Fruitvale Station (پاسگاه فروتویل)


خلاصه داستان:

داستان بر اساس یک ماجرای واقعی رخ می دهد و زندگی جوانی 22 ساله به نام اسکار گرانت در آخرین روز زندگی اش را به تصویر می کشد و ...


نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نمره 8.8 از 10

بسیاری اوقات، بهترین فیلم های اول سینماگران، حاصل کار کارگردانانی است که به موضوعی می پردازند که به آن علاقه و تعصب دارند. در مورد رایان کوگلر، این آتش نسبت به اسکار گرنت شعله گرفته است. اسکار، جوانی 22 ساله بود که صبح روز عید کریسمس سال 2009 هنگامی که در بازداشت پلیس به سر می برد به ضرب گلوله از پای در آمد. این اتفاقات که در ایستگاه پلیس/ پاسگاه فروتویل در منطقه ی بیِ بارت لاین اتقاق افتادند، پس از آنکه تصاویر با موبایل گرفته که حادثه را نشان می دادند راهی شبکه های آنلاین شدند، باعث بروز خشم بین المللی شدند. در فیلم، کولگر به رخدادهای واقعی وفادار مانده است، گرچه برخی از آگاهان بر سر این نکته بحث کرده اند که او خصوصیات بد و خشن شخصیت گرنت را تلطیف کرده تا قهرمان فیلم اش بیشتر قابل همدردی و همذات پنداری باشد. با به کار بستن یک روش زیر نظر گرفتن دیگران بدون دیده شدن، کولگر موفق می شود داستان خود را به صورتی مستقیم و بدون حاشیه تعریف کند که بدون اینکه نصیحت آمیز به نظر برسد پیام خود خود را منتقل می کند. حالا که فیلم با برانگیختن افکار عمومی نسبت به دادگاه جورج زیمرمن روی پرده رفته است، سؤالاتی که «پاسگاه فروتویل» درباره ی مسئله ی نژادی مطرح می کند ارتباط بیشتری از خود نشان می دهند، تا زمانی که فیلم هر دو جایزه ی اصلی گروه داوران و جایزه ی فیلم منتخب تماشاگران را در جشنواره ی فیلم ساندنس سال 2013 برای خود به ارمغان آورد.

 

«پاسگاه فروتویل» با یک دقیقه از تصاویر واقعی مربوط به رخدادهای آن شب در پاسگاه شروع می شود. باقی فیلم نمایش داستانی آخرین روز زندگی اسکار گرنت (مایکل بی.جوردن) است. تا پانزده دقیقه ی پایانی، هیچ چیز مهم و خاصی برای او اتفاق نمی افتد. او سعی دارد یک شغل قانونی پیدا کند تا از اجبار به بازگشت به فروش مواد مخدر خود داری کند، این جرمی است که او در حال حاضر هم به خاطر آن به قید وثیقه آزاد است. او زمانی را با دوست دخترش سوفیا (ملانی دیاز) و دختر چهارساله ی شان تاتیانا (آریانا نیل) می گذارند. از آنجایی که آن روز، روز تولد مادرش (اوکتاویا اسپنسر) است، او و خانواده اش در میهمانی مادر شرکت می کنند. سپس او تاتیانا را به خانه ی خواهر دوست دخترش می برد تا خودش، دوستانش و سوفیا بتوانند راهی سن فرانسیسکو شوند تا آتش بازی را تماشا کنند.

کوگلر «پاسگاه فروتویل» را با تمی اگزیستنیالیستی (هستی گرایانه) ترکیب می کند. از آنجایی که ما تماشاگران می دانیم داستان چگونه پایان می یابد، هر اتفاق به ظاهر ناچیز مفهومی بزرگتر پیدا می کند. بسیاری اوقات وقتی اسکار کاری انجام می دهد، این “آخرین بار” اوست. صحنه ی به ویژه تلخ فیلم هنگامی است که او به تاتیانا شب بخیر می گوید، آنهم پیش از اینکه راهی سفری شود که وی را از آن بازگشتی نیست. برای آنهایی که در آن لحظه حضور دارند، این یک بوسه ی خداحافظی معمولی است ( بخصوص که اسکار قول می دهد روز بعد او را به فروشگاه چاک. ای. چیز ببرد). برای ما، این لحظه ی وداع آنهاست.

استفاده ی کوگلر از دوربین روی دست کمی خشونت به به این روند اضافه می کند که با استفاده از روش های سنتی فیلمبرداری ممکن نبود. او از هر چیزی که ممکن است باعث شود «پاسگاه فروتویل» فیلمی ساده و یا پاکسازی شده به نظر برسد اجتناب می کند. او نمی خواهد این فیلم به یک ملودرام دستکاری کننده ی احساسات مخاطبان تبدیل شود. در نهایت فیلم بیش از آنکه درباره ی اسکار باشد، درباره ی مرگ اوست. تصورات ما از این شخصیت ناقص است اما روایت داستانی لحظات آخر زندگی او چنین نیست. «پاسگاه فروتویل» بیانیه ای قوی و قابل توجه درباره ی روابط نژادی در آمریکا در اوایل قرن بیستم اظهار می دارد. علاوه بر این فیلم یک مورد دیگر از خشونت پلیس را نیز به نمایش می گذارد. اما بعضی جنبه های شخصیت اسکار در زیر ویژگی های اسکار به عنوان یک شخصیت نمادین پنهان می شود. البته دلیلی پشت این مطلب هست: اگر اسکار آن شب به آن شکل کشته نشده بود، هیچ کس به جز اطرافیان نزدیک اش نام او را هم نمی شنیدند.

سهم بیشتر موفقیت فیلم به بازیگر نقش اول آن مایکل بی. جردن برمی گردد زیرا که تصویری قوی و باور پذیر از شخصیت اصلی ارائه می دهد. او به اسکار شأن و حضوری مؤثر می بخشد. در نقش های مکمل، ملونی دیاز و اوکتاویو اسپنسر نیز قوی ظاهر شده اند و اجازه می دهند ما اسکار را در شرایط مربوط به خانواده اش ببینیم که زاویه دیدی برای مشاهده ی جنبه ی متفاوتی از شخصیت او در اختیارمان قرار می دهد. اگر یک صحنه باشد که برای ترسیم اسکار به عنوان “شخصیت خوب” زیاده روی کرده باشد، آن صحنه در فروشگاه مواد غذایی است که در آن به زنی که سعی دارد تصمیم بگیرد چه نوع ماهی ای بخرد، کمک می کند. در کلِ محتوای «پاسگاه فروتویل»، این تنها صحنه ای است که ناجور و نامنتاسب به نظر می رسد.

اختصاصی نقد فارسی

مترجم:الهام بای

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه ها،وبلاگ ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع:سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

 


6
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
6 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
6 Comment authors
پیامali newatiمهران ----ساساvاحسان ریاحین Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
پیام
Guest
Member
پیام

بانیان اسکار به جای اسکار دادن به فیلم ضعیف و پر از دروغ آرگو باید به همچین فیلمهایی اسکار بدن. هرچند نمی دن و نخواهند داد.

ali newati
Member
Member
ali newati

کاری ندارم که هالیوود سالی ۱۰۰۰تا فیلم مزخرف میسازه که جزء جلوه ویژه هیچ محتوایی نداره ولی وقتی بخواد یک فیلم تاثیرگذار بسازه و مخصوصا اگه برای ساختش هدفی داشته باشه خیلی خوب این کار رو میکنه مثلا همین فیلم که شاید بیشتر جنبه مصرف داخلی داره ولی انقدر به کار خودشون وارد هستن که میتونن تماشاگر خارجی رو هم با خودشون همراه کنن .
نمیدونم کی میخوایم ما هم از اینا یاد بگیریم یا حداقل تقلید کنیم ازشون

مهران ----
Member
Member
مهران ----

واقعن فیلم قشنگیه

ساساv
Guest
Member
ساساv

فیلم خیلی خوبی بود و واقعا ارزش بیشتر دیده شدن رو داره.

احسان ریاحین
Member
Member
احسان ریاحین

فیلم رو دیشب دیدم..قدرتمند و گویا بود..بازیها همه عالی بودند به خصوص مایکل بی جوردن و اوکتاویا اسپنسر..سکانس پایانی فیلم در بیمارستان اشک هر تنابنده ای رو در میاره..واقعا تاثیر گذار بود. 😥

M2 M4
Member
Member
M2 M4

از طرح پوستر فیلم خیلی خوشم اومد.
دقیقا مفهوم فیلم رو میرسونه