In the Bedroom (در اتاق خواب)

۲۰۰۱ | درام, جنایی | ۱۳۰ دقیقه | درجه نمایشی R

 

کارگردان :Todd Field

نویسنده :Andre DubusRobert Festinger

بازیگران :Tom WilkinsonSissy SpacekNick Stahl

خلاصه داستان :فرزند جوان یک روج اهل نیو انگلند عاشق یک زن مسن‌تر می‌شود که دو فرزند و یک شوهر سابق عجیب دارد…

 
 
 

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

جی کار – بوستون گلوب (نمره ۱۰ از ۱۰)

با زبردستی کار شده، به زیبایی بازیگران آن بازی می‌کنند، تقریبا کشش غیر قابل تحمل دارد و این‌ها «در اتاق خواب» را تبدیل به یک فیلم نادر کرده، که نمی‌توان آن را از دست داد.

 

دیوید انسن – نیوزویک (۱۰ از ۱۰)

قطعات نواخته شده، تدوین، نورپردازی، صدا، موسیقی: همه‌چیز با دقت زیادی سنجیده شده به نظر می‌رسد، که این موجب ایجاد یک حس صمیمیت آرام با مخاطب می‌شود که به سرعت باعث می‌شود تا مخاطب به داخل فیلم کشیده شود.

 

دیوید ادلستین – اسلیت (نمره ۱۰ از ۱۰)

بهترین فیلم چند سال اخیر؛ درگیر کننده‌ترین، پر رمز و راز‌ترین، و به شکلی غیر قابل تسلی ‌بخش، ناراحت ‌کننده‌ترین فیلم چند سال اخیر.

 

استفن هولدن – نیویورک تایمز (نمره ۱۰ از ۱۰)

وقتی صحبت از یک فیلم به کم سر و صدایی «در اتاق خواب» می‌شود، تقریبا یک حس معجزه‌آسا می‌دهد، انگار که یک قطعه هنری از زیر رادار تجارت در رفته و وارد میدان شده است.

 

ادوارد گوثمن – سن فرانسیسکو کرانیکل (نمره ۱۰ از ۱۰)

به خیلی از بازیگران به خاطر پذیرفتن ایفای نقش در چنین فیلمنامه‌های دشواری برچسب شجاع زده می‌شود، ولی اسپاسک اصلی‌ترین آن‌هاست؛ در وهله اول یک هنرمند بدون تکبر، و یک ستاره‌ فیلم به صورت پیش فرض.

 

لو لومنیک – نیویورک پست (نمره ۸.۸ از ۱۰)

با تاثیرگذاری در چندین زمینه، «در اتاق خواب» یک فیلم ضروری برای تماشا برای تمام کسانی است که با ناراحتی ابراز می‌کند هالیوود برای بالغان فیلم نمی‌سازد.

 

تاد مک کارتی – ورایتی (نمره ۸ از ۱۰)

بازی‌ها توسط گروهی متنوع از بازیگران زیبا است، این محصول «گود مشین» با دقت ساخته شده و سرعت روایت در آن هم به شکلی تعمدی تنظیم شده است.

 

میتلند مک دونا – تی وی گاید مگزین (نمره ۸ از ۱۰)

با دقت زیاد ساخته شده و به شکل غافلگیرکننده‌ای از لحاظ بازی خوب است.

 

جک متیوز – نیویورک دیلی نیوز (نمره ۷.۵ از ۱۰)

این یک درام انشانی است، در آن جزئیات احساسی با دقت به تصویر کشیده شده، دو مورد ارتکاب جرم آن – یکی نمایش داده می‌شود، دیگری نه – هم تقریبا به هم مرتبط هستند.

 

جی. هابرمن – ویلیج وویس (نمره ۵ از ۱۰)

«در اتاق خواب» که در گذر زمان غیر قابل باورتر می‌شود، تبدیل به یک اثر عوام فریب محترم می‌شود. پیش بردن کم شتاب «فیلد» دست پیش را می‌گیرد ولی از این که فیلم تبدیل به یک کپی ضعیف‌تر از «آرزوی مرگ» (Death Wish) شود جلوگیری نمی‌کند.

«در اتاق خواب» (In The Bedroom) احتمالا یکی از مورد انتظار ترین آثار مستقل سال است – فیلمی که هیاهوی زیاد پیرامون آن در جشنواره فیلم ساندنس آن را سوار بر یک موج کرد و به تورنتو رساند، سپس‌ آن را قبل از پایان سال به سینماها آورد. برای‌ آن‌هایی که در طول جشنواره نتوانستند فیلم را تماشا کنند، اکران عمومی فیلم بدون شک ارزش صبر آن‌ها را داشته است.

اولین فیلم بلند «تاد فیلد» (Todd Field)، «در اتاق خواب» با مسائلی خود را درگیر می‌کند که در فیلم‌ها به ندرت با این درجه از حساسیت راجع به آن‌ها صحبت شده است. فیلم، که در مین جریانات آن رخ می‌دهد، ستارگانی چون «تام ویلکینسون» (Tom Wilkinson) و «سیسی اسپاسک» (Sissy Spacek) را در نقش «مت» و «روث فاولر» را در خود جای داده است، یک زوج میانسال که ظاهرا همه چیز در زندگی آن‌ها بر وفق مراد است. تنها پسر آن‌ها، «فرنک» (با بازی «نیک استال» (Nick Stahl)) تابستان خود را قبل از اینکه پاییز به یک مدرسه معروف در شرق‌ آمریکا برود، با قایق‌رانی و گرفتن خرچنگ از آب می‌گذراند. آخرین دوست دختر او، «ناتالی استروت» (با بازی «ماریسا تومی» (Marisa Tomei)) یک زن بسیار مسن‌تر با دو فرزند کوچک بود. این شخصیت‌ها به واسطه یک جرم که منتهی به یک تراژدی می‌شود به یکدیگر متصل شده‌اند.

فیلم از لحاظ ساختار سناریو به بی‌نقصی میل می‌کند. اولین بخش‌های اثر به شکلی تاثیرگذار شخصیت‌ها را خلق می‌کنند به نوعی که مخاطب را به درون داستان بکشند. جنایت انجام شده به یک شکل سرد و شوکه‌کننده به تصویر کشیده می‌شود، و تاثیر چند وجهی آن به شکلی در فیلم تعبیه می‌شود که همان‌قدر که خوب است، بدون دوز و کلک و زرق و برق اضافی‌ست.‌ «در اتاق خواب»، نشان می‌دهد که چطور فشار یک تراژدی می‌تواند به یک ازدواج بسیار محکم هم خلال وارد کند. در مورد «مت» و «روث»، حس دوستی و محبت ساکت میان‌شان کم کم تبدیل به قهر و تهمت می‌شود. یک رویارویی انفجاری میان آن‌ها مستقیما منجر به کاری می‌شود که باعث پایان یافتن کار دیگری شده و باعث می‌شود که خود آن فرد هم درگیر کشمکش‌های روحی عمیق‌تری شود.

فیلم همچنین برخی از چیزهای کوچکی که اغلب منجر به دردهایی بزرگ در یک تراژدی می‌شوند را نیز به مخاطب نشان می‌دهد. روایت شتاب غیر‌منتظره‌ای را در هنگام حرکت به سمت آن نقطه‌ی اوج گریز ناپذیر به کار می‌بندد. «در اتاق خواب» همچنین استیصال و اندوه قربانیان جرم را هم مدنظر قرار می‌دهد، خصوصا در مواردی که به‌ نظر افرادی که جرم را مرتکب شده‌اند در جایگاهی حضور دارند که حتی دست قانون هم به آن‌ها نمی‌رسد؛ این یک اتفاق نادر است که فیلمی به آن بعد کمتر دیده شده از مساوات و برابری هم با این درجه از هوشمندی و حساسیت نگاه داشته باشد.

تمامی نقش‌ آفرینی‌ها میخکوب کننده هستند. ویلکینسون، شاید بیشتر او را به خاطر کارش در «فول مانتی» (The Full Monty) بشناسید، به مت یک والایی بدون حرفی را القا کرده است، یک مظهر اندوه، و یک غضب در شرف غلیان. «سی سی اسپاسک» روث را به مانند یک آتش فشان که قبل از فوران کردن مدتی را آرام می‌گیرد به تصویر کشیده است. نیک استال عمق و قدرت را به شخصیتی داده است که می‌توانست تبدیل به یک نمونه تک بعدی شود. ماریسا تومی بار دیگر در یکی از آن نقش‌های مکمل خودش را نشان داده است که به شدت از زرق و برق هالیوود دور است (اگرچه لهجه نیو انگلندی او که مطابق با دیگر اجزای فیلم نیست گاها کمی حواس مخاطب را پرت می‌کند).

«در اتاق خواب» یکی از آن فیلم‌های سینمایی است که تقریبا غیرممکن است آن را فراموش کنید. این فیلم تاثیری دارد که با مخاطب تا مدت‌ها بعد از بیرون رفتن از سالن سینما باقی می‌ماند، این یک مهر تائید بر یک فیلم قدرتمند به شمار می‌رود. فیلم تجسم می‌کند که یک فیلم مستقل آمریکایی چه کارهایی می‌تواند بکند اگر کارگردان آن تمایل داشته باشد که از منطقه امن فاصله بگیرد و ریسک کند.

مترجم:دانیال دهقانی


دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of