Dogtooth (دندان نیش)


خلاصه داستان:

سه نوجوان در شهری دور افتاده گیر افتاده اند.آنها هر روز به نوارهای ضبط شده بی پایانی که به آنها لغات کاملا جدیدی یاد می دهد گوش می کنند و...


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم امیر حسین اسلامی نژاد

دندان نیش از آن دست فیلمهاییست که تماشایشان یادآوری می کند چرا سینما را دوست داریم و چقدر زیبایی می تواند در پرده سینما نقش بسته شود. فیلم را می توان از جنبه های مختلف بررسی کرد. برای مثال می توان از شرطی شدن فرزندان گفت. پدر و مادر برای مطیع نگاه داشتن فرزندان از یک مجموعه پاداش و تنبیه استفاده می کنند. همینطور شاید بتوان از رفتار فرزندان درباره لیسیدن نیز نوعی شرطی سازی فهمید. در جایی از فیلم میبینیم که یکی از دخترها حتی بدون اینکه پاداشی دریافت کند، خواهرش را لیس می زند. به فیلم می توان از نظرگاه سیاسی نگریست. می توان پدر و مادر را در نقش هیات حاکمه دیکتاتوری دید که برای تحت کنترل داشتن زیر دستانشان آن ها را بی اطلاع و ایزوله نگه می دارند، برایشان دشمن تراشی می کنند و داستان هایی دروغین درباره دنیای خارج می بافند. مراسم سالگرد ازدواج را شاید بتوان یک جشن سالگرد انقلاب دانست که در آن سرودهایی برای پاسداشت اتحاد و همبستگی خوانده می شود. از این جهت شاید بتوان فیلم را در تحلیل مدلی از حکومت های ایدئولوژیک قرن بیستم دانست. چند جای فیلم من جمله در همین مراسم سالگرد ازدواج یا جایی که عکسی از پدر را در شمایلی مقتدرانه میبینیم، نگارنده فیلم زیستن ژانگ ایمو (1994) و تصویری که از جامعه چین در سالهای انقلاب فرهنگی و دوره مائو نشان می دهدرا به خاطر آورد . هرچند که مسائلی همانند دشمن سازی دروغین و تلاش برای کنترل ذهن افراد را شاید بتوان به حکومت های مختلفی در دوره های زمانی و جغرافیاهای گوناگون نسبت داد. درباره نیت والدین از انجام این کار میتوان گمانه زنی کر. هر چند خود پدر نیتش را به طور غیر مستقیم جایی که کریستینا را کتک می زند می گوید. او می گوید که امیدوارم فرزندان خودت روزی از راه به در شوند. این بدان معنی است که وی همه این کنترلها و همه این دروغ ها را گفته است تا آنها منحرف نشوند. حتی حاضر شده است که کسی را برای خدمات جنسی به پسرش استخدام کند اما او را از دنیای بیرون دور سازد. حتی در سطحی بالاتر حاضر می شود یکی از خواهر ها را هم آغوش پسرش کند. درباره قصد پدر و مادر از انجام این کار، با توجه به فیلم چیز دیگری نمی توان گفت. البته شاید بتوان فیلم را از دیدی دیگر بدون توجه به انگیزه پدر و مادر نگاه کرد و آن هم اینکه فیلمساز تنها قصد داشته است که این سیستم را بدون توجه به علل شکل گیری اش به تصویر بکشد. یعنی صرفاً تلاش وی معطوف به به تصویر کشیدن این موقعیت خاص باشد.

فیلم هم آغاز و هم پایان فوق العاده ای دارد. در آغاز فیلمساز کاملا مختصات دنیای فیلم را ترسیم می کند. وارونگی مفاهیم اولین چیزی است که با آن مواجه میشویم. ضبط صوتی درباره کلماتی که تا به حال با مصادیقش روبرو نبوده اند، صحبت می کند و برای هر یک تعریفی وارونه از آنچه در ذهن ماست ارائه می دهد. قسمت بعد هم که شامل هم خوابگی سرد و بی روح پرستار و پسر است، برای پرتاب ما به فضای سرد و خشن فیلم ترفند خوبی ست. فضایی که در آن دروغ ها خطر آفرینند. دروغ هایی که افراد را بدون پرورش و تربیت واقعی، تنها می خواهند از طریق بردگی و پاداش و تنبیه در مسیر خاصی نگه دارند، و به همین دلیل است که مبینیم تا یکی از بچه ها، هواپیمای دیگری را به بیرون پرتاب می کند، دیگری دستش را می برد چرا که برای او ارزشی درونی نشده و فقط در سطحی خشک و سرد و عبوس همه چیز دیکته شده است. پایان فیلم هم زیباست. دختر به حدی ارزش های ساخته شده توسط پدر و مادرش باور دارد که حاضر می شود حتی به خودش آسیب برساند تا به مرحله ای برسد که بتواند دنیای بیرون را درک کند و در ادامه نیز خودش را در صندوق عقب اتوموبیل مخفی میکند که این کار شاید به قیمت جانش تمام شود. فیلم در اجرا فوق العاده است. دوربین ایستای فیلم و انتخاب زوایای مناسب به خوبی دنیای سرد و بی روح فیلم را تصویر می کرد. فیلم در اجرا مانند فیلمهای هانِکه بدون تاکید خاصی صحنه های خشونت و حتی س.ک.س را تصویر می کند که این امر در اثر بخشی فیلم نقش مهمی ایفا می کند. تنها به صحنه حمله دختر به پسر با چاقو دقت کنید. پسر خیلی آرام راهش می رود و قاب هم یک قاب مدیوم معمولی ست که ناگهان از سمت چپ قاب خواهر هراسان وارد می شود و با چاقو برادرش زخمی می کند. چیزی مشابه آنچه در خشونت های ناگهانی فیلمهای هانِکه مانند پنهان دیده ایم. با قصدی کمابیش مشابه آنچه در آثار هانِکه است. برای اینکه بیان کند که این خشونت در متن این زندگی جریان یافته است. فیلم صحنه های به یادماندنی کم ندارد. یکی از آنها جایی است که دختر شربت قرمز رنگی را در دهانش نگه می دارد تا به ضربه زدن به خودش و بیرون ریختن شربت، تقلید تمام عیاری از صحنه های مسابقه بوکس کرده باشد. دندان نیش را می توان یکی از بهترین آثار سال 2009 به حساب آورد.

اختصاصی نقد فارسی

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

 

نقد و بررسی فیلم به قلم علیرضا ایرانشاهی

دندان نیش اثری بسیار قابل تامل و عمیق است. اثری که حرفهای زیادی برای گفتن دارد و سوالهای زیادی را در ذهن مخاطبش ایجاد میکند. فیلم روایتگر داستان خانواده ی عجیبی است که سبک زندگیشان با خانواده های دیگر متفاوت است. والدین این خانواده فرزندان خود را از جامعه دور نگه داشته اند، به آنها دنیای دیگری را معرفی کرده اند و حتی برخی از معانی کلمات را هم اشتباه به آنها آموخته اند. آنها همه چیز را فراهم کرده اند تا فرزندانشان از دنیای پیرامون خود متنفر باشند در حالیکه حتی یکبار هم آن را تجربه نکرده اند. دلیل این والدین برای کار خود محافظت از فرزندان خود و جلوگیری از انحراف آنهاست. از فیلم معانی مختلفی را می توان برداشت کرد. اولین برداشت که به ذهن خودم آمد، تصویری بود که لانتیموس از یک حکومت دیکتاتوری ارائه می داد. شسشتشوی مغزی که از طرف صاحبان قدرت اعمال می شود و تصاویری دروغین از دنیای اطراف، که در ذهن انسان ها می سازند تا با این انحراف آنها را به راه دلخواه خود بکشانند. به وجود آوردن دشمن فرضی که دائم امنیت جامعه را به خطر می کشاند و القای حس ترس از این دشمن فرضی و در نتیجه ایجاد توهم توطئه برای انسانهای جامعه از نکاتی است که به طور آشکار در فیلم به آنها اشاره شده است. والدین دنیای بیرون را طوری برای فرزندان به تصویر می کشند که گویی دشمن در تمامی طول روز منتظر است تا اقدامی علیه امنیت خانواده بکند. جالب اینجاست که خود والدین مجاز هستند که تمام خط قرمزها را رد کنند و محدودیت ها تنها شامل اعضای خانواده است. این یعنی آنها خود را از همه چیز مبرا می دانند و گمراهی و انحراف را تنها برای فرزندان خود ممکن می دانند. و نکته ی جالب تر که واقعا باعث تاسف و ترس است اینست که پدر خانواده تمام این کارها را از روی خیر خواهی و ایجاد امنیت برای خانواده می کند. این یعنی خود فرد هیچ اطلاعی از کارهای ناپسند خود ندارد که هیچ بلکه کار خود را مقدس می شمارد و به آن اصرار می ورزد. و این جهل کامل است و همین جهل است که باعث به وجود آمدن اکثر دیکتاتوری می شود. از طرفی می توان دو خواهر و برادر را به عنوان اعضای این جامعه بررسی کرد. پسری که تمامی دستورات پدر را عینا انجام می دهد و خب صد البته به ازای آن پاداشی را دریافت می کند و همین منافع است که او را به قوانین پدر پایبند می کند، در حالیکه از جهل خود خبر ندارد. او نسبت به دنیایی که از آن هیچ شناختی ندارد موضع گیری هم می کند و نسبت به آن پرخاش می کند و به ان سنگ می اندازد. و پدر حتی حاضر است که برای راضی نگه داشتن پسر خود، دخترش را با او همبستر کند و این عمق فاجعه است.

پسر خانواده از طرفی دروغ های والدینش و تصویر وحشیانه که پدرش از دنیای خارج برای او ترسیم کرده است را باور کرده و با شرایط موجود کنار آمده, او به راحتی بازیچه پدرش میشود و تقریبا هیچ اعتراض و شکایتی از او نمی بینیم, او حتی تمایلی به تجربیات جدید نیز ندارد, به عنوان مثال هنگامی که فاحشه به او می گوید به طریق تازه ای س/ک/س کنیم او قبول نکرده و مایل است مطابق گذشته مکانیکی و بی روح انجامش دهد, او تمایلی به تجربه کردن دنیای اطرافش ندارد و با همین زندان کنار آمده و از طرفی نیز به پدر (زندانبانش) عشق می ورزد. دختر بزرگ خانواده اما از همان ابتدا با آن چهره مشوش و مضطرب نسبت به سایر فرزندان متفاوت جلوه کرده و نظر مخاطب را به خودش جلب میکند. او تنها فرزندی است که کالاهای بیرونی را قاچاق کرده و مدام نسبت به دنیای بیرون کنجکاوی میکند. در یکی از سکانس های تعیین کننده شاهد آن هستیم که او 2 تکه کیک را به بیرون خانه که همان دنیای خارج است پرت میکند, درحالی که قبلا برادرش به بیرون سنگ پرت میکرده و نسبت به آن موضعی تدافعی داشته, این تفاوت رفتاری, محبت و کنجکاوی دختر را نسبت به دنیای خارج میرساند, اوست که هنگام رقص سنت شکنی میکند و متفاوت میرقصد, اوست که برخلاف برادر و خواهرش در خانواده انقلابی برپا کرده و درنهایت نیز در سکانسی تاثیرگذار خود دندان نیشش را میشکند و پای به دنیای بیرون میگذارد, اما چه سرنوشتی در انتظارش است؟ سوالی بی جواب, همانند ترومن…

دختر کوچکتر خانواده فردی را به نمایش می گذارد که به نوعی هیچ عقیده ای ندارد و به بیان بهتر میتوان آن ها را حزب باد خواند. این گونه افراد هیچ عملی از خود نشان نمی دهند و کاملا معمولی زندگی خود را می گذرانند و هدف خاصی هم دنبال نمی کنند. اما مسئله اصلی دختر بزرگ خانواده است. او را می توان نماد انسانی دانست که علی رغم فضای بسته جامعه همیشه به دنبال پرسش و شناخت اطراف است. او به نسبت به چیزی که نمیشناسد موضع گیری نمیکند و همواره دنبال تعامل با آن است. در انتها او برای رسیدن به هدف متعالی و کمال حتی از جان خود هم مایه می گذراد، در صورتی که ممکن است جان خود را برای رسیدن به هدف خود از دست بدهد اما رسیدن به هدف مهمتر است. اما فیلم سوالهایی حل نشده هم در ذهن من باقی گذاشت. به عنوان مثال تمامی دوستان به سکانسهایی اشاره کردند که درآن نمادهای جامعه مدرن نشان داده می شود. شاید بتوان اعمال این انسانها را در نتیجه این مدرنیسم دانست اما سوالی که اینجا پیش می آید این است که چرا کارگردان تمامی نماهای مربوط به دنیای اطراف این خانواده را اینگونه سرد و بی روح و صنعتی نشان داده است، حال انکه خانه محل زندگی آنها در باغی بسیار زیبا و چشم نواز بنا شده است. ویلایی همراه با استخر در باغی سرسبز محلی است که این خانواده در ان زندگی میکنند. این تنتاقض برایم جالب است و شاید دلیل کارگردان از این کار، اشاره به ظاهر سازی است. محلی که والیدن برای فرزندانشان درست کرده اند به ظاهر زیباست و اما وقتی به باطن آن میرویم شاهد اتفاقات بسیار تکان دهنده هستیم.فیلم پر است از سکانسهای بسیار جالب و دیدنی. صحنه پردازی و فضاسازی فیلم بسیار خوب است. برخلاف محتوای فیلم، به لحاظ ساختاری با فیلمی ساده طرف هستیم. هم از لحاظ تیم بازیگری هم به لحاظ فیلمنامه و دیالوگها. به نظر من فیلمبرداری فیلم بسیار جالب توجه و دارای اهمیت است. از سکانسهای زیبای فیلم میتوان به رقص دختر اشاره کرد و همچنین درجایی که دختر فیلم راکی را می بیند و حرکات سیلوستر استالونه را انجام میدهد. حرف در مورد این فیلم بسیار زیبا و تکان دهنده بسیار زیاد است. دندان نیش اثریست که می توان در مورد آن و تک تک سکانسهایش، ساعت ها صحبت کرد. اثری تاثیر گذار و عمیق در وصف انسان و اینکه او تا چه حد می تواند ترسناک باشد.

اختصاصی نقد فارسی

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

نقد و بررسی فیلم به قلم ایمان عباسی

دندان نیش اثری اعجاب انگیز و جسورانه از سینمای یونان, هجوه و کنایه ای سخت بر زندگی بی روح و خشک مدرن است, شاید اگر نمایش ترومن و بازی های بامزه هانکه را باهم مخلوط کنیم درونمایه و ایده دندان نیش را شکل دهد, از طرفی انسان های ناآگاه داستان همانند ترومن در دنیایی دروغین محبوس شده اند و از طرف دیگر شاهد رفتار های سادیستی بی دلیل از جنس بازی های بامزه هستیم. بی هیچ مقدمه و علتی پدر و مادری را می بینیم که از بدو تولد, 3 فرزند خود را در خانه حبس کرده اند و از دنیای بیرون برای آن ها هیولایی دروغین ساخته اند. شاید در برداشت اول نگاه سه فرزند نسبت به دنیا و مخلوقاتش برای مخاطب خنده دار باشد, والدینشان معانی بسیاری از کلمات را به آن ها عوضی می گویند, آنها حتی نمی دانند چطور یک انسان حامله میشود, یا سایز واقعی هواپیما چقدر است یا به غیر از نام اعضای فامیلشان دیگر چه نام هایی وجود دارد و… اما هرچه فیلم به جلو میرود, حقیقت تلخ و هولناک که تمام این بازی ها و آدم های غیرمعمول زاده زندگی صنعتی و مکانیکی مدرن هستند, بیشتر نمود پیدا میکند. فیلمساز دراینجا همانند هانکه در بازی های بامزه هرگز این رفتار های سادیستی را علت جویی نمیکند.کارگردانی اثر در بهترین حالت ممکن است, دوربین ایستا و نما های به شدت بی روح, ساکن و مکانیکی و از طرفی میزانسن های سرد و خشک فیلمساز در فضاسازی خانه -استفاده از رنگ های سرد و غالب سفید, طراحی چهره مناسب و…- نماهای کارخانه و ابزارآلات مدرن و… همه و همه توانسته اند به خوبی مفهوم مورد نظر فیلمساز را انتقال دهند, همچنین کادر بندی های بدیع فیلمساز که اغلب چهره بازیگران را نمیگرد وصرفا بدن مشخص است به خوبی بی هویتی و سردرگمی انسان های داستان را به تصویر میکشد. اما در پردازش کاراکترها, تقریبا 3 کاراکتر از 5 کاراکتر فیلم پردازش عمیق و حساب شده ای داشتند و تمرکز فیلم بر آنها بود: پدر خانواده- پسر خانواده- دختر بزرگتر خانواده. پدر داستان به عنوان یک دیکتاتور که حفظ نظم دیوانه وار خانواده و مستحکم نگاه داشتن میله های این زندان برایش از همه چیز مهمتر بود, در حد خودش پردازش مناسب و کافی ای داشت که البته بازی خشک و خشن بازیگر نیز در این مورد بی تاثیر نیست, او با القای تصویری خیالی از دنیای بیرون به فرزندانش آنان را در یک قرنطینه نگه داشته و وعده داده است هرگاه دندان نیش آنها بیفتد و دوباره دربیاید میتوانند دنیای بیرون را تجربه کنند. او برای نگه داشتن این دروغ از هیچ جنایت و دروغ بزرگتری ابایی نداشته و احساسات در او بی تاثیر است.

پسر خانواده از طرفی دروغ های والدینش و تصویر وحشیانه که پدرش از دنیای خارج برای او ترسیم کرده است را باور کرده و با شرایط موجود کنار آمده, او به راحتی بازیچه پدرش میشود و تقریبا هیچ اعتراض و شکایتی از او نمی بینیم, او حتی تمایلی به تجربیات جدید نیز ندارد, به عنوان مثال هنگامی که فاحشه به او می گوید به طریق تازه ای س/ک/س کنیم او قبول نکرده و مایل است مطابق گذشته مکانیکی و بی روح انجامش دهد, او تمایلی به تجربه کردن دنیای اطرافش ندارد و با همین زندان کنار آمده و از طرفی نیز به پدر (زندانبانش) عشق می ورزد. دختر بزرگ خانواده اما از همان ابتدا با آن چهره مشوش و مضطرب نسبت به سایر فرزندان متفاوت جلوه کرده و نظر مخاطب را به خودش جلب میکند. او تنها فرزندی است که کالاهای بیرونی را قاچاق کرده و مدام نسبت به دنیای بیرون کنجکاوی میکند. در یکی از سکانس های تعیین کننده شاهد آن هستیم که او 2 تکه کیک را به بیرون خانه که همان دنیای خارج است پرت میکند, درحالی که قبلا برادرش به بیرون سنگ پرت میکرده و نسبت به آن موضعی تدافعی داشته, این تفاوت رفتاری, محبت و کنجکاوی دختر را نسبت به دنیای خارج میرساند, اوست که هنگام رقص سنت شکنی میکند و متفاوت میرقصد, اوست که برخلاف برادر و خواهرش در خانواده انقلابی برپا کرده و درنهایت نیز در سکانسی تاثیرگذار خود دندان نیشش را میشکند و پای به دنیای بیرون میگذارد, اما چه سرنوشتی در انتظارش است؟ سوالی بی جواب, همانند ترومن…

اختصاصی نقد فارسی

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

 


15
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
15 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
4 Comment authors
ali.mعلی معنوینوشینغزال fafa7777 Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
trackback
Member

… [Trackback]

[…] There you can find 25691 more Info to that Topic: naghdefarsi.com/title/dogtooth/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More here on that Topic: naghdefarsi.com/title/dogtooth/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Information on that Topic: naghdefarsi.com/title/dogtooth/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More Info here on that Topic: naghdefarsi.com/title/dogtooth/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More on that Topic: naghdefarsi.com/title/dogtooth/ […]

hosein33
Guest
Member
hosein33

نقدهای صرفا نمادگرایانه مبتذل که بیشتر منتقدان ایرانی در آن قلم فرسایی می کنند.نکته ای که هست و هیچ اشاره ای به اون نشده مستقیما در رابطه با عنوان فیلمه. تو یه سکانسی تو نیمه های فیلم پدر خانواده می گه زمانی می تونن از خونه بیرون برن که دندان نیششون بیفته. از بین این سه فرزند ظاهرا فقط یکی از اونها تمایل شدید به دیدن دنیای بیرون رو داره(شاید چون تصویری از بیرون غار داره مثل داستان غار افلاطون و ایده!) و به همین خاطر برای تحقق شرط پدر(ظاهرا وقتی تخطی هم می کنه بر مبنای میل پدرانه این… ادامه »

ali.m
Member
Member
ali.m

قبل از هر موضوعی درباره اسم فیلم با توجه به کنایه ای بودن فیلم باید گفت که دندان شیری نام کاملتری نسبت به دندان نیش است.به جرات میشه گفت کمتر فیلمی در تاریخ سینمای اروپا بوده باشه که تا به این حد با طعنه و کنایه و فضایی سرد تونسته باشه به تمام ارکان نظام یک حکومت دیکتاتوری و سانسورزده حمله کنه و موفق باشه.فیلمهای لانتیموش در فضایی سرد،غیر قابل اعتماد و هولناک روایت میشوند که بیننده با تمام وجود آرزو میکند هرگز در چنین فضایی درگیر نشود واتفاقآ بسیار منسجم و دقیق و با مقدمه چینی بسیار بسراغ موضوعات… ادامه »

ali.m
Member
Member
ali.m

قبل از هر موضوعی درباره اسم فیلم با توجه به کنایه ای بودن فیلم باید گفت که دندان شیری نام کاملتری نسبت به دندان نیش است.به جرات میشه گفت کمتر فیلمی در تاریخ سینمای اروپا بوده باشه که تا به این حد با طعنه و کنایه و فضایی سرد تونسته باشه به تمام ارکان نظام یک حکومت دیکتاتوری و سانسورزده حمله کنه و موفق باشه.فیلمهای لانتیموش در فضایی سرد،غیر قابل اعتماد و هولناک روایت میشوند که بیننده با تمام وجود آرزو میکند هرگز در چنین فضایی درگیر نشود واتفاقآ بسیار منسجم و دقیق و با مقدمه چینی بسیار بسراغ موضوعات… ادامه »

نادر نظامی
Guest
Member
نادر نظامی

لانتیموس همان کارگردان فیلم خرچنگ است که سوژه های بدیع و عجیبی وارد گود سینما می کند. نقدها خوب هستند ولی من در کنار این نگاه های مثبت و صحیح فیلم را تا حدی شعار زده می بینم. یعنی لانتیموس برای بیان ایده های سیاسی و جامعه شناختی خود داستانی را سرهم می کند که اتکا زیادی به فرم ندارد و بیشتر پازل های الگویی است که کنار هم چیده می شوند تا حرفهای شگفت آور تامین شوند. ما یک مجموعه تسبیح وار از سکانس های مختلف داریم که ربط جدی با هم ندارند و اگر لانتیموس تعداد این تسبیح… ادامه »

نادر نظامی
Guest
Member
نادر نظامی

لانتیموس همان کارگردان فیلم خرچنگ است که سوژه های بدیع و عجیبی وارد گود سینما می کند. نقدها خوب هستند ولی من در کنار این نگاه های مثبت و صحیح فیلم را تا حدی شعار زده می بینم. یعنی لانتیموس برای بیان ایده های سیاسی و جامعه شناختی خود داستانی را سرهم می کند که اتکا زیادی به فرم ندارد و بیشتر پازل های الگویی است که کنار هم چیده می شوند تا حرفهای شگفت آور تامین شوند. ما یک مجموعه تسبیح وار از سکانس های مختلف داریم که ربط جدی با هم ندارند و اگر لانتیموس تعداد این تسبیح… ادامه »

فاطمه
Member
Member
فاطمه

فوق العاده بود
از معدود فیلم های در این سبک که واقعا خوش ساخت بود
من که دوست نداشتم تموم شه انقدر که میشد ازش یاد گرفت و درک کرد

نوشین
Guest
Member
نوشین

فیلم فوق‌العاده عمیق و مؤثریه.اصن نمیشه راجبش نوشت، از بس نکته های جامعه شناختی ش زیاده…من نمره کامل میدم به این فیلم

غزال
Guest
Member
غزال

آزار دهنده به اندازه ی بازی های بامزه ی هانکه و در عین حال تماشایی و پر از حرف.

short cuts
Guest
Member
short cuts

شرمنده؛ یه اشتباهی پیش اومد! 😀

short cuts
Guest
Member
short cuts

دندان نیش از آن دست فیلمهاییست که تماشایشان یادآوری می کند چرا سینما را دوست داریم و چقدر زیبایی می تواند در پرده سینما نقش بسته شود. فیلم را می توان از جنبه های مختلف بررسی کرد. برای مثال می توان از شرطی شدن فرزندان گفت. پدر و مادر برای مطیع نگاه داشتن فرزندان از یک مجموعه پاداش و تنبیه استفاده می کنند. همینطور شاید بتوان از رفتار فرزندان درباره لیسیدن نیز نوعی شرطی سازی فهمید. در جایی از فیلم میبینیم که یکی از دخترها حتی بدون اینکه پاداشی دریافت کند، خواهرش را لیس می زند. به فیلم می توان… ادامه »