«عصبانی نیستم!»

۱۲ فروردین ۱۳۹۷ | درام | ۹۹ دقیقه

کارگردان : رضا درمیشیان

نویسنده : رضا درمیشیان

بازیگران : باران کوثری، نوید محمدزاده، رضا بهبودی، میثاق زارع، میلاد رحیمی، بهرام افشاری، امیررضا میرآقا، تینو صالحی، رضا کولغانی، وحید قاضی زاهدی، عباس جمالی، امین میری، مرجان قمری، سجاد تابش، احمد یاوری، پژمان کاشفی، محمد کارت، مینا کریمی جبلی، حامد شیخی، مهران میرزایی، اکبر لطیفی، سام رجبی، شیما بختیاری، کیارش خداشناس، مهدی رودافشانی، امید محمدزاده، جواد جوینده

خلاصه داستان : داستان «نوید» (نوید محمدزاده)، دانشجوی ستاره‌دار و اخراجی است که برای فراهم‌آوردن حداقل شرایط زندگی در رویارویی با بی‌اخلاقی‌های جامعه، با خود تمرین می‌کند تا «عصبانی» نباشد و در تلاش است تا دختر موردعلاقه‌اش «ستاره» با بازی باران کوثری را از دست ندهد.


منتقد: عباس نصراللهی – امتیاز ۶ از ۱۰

بهترین حالت برای دیده شدن یک فیلم که موضوعی مهم دارد و همین موضوع مهمش باعث می‌شود که بیشتر مورد توجه باشد و همگی منتظر دیدن آن باشند، این است که بدون ممیزی و با کمترین حاشیه اکران شود تا اصل موضوع و دغدغه مورد توجه قرار گیرد و در واقع خود فیلم برای مخاطبان مهم باشد. اتفاقی که برای «عصبانی نیستم» رخ نداد و به دلیل اینکه فیلم ۵ سال پشت خط اکران ماند و حواشی بر اصل فیلم پیشی گرفتند، فیلم آن قوت و قدرت واقعی خود را کمی از دست داد و حالا همه بینندگان با پیش زمینه‌های مختلف و البته توقعات بسیار بالا به سراغ دیدن این اثر می‌روند، و طبیعی است که با این حجم از حواشی و سر و صدا برای اکران، «عصبانی نیستم» کار سختی برای راضی کردن این توقعات را داشته باشد.

اما دلیل اصلی اکران نشدن فیلم و حواشی به وجود آمده، مضمونی است که فیلم آن را دنبال می‌کند و تمام اتفاقات و پیرنگ اصلی داستان فیلم نیز در خدمت بیان این مضمون و دغدغه هستند. «عصبانی نیستم» داستان پسری به نام نوید است که از شهرستان به تهران آمده تا تحصیل کند و دست بر قضا شاگرد اول دانشگاه نیز هست، او به دلیل ویژگی‌های شخصیتی‌ای که دارد درگیر مسائل سیاسی می‌شود و در زمره دانشجویان متعددی قرار می‌گیرد که دولت وقت آن‌ها را ستاره دار کرده و از دانشگاه اخراج می‌کرد، اما نوید پیش از اخراجش، عاشق دختری به نام ستاره می‌شود و حالا ستاره تنها امید او برای ادامه زندگی در میان خیل مشکلات است.

ایده اولیه، موضوع و داستان فیلم به خودی خود آن قدر جذاب هستند که پتانسیل تبدیل شدن به یک فیلم عالی را داشته باشند، اما ماهیت فیلم «عصبانی نیستم» بر حرف‌ها، گلایه‌ها و کنایه‌های سیاسیش ریخته شده و وقتی شخصیت اصلی نیز کاملا سیاسی است، پس فیلم باید همه عواملش را در اختیار این موضوع بگذارد، کاری که درمیشیان به خوبی در فیلم انجام داده و شخصیت اصلی داستانش را تبدیل به آینه‌ای تمام قد برای بسیاری از جوانان ایرانی کرده است. نقطه قوت «عصبانی نیستم» را نیز در همین شخصیت پردازی باید دانست، نوید که جوانی ایده‌آل گرا و پر شور و هیجان است، با هزاران امید و آرزو پا به تهران گذاشته و بی وقفه این آرزوها را دنبال می‌کند، اما او مانند بسیاری از جوانان دیگر و البته در مقابل بسیاری دیگر از جوانان نمی‌تواند از ایده‌آل‌هایش بگذرد و حالا باید تاوان ایستادن پای این تفکرات را بدهد، نوید کتاب می‌خواند، او کتاب‌های شریعتی را بارها و بارها خوانده است، عاشق مصدق است و با نگاهی ساده می‌توان دید که او با تمام جوانان اطرافش فرق دارد. تمرکز درمیشیان روی شخصیت پردازی نوید، باعث شده تا بیننده با کمترین فاصله از او تمام رفتارها و حالاتش را دنبال کند، صدای نفس کشیدنش را بشنود و فکرهایی که در سر او می‌گذرد را نیز بداند، نمایش شخصیت اصلی قصه به این شکل، بارها و بارها در سینما تکرار شده و نتایج خوبی را هم در بر داشته، و استفاده از این روش در «عصبانی نیستم» نیز موضوعیت دارد، زیرا فیلم، تمام و کمال روی رفتارها، عکس‌العمل‌ها و حرف‌های نوید بنا شده است و تمام عوامل دیگر در کنار او معنا پیدا می‌کنند، حتی ستاره که عشق ابدی نوید در فیلم است، به خودی خود معنایی ندارد و در کنار رفتارهای نوید معنایی درست پیدا می‌کند، این شخصیت پردازی عالی بار زیادی از فیلم را به دوش می‌کشد، و وقتی این ویژگی خوب فیلمنامه‌ای با بازی دیدنی نوید محمدزاده همراه می‌شود، قطعا ترکیبی ماندگار را برجای خواهد گذاشت. نکته مهم دیگر در نمایش شخصیت اصلی فیلم و دغدغه‌هایش، این است که فیلمنامه از رفتن به ورطه شعارزدگی جلوگیری می‌کند و به بیراهه نمی‌رود و پرداختن به دغدغه اصلی و داستان عشقی که از ابتدا دنبال می‌کرده را به خوبی انجام می‌دهد.

داستان عشق نوید و ستاره را در یک خط می‌توان خلاصه کرد، پیرنگی قدیمی که همیشه مورد استفاده و اقبال بوده است، اما این داستان وقتی در خدمت شخصیت‌ها قرار می‌گیرد هم چنان می‌تواند جذاب باشد، زیرا دغدغه‌های شخصیت‌ها هستند که مسیر این عشق و رابطه را مشخص می‌کنند، و آگاهی درمیشیان از وضعیت جوانان و وضع موجود در آن زمان باعث شده تا بیننده احساس درستی در برخورد با شخصیت اصلی فیلم داشته باشد، فیلم به خوبی می‌تواند در کمترین زمان ممکن نوید را به عنوان یک عاشق که دانشجویی ستاره دار است و همچنان بی وقفه به دنبال زندگی می‌گردد، معرفی کند، و باقی زمانش را به نمایش مشکلات و موانع سر راه این جوان اختصاص دهد.

دوربین پر جنب و جوشی که در بسیاری از لحظات با کمترین فاصله از نوید قرار گرفته، حس ترس، ناراحتی، استرس و حتی عشق نوید را به خوبی به بیننده منتقل می‌کند، دوربینی که مانند شخصیت نوید لحظه‌ای آرام و قرار ندارد و به دور او میچرخد و حتی می‌تواند صدای نوید را برای بیننده آشکار کند. صدایی که همواره در فکر نوید به او یادآوری می‌کند که عصبانی نیست، اما نوید عصبانی است، او نماینده تمام جوانانی است که عصبانی هستند، اما نمی‌خواهند که عصبانی باشند. تکنیک درمیشیان برای نمایش عصبانیت‌های نوید، تکنیک جذابی است، او شخصیتش را در مرزی بین واقعیت و خیال قرار می‎‌دهد و بیننده بارها و بارها نوید را در حالی می‌بیند که پس از عصبانیت دست به کارهایی تخریب کننده می‌زند، اما بلافاصله کلوزآپی روی صورت او بیننده را آگاه می‌کند که نوید در خیال خودش به این عمل فکر کرده و سریعا به خود متذکر شده که عصبانی نیست، اما این موضوع چندبار و تا کجا می‌تواند ادامه داشته باشد، سرانجام روزی عصبانیت بر او و یا هرشخص دیگری غالب خواهد شد و دیگر مرزی بین واقعیت و خیال نخواهد بود و هر چیز تخریب کننده‌ای که در سر می‌گذرد می‌تواند به عمل تبدیل شود.

تدوین فیلم با توجه به نوع روایتش، یکی دیگر از نقاط قوت آن است، رفت و برگشت‌های پیاپی در ذهن نوید و البته در زندگی واقعی او، آنچنان تمپوی سریعی به فیلم داده که تنها با تدوینی دقیق باید موفق به رساندن مفهوم شد، کاری که به خوبی در فیلم انجام شده است. اما همین رفت و برگشت‌ها و کات‌های بی وقفه نیز ضرباتی به اصل قصه وارد کرده‌اند و در زمان‌هایی بیننده را از آن گرما و دغدغه فیلم دور می‌کنند.

بازی‌های بازیگران در سطح خوبی قرار دارد و نوید محمدزاده و باران کوثری اجرای قابل قبولی دارند و با توجه به نوع شخصیت پردازیشان، موفق می‌شوند تا عشقی واقعی و درست را به بیننده ارائه دهند، طوری که بیننده با آن‌ها میگرید، میخندد و همراه تمام دغدغه‌هایشان به فکر فرو خواهد رفت. حرف‌ها و گلایه‌های مطرح شده در فیلم، به اندازه و خوب هستند، نه آن چنان گل درشت که نتوان با آن‌ها ارتباط گرفت و نه آنچنان ضعیف که اثری نداشته باشند، اما در زمان‌هایی می توانستند پررنگ تر باشند و جای بعضی از شخصیت‌ها را بگیرند که کارایی چندانی در پیشبرد قصه ندارند.

«عصبانی نیستم» با آن که فیلم کاملی نیست، اما فاکتورهای خوبی دارد که آن را قابل قبول خواهد کرد، مهمترین فاکتور فیلم دغدغه و موضوع آن است که با پرداختی نسبتا خوب به بیننده ارائه شده و می‌تواند تاثیرگذار عمل کند، فیلم لحظاتی پر از احساس دارد که زمینه عشقی اثر را بسیار پر رنگ می‌کند و بازی خوب نوید محمدزاده که با یک شخصیت پردازی خوب و استوار در فیلمنامه همراه می‌شود، او را تبدیل به نماینده بسیاری از جوانان کرده که دغدغه‌های زیادی از این دست دارند، شخصیتی که شعار نمی‌دهد و همین امر در موفق بودنش بسیار تاثیرگذار است. فیلم با آنکه در زمان‌هایی در حرکت‌های سریع دوربین و کات‌های زیادش، زیاده روی می‌کند، اما موفق می‌شود تا با نگاهی خاص داستان یک عشق را به مشکلی سیاسی پیوند بزند و در پی آن مشکلات را بسط و نمایش بدهد.

اکران فیلم پس از پنج سال قطعا ضربه‌هایی به پیکره آن خواهد زد، اما استقامت و بردباری عواملش، نمایش آن را جذاب تر خواهد کرد.

اختصاصی نقدفارسی

منتقد: عباس نصراللهی

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.


منتقد: امیرحسین اسلامی نژاد

قطار سینمای فیلمساز دهه شصتی (که شعار اولین فیلمش نیز فیلم دهه شصتی ها بود) به دومین ایستگاه خود رسیده است. ایستگاهی که توقف در آن چندان هم بی سر و صدا نبوده است. سر وصداهایی که غالبا به فرامتن ،و نه متن، اثر مربوط میشده است. با این حال هم اکنون ،و آنطور که به نظر می آید چند صباحی مانده به اکران فیلم، می توان کمی درباره خود اثر نیز سخن گفت.

تنها نکته اشتراک عصبانی نیستم با بغض حضور باران کوثری در هر دو اثر نیست. داستان کلی فیلم باز هم روایت دو جوان است و مشکلاتی که گرفتارش می آیند. حتی شخصیت هایی که شخصیت پسر جوان هر دو فیلم با آنها روبرو می شود نیز دارای شباهتی هستند. مثلا شخصیت عمو در بغض ما به ازایی مانند صاحبکار در عصبانی نیستم پیدا می کند که در هر دو فیلم هم درگیری شخصیت اصلی را با این دو شخصیت میبینیم. از سویی دغدغه مالی برای دو جوانی که به هم نرسیده اند نیز مطرح است. شباهت های به اینجا محدود نمی شود. مطلبی در هر دو فیلم هست که نظر نگارنده مستقیما از دل مرثیه ای بر یک رویای آرنفسکی آمده است و آن رنگی بودن فلش بک ها در هر دو فیلم هست که گونه ای شادی و خوشی را تداعی می کند. گویی لحظات خوشی به یک سری لحظات دست نیافتنی رنگی تبدیل شده اند و دیگر تجربه شان محال است. همانطور که برای شخصیت جرد لتو در مرثیه ای بر یک رویا دست یافتن به جنیفر کانلی سراسر پوشیده در لباسی قرمز بر لب یک اسکله محال است. نکته قابل ذکر دیگر این است که آن صحنه به یاد ماندنی مرثیه ای بر یک رویا عینا در عصبانی نیستم بازسازی شده است. میبینیم که در ذهن نوید باران کوثری در لباسی قرمز رنگ در فاصله ای دور از نوید ایستاده است و پیوسته از او دور می شود.

دوربین همچون فیلم پیشین کارگردان یک لحظه سر فرار گرفتن ندارد. به دور شخصیت ۱۸۰ درجه می چرخد و از روی دیوارهایی که آگهی های مربوط به فروش اعضای بدن را زده اند با سرعت فراوان عبور میکند؛ اما همین دوربین در صحنه هایی مانند سینما آرام می گیرد و از این نظر فیلمبرداری فیلم نسبت به بغض پیشرفت دارد به این جهت که تمامی زوایایی که در بغض عجیب و غریب میدانستیم و ناسازگار با صحنه ها اینجا اصلاح شده اند.

اگر بخواهیم در باب تاثیر گذاری فیلم وارد شویم یقینا باید به تاثیر پذیری درمیشیان از کاروای (فیلمساز برجسته هنگ کنگی صاحب آثاری همچون ۲۰۴۶، در حال وهوای عشق و چانگ کینگ اکسپرس) هم اشاره کنیم. فیلم چه در کارگردانی چه در داستان بی شباهت به آثار این کارگردان نیست. برتری تعداد نماهای کلوز آپ و مدیوم به لانگ شات یکی از دلایل صحت این ادعاست. محیط های بسته ای که مانند پاساژ و خانه مجردی که محل رفت و آمد شخصیت هاست نیز شباهت دیگری به بسیاری از آثار کاروای علی الخصوص چانگ کینگ اکسپرس و بازارچه و خانه سرگرد آن فیلم است. دوربین نیز که بیش از هر چیز حداقل برای نگارنده یادآور دوربین کریستوفر دویل در چانگ کینگ اکسپرس است.

عشق شور انگیز دو شخصیت اصلی نیز بی شباهت به عشق های فیلم های کاروای نیست. عشق هایی پر از شور و هیجان که در دیالوگ ها و میزانسن ها به رخمان کشیده می شود. عشق هایی که غالبا نیز سرانجامشان به هم نرسیدن است. به قدری عشق دو شخصیت اصلی در عصبانی نیستم باور پذیر است که ناخودآگاه آن رابطه فرازمینی زن و مرد در حال و هوای عشق و آن عشقبازی شورانگیز پسر ژاپنی و اندروید را در ۲۰۴۶ به یاد می آورد. دو جوان را داریم که چند سال است به پای هم ایستاه اند، به خاطر هم منتظر مانده اند، به هم ابراز محبت می کنند و وقتی یکیشان داد می زند دیگری رویش را بر می گرداند و بی صدا گریه می کند. شور انگیزی این عشق نه تنها به فیلم بلکه به مخاطب و جامعه ما نیز می تواند زندگی ببخشد.

شورانگیزی این عشق عنصری است که حضور مواردی کلیشه ای در فیلم از قبیل پدر زن پولداری که مانع ازدواج است را نیز تحت شعاع قرار بدهد و بدین سان با تماشای فیلم ما خود را با فیلم کلیشه ای مواجه نمی بینیم. البته شخصیت پردازی خاص پسر نیز مانعی دیگری بر سر این راه است. پسری که با آرمان ها و ایده آلهایش زندگی می کند. آرمانها و ایده آلهایی که باعث اخراج او از دانشگاه شده اند و همین آرمان ها به او اجازه نمی دهند دزدی کند یا اینکه معشوقش را رها کند. او یک جوان تیپیک فیلمهای این سالهای سینمای که در مواجهه با مشکلاتی همچون بیکاری و غیره دست به دزدی یا خرده دزدی بزند نیست. او فردی دارای تفکر است که برایش هدف وسیله را توجیه نمی کند. جنس متفاوت شخصیت نوید است که واجد دید جید کارگردان به مسائل مطرح شه در فیلم است و آن را از افتان به ورطه کلیشه ای شدن دور نگه می دارد. البته درباره فیلمنامه شاید بتوان این خرده را به درمیشیان گرفت که حضور شخصیت های همخانه نوید به غیر از بیان دغدغه کارگردان (که به خوبی نیز از پس انجام آنها بر می آید) چه ضرورت روایی دارد؟

فیلم برای به تصویر کشیدن ریتم سریع زندگی نویداز تدوین تند و متقاطع هایده صفی یاری بهره جسته است. تدوینی که علاوه بر نقش اصلی اش یعنی حفظ ریتم سریع فیلم تا انتها که به نوعی ریتم زندگی نوید است که هر لحظه دارد فرصت هایش را برای رسیدن به ستاره از دست می دهد در رساندن احوال و دورنیات شخصیت نوید هم موثر است. خشونتی که در وجود اوست و سعی در سرکوبش دارد با کات های متعددی که همراه با تکرار کلمه عصبانی نیستم است به تصویر کشیده شده است. یک نمونه دیگر از زیبایی های کار صفی یاری در همان بازسازی صحنه معروف مرثیه ای بر یک رویا است.

بازی نوید محمد زاده به راستی تحسین برانگیز است. او این شخصیت را که سنخیت هایی با خودش (از جمله کرد نژاد بودن) را دارد به خوبی درک کرده است و به خوبی هر چه تمام اجرا کرده است. دو شاخصه اصلی بازی او هم یکی میمیک است که به خوبی با حرکات چشم موفق به رساندن احساسش علی الخصوص خشونتش می شود. نحوه صحبت کردن او نیز که در حین صحبت با ستاره آرام است، در هنگام عصبانیت و یا ناتوانی از ادای حرفهایش حالتی بریده بریده به خود می گیرد که این خودش حاکی از تسلط او بر شخصیت است. انتخاب او نیز برای این نقش یک تصمیم درست از سوی درمیشیان بوده است زیرا که چهره اش ظرفیت لازم برای ایفای نقشی که با این حجم از تنش را دارد.

در کلیت عصبانی نیستم به عنوان دومین تجربه فیلمسازی درمیشیان یک فیلم بسیار خوب به کارنامه او می افزاید. فیلمی که آینه ای تمام قد از وضعیت بخشی از قشر جوان سرزمین ما است که در میان انبوهی از مشکلات هنوز معتقد هستند که «زندگی باید کرد» و بر سر این اعتقاد خودشان ایستاده اند. آدمهایی ۲۰ ساله ای که از ۶ سال دیگرشان یعنی وقتی هم سن نوید هستند خبر ندارند و نویدهای ۲۶ ساله ای که خیلی فرصت هایشان را از دست داده اند اما هیچکدامشان نمی خواهند رسم خوب زیستن را از یاد ببرند؛ حتی اگر جامعه نسبت به گذشته بی اعتنا، نسبت به حال بی مسئولیت و نسبت به آینده ناامید مسیر متفاوتی را برود.

اختصاصی نقد فارسی

منتقد: امیرحسین اسلامی‌نژاد

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.


منتقد: آلیسا سیمونس | ورایتی

یک درام اجتماعی قوی و عصبی کننده که ناامیدی و ناکامی نسل جوانتر ایران را به نمایش می گذارد

“عصبانی نیستم” فیلمی از رضا درمیشیان (سرپرست نویسندگان ) ، در روایتش مانند سبکش به ناامیدی و ناکامی نسل جوانتر ساکن تهران می پردازد که دورنمای زندگی اش را ناتوان و غارت شده می بیند . این درام اجتماعی قوی و عصبی کننده ، از منظر یک کرد ۲۶ ساله ظهور می کند که به دلیل فعالیت های سیاسی اپوزیسیونی (معارضش ) از دانشگاه اخراج شده و عصبانیت او بی درنگ به پرخاشگری و تعارض تبدیل می شود.

قبل نمایش اولیه ی بین المللی در بخش پانورامای برلیناله ، “عصبانی نیستم” با پانویس “یک برداشت آزاد از ایران” عنصری حاشیه دار در جشنواره فیلم فجر تهران بود . اما به تاسی از انتقادات تندروها ، فیلم ، در آخرین دقایق از بخش رقابتی بیرون کشیده شد . مطابق با گزارش های خبری آنلاین ، این بدگویان احساس می کردند که درمیشیان ، قصد توجیه و هنجاری کردن جنبش سال ۲۰۰۹ را داشته که در پی انتخاب شدیدا مشاجره برانگیز رئیس جمهور احمدی نژاد برای بار دوم به وجود آمد.

با این وجود، برای خارجی ها ، یکی از جنبه های آشفته کننده ی فیلم ، نمایش آن از جامعه ای بود که در حال کشمکش با تایید رسمی انتخابات و تورم است ، جایی که کارگران جوان شانسی برای فائق آمدن بر معیشت ، بدون مراجعه به ارتباطات (غیر قانونی ) و ارتکاب جرم ، ندارند. بازیگر نقش اول ، نوید ، (نوید محمدزاده) ، به سختی می تواند دوره ی چهار ساله (کارشناسی ) را تمام کند زیرا از تحصیل اخراج شده . او با یک همکلاسی سابق خود با نام ستاره (باران کوثری ) نامزد کرده اما نمی تواند مکانی برای تشکیل زندگی فراهم کند ، کمتر از خانه یا ماشینی که پدر دختر (رضا بهبودی)برای خوشبختی آینده ی دخترش ضروری می پندارد.

نوید استودویی بخت برگشته تاسیس می کند با شراکت یک موزیسین عاشق و دیوانه ی موسیقی به نام وحید (وحید قاضی زاهدی) ، که برای گرفتن مجوز یک کنسرت عمومی ، دچار عقده شده . زمانی که وحید آرام است ، نوید را تشویق می کند تا راهی برای اضطراب و افسردگی اش بیابد . دکتری ناشناس( بی نام ) که نوید در نزد او اقرار به ضعف خود در کنترل عصبانیتش می کند برای او نسخه ی پزشکی تجویز می کند و می گوید که جمله ی “عصبانی نیستم ” را دائما با خود تکرار کند . اما همین که نوید می خواهد هر بار احساس عصبانیت کرد ، مصرف دارو را شروع کند ، زندگی او بیش از پیش از کنترلش خارج می شود و رابطه اش با ستاره به فنا می رود.

درمیشیان از دوربین متحرک روی دست ( که توسط علی ازهری (مدیر فیلمبرداری) گردانده می شود) و سبک تدوین پله ای (ناهموار؟ ) استفاده می کند که با رفتارها و جو کابوس مانند و ترسناک متناسب است . فیلم ،در زمان به جلو و عقب می رود، نشان دادن نوید در روزهای شادتر در مدرسه ، و سپس بازگشت به حال . این حرکت سریع برای این استفاده می شود که تاثیر خوددرمانی نوید را نشان دهد که اینکه احساس می کند مانند موشی روی چرخ است ، هیچ پیشرفت و بهبودی نداشته . گاهش نامشخص است که نوید صرفا گرفتار اوهام تمایلات خود برای کتک زدن مردمی است که او را ناامید و خنثی کردند یا اینکه واقعا آنها را در حد ریختن خون می زند.

علاوه بر تصویر برداری تنش آمیز و تدوین و کات های هیجانی کننده ، طراحی صدای محمدرضا دلپاک که مخرب اعصاب است ، احساس ما را نسبت به از خودبیگانگی نوید عمق می بخشد . همچنین بازیگر نقش اول زن ، باران کوثری (دختر کارگردان ممتاز ایرانی ، رخشان بنی اعتماد) در تولید فیلم و طراحی لباس نیز مشارکت داشته.

اختصاصی نقد فارسی

مترجم: زهرا آیت اللهی

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

ممکن است شما دوست داشته باشید

15
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
15 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
11 Comment authors
سروش32سارا امیدیmohammah aminبهزاد ترابیخوش Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
سروش32
Guest
Member
سروش32

سارا امیدی:فیلمش خیلی مزخرف بود به نظرم. نه پایان شاد داشت نه امیدی میداد آخرش به این نسل از اول تا آخرشم سراسر ناامیدی! هیچیم که به آدم آخرش اضافه نمیکنه. چرا فقط کلی انرژی منفی میده و میتونه جوونا رو ناامید کنه تبریک میگم به کارگردانش اگه هدفش اینا بوده!! حیف وقت با ارزشم که پای این فیلم هدر رفت! این سینماگرای ما کی میخوای یاد بگیرن فیلمای امید بخش بسازن؟

این فیلم یه نقد به وضع موجوده.وضع ما خیلی امید بخشه؟

سروش32
Guest
Member
سروش32

[quote name=”سارا امیدی”]فیلمش خیلی مزخرف بود به نظرم. نه پایان شاد داشت نه امیدی میداد آخرش به این نسل از اول تا آخرشم سراسر ناامیدی! هیچیم که به آدم آخرش اضافه نمیکنه. چرا فقط کلی انرژی منفی میده و میتونه جوونا رو ناامید کنه تبریک میگم به کارگردانش اگه هدفش اینا بوده!! حیف وقت با ارزشم که پای این فیلم هدر رفت! این سینماگرای ما کی میخوای یاد بگیرن فیلمای امید بخش بسازن؟[/quote]
این فیلم یه نقد به وضع موجوده.وضع ما خیلی امید بخشه؟

سارا امیدی
Guest
Member
سارا امیدی

فیلمش خیلی مزخرف بود به نظرم. نه پایان شاد داشت نه امیدی میداد آخرش به این نسل از اول تا آخرشم سراسر ناامیدی! هیچیم که به آدم آخرش اضافه نمیکنه. چرا فقط کلی انرژی منفی میده و میتونه جوونا رو ناامید کنه تبریک میگم به کارگردانش اگه هدفش اینا بوده!! حیف وقت با ارزشم که پای این فیلم هدر رفت! این سینماگرای ما کی میخوای یاد بگیرن فیلمای امید بخش بسازن؟

سارا امیدی
Guest
Member
سارا امیدی

فیلمش خیلی مزخرف بود به نظرم. نه پایان شاد داشت نه امیدی میداد آخرش به این نسل از اول تا آخرشم سراسر ناامیدی! هیچیم که به آدم آخرش اضافه نمیکنه. چرا فقط کلی انرژی منفی میده و میتونه جوونا رو ناامید کنه تبریک میگم به کارگردانش اگه هدفش اینا بوده!! حیف وقت با ارزشم که پای این فیلم هدر رفت! این سینماگرای ما کی میخوای یاد بگیرن فیلمای امید بخش بسازن؟

فتنه آدمایی مثل توان
Guest
Member
فتنه آدمایی مثل توان

mamad11:دو تا نقد رو خودندم و جا خوردم

این فیلم با توقیف و تحریم بشه

این فیلم ضربه ی بدی به جوانان ما و درنهایت به انقلاب خواهد زد
تو دیگه چه خری هستی بچه؟؟؟؟!!!
اصلا نباید به اینجور فیلمها مجوز بدن

واقعا جای تاسفه

تو دیگه چه خری هستی بچه؟؟؟؟!!!

mmiladan
Member
Member
mmiladan

شاهکار شاهکار شاهکار
تصویری دقیق و فوق العاده دردناک و تلخ بر آنچه بر جوانان این سرزمین می گذرد
درود بر درمیشیان و از راه دور دستش را می بوسم برای ساخت چنین فیلم خوش ساخت و خوش فرم

بهزاد ترابی
Member
Member
بهزاد ترابی

اگه فیلم حواشی نداشته باشه قطعا فیلم در گیشه موفق نیست اما با حواشی که این فیلم داره همه برا دیدنش لحظه شماری میکنن و قطعا یکی از فیلمهای میلیاردی خواهد بود،مشکلات برا جوونا همیشه بوده و هستو خواهد بود اما یه فیلمساز نمیتونه فیلمی درباره مشکلات دوره چهار ساله ای فیلم بسازه و باید اون دوره تموم بشه تا بشه دربارش فیلم ساخت قطعا درباره مشکلات این دوره هم پس از اتمامش فیلمی ساخته خواهد شد فکر میکنم بجای این حواشی بهتره ظرفیت هامونو بالا ببریم تا فیلم با چند سال تاخیر ساخته نشه،من از دوره گذشته و هم… ادامه »

خوش
Guest
Member
خوش

با سلام، در نقد دوم به بهانه ی ترجمه از یک منتقد خارجی به فتنه گفته شده جنبش و رای ۲۴ میلیونی منتخب مردم شده شدیدا مشاجره بر انگیز (لطفا قاعده بازی را رعایت کنید مثل اینکه "شما عصبانی هستید!")

نکته بعدی اینکه از نقدهای شما استفاده میکنم ولی خودم هم نظر دارم و معیارهایی دارم که با اونها زندگی میکنم
نکته آخر اینکه خدا وکیلی نگاه به فیلمهایی مثل این فیلم از جنبه ی یک اثر سینمایی است یا نگاه سیاسی و جناحی (هم مخالف هم موافق)

من خودم
Member
Member
من خودم

دقیقا همینطوره.ولی فکر میکنی چرا بهت اینهمه منفی دادن؟! چون ذهنیت آدما خیلی وقته که تغییر کرده.لازم نیست ناراحت بشی.همینه که هست.آخرش یه روزی یه منجی یه چیزی میاد…تنها امید نهایی همینه.
حالا تعداد منفی های من رو نگاه کن وبازهم غصه نخور

bigbang0661
Guest
Member
bigbang0661

آقا خواهش میکنم جواب mamad11 رو ندید دوستان. این آقا Troll ئه. کارش فقط ترولینگه.
تا حالا هرچی کامنت تو این سایت گذاشته فقط سرکاری بوده.

م.ن
Guest
Member
م.ن

mamad11:دو تا نقد رو خودندم و جا خوردم

این فیلم با توقیف و تحریم بشه

این فیلم ضربه ی بدی به جوانان ما و درنهایت به انقلاب خواهد زد

اصلا نباید به اینجور فیلمها مجوز بدن

واقعا جای تاسفه

فکر کردی خوشمزه ای ، مزه می پرونی ببینی ملت چی جوابتو میدن .
یک چند جا کامنت نذاشته بودی نگرانت شدم اگه خواستی بگو تا آدرسش را بگذارم ، بری خودشیرینی.

mehraiin
Guest
Member
mehraiin

mamad11:دو تا نقد رو خودندم و جا خوردم

این فیلم با توقیف و تحریم بشه

این فیلم ضربه ی بدی به جوانان ما و درنهایت به انقلاب خواهد زد

اصلا نباید به اینجور فیلمها مجوز بدن

واقعا جای تاسفه

شما خوشت نمیاد نگاه نکن
این طرز فکر شماست که جای تاسف داره 😡

مازیار سروش
Member
Member
مازیار سروش

mamad11:دو تا نقد رو خودندم و جا خوردم

این فیلم با توقیف و تحریم بشه

این فیلم ضربه ی بدی به جوانان ما و درنهایت به انقلاب خواهد زد

اصلا نباید به اینجور فیلمها مجوز بدن

واقعا جای تاسفه

شما خواهشا یه نگا بکن ببین چند تا غلط املایی تو دو خط اول داری؟؟؟
به لطف همون انقلاب دیگه مملکت دیکتاتوری نیست و ما آزادیم هر چی میخوایم ببینیم و به شما هم ربطی نداره…

Serious
Guest
Member
Serious

خیلی دوست دارم این فیلمو ببینم
خدا کنه زود تر بهش مجوز اکران بدن

kamran noori
Member
Member
kamran noori

mamad11:دو تا نقد رو خودندم و جا خوردم

این فیلم با توقیف و تحریم بشه

این فیلم ضربه ی بدی به جوانان ما و درنهایت به انقلاب خواهد زد

اصلا نباید به اینجور فیلمها مجوز بدن

واقعا جای تاسفه

[b]bekhab babaa![/b]