Hellboy (پسر جهنمی) / سال ۲۰۱۹

۲۰۱۹ | فانتزی, اکشن, ماجراجویی | ۱۲۰ دقیقه | درجه نمایشی R

 

کارگردان :Neil Marshall

نویسنده :Andrew Cosby (screenplay by), Mike Mignola

بازیگران :David HarbourMilla JovovichIan McShane

خلاصه داستان :این فیلم بر اساس رمان های گرافیکی توسط مایک مینولا درمورد، Hellboy، است که بین دو جهان متفاوت گرفتار شده، و باعث جنگ های عجیب و غریب باستانی برای انتقام میشود.

 
 
 

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

اریک کوهن – Indiewire (امتیاز ۵٫۸ از ۱۰)

شاید تا حدی مناسب هم باشد که نسخه‌ی ۲۰۱۹ «پسر جهنمی» تا حد شکنجه‌آوری خسته‌کننده است، با ترس‌های آخرالزمانی تا مرز خفگی پر شده است و به نظر پیچیدگی‌های داستانی بی‌معنیش پایانی نیز ندارد.

 

کیتی والش – Chicago Tribune (امتیاز ۵ از ۱۰)

با این فیلم الکی پر و صدا، شلوغ، سریع و هرج و مرج‌گونه، «مارشال» در دیوانه‌ترین و احمقانه‌ترین حالت خودش است.

 

کیتی ریف – The A.V Club (امتیاز ۴٫۲ از ۱۰)

فیلم بیشتر از اینکه یک ماجراجویی جذاب باشد، شبیه به اتاق خواب شلوغ یک پسربچه است.

 

Arizona Republic – (امتیاز ۴ از ۱۰)

در حالی که فیلم درگیر هرج و مرج بسیاری است اما باز هم می‌تواند سرگرم‌کننده باشد، البته اگر ذهن خود را در حالت «مزاحم نشوید» قرار دهید.

 

IGN – (امتیاز ۴ از ۱۰)

«پسر جهنمی» یک تلاش حقیر، سطحی و خسته‌کننده برای بازسازی یک فرنچایز دوست‌داشتنی است. فیلم پر است از شخصیت‌های فراموش‌شدنی که دغدغه‌های نامشخصی دارند، گرافیک فیلم بسیار سطحی است و تدوین نیز چنگی به دل نمی‌زند.

 

اون گلیبرمن – Variety (امتیاز ۴ از ۱۰)

فیلم در تلاش است تا یک اثر رده‌ی سنی R و بسیار باحال باشد، اما در عوض ملغمه‌ای از داستان‌های عجیب، ناپخته و خام، پر از هیولاهای چندش‌آور و بی معنی و مبارزاتی در فضای آخرالزمانی است که در نهایت هم هدفی ندارند.

 

آلن زیبرمن – Washington Post (امتیاز ۳٫۷ از ۱۰)

کارگردان و نویسنده‌ی این اثر با بردن فیلم به رده‌ی سنی R زیاده روی کردند، به‌گونه‌ای که به حدی خشونت به فیلم افزوده اند که خسته کننده شده است. بازی‌های سطحی و تک بعدی و فیلمنامه‌ی نامتوازن نیز به این مسئله کمک نکرده اند.

 

جان دیفور – The Hollywood Reporter (امتیاز ۳ از ۱۰)

فیلم صرفا خسته‌کننده است. به شدت بی‌مزه‌تر از چیزی که سعی می‌کند باشد و مشخصا به خاطر یک سری تصمیمات کلیدی اشتباه به اینجا کشیده شده است.

 

مارک کندی – The Associated Press (امتیاز ۲٫۵ از ۱۰)

فیلم صرفا یک سری صحنه‌ی خشونت آمیز است که به یکدیگر وصله پینه شده اند.

 

تیم گریرسون – Screen International (امتیاز ۲ از ۱۰)

جلوه‌های ویژه‌ی بیش از حد و ضعیف، دیالوگ‌های بدون فکر و خشونت خسته کننده؛ «پسر جهنمی» جدید لایق جایگاه مخصوص خود در جهنم دانته است.

 

«ممنونیم، اما نه». این احتمالا جمله‌ای است که تهیه‌کنندگان «پسر جهنمی»(Hellboy) به «گیرمو دل تورو» گفتند هنگامی که او علاقه‌ی خود برای ساخت قسمت سوم فیلمی که خود آغازگرش بود را ابزار کرد. باید از آقای «نیل مارشال» عذرخواهی کنیم اما لازم است که این سوال را بپرسیم؛ چه کسی برای هدایت فرنچایزی که نزدیک به ۱۱ سال در خواب به سر می‌برد مناسب‌تر است؟ کارگردان برنده‌ی اسکاری که هدایت‌گر دو فیلم ابتدایی بوده است یا فردی با رزومه‌ی تلوزیونی خیلی خوب اما تجربه‌ی فیلمسازی کم؟ با توجه به اینکه اینجا هالیوود است مشخصا دومی انتخاب تهیه‌کنندگان بوده است و این تنها یکی از تصمیماتی است که باعث شده «پسر جهنمی» چنین فیلم سخیفی شده باشد.

«پسر جهنمی» یک بازسازی از خط داستانی فیلم اول است که در آن «دیوید هاربر» جای «ران پرلمن» را به عنوان شخصیت اصلی و «ایان مک‌شین» جای «جان هارت» را به عنوان پدر «پسر جهنمی» گرفته اند. تمامی دیگر شخصیت‌ها ورودی جدید محسوب می‌شوند. دو شخصیت کلیدی از گروه اصلی فیلم قبلی – «آبه ساپین»، موجود آبی با بازی داگ جونز و «لیز شرمن» جذاب با بازی سلما بلر – از فیلم کنار گذاشته شده اند. البته می‌توان به گونه‌ی دیگری نیز نگاه کرد و گفت که آن‌ها توسط «آلیس موناهان»(با بازی ساشا لین) که فرد معتقد به ارواح و عالم غیب است و «میجور دن دیمی» که موجودی گربه‌سان است(دنیل دی کیم) جایگزین شده اند. شاید عادلانه باشد که بگوییم «پرلمن» در نقش پسر جهنمی فراموش‌نشدنی و غیر قابل جایگزین است، در نتیجه «هاربر» که در سریال «موارد عجیب و غریب»(Stranger Things) بازی خوبی از خود نشان داده بود در اینجا بیشتر شبیه یک عضو علی‌البدل است. پسر جهنمی که او به ما نشان می‌دهد یک تقلید بی‌رنگ و لعاب از پسر جهنمی «پرلمن» است. تقریبا تمامی دیگر شخصیت‌های فیلم به سادگی فراموش خواهند شد البته به جز «مک شین»، کسی که هیچ وقت زمانی که در فیلمی حضور داشته فراموش شدنی نبوده. اگر بخواهیم فهرستی از نقاط مثبت «پسر جهنمی» تهیه کنیم با لیستی بسیار کوچک طرف هستیم البته به جز «مک شین» که باید در بالای آن لیست باشد.

فیلم ما را در میانه‌ی یک ماجراجویی پرت می‌کند و بینندگان را با نوعی گیجی و ندانستن این مسئله که دقیقا کجا هستند مواجه می‌کند. من حس می‌کنم ظاهرا ما باید احساس «راحتی» با موقعیت بکنیم چرا که «می‌دانیم» پسر جهنمی چه کسی است چون که دو فیلم قبلی را «دیده‌ایم»، با این تفاوت که این همان پسر جهنمی نیست. نیمه‌ی ابتدایی اثر خط داستانی اصلی را با یک سری فلش‌بک در هم می‌آمیزد که یک سری جای خالی را پر می‌کند اما در عین حال جلوی شکل‌گیری هر گونه لحظه‌ی احساسی ماندگاری را می‌گیرد. ساختار باعث شده که ورود بیننده و ارتباط با داستان خیلی سخت‌تر باشد، داستانی که غالبا درگیری پسر جهنمی با یک مشت هیولای ساخته شده با جلوه‌های ویژه است که در حال کتک زدن یکدیگر اند. فیلم شبیه به یک نسخه با موجودات زنده و ارگانیک از سری «تبدیل شوندگان»(Transformers) است با این تفاوت که در این فیلم به جای حمله‌ و جنگ ربات‌ها، ما شاهد موجودات انسانی ساخته‌ی کامپیوتری و جلوه‌های ویژه‌ای هستیم که تکه تکه می‌شوند، تکه تکه شدنی که اگر کمی خاصمانه‌تر اجرا شده بود خیلی چندش‌آور می‌شد.

شخصیت منفی اثر «نیمو، ساحره‌ی خونین»(با بازی میلا جووُویچ) است، کسی که پیش‌زمینه‌ی داستانی‌ش این است که توسط «کینگ آرتور» با شمشیر اکس-کالیبرش به تکه‌های مختلف تقسیم شده است. تکه‌های مختلف بدن او در داخل جعبه‌های زنجیر‌شده‌ای قرار گرفته اند و به مکان‌های مختلفی در انگلستان فرستاده شده اند. حال به زمان امروز در فیلم می‌رسیم، جایی که یک گراز بسیار بزرگ‌تر از حالت معمول می‌فهمد و تصمیم می‌گیرد که بهترین راه برای انتقام گرفتن از پسر جهنمی، جمع کردن قطعات بدن «نیمو» و دوباره زنده کردن او است(در یک فلش بک به گذشته ما دلیل مشکل این گراز با پسر جهنمی را متوجه می‌شویم). پسر جهنمی که کل نیروهای FBI و دپارتمان دفاع و تحقیق در برابر موارد فراطبیعی را در پشت خود دارد، تلاش می‌کند تا این اقدام را متوقف کند اما به راحتی حواسش به چیز دیگری پرت می‌شود. بخش‌های آخر فیلم شامل حضور مرلین می‌شود(که به طرز عجیبی شبیه شخصیت «ایتس» از فیلم «سیرک پرنده‌ی مونتی پیتون»(Monty Python’s Flying Circus) است)، کسی که پیچش داستانی چنان مسخره‌ای را وارد اثر می‌کند که بینندگان از دیدن فیلم پشیمان خواهند شد.

در نقد و بررسی خود از فیلم «پسر جهنمی» (۲۰۰۴)، من این نظر را دادم:«ارتباط قوی بین بخش‌های مختلف و فیلمنامه را نمی‌توان جزو نقاط قوت «پسر جهنمی» به حساب آورد. فیلم به هیچ‌گونه بررسی عاقلانه درست جواب نخواهد داد و بخش پایانی درهم و برهم‌ش بسیار بی معنی است». با توجه به حجم چیزهایی که از آن زمان تا کنون تغییر کرده اند، همه چیز تقریبا بدتر شده است تا حدی که «پسر جهنمی» سال ۲۰۱۹ شبیه به یک نسخه‌ی پارودی و طنزآلود از فیلم ابتدایی به نظر می‌رسد تا یک اثر بازسازی شده. شما ممکن است بگویید که قبل از اینکه «ددپول»(Deadpool) وجود داشته باشد، «پسر جهنمی» همچین طنز ابرقهرمانی‌ای را تولید کرده است اما رایان رینولدز این نوع طنز را تا جایی پیش برد که هوشمندی و دیالوگ‌های تک خطی جذاب «پسر جهنمی» بسیار خسته‌کننده و تاریخ گذشته به نظر می‌رسند.

فیلم یک تلاش مجدد بدون هدف است که هیچ چیزی جز حضور جذاب مک‌شین ندارد. اگر بخواهیم این فیلم را با نسخه‌ی اصلی «دل تورو» در سال ۲۰۰۴ و سپس دنباله‌ش در سال ۲۰۰۸ مقایسه کنیم مثل این است که بخواهیم یک تئاتر برادوی را با یک اجرای دبیرستانی قیاس کنیم. خاطرات من از «پسر جهنمی» ابتدایی بسیار بامزه بودند، یک ماجراجویی جذاب ابرقهرمانی. فیلم سال ۲۰۰۹ اما چیزی نیست که هیچ وقت و به هیچ دلیلی بخواهم دوباره ببینمش.

مترجم :دانیال دهقانی


ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of