Finding Neverland (در جست‌و‌جوی ناکجا آباد)


خلاصه داستان:

داستان فیلم درباره ی آشناییِ نویسنده ای به نام «سر جیمز ماتیو باری» با خانواده ای هستش ، که در نهایت منجر به خلق نمایش نامه ی «پیتر پن» می شود و…


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم

نشریه آفتاب

نقدو بررسی اول فیلم Finding Neverland

سال ۲۰۰۴ مصادف است با صدمین سالگرد تولد نمایشنامه‌ای کلاسیک پیتر پن؛ نمایشنامه‌ای که بعداً مبدل به پایه و اساسی برای ساختن انواع فیلم‌های سینمائی و سریال‌های تلویزیونی شد.کودکان سراسر دنیا، طی نسل‌های متمادی با قصهٔ این پسرک پرنده که تمایلی به بزرگ شدن ندارد، آشنا هستند. کمتر کودکی را سراغ داریم که از دیدن و شنیدن قصهٔ نبرد پیتر پن با کاپیتان هوک و دزدان دریائی در ناکجاآباد دستخوش هیجان نشود. این داستان کلاسیک، مخلوق ذهن نمایشنامه‌نویس و نوول‌نویس اسکاتلندی ”سرجیمز متیوبری“ است و فیلم در جستجوی ناکجاآباد قصهٔ مقطع مهمی از زندگی این نویسندهٔ پُرآوازه را باز می‌گوید. بری سال ۱۸۶۰ در اسکاتلند به دنیا آمد. از جمله آثار نوشتاری مشهور وی می‌توان به خیابان کوالیتی (۱۹۰۱)، پیتر پن (۱۹۰۴) و بروتوس عزیز (۱۹۱۷) اشاره کرد.

اما از این بین، پیتر پن جایگاه ویژه‌ای دارد. فیلم در جستجوی ناکجاآباد از لندن سال ۱۹۰۳ شروع می‌شود. در این زمان، بری (جانی دپ) یک نمایشنامه‌نویس اسکاتلندی ۴۳ ساله است که آخرین نمایشنامهٔ وی در صحنهٔ تئاتر با شکست تجاری سنگینی مواجه شده است. وضعیت مالی شکنندهٔ بری و فشارهائی که از سوی مدیر گروه تئاتری خود، چارلر فرومن (داستین هافمن) بر وی وارد می‌شود، نیاز به کسب موفقیت را ضروری کرده است.

بری باید هرچه سریع‌تر یک نمایشنامهٔ مؤفق و پول‌ساز بنویسد. در همین زمان، بری در ”کنزینگتون گاردنز“ به‌طور اتفاقی با خانوادهٔ دیویس‌ها آشنا می‌شود و طرح دوستی با آنها را می‌ریزد. خانوادهٔ دیویس‌ها شامل افراد زیر هستند: سیلویا (کیت وینسلت) مادر خانواده و چهار پسر او به نام‌های پیتر (فردی هایمور)، جرج (نیک‌راد)، جیک (جو پراسپور) و مایکل (لوک اسپیل). بری رابطهٔ دوستانهٔ خود را با اعضاء این خانواده بیشتر و بیشتر می‌کند. سیلویا از توجهی که بری به خانوادهٔ خود نشان می‌دهد خوشحال است. بری از طریق آشنائی و معاشرت با این خانواده، مؤفق می‌شود قوهٔ خلاّقیت خود را به‌کار بیاندازد و به این ترتیب نطفه‌های خلق نمایشنامه‌ٔ پیتر پن در ذهن او منعقد می‌شود. مری (رادا میچل)، همسر بری، به رابطهٔ شوهر خود با خانوادهٔ دیویس‌ها مشکوک است اما از آنجا که با کاراکتر غیرعادی شوهر خود آشنا است، واکنش شدیدی نشان می‌دهد. مادر سیلویا (جولی کریستی) نیز به بری ظنین است و اصلاً دوست ندارد که این مرد ۴۳ ساله رفیق و همدم همیشگی نوه‌های کم‌سن و سال خود باشد. در ادامهٔ ماجرا، بری خطوط اصلی نمایشنامهٔ جدید خود را با رئیس گروه تئاتری خود مطرح می‌کند و با واکنش منفی وی مواجه می‌شود، با این حال بری اصرار دارد که پتیر پن می‌تواند مبدل به یک اثر بزرگ مخصوص کودکان شود …

در جستجوی ناکجاآباد، فیلم زندگی‌نامه‌ای سرراست و کاملی است که تماشاگر را با زندگی یکی از معروف‌ترین نویسندگان آثار ادبی مخصوص کودکان در مغرب‌زمین آشنا می‌کند. فیلم در آشکار ساختن انگیزه‌هائی که منجر به خلق نمایشنامهٔ کلاسیک پیتر پن شد، به توفیق کامل دست می‌یابد. البته داستان ترکیب زیبائی است میان درام، فانتزی، رمانس و تراژدی. دیوید مگی، نویسندهٔ فیلمنامهٔ در جستجوی ناکجاآباد، ک آن را از روی نمایشنامه‌ای به قلم آلن کنی، اقتباس کرده، عامدانه از ذکر برخی جزئیات زشت در زندگی واقعی سرجیمز متیو بری خودداری کرده است. برای مثال، این شایعه در مورد بری وجود دارد که او به کودکان گرایش جنسی داشت. فیلم خیلی مختصر از روی این موضوع مهم در زندگی کاراکتر اصلی خود عبور می‌کند، و در عوض روی رابطهٔ افلاطونی میان بری و سیلویا تمرکز می‌دهد. جانی دپ، چون همیشه، بازی درخشانی در قالب بری ایفاء کرده که می‌تواند وی را شایستهٔ نامزدی جایزهٔ اسکار بکند. فیلم در جستجوی ناکجاآباد توسط مارک فوستر کارگردانی شده. ما قبلاً فیلم خوب بالماسکهٔ هیولاها را ضعیف از کار درآمدن فصل‌های رویائی فیلم عنوان کرده‌اند. علاوه بر این، کسانی که با قصهٔ پیتر پن و ظرایف آن آشنائی کامل ندارند، احتمالاً رابطهٔ کاملی با فیلم برقرار نخواهند کرد. با این حال باید اذعان کرد که مارک فوستر موفق شده کاراکتر نویسنده‌ای را که می‌خواست همیشه کودک بماند و بزرگ نشود (درست مثل کاراکتر مخلوق خود، پیتر پن)، به نحو کامل و مؤثری به تماشاگر معرفی کند.

منبع :آفتاب

نقد و بررسی فیلم به قلم

نشریه نت نوشت

نقدو بررسی دوم فیلم Finding Neverland

فیلم Finding Neverland در جست و جوی نا کجا آباد، درباره ی نمایش نویس ناموفقی به نام جیمز است که با شکست تجاری مواجه شده است. علاوه بر این او در زندگی عاطفی اش نیز شکست خورده است. ناموفق بودن در زمینه ی کاری و عاطفی برای او به نوعی درک نشدن به حساب می آید و از آن جایی که در کودکی برادرش را از دست داده است عقده ای برای کودک بودن در گلو دارد.

جیمز در پارک با خانواده دیویس آشنا می شود. خانواده ی دیویس یک خانواده است متشکل از چهار فرزند پسر و یک مادر بیوه که همسرش را به تازگی از دست داده است. جیمز رویاهای کودکی اش را در میان آن ها پیدا می کند و کودک بودن و خیال پردازی را به یاد می آورد و به آن خانواده نزدیک می شود. از آن جایی که جیمز همسر دارد ارتباط او و سیلویا ارتباط پسندیده ای نیست و همه او را از ادامه ی رفت و آمد با این خانواده منع می کنند ولی جیمز حاضر به ترک کردن جایی که کودکی اش را در آن پیدا کرده است و درک شده است، نیست. این امر به او در خلق اثر پیتر پن کمک می کند. او شخصیت پیترپن را از روی پسر سوم خانواده دیویس به نام پیتر می نویسد.

پیترپن یکی از محبوب ترین داستان های کودکانه ی غربی است. می شود گفت که در جایگاهی مانند حسن کچل برای ایرانیان قرار دارد. داستان پیترپن درباره ی یک پسر بچه به نام پیتر است که در جایی رویایی به نام نورلند که نا کجا آباد ترجمه شده است، زندگی می کند. در آن جا بچه ها هرگز بزرگ نمی شوند و می توانند پرواز کنند و تا هر وقت که بخواهند بیدار بمانند.

جیمز بری واقعی پیترپن را بر اساس داستان هایی که برای سرگرمی جرج و جک می ساخت نوشته است. در واقعیت خانواده دیویس بی پدر نبوده است و شامل ۵ پسر شر و شیطان می شده است. زمانی که جیمز با آن ها آشنا می شود جک و جان کودک و پیتر نوزادی بیش نبوده است و دو فرزند دیگر خانواده حتی متولد نشده بودند. جیمز برای سرگرم کردن بچه ها برای آن ها قصه هایی درباره ی برادر نوزادشان می گفت. او برای آن ها از قابلیت های سحرآمیز پیتر می گفت و اینکه پیتر می تواند پرواز کند و برای همین پنجره ها حصار کشی شده اند. این داستان ها بعدا توانست پیترپن را تشکیل بدهد.

فیلم Finding Neverland چیزی بسیار فراتر از یک بیوگرافی است. در واقع شاید اصلا به نظر بیوگرافی نیاید. این فیلم درباره ی تخیل و کودکی است.

“پسر بچه ها هرگز نباید به تخت فرستاده بشوند. آن ها فردا صبح بزرگ می شوند.”

این جمله علاوه بر حالت شاعرانه اش اشاره به کودک درون انسان ها دارد. به این که گویی نباید گذاشت تخیل و کودکی درون انسان به خواب برود چون ممکن است برای همیشه از دست برود.

فیلم با صحنه های شاعرانه و لطیف تخیل را به نمایش گذاشته است و از آن طرف پیتر که در فیلم به نظر می آید قوه ی تخیل ندارد و همه چیز را به همین گونه که هست پذیرفته است همچون پتک بر سر شاعرانگی این تصاویر می خورد و واقعیت را به رخ می کشد.

فیلم Finding Neverland در یک فضای سنتی اسکاتلندی روایت می شود. جایی که سنت ها و واقعیت هیچ گونه سنخیتی با تخیلات جیمز ندارد. در واقعیت همه چیز باید چهارچوب مند و زیر نظر مقررات باشد. جیمز نباید با خانواده ای که سرپرست آن یک زن بیوه است رفت و آمد داشته باشد چون متاهل است. این رفت و آمد را حتی بازی با کودکان سیلیویا، توجیه نمی کند.

مادربزرگ که نماد سنت و بزرگسالی در این فیلم است موکدا جیمز را از خانه دور می کند چون معتقد است دخترش برای کمک به او نیاز ندارد و به همسر نیاز دارد. او معتقد است حضور جیمز به عنوان یک مرد متاهل در خانواده ی دخترش راه ازدواج مجدد او را می گیرد. در دنیای او همه ی روابط کاملا منطقی تعریف شده اند و به نظر نمی آید که جایی برای استثنا قائل شدن وجود داشته باشد. او با همه ی مسائل خیلی خشک و رسمی برخورد می کند. شخصیتی که داستان از مادربزرگ می سازد یک بزرگسال تمام عیار است و با شکستن او در یکی از سکانس های پایانی قدرت کودکی و زیبایی آن را هرچه بیشتر به نمایش می گذارد.

همسر جیمز نیز بزرگسال دیگری است ولی بزرگسالی، به عنوان یک صفت منفی در این فیلم، در او هنوز به بلوغ نرسیده است. او دنیای تاریکی دارد و به همین دلیل در دنیای روشن و پرهیجان جیمز جایی ندارد. او زمانی که می بیند شوهرش با دیگران احساس راحتی بیشتری می کند مثل هر زن دیگری اذیت می شود. اما در این اذیت شدن نام سیلویای بیوه تنها یک بهانه ی محکمه پسند است.

او به نظر نمی رسد که چندان نگران شکل گیری رابطه ای عاطفی بین همسرش و سیلویا باشد. ناراحتی بیشتر از او این است که همسرش در جایی که او نیست خوشحال تر است. او را می توان به دختربچه ای که همبازی اش، همبازی های بهتری پیدا کرده است، تشبیه کرد. برای همین است که بزرگسالی در او به بلوغ نرسیده است. او رسمی بودن را به عنوان کاری که همه می کنند انجام می دهد و نه یک باور عمیق قلبی. اما رسمی بودن چنان در گوشت و خون مادربزرگ تنیده شده است که به نظر جدا ناشدنی می آید.

 

در جایی از فیلم مری از همسرش می پرسد که چرا او را هرگز به نورلند (نا کجا آباد) نبرده است. و با پاسخ همسرش روبرو می شود که می گوید: من خواستم ولی تو نمی خواستی.

سیلیویا در مقابل همه ی این ها شخصیت نرمی دارد. او مانند جیمز و پسر بچه ها شر و شور ندارد از طرفی مثل مادرش و همسر جیمز، مری، خشک و رسمی نیست.

 

او یک مادر تمام عیار است. سیلویا حامی فرزندانش است و از ورود به دنیای آن ها سرباز نمی زند. او تخیل کودکان را تشویق می کند و دنیایش ترکیبی است از دنیای واقعی و دنیای بچه هایش. همه ی زندگی او در مادر بودن خلاصه می شود و مادر بودن به نظر پلی می آید بین دو دنیا. او طبق تعریف بزرگسال و کودک در این فیلم نه بزرگسال است و نه کودک.  شاید بتوان او را به، تینکربل، پری کوچکی که همیشه همراه با پیترپن بود تشبیه کرد.

تضاد دنیای کودکان و بزرگسالان در این فیلم بسیار مشهود است. برای این می توان صحنه ی شام خوردن در خانه جیمز را مثال زد. همه برای صرف شام حالتی عصا قورت داده دارند و مسخره بازی هایی که جیمز با بچه ها در می آورند کاملا در تضاد را واقعیت فضاست. در حقیقت آن فضای شیک و رسمی نمی تواند روح کودکانه و سرکش و رهای بچه ها را تحمل کند. آن را مایه ی آبرو ریزی می داند و سعی در سرکوب آن دارد. آن جامعه ی سنتی و رسمی کودک بودن را پذیرا نیست و از آن به عنوان دردسر و یک بار بر روی دوش یاد می کند. تمام دغدغه ی این جامعه بزرگ شدن بچه ها است و طبعا پیترپن، کودکی که هرگز بزرگ نمی شود، برای چنین جامعه ای یک کابوس حقیقی است.

فیلم Finding Neverland به نحوی با کنار هم قرار دادن دنیای موقر و شیک و رسمی و پر از ادای بزرگسالان و دنیای شاد و سرخوش و رها و بی ریای کودکان در این تضاد زیبایی دنیای کودکانه را بیشتر نشان داده است و تم داستان پسری که هرگز بزرگ نمی شود نیز به پرورش این ایده کمک بسیار زیادی کرده است.

بیشتر بخوانید: تحلیل فیلم Annie Hall اثر وودی آلن، یکی از آن تخم مرغ هایی که به آن نیاز داریم.

“در جست و جوی نا کجا آباد” به شکل ملایمت باری تلخ است. این فیلم علاوه بر اینکه داستان نویسنده ی پیترپن را روایت می کند راوی پیترپن دیگری است. این فیلم یک داستان درباره ی جایی که بچه ها در آن هرگز بزرگ نمی شوند تعریف می کند و این را به شکل غم انگیزی در مرگ مادری که هرگز بزرگ شدن بچه هایش را ندید می گنجاند.

“در جست و جوی نا کجا آباد” Finding Neverland در جشنواره اسکار برای جوایز بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین کارگردانی، بهترین فیلم نامه اقتباسی، بهترین تدوین، بهترین موسیقی و بهترین لباس کاندید شده بود که از این بین موفق شد جایزه ی بهترین موسیقی را از آن خود کند.

منبع :نت نوشت


دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of