نقد و بررسی فیلم Her (او)

کارگردان : Spike Jonze

نویسنده : Spike Jonze

بازیگران : Joaquin Phoenix, Amy Adams, Scarlett Johansson

جوایز :

برنده اسکار: بهترین فیلمنامه اصلی

نامزد اسکار: بهترین فیلم، بهترین موسیقی متن، بهترین ترانه، بهترین طراحی تولید

خلاصه داستان : داستان فیلم در آینده‌ای نامعین اتفاق می افتد. همه ی مردم به چیزی وصل هستند، و سمعک مانندهایی برای ارتباط با سیستمهای اطلاعاتیِ شخصیشان به گوش میزنند. املأ جای تایپ کردن را گرفته و بازیهای کامپیوتری با استفاده از فناوریِ سه بعدیِ حقیقی تماما آمیخته با حرکاتِ بدن شده اند. ارتباطات اغلب بدون نام و نشان صورت میگیرد. در این بین تیئدور (با بازی واکین فینیکس) …

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

منتقد: جیمز براردینلی-امتیاز ۸٫۸ از ۱۰ (۳٫۵ از ۴)

هیچوقت اسپایک جونز را متّهم به کوته همّتی نکنید. آخرین تلاشِ سینماییِ جونز، «او»، را میتوان در ژانرِ "عملی-تخیّلیِ مکاشفه گون" یا شاید "عاشقانه ی اینترنتی"(iRomance) خواند. بدون در نظر گرفتنِ جزئیات، ایده ی «او» – هوشمندیِ ماشین ها – برای طرفدارانِ فیلمهای علمی-تخیلی آشناست، که بُعدی جدید و جالب از آن را می پیماید. جونز علاوه بر کاوشِ این که این پدیده در آینده ی نزدیک در چهارچوب دنیای واقعی چگونه خواهد بود، نگاهی به چگونگیِ پاسخ مردم به روابط غیرمرسوم و چگونگیِ امکانِ تغییرِ روابطِ انسان ها در جوامع تحت سلطه ی کامپیوترها می اندازد.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/67/ScreenShot2014-02-14at8.20.04AM.jpegداستان فیلم در آینده‌ای نامعین اتفاق می افتد. دنیایش برایمان آشنا اما تا حدودی متفاوت است. همه ی مردم به چیزی وصل هستند، و سمعک مانندهایی برای ارتباط با سیستمهای اطلاعاتیِ شخصیشان به گوش میزنند. املأ جای تایپ کردن را گرفته و بازیهای کامپیوتری با استفاده از فناوریِ سه بعدیِ حقیقی تماما آمیخته با حرکاتِ بدن شده اند. ارتباطات اغلب بدون نام و نشان صورت میگیرد و معمولا فعالیتهای جنسی بدونِ تماسِ فیزیکی رخ میدهد. تصویر این فیلم از آینده برای تماشاچیانی که در ارتباطِ تنگاتنگ با فناوریهای الکترونیکی زندگی میکنند، آنچنان نسبت به حال پیشرفته تر نیست.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1957/her-movie-poster.jpgتیئدور (با بازی واکین فینکس) یک "نامه دستنوشته نویس" است. کارش نشستن بر سر میزی و نوشتن نامه از شخصی به شخصی دیگر است (هنری که منسوخ گشته). نوشته ها هرچند در رایانه اما به شکل نسخه های واقعیِ دستنوشته ایجاد میشوند. تیئدور زندگیِ منزوی در خانه را به بیرون رفتن ترجیح می دهد. در کشاکشِ دیرینه ی جدایی از همسرش کترین (با بازی رونی مارا) قرار دارد و به ندرت وقتش را نزدِ دوستانِ صمیمی اش امی (با بازی امی آدامز) و چارلز (با بازی مت لتچور) سپری می کند. اما یک روز همه چیز برایش تغییر می کند، زمانی که تیئدور یک سیستم-عاملِ خصوصی نصب میکند، که از نظرِ هوشِ مصنوعی بسیار پیشرفته تر از هر چیز مشابهی است که تا آن زمان وجود داشته است. او حالتِ مؤنث را برای سیستم-عامل اش انتخاب میکند و در پی آن با سِمَنتا (با صدای اسکارلت جوهانسن) آشنا می شود، که به همراهِ همیشگی اش تبدیل میشود. همزمان که سِمَنتا هوشمندتر می شود، تیئدور بیشتر عاشقش می شود، اما همانند هر عشق دیگری، هرچند غیر معمول، "دورانِ ماه-عسل" این عشق نیز تا ابد ادامه نمی یابد.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/67/Her-review.jpgتیئدور شخصیتی منحصر به فرد و جالب دارد، که واکین فینکس به اندازه‌ی کافی چاشنی دست و پا چلفتی به آن افزوده است. تیئدور در برقرایِ ارتباط با دیگران کاملا ناتوان نیست، اما روابط شخصیِ محدودی دارد، که به اقتضای شرایط اجتماعی که در آن زندگی می کند به وجود آمده است. دوستانش بیشتر شبیه به نیازهای ثانویه ی زندگی اش هستند تا نیازهای اولیه. تیئدور سابقه ی طولانی در شکست های عاطفی دارد؛ آشناییِ اتفاقی با امی که به دوستی با او انجامیده، ازدواجی نافرجام، گفتگوی شبانه با زنی که به ناخوشی می انجامد، و وعده ملاقات برای نامزدیِ بدونِ آشناییِ قبلی با زنی که به نتیجه ی دلخواه نمیرسد. با وجود تمام این شکستهای تیئدور با زنانِ گوشت و خون دار، آیا خوی گرفتن با موجودی که نتوان لمسش کرد دور از ذهن به نظر میرسد؟

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/67/ScreenShot2014-02-14at8.20.54AM.jpegسِمَنتا شخصیتِ بانمکی دارد، که اساسا شبیه به داستان های علمی-تخیلیِ "معمول" و بر پایه احتمالِ به هوشیاری رسیدنِ موجودی با هوش مصنوعی بالا، نیست. جونز این موضوع را به عنوانِ پیشفرض میپذیرد؛ ما هیچگاه به میزانِ واقعی بودن سِمَنتا در مقابل تیئدور شک نمیکنیم. برای مدتی سِمَنتا تلاشی پینوکیو مانند در جهتِ یافتنِ راهی برای تبدیل شدن به دختری واقعی و برقراریِ تماسِ فیزیکی با تیئدور می کند. اما تجربه های ناموفق در استفاده از یک "بدل" باعث می شود به "پوست خودش" تن دهد. «او» پرسشهای زیاد مطرح میکند که نمی تواند (و احتمالا نباید) بدان پاسخ دهد؛ پرسشهایی مانند عشق برای یک سیستم-عامل به چه معنی است؟ یا کِی یک سیستم-عامل به ارضای جنسی می رسد؟ چه چیزی تجربه می شود؟ لذت؟ شبیه سازیِ لذت؟ یا چیزی دیگر؟ این که فیلمی بتواند بیننده را به تفکر در مورد چنین موضوعاتی وا دارد بسیار تحسین برانگیز است، بر خلاف فیلم های بسیاری که تمایل به سرکوب کردن حس و تفکر مخاطبشان دارند.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1957/Her-Joaquin-Phoenix1.jpgبدون شک رابطه هایی که بین سمنتا و تیئدور شکل می گیرد غیر معمول است، اما جونز بسیار مراقب است که در مقام قضاوت آن برنیاید. رویکردِ جونز در به بادِ تمسخر گرفتنِ شخصیتِ اولش به واسطه ی گریزان بودن از تجربیات انسانی و رضایتمندی در پناه آوردن به یک ماشین نیست، بلکه در عوض رابطه ی سمنتا/تیئدور را به رابطه هایی که در طول زمان "غیر استاندارد" خوانده میشده اند – مانند رابطه‌های فرانژادی، اختلاف سنّی، همجنسی، … – تشبیه میکند. در «او» نیز بعضی از شخصیتها با اعتراف تیئدور به نامزدی اش با یک سیستم-عامل برخوردی منفی نشان میدهند؛ مانند زنی که او را "عجیب" میخواند، که با بازخوردش مواجه می شود. اما دیگران ایرادی در این نوع ارتباط نمی بینند. شاهد مثال آن صحنه ی زیبایی است که در آن تیئدور و سمنتا "وعده ی ملاقاتی دوگانه" با همکارش و نامزدش ترتیب میدهند.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1957/NF-Her-1.jpgفیلم بسیار پرحرف است، اما اینکه نیمی از زوجِ اصلیِ آن تنها به صورتِ صدا وجود داشته باشد باعث تغییر چیزی نمی شود. اسکارلت جوهانسن هیچگاه به صورت فیزیکی ظاهر نمی شود، که این باعث میشود تنها با تارهای صوتیاش هنرنمایی کند. هر چند نمی خواهم تا آنجا پیش روم که جوهانسن را بهترین بازیگر زن مکمل بنامم، اما او به خوبی سمنتا را به شخصیتی زنده تبدیل کرده است. دیدن نسخه ای که بازیگر اصلی (سمنتا مورتن) این نقش را ایفا میکند و دیدن تفاوت آن با این نسخه باید جالب باشد.

اسپایک جونز عادت به ساخت فیلمهای بحث برانگیز ندارد؛ که از این جهت تا حدِّ زیادی به تری گیلیام شباهت دارد. با این وجود فیلم هایش – از جمله «جان مالکوویچ بودن» و «اقتباس» – تقریبا همیشه خوب از آب در می آیند، چون از فرصت ها به درستی استفاده می کنند و به هوشِ مخاطب احترام می گذارند. «او» هم اینگونه فیلمی است، مدّعی و در عین حال اصیل است. احساساتی که برمی‌انگیزد حقیقی است و از مخاطبش انتظارِ احساسی نه در قالبِ ایمان، که همدردی با شخصیتِ اصلی اش دارد.


اختصاصی نقد فارسی

مترجم: سید مجتبی حسینی

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات "منبع: سایت نقد فارسی" ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

140
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
140 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
98 Comment authors
nccxr nccxrبهرامsharif Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
Member
Member

فیلم واقعا پر حرفیه .و حرفهایی ک پشت حرفهای فیلم قرار میگیرن .عجب تلاش جالبی کرده اسپایک جونز .شاید کمی معرضانه بشه گفت فتیش عاطفی .ولی قضاوتی در کار نیست .خب رابطه یکسری پیشفرضایی احتیاج داره که اگه اونا رعایت بشه اسمش رابطه س .مثله باهم بودن و با بقیه نبودن رابطه زوج داستان وقتی متوجه شد تیودور ک فقط با اون نیست سمنتا بهم خورد.حالا اگه رابطه ای پیشفرضای ارتباط روحی دونفرو داشته باشه مثه همفکر بودن مهم بودن طرف مقابل وقت گذاشتن پس واقعا رابطه س و ارزش داره که طرفین چشم به نبود بعصی مقدماتش ببندن یا… ادامه »

Member
Member
malihe par

من نفهمیدم آخرش چی شد؟ کاترین برمیگرده آیا؟

nccxr nccxr
Member
Member
nccxr nccxr

گوید که آن *(گوش گران)* بهتر ز *(هوش)* دیگران صد فضل دارد این بر آن کان جا *(هوا)* (این جا منم)* این شعر مولا نا را میشه وصف این فیلم برشمرد چون که فیلم (her) در مورد انسانی که به هوش مصنوعی*(هوش)* دل بسته که زاده توهم یا همون ذهن انسانی که توهم عشق رو داره در صورتی که عشق رو نمیشه با احساسات بدست اورد چون خود احساسات جزء توهم هستش..(همون طوری که مورفیس تویه فیلم ماتریکس به نیو میگه دنیایی که تو توش زندگی می کنی توهمی بیش نیست چون واقیعیت تفصیر علائم الکترومغناتیس به مغزته ..یعنی ما… ادامه »

جواد خسته
Guest
Member
جواد خسته

فوق العاده فیلم دردناکی بود
نمیدونم چطور توصیفش کنم
ولی تنهایی یک آدم رو به تصویر کشیده بود
که در به در دنبال آرامش بود
ولی فقط آرامش های لحظه ای و سطحی پیدا میکرد
به نحوی حرف فیلم این بود در این دوره انسان ها با ماشین انس میگیرند و به نحوی انگار عاشق ماشین اند.
واقیعات را فراموش می کنند

امرگ
Guest
Member
امرگ

در دیدگاه سطحی و بصورت گذری فیلم خوبی رو شاهد هستیم که بیننده رو خسته نمیکنه ولی اگر کمی تنها کمی بصورت عمقی به این فیلم دیده بشه متوجه این قضیه میشیم که فیلم واقعا سطحیه و حرفی برای گفتن نداره،این فیلنامه و در کل این نوع فیلم های عاشقانه مخصوص هالیووده که هیچ دغدغه ای جز عشق های چرت و مضحک ندارن نه برای خاورمیانه که اینطور براش سر و دست بشکونیم در ضمن کارگردان حتی از برقراری رابطه ی جنسی با یک سیستم عامل هم نگذشته و این حرک زشت و زننده رو به تصویر کشیده که واقعا… ادامه »

مهدی 1363
Guest
Member
مهدی 1363

بخاطر هشتاد تا جایزه ای که این فیلم برده بود تصمیم گرفتم ببینمش ولی شک داشتم به این خوبی باشه چون بعضی فیلمهایی که زیاد جایزه میبرن بعد از دیدنشون تعجب میکردم که چرا انقد جایزه گرفتن
انصافا یکی از بهترین فیلمهای عمرم رو دیدم مخصوصا فیلمنامه اش و دیالوگهاش شاهکار بود. با اینکه ایده ای خیلی نابی داشت بنظرم اگه فیلمانه اینقدر قوی نبود اصلا در این حد دیدنی و لذت بخش نمیشد

alia
Guest
Member
alia

فیلم فوق العاده ای بود. در تمام طول فیلم با تمام وجودم تیئودور رو حسش میکردم. تنهایی ای که فقط باید با حضور یه آدم منحصر به فرد دیگهای پر بشه و هیچ چیز دیگه ای جاشو نمیگیره !
۹ از ۱۰

بهرام
Guest
Member
بهرام

TomJoad: MJA عاشق هیچکاک: bahman121: FIMHG: وسط پیاز:من نه منتقدم نه مخاطب خاص نه یه فیلم بین حرفه ای که خداتا فیلم دیده ! نظر فنی یا ساختاری هم ندارم . ولی فیلم و خیلی دوست داشتم ! به نظرم چالش جالبیه عشق بدون لمس و حضور ! اخه مطالب زیادی خوندم که فلسفه ی عشق رو تو یه نیاز جنسی میدونن . با نظر خیلی از دوستانم که میگن تیودور دنبال کسی میگرده که دقیقا خودش ساخته باشه هم موافقم یه جورایی همه ی ما ها دنبال یه همچین چیزی میگردیم و از طرفی هم دنبال یه جور حس… ادامه »

sharif
Guest
Member
sharif

به نظر من مهم ترین موضوعی که تو فیلم مطرح بود این بود که انسان یه موجودیه که توانمندی های بی شماری داره و هرشخص تو زندگیش بخشی از اون رو فعال میکنه به خاطر همینه که ما تو دور و ور مون کسی رو نمیتونیم پیدا کنیم که از همه نظر کامل باشه مثلا تو ۳۲ صدم ثانیه یه کتاب از لیست اسم ها رو مطالعه کنه و یکی از اون ها رو انتخاب کنه اما سامانتا چکیده ای است از توانمندی های هزاران نفر(کسانی که از این سیستم عامل استفلده میکنن به علاوه مخترع هاش)یعنی سامانتا به قدری… ادامه »

Ali_Tou
Guest
Member
Ali_Tou

قصه فیلم دقیقا ادامه رویداداییه که همین الان توی کشورمون میفته
بزودی باید از عاشق شدنای مجازی به عشق خیلی مجازی با یه سیستم عامل رو بیاریم 😀 😀
البته من دلم خیلی واسه ویندوز۹۸ تنگ شده!!!

آوا
Guest
Member
آوا

این یکی از بی نظیرترین فیلماییه که دیدم.تاثیرگذاره فیلم نامشم عالیهههههه 🙂

مهران ----
Member
Member
مهران ----

هر چه از زیبایی و شگفت انگیز بودن این فیلم گفته بشه کم گفته شده و حق مطلب ادا نشده.
این فقط یک فیلم نیست، این یک نقاشیِِ خیره کننده س، این خودِ هنرِ!

کیان-خرداد-71
Guest
Member
کیان-خرداد-71

کسی به این قسمت فیلم توجه کرد که توی یه سکانس، توی بازی رایانه ای که طراحی شده بود، کاراکتر بازی (یه زن) لذت جنسیش رو با یه یخچال تقسیم کرد؟
بی ربط به موضوع فیلم نبود..
نبود آدمها برای همدیگه. فقدان آدمها برای ارضای نیازهای جسمی، جنسی،احساسی و عاطفی همدیگه.. نبود آدمها برای قسمت های خالی درونشون.. و کلا نبود آدمها برای همدیگه.

سجاد
Member
Member
سجاد

MJA عاشق هیچکاک: bahman121: FIMHG: وسط پیاز:من نه منتقدم نه مخاطب خاص نه یه فیلم بین حرفه ای که خداتا فیلم دیده ! نظر فنی یا ساختاری هم ندارم . ولی فیلم و خیلی دوست داشتم ! به نظرم چالش جالبیه عشق بدون لمس و حضور ! اخه مطالب زیادی خوندم که فلسفه ی عشق رو تو یه نیاز جنسی میدونن . با نظر خیلی از دوستانم که میگن تیودور دنبال کسی میگرده که دقیقا خودش ساخته باشه هم موافقم یه جورایی همه ی ما ها دنبال یه همچین چیزی میگردیم و از طرفی هم دنبال یه جور حس مالکیت… ادامه »

سجاد
Member
Member
سجاد

دو مفهوم عمده در این فیلم مطرحه: یکی رابطه انسان با تکنولوژی و دیگری رابطه انسان ها با همدیگه. به نظرم سامانتا با ترک کردن تئودور بهش نشون میده که مفهوم عشق و دوست داشتن اون چیزی نیست که تئودور ازش انتظار داره، عشق سرسپردگی یا مال کسی شدن نیست. عشق یعنی درک تفاوت ها و دوست داشتن انسان ها اون جور که هستن. قبول این مسئله است که انسان ها رو در کنار همدیگه قرار میده. تئودور از عشق به دنبال وسیله ساختن شریک عاطفی خودش بود، میخواست اون رو تبدیل کنه به اونچیزی که میخواست، و سامانتا با… ادامه »

محمد عادلی
Member
Member
محمد عادلی

فیلم خوبی بود و من که ازش لذت بردم.ایده ای ناب همراه با بازی های خوب و نشان دادن مشکات جامعه ای امروزی وبیان حس انسان دوستی ونیاز انسان به عشق و همدلی از ویژگی های بارز این فیلم دلنشین بود تدوین و کارگردانی هم عالی بود و همین طور نمیشه از موسیقی های زیبای این فیلم گذشت در کل این فیلم اساسی ترین چیزی رو که یه فیلم نیاز داره داشت واون فیلم بودن هست فیلم بودن یعنی اینکه تو با تماشای آن حالت خوب بشه وچیزی بهت اضافه بشه وبتونی با شخصیت های فیلم ومحیط فیلم ارتباط برقرار… ادامه »

محمد عادلی
Member
Member
محمد عادلی

bahman121: FIMHG: وسط پیاز:من نه منتقدم نه مخاطب خاص نه یه فیلم بین حرفه ای که خداتا فیلم دیده ! نظر فنی یا ساختاری هم ندارم . ولی فیلم و خیلی دوست داشتم ! به نظرم چالش جالبیه عشق بدون لمس و حضور ! اخه مطالب زیادی خوندم که فلسفه ی عشق رو تو یه نیاز جنسی میدونن . با نظر خیلی از دوستانم که میگن تیودور دنبال کسی میگرده که دقیقا خودش ساخته باشه هم موافقم یه جورایی همه ی ما ها دنبال یه همچین چیزی میگردیم و از طرفی هم دنبال یه جور حس مالکیت دنبال کسی که… ادامه »

mehdi65
Guest
Member
mehdi65

چند سکانس زیبا داشت یکی اونجا که با یه دختر قرار میزاره و میره رستوران و دختر میگه میخوای مثل مردهای دیگه ولم کنی؟ متاسفانه همه جای دنیا مردهای نامردی هستن که بعد از سو استفاده ج.ن.س.ی از دخترها ولشون میکنن، یه جا که سامانتا بهش گفت با مردهای دیگه هم حرف های عاشقانه میزنه زشتی خیانت رو میشد حس کرد و اون سکانس آخر که به همسر سابقش نامه نوشت میشد بدی طلاق و رو احساس کرد، اون سکانسی که سامانتا رفت به یه جای نامعلوم میشد پوچی این دنیای کثیف و مادی رو حس کرد، و اینکه بشر… ادامه »

momis
Guest
Member
momis

فیلم عالی بود. در یک جمله باید گفت نقد دنیای مدرن بود. دنیایی که در آن انسانها منزوی هستند دنیایی که سرمایه داری و تکنولوژی انسان را در اختیار می گیرد واقعا غم انگیز بود و بر اساس نظریات مارکوزه بیشتر در کتاب انسان تک ساحتی ساخته شده بود. مارکوزه با تکنولوژی مخالف نیست ولی دائما بیان می کند که تا زمانی تکنولوژی مفید است که در اختیار انسان باشد نه اینکه مانند این فیلم انسان را در اختیار بگیرد

کارن
Guest
Member
کارن

سلام هرکسی عقیده ای داره این فیلم می تونه واسه خیلی ها عالی باشه وبرعکس .من که خیلی ارش خوشم نیومد چون که حرف زدن های یک انسان با یه گوشی خیلی کسل اور بود