Howl’s Moving Castle (قلعه متحرک هاول)


خلاصه داستان:

دختری جوان، “سوفی”، بعد از مرگ پدر توسط جادوگری نفرین شده و تبدیل به یک پیرزن می شود. او هم از ترس اینکه در هیبت یک پیرزن دیده شود، از شهر خارج شده و به قلعه ای، “قلعه متحرک هاول”، می رسد.


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم

هایائو میازاكی انیمیشن «قلعه متحرك هاول» را بر مبنای داستان «قلعه متحرك» نوشته دایان واین جونز سال ۲۰۰۴ ساخت.

 

فیلمنامه نویسان نسخه انگلیسی سیندی دیویس هوویت و دانلد اچ. هوویت هستند. صداپیشگان نسخه انگلیسی این انیمیشن هم كریستین بیل (هاول) امیلی مورتیمر (سوفی جوان)، جین سیمونز (سوفی پیر)، لورن باكال (ساحره تباهی)، جاس هاچرسن (ماركل)، بیلی كریستال (كالیسفر) و جنا مالونی (لتی) بودند.انیمیشن «قلعه متحرك» محصول ژاپن و ۱۱۹ دقیقه است. این انیمیشن نامزد اسكار بهترین انیمیشن بلند سال،۲۰۰۶ نامزد شیرطلایی جشنواره فیلم ونیز ۲۰۰۴ و برنده جایزه بهترین فیلم انیمیشن از جوایز انجمن منتقدان فیلم نیویورك و سن دیه گو شده است.

 

«قلعه متحرك هاول» را ابتدا قرار بود مامورا هوسورا، كارگردان دو فصل و یك فیلم از مجموعه «دیجیمون» بسازد، اما او بی مقدمه پروژه را رها كرد و جای خود را به میازاكی داد.فیلم نخستین بار در سپتامبر ۲۰۰۴ در جشنواره فیلم ونیز نمایش داده شد. دایانا واین جونیز، نویسنده رمان با نمایندگان استودیو Ghibkli، تهیه كننده فیلم ملاقات كرد، اما در تولید آن هیچ دخالتی نداشت.

 

میازاكی در تابستان ۲۰۰۴ به انگلستان سفر كرد و در نمایش خصوصی «قلعه متحرك هاول» را به او نشان داد. فیلم از ۲۰ نوامبر ۲۰۰۴ در ژاپن به نمایش درآمد و مدتی بعد در استودیو پیكسار به زبان انگلیسی دوبله شد و متعاقبا در آمریكا و بریتانیا نمایش داده شد.هایائو میازاكی، انیماتور ۶۶ ساله و بسیار برجسته ژاپنی بیش از ۳۰ سال سابقه فعالیت در حوزه تلویزیون و سینما دارد. «شاهزاده مونونوكو» (۱۹۹۷) و «شهر اشباح» (۲۰۰۱) از دیگر انیمیشن های معروف اوست.

 

داستان انیمیشن «قلعه متحرك» درباره دختری به نام سوفی است كه در كلاه فروشی پدرش كار می كند. در شهری كه او زندگی می كند قلعه متحركی وجود دارد كه متعلق به جادوگری به اسم هاول است. مردم آن شهر معتقدند كه هاول قلب دختران را می دزد و باید از او دوری كرد. سوفی از نزدیك با هاول برخورد می كند و جریان را برای خواهرش تعریف می كند. از سوی دیگر ساحره تباهی از این موضوع باخبر می شود و سعی می كند جلو سوفی را بگیرد و…انیمیشن «قلعه متحرك» به مدیریت دوبلاژ آرزو آفری در انجمن گویندگان جوان دوبله شده است. در این انیمیشن گویندگانی چون مهرداد مهماندوست، افسانه محمدی، اعظم چوبدار، آروزآفری، ندا آسمانی، صولتی، مجید حبیبی، حامد عزیزی و مهرداد رئیسی صحبت كرده اند.

 

 

منبع: روزنامه ابرار

 

نقد و بررسی فیلم به قلم

مطمئنا شما هم با انیمیشن هایی روبرو شدید که بعد از دیدنشون به این فکر افتادید که آیا این انیمیشن از روی کتابی ساخته شده یا نه. قلعه متحرک هاول هم از آن دست آثاری ست که به راحتی بیننده را به خودش جذب می کند.داستان هایی که در آن جادو و جادوگری وجود دارند و عده ای را حتی با شنیدن نام و آگاهی از مضمونش وسوسه می کنند تا به خریدش اقدام کنند.

 

کتاب قلعه متحرک نیز، کتابى از این نوع مى‌باشد که مدت‌ها قبل از هرى پاتر نوشته شده است. کتاب داستان جذابى دارد ولى بیشتر جزو کتاب‌هاى «بانو پسند» طبقه‌بندى مى‌شود. داستان این کتاب داستان دخترى دم بخت است که با مرگ پدرش مسئولیت‌هاى جدیدى به گردنش مى‌افتد. اما ماجرا به این سادگى پیش نمى‌رود. شما خودتان را جاى دختر جوانى قرار بدهید که ناگهان توسط یک جادوگر تبدیل به زن نود ساله‌اى مى‌شود! داستان حتى از این هم پیچیده‌تر مى‌شود چون این دختر (یا زن نود ساله) به خانه جادوگر دیگرى وارد مى‌شود که قلب دختران جوان را مى‌خورد!

 

ناشر در پشت جلد کتاب نوشته است:

 

«در این پازل جادوئى هیچ چیز و هیچ کس آنچه به نظر مى‌آید نیست. سرنوشت‌ها به هم گره خورده و هویت انسان‌ها با هم عوض مى‌شوند. جادوگر طلسمى به دنبال هاول فرستاده است. آیا سرنخ شکستن این طلسم درون ابیات یک شعر است؟ قرارداد اسرارآمیز بین هاول و شیطانک آتش، کلسیفر چیست؟ در این داستان جذاب در هر صفحه با شگفتى تازه‌اى روبرو خواهید شد! وقتى سرانجام آخرین نبرد بین جادوگر و هاول پایان مى‌پذیرد تمام قطعات پازل به شکل جادوئى بر سر جاى خود قرار مى‌گیرند.» داستان‌هاى جادوگرى شاید از یک نظر جذاب باشد و آن اینکه خلاقیت نویسنده و خواننده را بر مى‌انگیزد. شما کمتر مى‌توانید پیش بینى بکنید که در صحنه بعد چه اتفاقى مى‌افتد. چون نویسنده قادر است با خواندن یک طلسم کل صحنه را عوض کند! اگر شما از آن گروه از خواننده‌گان هستید که دوست دارید داستان را حدس بزنید و داستان مطابق میل شما پیش برود، از این کتاب لذت نمى‌برید. اما اگر دوست دارید داستان را حدس بزنید ولى از هر اتفاق جدیدى نیز خوشحال خواهید شد، از این داستان لذت مى‌برید! همانطور که گفتم این داستان بیشتر براى خانم‌ها جذابیت دارد، چون ماجراهاى احساسى (عاشقانه)، وجود یک قهرمان اصلى دختر، و همچنین پایان خوش کتاب نوید مى‌دهد که این کتابى جذاب براى خانم‌ها بخصوص دختر خانم‌هاى دم بخت که منتظر جادوگرشان (و شاید شاه‌زاده‌شان) هستند، خواهد بود! دوستداران کتاب‌هاى داستان جادوگرى نیز از این کتاب لذت خواهند برد. در‌هاى که به مکان‌هاى مختلفى باز مى‌شوند، سگ‌هاى آدم‌نما، شیطانک‌هاى آتش، ستاره‌هاى دنباله‌دار، انسان‌هاى پازل شده و انواع و اقسام طلسم‌هاى موجود در این کتاب، شما را به هیجان خواهد آورد.

 

 

منبع: فراسوی ذهن

 

 

نقد و بررسی فیلم به قلم

قلعه متحرک هاول چه بسا یکی از شاهکارهای هنری میازاکی است که مملو از صنایع و تصورات گیج کننده و برهان های ماوراءالطبیعت است. اما آیا آمریکایی ها آن را درک خواهند کرد؟ برای میازاکی این فیلم بازگشت به سرزمینی است که او خوب با آنجا آشناست، اما برای دیگران وارد شدن به سرزمین شگفتی به نظر می آید.

 

داستان فیلم براساس یک فانتزی ساده بنا نهاده شده که در آن موجودات خیالی جادویی و تعداد زیادی قرارداد افسونگری وجود دارد. قهرمان داستان «سوفی» (Sophie) است (که اصطلاحاً کاراکتر یک شیرزن را داراست) که به همراه نامادری و دو ناخواهری پس از مرگ پدرش زندگی می کند (این آغاز و سرفصل داستان، ذهن را به سوی داستان معروف سیندرلا می برد اما…) و در مغازه کلاه فروشی روزگار می گذارنند.

 

آن ها زندگی سختی را می گذرانند نامادری تصمیم می گیرد دخترانش را به اطراف بفرستد تا آن ها را نسبت به یک شروع خوب در زندگی مطمئن سازد. براساس قراردادهای افسانه ای فرزند کوچک همیشه بهترین موفقیت را زمانی که در جست و جوی شانس است دارد، پس دختر کوچک تر «مارتا» (Martha) نزد یک جادوگر سفید مهربان فرستاده می شود تا علوم جادوگری را بیاموزد. خواهر وسط «لتی» (Lettie) شروع به کار در نانوایی محل می کند. «سوفی»، خواهر بزرگ تر شانس چندانی نمی یابد. بنابراین تصمیم می گیرد تا نزد مادر بماند و در کار فروشگاهی به او کمک کند که شاید روزی به او ارث برسد.

 

هرچند کارها آن گونه که برنامه ریزی شده بودند، پیش نمی رود. «مارتا» و «لتی» با یک ورد جادویی جای خود را عوض می کنند زیرا «لتی» می خواهد جادو را بیاموزد و از ماجراجویی لذت می برد و «مارتا» نیز تصمیم به ازدواج و تشکیل خانواده دارد. پس از آن که «سوفی» به این قضیه پی می برد، برخلاف راهِ زن جادوگر شیطان صفتی که بنا به دلایلی در آغاز داستان معرفی نشده عمل می کند.

 

جادوگر او را با وِردی تبدیل به پیرزنی می کند و او را از گفتن داستان به کسی منع می کند. «سوفی» مجبور به ترک کلاه فروشی می شود تا بتواند راهی برای شکستن طلسم پیدا کند. در پایان او به قلعه متحرک پناه می برد. این قلعه، قلعه ای است که حرکت می کند و دری دارد که به ۴ مکان مختلف گشوده می شود. این مکان متعلق به هاول Howl است، یک جادوگر جذاب و عاری از حس مسئولیت که اشتهای خوبی برای یافتن دختران زیبا دارد! قلعه از قدرت «کالیسیفر» (Calicifer) استفاده می کند یک شیطان آتشی که در کوره قلعه زندگی می کند و با قراردادی با هاول موظف به انجام این کار است.

 

او با «سوفی» رازی را معامله می کند؛ او طلسمی را که «سوفی» گرفتار آن است خواهد شکست به شرطی که «سوفی» بتواند راهی برای ابطال قرارداد او با هاول پیدا کند. (قراردادی که باعث نابودی او و هاول می شود) سوفی با عنوان مستخدم سعی می کند تا از متن قرارداد اطلاع پیدا کند (براساس قرارداد کالیسفر نمی تواند مفاد آن را به کسی بگوید) در خلال مدتی که باید رفتار رنج آور هاول را تحمل کند که در زمان برخورد او (هاول) با جادوگر شیطان صفت پیچیده تر می شوند.

 

تِم کلی داستان همان فانتزی های کودکانه و ساده است. سه فرزند که از خانه خارج می شوند یادآور «سه بچه خوک» است و یا طلسمی که در راه شکسته می شود درون مایه اصلی اکثر داستان های جادوگری است (جادوگر شهر اُز) پس باید ساختار شباهت شکسته شود. این کاری است که «میازاکی» استاد آن است.

 

یکی از سه خواهر به خانه بر می گردد و یا برای شکستن طلسم خود باید برای یک شیطان کاری بکند که خود نیز از کم و کیف آن آگاه نیست. در آثار میازاکی همواره انسان ها و کاراکترهای خاکستری بیشتر جلب نظر می کنند ممکن است کسی بد باشد اما خوب مطلق وجود ندارد هر کسی باید اشتباه کند و این ارتباط با داستان های «هایائو» را راحت تر می کند و مخاطب نمی تواند برتری کسی را بر کسی حدس بزند (برخلاف داستان های خیر و شر که همواره خیر بر شر پیروز است) چون دریافتن خیر و شر دچار مشکل است همان طور که در «شهر اشباح»، «هاکو» دارای این خاصیت بود و یا «بانوی شهر آهن» در «شاهزاده خانم مونونوکه». تنها قهرمان داستان است که چَربِش خیر او بر شر ذاتی اش بیشتر است.

 

در قلعه متحرک هاول نیز اوضاع بر همین اساس است. برخلاف داستان های اروپایی نامادری، نادختری خود را نمی آزارد و از او بیگاری نمی کشد حتی برای موفقیت او به اندازۀ دختران خود شانس قایل می شود یا «هاول» که یک جادوگر بی مسئولیت است و شهرت چندان خوبی ندارد به «سوفی» پناه می دهد و حتی «کالیسیفر» که ذاتاً یک شیطان (Demon) است حاضر می شود برای نجات «سوفی» و «هاول» که قراردادش با این آخری سبب شده تا مجبور به کار کردن در یک کوره شود به آن ها کمک کند.

 

آنچه در این بین برای منتقدین سوال برانگیز است، این است که آیا این اثر می تواند همانند «شهر اشباح» در گیشه های آمریکا موفق باشد و یا با شکست فروشی نظیر «شکارچی خون آشام، D» مواجه خواهد شد. داستان این اثر با دستمایه های شرقی خود، آیا برای مخاطبین سخت سلیقۀ آمریکایی قابل فهم خواهد بود؟ آن ها که از شکستن طلسم تنها «شرک» دریم ورکس را در ذهن دارند و از نامادری، سیندرلای دیزنی را.

 

با این حال آنچه آشکار است این است که میازاکی کم کم قلب سینمای انیمیشن آمریکا را هدف گرفته و خود را به عنوان یک استاد در سرزمین غول های انیمیشن سازی دنیا (دیزنی، دریم ورکس، فاکس و…) مطرح کرده است تا جایی که کمپانی دیزنی حاضر به قبول مسئولیت پخش اثر او (شهر اشباح) در بازارهای جهانی می شود. حال باید منتظر بمانیم تا ببینیم که این بار هنر جادویی «هایائو» در سرزمین یانکی ها چه خواهد کرد.

 

منبع: پیلبان انیمیشن

 

 

نقد و بررسی فیلم به قلم

داستان دختر جوانی که چهره ای نه چندان زیبا ولی قلبی آکنده از عشق دارد. دخترک بر اثر همین سادگی قربانی خشم یک جادوگر بد ذات می شود و بر اثر یک نفرین جوانیش را از دست می دهد و به پیرزنی زشت تبدیل می شود

 

 

نقد فیلم: (خواندن این بخش قبل از تماشای فیلم توصیه نمی شود)

 

قلعه ی متحرک هاول» جاه طلبانه ترین، پر زرق و برق ترین و زیباترین ساخته ی میازاکی است. میازاکی این فیلم را بعد از موفقیت جهانی و بعد از اسکار بهترین انیمیشن برای «شهر اشباح» ساخته است. اثری به شدت قابل ستایش و شوکه کننده. زیبایی این فیلم از همان اولین نماها تا به پایان ادامه دارد و هرگز از دوباره دیدن آن خسته نخواهید شد. همه چیز در فیلم نشان از یک نوع سرور و مستی دارد که میازاکی انباشته از آن است. لحظه به لحظه ی فیلم یک ستایش است که میازاکی از خود می کند. او با این فیلم هنرش را به رخ می کشد و می داند که بزرگترین و خلاقترین انیماتور دنیاست.

 

میازاکی در فیلم های قبلیش همیشه نیم نگاهی به عشق داشته است، ولی چون کاراکتر های او همگی کم سن و سال هستند عشقشان هم ساده، کودکانه و دوست داشتنی است. شاید قبل از این فیلم عاشقانه ترین فیلم میازاکی را بتوان «قلعه ای در آسمان» دانست. اما «قلعه ی متحرک هاول» یک سنت شکنی است. یک داستان عشقانه از نگاه میازاکی.

 

داستان دختر جوانی که چهره ای نه چندان زیبا ولی قلبی آکنده از عشق دارد. دخترک بر اثر همین سادگی قربانی خشم یک جادوگر بد ذات می شود و بر اثر یک نفرین جوانیش را از دست می دهد و به پیرزنی زشت تبدیل می شود. او که همیشه داستان یک قلعه ی متحرک و جادوگری مرموزی را که صاحب قلعه است را شنیده به دنبال راهی برای شکستن طلسم و به دست آوردن جوانیش راهی کوه هایی می شود که قلعه بارها در آنجا دیده شده است. او قلعه را پیدا می کند، ولی بلافاصله بعد از ورود به قلعه در می یابد که ساکنان قلعه که همان جادوگر مرموز «هاول» و دستیار دوست داشتنی اش هستند بیشتر به کمک نیاز دارند. اینجاست که دخترک با نیروی عشق و تلاش و کوشش فراوان سرانجام نه تنها موفق می شود دوباره جوانیش را به دست بیاورد. بلکه به جادوگر تنها هم کمک می کند تا غم های بزرگ زندگیش را فراموش کند و دوباره شادی گم شده اش را پیدا کند.

 

فیلم علاوه بر روایت داستانی عاشقانه نیم نگاهی هم به مسئله ی جنگ و ویرانی های آن دارد. میازاکی در یک اقدام خلاقانه تقریبا به نوعی به صورت استعاری به تمام داستان های عاشقانه اشاره کرده است. تمام شخصیت های فیلم به نوعی وام گرفته و ترکیبی از داستان های زیبایی چون «دیو و دلبر»، «راپونزل»، «سیندرلا»، «آلیس در سرزمین عجایب»، «جادوگر شهر از» و «شاهزاده و قورباغه» هستند. که در ترکیبی استادانه در دل داستانی دیگر این بار به روایت «میازاکی» گرد هم جمع می شوند تا داستانی دیگر و حتی بهتر را خلق کنند. میازاکی به نوعی با این فیلم تمام خاطرات کودکی بینندگانش را بیدار می کند و داستان های زیبایی را که در دوران کودکی شنیده اند را یکجا و در قالبی جدید برایشان بازگو می کند.

 

از لحاظ بصری «قلعه ی متحرک هاول» پر زرق و برق ترین و پیچیده ترین فیلم میازاکی به حساب می آید. تصاویر دو بعدی طراحی شده برای فیلم چنان گیرا و زنده به نظر می رسند که گاهی آنها را با تصاویر سه بعدی اشتباه می گیرید. تصاویر عمیق با رنگ های درخشان و خیره کننده و طراحی های خلاقانه و دوست داشتنی نما به نمای اثر را پرکرده اند. موسیقی هم دوباره قوی و تاثیر گذار است.

 

میازاکی برای یک بار هم که شده به سراغ عشق رفته است تا استادی خود را در داستان گویی، این بار در یک داستان عاشقانه به رخ بکشد. داستانی که سنگینی تمام داستان های کلاسیک کودکانه را به دوش می کشد.

 

 

منبع: سرزمین سینما

نقد و بررسی فیلم به قلم

وقتی در یك انیمیشن شخصیت اصلی داستان یك دختر است، به دنبال گمشده ای می گردد، با معصومیت خود همه را تحت تاثیر قرار می دهد، عشق و عصمت توشه سفرش برای رسیدن به هدفی والا و معنوی باشد، شخصیت های دیگر رمز آلود، خنثی و هر دو گونه دوست داشتنی باشند، جنگ انسانها با طبیعت و با یكدیگر نفی شود، طبیعت نمادی متجلی داشته باشد و… شك نكنید كه با شاهكار هنری دیگری از میازاكی طرف هستید که مملو از نمادها، تصورات و استدلالهای گیج کننده و برهان های ماوراءالطبیعت است.

 

این بار میازاكی سراغ سرنوشت یك دختر جوان به نام سوفی (Sophie) رفته كه پدرش را از دست داده و در كلاه فروشی پدرش به همراه نامادری اش زندگی می كند. در نزدیكی شهر محل سكونت سوفی جادوگری به نام هاول (Howl) در یك قلعه متحرك زندگی می كند كه بر اساس یك شایعه قلب دخترن جوان را می دزدد. آشنایی سوفی با هاول وقتی است كه او در حال رفتن به مغازه نانوایی است كه خواهرش لتی در آنجا مشغول به كار شده ؛ هاول وقتی چند سرباز مزاحم سوفی شده اند به او كمك می كند ولی آنها از طرف ماموران جادوگر ویست (Witch of the Waste) تعقیب می شوند. در این لحظه است كه هاول به همراه سوفی بر فراز شهر به پرواز درمی آیند. مشابه این صحنه در اكثر كارهای میازاكی به گونه ای دیده می شود و از ویژگی های بارز و البته دوست داشتنی كارهای او به حساب می آید. بعد از این اتفاق نظر سوفی در مورد هاول تغییر كرده و بذر عشق به هاول در وجودش شكل می گیرد! جادوگر ویست كه از این موضوع خبر دارد جوانی سوفی را از او میگیرد و سوفی به یك پیرزن تبدیل میشود، حالا او تصمیم می گیرد قدم به سفری بگذارد تا بتواند راهی برای شکستن طلسم پیدا کند، سفری كه به اعتقاد میازاكی یك سفر معنوی است، در این راه با مترسكی آشنا می شود و با كمك به او یك همدم پیدا می كند كه البته می تواند یادآور موجود بدون صورت “شهر اشباح” نیز باشد، وجود این كاراكتر آشنا و نوع پرداخت آن هم از مشخصه های آثار میازاكی است. با رسیدن به قلعه متحرك داستان به اوج خود میرسد،‌ در قلعه یك در معمولی نیست هر رنگ بعدی از زندگی هاول را نشان می دهد. از اینجا به بعد حوادث ریتم تندتری پیدا میكنند. سوفی از دیدن هاول جا خورده و خود را یك خدمتكار معرفی میكند،‌ هاول در قلعه تنها نیست ؛ كالسیفر (Calcifer) اهریمن آتش كه در خدمت هاول است و وظیفه حركت قلعه را بر عهده دارد و رازی در دل خود دارد، ماركل پسر بچه ای كه چیز زیادی در موردش گفته نمی شود ولی به خوبی در داستان جا افتاده به همراه سوفی و مترسك مرموز قدم به دنیایی جادویی و پر رمز و راز می گذارند.

 

میازاكی در این اثر به سراغ كتابی با همبن نام نوشته “دایانا وین جونز” رفته و به خوبی و با هنر تمام مخاطب را درگیر این داستان كرده است. انیمیشن قلعه متحرك هم به اصل داستان پایبند بوده و هم اثری است كه با سلیقه و خصوصیات انیمی های میازاكی پیوند خورده، البته بیشتر شاهد هنرنمایی میازاكی در آن هستیم، چه بسا اگر كارگردان دیگری به سراغ این كار میرفت نتیجه تا این حد مطلوب و دقت به جزئیات اینقدر دقیق نبود. كاراكتر سوفی از وقتی به شكل یك پیرزن درمی آید دائم در حال تغییر است و میزان پیری در چهره او در موقعیت های مهم با توجه به فضای موجود متغیر است اما این تغییرات به قدری خوب و حرفه ای كار شده كه قبل از احساس آن، به باورپذیری بیشتر فضای داستان كمك می كند.

 

هر چقدر عشق سوفی به هاول و بالعكس بیشتر نمود میابد چهره سوفی جوانتر و شادبتر میشود و این حس در یك انیمیشن به خوبی كار شده،‌ حتی در اواخر داستان موی بافته شده خود را به خاطر عشق به هاول به كالسیفر میدهد كه قبلا هم مشابه آن را در قلعه ای در آسمان دیده بودیم،‌ این تغییرات در هاول نیز دیده می شود حتی تغییر رفتاری او را نیز پررنگ تر و باور پذیر تر می سازد. البته این تغییرات همگی به سوی ذات اصلی آنهاست، همان هدف متعالی انسان.

 

شخصیت جادوگر ویست هم از آن شخصیت های خنثی در كارهای میازاكی به حساب می آید كه نه خوب خوب اند و نه بدِ بد، شخصیتی كه به همین دلیل ساده ممكن است بسیار غیر واقعی و ضعیف از آب درآید كه البته میازاكی تمام تلاش خود را در اجتناب از این امر به كار بسته ولی در بعضی صحنه ها مثل برخورد او با سوفی در مسیر قصر پادشاه زیاد باورپذیر نیست.

 

صحنه هایی مانند جادوی مادام سالیمان در قصر و نشان دادن هاول طلسم شده و همچنین قسمتی كه سوفی بعد از سقوط به دره به كمك حلقه ای كه از هاول گرفته (مشابه حلقه راهنما در قلعه ای در آسمان) بعد از عبور از در جادویی به راز هاول و كالسیفر پی می برد به زیبایی كار شده اند و هنر میازاكی را كاملا به رخ مخاطب می كشند.

 

در پایان انیمی كه همه چیز به خوبی به پایان می رسد قلعه را می بینیم كه به آسمان پرواز می كند (با پرچمی با نماد درخت !) و این یك پایان نمادین در آثار میازاكی است.

 

در كل میازاكی مسیری را از “قلعه ای در‌‌ آسمان” شروع كرد و در “قلعه متحرك هاول” آن را به اوج خود و شاید هم به پایان رساند، به همین دلیل كار بعدی او باید متفاوت از این باشد.

 

 

منبع: انجمن انیم پارادایز

 


12
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
12 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
8 Comment authors
Mr Aliفیلم دوستمحمدجواد هفتانیAtefeh Hiعصبی Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
Mr Ali
Member
Member
Mr Ali

یک شاهکار تمام عیاررررررر ♥♥♥

محمدجواد هفتانی
Guest
Member
محمدجواد هفتانی

هیچ کدوم از نقدها مفید نبودن

نقد تکراری هم گذاشتین

فیلم دوست
Guest
Member
فیلم دوست

هیچ کدوم از نقدها مفید نبودن

نقد تکراری هم گذاشتین

Atefeh Hi
Guest
Member
Atefeh Hi

بنظرمن داستانش یکم گیج کنندست چون مفاهیم سختی رودنبال میکردبه خصوص مفاهیم وسنت هاوافسانه های قدیمی ژاپن وحتی مفاهیم فاشیسمی که خیلی ازشون سردرنمیاوردم :-*

خان
Guest
Member
خان

این کارتون و کارگردان فوق العادش دید عرفانی بینظری داشت و برای سن ۳۰ به بالا ساخته شده

nana
Guest
Member
nana

سلام دوبله فارسیه؟

عصبی
Guest
Member
عصبی

هرموقعِ دیدید تو کارتون؛ از درودیوار داره چیزهای سیاه در میاد؛ و بعدشم تبدیل به یه موجود میشه؛ شک نکنید اون کارتون اثر میازاکیِ :-*

عشق انیمیشن
Guest
Member
عشق انیمیشن

واقعاً کارای این کار گردان آدمو به وجد میاره.یه کاری که مطمئن باشید بادیدن اون غافلگیر میشید.برای مثال اون صحنه ای که طلسمه قلب هاول از بین میره تو اون لحظه کی یادشه که بدون اون باقی مونده خونه از کار می ایسته؟ ؟ اصلاً اگه او صحنه رو حذف میکرد کسی میتونست خرده بگیره؟
شاید به اندازه spirited away و princess my nonokeقوی نباشه اما خوب همین که اسم میازاکی روشه نمیشه بهش نه گفت. 😀 😆

سحر
Guest
Member

واقعا انیمیشن قشنگیه من بیشتر از ۱۰ بار اونو دیدم و هیچوقت هم برام تکراری نبوده و نیست اونموقه ک این انیمشن رو برای اولین بار دیدم حدود ۷ سال پیش بود و اونموقع هیچ اسمی از هاول و قلعش تو اینترنت نبود چون خیلی دنبالش گشتم واقعا خیلی قشنگه و هاول قهرمان همیشگی زندگی منه…

fonix
Member
Member
fonix

انیمیشن زیبایی بود

fonix
Member
Member
fonix

nmn

Abe
Member
Member
Abe

بعد از شهر اشباح و پرنسس مونوکه بهترین انیمیشن مایازاکی.