Force Majeure (فورس ماژور) نامزد بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان گلدن گلاب ۲۰۱۵


خلاصه داستان:

فیلم داستان یک خانواده سوئدی است. توماس، ابا و دو فرزندشان تصمیم می گیرند تعطیلاتشان را برای اسکی در کوههای آلپ فرانسه بگذرانند. اما در دوران تعطیلات، بی اعتمادی و ناخشنودی پنهان در این خانوادۀ به ظاهر بسیار عالی، خود را نمایان می سازد و...


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم Peter Debruge (پیتر دبروژ)

نشریه Variety

نمره 9 از 10

به نظر من بهمن استعاره مناسبی برای مشکلی است که ابتدا کوچک است، کم کم شتاب میگيرد و در نهايت تعادل آرامش بخش تعطيلات زمستانی- و احتمالاً حتی ازدواج- يک زوج مرفه اسکانديناويایی را در قالب چهارمين فيلم بسيار دقيق روبن اوستلوند به نام «فورس ماژور/ Force Majeure» تهديد به نابودی می کند. برخلاف فيلمهای سنتی درباره بلايای طبيعی، که در آنها لذت بيننده با غوغا و آشوبی که روی پرده میبيند ارتباط مستقيمی دارد، تريلر دلهره آور روانشناسانه اوستلوند با رويدادهای تماشایی پيش میرود و عواقب فاجعه بار آنها بر يکايک اعضای خانوادهای که در گيرش شدهاند مطالعه میکند. اين فيلم، که از نظر بصری حتی در مبتذل ترين دقايقش هم حيرت آور است و از نظر عاطفی تقريباً يک اشتباه حساس است، تا آنجا که میتواند يک قرار عاشقانه را پيچيده میکند.

از بين تمامی هجونويسان فعال در سينمای امروز دنيا، شايد اوستلوند را بتوان نمايانده زيرکانه ترين نمونه طنز تلخ ناميد- نثر او به قدری ماهرانه نوشته میشود که گاهی اوقات تمييز دادن بين اين که آيا او واقعاً در حال تشريح همان اتفاق بدی است که قرار است روی پرده ديده شود يا خير کار بسيار دشواری است. از نظر مخاطبان، چالش تفسيری در فاصله محضی که کارگردان بين خود و شخصيت ها ايجاد میکند خلق می شود. او طلايه دار-و شايد استاد- سبکی است که در آن کارگردان صحنهها را از فاصله دور با دوربين ديجيتال با رزولوشن بالا فيلمبرداری میکند و بعد درباره قاب بندی تصاوير، حرکات دوربين و غيره در طول فرايند طولانی پس از توليد تصميم گيری میکند.

در فيلم قبلی اوستلوند، «بازی/Play»، روايت کش داری از يک ماجرای گردن کلفتی، آن ترديدی که در فيلم درک میشود می تواند مشقت آور باشد. اما در «فورس ماژور»، که در آن جدایی سرد [يک زوج] قواره تن شرايط است و در عين حال انتخابهای خلاقانه کارگردان مشهودتر هستند، اين سبک بالاخره توجيه می شود. وقتی که اوستلوند سير رسيدن به لحظهای که زوج مورد نظر ديگر نمیخواهند همديگر را ببينند را روايت میکند به ياد «صحنههایی از يک ازدواج» ميشاييل هانکه میافتيم. اين سير با فاجعهای رخ میدهد که در آن قسمتی از غريزه پدر خانواده به جای قربانی کردن خود برای نجات خانواده به فکر در بردن جان خود است.

فيلم به طرزی بسيار حساب شده هر آنچه که ممکن است اتفاق افتاده باشد و ناگزير از چشم اعضای خانواده در اين ۵ روز تعطيلی زمستانی دور مانده باشد را ثبت میکند. اين را میتوان از همان شات اول فهميد: زمانی که اين خانواده فوق العاده- پدر توماس (با بازی یوهانس باهه کونکه)، مادر ابا (با بازی ليزا لووِن کونگسلی)، پسر و دختر (خواهر و برادری واقعي به نام‌های وينسنت و کلارا وترگرن)- برای گرفتن عکس گروهی روی کوه ژست میگيرند. در حالی که آنها خود خاطراتشان را ويرايش میکنند تا با آنچه روايت میکنند بخواند، اما اوستلوند شاهد تمام جزئيات تا زمان جدایی در حمام است.

در دومين روز تعطيلاتشان بهمن مهيبی رخ میدهد که ابتدا به آنها فرصت میدهد تا نگاهی به بخش بی عيب و نقص خانواده خود داشته باشند. و بعد در قسمتی که ناگهان به شناخته شده ترين نمای جشنواره فيلم کن ۲۰۱۴ تبديل می شود، بهمنی در کوهستان ايجاد میشود و به خانواده – و بينندهها- نزديک می شود و آنقدر سريع اين اتفاق می افتد که باعث میشود بيننده برای جا خالی دادن سر خود را بدزدد.

اوستلوند با ترکيب فيلم مستند يک بهمن واقعی در استان بريتيش کلمبيا کانادا و بازيگران مقابل يک صفحه سبز (greenscreen) وسط ابری از پودر CG توانست اين صحنه ميخکوب کننده را بگيرد. با شروع اين فيلم به روشی باورنکردنی، اوستلوند با اتکا به زبان بدن و اشارههای خردمندانه ديگر درام را به رجيستری دقيق تر تبديل میکند تا ترکهایی که در اين رابطه ايجاد شدهاند را عيان کند.

بچهها اولين کسانی هستند که واکنش نشان میدهند، آنها قبلاً شاهد احساسی که بايد با ترک پدر در طول اين صحنه مهم به آنها دست دهد بودهاند. بعد، ابا سر ميز شام مردانگی توماس را به چالش میکشد. او اتفاقی که افتاده را فراموش نمی کند و بار ديگر صحنه را مقابل چشمان بهترين دوست توماس (با بازی کريستوفر هيویو) ترسيم میکند و او با شنيدن ماجرا نمیتواند آن شب بخوابد و مدام به اين فکر میکند که اگر او جای توماس میبود چه میکرد. از قضا، توماس ماجرا را با گوشی آيفون خود فيلمبرداری کرده، گرچه ما به جای ديدن تصاوير واکنش او را در طول تماشای فيلم میبينيم. در صحنه غيرمتداول ديگری، توماس از صدای بلند شکسته شدن چيزی در راهروی هتل- در حالی که دربان از بالا به صحنه نگاه می کند- به شدت آشفته می شود (حجم، احتمالاً تاکتيک ديگری برای ترساندن بيننده توسط اوستلوند است).

زير اين همه موشکافی، احساس میشود که فيلم کمی راکد است-درست مثل هر تعطيلات ديگری که فقط در يک لوکيشن سپری شود- ولی با اين حال صحنهها جذابيت خود را حفظ میکنند. اولين صحنه که پشت ارتفاعات رخ میدهد، نشان دهنده راهی برای توماس است تا به صورت نمادين خود را در چشم فرزندانش بزرگ کند، در حالی که صحنه آخر باز گذاشته شده تا هر کس تفسير خود را از آن داشته باشد. شکی نيست که هيبت پدری شکسته شده، غرايز توماس ديگر قابل اعتماد نيستند و بايد از فاجعه بعدی اجتناب کرد، و اين اِبا است که بايد تصميم بگيرد.

اختصاصی نقد فارسی

مترجم: محمدرضا سیلاوی

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

 


13
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
13 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
8 Comment authors
parhesam hesamiسروش تونیProsperbobsaber smkd Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More on that Topic: naghdefarsi.com/title/force-majeure/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More on on that Topic: naghdefarsi.com/title/force-majeure/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More here to that Topic: naghdefarsi.com/title/force-majeure/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Here you will find 37757 additional Info to that Topic: naghdefarsi.com/title/force-majeure/ […]

par
Guest
Member
par

در واقع من فکر میکنم موضوع فیلم رو میشه از روی اسمش یعنی فورس ماژور حدس زد. اینکه انسان ها در شرایط بحرانی چه خواهند کرد قابل بحث نیست تا زمانی که واقعا شرایطی به وجود بیاد. مادر خانواده از رفتار پدر در لحظه ی بهمن شکایت کرد اما خودش انتهای فیلم سریع بدون بچه هااز اتوبوس پیاده شد. اما مرد مو قرمز همه رو راهنمایی کرد تا ارامششون رو حفظ کنند. سیگاری که پدر خانواده انتهای فیلم کشید در واقع به این دلیل بود که فهمید زنش هم میتونه اشتباه کنه و مثل خودش کامل نیست و به نوعی… ادامه »

فرید23
Guest
Member
فرید23

صحنه هایی از یک ازدواج احیانا از برگمان هست نه هانکه…

hesam hesami
Member
Member
hesam hesami

آخر فیلم برای من ی مقداری مبهم بود.به نظر من نشون دادن اتوبوس برگشت خلاصه ی موضوع فیلم رو میرسونه با این مفهوم که یک اشتباه قابل گذشه ولی تکرار اون اشتباهات غیرقابل بخششه که همونطور که دیدید بعد از رانندگی نامناسب راننده اون هم ب مراتب مسافرا تصمیم گرفتن از اتوبوس پیاده بشن و بقیه ی مسیر رو هرچند طولانی تنها برن.البته این نظر منه اگه دوستون مفهومی غیر از این به ذهنشون میرسه ممنون میشم بیانش کنید

سروش تونی
Guest
Member
سروش تونی

نقش آفرینیهای محشر،نماهای خیره کنندهو کارگردانی قدرتمند ولی داستانی بیش از حد استعاری و فلسفی و کسل کننده

Prosperbob
Guest
Member
Prosperbob

مرد و زن شخصیت متفاوتی دارن اگه غیر این بود به کسی جز خودشون احتیاج نداشتن. زن و مرد فضاهای ناشناخته یا گم شده زندگی شون رو به هم نشون می دن. این چیزیه که قراره باشه تا همدیگرو کامل کنن تا تبدیل به یه موجود واحد بشن. تغییر، بخشش و پذیرفتن اشتباهات این موجود رو بالغ می کنه. خوش به حال فرشته های کوچولی که این ابرموجودات رو به عنوان پدر و مادر بالای سرشون دارن…

saber smkd
Member
Member
saber smkd

ehsan60:فکر کنم عنوان فیلم در ابتدا توریست بود..ظاهرا عوض شده 😐

باسلام…توریست اسم سوئدی این فیلمه…

فرهاد مجابی
Guest
Member
فرهاد مجابی

بسیار عالی این فیلم

حتما ببینید

Ahmad arsh
Member
Member
Ahmad arsh

بنظر فیلم خوبی میاد …
باتشکر از مترجم عزیز لطفا زودتر نقد جیمز براردینلی رو قرار بدید …
————
نقدفارسی: با سلام، منتقد جیمز براردینلی برای این فیلم نقدی ارائه نداده است.

احسان ریاحین
Member
Member
احسان ریاحین

فکر کنم عنوان فیلم در ابتدا توریست بود..ظاهرا عوض شده 😐