Doctor Sleep (دکتر اسلیپ)

کارگردان: Mike Flanagan (مایک فلانگان)
نویسنده: Stephen King (استفن کینگ),
7.7
60
0.76

خلاصه داستان:

داستان فیلم درباره‌ی زندگی دنی تورنس پسر جک تورنس است که اکنون نزدیک به چهل سال سن دارد و هنوز هم تحت تاثیر اتفاقات رخ داده در دوران کودکی خود در هتلی که اتفاقات فیلم درخشش در آن جریان داشت است. اما هنگامی که او از فشارهای روحی و عصبی رهایی می‌یاید، قدرت‌


تصاویر فیلم:

خلاصه نظر منتقدان:

IGN ( امتیاز ۸.۵ از ۱۰ )
فیلم ترسناک و قدرتمند « دکتر اسلیپ » زمانی بهترین عملکرد خود را دارد که سعی می‌کند به جای بازسازی بخش‌های مختلف « درخشش »، روایت خود را بسازد.

 

USA Today ( امتیاز ۷.۵ از ۱۰ )
هتل Overlook همچنان هم مکان ترسناکی است، درست مثل بانوی شبح‌وار اتاق ۲۱۷. اما فیلم احتمالا با چیزهای جدیدتر خود بهتر می‌تواند شما را همراه کند تا مواردی که از اثر قبلی بازگشته اند.

 

مت سینگر – ScreenCrush ( امتیاز ۷ از ۱۰ )
درست مثل سریال جدید شبکه‌ی HBO یعنی « واچمن » ( Watchmen )، فیلم « دکتر اسلیپ » هم سعی نکرده تا از فرمولی تکراری بهره ببرد و در عوض از شخصیت‌ها، محیط و مضامین در راه‌های جدید بهره برده است.

 

کریس هویت – Empire ( امتیاز ۶ از ۱۰ )
اگر صرفا بخواهیم بر اساس بن‌مایه‌ی داستانی نگاه بکنیم این اثر خیلی با نسخه‌ی قبلی خود فرق دارد و هر کسی که انتظار اثری که مستقیما دنباله‌ی « درخشش » باشد ناامید خواهد شد.

 

تاد مک‌کارتی – The Hollywood Reporter ( امتیاز ۶ از ۱۰ )
این فیلم نه « جک نیکولسن » دارد، نه « استنلی کوبریک » و نه حتی هتل Overlook را اما ربکا فرگوسن و بازیگران خوب دیگر به نوع خود در این اثر درخشیده‌اند.

 

دارن فرانیچ – Entertainment Weekly ( امتیاز ۵.۸ از ۱۰ )
« دکتر اسلیپ » بد است. خیلی طولانی است و به دنبال هیجان‌های سطحی می‌گردد.

 

اریک کوهن – Indiewire ( امتیاز ۵.۸ از ۱۰ )
« دکتر اسلیپ » خیلی تلاش می‌کند تا خود را برای سینه‌فیل‌ها جذاب نشان بدهد؛ از موسیقی برادران « نیوتون » گرفته تا فیلم‌برداری آبی-تاریک « مایکل فیموگناری ». اما تلاش آن برای مواجهه با بن‌مایه‌ی داستانی اش باعث شده تا هر دو زیر حد استاندارد بروند.

 

رابرت آبل – The Wrap ( امتیاز ۴.۳ از ۱۰ )
فیلم « دکتر اسلیپ » مثل برده‌ای است که قصد خدمت به دو ارباب را دارد؛ یکی خود استفن کینگ و دیگری طرفداران اثر قبلی او یعنی « درخشش ». اما متاسفانه به خودی خود به حدی خوب نیست که بتواند چنین تاثیری بگذارد.

 

پیتر بردشا – The Guardian ( امتیاز ۴ از ۱۰ )
فیلم کمی بیش از نیم‌ساعت طولانی‌تر از فیلم استنلی کوبریک است، اگرچه که بیشتر از آن به نظر می‌رسد.

 

جاشوا روتکوف – Time Out ( امتیاز ۴ از ۱۰ )
می‌توانید این فیلم را فن سرویس و برای راضی‌کرد مخاطبان بدانید، اگر که فن‌ سرویس مورد نظر به بینندگان یاد بدهد که کپی کردن کار بزرگ « کوبریک » باعث نمی‌شود که شما به همان اندازه ترسناک باشید.


نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نشریه ReelViews

نمره 7.5 از 10

۳۶ سال پس از اکران « درخشش » ( The Shining )، آقای « استفن کینگ » دوباره به دنیایی بازگشته است که در آن Overlook Hotel زمانی قرار داشت تا به ما نشان بدهد اوضاع برای شخصیت اکنون بزرگ‌سال « دنی تورانس » چگونه پیش رفته است. ایده‌ی اغوا‌کننده‌ی ساخت فیلمی از روی دنباله‌ی آن کتاب یعنی « دکتر اسلیپ » بیش از حدی اغواکننده بود که هالیوود بخواهد از آن صرفه نظر بکند. تهیه‌کنندگان وظیفه‌ی ساخت اقتباسی از این کتاب را بر دوش « مایک فلانگان » قرار دادند، خالق اثر پسندیده‌ی برای نت‌فلیکس به نام « جن‌زدگی خانه‌ی تپه‌ای » ( The Haunting of the Hill House ). این وظیفه برای این کارگردان کار سختی به نظر می‌رسد علی‌الخصوص با موضوعی که حول فیلم « درخشش » وجود داشت، یعنی عدم علاقه‌ی « استفن کینگ » به آن فیلم. آقای « فلانگان » توانسته تا با یک سری حرکات خاص، « استفن کینگ » را راضی به انجام این کار کند. او به کینگ قول داده است که فیلم تا حد خیلی زیادی به داستان اصلی وفادار خواهد ماند و البته در عین حال ادامه‌ی دقیقی از اقتباس « کوبریک » خواهد بود.

مثل فیلم « ۲۰۱۰ » ساخته‌ی « پیتر هیام » که از فیلم « ۲۰۰۱: یک ادیسه‌ فضایی » ( 2001: a Space Odyssey ) به عنوان منبع الهام استفاده کرد اما سبک کاری « کوبریک » را کاملا نکرد، « دکتر اسلیپ » رویکردی کمی به‌هم پیوسته‌تر دارد. در حالی که این فیلم کدهای بصری مختلفی را از « درخشش » برداشته است ( و این حرکات را با تلاش مضاعفی همرا کرده است تا بازیگران شبیه به « شلی دووال »، « سکتمن کراترز » و « جک نیکولسن » به نظر برسند )، « فلانگان » از تکیه‌ی بیش از حد بر روی فیلم اول اجتناب کرده است. « دکتر اسلیپ » رویکرد ساده‌تری دارد و به لحاظ روایی هم ساده‌تر از « درخشش » است. اگرچه که فیلم حداقل به مدت ۲۰ دقیقه صحنه‌های اضافی دارد اما ارتباط برقرار کردن با آن ساده‌تر است و دیدنش برای آن‌هایی که « درخشش » را تماشا نکرده اند یا حتی به یاد ندارند بسیار ساده‌تر است.

فیلم « دکتر اسلیپ » نمونه‌ی کاملی از ترس به سبک « استفن کینگ » است؛ پیچیده‌تر و به لحاظ روایی‌ غنی‌تر از سطح ترس فیلم‌های معمولی. نه خود « استفن کینگ » و نه « فلانگان » علاقه‌ی چندانی به Jump Scare ها ندارند. فیلم در جایی کیفیت خود را بسیار بالا می‌برد که از وحشت وجودی به عنوان سوخت موتور خود استفاده می‌کند. ممکن است برخی بگویند که فیلم هنگامی که سعی دارد پایه‌ی داستان خود را شکل بدهد بیش از حد طولانی است و بخش دوم فیلم خیلی قوی‌تر از یک ساعت ابتدایی است. موسیقی متن ساخته شده توسط برادران « نیوتون » ضرب‌آهنگ اثر را با سرعت حرکت کلی آن هماهنگ نگه می‌دارد. بازتاب‌هایی از کار « کوبریک » را در اکت پایانی اثر به وضوح می‌توان تماشا کرد که اگرچه دیدن آن‌ها در بخش‌های دیگر اثر هم زیاد سخت نیست؛ علی‌الخصوص در عملکرد « اوان مک گرگور » که به خوبی و دقت بازی « جک نیکولسن » در بازی اول را بررسی و مطالعه کرده است و اصلا هم ترسی ندارد که اجازه بدهد تاثیرات آن در شخصیت « دنی تورانس » دیدنی بشود.

فیلم با قسمت ابتدایی‌ای شروع می‌شود که کمی بعد از اتفاقات « درخشش » جریان دارد. « دنی » ( راجر دیل فلوید ) که همچنان یک پسر جوان است که توسط روح‌هایی تحت تعقیب است که به دنبال « درخشش » او هستند. درس‌هایی از روح « دیک هالوران » ( کارل لامبی ) به او اجازه می‌دهد تا با این اشباح مواجه شده و یک به یک نابودشان کند. اگرچه که تجربه‌های او در کودکی تاثیر منفی زیادی بر روی روان او گذاشته اند و وقتی که ما او را در سال ۲۰۱۱ ملاقات می‌کنیم ( حالا با بازی « اوان مک‌ گرگور » )، او یک الکلی بی‌خانمان بوده که به دنبال هدفی در زندگی است. او یک هدف برای زندگیش پیدا می‌کند و آن هم مراقبت و ارشاد کردن نوجوانی به نام « آبرا استون » ( با بازی کایلی کوران ) است، دختری که « درخشندگی » قدرتمندی دارد. او توسط گروهی از خون‌آشام‌های انرژی به رهبری « رُز د هت » ( با بازی ربکا فرگوسن ) تحت تعقیب قرار دارد؛ « ربکا » فردی است که با شکنجه‌دادن، کشتن و بلعیدن کودکانی که قدرت‌های ماورایی دارند به جاودانگی دست یافته است. « دنی » تبدیل به نوعی « اوبی وان » برای « آبرا » یی که شکل « لوک » است می‌شود، آن هم در حین اینکه دخترک به سمت نمایشی و مراسمی با « رز » می‌رود که محل روی دادن آن خاطرات تاریک و تلخی را برای دنی به همراه دارد؛ Overlook Hotel ( که در رمان کینگ به نابودی کشیده شده بود اما در اقتباس « کوبریک » تقریبا سالم باقی مانده بود).

اگر از بیرون بخواهیم نگاه بکنیم، گروه کولی‌های « رز» تقریبا بی‌خطر به نظر می‌رسند، حتی شاید بتوان گفت که دوست‌داشتنی هستند. بخش دوست‌داشتنی شخصیت « رز » را می‌توان این‌گونه توصیف کرد که او با پای پیاده اطراف کمپ را رنگ‌آمیزی می‌کند و زمان زیادی را صرف مدیتیشن کردن در بالای وَن خود می‌کند. اما این ظاهر آرام و متین قلبی از شیطان را در خود جای داده است. « فلانگان » خباثت ذاتی او را در ابتدای فیلم به ما نشان می‌دهد؛ در صحنه‌ای که او به یک دختر ۱۵ ساله « تبدیل » می‌شود ( با بازی امیلی آلین لیند ) و این اتفاق را با شکنجه‌دادن و کشتن ترسناک یک پسربچه ( جیکوب ترمبلی ) جشن می‌گیرد. بازی « ربکا فرگوسن » در نقش « رز » ظریف است؛ او نه زشت است و ظاهری هیولاگونه دارد. او از اغواگری تا جایی استفاده می‌کند که دیگر به آن نیازی نداشته باشد و سپس ذات واقعیش را به منصه نمایش می‌گذارد.

یک ساعت پایانی اثر که شامل سه رویارویی جدا می‌شود، صبر بینندگان را در طول ۹۰ دقیقه ابتدایی جبران می‌کند ( شاید جای آن می‌بود که کارگردان از تدوین‌گر بی‌رحم‌‌تری استفاده می‌کرد). لحن فیلم در مسیری که به سمت نقطه‌ی اوج غیرقابل اجتنابش حرکت می‌کند، بیشتر هیجانی است تا ترسناک. در حقیقت، فیلم « دکتر اسلیپ » اشتراکات زیادی با فیلم‌های سبک « اکشن / ماجراجویی » سنتی دارد. فیلم ترسناک و به صورت مشخص‌تر، چندش‌آور نیست. عناصر فراواقعی اثر در دل ژانر ترسناک قرار می‌گیرند اما تحت هر شرایطی نمی‌توان این اثر را یک فیلم ترسناک سنتی دانست.

برای « اوان مک گرگور » احتمالا بازی کردن همچین نقشی در خواب نیز آسان می‌بوده است، البته که این بدان معنی نیست که او بر روی عملکرد خود در این فیلم وقت نذاشته است. « دنی » به دنبال معنا، رستگاری و پایان‌یافتن آن افکار در ذهنش است. در طی این مسیر « مک گرگور » فرصتی می‌یابد تا یک سری از ویژگی‌های شخصیتی‌ای که در فیلم‌های « جنگ ستارگان » نشان داده بود را مجددا به تصویر بکشد. « کایلی کوران » که ۱۳ سال بیشتر ندارد در اولین نقش‌آفرینی بزرگ خود انرژی و درخشش زیادی برای یک نقش مهم نشان داده است. او و « مک گرگور » بن‌مایه‌ی لازم برای یک رابطه‌ی استاد/شاگردی را ایجا می‌کنند.
کسانی که « درخشش » کوبریک را به خاطر عجیب و غریب بودن و سبک بصری جالبش دوست داشتند احتمالا از محدودیت بصری و یک‌دستی این فیلم ناامید بشوند. می‌توان گفت که « کینگ » به‌گونه‌ای سعی دارد قلمرو خود را مجددا بازپس‌بگیرد و نشانی بر روی اثری که بر دنباله‌ی سال ۱۹۸۰ ساخته شده بگذارد. سال ۲۰۱۹ برای آثار « کینگ » سال خوبی بوده است، چرا که به جز این فیلم آثاری مثل « قبرستان حیوانات خانگی » ( Pet Semetary ) و « آن: بخش دوم » ( It: Chapter two ) نیز ساخته شده است. اگرچه فیلم « دکتر اسلیپ » مشکلاتی دارد و بی‌نقص نیست اما آن را می‌توان بهترین نمونه از گروهی از فیلم‌هایی دانست که محبوبیت طولانی‌مدت « کینگ » را نشان می‌دهد، فردی که وارد ششمین دهه‌ی نویسندگی‌ حرفه‌ای خود شده است.

مترجم :امید بصیری


ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of