Gloomy Sunday (یکشنبه غم انگیز)


خلاصه داستان:

این فیلم در دهه ی سی بوداپست اتفاق می افتد. "لزلو" که صاحب یک رستوران است، "آندریاس" را استخدام می کند تا در رستورانش پیانو بنوازد. پس از مدتی، "آندریاس" عاشق پیشخدمت زیبای آن رستوران "ایلونا" می شود و...


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم Roger Ebert (راجر ایبِت)

نمره 7.5 از 10

نقد و بررسی کامل فیلم

Gloomy Sunday (یکشنبه غم انگیز)

 

 


باور اینکه چطور یک فیلم ناقص این قدر می تواند مجذوب کننده باشد کمی سخت است. داستان این فیلم در واقع ملودرام عاشقانه ای است که در بوداپست، قبل و در حین جنگ جهانی و حوادث هولوکاست رخ  می دهد. زمانی که در آن به هیچ وجه نمی توان توقع رخ دادن حوادث عاشقانه را داشت. موسیقی فیلم نیز به آهنگ خودکشی مجار معروف است. آهنگی که هزاران نفر با گوش دادن به آن در جنگ جهانی دوم، دست به خودکشی زدند.

 

 

با این وجود فیلم یکشنبه غم انگیز توجه من را به خود جلب کرد و حتی زمانهایی بودن که شدیداٌ درگیر فیلم می شدم.این فیلم روایت یک مثلث عاشقانه به همراه موزیک و یک زن زیبا با   صدایی دلنشین است، تا اینکه سرکله آلمان ها پیدا می شود و این همان جایی است که همه چیز پیچیده تر می شود.

جالب است که بدانید این فیلم در نیوزلند به مدت یک سال بر روی پرده سینماها بود! داستان فیلم در دهه 1930 در بوداپست رخ می دهد. جایی که لاس زلو اسزالو (جاچیم کراول)، صاحب رستورانی است که برای استیک های فوق العاده اش معروف است. زن مهماندار این رستوران، دختری است بسیار زیبا و جذاب به نام لونا (اریکا ماروسوه)، لاس زلو عاشق این زن است. آنها تصمیم می گیرند برای رستوران یک نوازنده پیانو را استخدام کنند و بعد از یک آزمون از کسانی که شرکت کرده اند شخصی را انتخاب می کنند. نام او آندراس (استفان دیونیزی) است .  آندراس نیز مانند لاس زلو عاشق لونا شده و در مقابل لونا نیز دلباخته آندراس می شود. اما لونا همچنان لاس  را نیز دوست دارد و نمی خواهد که او را نا امید کند و از آنجایی که هر سه نفر آنها به نوعی به یکدیگر علاقه مند هستند تصمیم می گیرند که کنار یکدیگر زندگی کنند!

یک مشتری عادی به نام هانس ویک (بن بیکر) نیز عاشق لونا می شود و از او می خواهد که با او ازدواج کند تا بزرگترین شرکت صادرات و واردات آلمان را تاٌسیس کند و این کار را فقط برای او انجام می دهد . اما  از آنجایی که دیگر جایی برای دیگری وجود ندارد، لونا مجبور می شود که به او جواب رد بدهد.

 

 

در همین زمان آندراس آهنگی می نویسد به نام « یکشنبه غم انگیز». این آهنگ به سرعت در جهان معروف می شود و بسیاری از افراد معروف به این رستوران می آیند تا این آهنگ را به صورت زنده ببینند. به زودی داستانی برای این آهنگ ساخته می شود که براساس آن هرکسی که به این آهنگ گوش کند نهایتاً خودکشی می کند. (این موضوع زمانی جالبتر می شود که بفهمیم این داستان واقعیت دارد.) در سال 1933 نوازنده ای به نام رزسو سیریس این آهنگ را ساخت که به سرعت معروف شد. این آهنگ توسط بی بی سی ممنوع شد چرا که به شدت افسرده کننده بود.

 

در شبی که لونا تقاضای ازدواج هنس را رد می کند، او خودش را از بالای پل به درون رودخانه می اندازد و کسی که او را نجات می دهد کسی نیست جز لاس. حالا دیدید منظورم از ملودرام چی بود؟

با شروع جنگ، نازی ها شروع به کشتار یهودیان می کنند، لاسو که یک یهودی است اصلاً نگران این موضوع نیست چرا که او هرگز در زندگی به مذهب و این جور چیزها فکر نکرده و پایبند هم نیست. با وجود اینکه او فرصت فرار داشت ولی هرگز این کار را نکرد و حتی رستوران او در دوران جنگ نیز مجذوب تر شد. هنس این بار به عنوان یک نظامی آلمانی به آنجا برمی گردد اما اینبار زندگی یهودیان در دستان  اوست. او به لاسو اجازه می دهد که در حمایت از او آنجا بماند.(هنس نیز براساس یک شخصیت واقعی است یک نازی به اسم کارت بیچر که همین مسئولیت را در بوداپست داشت.)

 

 

فیلمی که تا این لحظه زیبا و عاشقانه بود ناگهان تبدیل به تراژدی و خیانت می شود. روزهای عشق و دوست داشتن به پایان رسیده است .صحنه های پایانی فیلم احساس عجیبی  را با خود انتقال می دهند: احساس معصومیتی که در ابتدای فیلم شاهد آن بودیم. انتهای فیلم یک پایان ایده آل دارد که می توانست این طور نباشد و هنوز هم فیلم را به عنوان یک اثر جذابتر معرفی  نماید.

ولی داستان اصلی، پایداری شخصیت های ان است که همزمان شجاع و احمق هستند. آندراس احساس خود را مخفی می کند ولی لونا او را به خاطر آسیب پذیری اش دوست دارد. لاسو از معدود کسانی است که در هر موقعیتی آرامش را پیدا کرده و به همه بسیار اعتماد می کند.تبحر بازیگران فیلم در ایفای نقش هایشان، به داستان یک واقعیت قابل لمس را هدیه می کند.

منتقد : راجر ایبرت

مترجم : حسین توتونچی

تهیه و ترجمه: سایت نقد فارسی

هر گونه کپی برداری از این مطلب بدون ذکر دقیق منبع: سایت نقد فارسی مخالف قانون بوده و مدیریت سایت هیچ گونه رضایتی در این مورد ندارد و شرعا حرام میباشد.

rogerebert.suntimes.com


13
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
13 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
11 Comment authors
Amir7666ahmadreza1361benishMerrymehrdadAlee Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
Amir7666
Guest
Member
Amir7666

کسی فهمید پسره از کی بود؟! :/

ahmadreza1361
Guest
Member
ahmadreza1361

فیلم یه اثر هنری وحشتناک تاثیر گذاره و انقدر این تاثیر گذاری عجیب و غیر قابل توصییفه که من به نوبه ی خودم انقدر توی فیلم غرق شدم که هیچ اشکالی رو نمیتونم بگیرم به این فیلم فقط میتونم بگم اون سکانس که لونا شروع میکنه به خوندن و بعدش خودکشی اندرهاس هیچوقت از ذهنم پاک نمیشه و یه چیزه مبهوت کننده ی دیگه ی این فیلم واقعیت انکار ناپذیره این جهانه غم و پوچی بی حده اش که خیلیا با گوش دادن به اون اهنگ بهش پی بردن ولی همونطور که تو نقدم گفتن شاید اگه فیلم انقدر سر… ادامه »

benish
Guest
Member
benish

qatle hans to sen80 saalegi kheili qeire manteqi bod! va in raftaar andrass aslan neshoon dahande in nabood ke betoone rabete 3 nafare ro qabol kone!!!!! 😕 shakhsiyat haie zaeef va por az eeradi ke toie atrafemon ziyaad dide namishe va film ro qashang kardan ..vali zehne aadamo harz mikone.

Merrymehrdad
Guest
Member
Merrymehrdad

متاسفانه همیشه نازی ها رو به بدترین شکل ممکن توصیف میکنن و به دور از واقعیت، مطمئنا شخصیت هانی ویک در واقعیت اینطور نمیتونست باشه،
ولی فیلم خیلی هوبی بود
ا.ن انتقام ایلونا از هانسی در سن هشتاد سلگی به درد عمش میخورد :))))

Alee
Guest
Member
Alee

فیلم زیبایی بود.
ولی این عشق مثلثی که بین شخصیت های اصلی فیلم وجود داشت، برای من قابل درک و هضم نیست! اصولاً وجود عشق مثلثی مقبول نیست، بیشتر نوعی هرزگی از سوی زن محسوب میشه…

روان نویس
Guest
Member

نکته‌ی جالب فیلم شیشه‌ی سم بود… این شیشه در مرگ هر سه مرد فیلم دیده شد!
کاراکتر اول پیانیست که می‌خواست خود را با آن بکشد.
کاراکتر دوم: صاحب رستوران که وقتی به اوج ناامیدی رسیده بود شیشه از روی پیانو زمین افتاد!
کاراکتر سوم: زن داستان که وقتی پسر او برای تبریک تولدش می‌آید مشغول شستن شیشه‌ی سم است…

در مجموع فیلم خوب و دیدنی بود. شروع و اوج خوب داستان و در نهایت پایان خوب…

در ضمن نقدی که در سایت هست بیشتر شبیه شرح فیلم است تا نقد!

میلاد میلادی
Guest
Member
میلاد میلادی

این فیلم را دیدم.به نظرم میتوان سر منشا تمام این اتفاقات را در وجود یک زن جستجو کرد که با زیبایی خارق العاده اش به نوعی در سرنوشت و انتقام هانس از لاسلو شریک بود..

sslvh
Guest
Member
sslvh

b nazaram film aslan dar hade inhame tarif nist!b joz restoran dare hich naghshi tasir gozar nabood

Pouya.farokhi
Guest
Member
Pouya.farokhi

فوق العادست این فیلم

ایمان
Guest
Member
ایمان

این ترجمه ای که شما قرار دادید نقد به شما نمی آید. بیشتر خلاصه داستان است.

bensmond
Member
Member

filme khubi bud chon admo dochare boghz mikard na gerye/////dar zemn ag hans ro midadan daste man midunestam chi karesh konam 😆

abbas ghasemzadeh
Guest
Member
abbas ghasemzadeh

جالب و وهم برانگیز است

johny dep
Guest
Member
johny dep

be nazare man in film payane khoobi ham dasht