Girlhood (دختربچگی)


خلاصه داستان:

مريم که از ذلت شرايط خانوادگی­اش، چشم انداز تيره تحصيلی­اش و قدرت نمایی پسران به ستوه آمده بعد از آشنایی با يک گروه سه نفره از دختران آزاده زندگی جديدی را شروع می­کند. او نام و طرز لباس پوشيدن خود را عوض می­کند و ترک تحصيل می­کند تا در گروه پذيرفته شود با


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم A.O. Scott (ای او اسکات)

نشریه The New York Times

نمره 9 از 10

بهره برداری از محدوديتهای دنيای مردانه

 

در «دختربچگی» يک نوجوان فرانسوی از لاک خود بيرون میآيد

«دختربچگیِ/Girlhood» سلين سياما را میتوان (مثل خيلی فيلمهای اين روزها) داستان رسيدن به بلوغ توصيف کرد و فيلم با نمايش همدلی و حساسيتی ستودنی، مايه مباهات اين ژانر و شخصيت اصلیاش می شود. اما حتی وقتی که کارگردان در ايستگاههای آشنای مسير رسيدن به بلوغ- يعنی مشکلات داخل خانه و مدرسه، دوستان تازه و اولين عشق زندگی- توقف میکند او در امواج فراوان خطرناک و بی پروای دوران نوجوانی و لذت محض به تصوير کشيدن آن خوش گذرانی میکند.

نخستين نمای فيلم يک بازی فوتبال- آن هم از نوع آمريکاییاش با محافظ و کلاه کاسکت و برخوردهای سنگين در خط فرضی تجمعی- است. چنين چيزی در فيلمهای فرانسوی واقعاً عجيب است. آيا نبايد [فرانسویها] فوتبال معمولی بازی کنند؟ شگفتی ديگر: تمام بازيکن ها دختر هستند، اکثراً با رگ و ريشه آفريقایی و ساکنان يک مجتمع مسکونی مرتفع در حومه شهر پاريس هستند. درست از شروع تيتراژ، حتی قبل از اين که فيلمنامه شروع شود، «دختربچگی» اصرار دارد که دنيا جایی برای آدمهای بی خيال يا تنبل ندارد.

دوربين اين قهرمان جوان، مريم (با بازی خديجه توره)، را در مسير رفتن به خانهاش تعقيب میکند و نشان میدهد که لاف پهلوانی توخالیاش با محو شدن هم تيمیهايش در دل شب جای خود را به ترس و بزدلی میدهد. مريم قدی بلند و بدنی ورزشکار دارد، اما عادت سربه زيری و قوز کردن شانههايش باعث می شوند تا ظريفتر و شکنندهتر از آنچه هست ديده شود. او به همراه مادر، دو خواهر کوچکترش و برادر بزرگترش جبرئيل (با بازی سيريل مندی)، که مردی دم دمی مزاج و تندخو است، زندگی میکند. او به يکی از دوستانش به نام اسماعيل (با بازی ادريس ديابيت) علاقمند است اما به ندرت میتواند به چشمانش نگاه کند. در مجموع او دختری وظيفه شناس و متين است که به توقعات اندک و دورنمای نه چندان درخشان زندگی خو کرده است.

بعد او با ليدی (با بازی آسيا سيلا)، رهبر گروهی که به يک عضو چهارم نياز دارد، آشنا میشود. (عنوان فرانسوی فيلم Bande de Filles به معنای «دار و دسته دخترها» بوده و عنوان انگليسی آن با معانی متعدد «hood/ گانگی» بازی میکند.) ليدی و دستايارانش، آدياتو (با بازی ليندسی کاراموح) و فيلی (با بازی ماريتو توره) ژاکت سياه چرمی خود را با زنجيرهای طلا آذين میکنند و موهای خود را آزاد و رها میگذارند. آنها با مغازه دارها و هرکسی که اذيتشان کند دعوا میکنند، فحش میدهند و از خود دفاع م کنند. مريم که حالا به ويک (به گفته ليدی ويک مخفف ويکتوری (پيروزی) است) معروف شده در ميان آنها احساس شجاعت، امنيت و درک شدن میکند. او خوشحال است و وقتی به همراه دوستانش می رقصد، می نوشد و با آهنگ diamonds ريانا لب می زند، خانم سياما به خوبی شيرينی مبهم نخستين تجربههای آزادی در او را به زيبایی به تصوير میکشد.

آزادی ويک واقعی است، اما به سختی میتوان گفت که کامل هم است. حتی دختری به جسارت و شجاعت ليدی هنوز تحت تاثير نفوذ مردانه، که در اين محله مبتنی بر مجموعه پيچيدهای از قوانين و رسوم است، قرار دارد. برخی از آنها ريشه در سنتهای دينی و فرهنگی قديمی دارند و برخی ديگر ريشه در واقعيت های داروينی فقر، جرم و حاشيه نشينی اجتماعی دارند. ويک بايد علاقهاش به اسماعيل را مخفی نگه دارد چون اگر ديگر بفهمند که او از نظر جنسی فعال ممکن است شرافت و آبروی جبرئيل به خطر بيفتد. در عين حال، او و دوستانش حتی وقتی که بر گروههای دختری ديگر غلبه میکنند، مراقبند که با قاچاقچیها و جاکشهای محله در نيفتند.

اين قلمرو برای مخاطبانی که با سينمای رئاليست اخير فرانسه يا با شوهای تلويزيونی آمريکایی مانند «واير/The Wire» آشنا هستند کاملاً شناخته شده است. «دختربچگی» درام اجتماعی آگاهانه ديگری درباره گزينههای پيش روی يک جوان سرسخت، باهوش و اصالتاً نجيب در دنيایی است که با بی تفاوتی و ترديد به او نگاه می کند. لازم به ذکر است که دولت، که اغلب در فيلمهای فرانسوی به شکل نيروهای پليس، نظام آموزشی يا ايده آلهای موکد جمهوری، نشان داده میشود، به سختی در اينجا ديده میشوند. و نبود آن اين حس را تقويت میکند که ويک و دوستانش تنها و آسيب پذيرند و تنها در پيلهای که به دور خود تنيدهاند به امنيت میرسند.

اما گرچه «دختربچگی» فيلم غمگين و ناراحت کنندهای است، اما هرگز باعث نمیشود که برای قهرمانش احساس تأسف کنيد. اين به ان علت است که خديجه توره، که از مريم خجالتی به ويک پرخاشگر تبديل می شود، با خود چنان شکوهی را حمل میکند که تمام تأسفها را خلع سلاح میکند و همچنين چون خانم سياما، که فيلمهای قبلیاش نيز درباره دختران نوجوان شامل «تام بوی / Tomboy» و «نيلوفر های آبی / Water Lilies» بودند، بيشتر به آنچه مريم تجربه میکند علاقمند است تا به آنچه او قرار است نشان دهد. گرچه فيلم صحبتهای زيادی درباره شرايط کلی دختر بودن در حومههای پاريس و جاهای ديگر دارد، اما هرگز نگاهش را از دختر خاصی که قرار است داستانش را نقل کند دور نمیکند.

اختصاصی نقد فارسی

مترجم: محمدرضا سیلاوی

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 


11
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
11 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
5 Comment authors
امیر کهوندerfunFAFA...nima aghili a.sadeghi Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More on that Topic: naghdefarsi.com/title/girlhood/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More Information here on that Topic: naghdefarsi.com/title/girlhood/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More on to that Topic: naghdefarsi.com/title/girlhood/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More to that Topic: naghdefarsi.com/title/girlhood/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More here to that Topic: naghdefarsi.com/title/girlhood/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Info to that Topic: naghdefarsi.com/title/girlhood/ […]

امیر کهوند
Guest
Member
امیر کهوند

BoyHoodوGirldHoodوAdultHoodفقطOldhoodمونده
😐 😐 😐 😐 😐 مسخرشو دراوردن,چهارتا بچه ۱۶ساله ی جو گیر توهمی به به و چه چه میکنند!عجب فیلمی بود!من بهش۱۰میدم چقدر قشنگ بود!

erfun
Guest
Member
erfun

سال دیگه تو ایران تحت تاثیر پسربچگی ودختر بچگی شروع میکنن به ساختن فیلم هایی تحت عنوان عملگی و آزاذگی و ….

fafa .
Member
Member
fafa .

هود هود هود…… خدا به خیر کنه! 😐

nima aghili
Member
Member
nima aghili

امیدوارم موجش کارگردان های ایرانی رو نگیره(مثل دوربین روو دست) که جشنواره سال دیگه مجبور بشیم HOOD های ایرانی رو نگاه کنیم
😐

a.sadeghi
Member
Member
a.sadeghi

احتمالا مخلوطی از Blue Is the Warmest Colour & boyhood می باشد 😆