Finding Nemo (در جستجوی نمو)


خلاصه داستان:

ن فیلم ماجرای ماهی کوچکی است که در اثر یک حادثه از محل زندگی خود دور شده و پدرش بدنبال او میگردد، در جریان پیدا کردن نمو، خود و پدرش با ماهی ها و حوادث گوناگونی برخورد میکند که بسیار دیدنی است.


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم

«در جستجوی نمو» تمام عناصر لذت بخش معمول سبک انیمیشن های پیکسار را داراست. این فیلم٬ کمدی و اعجاب انگیزی داستان اسباب بازی ها یا شرکت هیولاها یا زندگی یک حشره را دارد. و یک زیبایی غیر منتظره را با استفاده از رنگ و فرم به کار خود اضافه کرده است و تبدیل به یکی از معدود فیلم هایی شده است که من دلم می خواهد از ردیف اول سینما آن را تماشا کنم و اجازه دهم تمام آن تصاویر، مرزهای تصویری من را بشویند و با خود ببرند. فیلم تقریباً به طور کامل زیر دریا اتفاق می افتد، در دنیای رنگارنگ ماهی های گرمسیری ( گیاهان و جانوران آب های گرم) در ساحلی نزدیک استرالیا. نوع استفاده از رنگ، فرم و حرکت باعث شده که تماشای تصاویر فیلم، به خودی خود، جدا از داستانش یک تجربه لذت بخش باشد.

با این وجود، داستانی هم وجود دارد. از آن داستان های ابتکاری که پیکسار به وسیله آن کودکان را در سطح اکشن نگه می دارد و در عین حال بزرگسالان را هم می تواند به خاطر طنز تلخ انسانی اش سرگرم کند. فیلم در مورد ماجراجویی های نمو کوچولو است. یک دلقک ماهی که با باله هایی کوچکتر از حد معمول و کنجکاوی بیش از اندازه به دنیا آمده است. پدرش، مارلین به طرزی افراطی نگران اوست به این دلیل که نمو تمام چیزی است که برایش باقی مانده. مادر او به همراه همه تخم هایش توسط یک ماهی باراکوداس از بین رفته است. وقتی نمو برای اولین بار می خواهد به مدرسه برود، مارلین به او هشدار می دهد که با کلاس بماند و از خطرات دوری کند و به آب های عمیق نرود، اما نمو همه اینها را فراموش می کند. و در آخر در یک آکواریوم آبی که متعلق به یک دندانپزشک در سیدنی است، اسیر می شود. مارلین با شجاعت همه جا را شنا می کند تا پسر گم شده اش را پیدا کند و «دوری» یک ماهی آبی تپلو در این راه او را یاری می کند. دوری با آن چشم های درشت که مارلین در طول راه متوجه آن ها می شود!

صداگذاری این کاراکترها توسط بازیگرانی انجام شده که رفتارهای بازیگری آن ها برای همه ما شناخته شده است. من بیشتر صداها را تشخیص دادم که متعلق به چه کسی هستند، اما حتی صداهای ناشناخته هم رفتار های نقش های گذشته شان در فیلم ها را همراه خود دارند و اینگونه است که به نوعی ماهی ها هم شخصیت انسانی به خود گرفته اند. برای مثال مارلین که توسط آلبرت بروکس صداگذاری شده به عنوان یک شخصیت بیش از اندازه حامی، عصبی و نگران و «دوری» با بازی الن دو جنرس به عنوان یک شخصیت مفید، شاد با مشکل ذهنی( او با حافظه کوتاه مدتش مشکل دارد) نشان داده می شوند. انیماتورهای کامپیوتری پیکسار که توسط نویسنده و کارگردان اندرو استنتون مدیریت شده اند، دنیای زیر آبی را به تصویر کشیده اند که تیره و تاریک است، درست همان گونه که باید باشد. ما در دنیای زیر آب دید تیز و واضحی نداریم یا اینکه نمی توانیم دوردست ها را ببینیم و به همین دلیل، خطرات خیلی سریع اتفاق می افتند و همه چیز نوعی لطافت متمرکز را دارد. یک چیز رویا گونه در مورد جلوه های تصویری «درجستجوی نمو» وجود دارد؛ چیزی که به خیال پردازی هامان در مورد غواصی رنگ واقعیت می بخشد.

بزرگترین اثر فیلم همان انتقال نمو از دریا به یک مخزن بزرگ در دفتر یک دندانپزشک است. در آنجاست که ما با دیگر اسیران آکواریوم آشنا می شویم. مثلاً ماهی افریقایی جیل ( با صدای ویلم دفو) که در حال طرح ریزی نقشه فرار است. الان ممکن است اینچنین به نظر ما بیاید که هیچ راه فراری برای یک ماهی از آکواریومی در یک دفتر و خارج شدن از پنجره و گذشتن از بزرگراه و رسیدن به دریا وجود ندارد، اما در مقابل ابتکار و هوش این موجودات هیچ دید حسابگرانه ای وجود ندارد. به خصوص حالا که یک همدست از دنیای خارج پیدا کرده اند؛ یک پلیکان با صدای جفری راش.

شاید به ذهن شما این فکر متبادر شود که پلیکان ها با خوردن ماهی ها تغذیه می کنند نه با نجات دادنشان. اما در این فیلم بعضی از کاراکترها به طرز تحسین برانگیزی به گیاه خواری روی آورده اند. به طور مثال وقتی مارلین و دوری در حال پیمودن سفر خود هستند با سه موجود گوشتخوار روبرو می شوند که فصلی به نام ماهی خواران را در فیلم رقم می زنند و این موجودات جمله ای را دائم تکرار می کنند تا هیچ وقت فراموش نکنند که نباید از ماهی ها تغذیه کنند.

صحنه های ابتدایی «در جستجوی نمو» کمی گیج کننده هستند و این همان موقعی است که ما باید بفهمیم فیلم در مورد ماهی است نه انسان( یا ماهی هایی براساس شخصیت انسان ها مثل اسباب بازی ها یا هیولاها). اما البته صنعت انیمیشن خیلی وقت است که فهمیده می تواند از گونه های دیگر موجودات برای نشان دادن شخصیت انسان ها استفاده کند و اهمیت دادن به ماهی ها در این زمینه به همان سرعتی شکل گرفت که توجه به میکی موس و دانلد داک و بامبی شکل گرفته بود.

وقتی فیلمی مثل «در جستجوی نمو» را نقد می کنم به این مساله واقفم که خیلی از مخاطبان اولیه آن(یعنی بچه ها)، نقدهایش را نخواهند خواند. والدینشان می خوانند و برای آنان و دیگر بزرگسالانی که بچه ندارند می توانم بگویم که «در جستجوی نمو» یک تجربه لذت بخش برای بزرگسالان است. طنز هایی در فیلم وجود دارد که ما آن ها را درک می کنیم، اما بچه ها نخواهند فهمید مثل پیچیدگی شخصیت آلبرت بروکس و مشکلات روحی اش یا زیبایی یک نقاشی که با موجودات مختلف پر شده است که به همان انداز خیره کننده است که زیبایی ماهی های داخل آکواریوم. یک موضوع نوظهور دیگر هم در این فیلم وجود دارد که قابل ستایش است و آن هم این که این بار، پدر قهرمان داستان است در حالی که در بیشتر انیمیشن ها مادر را قهرمان نشان می دهند.

 

اختصاصی نقد فارسی

نقد و بررسی فیلم به قلم

1. ایده‌ نخستین‌ بار در اواسط‌ دهه‌ نود به‌ ذهن‌ كارگردان‌ آن‌ یعنی‌ اندرو استانتن‌ رسید. بهتر است‌ جریان‌ ماجرا را از زبان‌ خود او بشنویم: <یك‌ روز با پسرم‌ كه‌ آن‌ وقتها پنج‌ سال‌ بیشتر نداشت‌ در پارك‌ قدم‌ می‌زدیم. از اینكه‌ وقت‌ زیادی‌ را از زندگی‌ام‌ به‌ او اختصاص‌ نداده‌ بودم، احساس‌ گناه‌ می‌كردم. در تمام‌ طول‌ قدم‌ زدن‌ هم‌ مدام‌ می‌گفتم‌ به‌ آن‌ دست‌ نزن‌ و این‌ كار را نكن.

بعد فكر كردم‌ كه‌ دارم‌ لحظه‌های‌ با هم‌ بودنمان‌ را خراب‌ می‌كنم. از آن‌ روز به‌ بعد، این‌ فكر دایماً در ذهنم‌ غوطه‌ می‌خورد تا اینكه‌ به‌ پیدایش‌ داستانی‌ درباره‌ زندگی‌ و مخاطرات‌ یك‌ ماهی‌ كوچولو انجامید. سرانجام‌ این‌ ایده‌ و نقاشیهای‌ مربوط‌ به‌ آن‌ را پیش‌ جان‌ لستر مدیر اجرایی‌ پیكسار بردم. كمی‌ عصبی‌ بودم، اما نمی‌ترسیدم>. حالا ادامه‌ ماجرا از زبان‌ لستر: .

2. هنرمندان‌ استودیوی‌ پیكسار برای‌ ساخت‌ انیمیشنی‌ درباره‌ دنیای‌ زیر آب، مستقیماً به‌ منابع‌ مورد نیاز خود مراجعه‌ كردند. اندرو استانتن‌ و دوستانش‌ علاوه‌ بر دیدار از آكواریومها، رفتن‌ به‌ سراغ‌ آبشارهای‌ كالیفرنیا و هاوایی‌ و مطالعه‌ مستندهایی‌ درباره‌ ماهی‌ و دنیای‌ زیر آب، یك‌ آكواریوم‌ غول‌پیكر هم‌ در خود استودیو مهیا كردند تا از نزدیك‌ به‌ مطالعه‌ زندگی‌ ماهیها بپردازند. انیماتورهای‌ پروژه‌ هر زمان‌ كه‌ نیاز داشتند می‌توانستند با خیره‌ شدن‌ به‌ موجودات‌ زنده‌ درون‌ آكواریوم‌ از حركات‌ آنها برای‌ كارشان‌ الهام‌ بگیرند.

این‌ برای‌ نخستین‌ بار پس‌ از بود كه‌ استانتن‌ و سایرین‌ چنین‌ تجربه‌ای‌ را از سر می‌گذراندند. نویسنده‌ فیلمنامه‌ و یكی‌ از كارگردانان‌ می‌گوید: .

3. شاید مفیدترین‌ منبع‌ موجود و در دسترس‌ برای‌ تیم‌ همكاران‌ شاغل‌ در پیكسار، پروفسور آدام‌ سامرز استاد دانشكده‌ اكولوژی‌ و دیرینه‌شناسی‌ دانشگاه‌ كالیفرنیا بود كه‌ دوازده‌ سخنرانی‌ مبسوط‌ در اردوگاه‌ امریویل‌ برای‌ انیماتورها انجام‌ داد.

یكی‌ از بهترین‌ نكات‌ ارایه‌شده‌ در سلسله‌ دروس‌ آقای‌ سامرز مربوط‌ به‌ تفاوت‌ میان‌ حركت‌ انواع‌ مختلف‌ ماهیها و سایر موجودات‌ دریایی‌ در آب‌ و نحوه‌ استفاده‌ از باله‌ها می‌شد. دقت‌ اندرو استانتن‌ و تیم‌ همراهش‌ در همین‌ ریزه‌كاریها فاصله‌ انیمیشن‌ رایانه‌ای‌ و تصاویر زنده‌ و معمولی‌ را به‌ حداقل‌ رساند و را به‌ گام‌ بلندی‌ رو به‌ جلو در تاریخ‌ استودیوی‌ پیكسار مبدل‌ كرد. اینجاست‌ كه‌ حتی‌ استفاده‌ از انیمیشن‌ دست‌ فیلمسازان‌ را برای‌ انجام‌ هر كاری‌ به‌ منظور روایت‌ بهتر داستان‌ باز می‌گذارد و نوعی‌ امتیاز برای‌ خالقان‌ اثر تلقی‌ می‌شود.

نتیجه‌ كار پیكسار هم‌ فیلمی‌ شد كه‌ بسیار به‌ واقعیت‌ نزدیك‌ است‌ و اثری‌ بزرگ‌ و پروژه‌ای‌ خاص‌ به‌ شمار می‌آید.

4. قرار نبود هرگز تبدیل‌ به‌ یك‌ انیمیشن‌ مستند از دنیای‌ زیر آب‌ شود. فیلم‌ كاملاً جذاب، لذتبخش‌ و دلپذیر است‌ و از نظر بصری‌ هم‌ فوق‌العاده.

اورن‌ جاكوب‌ كارگردان‌ فنی‌ پروژه‌ معتقد است: <اطمینان‌ دارم‌ فرد فرد مخاطبان‌ می‌توانند نوع‌ و گونه‌ ماهیهای‌ موجود در فیلم‌ را به‌راحتی‌ تشخیص‌ دهند. ما برای‌ خلق‌ ماهیهای‌ كارتونی‌ صدها ماهی‌ زنده‌ را با رنگ‌آمیزی‌ و طرحهای‌ مختلف‌ مورد بررسی‌ قرار دادیم‌ و از روی‌ آنها نمونه‌ ساختیم. بیشتر شخصیتهای‌ اصلی‌ داستان‌ را می‌توان‌ موجوداتی‌ اصیل‌ دانست‌ كه‌ در پای‌ صخره‌های‌ آبی‌ استرالیا زندگی‌ می‌كنند. گرچه‌ اگر اندكی‌ با دقت‌ به‌ فیلم‌ نگاه‌ كنید، می‌بینید كه‌ ما خودمان‌ عملیات‌ تركیب‌ نژادی‌ را انجام‌ داده‌ و به‌ موجودات‌ جدیدی‌ دست‌ یافته‌ایم.

5. استودیوی‌ پیكسار در آوریل‌ سال‌ 2002 خبر اكران‌ در تابستان‌ 2003 را تأ‌یید كرد و افزود كه‌ این‌ فیلم‌ محصول‌ ذهن‌ و ایده‌ خلاقانه‌ اندرو استانتن‌ است؛ فیلمسازی‌ كه‌ نامزد دریافت‌ جایزه‌ معتبر اسكار شده‌ و نویسندگی‌ و كارگردانی‌ مشترك‌ انیمیشن‌ بلند سینمایی‌ سال‌ 1998 یعنی‌ را برعهده‌ داشته‌ است. این‌ ماجرای‌ شگفت‌انگیز و تماشای‌ دنیای‌ زیر آب، روایتگر داستان‌ سفر پرماجرا و جذاب‌ دو ماهی‌ است.

پدر و پسری‌ كه‌ در آبهای‌ استرالیا از هم‌ جدا می‌افتند و پدر در تلاش‌ برای‌ یافتن‌ فرزندش‌ نمو، دست‌ به‌ هر كاری‌ می‌زند. با صدای‌ آلبرت‌ بروكز مشهور بر روی‌ پدر نق‌نقوی‌ نمو كه‌ زندگی‌اش‌ را برای‌ دیدار دوباره‌ پسر به‌ خطر می‌اندازد، جان‌ می‌گیرد. صدای‌ الكساندر گولد تازه‌وارد هم‌ به‌ جای‌ نموی‌ جوان‌ و ماجراجو شنیده‌ می‌شود.

الن‌ دی‌ جنرز عهده‌دار ایفای‌ صدای‌ دوری‌ است، همراهی‌ فراموشكار اما به‌شدت‌ امیدوار كه‌ پدر در جریان‌ سفرهایش‌ با او برخورد می‌كند. ویلم‌ دفو صدایش‌ را به‌ گیل‌ قرض‌ داده، موجودی‌ تكرو و خودمدار كه‌ با پدر طرح‌ دوستی‌ می‌ریزد و به‌ جستجوی‌ نموی‌ گمشده‌ می‌رود. نایجل‌ هم‌ صدای‌ جفری‌ راش‌ را بر خود دارد.

او پلیكانی‌ عجیب‌ و غریب‌ است‌ كه‌ با همه‌ موجودات‌ می‌سازد الا مرغ‌ دریایی‌ و نهایتاً بری‌ همفریز كه‌ به‌خوبی‌ از عهده‌ صدای‌ یك‌ كوسه‌ سفید بزرگ‌ و البته‌ گیاهخوار برآمده‌ است.

6. نخستین‌ علایم‌ پس‌ از به‌ پایان‌ رسیدن‌ تقریبی‌ پروژه‌ در اكتبر سال‌ گذشته، حكایت‌ از دید منفی‌ برخی‌ منتقدان‌ نسبت‌ به‌ آن‌ بود. كار بدانجا رسید كه‌ حتی‌ عده‌ای‌ فیلم‌ را بدترین‌ محصول‌ پیكسار تا به‌ امروز معرفی‌ كردند. ولی‌ گروهی‌ دیگر برخوردی‌ منطقی‌تر داشتند.

مثلاً یكی‌ از مدیران‌ ارشد استودیو در اظهارنظری‌ گفت: شاید یكی‌ از تلاشهای‌ نه‌چندان‌ شگفت‌انگیز پیكسار باشد، اما من‌ به‌ جای‌ اینكه‌ آن‌ را در میان‌ پنج‌ فیلم‌ برتر سال‌ آینده‌ قرار دهم، احتمالاً جایی‌ در میان‌ ده‌ فیلم‌ برتر برایش‌ در نظر می‌گیرم.

البته‌ در شرایط‌ فعلی‌ نمی‌توان‌ جایگاه‌ را در پانتئون‌ آثار پیكسار مشخص‌ كرد و با قاطعیت‌ گفت‌ كه‌ از بهتر است‌ یا نه. در هر حال‌ باید تا تابستان‌ آینده‌ منتظر بمانیم. شاید هم‌ این‌ شایعات‌ منفی‌بافانه‌ تماماً از طرف‌ دیزنی‌ و برای‌ مختل‌ كردن‌ پروژه‌ اكران‌ موفق‌ فیلم‌ صورت‌ گرفته‌ بود. براساس‌ قرارداد همكاری‌ میان‌ استودیوی‌ پیكسار با شركت‌ والت‌ دیزنی، استیو جابز مدیر ارشد پیكسار نمی‌تواند رسماً استودیوی‌ فیلمسازی‌ خود را تا پیش‌ از ارایه‌ نسخه‌ كامل‌ سومین‌ فیلم‌ از قرارداد پنج‌ فیلمی‌ به‌ دیزنی‌ اداره‌ كند و یا بجز دیزنی‌ با شركتی‌ دیگر طرح‌ همكاری‌ بریزد. این‌ در حالی‌ است‌ كه‌ استودیوهای‌ رقیب‌ یعنی‌ لوكاس‌ فیلم‌ و دریم‌ وركز برای‌ فشردن‌ دست‌ همكاری‌ با جابز و پیكسار دندان‌ تیز كرده‌اند و منتظرند تا پس‌ از پایان‌ قرارداد او با دیزنی‌ و اكران‌ ی‌ جان‌ ستر در دسامبر 2005، پیكسار را به‌ سوی‌ خود بكشانند.

در این‌ حالت‌ كاملاً طبیعی‌ است‌ كه‌ دیزنی‌ برای‌ نخستین‌ شكست‌ پیكسار در گیشه‌ به‌ هر دری‌ بزند تا رقیبان‌ را از بستن‌ چشم‌ طمع‌ به‌ این‌ لقمه‌ لذیذ باز دارد.

7. آلبرت‌ بروكز كار خود را در پروژه‌ از ژانویه‌ 2002 آغاز كرد: برای‌ صدابرداری‌ چندین‌ جلسه‌ به‌ استودیو رفتم‌ و بعد به‌ دلیل‌ تعهد در یك‌ پروژه‌ سینمایی‌ دیگر، ناچار شدم‌ به‌ كانادا بروم. پس‌ از بازگشت‌ كار را از سر گرفتم‌ و یازده‌ جلسه‌ پیاپی‌ و هر جلسه‌ به‌ مدت‌ چهار ساعت‌ در استودیو حاضر شدم. آنها حلقه‌های‌ صدا را اول‌ ضبط‌ كردند تا انیماتورها بتوانند براساس‌ لب‌ زدن‌ ما و زبان‌ گفتن‌ هر دیالوگ‌ كار خود را بهتر انجام‌ دهند.

گرچه‌ شخصیتها قبلاً طراحی‌ شده‌ بودند و خط‌ كلی‌ داستان‌ هم‌ مشخص‌ بود، اما هنوز فرصت‌ بسیار زیادی‌ در اختیار تیم‌ قرار داشت‌ تا كار را بهبود ببخشند. اصلاً انیماتورها دعا می‌كردند ما ایده‌ای‌ بدهیم‌ و آنها دنباله‌ آن‌ را پی‌ بگیرند. جالب‌ است‌ بدانید كه‌ من‌ و الن‌ دی‌ جنرز هرگز در طول‌ مدت‌ صدابرداری‌ همدیگر را ندیدیم‌ و خب‌ البته‌ این‌ رویكرد در پیكسار طبیعی‌ و عادی‌ است. ضمن‌ اینكه‌ در پروژه‌های‌ مختلف‌ و به‌تبع‌ شرایط‌ اوضاع‌ فرق‌ می‌كند. مثلاً تام‌ هنكس‌ و تیم‌ آلن‌ در كنار هم‌ كار نكردند، ولی‌ بیلی‌ كریستال‌ و جان‌ گودمن‌ در با هم‌ دیالوگها را می‌گفتند. ظاهراً این‌ بنا به‌ تصمیم‌ و نظر كارگردان‌ است‌ كه‌ تشخیص‌ بدهد هر دو بازیگر در چه‌ سطحی‌ قرار دارند و آیا می‌توان‌ آنها را در كنار یكدیگر قرار داد یا نه! به‌ هر حال، هر كاری‌ كه‌ ما كردیم‌ صرفاً برای‌ جلب‌ رضایت‌ كودكان‌ بود.

8. الن‌ دی‌ جنرز نمی‌دانست‌ كه‌ صحبت‌ كردن‌ به‌ جای‌ شخصیتهای‌ یك‌ اثر كارتونی‌ تا این‌ اندازه‌ سخت‌ باشد: شنیده‌ بودم‌ كه‌ تام‌ هنكس‌ از سختی‌ این‌ كار شكایت‌ داشت، ولی‌ اصلاً منظور او را درك‌ نمی‌كردم.

حالا می‌فهمم‌ كه‌ تام‌ بیچاره‌ چه‌ كشیده‌ است. اما ماجرای‌ انتخاب‌ دی‌ جنرز هم‌ از سوی‌ اندرو استانتن‌ كارگردان‌ و فیلمنامه‌نویس‌ برای‌ ایفای‌ نقش‌ شخصیت‌ دوری‌ شنیدنی‌ است: می‌گویند فیلمنامه‌نویس‌ نباید به‌ هنگام‌ خلق‌ شخصیتهایش‌ فرد خاصی‌ را برای‌ ایفای‌ نقش‌ در نظر بگیرد.

ولی‌ من‌ این‌ قانون‌ را به‌ نوعی‌ زیر پا گذاشتم. مشغول‌ تماشای‌ تلویزیون‌ بودم‌ كه‌ دیدم‌ دی‌ جنرز میهمان‌ یكی‌ از برنامه‌هاست‌ و به‌ پرسشهای‌ مجری‌ برنامه‌ پاسخ‌ می‌گوید. او در طی‌ یك‌ دقیقه، پنج‌ مرتبه‌ موضوع‌ صحبت‌ را عوض‌ كرد و همانجا دانستم‌ كه‌ به‌ درد من‌ می‌خورد. چون‌ شخصیتی‌ كه‌ برای‌ او در نظر گرفته‌ بودم‌ از نظر حافظه‌ مشكل‌ داشت‌ و طبیعی‌ بود كه‌ این‌ ضعف‌ حافظه‌ در سخن‌ گفتن‌ او هم‌ تأ‌ثیر می‌گذاشت.

حالا باز هم‌ به‌ سراغ‌ الن‌ دی‌ جنرز برویم‌ و از مشقات‌ كار در یك‌ پروژه‌ انیمیشن‌ بشنویم: اصلاً تجربه‌ای‌ در این‌ زمینه‌ نداشتم‌ و نمی‌دانستم‌ كه‌ نهایت‌ كار چگونه‌ خواهد بود. همین‌ كه‌ آدم‌ باید تمام‌ احساس‌ خود را از طریق‌ صدایش‌ به‌ مخاطب‌ منتقل‌ كند، كار بسیار سختی‌ است.

سالها پیش‌ همسایه‌ای‌ داشتیم‌ كه‌ به‌ من‌ آموزش‌ یوگا می‌داد و در حین‌ تمرین‌ ترانه‌هایی‌ درباره‌ والها از ضبط‌ صوت‌ خانه‌اش‌ پخش‌ می‌شد.

اگر آن‌ موقع‌ می‌دانستم‌ قرار است‌ چندین‌ سال‌ بعد به‌ جای‌ یك‌ وال‌ در كارتون‌ صحبت‌ كنم، آن‌ ترانه‌ها را با دقت‌ بیشتری‌ گوش‌ می‌دادم. حالا هم‌ بسیار خوشحالم‌ كه‌ صدایم‌ بر روی‌ شخصیتی‌ ماندگار در تاریخ‌ سینمای‌ كارتونی‌ به‌ یادگار مانده‌ و البته‌ از والدینی‌ كه‌ كودكانشان‌ در خانه‌ صدای‌ وال‌ درمی‌آورند، معذرت‌ می‌خواهم. قرار است‌ از صدای‌ دی‌ جنرز در یك‌ مستند آموزشی‌ درباره‌ اهمیت‌ اقیانوسها نیز استفاده‌ شود.

9. اكران‌ در سینماهای‌ ایالات‌ متحده‌ و كانادا همزمان‌ شد با پخش‌ نسخه‌DVD انیمیشن‌ كلاسیك‌ استودیوی‌ دیزنی‌ یعنی‌ .

حتماً به‌ خاطر دارید كه‌ در داستان‌ ژول‌ ورن‌ هم‌ شخصیتی‌ به‌ نام‌ كاپیتان‌ نمو وجود دارد و اینجا هم‌ نام‌ شخصیت‌ اصلی‌ نمو است.

آیا این‌ اتفاقها تصادفی‌ است‌ یا قصد دیگری‌ از آن‌ در كار بوده‌ است؟ اندرو استانتن‌ شائبه‌ هرگونه‌ سوءاستفاده‌ را رد می‌كند: من‌ برای‌ نامگذاری‌ شخصیتهای‌ تمامی‌ فیلمهایم‌ عذاب‌ بسیاری‌ كشیده‌ام. برای‌ این‌ یكی‌ هم‌ دایماً فكر می‌كردم‌ اگر یك‌ ماهی‌ بخواهد اسمی‌ روی‌ خودش‌ بگذارد، آن‌ اسم‌ چه‌ می‌تواند باشد؟ عناوینی‌ نظیر گیل، مارلین‌ و دوری‌ را هم‌ از روی‌ آناتومی‌ اندام‌ ماهیها و سایر جانوران‌ دریایی‌ اقتباس‌ كردم.

به‌ جز نام‌ نمو هیچ‌ تشابه‌ دیگری‌ میان‌ با به‌ چشم‌ نمی‌خورد. ما تلاش‌ نمی‌كنیم‌ كه‌ لطفی‌ در حق‌ دیزنی‌ كرده‌ باشیم. حتی‌ زمانی‌ كه‌ داستان‌ هنوز نهایی‌ نشده‌ بود، من‌ نام‌ نمو را در ذهن‌ داشتم‌ و می‌دانستم‌ كه‌ به‌ لاتین‌ معنی‌ می‌دهد. بنابراین‌ خیلی‌ زود متوجه‌ شدم‌ كه‌ نام‌ كاپیتان‌ آن‌ فیلم‌ دیزنی، نمو است. این‌ ماجرا در ذهنم‌ ماند تا زمان‌ نهایی‌ شدن‌ پروژه.

10. در صحنه‌ای‌ هست‌ كه‌ در درون‌ بدن‌ یك‌ وال‌ می‌گذرد و از این‌ نظر شباهت‌ فراوانی‌ به‌ یكی‌ از آثار دهه‌ 40 دیزنی‌ دارد. اورن‌ جاكوب‌ كارگردان‌ فنی‌ پروژه‌ جدید پیكسار می‌گوید: ما قطعاً آن‌ صحنه‌ مشهور كارتون‌ را بارها و بارها تماشا كردیم‌ تا ببینیم‌ چگونه‌ انیماتورهای‌ دیزنی‌ در آن‌ زمان‌ صحنه‌ درون‌ بدن‌ یك‌ وال‌ را با دست‌ طراحی‌ كرده‌اند. كاری‌ به‌ خوبی‌ یا بدی‌ كار آنها نداریم‌ یا اینكه‌ صحنه‌ مربوط‌ به‌ فیلم‌ ما بهتر یا بدتر از فیلم‌ كلاسیك‌ دیزنی‌ است، فقط‌ شاید ما توانسته‌ باشیم‌ به‌ جزئیات‌ فیزیكی‌ صحنه‌ و فضای‌ واقعی‌ نزدیكتر بشویم. در حال‌ حاضر انیماتورها می‌توانند با استفاده‌ از قدرت‌ رایانه‌ و صرف‌ تحقیق‌ و انرژی‌ فراوان، به‌ راههای‌ بهتری‌ برای‌ درآوردن‌ فضای‌ طبیعی‌تر از حركت‌ آب‌ درون‌ بدن‌ یك‌ وال‌ دست‌ یابند.

11. اندرو استانتن‌ یك‌ ماه‌ پیش‌ از نمایش‌ عمومی‌ در سینماها اعلام‌ كرد كه‌ موفقیت‌ خارق‌العاده‌ انیمیشن‌های‌ قبلی‌ پیكساز ازجمله‌ موانع‌ متعددی‌ بر سر راه‌ پروژه‌ جدید او ایجاد كرده‌ است: فشار فراوانی‌ بر دوشمان‌ احساس‌ می‌كنیم.

اما اگر بخواهم‌ صریح‌ و روشن‌ حرف‌ بزنم‌ باید بگویم‌ تنها راه‌ موجود در مسیر فعالیت‌ ما این‌ است‌ كه‌ می‌دانیم‌ چگونه‌ هر كدام‌ از فیلمهایمان‌ را بسازیم. یعنی‌ فراموش‌ می‌كنیم‌ كه‌ دنیای‌ بیرونی‌ هم‌ وجود دارد و بعد با خیال‌ راحت‌ فیلمی‌ را می‌سازیم‌ كه‌ خودمان‌ هم‌ تماشا كردن‌ آن‌ را دوست‌ داشته‌ باشیم.

من‌ فقط‌ می‌دانم‌ كه‌ بچه‌ دارم، دوستانم‌ هم‌ بچه‌ دارند و حالا دیگر همه‌ این‌ واقعیت‌ را می‌دانند كه‌ فیلمهای‌ خانوادگی‌ به‌ اندازه‌ كافی‌ ساخته‌ نمی‌شود.

12. صدای‌ موجود بر روی‌ شخصیت‌ لاك‌پشت‌ بالغ‌ فیلم‌ از آن‌ اندرو استانتن‌ كارگردان‌ است‌ و نیكلاس‌ برد هم‌ نقش‌ لاك‌پشت‌ كودك‌ را برعهده‌ دارد. بد نیست‌ بدانید نیكلاس‌ فرزند براد برد است، فیلمسازی‌ كه‌ پروژه‌ بعدی‌ پیكسار با عنوان‌ حاصل‌ فعالیت‌ او در مقام‌ كارگردان‌ است.

13. از یك‌ منظر دیگر هم‌ فیلم‌ منحصربفردی‌ است.

چرا كه‌ تامس‌ نیومن‌ آهنگساز را برای‌ نخستین‌ بار تشویق‌ به‌ ساختن‌ موسیقی‌ متن‌ برای‌ یك‌ انیمیشن‌ بلند سینمایی‌ كرد. نیومن‌ كه‌ در كارنامه‌ هنری‌ خود دریافت‌ جایزه‌ معتبر گرمی‌ و نامزدی‌ دریافت‌ اسكار را هم‌ دارد، درباره‌ این‌ تجربه‌ جدید می‌گوید: راستش‌ خیلی‌ ترسیده‌ بودم. تا به‌ آن‌ روز تجربه‌ كار انیمیشن‌ نداشتم. تنها دلخوشی‌ام‌ این‌ بود كه‌ برادرزاده‌ام‌ رندی‌ نیومن‌ آهنگساز چهار فیلم‌ قبلی‌ پیكسار بوده‌ است.به‌ هر حال، از آنجا كه‌ كارهای‌ رندی‌ را بسیار دوست‌ دارم‌ و برایم‌ لذتبخش‌ هستند، كار در این‌ فیلم‌ هم‌ تجربه‌ وسوسه‌انگیزی‌ بود.

 

منبع: نقد سینما » شماره 9

نقد و بررسی فیلم به قلم

آنچه از این انیمیشن برتر می توان برداشت كرد:

در میان بازار پر هرج و مرج فیلم و انیمیشن که ذهن اطفال تا فکر و روح کهنسالان را آرام آرام می جود و دنیای ما را اگر نه در تباهی، به سرگرمی حقیرانه ای مشغول کرده است، گاهی آثاری پیدا می شود که باید به سازندگان آنها دست مریزاد گفت یکی آنها، انیمیشن در جستجوی نمو ( finding nemo) است

این اثر که با هنرمندی فراوانی تولید گشته است از چند نظر حائز اهمیت است که باعث شد در این سایت به معرفی آن بپردازیم :

1 – داستان جذاب و ماهرانه /

یکی از قابلیتهای اساسی یک اثر، برخورداری از داستان جذاب و پرکششی ست که بتواند برای بارها دیدن و بهره مند شدن از آن را ممکن کند.

داستان با یک حادثه تراژدی بسیار دردناک آغاز می شود که در جریان تهاجمی ناگهانی، خانواده ای شاد و آرام که در انتظار دیدن ثمره های زندگی خودند با خطر نابودی مواجه

می شوند. مادر که نماد فداکاری در کانون خانواده است، خود را در دل خطر رها می کند تا خانه و خانواده به تمامی از دست نرود. چیزی که در همان ابتدا عظمت داستان را به چشم

می نشاند.

بازیابی زندگی، تلاش برای سامان مجدد تا رساندن فرزند به سالهای رشد و شکوفایی، اشاره روشنی ست که اگر چه در فیلم جزئیات آ نرا نمی بینیم اما وقتی دلقک ماهی با شور و شادی فرزندش را تا مدرسه راهی می کند می توان همه آ ن سالهای سخت را در ذهن مرور کرد.

در ادامه و در راستای ویژگی های نوجوانی که می خواهد توانایی و قابلیتهای خود را بروز دهد، شاهد خطر کردن دلقک ماهی فرزند می شویم که حد امن حاشیه را تا متن عمق اقیانوس خطر می شکند. درست همان چیزی که اگر از چشم روشن والدین دور بماند

می تواند تعارض فرزند والد را کلید بزند

و بعد داستان خطر و خطر تا رسیدن به منظور، چه از ناحیه دلقک ماهی فرزند و چه از ناحیه پدری پرشور و دلباخته و نهایتا وصالی که بیشتر از آنکه پدر و فرزند را به هم برساند برترین خصائص عالی انسانی را در دل و روح بیننده رهنمون می شود

2 – سلامت و ارزش آموزشی /

این اثر بر خلاف بسیاری از آثار کارتونی که هر روزه به تعداد آنها اضافه می شود نه به موجودات غیرواقعی و فضایی پرداخته است و نه آلوده به نماهایی است که والدین را نگران اثرات مخرب آن کند.

می توان با خیال راحت فرزند را ( از اولین سالهای رشد و فهم تا آخرین مراحلی که می توان فرزند تلقی اش کرد ) به تماشای این اثر دعوت کرد و در کنار وی نشست و نتایج مبارک آن را در ذهن و دل کودک شاهد بود

3 – مناظر زیبا و دلنواز و روح افزا /

نماهای منحصر به فرد این اثر در به تصویر کشیدن موجودات خداوند در گستره اقیانوس چنان زیبا و روح افزاست که اجازه نمی دهد سختی ها و خطرات داستان ( که لازمه این اثر است ) آزار دهنده و خشن به نظر بیاید. حتی کوسه ها و دنیای آنها ضمن معرفی مناسبی از سبک زندگی آنها آنقدر ها دهشتناک نیستند که ناچار باشید جلوی چشم های کودکتان را بگیرید و یا به او دلداری دهید که این چیز ها همه دروغ و داستان است مبادا بترسی !

4 – کارکرد تربیتی روانشناختی اثر در موضوع خانواده و نوجوان /

این اثر بیش و پیش از آنکه بخواهیم یک داستان مخصوص کودکان به شمار آوریم می تواند یک کلاس آموزشی به حساب آید که به طرح ویژگی های یک خانواده و روابط مابین آنها

می پردازد و به والدین یاد می دهد که چگونه به قابلیتها و توانایی های فرزندانشان توجه کنند و ایمان بیاورند و نشان می دهد که یک مراقبت درست و اصولی از ناحیه والد بر فرزند با تحقیر توانمندیهای وی سازگار نیست و به پدر یاد می دهد به حکم رنجهایی که برده است و زحماتی که در رشد فرزند متحمل شده است جواز آن را ندارد که استقلال، توانایی و ویژگی های فرزندش را بخصوص در آستانه نوجوانی نادیده بگیرد.

و به فرزند می آموزد که چه شور و شوقی و چه حجمی از محبت و دلدادگی به فرزند در دل والدین موج می زند.

تاثیر این داستان در بیان درون روشن و زلال والدین ( حتی در کنار محدودیتهایی که برای فرزند ایجاد می کنند ) به حدی ست که می تواند هر فرزند و نوجوان رمیده از پدر را به آغوش وی برگرداند

5 – توجه به تابلوهای ارزشی همچون پایداری و مقاومت – مهر و محبت – ایثار و از خود گذشتگی – درایت و خلاقیت – امید /

از جمله ارزش های این اثر تلفیق چندین کارکرد عالی در یک داستان به هم پیوسته و جذاب است.

یکی از مشکلات یا ضعف های عمده داستان گویی یا فیلنامه نویسی هنرمندان ما در این است که در طرح یک موضوع ارزشی چنان در سطح می پردازند که بجای ایجاد میل و انگیزه آن برکت، ممکن است مخاطب به یک فرار یا مقاومت پنهان هم گرفتار بیاید.

در جستجوی نمو، شما ناخواسته به جستجوی مقاومت و پایداریی می روید که اساس کار این ماهی پدر و پسر است.

آنها از مرگ هراسی ندارند و آنچه را پیش چشم خود اصول می شناسند، رسیدن به هدف و منظوری ست که برای نایل آمدن به آن خطر را به جان استقبال می کنند.

محبت، چه از ناحیه مادر به فرزندانش، و چه از ناحیه پدر به فرزند و بالعکس و چه محبتی که در رابطه دوستی وجود آن ضرورت پیدا می کند و حتی محبت سنگینی که در ارزش گذاشتن به هدف دیگران خودنمایی می کند( مثل لاک پشتها، ماهی ها، مرغهای دریایی، پلیکان و… که بدون اشتراک در منظور و تنها بخاطر توجه به ارزشهای والایی با بخطر انداختن خود این ماهی پدر و پسر را یاری می دهند ) همه و همه از تدارکات زیبای این اثر قیمتی ست

همچنین ایثار یک فاکتور اساسی ست که بر تمامی این اثر سایه انداخته است. ایثاری که مادر ماهی ها در ابتدای فیلم می کند، تا ایثار ماهی پدر و فرزند برای یکدیگر، تا تک تک عوامل دیگری که جذابیت فداکاری را تا عمق وجود آدمی پیش می برند.

امید، به همراه درایت و خلاقیت کارکرد دیگری ست که در جستجوی نمو به شناسایی آن پی می بریم

منبع: مجتمع فرهنگی شاهدان

 

نقد و بررسی فیلم به قلم

خلاصه‌ داستان‌:

فیلم‌، داستان‌ ماهی‌ای‌ به‌ نام‌ «مارلین‌» است‌ كه‌ پسرش‌، نمو، را در دریای‌ مجاور بزرگ‌ترین‌ صخره‌ای‌ استرالیا بزرگ‌ می‌كند. از زمانی‌ كه‌ مادر نمو توسط‌ یك‌ كوسه‌ی‌ عظیم‌الجثه‌ خورده‌ شده‌، «مارلین‌» بسیار مواظب‌ و مراقب‌ پسرش‌ است‌. اما زمانی‌ كه‌ نمو برای‌ گردش‌ علمی‌ مدرسه‌ و بدون‌ پدرش‌ می‌رود، توسط‌ صیادی‌ گرفته‌ شده‌ و به‌ آكواریومی‌ در مطب‌ یك‌ دندان‌پزشك‌ منتقل‌ می‌شود. «مارلین‌» سفر پر مخاطره‌ای‌ را برای‌ یافتن‌ «نمو» به‌ سوی‌ سیدنی‌ آغاز می‌كند و با ماهی‌ دیگری‌ به‌ نام‌ «دُری‌» همراه‌ می‌شود. آن‌ دو در راه‌شان‌ با موانع‌ بسیاری‌ روبه‌رو می‌شوند.

هم‌زمان‌ «نمو» نیز به‌ كمك‌ دوستان‌ جدیدش‌ در آكواریوم‌، از آن‌جا می‌گریزد و سر انجام‌ با كمك‌ پلیكانی‌ مهربان‌، پدر و پسر همدیگر را می‌یابند.

كمپانی‌ پیكسار در ساختن‌ انیمیشن‌ برای‌ كودكان‌ بسیار موفق‌ بوده‌ است‌ و اكنون‌ با «یافتن‌ نمو» فیلم‌ خانوادگی‌ای‌ را ساخته‌ كه‌ نه‌ تنها كودكان‌ بلكه‌ بزرگ‌ترها نیز از دیدن‌ آن‌ لذت‌ می‌برند. داستان‌ پدری‌ كه‌ به‌ دنبال‌ پسر گمشده‌اش‌ می‌گردد. پدر (مارلین‌) یك‌ دلقك‌ ماهی‌ كوچك‌ است‌ و تاكنون‌ به‌ خوبی‌ از عهده‌ی‌ حفاظت‌ و حمایت‌ از پسرش‌ برآمده‌ است‌؛ مادر در اتفاقی‌ كه‌ خارج‌ از پرده‌ رخ‌ داده‌، از بین‌ رفته‌ است‌ (هر چند ما در ابتدا از این‌ موضوع‌ با خبر می‌شویم‌.)

زمانی‌ كه‌ «نمو» می‌خواهد روی‌ پای‌ خودش‌ بایستد، توسط‌ صیادی‌ صید شده‌ و به‌ آكواریومی‌ تزئینی‌ در اتاق‌ انتظار یك‌ دندان‌پزشك‌ منتقل‌ می‌شود. مارلین‌ پریشان‌ و نگران‌، برای‌ نجات‌ نمو عازم‌ راهی‌ پر مخاطره‌ و نامعلوم‌ می‌شود و در این‌ مسیر با دوستان‌ و دشمنانی‌ روبه‌رو می‌شود.

«دری‌» كه‌ از دوستان‌ او محسوب‌ می‌شود، یك‌ ماهی‌ كوچك‌ و آبی‌ و بسیار پرحرف‌ است‌ كه‌ حافظه‌ی‌ خوبی‌ هم‌ ندارد.

دوستان‌ جدید «نمو»در آكواریوم‌، به‌ او در فرارش‌ به‌ سوی‌ دریا كمك‌ می‌كنند. «یافتن‌ نمو» در پرورش‌ شخصیت‌ها و تقابل‌شان‌ با یكدیگر و (نیز تقابل‌ آن‌ها) با محیط‌ زندگی‌شان‌ بسیار محسوس‌ و بی‌نقص‌ عمل‌ كرده‌ است‌. خط‌ داستانی‌ جذاب‌ و شوخی‌های‌ علنی‌ و واضح‌ نیز به‌ قوت‌ فیلم‌ افزوده‌اند. و وظیفه‌ی‌ پدری‌ كه‌ دنبال‌ فرزند گمشده‌اش‌ است‌ (حتی‌ با در نظر گرفتن‌ این‌ كه‌ او یك‌ دلقك‌ ماهی‌ ضعیف‌ است‌) بسیار جدی‌ و مهم‌ به‌ نظر می‌آید.

شخصیت‌های‌ فیلم‌ بعضاً نقش‌ها و كمبودهایی‌ دارند؛ «نمو» از بدو تولد یكی‌ از باله‌هایش‌ كوتاه‌تر از دیگری‌ست‌ و «دری‌» تعادل‌ روانی‌ نداشته‌ و از حافظه‌ی‌ خوبی‌ هم‌ برخوردار نمی‌باشد.

هر چند گیج‌ بودن‌ «دری‌» در وهله‌ی‌ اول‌ خنده‌دار به‌ نظر می‌رسد، ولی‌ مثال‌های‌ زیادی‌ مشابه‌ او در بین‌ انسان‌ها وجود دارد و افرادی‌ مانند او به‌ نظرمان‌ بسیار آشنا هستند.

تلاش‌های‌ «مارلین‌» برای‌ برقراری‌ ارتباط‌ با «دری‌» و ایجاد رابطه‌ای‌ خوب‌ با او، موضوعی‌ست‌ كه‌ معمولاً در فیلم‌های‌ كارتونی‌ مربوط‌ به‌ حیوانات‌ از آن‌ استفاده‌ نمی‌شود.

وقوع‌ داستان‌ در منطقه‌ای‌ صخره‌ای‌ – دریایی‌ در استرالیا، از لحاظ‌ منطقی‌ به‌ وجود شخصیت‌های‌ فراوان‌ متشكل‌ از موجودات‌ دریایی‌ كمك‌ زیادی‌ كرده‌ است‌ و وجود آن‌ها در نظر بیننده‌ كاملاً قابل‌ قبول‌ است‌.

انتخاب‌ صداپیشگان‌ بسیار صحیح‌ انجام‌ شده‌، «بروكز» انتخاب‌ خوبی‌ برای‌ یك‌ قهرمان‌ است‌ و «دوژانرز» به‌ خوبی‌ توانسته‌ از عهده‌ی‌ ایفای‌ نقش‌ (صدای‌) «دری‌» یك‌ دنده‌ و كمی‌ خوش‌بین‌ برآید.

بقیه‌ی‌ گروه‌ هم‌ به‌ خوبی‌ از عهده‌ی‌ كارشان‌ بر آمده‌اند: «ویلم‌ دافو» سمبل‌ یك‌ ماهی‌ فرشته‌ خو، «جفری‌ راش‌» پلیكانی‌ مهربان‌ و حتی‌ «بری‌ هامفریز»، «اریك‌ بانا» و «بروس‌ اسپنس‌» كه‌ سه‌ كوسه‌ی‌ منحصر به‌ فرد با نوع‌ زندگی‌ مخصوص‌ به‌ خود هستند كارگردان‌ «اندرو استنتون‌» نیز با ظرافت‌ خاصی‌ از عهده‌ی‌ صدای‌ لاك‌پشت‌ دریایی‌ آرامی‌ كه‌ بر روی‌ آب‌های‌ شرق‌ استرالیا شناور است‌، برآمده‌ است‌.

«یافتن‌ نمو» از زیبایی‌ فیزیكی‌ و هنری‌ خاصی‌ برخوردار است‌ و به‌ طرز عجیبی‌ لطیف‌ و پراحساس‌ است‌.

این‌ انتخاب‌های‌ صحیح‌ و داستان‌ فوق‌العاده‌ زیبای‌ فیلم‌ نقاط‌ قوتی‌ هستند كه‌ اكثر منتقدان‌ بر آن‌ متحد القول‌ هستند و نكته‌ی‌ جالب‌تر این‌ كه‌ این‌ فیلم‌ بعد از گذشت‌ 3 هفته‌ كه‌ از اكران‌اش‌ می‌گذرد، بار دیگر این‌ هفته‌ به‌ صدر جدول‌ فروش‌ صعود كرده‌ است‌.

مترجم‌: برنا مسروری‌

منبع: مهر » شماره 4

 

نقد و بررسی فیلم به قلم

مصاحبه کننده: کتی هادلستون

آنچه پیش روی دارید گفتگوی صمیمانه لی آنکریج با ساینس فیکشن ویکلی درباره جایگاه انیمیشن، بزرگسالان و رتبه «در جستجوی نمو» در میان سایر انیمیشن های پیکسار است.

– از «در جستجوی نمو» بگو

خب، این فیلمی است که خود ما هم از کار بر روی آن هیجانزده شدیم. داستان فیلم درباره پدر و پسری است که در اعماق آبهای اقیانوس می گذرد. پدری به نام مارلین که تنهاست و وظیفه نگهداری از فرزند کوچکش نمو را به عهده دارد. روزی نمو توسط ماهیگیری از پدر جدا می شود و از آن لحظه به بعد تمام تلاش پدر معطوف بازگرداندن نمو به آغوش خود است. او می خواهد به هر طریق ممکن و به رغم تمامی ناملایمات فرزندش را بیابد. می گویم ناملایمات فرزندش را بیابد. می گویم ناملایمات چون نمو در واقع به آکواریوم اتاق کار یک دندانپزشک در سیدنی منتقل شده و نجات او از این مکان کار بسیار سختی است.

– یک کوسه ی گیاهخوار هم در داستان هست.

بله کوسه ی گیاهخوار. گرچه آنها تلاش می کنند تا به هر نحو ممکن گیاهخوار باقی بمانند. می دانیم که کوسه ها ذاتاً گوشتخوار هستند و همین امر جنبه جذاب داستان است.

– به نظر داستان شگفت انگیزی می رسد.

جالب و دیدنی است. البته این را هم نگفتم که صدای پدر توسط آلبرت کروز ایفا می شود. کروز بازیگری است که ما سالها به دنبال همکاری به او بودیم. او و الن دی جنرز(صدای شخصیت دوری) فیلم را به معنای واقعی کلمه جذاب و تماشایی کرده اند. این یک همکاری فوق العاده میان ما بود.

– گروهی که صدای شخصیت ها را برعهده دارند به نظر بسیار کار بلدند.

همه آنها فوق العاده اند. می دانید، تعدادی از نامهای موجود در فیلم در چند پروژه قبلی ما هم حضور داشتند. براد گرت در «زندگی یک حشره» هم بود و جان راتزنبرگر در همه فیلمهای ما. تک تک افراد حاضر در «نمو» در کارهای قبلی مان هم بوده اند. همکاری ما با راتزنبرگر چنان جذاب و دلچسب بود که حالا دیگر در آغاز هر پروژه نخستین نامی که به ذهنمان می رسد اوست. می دانم که او هم دوست دارد در خانواده ما حضور داشته باشد.

– در همان نگاه اول به محصولات پیکسار متوجه این نکته می شویم که معمولاً شخصیت های بزرگسال در مرکز توجه فیلم هستند.

بله ولی ما شخصیت «بو» را هم در «شرکت هیولاها» داشتیم و همینطور اندی که نوعی شخصیت محوری بود. در «در جستجوی نمو» هم شخصیت نمو به مراتب حضور بیشتری دارد. می دانید، کار کردن با کودکان چالشهای خاص خود را دارد و در عین حال واقعاً دلپذیر است.

-تمامی محصولات پیکسار برای بزرگسالان و کودکان به یک اندازه جذاب بوده اند. فکر می کنی «در جستجوی نمو» هم این ویژگی را دارد؟

کاملاً. در واقع ما بر روی پروژه هایی کار می کنیم که خودمان هم دوست داریم آن ها را تماشا کنیم. نمو هم قطعاً به دل هر مخاطبی خواهد نشست، درست مثل سایر فیلم ها. اگر نگوئیم بیشتر فیلم به معنای واقعی کلمه هوشمندانه و درجه یک است. شخصیت ها هم به نحو غیرقابل باوری دلپذیر از آب درآمده اند و گذراندن وقت با آنها لطف و صفای خاصی دارد.

– به هنگام خواندن فیلمنامه، چه چیز آن توجهت را جلب کرد؟

خب، اندرو استانتن نویسنده فیلمنامه همه آثار پیکسار بوده و این یکی را هم او نوشته. او اولین بار داستان نمو را چندین سال پیش در اختیار من، جان لستر و چند نفر دیگر از همکاران قرار داد. به نظرم درست پس از پایان پروژه «داستان اسباب بازی 2» بود. همان زمان هم همه متفق القول بودند که پیکسار باید بر روی این داستان سرمایه گذاری کند.

-تیم شما حقیقتاً استاندارد های بالایی را برای انیمیشن تعریف کرد. فکر میکنی جایگاه «در جستجوی نمو» در میان سایر آثار پیکسار چه باشد؟

می دانم. فشار زیادی بر روی ماست و شاید فکر کنید تحمل چنین فشاری برایمان سخت است. ولی ما از این فشار لذت می بریم و از توفیق بیشتر و بیشتر آثارمان خوشحالیم. هر محصولی که از دروازه پیکسار خارج می شود فراتر از حد تصور و انتظار ما موفق عمل می کند. این نباید ما از راه به در کند. ما در هر موقعیتی برای ساخت یک پروژه نهایت تلاشمان را به کار می گیریم تا بهترین را عرضه کنیم. حالا هم که «در جستجوی نمو» وارد بازار شده اعتماد به نفس اعضای گروه به بالاترین حد ممکن رسیده است. ما طبق معمول فیلم را در اکران آزمایشی امتحان کردیم و نتیجه کار بهتر از تمامی آزمایشهای قبلی بود. این خود قوت قلب ما را افزایش داد و دریافتیم آنچه ساخته ایم فیلم فوق العاده ی دیگری است.

– و نگران رقبای سرسخت تابستان امسال هم نیستید؟

نه. فیلم ما در شرایط بسیار مناسبی روی پرده می رود. یعنی دو هفته پس از اکران «ماتریکس 2» و یکی دو هفته هم رقیب جدی ندارد. بنابراین از تاریخ نمایش «در جستجوی نمو» احساس رضایت می کنیم و معتقدیم فیلم یکی از پرفروش ترین های تابستان امسال خواهد بود. ما از انتظارات مردم نسبت به خودمان آگاهیم و تمام تلاشمان را به کار بسته ایم تا ناامیدشان نکنیم.

مصاحبه کننده: کتی هادلستون

مترجم: هاله امیر مقدم

منبع: مجله نقد سینما، شماره 9


ممکن است شما دوست داشته باشید

4
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
4 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
2 Comment authors
ahmad reza rooAbe Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
trackback
Member

[&#8230 ;] نقد و بررسی انیمیشن Finding Nemo (در جستجوی نمو) &#8211 ; نقد &#8230 ; [&#8230 ;]

ahmad reza roo
Guest
Member
ahmad reza roo

با این انیمیشن خاطره زیاد دارم وقتی با برادر کوچکم این انیمیشن رو میدیدم برادرم از این که نمو پدرش رو گم کرده بود گریه می کرد و هر چی هم بهش میگفتیم بابا خب نگاه نکن می گفت نمی خوام و همینجور تا وقتی که مهدیگر رو پیدا کردند به این کارش ادامه داد.خیلی انیمیشن جالبی بود با داستانی بسیار زیبا.

Abe
Member
Member
Abe

یک انیمیشن زیبا با فضا سازی و طراحی بسیار شاد از دنیای اقیانوس ها که یکی از بهترین های پیکسار به شمار میره.