Escape Room (اتاق فرار)

۲۰۱۹ | درام, رازآلود, علمی تخیلی | ۹۹ دقیقه | درجه نمایشی PG-13

 

کارگردان :Adam Robitel

نویسنده :Bragi F. SchutMaria Melnik

بازیگران :Taylor RussellLogan MillerJay Ellis

خلاصه داستان :چهار دوست که در یک اتاق فرار در لس آنجلس شرکت دارند ، خود را گرفتار یک قاتل روانی می‌بینند. آنها برای فرار از آنجا کمتر از یک ساعت وقت دارند که پازل مورد نیاز برای فرار از اتاق را حل کنند. اما…

 
 

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

 

ویلیام بیبیانی – The Wrap (امتیاز ۷٫۲ از ۱۰)

این فیلم درباره‌ی اتاق‌های فراری است که به معنی واقعی کلمه شما را می‌کشند و اگر شما قصد دارید که به این پیش فرض باور داشت باشید، فیلم به همان اندازه‌ای که انتظارش را خواهید داشت خوب است.

 

امیلی یوشیدا – New York Magazine (امتیاز ۷ از ۱۰)

فیلم هیجان‌انگیز، سرگرم‌ و درگیرکننده‌ای است.

 

روزی نایت – IGN (امتیاز ۶٫۵ از ۱۰)

اگر قبلا سری فیلم‌های «اره»(Saw)  را دیده اید و دوست داشتید فیلمی بدون آن درجه از خشونت و تعدادی پازل بیشتر ببینید، از تماشای این اثر لذت خواهید برد.

 

گری گلداستین – Los Angeles Times (امتیاز ۶ از ۱۰)

فیلم در اکثر لحظات خود سرگرم‌کننده است و اگر بیش از حد غرق در آن نشوید و به منطق پشت آن فکر نکنید می‌توانید از آن لذت ببرید.

 

کیت ارلبند – IndieWire (امتیاز ۵٫۸ از ۱۰)

«اتاق فرار» علی‌رغم جذابیت‌های گاه و بیگاهش، نمی‌تواند از استانداردهای ژانر خود خارج شود و در نهایت نیز درگیر پیچش‌های داستانی یکسان و قابل‌پیشبینی می‌شود.

 

Philadelphia Daily News – (امتیاز ۵ از ۱۰)

فضا و زمان اثر شاید به نظر مناسب برسند اما به درد سطل آشغال می‌خورند.

 

میک لاسال – San Fransisco Chronicle (امتیاز ۵ از ۱۰)

«اتاق فرار» همچون سفری در شهربازی است. فیلم هیچ دلیلی برای چیزی بیش از این شدن ندارد و قصد ندارد استانداردهای ژانر را نیز ارتقا بدهد.

 

گلن کنی – The New York Times (امتیاز ۵ از ۱۰)

تقلیداتی از فیلم‌های مثل «مقصد نهایی»(Final Destination) و یا «بازی»(The Game) در این اثر مشاهده می‌شود اما فیلم هیچ‌وقت نمی‌تواند به اندازه‌ی آن‌ها خوب باشد.

 

اون گلیبرمن – Variety (امتیاز ۴ از ۱۰)

قسمت اول فیلم لحظات جذابی دارد. پس از آن اما ما راز پشت هر شخصیت را متوجه می‌شویم و دیگر فیلم چیزی برای ارائه ندارد.

 

دیوید فیر – Rolling Stone (امتیاز ۴ از ۱۰)

بهترین چیزی که می‌توانید درباره‌ی اتاق فرار بگویید این است که در طول فیلم شما ناامیدانه به دنبال راه خروجی سالن نمی‌گردید.

(این نقد و بررسی ممکن است «حاوی اسپویل» باشد. هیچ اطلاعات دقیقی فاش نشده است فقط برخی سرنخ‌های کلی به بیننده داده می‌شود)

تقریبا برای ۴۵ دقیقه‌ی ابتدایی این اثر، من فکر می‌کردم که نایا‌ب‌ترین نایاب‌ترین‌ها را کشف کردم؛ یک فیلم خوب ماه ژانویه‌ای. در نهایت اما فیلم قادر نیست تا در پایان سفر خود فرود خوبی داشته باشد. در طی ساعات پایانی آن، هر چیزی که درباره‌ی این فیلم هیجانی که با بودجه‌ی کم ساخته شده و خوب و جذاب است خود را غرق شده در بخاری از حماقت می‌بیند. امیدها و انتظاراتی که فیلم ممکن است چیز جذاب یا شگفت‌آوری در چنته داشته باشد – هر چیزی – توسط رویکردی بسیار کلیشه‌ای که تعداد شخصیت‌ها را یکی یکی کم می‌کند نابود می‌شود. فیلم به سبک همان اسلشرهای قدیمی « ترتیب افرادی که می‌میرند را حدس بزنید» است که برای مخاطبان PG-13 هماهنگ‌سازی شده است( به عبارت دیگر خشونت عریانی در اثر نیست). برای اینکه بخواهیم نمک به زخم بپاشیم باید بگوییم که «اتاق فرار» عملاً پایانی ندارد؛ فیلم صرفاً متوقف می‌شود و امید می‌دهد که چیز بیشتری در راه است. شاید بهتر بود که تیتراژ پایانی اثر با متن زیر پایان می‌یافت:« اگر می‌خواهید که ببینید چه اتفاقی بعد پایان فیلم می‌افتد دوستان خود را ترغیب کند تا بلیط دیدن فیلم را بخرند. بدین گونه فیلم به حد کافی درآمد خواهد داشت تا دنباله‌ای برای آن ساخته بشود.»

اتاق‌های فرار در سال‌های اخیر به یکی از فعالیت‌های محبوب گروهی تبدیل شده اند. در این فعالیت، گروهی از افراد در اتاقی زندانی می‌شوند و حال باید پازل‌ها را حل کنند و سرنخ‌ها را کشف کنند تا بتوانند راهی برای رفتن به بیرون از این محل پیدا کنند. محدودیت زمانی‌ای نیز برای این فعالیت‌ها وجود دارد(معمولاً ۱ ساعت) و یک سرگروه بازی که می‌توانند سرنخ‌هایی را در طی بازی به بازیکنان بدهد. در اتاق‌های فرار پیچیده‌تر( و صد البته گران‌تر) چندین سطح مختلف وجود دارند که بازیکنان باید آن‌ها را حل کرده تا در نهایت به خروجی پایانی برسند. این پدیده‌ی زندگی واقعی نقطه‌ی شروع فیلم «آدام رابیتل» است.

فیلمنامه‌ی اثر که حاصل کار مشترک «براگی شوت» و «ماریا ملنیک» است، ۶ شخصیت را به ما معرفی می‌کند، کسانی که ویژگی‌های شخصیتی اصلی شان شامل پیش‌زمینه‌هایی داستانی‌ای می‌شود که بیننده بتواند به آسانی آن‌ها را شناسایی کند و تشخیص دهد.

اصلی‌ترین شخصیت این اثر یعنی دانشجوی سال اولی به نام «زویی»( تیلور راسل) است، دانشجوی فیزیک بسیار باهوشی که به لحاظ ارتباطات اجتماعی ضعیف است و استاد دانشگاهش در جشن شکرگزاری به او گفته که:« کاری را بکن که تو را می‌ترساند». او جعبه‌ی پازلی در جلوی در خانه‌شان پیدا می‌کند و بعد از حل کردن آن موفق می‌شود تا دعوتنامه‌ای به یک رویداد خاص و اختصاصی «اتاق فرار» دریافت کند. همراهان او در این رویداد شامل «جیسون»(جای الیس)، یک ؟؟؟، بن(لوگان میلر) یک کارمند بورس، «آماندا»(دبورا آن وول) یک ارتشی که از ؟؟؟ رنج می‌برد، «مایک» (تایلر لابین) یک راننده‌ی کامیون و در نهایت «دنی»(نیک دودانی) یک معتاد به اتاق فرارها. جایزه‌ی بردن این بازی ۱۰ هزار دلار است. شرکت‌کننده‌ها قبل از متوجه شدن مشغول بازی هستند و خیلی زود مشخص می‌شود که مرگ تنها پیامد تصمیمات بدی که می‌گیرند است و هیچ راهی برای فرار به جز به پایان رساندن بازی نیست.

اکثر بخش‌های اولیه و مراحل ابتدایی چالش، «اتاق فرار» با سرعت مناسبی حرکت می‌کند تا حس تنش و رازآلودی بیافریند پیرامون اینکه واقعا چه اتفاقی در این مکان در حال رخ دادن است. برای مدتی در طول فیلم فکر می‌کردم که «رابیتل»(کسی که جدیدترین تجربه‌ی کارگردانی‌ش یک اسپین‌آف به نام «کلید پایانی»(The Last Key) بود) تلاش داشته تا فیلم را در جهتی شبی به فیلمی مثل «بازی»(The Game) دیوید فینچر به جلو ببرد، در جایی که واقعیت صرفا حقه‌ای بیش نیست و مسائل آنگونه که به نظر می‌رسند نیستند. متاسفانه وقتی که پرده به کنار می‌رود تا فیلم راز بزرگ خود را برملا کند، شگفتی آن روی شما تاثیری ندارد. فیلم از هم می‌پاشد وقتی که حقیقت اصلی آن بازگو می‌شود. اثر صرفا تبدیل به یک فیلم دیگر در ژانری تکراری می‌شود. اما این بدترین بخش آن نیست چرا که تعلیق پایان اثر نیازمند دنباله‌ای است – که ساخت آن قطعی نیست – تا بتواند عناصر نامشخص فیلم را جواب بدهد.

«اتاق فرار» محصول Blumhouse نیست اما اشتراکات زیادی با آن ‌فیلم‌های کوچک، معمولا سودرسان و ترسناک دارد؛ بودجه‌ی کم، بازیگرانی ناشناس و داستانی که مخاطب خود را می‌شناسد و قصد ارضای روحی آن‌ها را دارد. آن بخش ارضای روحی نشانگر سقوط فیلم است چرا که این اثر هیچ تلاشی برای استفاده از موقعیت‌هایش ندارد. فیلم شروع قوی‌ش، شخصیت‌های دوست داشتنی و فیلمنامه‌ای با پتانسیل بالا را هدر می‌دهد. در نهایت، تقویم دروغ نمی‌گوید. اگر استودیوی سازنده‌ی اثر پتانسیل بالاتری در آن می‌دیدند هیچ‌وقت در اولین جمعه‌ی بعد از فصل تعطیلات به روی پرده نمی‌رفت. فیلم شاید کمی توجه مشتاقان فیلم‌های ترسناک-هیجانی را به خود جذب کند اما جدای از آن‌ها چندان جذابیتی برای دیگران نخواهد داشت.

مترجم: امید بصیری


دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of