Don’t Let Go (بیخیال نشو)

کارگردان: Jacob Estes (جیکوب استِس)
نویسنده: Jacob Estes (جیکوب استِس),
5.8
51
0.39

خلاصه داستان:

داستان این فیلم درباره‌ی خانواده‌ای است که فرزندشان به قتل می‌رسد و حالا کارآگاهی فرصتی بدست می‌آورد تا وارد این ماجرا شود و معمای قتل بردارزاده‌اش را حل کند. اما…


تصاویر فیلم:

خلاصه نظر منتقدان:
San Francisco Chronicle – (امتیاز ۷.۵ از ۱۰)

این نشانه که می‌توان تصور کرد فیلم شما به عنوان یک اثر مستقل با دو بازیگر چگونه خواهد بود را می‌توان دلیل خوبی برای هوش بالای اثر ساخت شما دانست.

 

جان دیفور – The Hollywood Reporter (امتیاز ۷ از ۱۰)
کارگردان راهی پیدا کرده است تا همه چیز را با یکدیگر قاطی بکند و به صورت طبیعی شباهت‌هایی با فیلم «روز موش‌خرمایی» (Groundhog Day) ایجاد بکند. زمان همچنان به وقت مرگ «اشلی» نزدیک می‌شود اما کار کارآگاه اثر به صورت مداوم جذاب‌تر می‌شود.

 

اشلی کافمن – Screen International (امتیاز ۷ از ۱۰)
«استس» به خوبی تنش موجود در این اثر را بالاتر برده است و داستان را با سرعت مناسبی به جلو می‌برد. شاید هیچ چیز چندان به یاد ماندنی‌ای در این فیلم وجود نداشته باشد اما فیلم بر روی بازیگرانش تمرکز داشته است.

 

یولاندا ماچادو – The Wrap (امتیاز ۶.۳ از ۱۰)
علی‌رغم مشکلات فیلم، «بیخیال نشو» یک درام خانوادگی با پیچش‌های داستانی ماورالطبیعه گونه است و اگر کارگردان بر روی این موضوع تمرکز می‌کرد احتمالا فیلم احساس یکدستی بیشتری به ما می‌داد.

 

راجر مور – Movie Nation (امتیاز ۶.۳ از ۱۰)
فیلم به اندازه‌ا‌ی که یک اثر رازآلود درباره‌ی قتل و سفر در زمان حق دارد احمقانه باشد اینگونه است.

 

کری لنگل – Arizona Republic (امتیاز ۶ از ۱۰)
داستان اثر چندان با هوشمندی بالا نوشته نشده است. فیلم شاید بتواند ایده‌ش را نشانمان بدهد اما جزئیاتی ندارد که آن‌ را به یادماندنی بکند.

 

پیتر دبروژ – Variety (امتیاز ۵ از ۱۰)
اگر خوش‌شانس باشیم فیلم در سال‌های آتی یک بازسازی مجدد خواهد داشت تا بتواند از ایده‌ی اصلی استفاده‌ی بهتری بکند.

 

ایگناتی ویشنوتسکی – The A.V Club (امتیاز ۵ از ۱۰)
چیزی که باعث می‌شود فیلم «بیخیال نشو» قابل تماشا باشد، به صورت کنایه‌واری همان قابل پیش‌بینی بودنش است؛ کلیشه‌های فیلم پلیسی، تیراندازی‌ها، مدارک اشتباهی و پیچیدگی‌های رایج.

 

جیسون بیلی – The Playlist (امتیاز ۴.۲ از ۱۰)
مشکل فیلم، فیلمنامه‌ی آن است. شاید چندین پیچش داستانی خوب و جذاب داشته باشیم اما به صورت کلی بیننده به سادگی می‌تواند آن چه در ادامه قرار است اتفاق بیفتد را حدس بزند.


نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نشریه Reelviews

نمره 5 از 10

خطر لو رفتن داستان: کامل مطمئن نیستم که صحبت درباره‌ی چه چیزی از این فیلم «لو دادن داستان» محسوب می‌شود و اینکه چه چیزی در تریلرها و صحبت‌های قبل از اکران لو رفته است. اگرچه نقد کردن این فیلم به صورت یک‌دست و همه جانبه بدون اینکه بخواهم وارد یک سری جزئیات بشوم کار سختی است، بنابراین این نکته را هنگام خواندن ادامه‌ی متن در نظر داشته باشید.

کار کردن بر روی موضوع سفر در زمان هیچ‌وقت وظیفه‌ی آسانی نبوده است و وقتی که یک کارگردان رویکردی درست و کارا در این باره نداشته باشد، می‌توان انتظار داشت که همه چیز با یکدیگر قاطی بشود. این مشکلی است که فیلم «بی‌خیال نشو» هم به آن گرفتار شده است، یک فیلم تریلر و هیجانی با ژانر جنایی که بر روی مسئله‌ی سفر در زمان یا عناصر چند جهانی تکیه می‌کند تا آن را از سبک کلی فیلم‌های این چنینی در ژانری بسیار پرفیلم جدا بکند. نویسنده/کارگردان این فیلم یعنی «جیکوب استس» با مضمونی جذاب به سراغ این پروژه آمده است اما اجرای او ضعیف، متناقض و گیج‌کننده است. احتمالش زیاد است که خیلی‌ها پس از تماشای این اثر دچار ملال بشوند چرا که نبود یک‌دستی در اثر و اینکه کارگردان چگونه پارادوکس‌های مرتبط با زمان را توضیح می‌دهد مسئله‌ی بسیار بغرنجی است. بله، ایده‌های تخیلی یا داستانی درباره‌ی سفر در زمان وجود دارند اما کارگردان باید آن‌ها در فیلم خود به درستی اثبات کند و سپس به آن‌ها پایبند بماند، چیزی که «بیخیال نشو» اصلا به آن پایبند نیست.

افسر پلیس «جک ردکلیف» (دیوید اویلوو) رابطه‌ی بسیار خاصی با دختر خواهر خود یعنی «اشلی» (استوری رید) دارد. نتیجه‌ی رابطه‌ی نه چندان خوب «گرت» (برایان تیر هنری) و «سوزان» (شینل آزورو) این است که اشلی به دایی خود به عنوان یک پدر جایگزین نگاه می‌کند؛ نقشی که «جک» از انجام دادن آن بسیار خرسند است تا اینکه روزی اتفاقی بسیار تراژیک روی می‌دهد. تماس تلفنی‌ای از سوی «اشلی» باعث می‌شود تا جک به سرعت به سمت خانه‌ی آن‌ها برود و با صحنه‌ی کشتاری غیر قابل باور مواجه بشود. کسی را توان دلداری دادن «جک» نیست علی‌رغم اینکه فرمانده ی او (آلفرد مولینا) و همکارش «بابی» (میکلتی ویلیامسون) تلاش زیادی می‌کنند تا به او کمک کنند از این حال خارج بشود. سپس اما یک روز او تماس تلفنی بسیار مرموزانه‌ای از فردی که به هیچ وجه انتظارش را ندارد؛ اشلی. پس از اینکه او کمی به عقلانیت خودش شک می‌کند، او به نتیجه‌ی غیرقابل باوری می‌رسد؛ خواهرزاده‌ی او از گذشته تماس گرفته است. با دانستن این نکته، او به این مسئله فکر می‌کند که آیا راهی وجود دارد که او بتواند اطلاعات کافی به او بدهد تا از قتلش جلوگیری بکند یا نه. اما زمان برای خود او نیز رو به پایان است.

خواندن اطلاعات و توضیحات فیلم «بیخیال نشو» ممکن است باعث بشود تا من برای تماشای آن ترغیب بشوم. اگرچه دیدن این فیلم مسئله‌ی کاملا جدایی است و دلیل آن نیز نافهمی بنیادی کارگردان درباره ی مفاهیمی است که سعی کرده در این اثر بگنجاند. او می‌خواهد تا فیلم به عنوان اثری هیجان‌انگیز بدون سرعت بالا عمل کند تا اینکه ترکیبی از فیلم‌های هیجانی و تخیلی باشد. در نتیجه جنبه‌های سفر در زمان به کناری پرتاب شده اند. این نکته را می‌توان نقص اساسی در ساخت این فیلم دانست. فیلم هوشمندی‌ای در سطح خود دارد که با کمتری میزان توجه به کناری می‌رود.

یکی از بزرگ‌ترین جنبه‌های فیلم «بیخیال نشو» را می‌توان شیمی رابطه‌ی بین «دیوید اویلوو» و «استورم رید» دانست. کیفیت بازیگری «اویلوو» غیرقابل انکار است؛ او سطح و کلاس خاصی به هر اثری که در آن حضور داشته باشد اضافه می‌کند. «رید» ۱۶ ساله نقش «مگ» در اقتباس دیزنی از فیلم «خمیدگی در زمان» (a Wrinkle in Time) را بازی کرده بود را می‌توان در آستانه‌ی ورود به دوران مهم زندگیش دانست.

احساس وجود عاطفه در میان شخصیت‌های این فیلم باعث شده است تا بینندگان نسبت به اتفاقاتی که در ادامه‌ی داستان برای آن‌ها خواهد افتاد اهمیت قائل بشوند علی‌رغم اینکه فیلم تلاش چندانی برای ساخت این رابطه نمی‌کند. «میکلتی ویلیامسون» بازی بسیار خوبی در نقش بهترین دوست/همکار داشته است.

فیلم «بیخیال نشو» به طرز باورنکردنی‌ای یادآور آثاری مثل «کد منبع» (Source Code) و «دژاوو» (Deja Vu) در زمینه‌ی نحوه‌ی روایت داستان و انتظارات بینندگان از آن است. همچنان اما هر دوی آن فیلم‌ها در به تصویر کشیدن قوانین علمی تخیلی و سفر در زمان عملکرد بهتری داشتند. دلیلی وجود دارد که فیلمی مثل «بیخیال نشو» در انتهای تابستان عرضه می‌شود؛ این هفته کندترین زمان در گیشه‌ی سینماها است. حتی با وجود اینکه استودیوی سازنده یعنی Blumhouse بر روی عناصر ماورالطبیعه اثر تاکید زیادی دارد، راضی کردن مخاطب عامه‌پسند برای تماشای این اثر کار بسیار سختی است علی‌الخصوص زمانی که به این قضیه فکر کنید که فیلم چگونه مضامین اصلی خود را به تصویر می‌کشد.

مترجم : امید بصیری


دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of