ی مناسبی است، و از نظر بصری هم پیشرفت‌ها و ابداعات خوبی نیز در آن دیده می‌شود. فیلم زیاد به سمت لودگی نمی‌رود: «پشت و رو» نمی‌خواهد خودش را بیشتر از آنچه که هست نشان دهد، درست همانجایی که انتظار داریم تمام می‌شود و در تیتراژ پایانی‌اش هم شاهد صحنه‌های جنون‌آمیزی هستیم، مثلاً داکتر برایمان تعداد زیادی جوک آماده کرده که قاعدتاً باید در طول یک ساعت و نیم فیلم گفته می‌شد، اما همگی در تیتراژ پایانی گفته می‌شود. این انیمیشن پیشرفت‌ شگرفی نسبت به آثار قبلی پیکسار ندارد، اما فریبنده، هوشمندانه و سرگرم‌کننده است.

اختصاصی نقد فارسی

مترجم: دانیال دهقانی

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

 


41
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
41 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
16 Comment authors
payman hosseynimatrooke@bitامیرمحمد لرستانیسید محمد حسین سیدقلعه Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More Information here on that Topic: naghdefarsi.com/title/inside-out/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] There you will find 5196 more Information on that Topic: naghdefarsi.com/title/inside-out/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More here on that Topic: naghdefarsi.com/title/inside-out/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Info on that Topic: naghdefarsi.com/title/inside-out/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Information to that Topic: naghdefarsi.com/title/inside-out/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More Info here to that Topic: naghdefarsi.com/title/inside-out/ […]

payman hosseyni
Member
Member
payman hosseyni

پیتر داکتر در کارخانه هیولاها از ارزش ترس رسید به ارزش شادی و حالا در این فیلم از ارزش شادی رسید به ارزش غم! در کارخانه هیولاها ، هیولاها زمانی به ارزش واقعی شادی پی میبرن که می فهمن بچه ها علاوه بر زمان ترس، زمان شادی هم دارای انرژی هستند که ارزش حیاتی داشته و موجبات ادامه حیات رو میسر می کنه پس بجای اینکه بترسونیمشون بیایم بخندونیمشون! اما در این فیلم اخیر داکتر پا رو فراتر گذاشته و تخصصی تر عمل کرده در حوزه روانشناسی و در یک کلام باید گفت از ارزش شادی به ارزش غم می… ادامه »

F
Guest
Member
F

فیلم خیلی جالبی بود.

حامد4554
Guest
Member
حامد4554

aml_sam80:فوق العاده بود بهترین انیمیشنی بود که در چند سال اخیر دیدم و اون قسمت که بیگ بنگ خودشو انداخت پایین خیلی عالی بود

بیگ بنگ چیه دیگه 😐
بینگ بانگ

حامد4554
Guest
Member
حامد4554

yas118:واقعا قشنگ بود!!!!!!
ولی نه در حد این همه تعریف.
خداییش Megamind و princess mononoke ازش خیلی بهتر بودن!!!!!!!!

بازم پرنسس مونونوکه نزدیک این هست(ولی بازم بهش نمیرسه) ولی واقعا آخه مگامایند؟ 😐
در کل به نظر من استایل کارتون های ژاپنی یه جوره که فقط با کارتون ژاپنی میشه مقایسه کرد و نمیشه با کارتون های مدرن مقایسه کرد!

matrooke
Guest
Member
matrooke

اهل انیمیشن دیدن نیستم
اما این انیمیشن نظرم رو عوض کرد…!!!!

@bit
Guest
Member
@bit

خیلی انیمیشن زیبا و مفهومی بود و واقعا ذهنو درگیر میکرد نشون میداد که همه احساسات ما در نهایت در تلاشن تا به نفع ما عمل کنن و شادی و غم هر دو در زندگی ما نقش مهمی دارن و با هم دیده میشن و غم برای وجود شادی ضروریه…

امیرمحمد لرستانی
Member
Member
امیرمحمد لرستانی

فوق العاده بود بهترین انیمیشنی بود که در چند سال اخیر دیدم و اون قسمت که بیگ بنگ خودشو انداخت پایین خیلی عالی بود

سید محمد حسین سیدقلعه
Member
Member
سید محمد حسین سیدقلعه

این انیمیشن را خیلی دوست داشتم با این که مدت ها بود از انیمیشنی لذت نبرده بودم ولی این عالی بود 😆 😀

مهران ----
Member
Member
مهران ----

وای که چقد انیمیشن زیباییه و چقد زیبا حسهای آدم رو به تصویر کشیده
بعد از Wreck-It Ralph این بهترین انیمیشنی بود که تو ۴ ۵ سال اخیر دیدم

احمدرضا شاهرخی
Member
Member
احمدرضا شاهرخی

واقعا قشنگ بود!!!!!!
ولی نه در حد این همه تعریف.
خداییش Megamind و princess mononoke ازش خیلی بهتر بودن!!!!!!!!

n
Guest
Member
n

من از وقتی که ابن فیلم را ندیده بودم فکر می کردم که خیلی فیلم جالبی نیست ولی وقتی دیدم به نظرم قشنگ و جالب می اومد

نگار هوشمندنیا
Guest
Member
نگار هوشمندنیا

خیلی عالی بود 😆 😆 😆

فروغ
Guest
Member
فروغ

فیلم رو تازه دیدم و با توجه به اینکه مطالعات زیادی در حوزه روانشناسی کودک داشتم اما از دیدن فیلم شگفت زده شدم و به نظرم مسیر جدیدی ست برای دنیای فانتزی که ناشناخته های زیادی میتونن سوژه ی فیلم بشن .با تشکر

milad_mfard
Guest
Member
milad_mfard

naghd:عالی بود!
مفاهیم عمیق و فلسفی در قالب داستان جذاب.
ولی بازم از spirited away بهتر نبود. 🙂

دقیقا میخواستم همینو بنویسم احسنت البته من قلعه متحرک هول

Sepehr Akhoundi
Member
Member
Sepehr Akhoundi

عالی بود!
مفاهیم عمیق و فلسفی در قالب داستان جذاب.
ولی بازم از spirited away بهتر نبود. 🙂

علی d
Guest
Member
علی d

انیمشن فوق العاده عالی ای بود و از نظر فیلم نامه با گره افکنی پی در پی ما رو منتظر می ذاره که ببینیم دردسر جدیدی سر شادی می آد یا نه تا به بتونه به هدف نهاییش برسه که باعث شد من میخ کوب بشم و من بعد یه مدت فیلم عالی ای دیدم

Member
Member

انیمیشن خوبی بود ولی عالی نبود.

pouriya rezaali
Member
Member
pouriya rezaali

https://telegram.me/joinchat/AwQIRQPZzis4uxvLWiALQQ

گروه movie clubs در تلگرام

S Ziya Hosseini
Member
Member
S Ziya Hosseini

انیمیشن پر معنی ای بود. من خودم با ۲۰ سال سن دوبار دیدم تا بعضی چیزاشو درک کردم.
به نظر من بعد از وال ای و کنار داستان اسباب بازی بهترین انیمیشن تاریخه!

hossein mg
Member
Member
hossein mg

عالی بود .
بازگویی روان و اعصاب انسان به صورت کاملا حقیقی به صورت مصور و قابل درک .

لذت بردم از دیدنش واقعن فکر نمی کردم شبیه وال ای دیگه انیمیشن بیاد.

چقد خوبن این پیکسار و دیزنی ..انیمیشن های پیکسار همیشه فوق احساسی پر از عواطف و یک تیم بزرگ فکری برای فیلنامه هاشون دارند.

در حالی انیمیشن ها ی تحت نام دیزنی خالی همیشه از داستان های معروف و کلاسیک و بیشتر دخترونه تشکیل میده.

و دریم ورکس بیشتر دنیای کمدی حیوانات همراه عواطف می سازه.

ولی پیکسار واقعن عالیه بهتر از همه

تورنت
Guest
Member
amir_j
Guest
Member
amir_j

به عنوان یک کسی که تا به امروز بهترین چیزی که تجربه کرده بود ۲ بازی Bioshock Infinite و Halo CE بود که تا حالا حتی فیلم هایی مثل سه گانه بتمن نولان ، گادفادر ، فیلم هر و اینتراستلار یا انیمیشن هایی مثل وال ای یا کارز ۱ یا هر اثر شاهکار دیگه از نظرش به این ۲ بازی شاهکار نمی رسن و ذره ای از ارزش اونا کم نمیکنن،ولی با دیدن فیلم Inside Out واقعا سر تعظیم فرود میارم و این انیمیشن حکم اون ۲ بازی رو برای من داره و اون دو بازی در رده ی پایین… ادامه »

s!avosh
Guest
Member
s!avosh

بعد از سالها,دیسنی و پیکسار…
کمکم داشتیم نا امید میشدیم.

این فیلم توانایی اینو داشت که جزو بهترین کارهای دیسنی-پیکسار باشه,اگه یه کم بیشتر به جزییات داستانی و بصری توجه میکردند…

امیدوارم شروع دوباره ی خوبی برای دنیای انیمیشن باشه…

Ali-nz
Guest
Member
Ali-nz

رالف خرابکار سعی میکرد به مخاطب بقبولونه کارکتر های بازیهای ویدیویی زنده هستند و با هم ارتباط برقرار می کنند که از نظر من فقط سکانس loading وظیفه قهرمان و اون بازیکن اول شخص منطقی به نظر می رسید و ارتباط داشتن بازی ها از طریق کابل کلا غیر منطقی بود کلا والت دیزنی سعی میکنه داستان های خیالیش رو به باور های حقیقی مخاطب تبدیل کنه مثلا داستان اسباب بازی ها : تمام اسباب بازیهات زندن و وقتی تو رو میبینن بی حرکت میشن تینکربل : ساعت مچیت تا دیروز کار نمی کرد ولی الان درسته ، مطمئنم تینکربل… ادامه »

A92Ta
Guest
Member
A92Ta

بهترین انیمیشنی که تا به حال ساخته شده. اگه باهوشید و قوه ی تخیل دارید از دستش ندید.

شایان نجفی
Guest
Member
شایان نجفی

سلام میشه نظرتون درباره فیلم Predestination ساخته برادران اسپرینگ رو بگین؟ و یا اگه مقدوره نقد و بازبینی براش بذارین؟

یک دنیا سپاس از برنامه خوبتون

2129sadegh
Guest
Member
2129sadegh

سلام اگه میشه نقد سریال fear walking dead رو بزارین مرسی 😳

Admin
Member

meyssam:سلام.نام فایل ویدیو پروژکتور تو مدیافایر این هست: insidious3 …
فکر کنم اشتباهی رخ داده لطفا فایل رو چک کنید

ممنون که اطلاع دادید
اصلاح شد

meyssam
Guest
Member
meyssam

سلام.نام فایل ویدیو پروژکتور تو مدیافایر این هست: insidious3 …
فکر کنم اشتباهی رخ داده لطفا فایل رو چک کنید

doostdare naghde
Guest
Member
doostdare naghde

نقد پروژکتور بزارین گفتن اومده

Farshad Jaberzade
Member
Member
Farshad Jaberzade

بعد از انیمیشن هایی مثل ماشینهای ۲ و شجاع و دانشگاه هیولاها به نظر میرسه پیکسار یه انیمیشن جمع و جور درست کرده

S Ziya Hosseini
Member
Member
S Ziya Hosseini

هنوز ندیدمش. ولی احتمال نمیدم بتونه جای وال-ای رو بگیره. بهترین انیمیشنی که دیدم همونه.

Francis Underwood
Member
Member
Francis Underwood

با تشکر از مترجمین عزیز اقای دهقانی و اقای سیلاوی.مثل اینکه این همکاری مجدد میان دیزنی و پیکسار نوید شاهکارای قبلیشونو میده.

علیرضا ظفری
Member
Member
علیرضا ظفری

متای این انیمیشن ۹۳ هستش که واقعا عالیه کارای پیکسار همیشه بینظیر بوده داستانای اورجینال با شخصیت های دوست داشتنی و…
فروش هفته اولش ۹۰ میلیون بوده که بعد از toy story بهترین انیمیشن پیکسار از نظر فروشه
امیدوارم مثل up بتونه تو بخش بهترین فیلم سال نامزد بشه