Day for Night (روز برای شب)


خلاصه داستان:

در جریان فیلم برداری ملودرامی به نام «با پاملا ملاقات کن»، نقش اول مرد، «آلفونس» (لئو)، به ستاره ی متاهل بین المللی، «جولی بیکر» (بیست) دل می بازد؛ بازیگری، «سورین» (کورتز) سر صحنه گفت و گوهایش را از خاطر می برد؛ بازیگر نقش پدر «آلفونس» (اومون) در یک تصاد


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم Roger Ebert (راجر ایبِت)

نمره 10 از 10

تهیه کننده: “آیا ما یک خانواده بزرگ خوشحال نیستیم؟” بازیگر: “همانند مردم در تراژدی های یونانی.” بازیگر در این تبادل، که ناشی از “روز به جای شبِ” فرانسوا تروفو، است درباره وضعیت خود اغراق می کند. او باید می گفت، “همانند مردم در نمایش های خنده دار فرانسوی.” او در مورد نوع خانواده ای صحبت می کند که هر بار یک فیلم را تشکیل می دهد، و وقتی کاری ادامه می یابد از بین می رود. در طی چند هفته جمعیتی ناچار وجود دارد که در آن حفظ حریم خصوصی به ندرت اتفاق می افتد، همه خسته هستند، و بیماری ناامیدی عاطفی همه گیر است. فیلم تروفو، در سال 1973 ساخته شد و در این هفته کیفیتی همراه با دوربین جدید 35 میلی متری تجدید خاطره شد. مقاله چاپی، شعری در ستایش از ساخت فیلم است. نه فیلم خوب، نه فیلم بد – فیلم. این فیلم در استودیو ویکتورین نیس واقع در جنوب فرانسه اتفاق می افتد، که از زمان سینمای صامت فیلم تولید کرده است. خود تروفو نقش فران را ایفا می کند، کارگردان یک فیلم به نام “با پاملا ملاقات کن”، که مشخصاً تبدیل به یک شخص نفرت انگیز می شود. فران کوچک ترین نشانه ای ندارد که این موضوع را می داند، و یا اهمیتی می دهد؛ او قصد ندارد کارگردان فیلم بلند پروازانه باشد (مانند تروفو)، بلکه یک تکنسین، عاشق پروسه است – همراه با بدلکاری و جلوه های ویژه، شیمی بین بازیگران، برنامه عکس برداری روزانه. عجیب است، دیدن این فیلم دوباره در سال 1997، چقدر من را به یاد فیلم های اخیر “ادوود” و “شب های عیاشی” می اندازد. هر دوی این فیلم ها در مورد افرادی است که برای آن ها محصول نهایی – خود فیلم- تنها محصول جانبی لازم از دلیل واقعی آن ها برای حضور در کسب و کار فیلم که در یک مجموعه است. ساخته بودن یک فیلم. برای نوع خاصی از بی بند و باری عاطفی، شخصیت هنری، تهیه فیلم مانند یک پناهگاه بی خانمان است: نیازهای اولیه حیوانی آن ها رفع شده است، آن ها بیش از حد خسته هستند تا فراتر از تماس صبح، و سک* را مشاهده می کنند، وقتی، بین افرادی دیده می شود که مراقب توافقی هستند که معنی خیلی زیادی ندارد. وقتی بازدید کنندگان از دنیای واقعی می رسند (شوهران، دوستداران، بانکداران، روزنامه نگاران)، به آن ها صندلی کارگردان برای نشستن داده می شود، و آن ها بازی را می بینند و سر تکان می دهند و مثل پدربزرگ و مادربزرگ با افتخار لبخند می زنند. آن ها هرگز درک نخواهند کرد. شخصیت در “روز به جای شب” می گوید “من شخصی را برای فیلم رها می کنم”، “هرگز فیلم را برای شخصی رها نمی کنم”.

فیلم تروفو مانند یک مجموعه کوچک از حکایات مجموعه فیلم است. تمام نوع های آشنا را می شناسیم: ستاره عشق – جوان عشق مرغزار (ژان پی یر لاود)؛ سردسته الکلی زنان خواننده اپرا، (والنتینا کورتیس)؛ رهبر سک*ی عاشقانه (ژاکلین بیست)، که ضعفش در پشت سر او در حال حاضر قرار گرفته که با دکترش ازدواج کرده است؛ و مرد پیر پیشرو (ژان پی یر آمون) که در نهایت آمدن با همجنسگرایی خود کنار می آید. همچنین کارکردهایی با نقش دوم وجود دارد: دختر متن فیلمنامه، مرد بدلکار، تهیه کننده، زنی که هتل را اداره می کند. در طول این دوره از فیلم های عشقی که پایان یافته و شروع شدند، ازدواج در معرض تهدید قرار گرفت و ترمیم شد، مردم خود را در اتاق خود محبوس کردند و گربه حاضر به شلپ شلپ در شیر نشد. ما در یک راه بدون مقدمه برخی اسرار تجاری فیلمسازی را یاد گرفتیم، مانند این که چگونه در فصل تابستان برف می بارد، چگونه بالکن طبقه سوم می تواند فاقد ساختمان در زیر خود باشد، و چگونه صحنه ها “روز به جای شب” را شکل داده اند (فیلتری استفاده می شود در اثر شب در حالی که در روز روشن فیلمبرداری می شود). فیلم توسط شخصیت تروفو روایت شده است. او می گوید “ساختن فیلم مانند راندن دلیجان می مونه”. “در ابتدا انتظار یه سفر لذتبخش داری. سپس فقط امیدوار به رسیدن به مقصد خود هستید.” در شب خواب می بینید، البته به سیاه و سفید، که در آن پسری کوچک است که در تاریکی به مرکز شهر می رود. او از بین کاباره ها به مقابل تئاتر محلی می رسد، و عکس های تبلیغاتی براق 8 در 10 “همشهری کین” را می دزدد. پیش از این یک صحنه هست که در آن فران و تهیه کننده اش (جین کمپیون) از طریق عکس های براق بازیگر زن خود (بیست) در هم آمیخته می شوند. به موازات روشن است. به عنوان یک جوان، فران رویای ولز دیگر بودن دارد، اما در حال حاضر از صرفاً کار در همان صنعت خرسند است.

در بررسی خود از فیلم، پائولین کال نوشت که “یک فیلم برای رخداد فیلم است، اساسا ساده و بی تکلف – کسانی که ترجیح می دهند که یک فیلم ببینند، هر فیلمی (یک فیلم بد، احمقانه، یا ناپایدار، ویفر کوچک شیرین اما خشک از فیلمی مثل این یکی)، تا این که کار دیگری انجام دهند”. ممکن است برای آن ها نباشد، اما مطمئنا در مورد آن ها هست. هنگامی که دوست دختر لاود می گوید او خوشحال است که می تواند در نیس با تمام رستوران هایش باشد، فران شوکه می شود: “رستوران های کوچک؟ حتماً شوخی می کنی! آیا می دانی نیس 37 سینما دارد؟ می توانیم یک ساندویچ بگیریم.” بررسی کال با آزرده خاطری است: “من اشتراک علاقه ای با تروفو برای این نوع فیلمسازی که “با پاملا ملاقات کن” نشان می دهد ندارم.” نه، اما این امکان وجود دارد که با محبت تروفو برای افرادی که آن ها را می سازد اشتراک داشته باشم. از ژان مورو یک بار در مورد یکی از صحنه های معروفش سوال کردم. او به من گفت که او تا به حال هیچ یک از فیلم هایش را ندیده، به جز تعداد انگشت شماری در جشنواره های فیلم، که در آن حضورش لازم بوده است. او گفت: “به من پول داده شده تا آن ها را بسازم”. “شما پول می دهید تا آن ها را ببینید.” فرانسوا تروفو (1984-1932) یکی از محبوب ترین فیلمسازان بود، مردی که عشقش در مورد فیلم در جزئیاتی مانند عکس عنبیه قدیمی که از فیلم های صامت قرض گرفته بود آشکار بود. (صحنه ای که در آن صحنه به نظر می رسید به دور جزئیات می پیچد، قبل از این که به سیاهی برود). او یک بار گفت “زیباترین چیزی که در یک سالن سینما دیدم،” “پایین رفتن به جلو، و پیچیدن، و نگاه به تمام چهره های برخاسته بود، نوری که از روی صفحه نمایش بر آن ها منعکس شده بود”. تروفو پایه گذار نسل موج نو بود – منتقدان فیلم فرانسوی که جشنی برای جانبازان هالیوود در دهه 1950 گرفتند و پس از آن فیلم خود را ساختند. او در آغاز در آنجا بود، با “400 ضربه”، ” به پیانیست شلیک کن”، و “ژول و ژیم”، (با بازی مورو – امیدوارم آن را دیده باشد). ظرف 25 سال 23 فیلم را کارگردانی کرد. چرا این همه فیلم را کارگردانی کرد؟ فکر می کنم به این خاطر بود که عاشق روی صحنه بودن بود. این بازیگر جوان در “روز به جای شب” دل شکسته شد و بعد از آن دخترش با بدلکار فرار کرد. شخصیت تروفو او را تسلی داد: “افرادی مثل ما تنها با کار ما خوشحال هستند.”

اختصاصی نقد فارسی

مترجم: ر.پ

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

نقد و بررسی فیلم به قلم دانیال حسینی

در تیتراژ ابتدایی فیلم در حالیکه اسامی گروه فیلمسازی به ترتیب نمایش داده می‌شود، صدای رهبر یک گروه موسیقی که با فرمان‌های پی در پی سعی در ایجاد نظم و یکدستی در گروه خود دارد شنیده می‌شود. موسیقی نواخته می‌شود و گاهی از ریتم خارج شده و یکدستی خود را از دست می‌دهد اما پیش می‌رود. پس از این در اولین سکانس فیلم شاهد فیلم برداری یک صحنه بزرگ و پر جزئیات در استودیو هستیم و حالا فرمان‌های دستیار کارگردان از بلند گو شنیده می‌شود که از همه اعضا می‌خواهد در زمان مناسب جلوی دوربین حاضر شوند. به این شکل ، تشبیهِ ساز و کار هماهنگی گروه فیلمسازی به موسیقی برای اولین بار خودش را نشان می‌دهد و در ادامه هم با نواخته شدن موسیقی در صحنه‌های دیگر ادامه پیدا می‌کند. این افتتاحیه همچنین با تمرکزی که بر مسئلهٔ هدایت و هماهنگی و ماهیت کار گروهی در سینما ایجاد می‌کند مسیر حرکت را تا پایان شکل می‌دهد. روز برای شب داستان شخصیت‌های مختلفی را روایت می‌کند، مشکلات فیلمسازی، روابط آدم‌ها، تأثیر زندگی خصوصی در فیلم‌ها و اثرات سینما در زندگی خصوصی افراد را در خود جا می‌دهد اما چیزی که آن را به یکی از بهترین آثار تروفو تبدیل می‌کند کنار هم نشاندن همهٔ این موارد به عنوان عناصر پیدا و پنهان شکل دهندهٔ یک فیلم است. نقش کارگردان را خود تروفو به عهده گرفته و حتی نقش بازیگر اصلی فیلمی که قرار است بسازد هم توسط ژان پیر لئو که در فیلم آلفونس نام دارد اجرا می‌شود. با توجه به رابطهٔ تروفو و ژان پیر لئو، فیلم در فیلمِ خلق شده در روایت عمق بیشتری پیدا می‌کند و جزئیات نمایشی‌اش را از روابط واقعی در گروه‌های سینمایی وام می‌گیرد. نکته ای که به تدریج در فیلم نمایان می‌شود شکل گیری روابط پشت صحنه سینماست که با گره‌ها و پستی بلندی‌های فراوانی همراه است در نتیجه قصهٔ ساخته شدن هر فیلم خودش می‌تواند فیلمی جداگونه باشد که دارای شروع، میانه و پایان بوده و با جزئیات فراوانی که در خود دارد می‌تواند از آنچه نهایتاً در سینما نمایش داده می‌شود قصهٔ شنیدنی تری باشد. طبیعتاً این ساختار با ایجاد لایه‌های نامحدود، همین نکته را در رابطه با فیلم مورد بحث مطرح می‌سازد و قصهٔ ساخته شدن فیلمی در رابطه با ساختن یک فیلم، خود می‌تواند قصهٔ دیگری باشد!

تروفو سعی کرده با نمایش مجموعه ای از عوامل مختلف که هر کدام بر محصول نهایی گروه فیلمسازی تأثیر گذار هستند به کلیت یکپارچه ای دست پیدا کند، رسیدن به این هدف نیازمند یک چیدمان منحصر به فرد برای تمام اتفاقات پشت صحنهٔ یک فیلم است. اتفاقاتی که به شکل پراکنده قابلیت خلق معنا و الهام بخشی ندارند اما اگر به درستی گزینش شوند می‌توانند خود سوژهٔ فیلمی دیگر شوند. اگر کارگردان را قهرمان این قصه تصور کنیم که هدفش ساختن فیلم ایده آل است، باقی قصه شرح تمام موانعی ست که سر راه او ایجاد می‌شود. بازیگری از بالا سرفتن سن خود و اینکه دیگر نمی‌تواند نقش دختران جوان و عاشق پیشه را ایفا کند غمگین است و مدام دیالوگ‌های خود را فراموش می‌کند، بازیگر دیگری باردار است و این مسئله را از فیلمساز پنهان کرده در نتیجه نقشش در روزهای انتهایی فیلم برداری کامل در کلوزآپ قاب گرفته می‌شود، تلاش مداوم یک روز کامل گروه صرف راضی کردن یک گربه برای لیسیدن ظرف شیر می‌شود و در انتهای یک روز کاری خبر می‌رسد مشکل فنی در لابراتور پیش آمده و فیلم‌های روز قبل همه از بین رفته! شاید تمام این اتفاقات را قابل جبران بدانید اما وقتی در نیمهٔ راه خبر می‌رسد یکی از نقش‌های اصلی در راه استودیو تصادف کرده و قبل از رسیدن به بیمارستان تمام کرده حتماً نظرتان عوض می‌شود، حالا فیلمساز مجبور به تغییر پایان فیلم است. این‌ها همه موانع آشکار فیلمسازی هستند که می‌شود تاثیرشان را مشخص کرد اما بخش عمده ای از عوامل تأثیر گذار به شکلی غیر قابل شناسایی نقش خود را در تغییر مسیر ایده آل‌های فیلمساز ایفا می‌کنند، آلفونس در ابتدای فیلم برداری وارد رابطه ای عاشقانه شده اما در پایان راه، معوشقه اش او را رها می‌کند و او باید با کوله باری اندوه باقی سکانس‌هایش را بازی کند، ژولی ستارهٔ فیلم با فردی به مراتب پیر تر از خودش ازدواج کرده اما در انتهای فیلم تحت شرایط روحی خاصی که دارد به همسرش خیانت می‌کند، این نکته در همنشینی با داستان فیلم در حال ساخت ابعاد پیچیده تری به خود می‌گیرد. ژولی قرار است نقش زنی را بازی کند که عاشق پدر شوهرش شده و به شوهر خود خیانت می‌کند. در نتیجه این بار فیلم بر زندگی خصوصی افراد درگیر تأثیر می‌گذارد، به عبارتی روز برای شب یک تأثیر گذاری متقابل را بین زندگی واقعی و زندگی خلق شده در سینما تصویر می‌کند.

فیلمسازی به عنوان یک فعالیت گروهی تحت تأثیر عوامل پر شماری ست، هر چه کار جلوتر می‌رود، اهداف اولیه فیلمساز بیشتر رنگ می‌بازد و مسیرهای که برای شخصیت‌ها در سر داشته انحراف بیشتری پیدا می‌کنند، تعدادی از این تغییر جهت‌ها ممکن است به فیلم آسیب بزند و تعدادی هم بر عکس عمل کرده و به بهتر شدن کار کمک می‌کنند، تعداد قابل توجهی از بهترین سکانس‌های تاریخ سینما حاصل همین تغییر جهت‌ها و انحراف‌ها بوده و بسیاری از تحسین شده ترین لحظات، از آنچه ابتدا در ذهن فیلمساز بوده فاصله داشته‌اند. درام جاری در پشت صحنه سینما عنصر منحصر به فرد این هنر است که تروفو در روز برای شب سعی دارد تأثیر گذاری آن را تصویر کند. تمام جزئیاتی که در زندگی پشت صحنه شکل می‌گیرد، غم‌ها و شادی‌ها، موانع و مشکلات، تولدها و مرگ‌ها همه از چشم تماشاگر نهایی پنهان باقی می‌ماند، در پایان فیلم دستیار کارگردان جلوی خبرنگارها حاضر می‌شود و خیلی کوتاه می‌گوید: “ساخت این فیلم برای ما بسیار لذت بخش بود و هیچ مشکلی نداشتیم، امیدواریم مخاطب هم از دیدنش لذت ببرد!” و این همهٔ تصویری است که از این درام پنهان برای مخاطب نمایش داده می‌شود، هر چند تروفو با این فیلم وجهه ای کنایی به جملهٔ پایانی بخشیده و به زیبایی با گزینش درست رخدادها، قصهٔ پنهانِ ساخته شدن هر فیلم را تعریف می‌کند.

اختصاصی نقد فارسی

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

 


21
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
21 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
1 Comment authors
Abe Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More here on that Topic: naghdefarsi.com/title/day-for-night/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More Information here on that Topic: naghdefarsi.com/title/day-for-night/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More here on that Topic: naghdefarsi.com/title/day-for-night/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Here you will find 71497 more Info on that Topic: naghdefarsi.com/title/day-for-night/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More Information here on that Topic: naghdefarsi.com/title/day-for-night/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More on that Topic: naghdefarsi.com/title/day-for-night/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] There you can find 57477 more Info to that Topic: naghdefarsi.com/title/day-for-night/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More Info here on that Topic: naghdefarsi.com/title/day-for-night/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] There you can find 65727 more Information on that Topic: naghdefarsi.com/title/day-for-night/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Here you can find 85615 more Info to that Topic: naghdefarsi.com/title/day-for-night/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More Info here on that Topic: naghdefarsi.com/title/day-for-night/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Info on that Topic: naghdefarsi.com/title/day-for-night/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More here to that Topic: naghdefarsi.com/title/day-for-night/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Information to that Topic: naghdefarsi.com/title/day-for-night/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Information on that Topic: naghdefarsi.com/title/day-for-night/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More to that Topic: naghdefarsi.com/title/day-for-night/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] There you will find 38115 more Information on that Topic: naghdefarsi.com/title/day-for-night/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More Information here on that Topic: naghdefarsi.com/title/day-for-night/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More here on that Topic: naghdefarsi.com/title/day-for-night/ […]

msn
Guest
Member
msn

تا به این جا یکی از لذت بخش ترین و دوست داشتنی ترین فیلم های بود که دیدم. 🙂

این تیکه از نقد راجر ایبرت رو هم خیلی خوشم اومد:

«دیدن این فیلم دوباره در سال ۱۹۹۷، چقدر من را به یاد فیلم های اخیر "ادوود" و "شب های عیاشی" می اندازد.»

Abe
Member
Member
Abe

فیلمی در ستایش فیلمسازی و سینماست. با تمام سختی ها، فیلم ساختن لذت خاص خودشو داره. خیلی خیلی فیلم قشنگی بود…
ممنون از نقدش