نقد و بررسی کاربران نقد فارسی فیلم از فیلم Diary of a Country Priest (خاطرات کشیش و روستا)

کارگردان : Robert Bresson
نویسنده : Robert Bresson

بازیگران: Claude Laydu, Nicole Ladmiral , Jean Riveyre

خلاصه داستان :

کلود لیدو کشیش جوان که از درد معدهٔ خود همیشه شاکی است مسئول منطقهٔ آمبریکور می‌شود و در آنجا با خانوادهٔ کنت آشنا می‌شود .کنتس بعد از مرگ پسرش حال و روز خوبی ندارد و ایمان او نیز در خطر است و بحث‌های زیادی با کشیش می‌کند ولی وقتی با کشیش صحبت می‌کند …

۱٫ امکان نمره دهی به هر یادداشت، به صورت جداگانه و برای هر کدام وجود دارد.

۲٫ نقد ها و نظرات به ترتیب تاریخ انتشار در فروم تنظیم شده اند.

۳٫ برای مشارکت در نقد و بررسی گروهی، برای فیلم های آینده و انتشار آن در سایت، به  اینجا مراجعه نمایید.

۴٫ این فیلم قبلا در فروم نقد فارسی (اینجا ) مورد نقد و بررسی قرار گرفته بود.

به یادداشت های دوستام خود امتیاز دهید

{extravote 1}

به اقلب فیلم های "روبر برسون" مذهبی می گویند. زیرا شخصیت خارج از دنیای سینمای "برسون" نیز انسانی مذهبی بود. "خاطرات کشیش روستا" آنقدر استادانه و ریزبینانه شخصیت یک کشیش را زیز ذره بین برده که هیچ جای مخالفت باقی نمی گذارد. به واقع تیرگی روابط میان انسان ها را بعد از چند سکانس ابتدایی به خوبی حس می کنیم و اعلام موضعی نسبت به هر پدیده ای داریم، که این از دست کمتر فیلمسازی بر می آید.

"خاطرات کشیش روستا" از سردرگمی یک کشیش در مواجه شدن با مسائل بی ربط کتاب مقدس و رفتار دوگانه انسان هاست، وی دیگر قادر نیست خدا را بپرستد هرچند به حضور او واقف است.

پس خداوند جان وی را می ستاند تا گمراه نشود.

فیلم یک شاهکار محسوب می شود پس نمره من ۶


{extravote 2}

کشیشی در یک روستای مرزی فرانسه چند وقتی است به راستی خدا شک کرده. در حالی که به حضور او نیز واقف است. (تغریبا همان چیزی که تمام انسان های روشنفکر درگیرش هستند).

این کشیش خاطرات خود را در دفترچه ای می نویسد و مسائل نگران کننده ای را از وجودیت خدا طرح می کند، با این حال باز تمام نوشته های قبلی خود را خط خطی می کند. یعنی راستی روایت همش رد می شود. و مخاطب در منگنه فیلمساز قرار میگیرد.

(ما خاطرات کشیش را که می نویسد به زبان تصویر می بینیم، اما در روز بعدی مشاهده می کنیم وی تمام خاطرات را باطل کرده)

این منطق تا پایان فیلم حکومت می کند تا اینکه کشیش از زیاده روی در خوردن الکل می میرد.

پایان تلخ خاطرات وی با قطعاتی از انجیل رقم می خورد. جایی که خداوند انسان ها از بیراهه روی منع کرده بود.

و بی راهه روی های کشیش نمایان می شود. البته این بی راهه روی هایی که ما دیدیم تمامش به دست خود قدیس باطل شدند. (یا که شاید خداوند آنها را نادیده گرفت)

نمره ۹


و این است داستان رنج آدمی …

{extravote 3}

برسون، حالا در ۵۰ سالگی، در اوج پختگی، زبان برسونیِ خود را پیدا میکند و تا آخرین فیلم خود آنرا ادامه میدهد. زبانی برای بیان تنهایی، انزوا، بیماری و رنجِ درون. زبانی که مذهب، مسیحیت، عقیده، گناه، امید و در نهایت ایمان را به چالش میکشد و در این بین، مرگ را آن چیزی میداند که شاید تنها راه رستگاری باشد. و در این میان، دنیایی را نشان میدهد که سرشار از تردید است و میتواند هر آرمانی را به تباهی کشد.

کشیشی سرگشته و حیرت زده که دربرخورد با محیطی نا امن و نا امید، به شکی عمیق در ایمان خود پی میبرد. در حقیقت، درد او بیش از آنکه ناشی از بیماری باشد، بیشتر درونی است. رنجی که او را رها نمیکند اما آنچه را لازم است تا او رستگار شود فراهم می آورد.

از نان و شراب (غذای کشیش) و همچنین صحنه ی درماندگی او در راه و تکیه دادن او بر درخت به عنوان ارجاعاتی به داستان مسیح یاد میشود.

سخنانی در باب فیلم:

آندره بازن درباره «خاطرات یک کشیش روستا» می گوید: بی‌شک برای نخستین بار سینما به ما نه فقط فیلمی از حادثه‌ای راستین و حرکت‌های راستین حس بر مبنای زندگی درونی ارائه کرده است بلکه افزون بر این ما با غمنامه‌ای جدید که به شیوه‌ای خاص خداشناسانه است روبرو می‌شویم: پدیدارشناسی ایمان و بخشش خدایی.

کلود موریاک در مقاله ای درباره فیلم نوشت: «برسون کاری را به انجام رساند که حتی رنوار در قاعده بازی نیز در اجرای آن شکست خورده بود. برسون برای نخستین بار فیلمی درونی ارائه کرده است مگر جز این است که عناصر اصلی سینما زمین انسان و نور آسمان است؟ چهره‌هایی که برسون به ما نشان می‌دهد یکسر زمینی نیستند، اما راه‌ها ، خانه‌ها، مزرعه‌ها، همه با چنان وفاداری به طبیعت و زمین در فیلم آمده‌اند که یادآور حیات و دردهای زمینی کشیش می‌شوند».

شخصا سینمای برسون، سینمای مورد علاقه من نیست؛ اما این دلیلی نیست که چند بار دیگر به سراغ این فیلم نرویم. فیلمی که از دردهای مشترکی سخن میگوید که همیشه دست به گریبان انسان بوده است: آیا اگر ایمان آوریم، یقینا رستگار می شویم؟

امتیاز: ۸ از ۱۰


{extravote 4}

فیلم به شدت تلخ و تاثیرگذار است. ولی تلخی بیش از حد آن گاهی نیش دار و گزنده می شود.

کشیش بسیار ناامید و محزون و بیمار است، ولی همه را به امیدواری و ایمان به خدا فرا می خواند، چیزی که خود گاهی درباره آن به شک و تردید می افتد. کشیشی که اصلا مورد قبول و احترام مردم نیست ولی درصدد این است که همه را به رستگاری برساند (و شاید گاهی هم به این هدف می رسد)

سوالی که برای همه پیش خواهد آمد این است که : رستگاری واقعی چیست؟ آیا کشیش، خود به رستگاری می رسد؟ آیا رستگاری فقط با ایمان حاصل می شود؟

کارگردانی برسون در حد عالی و بازی بازیگران قابل قبول است.

نمره من به این فیلم : ۸ از ۱۰


{extravote 5}

من این فیلم رو قبلا دیده بودم و اصلا نمی دونستم قراره این هفته نقد بشه

حالا امیدوارم همین قدر که یادم هستش بتونه مفید باشه

خاطرات یک کشیش روستا همانطور که از اسمش پیداست درباره خاطراتی است که یک کشیش در روستایی می نوشته.

این خاطرات تمام همان درد و دل ها و عقده هایی است که کشیش نمی تواند با کسی در میان بگذارد، پس هر شب بعد از تمام اتفاقات روزمره دفترش را باز می کند و عقده ای که طول روز گلویش را می فشارده خالی می کند.

خاطرات وی دربرگیرنده ابهاماتی است که به حقانیت خداوند پیدا کرده، یعنی در لبه پرتگاه ندانمگرایی گیر می افتد و تا به آخر داستان که از مرض لاعلاجش میمیرد زیر شانه ی خدازدگی نمی ماند.

نمره ۹


{extravote 6}

فیلم خاطرات کشیش روستا را یکی از بزرگترین فیلم های کاتولیکی دانسته اند که در مورد کشیش معتقدی است که در جامعه ای دین گریز و مثل هر جامعه روستایی دیگر خرافه پرست و شایعه پراکن زندگی می کند. کشیش جوان به خود ریاضت می هد و فقط با نان و شراب و سیب زمینی تغذیه می کند. او خاطرات روزانه خود از زندگی در روستا را یاد داشت می کند و از ابتدای فیلم به عنوان راوی، این خاطرات را بازگو می کند. این نوع شیوه روایت داستان که به شکل اول شخص و تک گویی باشد از آن نمونه هایی است که من می پسندم.

کشیش در این روستای خرافه پرست، دروغ پرداز و شایعه پراکن جایی ندارد و با اعتقادات افراطی که به زعم بعضی ها دارد، مورد قبول افراد این جامعه کوچک نیست . جامعه ای که کشیش را هم کوچک می بینند. در این فیلم اثرات کمی از زندگی دیده می شود همه چیز سرد و بی روح است حتی هوا هم با کشیش سر ناسازگاری دارد. به او به خاطر نوع تغذیه اش که با شراب است نسبت دائم الخمری را می دهند اما ما حتی یک بار هم کشیش را در حالت مستی نمی بینیم. تنهایی و غربت کشیش در این روستا مهم ترین چیزی است که در سراسر فیلم به چشم می آید. او غمگین است. در لحظاتی از فیلم خود را سرزنش می کند، افسرده است و در سراسر فیلم چهره یخ زده و بیماری را از خود نشان می دهد. و فقط وقتی لبخند را بر چهره بی حالت او می بینیم که سوار بر موتور جوانی به قصد ترک روستا به سمت ایستگاه قطار می رود و در خاطراتش می نویسد: در آن لحظه احساس زندگی و جوانی می کردم.

محوریت این فیلم، کاتولیک و کلیسا و مذهب و خدا و مقدسات است. اما جالب است که بدانیم کارگردان آن، برسون، خود یک آگنوستیک است. یعنی کسی که به وجود خدا شک دارد.
مرگ یکی از موضوعاتی است که در فیلم چندین بار به آن اشاره می شود.خودکشی پزشک سکولار. مرگ مادام کنتس درست بعد از آنکه اعتقادش به خدا را دوباره باز میابد و کشیش که فکر می کند خدا از او رویگردان شده و می خواهد او بمیرد که شاید این فکر بیراه هم نبوده است چرا که درپایان فیلم، او در گوشه ای از درد و بیماری از دنیا می رود. و این سوال را برای من باقی می گذارد که هدف از زندگی در راه خدا چیست اگر قرار است در آخر اینگونه از دنیا برویم؟!

امتیاز: ۸ از ۱۰

اختصاصی نقد فارسی

برای مشارکت در نقد و بررسی فیلم های آینده در نقد فارسی، به اینجا مراجعه نمایید

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه ها، وبلاگ ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات "منبع: سایت نقد فارسی" ممنوع است و شامل پیگیرد قضایی می شود.

5
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
5 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
4 Comment authors
naghdoonee----angelosKhalil abbasian Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
jj1897
Guest
Member
jj1897

یک فیلم بد
فیلمنامه شرحه شرحه، دیالوگ ها شعار گونه، تضاد تیپ ها با حرف ها، مملو از سکانس های بی ربط و کسل کننده و تکرای
نکته ای که در داستان فیلم وجود داشت این بود که کشیش که در صدد درمان معضلات روانی دیگران بود و راهکار هایی رو به اونها ارائه میداد، خودش درگیر مسائلی مثل افسردگی و بی ایمانی بود
میزانسن فیلم هم خوب در نیومده بود و همه اینا بر میگرده به کارگردانی فاجعه بار برسون که فیلمنامه رو هم خودش با اقتباسی از داستانی از ژرژ برنانوس نوشته
نمره من به فیلم : صفر

----
Member
Member
----

من چند روز پیش این فیلمو دیدم. به نظرم فیلم ضعیفی بود.
فیلم بجای این که مفاهیم مورد نظر را به صورت تصویری نشون بده همش بصورت دیالوگ مفاهیم رو بیان میکرد.همچنین کشیش روستا مدام تفکرات ذهنی و حالات روحی خود رو به صورت خاطرات بیان میکرد که به نظرم جالب نبود و همیشه با عبارات تکراری مثل هیچوقت تا حالا، هرگز و … بیان میکرد.
همچنین ساکنین وکودکان یک روستای کوچک مدام عبارات فلسفی و سنگینی بیان میکردن که به نظرم عجیب بود.
ببخشید که طولانی شد.

AmirAli Chavoshi
Member
Member

یک غیلم بسیار خوب از برسون برزگ
کارگردانی که هر فیلمش حرفی واسه گفتن داره
ولی با این وجود بهترین فیلم برسون از نظر من هست

Khalil abbasian
Member
Member
Khalil abbasian

بنده تمامی نقد ها رو خوندم بسیار عالی و زیبا بودن,فقظ بعضی از دوستان میتونستن با دیدی بزرگتر و باز به فیلم نگاه کنن و علاوه بر نقد زیبایی که داشتن از چهارچوب اصلی فیلم استفاده ی کامل میکردن و توضیحات بیشتری اضاف بر توضیحاتی که داشتن میدادن… بنده به همه ی دوستان امتیاز کامل رو دادم و اگر امتیازی بالاتر از ۵ داشتیم ,مطمئنا به خانم مجیدی میدادم بابت نقد قشنگی که داشتن و این پختگی در توضیحات و صحبتای شما در رابطه با نقد فیلم موج میزنه و نشون میده که دید متفاوتی نسبت به بقیه دوستان دارین… ادامه »