Dunkirk (دانکرک)

 

 

کارگردان : Christopher Nolan

نویسنده : Christopher Nolan

بازیگران : Fionn Whitehead, Damien Bonnard, Aneurin Barnard

خلاصه داستان : در جنگ جهانی دوم و در سال ۱۹۴۰ میلادی، گروهی از سربازان متفقین از کشور های بلژیک، برتانیا و فرانسه در محاصره ارتش آلمان قرار می گیرند و حدود یک هفته در بندر دانکرک کشور فرانسه گیر می افتند. اما سرانجام با کمک نیروهای پشتیبانی از این مخمصه نجات پیدا می کنند و …

 

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

 

 

با وجود اینکه «دانکرک» از نظر فنی یک فیلم جنگی است، اما لحن و سبکش قدرتمند و هیجانانگیز است. «کریستوفر نولان» برای ساخت جدّی ترین فیلمش تا به امروز هرچه در چنته داشته رو کرده. با وجود اینکه معمولا آکادمی اسکار به فیلمهای اکران شده در ماه جولای (تیرماه)، روی خوشی نشان نداده ولی شکی نیست که قطعا با یکی از نامزدهای بهترین فیلم سال رو به رو هستیم. اگر سکانس «ساحل اوماها» در فیلم «نجات سرجوخه رایان» (Saving Private Ryan) را بدون صحنههای وحشت آور و جلوه های ویژه و بدون در نظر گرفتن خط داستانی آن در نظر بگیریم، میتوانیم بگویم «دانکرک» از نظر شدت و التهاب، نسخه یک و نیم ساعته آن سکانس است. این اثر استثنایی سینما که در تابستان به روی پرده رفته امیدی برای سینما دوستانی است که معمولا از فیلمهای بلاک باستری که در این وقت سال اکران میشود دل خوشی ندارند.

 

Dunkirkنبرد دانکرک جایگاه ویژهای در تاریخ جنگ جهانی دوم دارد. این نبرد شکستی بود برای متحدین که منجر به تلفات و خسارات انبوهی شد. با این وجود همیشه از شکست خوردگان به فاتحان یاد میشود؛ چرا که منجر به بازگشت بیش از سیصدهزار سرباز به خاک انگلیس شد. آنچه که در دانکرک اتفاق افتاد آنقدر خارقالعاده بود که «وینستون چرچیل» در مراسم جشن ملی به مناسب نبرد دانکرک گفت: «ما نباید بازگشت سربازان را یک پیروزی کامل در نظر بگیریم. پیروز جنگ کسانی نیستند که از محل نبرد زنده باز میگردند.»

 

Dunkirkفیلم «دانکرک» هم با ظرافت از یک حادثه تاریخی به عنوان پس زمینهای برای روایت شخصیتهای تخیلی خودش همانند فیلم «تایتانیک» اما با ملودرام کمتر و بدون داستانی عاشقانه استفاده میکند. نولان با استفاده از تکنیک «رخداد موازی» (cross-cutting) حوادث اواخر ماه مِی سال ۱۹۴۰ را از سه منظر روایت میکند: مقر اصلی (پیاده نظام مستقر در ساحل که منتظر تخلیه هستند)، دریا (غیر نظامیان در حال عبور از کانال) و هوا (خلبان آتشبار که مأموریت دارد، مانع بمباران و رگبار آلمانها به سمت شناورها و سربازان بیدفاع شود.) به تصویر کشیدن نبردها برای کارگردانانی که فیلمهای مستندی انجام ندادهاند میتواند دشوار باشد. با توجه به محدودیت شخصیتهای حاظر در فیلم و تغییر موقعیتشان، دست نولان برای به تصویر کشیدن محیط جغرافیایی نبرد دانکرک باز بوده و چیزی از قلم نیوفتاده است.

 

Dunkirkبر طبق گفته های نولان، او دو فیلم «مزد ترس» (Wages of fear) و «سرعت» (Speed) را قبل از ساخت دانکرک مورد مطالعه دقیق قرار داده که ما تأثیرش را در فیلم به وضوح مشاهده میکنیم. هردو فیلم در بوجود آوردن تنش غیرگذرا و پایدار فوقالعاده هستند که «دانکرک» نیز در این ویژگی بیرحم است. نحوه تدوین فیلم نیز به این امر کمک فراوانی کرده است. به طور مثال کاتهای نولان از صحنه دلهره آور داخل هواپیما و بلافاصله نمایش صحنه پرتنش در ساحل مؤید این مسئله است. او با ظرافت خاصی در زمان جلو و عقب میرود تا همهچیز را بهم ارتباط دهد. صداگذاری «هنس زیمر» هم که با صدای تیک تاک ساعت، حس آویزانی و آشفتگی را القا میکند بینظیر است.

 

Dunkirkبازیگران فیلم نیز کار قابل ستایشی انجام دادهاند. اگرچه هیچ فرد خاصی محوریت صرف ندارد و کل فیلم نیز شخصیت محور و بازیگر محور نیست. بیشترین سکانسهای فیلم مربوط است به «تامی» با بازی (فیون وایت هد)، بازیگر نچندان شناخته شدهای که نماد یک سرباز معمولی و گیر افتاده در ساحل است که در تقلا برای بازگشت به خانه میباشد. «آقای داوسون» (مارک رایانس) هم نقش یک میهن پرست را ایفا میکند که وظیفه هدایت قایق کوچک خود «مون استون» را در طول کانال دارد. خلبان آتشبار «فرییر» (تام هاردی) در آسمان غرب فرانسه مشغول نبردی سخت با هواپیماهای آلمانی است. نقشهای مکمل قابل ستایشی نیز همچون همرزم تامی «هری استایل» (ستاره پاپ)، سربازی که تحت تأثیر نبرد شوکه شده (سیلیان مورفی) و «فرمانده بولتون» (کنس برناق) که افسر مافوق ارتش انگلیس در دانکرک هست، را میتوان نام برد.

 

خب مشکل دانکرک کجاست؟ خیلی کم. ساختار فیلم و محتوی آن اجازه هویت بخشی زیادی به شخصیتها نمیدهد. هیچ فردی بر روی صفحه آنقدر نمیماند که این اتفاق بیوفتد ولی در عوض بیننده با لحظات احساسی و تراژیک فیلم واکنش احساسی برقرار میکند. زمانهایی بود که به علت صداهای مزاحم و موسیقی متن، به سختی صحبتهای اشخاص را متوجه میشدم. (البته نمیدانم که آیا این تکنیک تلفیق صدا بود یا مشکلی در صوت، که با توجه به شهرت نولان در توجه به جزئیات فیلمهایش احتمال اولی بیش از دیگری است.)

 

Dunkirkاز زمان فیلم «نجات سرجوخه رایان» (Saving Private Ryan) شاهد تغییری در به تصویر کشیدن کشتارها در فیلمهای جنگ جهانی دوم بودیم. قبل از ۱۹۹۷ بیشتر فیلمها بدون خونریزی بود که «اسپیلبرگ» این رویه را تغییر داد. نیم ساعت اولیه فیلم «نجات سرجوخه رایان» تأثیر عمیقی بر روی بیننده داشت و علتش هم بکر بودن همین صحنههای جریحه دار و پر از خونریزی در فیلم بود. این رویه تا سال ۲۰۱۶ در فیلم «لبه تیغ» (Hacksaw Ridge) که فیلمی خونبار و همچنین الهامبخش بود، ادامه داشت. «دانکرک» در استفاده از نماهای بسته افراد کشته شده و شاتهای طولانی از امعا و احشا بدور است اما نمیتوانیم بگوییم که هیچ صحنه دلخراشی در فیلم نیست و این امری قابل تحسین است زیرا: دانکرک میخواهد با استفاده از دلهره و اضطراب، داستان را تقویت کند و استفاده از جلوههای به کار رفته در فیلمهای ترسناک ممکن است باعث حواسپرتی بیننده شود. به نظر من توجه کمتر به خونریزی در فیلم باعث نشده که از واقعیت صحنهها کم شود.»

 

اینکه بگوییم «دانکرک» حماسیتر از فیلم «درمیان ستارگان» (Interstellar) یا سری فیلمهای «شوالیه تاریکی» نیست، مته به خشخاش گذاشتهایم. هم تجربه فیلم از نظر احساسی و هم عقلی راضی کننده است. یک بسته کامل از تمامی انتظارات برای اشخاصی که پیشبینی کرده بودند این فیلم یکی از قویترین فیلمهای روی پرده در سال ۲۰۱۷ خواهد بود. «نولان» با هر فیلم جدید، شهرتش را به عنوان یک فیلمساز مشتاق و ریسک پذیر گسترش میدهد. «دانکرک» نیز یک موفقیت دیگر و فصلی جدید برای فیلمهای پر قدرت و پایدار است.

اختصاصی نقدفارسی

مترجم: سید مجتبی حسینی

 

 


 

 

“Dunkirk/دانکِرک” یک شاهکار اِمپِرسیونیسم (دریافت گری) است.البته این ها اولین کلماتی نیستند که انتظار دارید درباره یک برنامه سر گرمی تابستانی آن هم با این بودجه عظیم به کار برده شود که توسط یکی از نام آورترین کارگردانان پول ساز صنعت فیلم ساخته شده است.اما این فیلم جنگی در نوع خود کم نظیر است،فیلمی که از بوم بزرگ و گرانی استفاده می کند اما کل مجموعه را نه صرفاً در قالب یک منظره محض،بلکه در قالب لحظات مجزا،خوش ساخت و اغلب خودمانی نیز به بیننده منتقل می کند.سربازان بریتانیایی مملو از حزن،ترس و در عین حال ثابت قدمی همراه با اطمینان خلاقانه شان در این روایت تاریخی بزرگ با گرفتاری های بی شمارشان دسته و پنجه نرم می کنند.کریستوفر نولان به لطف مشارکت های فراوان اش برای کمپانی برادران وارنر توانست حق ساخت این فیلم را به دست آورد.او از آن سه گانه نهایت بهره اش را برد.

 

Dunkirkبا پدیدار شدن فیلم هایی در باره وینستِن چِرچیل (“Darkest Hour/سیاه ترین ساعت”) در این روزها،داستان عزیمت انگلستان در برابر تجاوز نازی ها که به ۷۵ سال قبل بر می گردد،دو باره بر سر زبان ها افتاده است.نوستالژی وجود رهبری اثر بخش و سرزمین بریتانیایی که دیگر وجود ندارد،بدون شک در این امر دخیل است اما برای تمام ظرفیت های عاطفی اش،این فیلم حول حوش احساسات پَست،کلیشه های خشک یا استعاره های متعارف فیلم های جنگی نیست؛بلکه حول حوش چیزهای مهم تری نظیر عزم،اراده و بقا بر سر زمین،آب،و هوا است.هنگامی که یکی از سربازان در نهایت می تواند پس از یک سفر دل خراش به خانه باز گردد،با عبارت “آفرین” از او استقبال می شود.سپس سرباز در پاسخ می گوید:”تمام کاری که کردیم،زنده ماندن بود،همین کافی است.” سربازی که تقریباً به طرز معجزه آسایی،برای مبارزه در یک روز دیگر نیز نفس خواهد کشید.

 

با استفاده از یک ساختار روایی ریسک دار و حتی رادیکال که داستان سرایی را به سه گاه نگاری میان برش با مدت های مختلف تقسیم می کند،”Dunkirk/دانکِرک” اوج مصیبت و تلاش های نیروی اعزامی بریتانیا برای کمک به نیروهای فرانسه،بلژیک و کانادا در برابر حملات نابودگر فوق العاده سریع آلمانی ها در فرانسه در بهار سال ۱۹۴۰ را به نمایش می گذارد.حدود چهارصد هزار سرباز که اکثرا بریتانیایی بودند،در نهایت به سواحل دانکِرک،در شمال فرانسه،رسیدند و از روی ناچاری و نا امیدی به دنبالی راهی برای رسیدن به کانال انگلیس (کانال مانش) در بیست و شش مایلی خود بودند؛کانالی بسیار نزدیک که عملاً می شد آن را دید،اما در عین حال بسیار دور.

 

Dunkirkباید چند مسئله عملی و لجستیکی اساسی را درک نمود.برای نمونه،آب های کم عمق مانع ورود کشتی های بزرگ می شدند و صاحبان انگلیسی “کشتی های کوچک” تقویت می شدند تا بتوانند عبور کنند و جان سربازان را تا حد امکان نجات دهند.با این حال،مشاهده مردان منتظر بی شمار در صف های بی پایان که امیدوار هستند سوار کشتی شوند،باعث می شد همه این اتفاقات یک ماموریت واقعا غیر ممکن به نظر برسد.

 

Dunkirkکریستوفر نولان که خودش فیلم نامه را نوشته است،حقیقت وحشیانه این وضعیت را مستقیماً با بی رحمی ها و تازیانه ها نشان می دهد.در صحنه اول،می بینیم که چندین سرباز انگلیسی حین فرار به سوی خیابان های شهر تیر می خورند و همگی آن ها به جز یکی می میرند.تامی (فیِن وایت هِد) خودش را به ساحل می رساند،جایی که هم اکنون هزاران تن از سربازان دیگر را می بیند که منتظر هستند منتقل شوند؛جایی که انتخاب مرگ و زندگی هزاران نفر در آن واحد انجام می شود.یکی از تصمیمات جسورانه کریستوفر نولان این بود که هرگز حتی یک نازی را هم نشان ندهد؛ما نتیجه تهاجم دشمن را به ویژه از هوا می بینیم اما حتی یک بار هم شاهد یک تبه کار یا یک صلیب شکسته نیستیم.این نمایش صرفاً تهاجم دشمن به عنوان هدفی برای احساسات تهاجمی خود بیننده انجام شده است.

 

تامی مدت کوتاهی بعد در ساحل به دو سرباز دیگر می پیوندد و این سه با هم نقشه ای برای رسیدن به دیواره ساحل می کشند،جایی که یک اسکله باریک طولانی وجود دارد که در آن قایق ها را می توان تحت نظارت افسر نیروی دریایی فرمانده بولتِن (کِنِت بِرانا)،بی طرف ترین فرد در آن ناحیه و هم تای ارتشی او،سرهنگ وینِنت (جِیمز دارسی) به لنگر گاه بست.

 

Dunkirkاز آن جا که کشتی های نیروی دریایی عمدتاً بی استفاده بودند،تنها تلاش واقعی نظامیان انگلیسی می توانست نیروی هوایی باشد و در این جا نیز سه هواپیمای جنگی اِسپیت فایر فرستاده شده بود تا هر تعداد بمب افکن و جنگنده نیروی هوایی آلمان نازی را که می توانند نابود کنند.تام هاردی نقش خلبان را بازی می کند که دو باره چهره اش پشت ماسک پنهان شده است (همانند فیلم “The Dark Knight Rises/شوالیه تاریکی برمی خیزد”.توالی های هوایی به طرز هوش مندانه و هیجان انگیزی فیلم برداری شده اند و کریستوفر نولان به خوبی نشان داده که تنظیم یک هدف متحرک و پرتاب بمب به آن چقدر دشوار است.

 

سومین رشته بزرگ در این روایت،تلاش دلیرانه یک ملوان غیر نظامی میان سال به نام داوسِن (مارک رایِلِنس) و پسر نوجوان اش پیتِر (تام گِلین-کارنی) برای حرکت دادن قایق باد بانی خصوصی کوچک شان در کانال است تا بتوانند هر تعداد نفراتی که می توانند به خانه باز گردانند.در آخرین لحظه،یکی از دوستان پیتِر،جورج (بِری کُگِن) به آن دو می پیوندد.جورج یک پسر تازه کار است که اصلاً خبر ندارد در این قایق چه می گذرد،مخصوصاً پس از این که تک باز مانده ای از یک کشتی غرق شده (سیلیِن مورفی) را سوار می کنند.

 

Dunkirkحرکت زیرکانه و جسورانه کریستوفر نولان که تنها با مرور زمان مشخص می شود،میان برش این سه روایت مربوط اما متمایز است که هر کدام چار چوب زمانی و مدت خودشان را دارند:تخلیه عمومی به مدت نُه روز ادامه داشت (که در طی آن آلمانی ها از زدن تیر خلاص نهایی به بریتانیایی ها به دلایلی خود داری کردند که هنوز هم بر سر آن ها بحث است)،عبور داوسِن از کانال تنها یک روز به طول می کشد و نبرد هوایی احتمالاً در واقعیت،اندکی بیش تر از یک ساعت طول می کشد.با این حال،تمام این اتفاقات طوری به هم آمیخته شده اند که انگار هم زمان اتفاق می افتند،راه بردی که در نهایت سعی دارد تاکید کند که آن چه را که مشاهده می کنیم،یک باز نمایی بسیار انتخابی از کل وقایع است،هم از نظر تعداد شرکت کنندگان و هم از نظر محدوده زمانی.

 

Dunkirk“Dunkirk/دانکِرک” هم چنین به وضوح نشان می دهد که سربازان چطور وقایع یک سان را بسیار متفاوت با یک دیگر تجربه می کنند.در ساحل،ده ها هزار نفر در صف ایستاده و منتظر عبور هستند.آن ها بی دفاع و هراسان از هر گونه تهاجم احتمالی دشمن هستند؛بالای سر آن ها خلبانان انفرادی [بریتانیایی] در آسمان بسیار روشن به دنبال هواپیماهای دشمن پرسه می زنند و درگیر دوئل های هوایی هستند و در یک صحنه نفس گیر مجبور می شوند هواپیماهای شان را در آب فرود بیاورند؛چندین سرباز به طور مشقت باری در لاشه یک قایق واژگون پنهان شده اند؛لاشه ای که هنوز چند گلوله در فلزات آن مانده است و یک قایق امداد از صلیب سرخ نیز در بندر گاه غرق شده و وحشت عظیمی را به وجود آورده است.صدها هزار نفر از سربازان با یک دیگر در این مخمصه شدید گرفتار شده اند و در تک تک اتفاقات مهیب،تنهای تنها و بدون کمک هستند.

 

Dunkirkتمامی فیلم های کریستوفر نولان به شدت بصری هستند، اما منصفانه است که بگوییم “Dunkirk/دانکِرک” به خاطر پراکندگی دیالوگ ها و عمل پذیری دشوار آن ها،ماهیت بصری ویژه ای دارد.این یک فیلم جنگی مملو از سخنرانی های الهام بخش،پراکندگی موضوعی ناشی از درماندگی از باز گشت عزیزان به خانه و یا امید به آینده نیست.خیر،تنها حول حوش “این جا” و زمان “حال” و مسائل موجود تحت شرایطی است که هم به انتظار بی پایان و هم به پاسخ های آنی نیاز دارند.تام هاردی احتمالاً صرفاً چند لاین در کل فیلم دارد و به خاطر ماسک،بیش تر نقش اش را در فیلم با چشم بازی می کند،چیزی که واقعا در آن مهارت یافته است.اگر چه درست است که بگوییم هیچ کس میان بازیگران بزرگ فیلم بر جسته نیست اما همان طور که نیاز بود،همگی کار خودشان را به خوبی انجام داده اند.

 

اگر چه فیلم عمیقاً در سیر لحظات غیر منتظره پیش می رود اما این سیر به دلیل وقایع قهرمانی دروغین یا احساسات ساختگی نیست.به دلایلی که بدون شک از یک بیننده تا بیننده دیگری متفاوت است،انفجار احساسات در این جا گاهی همانند انفجار خرج های عمقی [نوعی سلاح انفجاری ضد زیر دریایی] است.هرگز این احساس به بیننده منتقل نمی شود که کریستوفر نولان_بر خلاف گفته اِستیوِن اِسپیلبِرگ_درام را طوری دست کاری می کند که بیننده را وادار به حس هم دری سازد.هم چنین هیچ چیزی شبیه به “آتیش بیار معرکه شدن” عاطفی که در موسیقی های جان ویلیامز وجود دارد،در این فیلم دیده نمی شود.

 

Dunkirkبلکه در واقع کاملاً بر عکس است.هانس زیمِر در موسیقی متنی که باید یکی از پر فراز و نشیب ترین موسیقی متن های بی شمارش باشد،به فیلم به شدت با آهنگ هایی نیرو می بخشد که به طور برابر هم صدا و هم موسیقی را به اثری فوق العاده در می آورند.این اثر عمدتاً در زمینه است و بازی بازیگران را آن طور که باید تقویت می کند.اما گاهی به تنهایی به صورت یک اثر شکننده در می آید.در تجربه نخست،در ذهن انسان به عنوان یک قطعه اثر هنری شگفت انگیز ثبت می شود که باید چندین بار تکرار گردد تا بتوانیم نحوه ادراک آن و چگونگی به کار رفتن آن در این درام روایی را تجزیه و تحلیل کنیم.

 

Dunkirkسطوح مشابهی از آثار بر جسته در سر تا سر این فیلم دیده می شود،به ویژه فیلم بردار هویت وَن هویتِما که دومین هم کاری متوالی اش با کریستوفر نولان در ترکیب فرمت آی مَکس و فرمت فیلم شصت و پنج میلی متری تصویر برداری شده و یک اثر خیره کننده را با نسبت ابعاد جعبه مانند آفریده است؛این فرمتِ ترکیبی قطعاً در غوطه وری تقریباً لحظه ای بینندگان درون دنیای موجود در فیلم نقش مهمی دارد.طراحی تولید،طراحی صحنه و لباس و تیم های جلوه های بصری و ویژه نیز در خلق احساس کاملاً اصیل فیلم در بیننده نیز نقش مهمی داشته اند.لی اِسمیت (تدوین) نیز به کارگردان کمک کرده است تا داستان را به سرعت در ۱۰۶ دقیقه به نمایش در آورد و این فیلم را به کوتاه ترین فیلم کریستوفر نولان پس از فیلم “Following/تعقیب” تبدیل کند.فیلم “Following/تعقیب” فیلم نخست،کوچک و وطنی کریستوفر نولان در سال ۱۹۹۸ بود.

 

قتل عام بریتانیایی ها در دانکِرک تقریباً قطعاً به تسلیم بریتانیا به هیتلر و عدم دخالت آمریکا در جنگ اروپا منجر می شد.بنا بر این اوج فیلم،که به لطف نمایش بصری خیره کننده سر نوشت شخصیت تام هاردی بسیار زیبا است،بیش تر شبیه آغاز جنگ واقعی است.با این حال،حتی در این جا نیز کریستوفر نولان فهمیده است که با یک خیل عظیم چگونه بر خورد کند.راه کار او این بود که قطعه ای از سخن رانی مشهور وینستِن چِرچیل در ۴ ژوئن ۱۹۴۰ با عنوان “ما باید در سواحل مبارزه کنیم” را بر گزیند و نه خود سخن ران بزرگ،بلکه یک سرباز عادی آن هم با یک لحن بسیار پیش پا افتاده این قطعه را بیان کند.

 

در “Dunkirk/دانکِرک”،کریستوفر نولان توانسته همه چیز را درست از آب در بیاورد.

اختصاصی نقدفارسی

مترجم: رضا اسدی

 

 


 

 

حماسه جنگی آخر الزمانی کریستوفر نولان بهترین فیلم او تا به امروز است.

 

نولان برای نمایشی قدرتمند و ماهرانه از یک فاجعه، از صحنه های رایج جنگی دوری می کند و فیلمی می سازد که داستانی برای گفتن دارد.

 

Dunkirkکریستوفر نولان ناکامی بزرگ پر هزینه یا همان پیروزی بی صرفه بریتانیا در ۱۹۴۰ را با نمایشی وحشت آفرین و شوکه کننده به روی پرده آورده است. او بیننده را به لحظات تخلیه نا بسامان نیروهای بریتانیا از شمال فرانسه پس از نبرد فاجعه آمیز “Dunkirk/دانکِرک” می برد-تخلیه با کمک قایق های کوچک غیر نظامی انجام شد که امروزه به ناوگان کوچک افسانه ای معروف هستند. بخشی از فیلم به فاجعه و بخشی دیگر به حماسه فشرده جنگی می پردازد و کلیت آن با دوران برگزیت (خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۶) بسیار مناسبت دارد.

 

Dunkirk“Dunkirk/دانکِرک” کریستوفر نولان نوعی قطعیت درخشان را روی پرده به نمایش می گذارد که آخرین بار در “Titanic/تایتانیک” جِیمز کَمرِن یا “United 93/یونایتد ۹۳” پال گرینگِرَس دیدم و بسیار متفاوت از در هم پیچیدگی علمی تخیلی و اغراق سر در گم فیلم قبلی او، “Interstellar/در میان ستارگان”، است. “Dunkirk/دانکِرک” فیلمی قدرتمند و استادانه است که داستانی برای گفتن دارد، از صحنه های جنگی رایج پرهیز می کند تا چیزی فلاکت زده و آخر الزمانی را به تصویر بکشد، منظره ای از شرم به وسعت یک ساحل، آکنده از سربازانی که در اثر شکست به مردگانی متحرک تبدیل شده اند، دنیای خشن مردانه ای که تقریبا هیچ زنی در آن دیده نمی شود.

 

Dunkirk“Dunkirk/دانکِرک” بهترین فیلم کریستوفر نولان تا به امروز است.موسیقی متن این فیلم نیز بهترین اثر هانس زیمِر محسوب می شود: هم نوازی هراس آور،مویه کننده و نالان با کابوس روایت شده که سر انجام برای رهایی خود به واریاسیون های اِلگار (اِدوُرد اِلگار،آهنگ ساز بریتانیایی) مانند تغییر می یابد. هانس زیمِر مرثیه دوازده نغمه ای بی وقفه ای خلق می کند که سوت پرتاب بمب افکن ها و گردش دلهره آور جذر و مد را به یاد می آورد و با صدای کر کننده توپ خانه و آتش تیر بار چنان ترکیب می یابد که گویی از درون شنونده به بیرون پرتاب می شود و هم صدا با رگ بار گلوله سر تا سر سالن سینما پخش می شود.

 

Dunkirkالبته فیلم در مقیاسی عظیم و به سبک کریستوفر نولان پرداخت شده است. از نگاه سنتی، نبرد “Dunkirk/دانکِرک” واقعه ای در شرف شکست بود که به گونه ای معجزه آسا از فاجعه رهید. قایق های کوچک شجاع در مقابل شرایطی ایستادند که در آن استراتژی ارتش آلمان نازی باعث تضعیف ارتش بریتانیا شده بود، دولت بریتانیا نیز با این بد گمانی تحقیر شد که فقط اشتباه محاسباتی یا سیاست عملی مرموز هیتلر بود که جلوی پیشروی ارتش آلمان را گرفت و تخلیه را ممکن ساخت. گونه دیگری از فیلم “Dunkirk/دانکِرک” می توانست شامل صحنه های مقر فرماندهی در برلین باشد که ژنرال ها را در حال بحث با پیشوا درباره این موضوع نشان می دهد. احتمالا کریستوفر نولان نمی خواسته فیلمش در حد هجویات یوتیوب بازهای جعلی تنزل یابد.

 

تیتراژ ابتدایی مجموعه تلویزیونی طنز “Dad’s Army/ارتش پدر” با فلش های روی نقشه که پیشروی نازی ها به سمت شمال را نشان می دادند و تم موسیقی فِلِنِگِن (مارک فِلِنِگِن، آهنگ ساز بریتانیایی) الهام گرفته از فیلم “Dunkirk/دانکِرک” لِزلی نورمِن ۱۹۸۵، باعث شدند واقعه “Dunkirk/دانکِرک” پس از جنگ وارد جریان فرهنگ عامه بریتانیا شود. اما کریستوفر نولان خیال ندارد با خنده یا شادی روحیه ها را بالا ببرد.او فاجعه بزرگی را به تصویر می کشد که در آن چوبه های مرگ برپا شده اند و تشویش و اضطراب خارج از تحمل است.

 

Dunkirkبی درنگ وارد صحنه پر سر و صدایی می شویم.در خیابان های “Dunkirk/دانکِرک” و زیر آتش سنگین، سربازی به نام تامی (فیِن وایت هِد) نا امیدانه به سمت ساحل سینه خیز می رود و پیش روی خود دور نمایی کابوس وار می بیند: صدها هزار سرباز فرانسوی و انگلیسی رها شده که سر تا سر ساحل در انتظار به سر می برند. اجساد همین جا دفن می شوند. کشتی نجاتی در کار نیست و برای جلو گیری از یکی یکی تیر خوردن آن ها پوشش هوایی وجود ندارد.ت امی در صدد تماس با سرباز دیگری به نام الکس است (هِری اِستایلز که در نخستین نقش آفرینی خود یک بازی کاملاً قوی ارائه می دهد). در این میان فِریِر (تام هاردی)، خلبان نیروی هوایی سلطنتی، از بالا با دشمن درگیر و با خطر نا امیدکننده سوخت مواجه می شود. افسر غر غروی نیروی دریایی با بازی کِنِت بِرانا متفکرانه افق را تماشا می کند. در جبهه خانگی آقای داوسِن، با بازی کوتاه مارک رایِلِنس، قایق کوچک خود را برمی دارد،به ناوگان مردمی می پیوندد، با افسری زخمی (سیلیِن مورفی) مواجه می شود و در راه فدا کاری طاقت فرسایی پایداری می کند که زنده می ماند تا ببیند رسانه ها درباره اش افسانه بافی و دروغ نمایی می کنند.

 

Dunkirkاز لحاظ نظامی، فیلم در بیش تر لحظات تقریباً ایستا است: پیش از شروع فیلم نبرد پایان یافته است و همانند نسخه لِزلی نورمِن زمینه روایی وجود ندارد. کریستوفر نولان از همان آغاز بیننده را با آشوب و وحشت، تصاویر بهت آور و صحنه های خیره کننده محاصره می کند که روی پرده ی عریض ۷۰ میلی متری به نمایش در می آیند، به خصوص پل شناوری که سربازان در آن چپیده اند و در مواجهه با هواپیمای دشمن در دریای متلاطم پخش و پلا می شود. این صحنه بیانی معمار گونه از اشتیاق زوال یافته برای باز گشت به میهن است. در صحنه ای چشم گیر تعدادی از سربازان را می بینیم که تقلا می کنند سوار یک ناو شکن شوند، از آن ها با چایی استقبال می شود، حالا تهدید بر طرف شده، تصویری از نان و مربا، مستطیل هایی کوچک به صورت لکه های سوررئال قرمز بر زمینه خاکستری و خاکی. در صحنه ای که سربازان در کنار امواج خروشان منتظر هستند وحشت مجاب کننده ای وجود دارد،امواج کف آلود چنان سر ریز می شوند گویی باز ماندگان حادثه ای طبیعی و وحشتناک هستند.

 

شاید کریستوفر نولان از صحنه ای در فیلم “Atonement/تاوان” اندکی الهام گرفته باشد (امری که بخشی غریزی در فیلم سازی محسوب می شود.) اما به جز این مورد اعتماد به نفس خارق العاده و بسیار متمایز خود را وارد داستان کرده است.

 

اختصاصی نقد فارسی

مترجم: رضا اسدی

 

ممکن است شما دوست داشته باشید

78
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
78 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
21 Comment authors
majid amiriali.mفیلم خورهbenjamin Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
Member
Member

شدیدا این فیلم رو دوست داشتم..تو سبک خودش فوق العاده بود…منی ک اصلا از این سبک فیلما خوشم نمیاد ولی شدید حس همزاد پنداری داشتم با تک تک نقشا و شخصیتا… عالی بود:)

majid amiri
Member
Member
majid amiri

فیلم فوق العاده جذاب و هیجانی بود به طوری که لحظه ای ازش چشم برنداشتم. یک کار متفاوت از نولان که در مقایسه با کارهای قبلیش، ضعیف تر بود.

ali.m
Member
Active Member
ali.m

دوستان قدیمی و همراهان همیشگی این سایت خوب،احتمال قریب به یقین این نقد رو سری قبل خوانده اند(بهمن ماه ۹۶).امیدوارم شاد،موفق و سلامت باشید.
ضمنآ متاسفانه صفحه ی نقد وبررسی فیلم های ضدمسیح و نیمفومانیاک ۱ هردو اثر لارس وون تریر هم نیز حذف شده.حیفه از این سایت خوب و به روز و بسیار مفید که دچار سانسور بشه.

ali.m
Member
Active Member
ali.m

دانکرک بازگشت باشکوه نولان به مسیر ساختن دوباره شاهکارهایش میباشد. برخلاف اکثر آثار نولان خبری از شروع فیلم با یک سکانس مهم از آینده و سپس فلش بک(برگشتن به عقب) و صدای راوی داستان نیستیم و فیلم بسیار سرراست و مستقیم و طی یک سکانس تکان دهنده از تارومار شدن یکدسته سرباز جوان توسط نیروهای دشمنی که هرگز در طول فیلم بطور فیزیکی دیده نمیشوند،میشویم و از همان سکانس ابتدایی و نجات معجزه آسای جوان اول متوجه نقش تقدیر بر زنده ماندن وی میشویم که تا انتها این تقدیر پابرجاست. آثار نولان معمولآ بیش از ۲ ساعت و نیم زمان… ادامه »

ali.m
Member
Active Member
ali.m

این نقد رو من قبل از اسفند ماه و مراسم اسکار(بهمن ۹۶)روی سایت قرار داده بودم اما بطرز عجیبی حذف شده بود و وقتی اونرو با کمال تعجب نیافتم،اونرو دوباره برای شما دوستان به اشتراک گذاشتم و امیدوارم مفید واقع شود.
از مدیریت محترم سایت هم تقاضا دارم که شفاف سازی بشه چرا همچنین اتفاقی افتاده است.(حذف یکباره و بدون دلیل نقد اصلی این حقیر درمورد دانکرک)

ali.m
Member
Active Member
ali.m

دانکرک بازگشت باشکوه نولان به مسیر ساختن دوباره شاهکارهایش میباشد. برخلاف اکثر آثار نولان خبری از شروع فیلم با یک سکانس مهم از آینده و سپس فلش بک(برگشتن به عقب) و صدای راوی داستان نیستیم و فیلم بسیار سرراست و مستقیم و طی یک سکانس تکان دهنده از تارومار شدن یکدسته سرباز جوان توسط نیروهای دشمنی که هرگز در طول فیلم بطور فیزیکی دیده نمیشوند،میشویم و از همان سکانس ابتدایی و نجات معجزه آسای جوان اول متوجه نقش تقدیر بر زنده ماندن وی میشویم که تا انتها این تقدیر پابرجاست. آثار نولان معمولآ بیش از ۲ ساعت و نیم زمان… ادامه »

Deprising
Guest
Member
Deprising

فیلم خیلی زیبایی بود
یکی از چیزایی که دیونم کرد موسیقی متنش بود
که چقدر قشنگ ساخته شده بود

دوستانی که میگن این فیلم مزخرفه همونایی هستن که میگن Suicide Squad عالیه
بریا همونو ببینین اگه از اینطور فیلما خوشتون نمیاد

nil
Guest
Member
nil

یه فیلم دفاع مقدسی پروپاگاندای خودمان

بدترین فیلم نولان بعد از بتمین آغاز میکند

SalimShady
Guest
Member
SalimShady

واقعا یه فیلم خیلی متوسط بود با اینکه طرفدار نولان هستم !اولا اینکه چرا این همه ابهام جغرافیایی توی فیلم وچود داره ؟؟دوما این فیلم اصلا و ابدا شخصیت پردازی نداره !! بود و نبود تام هاردی هم هیج فرقی ایجاد نمیکنهسوما ، مثلا جنگ جهانی بود ! حالا کاری ندارم که دشمنشون توی کل فیلم یه لولویی بود که اینا ازش فرار میکردن پس بقیه متحدا ینی هلند و بلژیک کجان ؟؟ ( فقط توی یه صحنه یارو میاد تو قایق میگه هلندی هستم ولی بلژیک اصلا وجود خارجی نداره تو فیلم ! ) و در آخر ، ۳۵۰… ادامه »

thinkograph
Guest
Member
thinkograph

نقد های بدی نبودند.
آخری از همه بهتر بود.

ebinem
Guest
Member
ebinem

من که خوشم نیومد. نمی دونم چه فازیه بعضیا نمی خوان قبول کنن فیلم خوب نبود. یکی میگه : . واسه امثال این اشخاص این ضرب المثل را به کار می برم : کسی که خوابه رو میشه بیدار کرد اما کسی که خودشو به خواب زده رو نه.
مطمئنا اگه این فیلم رو یه کارگردان گمنام می ساخت ۹۰ درصد همین افراد که میگن فیلم خوب بود تا آخر فیلم رو نمیدیدن و وسطش می خابیدن D:

فیلم خوره
Guest
Member
فیلم خوره

نولان فیلمساز نیست یه تاجرِ سینماست که فقط واسه پول سازی فیلم میسازه. حیف ترافیکی که حروم این فیلم شد. این فیلم فقط میخواد بگه انگلیسیها آدمای خوبیَن … نولان فقط یه شاهکار داره اونم memento که وقتی اولین بار دیدمش گفتم سینما تموم شد

سعید دارنده
Guest
Member
سعید دارنده

[b]واقعا بی مزه و سرد بود از نولان بعید بود همچین فیلمی. [/b]

hadi.6136
Guest
Member
hadi.6136

من احترام زیادی واسه فیلم های نولان قاعلم ولی این فیلم بنظر من نه حماسه رو به تصویر میکشه و نه فلاکت رو . . . شخصیتها اصلا شکل نگرفتن بطوری که فرقی نمی کند چند شخصیت از این فیلم حذف یا اضافه شود، من اصلا داستانی رودر قیلم متوجه نشدم که بتونه کشش ۲ ساعت را داشته باشه . . . چند تعلیق کوتاه مثل سکانس های اول و تلاش اون دو سرباز برای ورود به کشتی . . . .چند صحنه مبهم درگیری هوایی . . . حضور کشتی های کوچک محلی برای نجات سرباز ها و چند… ادامه »

bent ben
Member
Member
bent ben

فیلم زیبا و معناگرایی بود ولی بهترین فیلم نولان نبود .

بهترینش شوالیه تاریکی هست (البته تمام کارهای نولان عالی هستند )

پیمان
Guest
Member
پیمان

به نظرم بهترین بازی در این فیلم بر عهده سیلین مورفی بود که ترس و دلهره و اضطراب بازگشت به منطقه ساحلی دانکرک رو به خوبی نشون داده ، انسانی که با دیدن همه اون مصیبت ها و صحنه های خشونت بار جنگ شوکه شده! بقیه بازیگران تاثیرگذار چیز شگفت انگیزی ارائه نمی کننمورد دومی که به نظرم اومد عدم حضور خانمهاست، فیلم کاملا مردانه هست که ممکنه برای بعضی ها جذاب نباشه البته بدیهیه صحنه های جنگ جهانی دوم اون هم در ساحل دانکرک خالی از زن باشه، اما نمونه های دیگری از فیلم های مبتنی بر واقعیت مثل… ادامه »

پیمان
Guest
Member
پیمان

وقتی خبر ساخت فیلم دانکرک رو شنیدم که توسط نولان انجام خواهد شد هم متعجب شدم هم ترسیدم و هم امیدوار!! تعجب در اینکه چی میخواد بسازه؟ اصلا ماجرای تخلیه دانکرک چی داره که بسازه؟ هیچ داستانی ازش ساخته نشده هیچ ماجرای شخصی درش نیست و موضوع عملیات تخلیه تعداد زیادی نیروی نظامی از یک ساحل هست که نکته قابل اعتنای اون همبستگی مردم عادی و صاحبان قایق های ماهیگیری و تفریحی و غیر نظامی برای کمک به ارتش برای تخلیه انسانی از اون ساحل هست، با خودم گفتم واقعا نولان چی میخواد بسازه؟ اینجا بود که ترسیدم که مبادا… ادامه »

ali.m
Member
Member
ali.m

دانکرک بازگشت باشکوه نولان به مسیر ساختن دوباره شاهکارهایش میباشد.برخلاف اکثر آثار نولان خبری از شروع فیلم با یک سکانس مهم از آینده و سپس فلش بک(برگشتن به عقب) و صدای راوی داستان نیستیم و فیلم بسیار سرراست و مستقیم و طی یک سکانس تکان دهنده از تارومار شدن یکدسته سرباز جوان توسط نیروهای دشمنی که هرگز در طول فیلم بطور فیزیکی دیده نمیشوند،میشویم و از همان سکانس ابتدایی و نجات معجزه آسای جوان اول متوجه نقش تقدیر بر زنده ماندن وی میشویم که تا انتها این تقدیر پابرجاست.آثار نولان معمولآ بیش از ۲ ساعت و نیم زمان دارند و… ادامه »

mohamad0211
Guest
Member
mohamad0211

خیلی ضعیف بود واقعا حوصلم سررفت.فیلم جنگی بود؟ سربازای دشمن رو که اصلا ندیدیم!

نیل
Guest
Member
نیل

حتی اینسپشن (Inception) رو هم ایده اش رو اومده از Existenz دیوید کراننبرگ دزدیده و هی الکی میخواسته پیچیده ترش کنه تا مخاطب جذب بشه 😐

نیل
Guest
Member
نیل

این فیلم اصلا شاهکار نبود. حتی پتانسیل اینکه فیلم بدی باشه رو هم خوب داره. وقتی فیلمنامه اینتراستلار رو الکی پیچیده میکنه، همین میشه دیگه!

با اینکه پایانش حس خوب میداد ولی مسخرگیش همین بس که تهش اون شخصیته به عمد با چتر نپرید پایین و با هواپیماش رفت اونور و آتیشش زد.

البته تموم فیلماش همینجوریه دیگه. از بتمن آخریه که بدتر نیست، اون همه آدم تو زیرزمین گیر افتاده بودن، بعد چندین روز سرحال دوییدن بیرون…

😀

لااقل بیننده انتظار شخصیت پردازی داره. اون فرمانده (کنت برانا) شخصیت پردازیشو نگاه کنید، همش به افق نگاه میکنه 😐

kkk
Guest
Member
kkk

در یک کلام عالی بود. درسته داستانش در حد آثار قبلیش مثل میان ستاره ای و اینسپشن نبود اما واقعا با دیدنش یک ساعت و نیم خالص لذت میبرید از هنر کارگردانی نولان

نیل
Guest
Member
نیل

شما به طراحی لباسا دقت کنید. اصلا چرا باید اون همه آدم همشون دبیرستانی یا بچه سال باشن؟

نقش هاردی رو دیگه بحث نکنید لطفا. یه آماتورم میتونست بازی کنه. اما منم خیلی تمایلی ندارم این بحثو ادامه بدم. فیلم نولان در حد شاهکار نبود به نظرم. فقط همین

منم
Guest
Member
منم

[quote name=”فرزانه”]من ***یدم چرا اخرش تام هاردی تو ساحل دشمن فرود اومد و همون ساحل خودشون با چتر نپرید و گیر دشمن انداخت خودشو؟؟[/quote]
دوست عزیز ارتفاع هواپیما از یه حدی که کمتر باشه، بیرون پریدن ازش عین خودکشیه! انتظار که نداری نولان وسط فیلم بیاد در مورد این چیزا توضیح بده.

نیما صالحی
Guest
Member
نیما صالحی

متاسفانه با وجود علاقه وافری که به آثار نولان دارم آخرین کار این کارگردان بزرگ من رو ناامید کرد و اصلا فیلم را نپسندیدم. اما اونچه که آدم رو به حیرت وامیداره تحسین منتقدانه که به نظرم یه دلیل ساده داره که امیدوارم به منتقدین وطنی بر نخوره واون این مسئله است که منتقدین متاسفانه اونقدر توی خودشیفتگی غرق شدند که با قاطبه اصلی جامعه فاصله گرفتن و فکر می کنن که هرچی تحویل مردم بدهند وحی منزله. هزاران دلیل دارم که این فیلم فوق العاده ضعیفه: از موسیقی خوب فیلم که بگذریم این اثر حتی نتونسته نبرد شباهت خودش… ادامه »

alirezaaaa
Guest
Member
alirezaaaa

یه نظر شما فیلم فروشنده حس و حال و هیجان داشت؟اینجور فیلم ها معنی مخفی دارن یعنی از اول فیلم که نگاه میکنی اضطراب خاصی داره یک نکته دیگه فیلم شخصیت منفی نداره و این خودش میتونه هم نکته منفی باشه هم مثبت بستگی به دیدگاه خودتون داره من که بعد این فیلم بقیه فیلم هارو نمیپسندم خیلی عالیه

نیل
Guest
Member
نیل

نولان زیادی به مسائل فنی چسبیده بود و همینم به داستان و کلیت فیلم ضربه زد. حتی منتقدا هم گول خوردن 😀 دقت کنید به مرگ جورج. چه مسخره توسط کیلین مورفی کشته میشه و اینجاست که ضعف کارگردانی نولان نمایان میشه. حتی اون تاثیر لازم رو هم نداره! درسته که بازیها چیز خاصی نداشتن ولی خب کار فیلمبردار و به خصوص هانس زیمر قایل تحسینه. میدونم که گفته شده اینو حتما باید تو سینما دید ولی خب مخاطب شعورش میرسه و از همون صفحه نمایش کوچیکشم میتونه ضعفی از فیلم پیدا کنه که در بالا یکیشو گفتم. دوست داشتم… ادامه »

farzad
Member
Member
farzad

[quote name=”فرزانه”]من ***یدم چرا اخرش تام هاردی تو ساحل دشمن فرود اومد و همون ساحل خودشون با چتر نپرید و گیر دشمن انداخت خودشو؟؟ و اینجوری به نظر میومد که فرییر هواپیمای فرماندشو اشتباهی زده و اخرشم چرا دوست فرییر که میاد تو قایق نجات فرمانده رو نمیشناسه انگار و خوشال نمیشه که زندست و چرا جورج میمیره چیسد که سرش ضربه خورد؟ فرمانده زده بودش؟[/quote]
نحوه مرگ جورج و سادگی مردنش جزو اساسی ترین نقاط ضعف فیلم بود. مگه چه اتفاقی افتاد که مُرد !؟

farzad
Member
Member
farzad

اصلا در اون حدی که انتظار داشتم نبود. فیلم بیشتر جنبه ی نمایشی داشت.
به اعتقادم ستیغ اره مل گیبسون از دانکرک نولان خیلی بهتر و قوی تر بود

Francis Underwood
Member
Member
Francis Underwood

چیزی که خیلی برای من جالب توجه اینه که نولان صرفا مد شده.یعنی اسم بردن ازش و طرفداری و فن نولان بودن همش مده.این که نولان بالاخره فیلمی میسازه که تحسین منتقدین رو وا میداره و اینجا همین کسانی که مدام قربون صدقش میرن یهویی به این اجتهاد میرسن که بله اقای نولان مزخرف ساخته.جالبه که جناب اقای مسعود حسن‌زاده میفرمایند که نولان از ذهن خلاقش استفاده نکرده(نمیدونم از دید ایشان خلاقیت چیه)یا از مفاهیم عمیق فلسفی استفاده نکرده(اینم نمیدونم که مراد ایشون از مفاهیم عمیق فلسفی چیه).ولی اینو میدونم که نولان اسمی است که نام بردن ازش صرفا یه… ادامه »

مزدشت
Guest
Member
مزدشت

[quote name=”jafari”]نبوغ و شجاعت نولان ستودنی ست. در فیلم های inception و بویژه interstellar تصویر جدیدی از هستی، زندگی و عشق رو دیدیم. dunkirk رو هنوزتماشا نکردم، اما تصور نمی کنم فیلم دیگه ای به اندازه interstellar منو تحت تأثیر قرار بده.[/quote]خب این نشوندهنده ی سطح پایین درک شما از علمه که فیلم دروغین و مبتذل و مضحکی مثل میان ستاره ای رو عمیق و علمی و فلسفی بدونی. تیوری خم شدن کیهان که در فیلم نولان بکار رفته بود حداقل در ۵ فیلم هالیوودی دیگه از جمله فیلم های دهه هشتادی استفاده و مستعمل شده بود و اساسا یه… ادامه »

مزدشت
Guest
Member
مزدشت

[quote name=”فن نولان”]اول منفی رو بزنید و بعد بدون تعصب نظرمو مطالعه کنیدبعد از حدود شش ماه صبر کردن بالاخره با کیفیت ۱۰۸۰ بلوری فیلم رو دیدم تا دقیقه چهل متوجه شدم این فیلمی نیست ک انتظار من از نولان رو برآورده کنه و امتیازم به فیلم چهار بود!! بله چهار از ده!! تو ادامه نظرم میگم چرا.. و گفتم اگر پایانش واقعا خوب باشه شاید بتونه نظرمو عوض کنه ولی پایانش هم واقعا بی حس بود و من به کارگردان مورد علاقم با تمام احترام و علاقه..به این فیلمش از ۱۰ ، ۴ میدم چون واقعا ناامید شدم از… ادامه »

مزدشت
Guest
Member
مزدشت

واقعا این همه نقد مثبت درمورد فیلمی که مطلقا یک شکست فاجعه بار تصویری بی در و پیکر بود تنها باعث میشود از این پس دیگر نقد نویسندگان هیجانزده ی فوق را نخوانده دور بریزیم. آخرین ساخته ی تاسف بار نولان حتا به گردپای سرباز رایان هم نمیرسد و علیرغم آنکه نولان برای ساخت این فیلم حقیر از اسپیلبرگ راهنمایی گرفته هم کوچکترین کمکی به او نکرده. فیلمی فاقد دیالوگ فاقد داستان فاقد شخصیت پردازی . تنها مشتی تصاویر مبهم جنگی که نه تنها لوکیشن خود را بدرستی معرفی نمیکند بلکه بعد از بیست دقیقه به شدت تکراری زنننده و… ادامه »

MR Jefri
Guest
Member
MR Jefri

من دیوانه وار عاشق فیلم های کریستوفر نولان هستم

اما….
دانکرک فراتر از فاجعه بود
خیلی بد بود خیلی اصلا هیچ لذتی از دیدنش نبردم

sajjad ansari
Member
Member
sajjad ansari

[quote name=”echarlie”]میگم خیلی ببخشید ولی این روزلینی کی هست که من نمیشناسم ؟‌ :-*
فیلم نولان رو ندیدم ولی به نظرم کارگردان خیلی خوبی هست و امیدوارم بتونم لحظات خوبی رو با فیلم جدیدش رقم بزنم .[/quote]
منم نمیدونم کیه!! باید از دوستانی که دانکرک رو بهترین فیلم جنگی تاریخ سینما میدونن پرسید. ولی جدا از شوخی از دوستان عزیز خواهش میکنم اول حداقل یه چندتا فیلم جنگی خوب ببینن بعد بیان یه همچین نظرات جهانشمولی بدن. اتفاقا همین روزلینی نه روسلینی چندتا فیلم عالی راجب جنگ داره پیشنهاد میکنم حتما ببینید با تشکر…

حامد2
Guest
Member
حامد2

مدتها تبلیغ، تمجید و… شنیدم و انتظار کشیدم تا اینکه فیلم را دیدم تا بالاخره امروز دیدم و باور پیدا کردم که اکثر ما چه راحت قربانی دستگاه پروپکاندای غرب هستیم. دائما تبلیغ صلح و دوستی میکنن اما کاملا مفتضحانه (و البته موفق) تخم نابودی غیرخودی را به اسم ناسیونالیسم یا سوسیالیسم در ذهن شهروندانشون میکارند. بگذریم چون بحث خیلی طولانی میشه. فیلم واقعا شکست تمام عیاره…

عاشق سینما
Guest
Member
عاشق سینما

به نظرم قطعا از فیلم قبلیش فیلم بهتریه نولان اینجا دیگه دنبال این نیست حرف های عجیب و غریب فلسفی فیزیک و … یعنی حرف های گنده ای بزنه که نتونه به زبان سینمایی بیانش کنه به نظرم از این نظر یه قدم به جلو برداشته. ولی بزرگترین مشکل فیلمش اینه که اگر کسی چیزی از جنگ جهانی ندونه خیلی سخت بتونه با فیلم ارتباط برقرار کنه. مثلا از چرچیل حرف میزنه ما نمیدونم چرچیل کیه تو فیلم یا اینا کین دارن با کی میجنگن کیه که داره رو اینا بمب میندازه برای چی جنگ شده برای چی اصلا اینا… ادامه »