Happy Together (شاد در کنار هم )

کارگردان: Kar-Wai Wong (کار وای وونگ)
نویسنده: Kar-Wai Wong (کار وای وونگ),
7.8
69
0.79

خلاصه داستان:

"یوفی" و "پوفینگ" از هنگ کنگ به آرژانتین رفته و برای تعطیلات به سفری جاده ای می روند.همه چیز به خوبی پیش نرفته و دوستی آنها به پایان می رسد."یوفی" شروع به کار در یک رستوران چینی می کند و با "چنگ" آشنا می شود و...


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم Dreke Ellie (درک الی)

نشریه ورایتی

نمره 8 از 10

وانگ کار وای، کارگردان مستقل، با فیلم جدید خود، “شاد در کنار هم” موفق شده شراب کهنه را در ظرف های جدید سرو کند. فیلم که به ظرافت یک فلوت بامبو است داستان دو مرد همجنسگرای هنگ کنگی در آرژانتین را به تصویر می کشد. بی شک “شاد در کنار هم” فیلمی بسیار پخته و سرراست است. وانگ افسردگی جاری در فیلم حماسی خود، “خاکسترهای زمان” را با زیبایی های سمعی و بصری دیگر فیلم خود، “قطار سریع السیر چونگ کینگ” در آمیخته و فیلمی ساخته که مطمئنا مورد توجه منتقدان قرار خواهد گرفت. فیلم بیش از اینکه در مورد زوجی همجنسگرا باشد، به صورتی عمومی تر به نفس “رابطه” می پردازد، البته مورد اول وجهه ای خاص تر به فیلم می دهد و این شاید موضوعی باشد که به توزیع کنندگان فیلم مربوط شود.

فیلم در طول ساخت خود تغییرات زیادی را متوجه شده است آنقدر زیاد که حتی برای فیلم های وانگ هم زیاد است. فیلم برداری چهار ماه، یعنی از سپتامبر تا دسامبر سال گذشته و در شرایطی سخت به طول انجامید؛ داستان فیلم در زمان فیلم برداری دچار تغییرات زیادی شد؛ شخصیت ها و داستان های فرعی زیادی از فیلم حذف شدند. نتیجه نهایی کار فیلمی (با هزینه 4.2 میلیون دلاری است که یکی از فیلم های سرراست ترین فیلم های وانگ است که تنها از سه شخصیت بهره می برد. فیلمی متافیزیکی با داستانی محو و بی شک از بهترین فیلم های وانگ.

بزرگترین سورپرایز فیلم این است که فیلمی که در ابتدا قرار بوده درباره رابطه یک زوج همجنسگرا باشد، این موضوع را تنها در حاشیه خود دنبال می کند. اگرچه فیلم فضایی مردانه دارد اما احساساتی که فیلم درباره آنها سخن می گوید – همچون غم از دست دادن، پشیمانی، عشق، نفرت و شادی- در مقیاسی جهان شمول و فارغ از جنسیت به تمام مخاطبان انتقال می یابد. فیلم اگرچه سعی کرده موضوع رابطه جنسی را در کانون خود قرار ندهد اما با صحنه ای آغاز می شود که لای (تونی لونگ چیو وای) و هو (لزلی چونگ) روی تخت ئر آپارتمانی دلگیر در کنار هم خوابیده اند. سپس آنها را می بینیم که در راه رسیدن به آبشار ایگوآزو گم می شوند و مدام در حال جر و بحث با یکدیگرند. آبشار برای آنها حکم مقصد نهایی یک سفر روحانی را دارد.

در نقطه ای از فیلم که نمایش داده نمی شود این زوج از هم جدا می شوند، لای به شغل نگهبانی در یک بار در بوینس آیرس و هو هم به فاحشگیمشغول می شود.هو دوست دارد پیش لای برگردد و نهایتا هم لای زمانی که هو را زخمی در مقابل بار می بیند او را به داخل می برد. از این نقطه به بعد فیلم از حالت سیاه و سفید به رنگی تبدیل می شود. لای از هو پرستاری می کند و او را روبراه می کند اما – در صحنه ای خنده دار- از رابطه جنسی با هو امتناع می کند. لای البته پاسپورت هو را مخفی کرده تا او را در نزدیکی خود نگه دارد و از به مخمصه افتادن او جلوگیری کند.

در میان پرده فیلم که زیاد هم طولانی نیست، می بینیم که طاقت هو پس از بهبود طاق می شود و لای هم با یک جوان تایوانی معصوم و ایده آل گرا به نام چانگ (چانگ چن) دوست می شود. وقتی چانگ به تایوان برمی گردد، لای افسرده شده و به غم غربت دچار می شود و نمی تواند در مورد هو هم تصمیمی بگیرد. تمام این وقایا به شیوه ای در هم نشان داده می شود که در عین حال دنبال کردنش هم ساده است. تصویری که از آرژانتین نشان داده می شود نسخۀ سر و ته هنگ کنگ است، جایی که احساسات، عرف های اجتماعی و روابط تفاوت زیادی با هنگ کنگ دارند و احساس دوری از خانه در آن موج می زند. در نماهای پایانی که در شرق آسیا اتفاق می افتند حس امنیت در خانه بودن به فیلم باز می گردد و می توان احساسات لای را – همانند ترانه “رویای کالیفرنیایی” که در “قطار سریع السیر چونگ کینگ” بود – در ترانه معروف گروه “لاک پشت ها” حس کرد.

برای فیلمی که چنین داستان محوی دارد، میزانسن اهمیت زیادی پیدا می کند و وانگ انرژی دیوانه وار فیلم قبلی خود “فرشته های سقوط کرده” را در اینجا مهار کرده و آرامش بیشتری در فیلم وجود دارد. حس غمناکی که فیلم دارد بیشتر از لوکیشن های دورافتاده آرژانتین و موسیقی متن منتقل می شوند. قطعه “تانگو آپاسیونادو” از آستور پیاتزولاترکیب خوبی در کنار زیبایی بصری فیلم ایجاد کرده است. بازی های لونگ و چونگ که هر دو از ستاره های مطرح سینمای هنگ کنگ هستند، خوب و دلنشین است. چونگ نقش یک پسر بد را دارد و لونگ نقطه مقابل اوست. بازی ها طوری هستند که در سقوط نکردن فیلم به عرصه روابط جنسی نقش مهمی دارند. بازیگر تایوانی، چانگ (نقش اول فیلم “یک روز نورانی تر تابستان” از ادوارد یانگ) در نقش دوست جدید لونگ هوای تازه ای را با خود وارد فیلم می کند.

اما ستاره واقعی فیلم، فیلم بردار کریستوفر دویل (در پنجمین همکاری با وانگ) است که تصاویر دانه دانه و پر تضاد وی – با دوربین 35 میلی متری – داستان گهگاه کسل کننده فیلم را زنده نگاه می دارد. فیلم اگرچه رگه هایی از ظاهر “فرشته های سقوط کرده” و “قطار سریع السیرچونگ کینگ” را در خود دارد اما در کل متفاوت به نظر می رسد. این یکی از آن فیلم هایی است که فیلم بردار به اندازه کارگردان در ساخت آن نقش داشته است. سایر جنبه های فنی فیلم هم عالی هستند در این میان می توان خصوصا از فضای گیرای طراحی تولید ویلیام چانگ نام برد. وانگ در ابتدا قصد داشت از ترانه های دیگر فرانک زاپا هم در فیلم استفاده کند اما حق کپی رایت او را مجبور کرد تا از کاور آهنگ ها که در هنگ کنگ انجام شد استفاده کند. تهیه کننده ها هنوز در صدد هستند که تغییراتی به خصوص در صحنه های جنسی فیلم ایجاد کنند تا بتوانند فیلم را در کشورهای بیشتری پخش کنند. ترجمه تحت الفظی عنوان چینی و شعرگونه فیلم، “شکوه بهار ناگهان تراوش میکند” است.

اختصاصی نقد فارسی

مترجم: دانیال حسینی

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

 

نقد و بررسی فیلم به قلم

در شادمان با هم ، چراغ ارزان قیمت توریست پسندی هست با ظاهری شبیه به آبشار که لا ییو-فای ( تونی لیونگ چیو-وای) برای هوپو-وینگ ( لزلی چیونگ ) در جریان سفرشان به آرژانتین خریده اند. چراغ قرار است یادآور آبشار ایگوازو باشد که این دو قصد دیدنش را دارند اما چون راهشان در این سفر گم می کنند موفق به دیدنش نمی شوند. نمای هوایی با شکوهی از آبشارنشانگر عشقی است ارمانی که این دو هرگز نمی توانند به دست بیاورند و به جای آن باید به نسخه ی ناقص آن راضی شوند و این کمبود با نمایش مکرر این چراغ ارزان قیمت در اتاقشان نشان داده می شود. دشواری در رسیدن به آن مرحله از عشق نیز با گم شدن در مسیری که به آبشار می رشد به شکلی تصویری بیان شده. ما اندام های کوچکشان را در نمایی دور کنار جاده می بینیم و بعد نمایی از نقشه جاده را که از پنجره ی جلویی اوتومبیل دور انداخته می شود. آنها در رابطه شان گیج شده اند و نسیت به یکدیگر دلسردند. رابطه عشق و نفرت مدام کنش و واکنش هایشان رو رنگ آمیزی می کند. بیان احساسات شان اغلب دیوانه وار و طوفانی استو به واسطه ی خشم ، مست کردن ها و خشونت متجلی می شود که این میان با لحظه هایی از غشق و علاقه ی پر شور نقطه گذاری شده. آنها مدام یکدیگر را زجر می دهند و بخاطر این کار زجر می کشند. این بخشی جدایی ناپذیر از رابطه شان است.

یکی از تفاوت های شادمان با هم با آثار دیگر وانگ کاروای ، این است که داستانش دور از سرزمین مادری او اتفاق می افتد. داستان عمدتا از نفطه نظر شخصیت لای دنبال می شود. او توانایی نشان دادن عشقی واقعی را دارد و احساسش به هو بسیار شدید است. از او مراقبت می کند و برای شادمان نگه داشتنش از آرزو های خود می گذرد. هو از طرف دگیر در رابطه اش خودخواه است. او ملاطفت های لای رو ندید می گیرد. مثل بچه ای لوس رفتار می کند که کم تحمل است و انتظار دارد به خواسته ها و فرمان هایش همیشه و در همان لحظه عمل شود. اغلب بی توجه به آزار دیدن لای به اون خیانت می کند. با کوچترین دلایل ممکن ، رابطشان رو به هم می زند و لای را ترک می کند و آخر سر بر می گردد تا آشتی کند. ( تیکه کلامش این است که ” بیا از نو شروع کنیم ” ) از آ«جا که حاصل رابطه با هو برای لای یاس و نا امیدی مداوم است این عشق برای او در حکم یک نقطه ضعف است. رابطه ی آن دو به نقطه ی رکودی رسیده که دیگر دورنمای پیشرفتی در آن دیده نمی شود. ایستایی زندگی احساسی شان ، آینه ی وضعیت فیزیکی شان است. آنها که پولی برای بازگشت ندارند ، در بوینس ایرس رها شده اند.

راه حل در قالب شخص سومی از راه می رسد.چانگ ( چانگ چن ) که در کنار لای در اشپزخانه ی رستورانی کار می کند به او پیشنهاد دوستی ای می دهد که در گذر زمان می تواند به عشق تبدیل شود. او در بیان احساساتش صادق است. برای لای اهمییت قائل است و نسبت به رنج و عذابی که او می کشد حساسیت نشان می دهد. او قبل از ترک بوینس آیرس به مقصد خانه اش در تایپه قصد دارد یک فانوس دریایی را در جنوبی ترین بخش شهر ببیند که مردم به آنجا می روند تا راز هایشان رو بگویند. او به لای پیشنهاد می دهد تا درد های شخصی و پنهانش را روی نوار ضبط کند تا او بتواند آن را در کنار فانوس دریایی پخش کند. ( احساسی ترین لحظه ی فیلم جایی است که لای به جای ضبط حرف هایش فقط به تلخی اشک می ریزد. )

چانگ با رفاقتش به لای کمک می کند تا به لحاظ احساسی از هو رها شود. او پول کافی پس انداز می کند تا به هنگ کنک برگردد. قبل از ترک آرژانتین بالاخره آبشار ایگوازو را می بیند و در راه خانه به تایپه می رود تا به قصد دیدن چانگ به خانواده ی او سری بزند. اما رابطه اش با هو ناخوشایند باقی می ماند. خو بعد از ، از دست دادن لای تازه متوجه عمق عشقش به او می شود. او با غم و غصه اش در بوینش آیرس می ماند. لای هم کاملا شادمان نیست چرا که هنوز برای هو دل تنگی می کند. موقع دیدار از ابشار ، آرزویش این است که ای کاش با او آنجا را می دید. برای هو رابطه ی عاشقانه اش اتفاقی است مربوط به گذشته در حالیکه لای بین عشقی که به گذشته تعلق دارد و عشقی که در آینده به دست می آید گیر افتاده است.

 

منیع : ماهنامه ی فیلم – شماره 482


7
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
7 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
1 Comment authors
مهشيد Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More on that Topic: naghdefarsi.com/title/happy-together-2/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Here you will find 71549 additional Info on that Topic: naghdefarsi.com/title/happy-together-2/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Here you will find 73879 more Info to that Topic: naghdefarsi.com/title/happy-together-2/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More to that Topic: naghdefarsi.com/title/happy-together-2/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More here on that Topic: naghdefarsi.com/title/happy-together-2/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More on that Topic: naghdefarsi.com/title/happy-together-2/ […]

مهشيد
Guest
Member
مهشيد

خیلی فیلم قشنگی بود
سراسر فیلم حالت اندوه غم موج میزد
دقیقا صحنه ای ک توی ضبط صوت اشک ریخت اونم
با اون همه درموندگی خیلی درد داشت.
آبشار هم خیلی عالی بود
خیلی دوسش داشتم.
عاشق بازی تونی ام

ممنون از نقدتون

………..