Godzilla: King of the Monsters (گودزیلا: پادشاه هیولاها)


خلاصه داستان:

داستان فیلم در خصوص تلاش‌های قهرمانانه‌ی سازمان نهان‌جاندارشناسی مونارک است که اعضایش با تنش و درگیری میان هیولاهای غول‌پیکر مواجه می‌شوند. از جمله گودزیلای قدرتمند که با ماترا ، رودان و حریف نهایی‌اش گیدورا شاه سه سر روبرو می‌شود. هنگامی که این ابرموجودا


تصاویر فیلم:

خلاصه نظر منتقدان:
Thewrap – امتیاز (۸.۵ از ۱۰)

درست است که «گودزیلا: پادشاه هیولاها» در نهایت هم یک فیلم بزرگ گیشه‌ای محسوب می‌شود اما این چیزی نیست که بخواهیم به آن ایراد بگیریم. بسیاری از آثار اکشن دیگر هم هستند که نمی‌توانند مسیر خود را به دل بینندگان باز بکنند اما این فیلم به خوبی می‌داند که چه باید بکند.

 

اسکات کولورا – IGN (امتیاز ۷.۸ از ۱۰)

فیلم «گودزیلا: پادشاه هیولاها» همان اثر بزرگ و دیوانه‌وار درباره‌ی هیولاها است که هر کدام از طرفداران این موجودات به دنبال آن بوده اند. فیلم جدا از جذابیتش خودش فرصتی نیز به شخصیت‌های انسانی‌ش می‌دهد تا خود را نشان بدهند و با دادن یک سری تکنولوژی جذاب به آن‌ها کاری می‌کند تا بتوانند با این هیولاها بجنگند. متاسفانه فیلمنامه‌ی اثر کمی گیج‌کننده است و در تمام لحظات نیز هوشمندانه عمل نکرده است.

 

جان دیفور – The Hollywood Reporter (امتیاز ۷ از ۱۰)

فیلم «گودزیلا: پادشاه هیولاها» را به راحتی می‌توان لذت‌بخش‌ترین اثر هالیوودی پیرو این فیلم‌های ژانی دانست. این دنباله بر فیلم سال ۲۰۱۴ «گرت ادوارز» را می‌توان اولین اثری دانست که کامل به ما نشان می‌دهد معنای «بعد هیولایی» چی است.

 

لیندزی بهر – The Associated Press (امتیاز ۶.۳ از ۱۰)

از آن سبک فیلم‌هایی است که برای لذت بردن از آن باید مغز خود را خاموش کنید. صدالبته که به چیز بیشتری هم نیاز ندارد.

 

جان الکسینکی – New York Post (امتیاز ۵ از ۱۰)

کل فیلم را می‌توان یک تکه آشغال دانست که فرق خاصی با دیگر آثار این‌چنینی ندارد.

 

کریس ناشاواتی – Entertainment Weekly (امتیاز ۴.۲ از ۱۰)

قبل از اینکه طرفداران فیلم بخواهند این تهمت را به من بزنند که من کلا این فیلم را درک نکردم و بهتر است کلا آن را تماشا نمی‌کردم و … بگذارید بگویم که قضیه خیلی آسان‌تر می‌شد اگر سازندگان اثر فیلم را کمی جدی‌تر می‌گرفتند.

 

کیت ارلبند – Indiewire (امتیاز ۴.۲ از ۱۰)

علاقه‌ی گودزیلا به نجات دادن بشریت هیچ‌وقت منطقی پشت خود نداشته است اما همین موجود CGIساخته است که می‌تواند اثر با بدون وجود شخصیت و داستان به پیش ببرد. وقتی که گودزیلا دُم خود که با انرژی هسته‌ای قدرتمند شده است را روشن می‌کند و غرش مهیبش را انجام می‌دهد، همانجاست که می‌توان دید «بعد هیولایی» چیزی برای ارائه به بینندگان دارد.

 

بنجامین لی – The Guardian (امتیاز ۴ از ۱۰)

این اثر فیلمی است که خیلی زیاد دارد و در عین حال انگار که چیزی هم ندارد.

 

مت سینگر – ScreenCrush (امتیاز ۳ از ۱۰)

فیلم «گودزیلا: پادشاه هیولاها» همانقدری به لحاظ روایت نامفهوم است که تصاویر آن غیرقابل درک اند، آن هم با وجود گروه بازیگری به شدت با استعدادی که سطحشان واقعا از این فیلم بالاتر است.

 

Empire (امتیاز ۲ از ۱۰)

به بزرگی جهان اما نه ماجراجویانه، پر از اکشن اما نه جذاب، به شدت محتوا زده و به ضخامت کاغذ؛ بهتر است که فیلم را با موشک هسته‌ای منفجر کنند.


نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نشریه IndeWire

نمره 6.3 از 10

پس از تماشای اثر طولانی و پر سر و صدایی که «گودزیلا: پادشاه هیولاها»(Godzilla: King of the Monsters) باشد، این حقیقت ناگهان بر من تسلط یافت که چیزی که چند لحظه پیش دیدم، بیش از اینکه یک فیلم درباره‌ی «کایجو»(به ژاپنی به معنی هیولا است) باشد، فیلمی از رده‌ی «تبدیل‌شوندگان»(Transformers) است. اگرچه فیلم مصائب زیادی را در به تصویر کشیدن تاریخ ۶۵ ساله‌ی این موجود داشته است(حتی تا حدی که از موسیقی مناسبی با آثار کلاسیک‌تر Toho استفاده بکند) اما روش خسته‌کننده‌ای که با آن بینندگان را مورد هجمه قرار داده است همان چیزی است که «مایکل بی» در آثار روباتیک و بی‌روح خود به تکامل رسانده بود، به‌گونه‌ای که تفاوت واضحی بین این آثار نمی‌توان تشخیص داد. لحظات نابودی و انفجار – که مشخصا در آثار گودزیلامحور لازمه‌ی آن اند – خیلی زیبا با جزئیات کامل خود به تصویر کشیده شده اند و به طور کامل از تلفات انسانی فجیع این رویداد چشم‌پوشی شده است. اشارات بسیار محدودی به تخلیه‌ی شهروندان از محل حادثه وجود دارد اما واقعا فراری از این هیولاها نیست و آمار مرگ در این فیلم باید چیزی بیش از ۰۰۰/۰۰۰/۱ نفر باشد. مشکلی که با سری «تبدیل‌شوندگان» همیشه وجود داشته این بوده است که تخریب‌های عظیم را عادی سازی کرده و سرگرم‌کننده نشان می‌دهند، بلایی که دقیقا بر سر این فیلم هم آمده است.

یکی از ایراداتی که به فیلم سال ۲۰۱۴ او یعنی «گودزیلا»(Godzilla) گرفته می‌شد(فیلمی که به شخصه طرفدار آن هستم اگرچه معتقدم یک سری کوتاهی‌ها و نقاط ضعف نیز دارد) این بود مدت زمان حضور گودزیلا به عنوان محوریت اثر خیلی کم بود. به نظر من می‌رسد که پیش‌زمینه‌ی طولانی حضور او مناسب بود و بینندگان را برای معرفی بزرگ حاضر می‌کرد. در این فیلم گودزیلا مدت زمان بیشتری در مرکز اثر حضور دارد و صدالبته سه هیولای Tohoی کلاسیک دیگر نیز او را همراهی می‌کنند: Rodan, Mothra و King Ghidorah. هیولایی هم که از صحنه‌ی اکشن دور مانده چرا که برای فیلم بعدی نگهش داشته اند کسی نیست جز «کینگ کونگ». این مسئله مشکلی برای فیلم‌سازان ایجاد می‌کند که هیچ‌وقت نمی‌توانند آن را حل بکنند. به دفعات به حضور «کینگ کونگ» در این اثر اشاره می‌شود اما (به جز یک کلیپ کوتاه درباره‌ی فیلم «جزیره‌ی جمجمه»(Skull Island) چیز دیگری از او نمی‌بینیم. این دقیقا همان رویکردی است که در فیلم «مرد آهنی»(Iron Man 3) دیده بودیم و روشی که برای توجیه عدم حضور دیگر انتقام‌جویان از آن استفاده شده بود.

مشخص‌ترین دلیلی که یک نفر بخواهد به خاطر آن فیلم «گودزیلا: پادشاه هیولاها» را ببیند این است که موجوداتی با سایز آسمان‌خراش یک دیگر را لت و پار و خرد و خمیر بکنند. این طبع مورد علاقه‌ی درباره‌ی هیولاها از دهه‌های ۶۰ و ۷۰ بوده است، زمانی که هر فیلم گودزیلایی جدید این موجود عظیم‌الجثه را در برابر رقیب جدیدی قرار می‌داد. بعدها این فیلم‌ها تبدیل به جشنواره‌ای از هیولاهای مختلف شدند و گودزیلا حتی پسردار هم شد! فیلم «گودزیلا: پادشاه هیولاها» این مبارزات به سبک رقابت‌های کشتی‌کج WWE را جدی‌تر از هر فیلم دیگری در نظر گرفته است؛ با فیلم تاریک و تلخی روبه‌رو هستیم که مضامینی درباره‌ی تروریسم محیط زیست و همچنین نسل‌کشی در خود دارد. مبارزه‌ی بین Rodan و Mothra چندان رضایت بخش نیست اما مبارزه اصلی بین Godzilla و King Ghidorah تمام انتظارات را برآورده می‌کند. این مبارزه ۳ دور به درازا کشیده می‌شود گرچه دور آخر تمام عظمت و شکوه آن را کامل به تصویر می‌کشد. کارگردان این اثر یعنی آقای «مایکل دوگرتی» بنا به دلایلی که به نظر فقط برای خودش واضح است تصمیم گرفته تا بخش‌هایی مرتبط با مرگ هیولاها را عملا و واضحا به پیش‌زمینه‌ی اثر بفرستد. همچنین حجم زیادی از برف و باران نیز در اثر دیده می‌شود که باعث شد فکر کنم جلوه‌های ویژه‌ی اثر در چه حدی بوده اند که تصمیم گرفته شده از این حجم از پوشش برای آن استفاده بشود.

بخش زیادی از موفقیت هر فیلم هیولامحوری در وهله‌ی اول به این بستگی دارد که اثر در لحظاتی که اکشن وجود ندارد چه عملکردی دارد. هیچ‌کس انتظار فیلم‌نامه‌ای بی‌نظیر یا شخصیت‌پردازی خارق‌العاده از چنین فیلم‌هایی ندارد اما راه‌های معقولی برای علاقمند نگه داشتن بینندگان به اثر وجود دارد در زمانی که فیلم بر روی گودزیلا یا دیگر هیولاها تمرکزی ندارد. آن‌ راه‌ها هر چیزی که می‌خواهند باشند، در منطق و تلاش‌های آقای «داتری» تاثیری نداشته اند. او شخصیت‌های به شدت تک‌بعدی و سطحی‌ای را به ما تحویل داده است که در روایتی بیش از حد احمقانه دست و پا می‌زنند. حتی شاید این بخش‌ها را هم بتوان نادیده گرفت اما در صورتی که کارگردان این همه زمان صرفشان نمی‌کرد. همه متوجه نیاز چنین اثری به وجود انسان‌ها و روایت‌های مرتبط با آن‌ها هستیم و کمک شایانی به اثر خواهد شد اگر بازیگرها کمی با یکدیگر فرق بکنند. اما زمانی بیش از اندازه صرف مشکلات و درام خسته‌کننده‌ی  خانواده‌ی دکتر «اما راسل»(ورا فارمیگا)، «مارک راسل»(کایل چندلر) و دخترشان یعنی «مدیسون»(میلی بابی برون) شده است. و به ندرت دیده ایم که چنین بازیگران نامزد جوایزی مثل اسکار، بفتا یا گلدن گلوب مثل «کن واتانابی، ژانگ ژی‌یی، بردلی وایتفورد، سالی هاکینز و چارلز دنس» تا این حد در اثر تلف بشوند(به شخصه هنوز متوجه نشدم «ژانگ» چرا نقش دو شخصیت را در این اثر بازی کرد اما شاید هم من به حد کافی به آن توجه نداشتم).  

راستی این را هم بگویم که هیچ دلیل وجود ندارد که تلاش کنیم خلاصه‌ای از داستان فیلم به بینندگان بدهیم چرا که پایه‌ها و اساس داستان به کل غیرضروری است. تنها چیزی که لازم است بدانید این نکته است که وقتی موجودات غول‌آسای اثر وارد بازی می‌شود همه چیز رو به نابود خواهد رفت. آن‌ها تخریب خواهند کرد. مردم در تعداد بسیار زیادی خواهند مرد. هیولاها با یکدیگر خواهند جنگید. مقامات دولتی سلاح‌های هسته‌ای شلیک خواهند کرد. چه چیز دیگری لازم است بدانید؟ چه اهمیتی دارد که یک دختر جوان در درگیری بین مادر دانشمند اما دیوانه اش و پدر متنفر از گودزیلای خود گیر افتاده است؟ چه اهمیتی دارد که یک تروریست زیست محیطی در هیبت «تایوین لنیستر» قصد دارد که زندگی روی کره‌ی زمین را به عصر آغازینش بازگرداند؟

فیلم «تبدیل‌شوندگان» تنها اثری نبود که به هنگام تماشای این اثر به یاد آن افتادم. این فیلم همچنان من را به یاد «پیچاننده»(Twister) نیز انداخت. بسیاری از لحظات فیلم نشانگر عدم توانایی بشر در مبارزه با نیروی طبیعت بود. قبل از اینکه فرنچایز «گودزیلا» تبدیل به محلی برای پول درآوردن شود، آن را به عنوان یک نمونه‌ی استعاره‌ی دقیق و جدی و مهم برای زمانی در نظر می‌گرفتند که انسان‌ها با نیروهایی فراتر از درکشان وارد نزاع بشوند(به لحاظ مفهومی چیزی نزدیک به داستان «فرانکنشتاین). «گرت ادوارز» کارگردان فیلم قبلی با ساخت اثر خود تا حدی این موضوع را یادآوری کرد. اگرچه اما در فیلم «پادشاه هیولاها» ما با عملا موعظه‌ی اثر درباره‌ی تغییرات زیست محیطی و بیداری هیولاها مواجه ایم. حس می‌کنیم در دورانی به سر می‌بریم که مفهوم ظرافت معنای خود را کاملا از دست داده است. استعاره وقتی معنا دارد که فردی نایستد و با تابلویی در دست شروع به توضیح دادن آن نکند.

خیلی دلم می‌خواست که از این فیلم خوشم بیاید چرا که «گودزیلا» در زمانی که بچه بودم بخشی از آن دوران برای من محسوب میشد. مواردی در فیلم «پادشاه هیولاها» وجود داشت که ازشان لذت می‌بردم که اکثر آن‌ها مرتبط با مبارزات اثر می‌شدند. این مبارزات بسیار خوب اجرا شده بودند و انکار کردن هیجانی که اولین رویارویی «گودزیلا و کینگ گودیرا» داشت غیرممکن است. برای طرفداران فیلم‌های هیولایی این اثر لحظات ناب خود را خواهد داشت. در کل اما به حدی فیلم دچار درهم‌ریختگی است، درهم‌ریختگی‌ای که بخش اعظمی از آن مرتبط است با مشکلات انسانی، سیاست‌های احمقانه و یا دیوانه‌هایی که باور دارند تنها راه نجات جهان کشتن جمعیت کثیری از آن است. تماشای «پادشاه هیولاها» یعنی زمانی که در انتظار لحظات خوب هستید، لحظات ملال‌آور دیگر را تحمل بکنید(برای کسانی که کنجکاو سکانس پس از تیتراژ اثر هستند بگویم که بله، همچین سکانسی وجود دارد اما به کل ربطی به «کینگ کونگ» ندارد. این سکانس کاملا زائد است و اصلا توجیهی وجود ندارد که ۱۰ دقیقه برای دیدن آن به انتظار بنشینید).

عامل نوستالژی که در تار و پود این اثر وجود دارد را به سادگی می‌توان بسیار قدرتمندتر از برای مثال «علاالدین»(Aladdin) دانست، حداقل در میان مردانی که سن مشخصی دارند. فیلم همچنین در میان کودکان نیز طرفدار خواهد داشت. اما شکاف‌های زیادی در جذابیت اثر برای سلیقه‌ی بین نسلی/بین جنسیتی وجود دارد که نگذارد «گودزیلا: پادشاه هیولاها» تبدیل به فیلم بزرگی در تابستان امسال بشود. برخی ممکن است بگویند که این اثر صرفا پیش‌زمینه‌ای برای نبرد مجدد «گودزیلا و کینگ کونگ» در سال آینده است. اما پس از تماشای این فیلم باید بگویم که علاقه و شوقم برای تماشای آن اثر بسیار کمتر شده است.

مترجم :امید بصیری


ممکن است شما دوست داشته باشید

2
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
1 Comment threads
1 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
2 Comment authors
Omid Basiripayman hosseyni Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
payman hosseyni
Member
Active Member
payman hosseyni

به نظر میاد جدای از اهداف متداول ساخت فیلم گودزیلا و فیلم های اینچنینی شامل سرگرم کردن بیننده به همراه ارسال پیام های اخلاقی سطحی در این فیلم هدف دیگری هم دنبال میشه و اون هم عدم حذف هیچ کدام از شخصیت های هیولایی برای آینده هست!! گیدورای شکست خورده و نابود شده توسط گودزیلا به نظر میاد دیگه از صحنه روزگار محو شده باشه اما از اونجاییکه صنعت ساخت فیلم بر پایه تجارت و پول می چرخه اصلا مایل نیست به این راحتی این شخصیت هیولایی منفی و محبوب رو از دست بده ، همانطور که قبلا سوپرمن رو… ادامه »

Omid Basiri
Admin
Member

تقریبا با تمام حرف‌هایی که زدید موافقم دوست عزیز. متاسفانه فیلم از خیلی جهات مشکل داشت، مشکلات ابتدایی و مسخره.