Gone Girl (دختر از دست رفته)

 

کارگردان : David Fincher

نویسنده : Gillian Flynn

 

 

 

 

بازیگران : Ben Affleck,Rosamund Pike,Neil Patrick Harris

خلاصه داستان : نیک دان پس از ناپدید شدن همسر خود،به عنوان مظنون اصلی پرونده شناخته می شود و در کانون توجه رسانه ها قرار می گیرد و …

 

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

 

اخطار:کلیه قسمت های بُلد (پُر رنگ) شده در متن،داستان فیلم را به طور کامل لو می دهد!

 

منتقد:جاستین چانگ-امتیاز ۱۰ از ۱۰

 

 

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl1.jpgبانویی ناپدید می شود و به زودی همه تصور می کنند که او مرده است،اما آن چه در فیلم “Gone Girl/دختر از دست رفته” واشکافی می شود،ازدواج او است.دِیوید فینچِر اقتباسی ریز بینانه و عمیق از رمان رمز آلود جیلیِن فِلِن انجام داده است.فیلم در سراسر زمان ۱۴۹ دقیقه ای خود دیدی بسیار دقیق و گاهاً خنده دار و در کل مسحور کننده دارد.این تریلر روانشناسانه پیوندی استثنایی میان فیلم ساز و ماده اولیه است و نگاه فینچِر به عصر فناوری اطلاعات و خشونتی که در لایه های زیرین زندگی کنونی آمریکاییان جریان دارد را به خوبی منعکس می کند.طنز فیلم نیش دار است و بازی های عالی بِن اَفلِک و رُزامِند پایک جلوه خاصی به فیلم بخشیده است.البته فیلم برای پیدا کردن مخاطبان عام باید از حالت فیلمی صرفاً اسکاری خارج شود.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl2.jpgبعد از ناکامی نسبی “/The Girl With The Dragon Tattooدختری با خالکوبی اژدها” در گیشه و علی رغم این که فیلم در سراسر دنیا ۲۳۰ میلیون دلار فروش کرد،به نظر می آید این فیلم آخر دو ساعت و نیمی فینچِر بتواند راحت تر نظر منتقدان سخت گیر و مخاطبان را به خود جلب کند و خود را از فیلمی صرفاً اسکاری به اثری با طیف مخاطبان وسیع تبدیل کند.این مسئله که کارگردان این بار با بودجه ای کم تر (۵۰ میلیون دلار) فیلم را ساخته و فیلم از روی رمانی ساخته شده که به تازگی منتشر شده (۲۰۱۲) و از طرفی اقتباس دیگری از آن صورت نگرفته است،همگی می توانند در موفقیت تجاری فیلم موثر باشند.نکته دیگر این که “Gone Girl/دختر از دست رفته” بر خلاف “/The Girl With The Dragon Tattooدختری با خالکوبی اژدها” تنها یک فیلم قوی از نظر فنی نیست و حرف های بیش تری برای گفتن دارد.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl3.jpgفِلِن در اولین تجربه فیلم نامه نویسی خود کاری بزرگ انجام داده و بدون عوض کردن ماده اولیه داستان خود فیلم نامه ای خوب نوشته که به ساختار غیر خطی کتاب وفادار مانده است.(برای حفظ جذابیت فیلم از این جا به بعد را نخوانید.) فینچِر توانسته به خوبی پیچیدگی های عمیق داستان را درک کند و همانند جراحی زبر دست رابطه میان نیک و اِیمی دان (اَفلِک و پایک) را کالبد شکافی کند.(مشابه آن چه در “Se7en/هفت” و “Zodiac/زودیاک” دیده بودیم.) او و فِلِن با هم کاری هم به بررسی رابطه پر حرف و حدیث این زوج پرداخته اند و تصویری واقع بینانه از جهنم زندگی مشترک و این که چقدر ممکن است نیمه دیگر خود را نشناسیم،ارائه داده اند.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl4.jpgفیلم برای نشان دادن خیابان ها و فروشگاه های خالی شهر نورث کارتِج ایالت میزوری که توسط بحران مالی سال ۲۰۰۸ آسیب دیده از نماهای ثابت استفاده کرده است.”Gone Girl/دختر از دست رفته” در صبح پنجمین سال گرد ازدواج دان ها آغاز می شود و این دقیقاً همان زمانی است که اِیمی ناگهان ناپدید می شود.نیک ادعا می کند که هیچ اطلاعی از ماجرا ندارد اما مدتی طول می کشد که شک کلانتر راندا بونی (کیم دیکِنز) نسبت به او فروکش کند.بونی بعد از تحقیق و تفحص به این نتیجه می رسد که رابطه این زوج همانند وضعیت مالی شان آشفته و بی سر و سامان بوده است.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl5.jpgبرای نیک پرونده تشکیل می شود،اما تنها نشان دادن ناراحتی و افسوس برای فرار او از چنگ افراد تیز بینی چون اِلِن اَبِت (میسی پایِل)،که پرونده را علیه او به جریان انداخته،کافی نیست.مدت زیادی نمی کشد که نیک با خواهر دوقلوی خود،مارگو (کَری کون) دیدار می کند و وکیلی قدر به نام تَنِر بُلت (تایلِر پِری) برای خود دست و پا می کند.یکی دیگر از نکاتی که فیلم به آن اشاره دارد،فرهنگ رسانه ای غلط آمریکا است.فرهنگی که تشنه نمایش رسوایی ها است.فیلم نسبت به تاریخچه فیلم های جنایی که پیش از این تولید شده اند،آگاهی دارد؛از آثار پر زرق و برق اِسکات پیتِرسِن و کِیسی اَنتونی گرفته که تا تریلرهای کلاسیکی چون “Rebecca/رِبِکا”،”Diabolique/شیطانی”،”Rosemary’s Baby/کودک رُزماری” و “Fatal Attraction/جاذبه مرگ بار”.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl6.jpgدر سرتاسر ماجرا،خانم دان که گم شده را در قالب فلش بک هایی از روزهای خوش تر زندگی مشترک آن ها در نیویورک می بینیم،جایی که این زن باهوش و زیبا زندگی مجللی داشت.سابقه آشنایی او با نیک که مردی از طبقه کارگر از میانه غربی آمریکا است،کاملاً زیر ذره بین فیلم قرار می گیرد:اولین دیدار آن ها و ازدواجشان در مَنهَتِن،خالی شدن آهسته جیب آن ها که به واسطه بی کاری آن ها از مشاغلشان تشدید می شود و نقل مکان آن ها به زادگاه نیک در میزوری که منجر به فرو رفتن او در ناامیدی و تن پروری می شود،حال اِیمی در ناکجا آباد گیر افتاده و با مردی زندگی می کند که دیگر توانایی شاد کردن او را ندارد.کم کم زمزمه هایی از خشونت در خانه،کم کاری در وظایف زناشویی و بی وفایی به گوش می رسد و چهره های مرموز جدیدی پا به فیلم می گذارند،از جمله دِسی کالینگس (نیِل پَتریک هَریس)،دوست پسر سابق اِیمی و نوئِل هاثورن (کِیسی ویلسِن) که همسایه فضول آن ها است.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl7.jpgبه زودی مشخص می شود که رمز و راز این فیلم اتفاقی که برای اِیمی افتاده نیست،بلکه هویت نیک و اِیمی و آن چه که کار ازدواج آن ها را به این جا کشیده،است.سوالی که این زوج در ابتدا عجله ای برای پاسخ دادن به آن ندارند.فیلم نامه فِلِن بین گذشته و حال در حرکت است و گاهی به کنکاش در دفترچه خاطرات اِیمی می پردازد و سر نخ هایی که او برای نیک به جا گذاشته را بررسی می کند اما در تمام این مدت داستان در چند سطح به جلو می رود و اجازه لحظه ای غفلت به بیننده نمی دهد.نهایتاً زمانی که فیلم در نیمه خود چندین نقطه عطف رو می کند،لذت دیدن آن ها نه از باب غافل گیری که بابت عمیق تر شدن داستان حاصل می شود.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl8.jpgفینچِر در گمراه کردن بیننگان ید طولایی دارد و در این جا به مواد اولیه فیلم کاملاً تسلط دارد.این اولین باری نیست که ما را در مورد آن چه که می بینیم و این که از دید چه کسی می بینیم به سوال وا می دارد (“Fight Club/باشگاه مشت زنی”) و یا در مورد نقش رسانه ها در ایجاد وحشت در میان عوام حرف می زند (“Zodiac/زودیاک”) و یا با بازی با زمان های موازی درک ما از حقیقت را پیچیده تر می کند (“The Social Network/شبکه اجتماعی”).اما آن چه “Gone Girl/دختر از دست رفته” را فیلمی جان دار می کند،موضع گیری کنایه آمیز آن نسبت به قلب یک رابطه است؛فیلم از خط باریک میان عشق و نفرت،شادی و غم حرف می زند و رفتارهای ظالمانه و سو استفاده هایی که زوج ها بعد از مدتی به دامشان می افتند را به تصویر می کشد.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl9.jpgفیلم در قسمت هایی صحنه هایی آشنا از زندگی زناشویی را به تصویر می کشد و زنان و مردان را به خنده هایی تلخ وادار می کند.فیلم ازدواج را همانند یک نمایش می پندارد که در آن هر دو طرف به قرار دادی پای بند هستند که طی آن مجبور هستند به چیزهای مختلفی تظاهر کنند.این نقش بازی کردن از سوی نیک و اِیمی چه در خانه و چه در محیط های بیرون به خوبی رعایت می شود تا این که کم کم همه چیز رنگ کابوس به خود می گیرد.همین طور که فیلم به پایانش که به کتاب وفادار هم هست می رسد،این فکر به اذهان مخاطبان خطور می کند که ممکن است تمام حقیقت را در مورد شریک زندگی خود ندانند؛البته در مواردی همان بهتر که ندانیم!

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl10.jpgاَفلِک در نقش افراد قدرتمند و ثروتمند بازی خوبی ارائه داده اما در این جا ناگهان از عرش به فرش آمده تا بازی در نقش نیک دان را تجربه کند و به خوبی از پس نقش انسانی که به تدریج افول می کند،بر آمده است.پیش تر از اَفلِک به دلیل خشک و مغرور بازی کردن انتقاد می شد اما در این جا او برای بازی در نقش انسانی که با افکار عمومی روبرو است،به خوبی آماده است؛این نقش نسبتاً مشکل است و به میزان مشخصی فروتنی و بازی زیر پوستی احتیاج داشته که اَفلِک این را درک کرده و دقیقاً به هدف زده است.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl11.jpgعلی رغم آن چه گفته شد،همان طور که از نام فیلم پیدا است،”Gone Girl/دختر از دست رفته” به نقش اول زن تعلق دارد.پایک زنی بلوند و زیبا است و برای بازی در این نقش توانایی های لازم را دارد؛البته عده ای معتقد هستند اندک لهجه انگلیسی او حس یک زیبای آمریکایی را به خوبی منتقل نمی کند.اما با توجه به سوابق او در نقش های مکمل می توان اذعان کرد که او ابهت خاص خود را دارد و روی پرده جذابیت خاصی به نقش می دهد.دیدن او در یکی از مهم ترین نقش های کارنامه بازیگری اش،هیجان انگیز است.صدای اغوا کننده و آرام او،راوی بخش های ابتدایی فیلم است و شخصیت او در فیلم پویایی خاصی دارد:در هر نما شخصیت او می تواند هم زمان آسیب پذیر،خشمگین،حساب گر،قهرمان و نیش دار باشد.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl12.jpgاز بخش های خاصی از رمان فِلِن بابت ضد زن بودن انتقاد شد اما فضای فرا جنسی فیلم این ادعا را خنثی کرده و دیدی بی طرف در پیش گرفته است.از طرفی بازی منحصر به فرد پایک طوری است که شخصیت او را فراتر از خفت یا قدرت می برد و او را در کنار نقش اول های هیولا وار و در عین حال قابل ترحم فیلم های فینچِر چون مارک زاکِربِرگ و لیسبِت سالِندِر قرار می دهد.شخصیت هایی که عدم اصرار آن ها به جلب هم دردی بیننده،آن ها را تبدیل به نقش هایی شگفت انگیز کرده است.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl13.jpgبازیگران درخشان اصلی به کنار،سایر بازیگران نیز در نقش های خود عالی کار کرده اند و هر نمای “Gone Girl/دختر از دست رفته” به حضور آن ها مزین شده است.آثار دوران رکود را در تمام بازیگران می توان مشاهده کرد،تصویری که از مَنهَتِن گرفته تا کابین های قابل سکونت در منطقه “اُزارکس” (منطقه ای در مرکز آمریکا) به خوبی قابل تشخیص است.تایلِر پِری و نیِل پَتریک هَریس در نقش وکیل متخصص رسانه و دوست پسر سابق بازی هایی غیر کلیشه ای انجام داده اند.میسی پایِل و سِلا وُرد هم در نقش دو شخصیت تلویزیونی پیچ های تندی به داستان داده اند و راوی ماجرای خانواده دان برای دنیای خارج از زندگی آن ها هستند.دِیوید کِلِنِن و لیسا بِینز نقش والدین پر معاشرت اِیمی را بازی می کنند.کیم دیکِنز و کَری کون هم نقش زن هایی را دارند که سعی می کنند دادگاهی عادلانه برای نیک دست و پا کنند.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl14.jpgمانند همیشه هم کاران پشت صحنه فینچِر کاری بی نقص و استاندارد انجام داده اند.فیلم برداری جِف کِرونِنْوِت تصاویری حزن آلود و کم نور از عمارت دان ها،ایست گاه پلیس و سایر نقاط شهر نورث کارتِج به تصویر کشیده که حاصل کار طراحی تولید زیبای دانِلد گِرَم بِرت هستند.موسیقی متن الکترونیک و غمگین تِرِنت رِزنِر و اَتیکِس راس با کار کارگردان در هماهنگی کامل قرار دارد و آن ها با اضافه کردن ریتم های سنتی و اُرکِسترال حس تنش زیادی به فضای فیلم افزوده اند.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl15.jpgاین بار فینچِر به جای تدوین گر همیشگی خود،اَنگِس وال (که برای فیلم های “The Social Network/شبکه اجتماعی” و “/The Girl With The Dragon Tattooدختری با خالکوبی اژدها” برنده اسکار شده بود) با کِرک بَکستِر هم کاری کرده است.بَکستِر تا آن جا که توانسته فیلم را بریده اما اجازه داده برخی نماها نفس زندگی را به کالبد فیلم بدمند.این فیلمی است که حتی وقتی روی لبه صندلی خود نشسته اید،شما را در خود غرق می کند.محو کردن ها و ظاهر شدن های ناگهانی به صحنه های خشن فیلم جلوه ای قوی تر و اثری توهم زا افزوده است.

مترجم:رضا اسدی

اختصاصی نقد فارسی

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه ها،وبلاگ ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع:سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

 

 

منتقد:جِیمز بِراردینِلی-امتیاز ۸٫۸ از ۱۰ (۳٫۵ از ۴)

 

 

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl16.jpgاوایل پاییز هر سال یک فیلم استودیویی خیلی عالی اکران می‌شود، روشی برای شروع رقابت اسکار و یادآوری به تماشاچی‌های بزرگسال که هنوز می‌توان در سالن‌های سینما فیلم‌های هوشمندانه و جذاب تماشا کرد. در سال ۲۰۱۴ این فیلم «دختر از دست رفته/ Gone Girl» نام دارد، اقتباس جیلیان فلین از رمان پرفروشش که تحت هدایت کارگردان طراز اول سینما، دیوید فینچر، به فیلم تبدیل شده است. فینچر، که با فضاهای تاریک غریبه نیست («هفت / Seven» و «دختری با علامت اژدها / The Gird with the Dragon Tattoo» شاهدی برای این ادعا هستند)، به خوبی می‌داند که چگونه بیشترین پتانسیل را از «دختر از دست رفته» آزاد کند و حاصل کار ۱۴۵ دقیقه درام میخکوب کننده و پر از غافلگیری از کار درآمده است. و گرچه فیلم بازسازی صفحه به صفحه کتاب نیست، اما به خوبی توانسته جنبه های کلیدی داستان را به تصویر بکشد از جمله پرسپکتیوهای متعدد (گاهی اوقات غیرقابل اتکای) داستان، اظهار نظر در خصوص معنای «گناه» و «محبوبیت» در فرهنگ رسانه زده امروز و (البته) یک خط داستانی هیچکاکی پر از پیچش و چرخش.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl17.jpgدر این نقد سعی می‌کنم تا حد امکان از لو دادن داستان فیلم اجتناب کنم، اگر رمان را نخوانده‌اید شاید بهتر باشد که دیگر به خواندن نقد ادامه ندهید. هر چقدر تجربه تازه تر باشد، بهتر است. حتی یک خلاصه شسته و رفته از ایده اصلی داستان می‌تواند سهواً چیزهایی که بیننده های ناآشنا با داستان دوست دارند خودشان در حین تماشای فیلم کشف کنند را بر ملا سازد. (افرادی که کتاب را خوانده‌اند در امانند، چون گرچه تغییراتی در فیلم لحاظ شده است، ولی کل داستان فیلم به داستان کتاب بسیار نزدیک است، که این دقیقاً چیزی است وقتی نویسنده کتاب، سناریوی فیلم را نیز می‌نویسد انتظار می‌رود.)

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl18.jpgیکی از نکات بسیار برجسته در «دختر از دست رفته»، مدیریت ماهرانه است. هر یک از شخصیت‌ها، شخصیت‌های دیگر را مدیریت می‌کنند. رسانه‌ها طرز فکر مردم؛ و وکلا و قربانیان رسانه‌ها را اداره می‌کنند. فینچر در این فیلم چیز جدیدی برای مان نقل نمی‌کند، بلکه یادآوری می‌کند که وقتی واقعیت‌ها مخدوش، دستکاری و کتمان می‌شوند، تا داستان جذاب‌تر شود، مفاهیم کوچکی مانند «گناه» و «بی‌گناهی» چطور در دادگاه افکار عمومی معنا می‌شوند.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl19.jpgداستان فیلم درباره ناپدید شدن یک زن و اتفاقات مرموزی است که اطراف او رخ می‌دهند، است. نیمه اول فیلم مدام بین پرسپکتیو شوهر به ظاهر پریشان حال، نیک دان (با بازی بن افلک) در رفت و آمد است، به طوری که او در خاطرات روزانه همسرش، امی دان (با بازی رزاموند پایک) به دنبال همسرش می‌گردد. صحنه های مربوط به بازی امی پیش زمینه خوبی از ماجرا ارائه می‌دهند در حالی که بخش‌های مربوط به شخصیت نیک داستان را به جلو پیش می‌برند. پرسشی که در مورد نیک مطرح است، این است که آیا او واقعاً شوهری بی نزاکت با یک عالمه اسکلت در کمدش است یا این که چیزی شیطانی‌تر را پنهان می‌کند. فینچر حول این نقطه مرکزی دست به یک پرسپکتیو خنثی می‌زند و داستان به تدریج وارد قلمرو فیلم «غریزه اصلی / Basic Instinct» می‌شود و با س*ک*س نامتعارف و تا دلتان بخواهد خون تکمیل می‌شود. پُل وِرهوفِن(کارگردان فیلم غریزه اصلی) خودش شاهد است.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl20.jpgهدایت صحیح دو جنبه کلیدی «دختر از دست رفته» برای هر فیلمی می‌تواند دشوار باشد: روایت غیرقابل اتکای فیلم و پرسپکتیوهای متعدد. برای فهمیدن این که چطور اهداف کارگردان همواره منتقل نمی‌شوند نباید به تماشای چیزی فراتر از «ناپدید شدن النور ریگبی / The Disappearance of Eleanor Rigby» نشست. اما در مورد «دختر از دست رفته» فینچر علیرغم تمام مشکلات موفق می‌شود. و وقتی که اسامی دست‌اندرکاران فیلم در پایان فیلم نمایش داده می‌شود، تصویر واضحی از آنچه رخ داده (و رخ نداده) داریم.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl21.jpgبه نظر می‌رسد که «دختر از دست رفته» عمداً دو فیلم متفاوت است که به هم پیوند زده شده‌اند. نیمه اول عقلانی‌تر و به یک رویکرد پلیسی نزدیک‌تر است. نیک به شوخی به قسمتی از سریال «نظم و قانون / Law & Order» اشاره می‌کند و حقایقی برای مقایسه [ این دو] وجود دارند، گرچه این فیلم یک سر و گردن بالاتر از استانداردهای از پیش معلوم یک سریال تلویزیونی هفتگی ساخته شده است. شباهت‌های فیلم با «غریزه اصلی» در طول نیمه دوم، که پر از صحنه های خشونت آمیز است، تشدید می‌شود. در انتهای فیلم خرده پیرنگ هایی وجود دارند که باعث می‌شوند فیلم اندکی بیشتر از آنچه باید طولانی شود.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl22.jpgبن افلک به مانند کوین کاستنر دو دهه قبل نقش اساسی را در موفقیت فیلم ایفا می‌کند. از منظر بازیگری دو بازی قابل توجه در فیلم دیده می‌شود. رزاموند پایک با بازی نقش امی نقطه عطفی در کارنامه بازیگری خود رقم زده است. با در نظر گرفتن نحوه پیشروی داستان، او کمی شبیه به تاتیانا مازلانی در سریال «یتیم سیاه / Orphan Black» است- یعنی تکرارهای متعددی از یک فرد را بازی می‌کند، که هر کدام تفاوت‌های ظریفی با دیگری دارند. بعد، تایلر پری را داریم که گزینه فوق‌العاده ای برای ایفای نقش یک وکیل مدافع کارکشته است. دیدن پری در حالی که از کلیشه خارج شده و می‌تواند نقش فردی غیر از مادئا[۱] را بازی کند، لذتبخش است. نیل پاتریک هریس (در نقش دوست پسر سابق ترسناک امی)، کری کون (در نقش خواهر نیک)، کیم دیکنز (کارآگاه اصلی) و میسی پایل (یک مجری تلویزیونی الهام گرفته از نانسی گریس) همگی در ایفای نقش‌های مکمل فوق‌العاده‌اند.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl23.jpgحتی بهترین تریلرها ،فارغ از این که از چه تعداد پیچ و خم داستانی و نخود سیاه استفاده می‌کنند، هم اغلب مسیرهای قابل پیش بینی را طی می‌کنند. گرچه بخشی از ماجراهایی که در «دختر از دست رفته» رخ می‌دهد قابل انتظار است، ولی پیشرفت خط داستانی گاهی اوقات به قدری مبتکرانه می‌شود که دیگر مهم نیست که آیا غافلگیری‌های متداول جواب می‌دهند یا خیر. فینچر و فلین به خوبی می‌دانند که نمی‌توانند با هر پیچشی بیننده‌ها را غافلگیر کنند، بنابراین به ما اجازه می‌دهند تا برخی چیزها را خودمان حدس بزنیم تا بقیه چیزها مخفی بمانند. «دختر از دست رفته» فیلم نادری است: تریلری خوشمزه که لذت و کیف زیادی را نصیبمان می‌کند و در عین حال مجموعه ای از نکات اجتماعی را گوشزد می‌کند. «دختر از دست رفته» فیلمی هوشمند، پر پیچ و خم و خونین است که تقریباً هر کسی که طرفدار وحشت است را راضی می‌کند.

[۱]شخصیت یک پیرزن خیالی که تایلر پری خود آن را خلق کرده است.

مترجم:محمدرضا سیلاوی

اختصاصی نقد فارسی

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه ها،وبلاگ ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع:سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

 

 

منتقد:پیتِر تِراوِرس-امتیاز ۸٫۸ از ۱۰

 

 

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl24.jpg“Gone Girl/دختر از دست رفته” دِیوید فینچِر به شکل تعجب آوری خوب است و باب دل زوج هایی است که قصد دارند یک دیگر را نابود کنند.انتظار می رود سر فیلم در گیشه حسابی شلوغ شود.”Gone Girl/دختر از دست رفته” فیلمی مربوط به عصر ما است،زمانی که طلاق گرفتن کافی نیست و زوجین به فکر انتقام مرگ بار از یک دیگر هستند.در ازدواج ناموفق نیک دان (بِن اَفلِک) و اِیمی اِلیِت (رُزامِند پایک) هر یک از زوجین به یک اندازه دروغ گفته اند و خیانت کرده اند،البته تقریباً به یک اندازه.بحث و جدل جنسیتی پس از تماشای فیلم،امر دور از ذهنی نیست.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl25.jpgجیلیِن فِلِن در کتاب پر فروش خود ازدواجی پر دردسر در قرن جدید را به رشته تحریر در آورد.دِیوید فینچِر با تکیه بر فیلم نامه ای که به خوبی توسط خود فِلِن تدارک دیده شده،درست به هدف زده است.هیچ کس مثل فینچِر در واشکافی فساد اخلاقی استاد نیست.حال با قرار گیری اَفلِک و پایک در نقش این زوج پر رمز و راز همه چیز برای موفقیت فیلمی که به شکل شرورانه ای گزنده است،فراهم شده است.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl26.jpgنیک روزنامه نگاری در نیویورک است که به دلیل بحران اقتصادی کار خود را از دست داده و مجبور شده برای ادامه حیات به خانه اش در میزوری باز گردد و با هم کاری خواهر دو قلوی خود،مارگو (کَری کون) کافه ای راه بیندازد.اِیمی،همسر پر معاشرت نیک هم مثل خود او کار نویسندگی خود را از دست داده و سر از غرب میانه آمریکا در آورده است.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl27.jpgفِلِن که خود از کاری که در نشریه “اِنتِرتِینمِنت ویکلی” به عنوان نویسنده و منتقد داشته بیرون آمده،طعم و مزه از دست دادن شغل را می داند.ساختار کتاب او طوری است که از دید هر یک از زوجین روایت می شود.نقطه آغاز کتاب پنجمین سال گرد ازدواج این زوج است.این دقیقاً همان روزی است که اِیمی ناپدید می شود.در خانه نشانه هایی از یک درگیری خونین به جا مانده و تنها مظنون قتل خود نیک است،البته اثری از همسر حامله او نیست.تا این جای کار را مسلماً متوجه شده اید،اما فاش کردن داستان بیش از این می تواند فیلم را برای افرادی که کتاب را نخوانده اند،لوث کند.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl28.jpgآن چه باید بدانید شوک آور بودن داستان است که در هر تعلیق و تنش آن عنصر غافل گیری به خوبی مشاهده می شود.فضای فیلم هم چون جهنم است و بازی ها آتشین و سوزان هستند.اَفلِک خوب عمل کرده و آن آدم خوش تیپ همیشگی را کنار گذاشته تا بتواند نقش نیک نگون بخت را به خوبی بازی کند.برای پایک بریتانیایی که بیش تر در نقش های مکمل (“Pride & Prejudice/غرور و تعصب” و “An Education/یک آموزش”) دیده شده،این یک فرصت بوده که او توانسته به خوبی از آن استفاده کند و یک نقش آفرینی به یاد ماندنی را خلق کند.آیا او قالب نقش را به خود گرفته یا نقش روح او را تسخیر کرده؟در هر صورت او فوق العاده و دیدنی است.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl29.jpgتمام بازیگران لحظات درخشان خود را دارند-تایلِر پِری در نقش وکیل روباه صفت نیک،کیم دیکِنز و پَتریک فیوجِت در نقش پلیس های مسئول پرونده و نیِل پَتریک هَریس که سابقاً دوست پسر اِیمی بوده،همگی عالی کار کرده اند.از نظر فنی هم کاران قدیمی فینچِر مثل فیلم بردار جِف کِرونِنْوِت،تدوین گر کِرک بَکستِر و آهنگ سازان تِرِنت رِزنِر و اَتیکِس راس با کار خوب خود بر تنش و تعلیق فیلم افزوده اند.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl30.jpgفیلم هم مثل کتاب با افکار مردی آغاز می شود که دوست دارد جمجمه همسر خود را بشکافد و جواب سوالات خود را بیابد،”ما چی بر سر هم دیگر آوردیم؟حالا باید چه کار کنیم؟”

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl31.jpg“Gone Girl/دختر از دست رفته” تصویر دو مار را نشان می دهد که در پس زمینه آمریکای رکود زده به یک دیگر زهر می پاشند.حتی زیر نگاه خیره فینچِر و دست پخت تلخ و آتشین فِلِن هنوز تکه هایی از انسانیت برای این زوج باقی مانده است.تکه هایی که شاید بتوانیم خودمان را در آن ها ببینیم؛البته ممکن است از آن چه می بینیم،خوشمان نیاید.

مترجم:رضا اسدی

اختصاصی نقد فارسی

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه ها،وبلاگ ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع:سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

 

 

منتقد:ریچِرد کُرلِس-امتیاز ۸ از ۱۰

 

 

توضیح:پاراگراف ابتدایی این نقد به دلیل عدم ارتباط با ماهیت کلی نقد موجود،حذف شده است.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl32.jpgعشق بازی آن ها رویایی بیش نبود:دیدار این زوج جذاب-که هر دو خبرنگار روزنامه های نیویورکی هستند-دیگر تنها به بخشی از گذشته شیرین آن ها تبدیل شده است.در قرار اول،نیک دان (بِن اَفلِک)،مردی از شهری کوچک در غرب میانه که حالا به زندگی در نیویورک عادت کرده،اِیمی اِلیِت (رُزامِند پایک)،که از اهالی مَنهَتِن است را به قدم زنی می برد و او را در مقابل یک نانوایی می بوسد.بعدتر در کنفرانس خبری کتاب “اِیمی شگفت انگیز” که والدین اِیمی برای او نوشته اند،نیک تظاهر می کند می خواهد با اِیمی مصاحبه کند اما از بین دفترچه یادداشت خود حلقه ای بیرون می آورد و به اِیمی پیشنهاد ازدواج می دهد.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl33.jpgتا این جای کار مرد تلاش زیادی برای اظهار عشق کرده است.او نقش مرد جذاب را بازی می کند و شاید واقعاً هم مرد جذابی باشد که تنها هدفش رسیدگی به نیازهای همسرش باشد،یک قهرمان به سبک فیلم های عاشقانه قدیمی که با عشقش ازدواج کرده است.اما این چیزها را تنها در فیلم های قدیمی هالیوود می توان دید؛در زندگی واقعی،ازدواج آغاز داستانی متفاوت است.اگر عشق بازی یک فیلم باشد،ازدواج شغلی است که می تواند خیلی زود کسل کننده شود.مرد می تواند فردای اتمام ماه عسل همسرش را نادیده بگیرد و با زنی جوان تر و زیباتر بازی خود را ادامه دهد.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl34.jpgآیا تاکنون حتی برای یک لحظه به ذهنتان خطور کرده است که شریک زندگی خود را بکشید؟یا توسط او کشته شوید؟یا اگر نه آیا دیگران چنین توانی در شما می بینند؟این زمینه ای است که در رمان جیلیِن فِلِن و فیلم نامه ای که او نوشته و فیلمی که دِیوید فینچِر ساخته است به چشم می خورد.در میان تمام عناصر آشنایی که در تریلرهای جنایی دیده می شوند -از قبیل ناپدید شدن ناگهانی و مرگ دردناک،انگیزه های تاریک و فریب کاری-عنصر تعلیق آمیز “Gone Girl/دختر از دست رفته” ازدواجی است که رو به تلخی گذاشته و زوج را به حبس ابد در کنار یک دیگر محکوم کرده است.در این فیلم ازدواج هم چون یک زندان است و هر یک از زوجین هم زمان هم زندان بان هستند و هم چنین هم بند و یا حتی جلاد.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl35.jpgکمی پس از ازدواج،نیک و اِیمی شغل خود را از دست می دهند.وقتی نیک از خواهر دوقلوی خود،مارگو (کَری کون) از رو به موت بودن مادر خود به دلیل سرطان می شنود،تصمیم می گیرد به شهر کوچک زادگاه خود،نورث کارتِج،باز گردد و اِیمی را هم با خود ببرد.آن ها خانه خود-در واقع خانه اِیمی-را کمی زیر قیمت می فروشند.نیک و مارگو با این پول کافه ای باز می کنند و نیک هم در یک کالج محلی کلاس روزنامه نگاری بر گذار می کند.نیک زمان هایی که در کافه نیست را با دختری جذاب به نام اَندی (اِمیلی راتایْکُفسْکی) سپری می کند،این موضوع باعث تنها شدن اِیمی در خانه می شود.حال این زن باهوش و با استعداد در خانه چه می کند؟این چیزی است که نیک هم نمی داند.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl36.jpgیکی از چیزهایی که اِیمی به انجامش علاقه داشت،راه انداختن یک شکار گنجینه برای پنجمین سال گرد ازدواجش با نیک است،کاری که او هر سال انجام داده است:دادن سر نخ هایی که محل اختفای هدایای مختلف را مشخص می کند.اما عصر همان روز نیک متوجه می شود که اِیمی در خانه نیست.علائم خون و درگیری که از کف آشپزخانه پاک شده اند،دلالت بر این دارند که اِیمی دزدیده و یا کشته شده است.صدای مشاجره آن ها در شب پیش از حادثه شنیده شده است و با افشا شدن رابطه نیک با اَندی او تبدیل به مظنون اصلی پرونده می شود؛نه تنها برای راندا بونی (کیم دیکِنز)،سر بازرس مسئول پرونده،که برای همسایه ها و سپس برای رسانه ها.اِیمی دفترچه خاطراتی از خود به جا گذاشته که شک ها و ترس های او نسبت به همسرش را در آن نوشته است.البته اولین سر نخ برای شکار گنجینه امسال او هم در دفترچه آمده است.نیک حالا سه نقش را بر عهده دارد:نقش منفی،قربانی و کاراگاه داستان.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl37.jpgکتاب “Gone Girl/دختر از دست رفته” قالب ادبی جالبی دارد و بیش تر به یک بازی تنیس شباهت دارد که هر فصل آن از دید یکی از زوجین روایت می شود و به خواننده امکان می دهد حوادث را از دید هر دو شخصیت ببیند.فِلِن از این طریق بار خط روایی را هم به خوبی پخش کرده است:نیک از زمان حال می گوید و هم زمان با دنبال کردن سر نخ های بازی شکار گنجینه،به گناهان خود اعتراف می کند،اِیمی اما با دفترچه خاطرات خود در گذشته سیر می کند.این نوع روایت برای کتاب مناسب است اما در فیلم سخت می توان از چنین روشی استفاده کرد.با توجه به این که روایات گاهاً رو در روی هم قرار می گیرند،تایید صحت آن ها مشکل است.در کل فِلِن و فینچِر به خوبی موفق شده اند حس کتاب را به پرده سینما انتقال دهند.در فیلم،شواهد با توجه به کارهای اشتباه او،بر ضد نیک هستند،کارهایی که آن ها را می بینیم.اِیمی را البته بیش تر از دریچه دفترچه خاطرات می بینیم.مانند کتاب،پیچش بزرگ فیلم هم در میانه های آن رو می شود.به این ترتیب منتقدان فیلم هم مانند منتقدان کتاب با این چالش روبرو هستند که آیا باید این پیچش را برای نقد هر چه بهتر فیلم رو کنند یا نه.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl38.jpgاِیمی که از دست همسر تنبل و بی تفاوت خود و زندگی ای که او برایش ساخته عصبانی بوده،مرگ خود را صحنه سازی کرده و در دفترچه خاطرات خود و بازی شکار گنجینه سر نخ هایی قرار داده تا برای همسر خود پاپوش درست کند.او با زیرکی پول کافی نیز برداشته تا بتواند مدتی به صورت بی نام و نشان در منطقه اُزارکس زندگی کند.او با از دست دادن پولش مجبور می شود با دِسی کالینگس (نیِل پَتریک هَریس) که زمان نوجوانی با او رابطه داشته،تماس بگیرد و از او بخواهد تا به او در ویلای دور دست خود پناه دهد.اِیمی که فیلم اعلام عشق نیک به خود را بار دیگر می بیند،تصمیم می گیرد دوباره نزد نیک برگردد اما باید برای غیبت خود بهانه ای دست و پا کند.او برای انجام این کار به یک مرد مجرم جدید احتیاج دارد.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl39.jpgدر فیلم “Body Heat/گرمای بدن”،تریلر سال ۱۹۸۱ لارِنس کَسدِن،کَتلین تِرنِر خطاب به ویلیِم هِرت از خود مطمئن می گوید:”تو زیاد باهوش نیستی،درسته؟من از این جور مردها خیلی خوشم میاد.” در آن فیلم هم شخصیت تِرنِر خود را گم و گور می کرد و همه را بازی می داد،تِرنِر البته شخصیتی تند مزاج و تند خو داشت.اما اِیمی درست نقطه مقابل تِرنِر است،زنی مسامحه کار و خون سرد که بازی شکار گنجینه اش آزمونی برای سنجش هوش نیک است.اگر نیک در آزمون قبول شود می تواند هم دم خوبی برای او باشد و در نهایت پدر فرزندان او شود و حتی شاید یک “اِیمی شگفت انگیز” دیگر برای او بیاورد.بخشی از زندگی اِیمی همواره داستان بوده است،درست از زمانی که والدین او در مورد دختر ایده آل خود کتاب نوشته اند:این همان چیزی است که اِیمی را در نقش بازی کردن استاد کرده است.او البته در بازی دادن دیگران هم استاد است،خواه با عشق بازی و خواه از طریق ترس.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl40.jpgفینچِر بعد از آمریکایی کردن “/The Girl With The Dragon Tattooدختری با خالکوبی اژدها”،این بار تلاش کرده نسخه ای وفادارانه تر از رمان پر فروش “Gone Girl/دختر از دست رفته” را به روی پرده بیاورد.آن فیلم در مقایسه با “Gone Girl/دختر از دست رفته” تلاشی عقیم می نماید.نیک و اِیمی شخصیت هایی گیرا هستند و اطراف آن ها هم با بازیگرانی قابل و توانا پر شده است،از کیم دیکِنز گرفته تا دِیوید کِلِنِن و لیسا بِینز که نقش والدین اِیمی را بر عهده دارند.این تنها نیِل پَتریک هَریس است که کمی ناامید کننده ظاهر شده است،زیرا عناصر لازم ایفای نقش خود را ندارد.)

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl41.jpgفینچِر در “Se7en/هفت” و “Fight Club/باشگاه مشت زنی” تسلط خود برای به کار بردن خشونت در فیلم را نشان داد و در “Zodiac/زودیاک” هم روش خود برای افشای سر نخ های قتل در تریلری جنایی را به رخ کشید.البته در “The Social Network/شبکه اجتماعی” هم ثابت کرد هیچ زخمی کشنده تر از خیانت یک دوست نیست.اما در “Gone Girl/دختر از دست رفته” علی رغم وجود خون و خون ریزی،زیباترین لحظات،همانند بوسه اِیمی،لحظاتی هستند که آرامش در فیلم موج می زند.چه چیزی شوم تر از نزدیکی دو انسان است که قرار است عاشق باشند اما در عوض در فکر کشتن یک دیگر هستند؟

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl42.jpgخوانندگانی که در کتاب غرق شده اند،قطعاً نسخه فیلمی هم در حین خواندن در ذهن خود ساخته اند.فکر نمی کنم حتی در ذهن بینندگان بازیگری بهتر از بِن اَفلِک فیلم را بازی کرده باشد،همان طور که در ذهن خوانندگان “Gone With The Wind/بر باد رفته” کسی جز کِلارک گِیبِل نقش رِت باتلِر را بازی نکرد.اَفلِک با بازی لطیف و جذاب خود جلوه ای ویژه به این نقش داده است،شکاف چانه او برای نیک دوست داشتنی اما غیر قابل اعتماد ایده آل است.او پیش از این هم نقش آدمی که عاشق بلوف زدن است را بازی کرده است،خصوصاً در کمدی “Chasing Amy/تعقیب اِیمی”؛در “The Company Men/مردان شرکت” او کارمندی زیر دست بود که با از دست دادن شغل خود تنبیه شد.اَفلِک به خوبی در نقش مردی که می فهمد در حال طی کردن راهی است که به نابودی خود او می انجامد،بازی کرده است و با سابقه او این امر تعجب آوری هم نیست.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl43.jpgشاید بسیاری خوانندگان در ذهن خود شارلیز تِرِن یا کِیت بِلانشِت را در نقش اِیمی تصور کرده بودند؛هر دو این بازیگران توانایی بازی در نقش زن بلوندی که همسر خود را می آزارد و نیش می زند را دارند.اما در عوض نقش به رُزامِند پایک کم تر شناخته شده رسید.(در میان نقش های هالیوودی او می توان به بازی در “Wrath Of The Titans/خشم تایتان ها” و بازی در کنار تام کروز در “Jack Reacher/جَک ریچِر” اشاره کرد.) ناشناخته بودن او برای توده بینندگان امکان نقش آفرینی بدیع و بکر را داده است.تنها همان قدر از اِیمی ساخته پایک می دانیم که روی پرده می بینیم:او زیبا،با ثبات و هوشیار است.او به هوش اِیمی جان بخشیده است و نشان می دهد که زیباترین چهره ها ممکن است تاریک ترین افکار را داشته باشند.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl44.jpgدر فیلمی که ریزبینانه و ظریف است،پایک معجونی از تندی و خون سردی ارائه داده است.او همان اِیمی شگفت انگیزی است که شما هم ممکن است در دامش بیفتید.

مترجم:رضا اسدی

اختصاصی نقد فارسی

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه ها،وبلاگ ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع:سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

 

 

منتقد:اَندرو اُهیِر-امتیاز ۸ از ۱۰

 

 

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl45.jpgرمان پر فروش “Gone Girl/دختر از دست رفته” به قلم جیلیِن فِلِن،حاصل یک مهندسی دقیق است که در بالای در ورودی خود مجسمه هایی ترسناک تعبیه کرده است،مانند یک صومعه قرون وسطایی که به ازای گناهانی که انجام داده اید،باید در آن کفاره بپردازید.نیک و اِیمی دان یک زوج دوست داشتنی و کامل آمریکایی هستند که ازدواجشان به دلیل رکود مالی ۲۰۰۸ رو به زوال گذاشته است و ذات واقعی آن ها را برای یک دیگر نمایان ساخته است.نقش نیک و اِیمی در اقتباس دِیوید فینچِر را بِن اَفلِک و رُزامِند پایک،بازیگر بلوند و سرد چهره انگلیسی بازی می کنند که دومی بسیار شبیه گِرِیس کِلی در فیلم های هیچکاک به نظر می رسد.تمام جزئیات فیلم فینچِر بسیار به دقت چیده شده اند،حتی انتخاب بازیگران هم بی دلیل نبوده است:اَفلِک برای توده سینما روها چهره ای آشنا و (عمدتاً) دوست داشتنی است،در حالی که پایک علی رغم کارنامه خوب خود در سینما و تلویزیون چهره ای نسبتاً ناشناخته است.این امر فیلم را از ابهام خط روایی کتاب دور می کند،امری که به نظر سطحی می آید اما در واقع تاثیری عمیق دارد.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl46.jpgدر کنار بازیگران اصلی فیلم،بازیگر ترش رویی چون اِلِن اَبِت (میسی پایِل) را داریم که نقش قاضی پرونده نیک را بر عهده دارد.دِسی کالینگس (نیِل پَتریک هَریس) هم هست،دوست پول دار و قدیمی اِیمی که در دوران مدرسه با هم رابطه داشته اند و هنوز هم به اِیمی فکر می کند.اَندی (اِمیلی راتایْکُفسْکی) دانشجوی سابق نیک که دختری فریبنده و فریب کار است و والدین خون آشام گونه اِیمی،رَند (دِیوید کِلِنِن) و مِری بِث (لیسا بِینز) که از کودکی های اِیمی یک سری کتاب کودکان موفق منتشر کرده اند.بالاتر از تمام این شخصیت های درگیر،شخصیت های دیگری ایستاده اند؛وکیل مدافع معروف تَنِر بُلت (با بازی خوب تایلِر پِری)،کاراگاه پلیس شهر کوچک در میزوری،راندا بونی (کیم دیکِنز) و خواهر بد دهان نیک،مارگو (کَری کون) که چیزی جز جین آبی نمی پوشد و شخصیتی در حد نیک دارد.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl47.jpgنقد کردن این فیلم بدون لو دادن بخش هایی از داستان کار بسیار سختی است.فیلم اولین بار جمعه گذشته در فِستیوال فیلم نیویورک اکران شد و قرار است جمعه بعد در سینماها اکران شود.علی رغم اقبال عمومی بالا نسبت به کتاب فِلِن باز هم بسیاری از بینندگان بدون اطلاع از داستان پا به سالن های سینما می گذارند.در حالی که فیلم نامه را خود فِلِن نوشته است اما رفتار فیلم با فلش بک ها متفاوت از کتاب است و فیلم در روایت خود بیش تر به نیک متکی است.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl48.jpgهم در کتاب و هم در فیلم یک روز نیک به خانه مشترکشان در شهری کوچک در میزوری می آید و متوجه می شود اِیمی ناپدید شده است و تنها آثار درگیری در خانه به جا مانده است.او به سرعت پلیس را در جریان می گذارد و ادعا می کند خبری از همسر خود ندارد.در فیلم به خصوص با حضور بازیگری دوست داشتنی،حرف نیک را باور می کنیم اما در کتاب با توجه به چیزهایی که از نیک می دانیم،او را یک راوی صادق به حساب نمی آوریم.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl49.jpgآن چه فینچر فریب کار در بخش ابتدایی فیلم نمایش می دهد،آن چیزی نیست که در واقع اتفاق افتاده است و او تلاش می کند مانند کتاب فِلِن با روایت های متفاوت نیک و اِیمی،ما را بازی دهد.با گذشت زمان رسانه ها در شهر کوچک نورث کارتِج روی سر نیک هوار می شوند تا سر از کار این جنایت حل نشده که پای زنی بلوند و زیبا در آن در میان است،در آورند.اِیمی از طریق فلش بک های دفترچه خاطرات خود به ما می نماید که این زوج در ابتدا موفق کجای کار به مشکل خورده اند و از زندگی سطح بالای خود در مَنهَتِن به زندگی نازل در خانه ای در غرب میانه آمریکا رسیده اند.اما پیچش ناگهانی در فیلم بسیار زودتر از کتاب نمایان می شود و به اندازه کتاب غافل گیر کننده نیست.فینچِر بیش تر سعی کرده جنبه های استعاره ای و کنایه ای کتاب را بزرگ نمایی کند و در مورد آفاتی که ممکن است یک ازدواج را تهدید کنند،صحبت کرده است؛وگرنه عناصر تریلر در کتاب انسجام زیادی ندارند و در فیلم به کلی از هم پاشیده اند.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl50.jpgدر بخش هایی از “Gone Girl/دختر از دست رفته” به نظر می آید فِلِن و فینچِر در هماهنگی کامل قرار گرفته اند و در بخش هایی دیگر گویی در حال مبارزه با هم هستند.توضیحی که اِیمی در کتاب بر ضد “دختر با حال” بودن می داد و به مذاق بسیاری از خوانندگان زن خوش آمده بود،در فیلم جایگاهی ندارد و تنها حرفی به نظر می رسد که اِیمی در قبال کارهای بد شوهرش می زند.دیدار عاشقانه آن ها در میهمانی نیویورک هم مانند کتاب از آب در نیامده و آن جذابیت را ندارد و بیش تر به صحنه هایی کسل کننده و مصنوعی شبیه است.تمام این ها را می توان تلاش فینچِر برای نشان دادن پوچی شخصیت های اصلی دانست:آن چه نیک و اِیمی به سان عشقی افسانه گونه می پنداشتند،چیزی پوچ و تهی بود.درون مایه کتاب فِلِن ترسیم ازدواج دو انسان دیو سیرت است که هیچ راه فراری از یک دیگر ندارند و گویی تنها لایه ای از داستان تعلیق آمیز بر روی آن ها کشیده شده است.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl51.jpgبا تمام این اوصاف سخت است هر دوی این شخصیت ها را به یک میزان شرور بپنداریم.”Gone Girl/دختر از دست رفته” پتانسیل ایجاد بحث هایی در مورد رفتارهای ضد زن و خشونت علیه زنان را دارد،ضمن این که هم کتاب و هم فیلم نامه توسط زنی جوان و با استعداد نگارش شده اند.سخت است بدون لو دادن بخشی از داستان در مورد بازی رُزامِند پایک نظر داد.بگذارید این طور بگویم:اَفلِک در نقش نیک کمی زیادی سطحی و کم سر و صدا است اما شخصیت اِیمی شخصیتی عمیق و بی انتها است.در روایتی که در ابتدای داستان با صدای نیک می شنویم،او ابراز تمایل می کند که دوست دارد جمجمه اِیمی را بشکافد و افکار او را بخواند و با پایان یافتن داستان فینچِر و فِلِن ما را متقاعد می کنند که خواسته ای مشابه داشته باشیم.پایک ممکن است برای بازی در این نقش نامزد اسکار شود و به شخصه فکر می کنم استحقاق آن را هم دارد،نه به این خاطر که اِیمی شخصیتی انسانی دارد.او بیش از یک شخصیت دارد که گویی شکسته و بخش بخش شده اند و در وجود اِیمی قرار گرفته اند تا او بتواند بر اساس توقعاتی که از او می رود،با مرد رویاهایش زندگی کند.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl52.jpgفیلم سیاست های جنسیتی خاص خود را دارد و کمپانی فاکس هم امیدوار است بتواند با ایجاد بحث و جدل میان جنسیت ها،بلیط های بیش تری بفروشد.مانند تمام فیلم های فینچِر این هم از نظر تکنیکی و فنی در سطح بالایی قرار دارد.بعد از ناپدید شدن اِیمی،بونی و دیگر زیر دستان پلیس او اولین سر نخ را در کشوی لباس های زیر او پیدا می کنند:نامه ای که عنوان “سر نخ اول” روی آن درج شده است.بعدتر متوجه می شویم این سر نخ ها مربوط به یک بازی شکار گنجینه است که به تعدادی جعبه چوبی و عروسک ختم می شود و هر یک دلیلی بر قاتل بودن نیک می افزاید.این سمبل های روان شناسانه همه از کتاب فِلِن اقتباس شده اند اما به شخصه انتظار نسخه ای کابوس گونه تر از فیلم فینچِر را داشتم که از قید و بندهایی که فیلم نامه فِلِن برای او ایجاد کرده،آزاد باشد.فکر می کنم طرف داران کتاب از تفاوت های فیلم و کتاب ناراضی باشند؛از طرفی دیگر بسیاری از افرادی که کتاب را نخوانده اند،بخش هایی از فیلم به خصوص بخش های انتهایی آن را تا حدودی درک نخواهند کرد.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl53.jpgفیلم از حضور بازیگرانی خوب بهره می برد و تقریباً مشکل است که بگوییم کدام یک بهتر بازی کرده اند اما شخصیت وکیل آرام و بامزه تایلِر پِری و شخصیت منطقی و خون سرد دیکِنز جزء نقش آفرینی های منتخب من هستند.شخصیت آرام بِن اَفلِک را نقطه ضعف فیلم می دانم،اگر چه بخشی از آن به دلیل باری است که خط روایی فیلم روی دوش او گذاشته است.تمام جنبه های فنی،صوتی و بصری فیلم به دلیل وجود فینچِر سطح بالایی دارند.(مانند همیشه فیلم برداری توسط جِف کِرونِنْوِت،موسیقی توسط تِرِنت رِزنِر و اَتیکِس راس،تدوین به دست کِرک بَکستِر انجام شده و طراحی نیز به رهبری دانِلد گِرَم بِرت صورت گرفته است.) فیلم حاصل تیز هوشی بُرنده و تمثیل های اندوه ناک است و بیننده را وادار به تفکر و تحلیل آن چه می بیند،می کند.فیلم را نمی توان فیلمی بزرگ در زمینه ازدواج دانست،از طرفی تاریک تر از آن است که بتواند در اسکار رقابت کند.مطرح کردن این موضوع که فیلم بی روح است،بیش از این که قضاوتی عجولانه باشد،عبارتی برای توصیف فیلم است:فیلم دنیایی برهنه و بی پرده را ترسیم می کند که از روح خالی شده است و عاقبت بسیاری از ازدواج ها به خانه هایی بی روح و سرشار از دروغ و خیانت می کشد.

مترجم:رضا اسدی

اختصاصی نقد فارسی

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه ها،وبلاگ ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع:سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

 

 

منتقد:زَن بِروکس-امتیاز ۸ از ۱۰

 

 

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl54.jpgنمایش پانچ و جودی (یک نمایش عروسکی کلاسیک که دعوای زن و شوهری به نام های جودی و پانچ را به تصویر می کشد.) حالا صاحب یک نسخه هالیوودی شده است.”Gone Girl/دختر از دست رفته” داستان آتشین و پر تعلیق زن و شوهری است که کم کم حالتی کابوس وار به خود می گیرد.جر و بحث ها شکل می گیرند و مشت ها رد و بدل می شوند و از دست پلیس شهر کوچک محل زندگی آن ها کاری جز تماشا کردن بر نمی آید.کار زیبای دِیوید فینچِر قابل تحسین است،او خط روایی را پر از غافل گیری ها و تله هایی کرده که بیننده حتی فرصت فکر کردن در مورد آن ها را پیدا نمی کند و این دقیقاً همان روشی است که باید برای ساخت چنین فیلمی به کار برد.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl55.jpg“Gone Girl/دختر از دست رفته” از کتاب پر فروش سال ۲۰۱۲ جیلیِن فِلِن اقتباس شده است.ساختار کتاب به نحوی است که هر فصل توسط یکی از زوجین روایت می شود و ماجرای ناپدید شدن رمز آلود یکی از آن ها و جنجال رسانه ای پس از آن را روایت می کند.این یک اقتباس وفادار از کتابی است که به موضوع بی وفایی می پردازد:تریلری که در ابتدا از ما می خواهد مرد را فردی شرور بدانیم و با زن هم دردی کنیم.به راستی اگر ازدواج یک راز باشد،حقیقت را باید در همین بگو مگو ها جست و جو کرد.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl56.jpgرُزامِند پایک نقش اِیمی شگفت انگیز را بازی می کند که با مرد رویاهایش ازدواج کرده و ناگهان خود را در نورث کارتِج میزوری و در دوران رکود می یابد.اِیمی بیچاره،آخرین پس انداز خود را صرف راه اندازی کافه همسرش می کند و در عوض چه چیزی نصیبش می شود؟همسر او نیک (بِن اَفلِک) اخلاق تندی دارد و دیگر هم به او علاقه ای ندارد.او با یک دانشجو می خوابد و نمی خواهد صاحب بچه شود.او این موضوع که از جان خود می ترسد را تنها به دفترچه خاطراتش می گوید.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl57.jpgاما صبر کنید،نیمه دیگر ماجرا چه؟از دید نیک،اِیمی زنی سرد و دقل باز است؛او مشغول بازی دادن نیک است.نیک به هر آن چه فکرش را بکنید قسم می خورد که ناپدید شدن همسرش ربطی به او ندارد اما تمامی مدارک علیه او هستند و جنجال رسانه ای هم تنها کار او را دشوارتر می کند.او بر این عقیده است که اگر این موضوع قربانی داشته باشد،این قربانی خود او است.این نمایشی است که هر یک از دو طرف ادعای قربانی بودن در آن را دارند.شاید چنین موضوعی در مورد بسیاری از ازدواج ها هم صدق کند.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl58.jpgوقتی چنین خط روایی پر حرارتی در کار باشد،انتخاب درست بازیگران امری حیاتی است.ظاهر سرد و زیبای پایک به همراه صورت چهار گوش و مغرور اَفلِک ابزاری تمام عیار برای جان بخشی به داستان هستند.جای تعجبی هم ندارد که اَفلِک به زودی متوجه می شود به او لقب تنفر انگیزترین مرد آمریکا را داده اند:او در ایفای نقش شخصیت هایی چنین آزار دهنده،استاد است.او زیادی از خودش راضی است؛پوزخند او محو است.او به ما یک چیز می گوید و صورتش چیز دیگری را نشان می دهد.

http://www.naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl59.jpgاِیمی گم شده است اما آیا ممکن است که مرده باشد؟کمی که از داستان می گذرد،متوجه پیچی تند و یک توطئه در داستان می شوید.به تدریج فیلم تغییر چهره می دهد و رد پاهای پیشین خود را پاک می کند.فیلم از تمام عناصر تعلیق آمیز استفاده کرده است،از “Fatal Attraction/جاذبه مرگ بار” گرفته تا سو ظن هیچکاکی؛داستان آرام آرام به سمت نقطه اوج خود حرکت می کند.این هنر فینچِر است که خط روایی را پیچیده و پر تنش نگاه می دارد و به ما فرصت سر خاراندن هم نمی دهد.او تصویری تمام عیار از ازدواجی که رو به افول می رود،برای مخاطب ترسیم می کند؛نمایی از زندگی ای که به جهنم تبدیل شده و آن چه زوجین به سر هم می آورند.نیک و اِیمی عملاً به دشمنان یک دیگر تبدیل شده اند و تمام زندگی آن ها از کنترل خارج شده است.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl60.jpgدر نهایت “Gone Girl/دختر از دست رفته” شاید چیزی بیش از طوفانی در یک فنجان نباشد اما با تمام کوچکی،عجب طوفان تمام عیاری است.

مترجم:رضا اسدی

اختصاصی نفد فارسی

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه ها،وبلاگ ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع:سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

 

 

منتقد:رابی کالِن-امتیاز ۸ از ۱۰

 

 

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl61.jpgآیا امکان دارد شخصی که واقعاً در جایی حاضر نبوده،ناگهان ناپدید شود؟یک تریلر در ژانر شخص گمشده شاید جای مناسبی برای این نوع بحث های فرا طبیعی نباشد،اما دِیوید فینچِر عادت دارد بینندگان خود را گم راه کند و ذهن آن ها را به محاسبه واقعیت و خیال وا دارد.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl62.jpg“Gone Girl/دختر از دست رفته” دهمین فیلم بلند دِیوید فینچِر،از کتاب پر فروش سال ۲۰۱۲ جیلیِن فِلِن اقتباس شده است.خط روایی فیلم بر گمشدن ناگهانی زنی باهوش و زیبا به نام اِیمی اِلیِت-دان (رُزامِند پایک) استوار است.مسئله محوری داستان جنونی است که امروزه دنیا را فرا گرفته و همه تلاش می کنند چهره ای بهتر از چهره واقعی خود به دیگران نشان دهند.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl63.jpgاین داستان هوشمندانه و تقریبا بی نظم زیر دستان فینچِر هم زمان هم بیش تر به هم ریخته و هم بیش تر کنترل شده است.این جا این مرد است که هاله مرگ بار در اطراف خود دارد و آن چه از گذشته نشان داده می شود،تنها به مه آلود تر شدن زمان حال می انجامد.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl64.jpgفراتر از تمام این ها داستان مملو از دام هایی است که به قصد گیر انداختن بیننده طراحی شده اند:آن چه که در ابتدا یک جر و بحث زناشویی است به داستانی جنایی و چنان آشفته تبدیل می شود که تنها نمونه اش را در کارهای کارگردانی مثل برایِن دی پالما بیست سال پیش از این می شد دید.این خبر که فِلِن در حین کار روی فیلم نامه در انتهای داستان تغییراتی ایجاد کرده،درست است؛البته این تغییرات روشمند هستند.خط کلی داستان تغییر نکرده اما تنش ها شدیدتر شده اند و یک نمای رو در رو شدن به فیلم اضافه شده است.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl65.jpgفیلم به طرز رمز آمیزی نزدیک به نقطه پایان خود آغاز می شود؛البته پیش از آن که باز گردد و به صبح روزی برسد که اِیمی ناپدید شد.او با همسر خود،نیک که با نقش آفرینی زیبای بِن اَفلِک همراه است،در یک خانه زندگی می کند.مردی که حالا متوجه شده دور نمای زیبایی که برای زندگی خود تصور می کرده،دیگر از بین رفته است.این جا آمریکای دوران رکود است که پیر و خسته شده است.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl66.jpgبعدتر متوجه می شویم که اِیمی و نیک شغل نویسندگی خود در نیویورک را از دست داده اند و حال نیک و خواهر دوقلویش،مارگو (کَری کون) در شهر زادگاه خود،کافه ای را اداره می کنند و اِیمی زنی خانه نشین شده که تنها مشغول گرد گیری است.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl67.jpgنماهای فیلم خشک و عبوس هستند و در آن ها به جای موسیقی صدای کولر و صدای قطع و وصل شدن لامپ شنیده می شود.این صدا را زمانی می شنویم که نیک به خانه می آید و متوجه می شود مبل های اتاق نشیمن بر عکس شده اند و خبری هم از اِیمی نیست و البته در نمایی که نیک توسط کارآگاه راندا بونی (کیم دیکِنز) بازجویی می شود هم صدایی مشابه را می شنویم.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl68.jpgفیلم به زودی ما را با یکی از خاطرات اِیمی هم راه می کند و به زمان اولین ملاقات او و نیک در یک مهمانی در نیویورک می برد.موسیقی محرک تِرِنت رِزنِر و اَتیکِس راس که به سبک آنجلو بادالامِنتی ساخته شده در نمایی که گفت و گوی اِیمی و نیک حالتی اغوا کننده به خود می گیرد،بالا و پایین می رود.بعد از این گفت و گو آن ها دست در دست هم به شب گردی در شهر می پردازند و زمانی که به ویترین نانوایی که شیشه اش بخار کرده می رسند،می ایستند و زیر نور مهتاب یک دیگر را می بوسند.گذشته این دو،گذشته شیرینی بوده است.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl69.jpgفیلم دائماً بین این دو زمان در رفت و آمد است و استادی فینچِر در این است که در هیچ یک از این دو زمان بیننده احساس اطمینان و آرامش نمی کند.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl70.jpgدر زمان حال اِیمی ناپدید شده و در زمان گذشته در همه جا حضور دارد.پایک که در فیلم های خود همواره حضوری تحسین بر انگیز داشته،شاید بیش از یک دهه در انتظار چنین نقش پر و پیمانی بوده است و آن چه شما را شگفت زده می کند،بازی روشمند او است؛او مانند یک گربه بالا و پایین نمی پرد و چنگ نمی کشد،بلکه حرکتی آرام و ریتم دار هم چون یک مار اَناکاندا دارد.اِیمی بهترین نقشی است که پایک تا کنون بازی کرده است،نقش آفرینی او محکم و پایدار است.در حالی که صدای روایت کردن او از دفترچه خاطراتش پر از احساس است اما چهره اش آن چه در دل او است را کاملاً مخفی می کند.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl71.jpgممکن است تک گویی های تاریک و رمز آلود اِیمی همان حسی را در بینندگان مونث ایجاد کند که مردان با شنیدن صدای اِدوُرد نورتِن در “Fight Club/باشگاه مشت زنی” تجربه کردند:شوک حاصل از این نکته که چطور ممکن است کسی این سخنان را بلند بیان کند و البته بخشی از این حس هم به این دلیل است که برخی مخاطبان آن چه بیان می شود را حس کرده اند.متنی در کتاب هست که اِیمی آخر و عاقبت یک “دختر با حال” (یک دختر تیپیک سک*سی که بی هیچ حرف و حدیثی به یک همسر مهربان و حرف گوش کن تبدیل می شود.) را پیش بینی می کند،پایک این متن را با چاشنی زهر داری بیان می کند و آن قدر خوب از پس آن بر می آید که دوست دارید تشویقش کنید.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl72.jpgسر نوشت اِیمی نه در انتها که در اواسط فیلم مشخص می شود و فینچِر مانند یک شعبده باز موفق شده این روی داد را به تصویر بکشد و از این نقطه به بعد چند شخصیت جدید چون نیِل پَتریک هَریس،دوست پسر سابق اِیمی و تایلِر پِری در نقش یک وکیل زبر دست را وارد ماجرا کند و جانی دوباره به خط روایی فیلم بدهد.علی رغم تمام تنش ها و رازهای تاریک موجود در فیلم به یاد داشته باشید که دِیوید فینچِر این جا روی دنده شوخ طبعی قرار دارد:فیلم غافل گیر کننده و بر انگیزاننده است،هم تنش دارد هم شوخی اما آن چه بیش تر به چشم می آید،تاریکی است.

مترجم:رضا اسدی

اختصاصی نقد فارسی

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه ها،وبلاگ ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع:سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

 

 

منتقد:تاد مَک کارتی-امتیاز ۸ از ۱۰

 

 

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl73.jpgاین فیلم، مثالی از موقعیتیست که یک نویسنده، نمی‌تواند از کارگردان فیلم به‌خاطر اقتباس بد از کتابش، گله کند.با فیلمنامه‌ای که خود نویسنده‌ی کتاب آن را نوشته است، اقتباس «دیوید فینچر» از کتاب پر پیچ و خم، تلخ، احساسی و البته پرفروش «دختر از دست رفته» نوشته «گیلیَن فلاین»، با آن تیم بازیگری سرشناس و کاربلدش، یک ملودرام جذاب و قوی است.اما، همچون اقتباس قبلی او از کتاب پرفروش «دختری با خالکوبی اژدها»، پس از تماشای فیلم، از خود خواهید پرسید:”آیا این فیلم دربرگیرنده‌ی تمام اتفاقات کتاب بود؟”

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl74.jpgبا وجود خیل عظیمی از طرفداران کتاب که منتظر تماشای فیلم هستند، این فیلم، در تاریخ اکرانش یعنی سوم اکتبر، هم به هواداران کتاب و هم به هواداران فیلم‌های سینمایی، فیلمی درگیر کننده، جذاب و باارزش هدیه می‌دهد، فیلمی که در هفته‌ی اکرانش، در صدر باکس‌آفیس قرار خواهد گرفت.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl75.jpgدر اقدامی نادر، نوسنده‌ی کتاب، خود شخصاََ مامور نگارش فیلمنامه شده است، فلاین توانسته به خوبی داستان درگیرکننده‌اش را به فیلمنامه تبدیل کند، به‌طوریکه داستان هم برای سینمادوستان جذاب است، هم برای طرفداران کتاب.علی‌رغم اینکه برخی خبرنگاران از تغییراتی که در داستان، علی‌الخصوص بخس سوم آن به‌وجود آمده سخن می‌گفتند، اما باید گفت به هیچ وجه اینطور نیست.این فیلم یکی از وفادارترین اقتباس‌ها بوده و بسیار خوب در مورد زندگی پس از ازدواج، داستانی جذاب می‌سراید.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl76.jpgطرفداران فلاین هم پس از تماشای فیلم خرسند خواهند بود، زیرا این فیلم همانقدر به کتاب نزدیک است که آن‌ها می‌خواستند.اما برای طرفداران سرسخت فینچر، داستان کمی متفاوت است.مهارت خارق‌العاده‌ی او، در بهره بردن حداکثری از اتفاقات، شخصیت‌ها و سکانس‌ها، اینجا هم مشهود است.اما تقریباََ در تمامی فیلم‌هایی که او قبل از «دختری با خالکوبی اژدها» ساخته، می‌توان یا رگه‌های روان‌شناختی را در فیلم‌های او یافت (مثل «زودیاک»، «هفت» و «باشگاه مبارزه»)، یا رگه‌های بدیع دراماتیکی (همچون «سرگذشت عجیب بنجامین باتن»، «شبکه‌ی اجتماعی» و سریال «خانه‌ی پوشالی»).اما در «دختری با خالکوبی اژدها» و حالا «دختر از دست رفته»، می‌توان دریافت فیلم‌های او اندکی سرزنده‌تر و روشن‌تر شده، که این برای فردی چون فینچر، چندان قابل قبول نیست.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl77.jpgداستان «دختر از دست رفته»، درباره‌ی ناپدید شدن همسر یک مرد، و مشکوک شدن به شوهر او به عنوان مظنون اصلی است، و فیلم، این داستان را از دیدگاه شخصیت‌های مختلف مورد بررسی قرار می‌دهد و هر بخش، توسط شخصیت دیگری روایت می‌شود.دفتر خاطرات ایمی الیوت دان (همان زن مفقود شده) هم روابط بین شخصیت‌ها و خصوصیات آن‌ها را برای مخاطب شرح می‌دهد، و وقتی شوهر او نیک دان این مسئله به پلیس گزارش می‌دهد، معما پیچیده‌تر می‌شود.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl78.jpgزوج نویسنده‌ی نیویورکی، ایمی (با بازی «روزاموند پایک») و نیک (با بازی «بن افلک»)، که در ظاهر زندگی خوشی دارند، بنا به دلایل مالی و و البته بیماری پدر نیک، مجبور می‌شوند به شهر کوچکی در میزِری نقل مکان کنند.آن ها که در نیویورک به‌یکدیگر بسیار عشق می‌ورزیدند، با ورود به آن شهر کسل‌کننده، به سرعت نسبت به یکدیگر سرد و بی‌علاقه می‌شوند.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl79.jpgدر هر حال، این تنها چیزیست که پس مفقود شدن ایمی، می‌دانیم.در صبح پنجمین سالگرد ازدواجشان، نیک به‌دنبال پیدا کردن همسرش می‌رود، میز اتاق پذیرایی بر روی زمین افتاده و دیگر نشانه‌های ضرب و شتم به چشم می‌آیند، پلیس نیز در همان گیر و دار آثار خون را می‌یابد.روحیه‌ی نیک پس از ملاقات با والدین ایمی تضعیف نیز می‌شود، سپس برای یافتن همسر گمشده‌اش، قراخوان عمومی می‌دهد.نیک از حمایت خواهر رُک و راستش مارگو (با بازی «کری کان») و کارآگاه پرونده روندا بونی (با بازی «کیم دیکِنز») برخوردار است، همچنین پیلس کم‌حرف جیم گیلپین (با بازی «پاتریک فوگیت») هم کارآگاه را همراهی می‌کند.فلش‌بک‌های داستانی نیز که در نیویورک روایت می‌شوند، نشان از عشق میان این زوج دارند، و بازیگران هم به‌گرمی نقش‌آفرینی می‌کنند، اما در میزِری، همه‌چیز برعکس است، خبری از آن داستان رمانتیک نیست و بازیگران، دیگر آن حرارت را ندارند.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl80.jpgاما با رجوع به دفتر خاطرات ایمی، او بیش‌ از پیش از سردی و رنجش نیک که تبدیل به کینه شده بود، می‌ترسید.کم کم، اخلاق و رفتار نه چندان مناسب نیک بر همه عیان می‌شود و مردم را علیه او قرار می‌دهد – یک مجری حساس تلوزیونی (با بازی «میسی پایل») به مردم گوشزد می‌کند که در مورد او به بدترین شکل ممکن فکر کنند – و وقتی وضعیت به گونه‌ای پیش می‌رود که پلیس فکر می‌کند او همسرش را کشته، نیک وکیل گران‌قیمتی به نام تانر بولت ( با بازی «تایلر پری») را استخرام می‌کند.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl81.jpgاولین شوک بزرگ داستانی یک ساعت پس از آغاز فیلم رخ می‌دهد، و عاشقان این فیلم باید از این لحظه به بعد حواسشان باشد تا داستان برایشان لو نرود.در هر صورت، بخشی از وقایع به زوجی (با بازی «لولا کِرک» و «اسکات مک‌نِیری») که با گذشته‌ی ایمی، و دوست پسر سابق او دسی کالینگز (با بازی «نیل پاتریک هریس») آشنایی دارند مربوط است.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl82.jpgافلک، که تابحال بازی خیلی خوبی از خود به نمایش نذاشته، اینجا توانسته یک بازی بسیار قوی، حساب شده و احساسی را از خود به نمایش بگذارد، او توانسته هم شخصیتش را مشکوک جلوه دهد، و هم بی‌گناه و احساسی، بطوریکه حتی خودش هم نمی‌تواند تشخیص دهد که قاتلی بی‌رحم است یا یک بی‌گناه.پایک، که در سال‌های اخیر چند نقش‌آفرینی قابل توجه داشته است (مثلاََ در فیلم «جک ریچر» یا «غرور و تعصب») اما تابحال نقش‌آفرینی‌هایش چشمگیر نبوده‌اند، اینجا بسیار قدرتمند و زیبا نقش‌آفرینی کرده است.او بسیار باورپذیرتر از چیزیست که بتوان فکرش را کرد، او از خود آسیب‌پذیری بروز نمی‌دهد اما، برعکس، او اعتماد به نفس دارد، همانطور که ایمی به نظر می‌رسید شجاعت مقابله با کسانی که نسبت به او حس بدی داشتند را داشت.او توانسته به خوبی خودش را با بازی در این نقش که ایفای آن سخت و سنگین است، وفق دهد که نتیجه، عالی است.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl83.jpgیکی دیگر از موهبت‌های فیلم بازیگران نقش‌های فرعی است.غافل‌گیر‌کننده‌ترین این بازی‌ها را از سوی تایلر پری شاهد هستیم، او یک شانس دیگر (پس از فیلم ناخوشایند «الکس کراس») یافته تا در فیلم‌هایی به‌جز فیلم‌هایی که خودش آن‌ها را می‌سازد بدرخشد، که البته موفق هم بوده و بازی خوبی در تمامی لحظات از خودش ارائه داده است.کرک به خوبی در نقش یکی از اهالی بدنام روستایی در نزدیکی کوه اُزاراک [کوهی در ایالت میزِری] ظاهر شده است و به خوبی به بسط یافتن داستان به سمتی که اصلاََ انتظارش را نداریم، کمک می کند، کان هم توانسته حالات مختلفی چون خشم، نگرانی و عشق نسبت به برادرش نیک را با هم درآمیزد.شاید بهترین بازی از سوی بازیگران نقش‌های فرعی را از سوی دیکنز شاهدیم، او توانسته همان بازی همیشگی‌اش را از خود به نمایش بگذارد، اما با هوشمندی آن را با شوخی‌های خنده‌داری درآمیزد.در مقام مقایسه، هریس همان بازی دیوانه‌واری را که از آنتونی پرکینز دیده‌ایم و خودش آن را به کرات مورد استفاده قرار داده است، دوباره به نمایش می‌گذارد، که شخصیتش یعنی دسی را تبدیل به یک پسر نازک نارنجی بدون هیچ تفاوتی نسبت به آثار قبلی او می کند.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl84.jpgدر کنار ساختار داستانی که یکسان است ولی نحوه‌ی روایت آن مختلف، چیزی که رمان «دختر از دست رفته» را از دیگر رمان‌های هیجانی – راز آلود تمیز می‌دهد، نگاه تلخ و زننده‌ی آن نسبت به مقوله‌ی ازدواج است، تمی که باعث بیشتر به چشم آمدن بازی پایک نیز شده است.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl85.jpgدر همین حین، شخصیت‌ها همچون کتاب به خوبی توسط موقعیت‌های داستان و با توجه به خصوصیاتی که در قلب و ذهنشان دارند، مورد استفاده قرار می‌گیرند.داستان نیز به‌نظر می‌رسد بهتر و گسترده‌تر از یک داستان عادی درباره‌ی وضعیت انسان‌ها است.از دیدگاه فینچر، آخرین حد تنهایی و ناراحتی انسان‌ها از زندگی اینجا طوری ترسیم شده که به پرسپکتیو دیگر آثار تاریک و جنایت‌بار او شباهت دارد، اما این فیلم به رسم آثار پیشینش، به شکلی ظالمانه در نهایت به هیچی [پایان گنگ] ختم نمی‌شود.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl86.jpgویژگی‌های تکنیکی فیلم هم در بالاترین سطح قرار دارند، موسیقی‌هایی که «ترنت رزنور» و «آتیکس رز» ساخته‌اند نیز، بسیار متنوع‌اند و از این حیث، بسیار لذت‌بخش و کم‌نظیرند.

مترجم:دانیال دهقانی

اختصاصی نقد فارسی

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه ها،وبلاگ ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع:سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

 

 

منتقد:رِکس رید-امتیاز ۵ از ۱۰

 

 

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl87.jpgفیلم نامعقول،غیر منطقی و مصنوعی است و داستانی شلوغ دارد.”Gone Girl/دختر از دست رفته” دِیوید فینچِر یک فیلم در هم ریخته است که ظاهر یک تریلر روانی در مورد ازدواجی ناموفق را به خود گرفته است و باید آن را یکی از ناامید کننده ترین فیلم های سال دانست.در یک نقطه از فیلم از کنار دستی خود که یکی از منتقدان برجسته سینما است پرسیدم:”آیا اتفاقات فیلم با عقل شما جور در می آید؟” او جواب داد:”نه به هیچ وجه.” پس واقعاً به چه دلیل در تمام وب سایت ها از آن به عنوان فیلمی استثنایی یاد می شود؟در سالنی که من حضور داشتم تشویق انتهای فیلم زیاد گرم نبود و نقدهایی که خوانده ام اکثراً متوسط بوده اند.شاید بتوان این موضوع را به حساب عکس العمل های بیش از حد رسانه ها به تمام چیزهای گیج کننده و متظاهرانه ای که امروزه تولید می شوند،گذاشت.فیلمی بد ساخت و به هم ریخته که حاصل تمام توان کارگردان خود نیست.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl88.jpgکتاب جیلیِن فِلِن را نخوانده ام و نمی دانم آن هم مثل فیلم نامه فیلم مسخره و پر از تمهید است یا خیر.بعضی دیالوگ های فیلم آن قدر مزخرف اند که آدم را یاد برنامه طنز “Saturday Night Live/شنبه شب ها زنده” می اندازند.فیلم پر از پیچش هایی است که بسیاری از به ظاهر منتقدان آن ها را برای هیجان انگیز شدن تریلرها لازم و ضروری می دانند اما هیچ یک از پیچش های فیلم به ذاته هیجان انگیز و ضروری نیستند.بدتر از تمام این ها این است که فیلم علی رغم بازی های خوب،خشونتی که فینچِر به ظرافت در آن آمیخته و تغیرات ناگهانی ضرب آهنگ،باز هم کسل کننده است.داستانی که شاید روی کاغذ جذابیت داشته،روی پرده سینما تنها حوصله بینندگان را سر می برد.ساختار ادبی کتاب روی فیلم جواب نداده است و آخرین باری که در سالن سینما این همه به ساعتم نگاه کردم را یادم نمی آید.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl89.jpgوراجی های فیلم از عروسی نیک دان و اِیمی اِلیِت آغاز می شوند.اِیمی مادری پر افاده دارد که با تبدیل داستان های بچگی اِیمی که تا حدودی داستان کودکی های خود او هم هست به سری کتاب های کودکانه “اِیمی شگفت انگیز” زندگی گذرانده است.نیک دان (بِن اَفلِک) و رُزامِند پایک (که در کل عادت به دیدن او در نقش اصلی نداریم) هر دو در روزنامه های نیویورکی نویسنده هستند.آن ها دیداری بامزه و عروسی ای بامزه تر از دیدارشان در سال ۲۰۰۵ دارند.سپس هر دو شغل و پول خود را از دست می دهند و به شهری کوچک و خیالی در میزوری می روند.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl90.jpgپنج سال بعد در آستانه پنجمین سال گرد ازدواجشان،اِیمی غیبش می زند.در کل بخش اول فیلم می خواهد سیه روزی های اِیمی را به تصویر بکشد.فلش بک ها به خوبی گذشته پر زرق و برق او در مَنهَتِن را با زمان حال نه چندان خوب او که در محلی کارگری در میانه غرب می گذرد را در تضاد قرار می دهند اما هیچ کمک و سر نخی نسبت به آن چه بر سر اِیمی آمده در اختیار قرار نمی دهند.آیا او کشته شده؟همه این طور فکر می کنند.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl91.jpgدر بخش دوم فیلم همه چیز آرام تر می شود و همان پنج سال را از دید نیک می بینیم در حالی که او به همراه خواهر بد دهان خود (کَری کون)،کاراگاه زنی سر سخت (کیم دیکِنز) و وکیلی زیرک (تایلِر پِری) به دنبال همسر گمشده اش می گردد.آن ها از دفترچه خاطرات اِیمی و سخنان نیک سر نخ هایی استخراج می کنند اما به جایی نمی رسند.با گذشت چندین روز آن ها به این نتیجه می رسند که اِیمی زنی باهوش و فریب کار است که مرگ و ناپدید شدن خود را صحنه سازی کرده است تا تمام تقصیرها را گردن نیک بیندازد.بار دیگر این سوال به ذهن می آید که چرا؟انگیزه او پول نیست،زیرا نیک پولی ندارد.بعد متوجه می شوید دارید این سوال را برای باقی زمان فیلم هم می پرسید که “چرا؟”

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl92.jpgدر بخش سوم فیلم اِیمی دوباره به جمع زندگان می پیوندد و او را می بینیم که با گذشت زمان دیوانه تر می شود تا این که سر و کله دوست پسر سابق خام و معصوم او پیدا می شود تا به او کمک کند و در نهایت اِیمی گردن او را با کاتر می برد.این را نه بابت فاش کردن بخشی از داستان (غافل گیری های دیگری هم در کار است) که برای نشان دادن بی منطق بودن آن برایتان بازگو کردم.اصلاً مشخص نمی شود چرا اِیمی ممکن است که بخواهد برای نیک پاپوش درست کند و یا مرد دیگری را وادار کند با خشونت به او تجاوز کند.اِیمی مشخصاً مشکل روانی دارد،اگر چه چیزی در گذشته او نیست که بر این موضوع دلالت کند.نیک هم آن همسر وظیفه شناسی که به آن تظاهر می کند،نیست.اصلاً شخصیتی در فیلم وجود ندارد که در ذهنتان بتوانید از او طرف داری کنید.فیلم هم در کل بریده بریده می نماید و از تدوین خوبی برخوردار نیست.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl93.jpgاَفلِک که بی هدف و پرسه زنان به این سو و آن سو می رود به نظر سوژه خوبی برای پاپوش درست کردن است.خانم پایک البته دل ربا و جذاب است.نیِل پَتریک هَریس هم موفق شده بازی غیر کلیشه ای انجام دهد.بازیگران دیگری هم وارد فیلم می شوند اما بدون داشتن تاثیری محسوس از ذهن ها پاک می شوند.فیلم در کل مصنوعی و خالی از احساسات انسانی است و اگر چه سعی دارد ازدواجی را بسیار بی پرده تصویر کند اما موفق به این کار نشده و تلخی فهمیدن حقیقت در آن حس نمی شود.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1076/GoneGirl94.jpgاز فیلم “/The Girl With The Dragon Tattooدختری با خالکوبی اژدها” خوشم نیامد اما در کل قلمرو سیاه و تاریکی که فینچِر در آن قدم می زند را دوست دارم؛چیزی که در فیلم هایی چون “Se7en/هفت”،”Fight Club/باشگاه مشت زنی” و “Curious Case Of Benjamin Button/مورد عجیب بنجامین باتن” دیده می شود.اما “Gone Girl/دختر از دست رفته” چیزی بیش از یک فیلم متظاهرانه نیست.

مترجم:رضا اسدی

اختصاصی نقد فارسی

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه ها،وبلاگ ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع:سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

 

ممکن است شما دوست داشته باشید

141
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
141 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
101 Comment authors
aaamaوهاب خاکبازیروح اللهممد مجدی Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
Member
Member

نمیدونم واقعا چرا اونقدا با این فیلم حال نکردم. اول اینک خیلی حرص خوردم واینک واقعا نمیدونستم طرف کدومشونو باید بگیرم.اخرشم تو اوج سیاهی و دروغ تموم شد.بیشتر حالمو گرفت

secretman 5000926
Guest
Member
secretman 5000926

سلامدیدم همه نظر گذاشتن خواستم منم یه چیزی گفته باشمدقیقا مث این دوتازن و شوهر رو قبلا دیدم تو همسایگیمون… با همین خباثتیاد یه ایه قران افتادم ک میگه: مردهای خوب برای زنهای خوب و زن و مردای اونجوری هم مال همن… از نظر من زنه شیطان صفت بود! و مرتیکه بنده شیطانو ازونجایی که شیطان هیچ وقت به بنده هاش وفا نداره (ما ادما) داشت ب کشتن میدادش ولی وقتی زنه دید که نه یارو هنوز میتونه سواری بده رفت سراغش… عجیب تر اینجاکه: یه همچین زن مرموزی که روحیه قتل داره اجازه میده اون زنه و اون یارو… ادامه »

hsn
Guest
Member
hsn

با سلام. فیلم بسیار جالبی بود فقط نظرات رو میخوندم و به نظرم رسید چند تا نکته رو خدمت دوستان عرض کنم، اولا این رو بگم قطعا هیچ فیلمی مطلقا کامل و بی عیب نیست، این فیلم هم از این قاعده مستثنی نیست، ولی خوب چند تا ایراد گرفته بودن دوستان که فکر کنم یکم عجله کرده بودن؛۱-ایمی چرا نقشش رو عوض کرد : چون با توجه به دیدن برنامه تلویزیونی قدم بعدی نیک رو پیش بینی کرد، یعنی رو شدن دستش و تبدیل شدن به ادم بده توسط رسانه ها و مجازات آتی و نه فقط احساساتی شدنش توسط… ادامه »

مهروماه
Guest
Member
مهروماه

فیلم خوبی بود ولی درمورد اخرش یکی اینکه اگه امی اینقدر راحت میتونست ادم بکشه چرا شوهرشو نکشت و کلی نقشه کشید تا به قتل متهم شه و اعدامش کنند؟خب خودش میکشت اصلا اون دختره که با شوهرش بودم میکشت ،
ویکی دیگه اینکه نیک براش فرقی نمیکرد کی قراره ازش بچه دارشه پس اینکه یک هو نسبت به بچش احساس مسئولیت کردهم عجیب بود و یکی دیگه اینکه انگار خون دیس پایمال شد

iaiaintm
Member
Member
iaiaintm

دوستانی که با پایان بندی فیلم مشکل دارند و میگن که نباید پلیس و اف بی ای و وکیله رو اینقدر بی عرضه باشن به این نکته توجه کنن که فینچر خواسته به طور کاریکاتور وار نشون بده که قدرت رسانه ها و جو عمومی مردم در امریکا چقدر زیاده که تونسته همه ی اینا رو ساکت کنه ، یعنی یک پیام سیاسی اجتماعی از طرف کارگردان

ممد مجدی
Guest
Member
ممد مجدی

فیلم بر گرفته از فیلم sranger on train اثر آلفرد هیچکاک بود. که به نظرم اثر استاد هیچکاک خیلی خیلی بهتر بود
اصلی ترین تقطه ضعف فیلم پایان بدش بود که به نظرم نویسنده هیچجوره نتونسته تمومش کنه
و شخصیت پردازیش هم خوب نبود مثلا میتونست بهتر نشودن بده که چرا رابطه ی بن افلاک و امی خراب شد…حسادت زنانه؟ رفتار افلاک؟
بازی امی اصلا خوب نبود نمی دونم چرا چنین بازیگری رو گذاشتن ولی در عوضش بن افلاک و خواهرش خوب بازی میکردن
یکسری ضعف های داستانی دیگه هم داشت
در کل فیلم یک "معمای سطحی" بود ارزش یکبار دیدن رو داشت نه بیشتر!

وهاب خاکبازی
Member
Member
وهاب خاکبازی

فیلم از نظر کشوندن تماشاگر تا انتها و جذاب بودن موفق بود و تونست تماشاگر هاشو پای فیلم نگه داره . بازیها به نظرم زیاد خوب نبود به جز ایمی بقیه مخصوصا اون پلیس زن و پدر و مادر ایمی مصنوعی و زیاد جالب نبودن . فیلم از نظر داستان و فیلم نامه مشکلاتی داشت اصلا معلوم نشد چرا ایمی که اینقدر از شوهرش متنفر بود که راضی به اعدام شدنش شده بود به یکباره و با یک گفتن دوستت دارم نیک تبدیل به یک قاتل شد و تمام نقشه های خودشو نقش بر آب کرد و برگشت پیش شوهرش… ادامه »

روح الله
Guest
Member
روح الله

کیری بود

AMIR000
Guest
Member
AMIR000

دیوید فینچر عالیه 🙄 🙄
فیلم هاش خیلی اجتماعیه

کارن سلیمی
Member
Member
کارن سلیمی

سلام .در مورد این فیلم خیلی با دوستام جرو بحث کردم .مشکل من این بود که پلیسایی که در این فیلم بدن انگار توی افغانستان اموزش دیده بودن هر چند به نظرم پلیسای افغانستان هم بهتر بودن از پلیسای این فیلم. واقعا حرفی واسه گفتن نمیمونه اصلا از این فیلم خوشم نیومد اخه یعنی چی یه زنی گم شه و… بعدش خیلی راحت برگرده هیچکی هم هیچی نگه خداییش مگه میشه ؟؟؟؟؟

javad alavi
Member
Member
javad alavi

شخصیت امی دان تو فیلم تقریبا مثل شخصیت هانیبال لکتر تو سریال هانیباله
آرام ولی طوفانی
ساده ولی باهوش
صبور ولی خطرناک

rezatv2000
Guest
Member
rezatv2000

CR.7:این منتقد نقد اخری مثل اینکه مشکل عقلی داره از این فیلم بد تعریف میکنه 😡 😡

نه بعضی از حرف هاش درسته ولی در کل فیلم حوصله سر بری نبود. آدم فقط می خواد ببینه آخرش چی میشه.

آقا امیر
Guest
Member
آقا امیر

به نظرتون ماشین ایمی، یه کم شبیه پراید هاچ بک نبود…؟! :-* :-*

حامد س
Guest
Member
حامد س

در کل فیلم دختر از دست رفته فیلم خوبی بود و البته تمام فیلم های فینچر فیلم های خوب و شاخصی است. البته فیلم دارای ضعف هایی نیز هست مانند اتفاقات آخر فیلم و بی گناه بودن امی و پی گیری کم پلیس که دوستان نیز اشاره کردند اما به نظر من این ضعف ها به موضوع و تم اصلی فیلم مربوط نیست و به همین علت خیلی به فیلم ضربه نمیزند. صرف نظر از ازدواج، خیانت و دلزدگی زوج های امروزی پس از مدت کوتاهی از هم و ناپایداری زندگی زناشویی در عصر امروز فیلم به موضوعات مهم دیگری… ادامه »

فرشف
Guest
Member
فرشف

فکر میکنم نکته ی مهمی که وجود داشت و توی نقدها کمتر بهش توجه شده بود ، کنایه ی کارگردان به رسانه ها و مردمی که به رسانه ها اعتماد دارن بود. این فیلم در واقع دنیای رسانه رو یک دنیای مبتذل ِ سخیف ِ دروغگو معرفی کرده بود.
در نهایت هم رسانه ها تصویری که دوست داشتند رو از این ماجرا به مردم ارائه کردند نه واقعیت رو.

arashiiii
Guest
Member
arashiiii

hosseinmg:

سحر:یه نکته ای که داشت حدود دقیقه ۳۳

اون جا که نیک داره بازی میکنه

پلاک ماشینا ایرانیه!!!! :((

کسی میدونه چه بازی ای هستش؟

دوست عزیز نمیشه گفت پلاکها ایرانی است.چون عدده و اعدا کل کشورهای نطقه به این شکل اعداد ماست، به گمونم بازی سری call of duty بود که در برخی تز ورژن ها جنگ در افغانستان یا عراق می گذرد

گیمرهای عزیز میدونن که بازی battle field 3 قسمتای زیادیش توی ایرانه و حتی برج میلاد هم توی بازی هست. این بنظرم همون بازیه.

CR.7
Guest
Member
CR.7

این منتقد نقد اخری مثل اینکه مشکل عقلی داره از این فیلم بد تعریف میکنه 😡 😡

halle
Guest
Member
halle

خداییش فیلم قشنگی بود.شروع فوق العاده ای داشت.
چندجا فکر کردم دارم فیلم سرگیجه ی هیچکاک رو میبینم.
خیلی از فیلمش خوشم اومد.
از هرچی که بگذریم دیوید فینچر هم واقعا کارگردان بزرگیه.خبلی سبک فیلمسازی جذاب و ماهرانه ای داره.

arash arashi
Member
Member
arash arashi

پایانش خیـــــلی مزخرف و ابکی بود.. آخه مگه پلیس انقد احمق که نرفته دوربینای خونه رو چک کنه!!!!؟؟؟؟؟؟ اونم در حالی که همه چیز مشکوک بوده !!! چجوری نیک حاضر میشه با یه قاتل روانی زندگی کنه فقط واسه اینکه امی حاملس؟؟؟؟ همه یه مشت احمق بودن تو این فیلم به غیر از مغز متفکر و باهوش یعنی امی که از اسمون هفتم افتاده.

Hamed IranMehr
Member
Member
Hamed IranMehr

این فیلم تا قبل از اینکه به خونه نیل پاتریک هریس بره داشت خوب پیش میرفت… از اونجا به بعدش فیلم مزخرف شد… آخرش هم افتضاح تموم شد. به عنوان یک بیننده اصلا نتونست راضی نگهم داره… من بهش ۷ از ۱۰ میدم.

rooney
Guest
Member
rooney

به قاطعیت میگم:این فیلم یک شاهکار تمام عیاره.دیوید فینچر واقعا کارگردان خبره ای.فیلم از هر نظر بی نقصه.بازیگرها واقعا خوب عمل کردند.بازی روزماند پایک خارق العاده بود.با اینکه بریتانیایی بود و لهجه ی امریکایی نداشت به خوبی تونست نقش یک امریکایی رو ایفا کنه.بن افلک و نیل پاتریک هریس هم بد نبودند.تایلر پری ,کیم دیکنز و کری کون در ایفای نقششون عالی عمل کردند.این نشون میده کارگردان چقدر در کارش وارده که بازیگرای نه چندان مطرح اینقدر در فیلم خودشون رو خوب نشون میدند.موسیقی و تدوین فیلم هم جای تعریف داره.فیلمنامه هم خیلی ظریف و موشکافانه و روانشناسانه نوشته شده… ادامه »