Dallas Buyers Club (باشگاه خریداران دالاس)


خلاصه داستان:

باشگاه خریداران دالاس روایت سرگذشت ران وودروف یک ناهمجنس گرای همجنس گرا ستیز است، که در طی اواسط تا اواخر دهه ۱۹۸۰ در جریان اتفاقاتی از یک فرد مخالف متعصب به یک فعال ثابت قدم در جهت حقوق همجنسگرایان تبدیل می‌شود.


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم David Rooney (دیوید رونِی)

نشریه هالیوود ریپورتر

نمره 9 از 10

“زندگی عجیب است” چیزی است که مارک بولان در یکی از چند ترانه ی کلاسیک گروه T. Rex که در موسیقی متن فیلم «باشگاه خریداران دالاس» شنیده می شود، می خواند. درام شیفته کننده ی جین-مارک والی با وارد کردن پیچش هایی تازه و بدیع در طرح داستانی آشنای مربوط به بیماری ایدز، ماجرای زندگی غیر عادی رون وودروف را تعریف می کند. او مردی اهل تکزاس، علاقه مند به رابطه با زن ها و به شدت دچار هراس از همجنس بازی بود و فرصتی 30 روزه تا رسیدن مرگ خود داشت که به جای دست روی دست گذاشتن به هزار زور و زحمت خود را به محلی رساند که در تولید داروهای درمان ایدز پیشرو بود.

موضوع فیلم که بالقوه غمگین و افسرده کننده است با شور و شوقی نیرومند و نگاه روشن مطمئنی پرداخت شده است اما این فیلم که توسط شرکت فوکوس فیچرز اکران می شود، بیشترین حمایت و توجه نسبت به خود را مدیون جذابیت فوق العاده ی بازی متیو مک کونای در نقش اول فیلم است. در حالیکه بیشتر توجه ها به وزن کم کردن متحیر کننده ی این بازیگر برای ایفای این نقش جلب می شود – اقدامی که طی آن برای موفقیت در نقش خود را به دو پاره استخوان تبدیل کرده است – باید گفت که این نقش آفرینی یک شخصیت پردازی تمام عیار است که موقعیت حرفه ای مک کونای را که همین حالا هم از جایگاه مؤثری برخوردار است، چندین رتبه بالاتر می برد.

هنگام تماشای این فیلم موفق ساخته ی کارگردان اهل کبک، والی (سازنده ی فیلم های «C.R.A.Z.Y» و «ویکتوریای جوان»)، یاد و خاطره ی استیون سودربرگ، سازنده ی «مایک جادویی»، فیلم قبلی ای که مک کونای در آن بازی کرد به ذهن خطور می کند. سبک بصری فارغ از هر قید و بند، حال و هوای شن آلود محیط، سهولت روابط متقابل شخصیت و نگاه به دور از هیاهویی که تقریباً تصادفی به دنبال جزئیات می گردد همگی یادآور بی قیدی و انرژی و سرزندگی بهترین اثر سودربرگ، «مایک جادویی» هستند.

والی و نویسندگان فیلمنامه، کریگ بورتن و ملیسا والاک، برای روشن کردن اینکه رون چطور مردی ست کوچکترین وقتی تلف نمی کنند. آنها او را در حالی به بیننده معرفی می کنند که همراه دو زن بدکاره در یک آغل نگهداری حیوانات مشغول اعمال شنیعی هستند. رون که از نظر حرفه ای یک برقکار دالاسی و ذاتاً یک گاوچران بی ملاحظه است، در سال 1985 بعد از یک حادثه ی جزئی که در کارش برایش اتفاق می افتد به بیمارستان مرسی می رود. آزمایش خون نشان می دهد که او مبتلا به ویروس اچ.آی.وی است و تعداد سلول های T در خون اش به شکلی هشداردهنده و خطرناک پایین آمده است. اما او نسبت به دکتر سوارد (دنیس اوهیر) و دکتر ایو ساکس (جنیفر گارنر) عکس العمل خصمانه ای نشان می دهد و تشخیص آنها را به عنوان تهمتی به مردانگی پیوسته و بدون شک علاقه مند به جنس مخالف خود تعبیر می کند.

بعد از چند مجلس عیاشی و نمایانگر حس انکار او، واقعیت خشن و بی رحم رو به وخامت رفتن احوال جسمی رون او را تحریک می کند تا شروع به تحقیق درباره ی این ویروس کند. او که تمایلی ندارد شانس خود را در آزمایش های بیمارستانی که روی میزان پاسخ دهی داروی جدید ای.زد.تی (آزیدو تیمیدین) کار می کنند، از طریق یک خدمه ی نابکار بیمارستان دارو ها را تهیه می کند. اما وقتی این منبع از دست می رود، رون از مرز می گذرد و به مکزیک می رود، جایی که یک دکتر آمریکایی که پروانه طبابتش باطل شده (گریفین دون) در حال نتیجه گرفتن از درمانهایی جایگزین است.

رون نیاز فوری خودش به داروها را به فرصتی کارگشا تبدیل می کند و به قاچاق مقادیری داروهای ضد ویروس غنی از ویتامین و پروتئین به تکزاس دست می زند. او برای اینکه میان گروه همجنس گرای شهر که بت تو هیچ آشنایی ندارند مشتریانی پیدا کند، با رایون (جرد لتو)، جوانی تغییر جنسیت داده که در بیمارستان با او آشنا شده و از دشمنی متعصبانه ی رون با همجنسگرا ها نیز پروایی ندارد، شریک می شود.

 

آنها برای اجتناب از درگیری های قانونی باشگاهی تشکیل می دهند که در آن در ازای حق عضویت ماهانه داروهای یک دوره ی درمانی کامل در اختیار اعضا قرار می گیرد. علاوه بر این رون شروع به سفر به ژاپن، چین و هلند می کند تا به داروهای ایدزی که در خارج از کشور در حال تهیه هستند دست پیدا کند اما اف.دی.ای (اداره مواد غذایی و دارویی ایالات متحده آمریکا)، دی.ای.اِی (اداره ی مبارزه با مواد مخدر) و آی.آر.اس (اداره ی کل مالیاتهای درون مرزی) تمام تلاش خود را می کنند تا او را از ادامه ی جستجو هایش دلسرد و منصرف کنند.

این فیلم تفکر برانگیز از خود درمانی طرفداری نمی کند و در عین حال نبرد طاقت فرسا، تعیین کننده و زمان بر برای دستیابی به درمانی مؤثر برای ویروس اچ.آی.وی در آمریکا (مستند فوق العاده ی «چطور هنگام شیوع یک بیماری مهلک زنده بمانیم» را که پارسال ساخته شد ببینید) به وسیله ی بالا بردن جایگاه تلاش های نامتعارف یک فرد غیر همجنسگرا را بی اهمیت نشان نمی دهد. فیلم داستانی مشخص درباره ی یکی از بیماران مبتلا به ایدز تعریف می کند که حاضر نمی شود جایی مخفی شود و در سکوت و بی خبری بمیرد، آن هم در حالیکه حرفه ی پزشکی و غول های داروسازی دارند دست دست می کنند و تعلل به خرج می دهند و به شکلی تقریباً انحصاری روی داروی ای.زد.تی که آنقدر گران است که تهیه اش غیرممکن می نماید تمرکز کرده اند و عوارض جانبی سمی آن را نادیده گرفته اند.

 

در حالیکه آن بخش شرم آور شکست نظام مند آمریکا برای نظارت بر یک بیماری همه گیر، اینجا تنها به اندازه ای که اقتضای داستان بوده پرداخته شده است، فیلم نمایی غنی از پیش زمینه ی این اتفاقات پیش روی مخاطب قرار می دهد. مانند بی اعتنایی از سر همجنس بازی هراسی که رفقای میخواره گی سابق رون نسبت به او نشان می دهند و طعم تلخ و گزنده ی تعصب پیشین خودش را به او می چشانند.

اما چیزی که فیلمنامه ی بورتن و والاک را برجسته و متمایز می کند، این است که آنها از احساساتی کردن داستان با خلق تغییرات متعالی نگرانه ی دم دستی و بی ارزش برای هدایت رون به راه راست و سعی در کسب حس همدلی برای او، خودداری می کنند. کسب و کار غیر قانونی او هنوز هم از منفعت طلبی شخصی اش نشأت می گیرد اما با اینحال به شکلی تقریباً غیرآگاهانه، مبارزه ای که برای حق کنترل روش درمان خودش به راه انداخته، حالتی نوع دوستانه می گیرد و رفتارش نسبت به آدم هایی که زمانی آنها را تحقیر و مسخره می کرد، به تدریج ملایم می شود.

مک کونای این تغییرات لطیف را به زیبایی در رویه ای تند و خشن بازی می کند که پر از انرژی است اما در عین حال احساساتی غیرقابل پیش بینی دارد. رون در ابتدا به عنوان چنان شخصیت مزخرف و غیرقابل اصلاحی به نمایش در آمده که به بازیگری نیاز است که بتواند شرارت ها و بی شخصیتی ها را نشان دهد اما علاوه بر این مهارت واقعاً شیفته کننده ای در قرار گرفتن در قالب نقش داشته باشد تا حس همدردی ما را هم جلب کند. مک کونای به بهترین نحو از پس این موازنه ی حساس بر می آید. او لحظات تأثیرگذاری، هم در کنار گارنر و هم لتو دارد اما نکته ی غافلگیر کننده در این است که او داستان زندگی مردی را که در حال به عقب راندن مرگ است، اینقدر خنده دار می کند.

نقش گارنر اهمیت کمتری دارد اما او زمانی که دکتر ایو به رون سر می زند و کاردانی او را تحسین می کند و او را شایسته ی کاری که انجام می دهد می داند، گارنر گرما و صمیمیت بسیاری به این لحظه ها می بخشد. لتو، در نقش فرعی درخشان تر فیلم، واقعاً فوق العاده است. او که کاملاً در قالب شخصیت رایون جای گرفته، وجود بلند و باریک خود را به هیچ وجه مصنوعی جلوه نمی دهد و شوخی های تند و تیز و از سر لاس زدن او به وسیله ی حس خود ویرانگری ناگریزش تأکید بیشتری پیدا می کنند.

اختصاصی نقد فارسی

مترجم: الهام بای

نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نشریه 7.5

باشگاه خریداران دالاس روایت سرگذشت ران وودروف، یک ناهمجنس گرای همجنس گرا ستیز، است که در طی اواسط تا اواخر دهه ۱۹۸۰ در جریان اتفاقاتی از یک فرد مخالف متعصب به یک فعال ثابت قدم در جهت حقوق همجنسگرایان تبدیل می‌شود. پس از ابتلا به ایدز به علت نزدیکی نامحتاطانه (با ناهمجنس) در ۱۹۸۵، به وودروف گفته می‌شود که تنها ۳۰ روز فرصت زندگی دارد. اما با روی آوردن به داروهایی که از سوی FDA (سازمان غذا و داروی آمریکا) تایید نشده بود و تحت درمانهایی که در ایالات متحده قانونی نبود، موفق به افزایش عمرش می‌شود (در سال ۱۹۹۲ فوت کرد). در این زمان اقدام به تاسیس “باشگاه خریداران دالاس” می‌نماید که داروهای تایید نشده را در اختیار اعضایش قرار می‌داد. از طریق ارتباط با کشورهای خارجی و روانه ساختن داروها به مکزیک، موفق به تامین نیازهای دارویی صدها مرد و زن درمانده مبتلا به HIV می‌شود. در این میان چندین بار گذرش به ماموران اجرای قانون می‌افتد (هرچند تعداد زیادی از آنها چشم پوشی می‌کردند)، و فعالیتش از سوی بسیاری از پزشکان در هاله‌ای از ابهام قرار داشت و به درگیری با آنها می‌انجامید.

 

 

همچون بسیاری از بیوگرافی‌های “براساس واقعیت”، بار قابل توجهی بر روی شیوه روایت وودروف، که در اینجا با یک بازی حیرت انگیز از متیو مک‌کانهی اجرا شده است، قرار دارد. گیراترین جنبه باشگاه خریداران دالاس در تماشای این است که چطور این فرد از زن بازی جاهل تبدیل می‌شود به فردی نگران برای احوال مردها و زنهای همجنس گرایی که روزانه به آنها برمی‌خورد.

 

مورد دیگری که باشگاه خریداران دالاس در انجامش موفق عمل کرده است، بازسازی جو آن زمان اواسط تا اواخر دهه ۱۹۸۰ است. زمانی که کژپنداری‌ها و اطلاعات غلط در مورد این بیماری وافر اما داروهای قانونی برای تسکین بخشیدن عوارضش کمیاب و اغلب بی‌اثر بود. زمانی که این باور غلط رایج بود که تنها همجنس‌بازان در معرض این بیماری قرار دارند (از همین رو عبارت “ایدز بلای خدا برای همجنس‌بازان است” به گوش می‌رسید). این باور در فیلم آنگاه که زنباره‌ای همچون وودروف پس از پخش خبر ابتلایش به بیماری با دوستانش روبرو می‌شود، و مورد آماج خصومت‌ها، ترس، و رفتار همجنس‌گرا ستیزانه ایشان قرار می‌گیرد نشان داده می‌شود.

 

دیگر عنصر داستانی در باشگاه خریداران دالاس برمی‌گردد به درگیری بین مبتلایان به ایدز و مأموران FDA، که مکرّرا تاکید بر این نکته دارد که هر جا نوبت به تایید دارو می‌رسد، دولت دست در گردن شرکت‌های بزرگ داروسازی دارد. فیلم با تاکید بر اینکه جنبه‌های مالی به اندازه جنبه‌های سلامتی بیماران در انتخاب دارو برای تایید شدن مهم است، بسیار دردآور می‌شود. در نهایت ماموران عرصه را بر وودروف بخاطر انبار داروهایش (ویتامین و پروتئین)، هرچند هیچ کدام از آنها خطرناک نیستند، تنگ می‌کنند، تنها با این دلیل که برای معالجه ایدز در ایالات متحده تایید نشده‌اند.

 

از بسیاری از جهات، فیلم تنها در مورد متیو مک‌کانهی است، و ژان-مارک والی کارگردان کانادایی آنقدر هوشیار هست که تمام توجهش را بر روی او متمرکز کند. مک‌کانهی که اینجا به نسخه‌ای لاغر از هری ریمز بازیگر فیلم‌های هرزه‌نگاری می‌ماند، با غرق شدن در نقشش یکی از بهترین بازیهای دوران بازیگری‌اش را به اجرا می‌گذارد. مک‌کانهی با تلاش فراوانش، که از فیلم وکیل لینکلن آغاز شد و تا فیلم ماد در همین امسال ادامه داشت، در صدد خلق تصویری جدید از خود برآمد، و اگر شبهه‌ای هم در مورد قابلیت‌هایش باقی مانده بود، باشگاه خریداران دالاس به همه آنها پایان داد. اجرای او آنقدر قابل تحسین است، نیاز به اشاره به ظاهر مشابهش به کریستین بیل (در فیلم ماشین‌کار) نیست، که او را مستحق نامزدی برای اسکار نماید (هرچند این زمینه امسال آنقدر شلوغ است که هیچ معلوم نیست او موفق به این امر خواهد شد یا خیر).

 

پشتیبانی مک‌کانهی در این فیلم بر عهده جرد لتو است، که تصویرسازی‌اش از یک تراپوش (لباس جنس مخالف پوش) به نام رایان، هر چند بسیار مبتنی بر طرح داستان، به خوبی قابل لمس است. وجود رایان آینه میزان تغییر و تحول و رشد وودروف است. وجود این شخصیت هر چند سه-بعدی نباشد مهم است. جنیفر گارنر به نظر می‌رسد نقش آن دکتری که الزاما باید برای مقابله با بنگاه دارویی وجود داشته باشد را پر کرده است. مشکلی در اجرای گارنر نیست، اما این شخصیت به شدت زائد است.

 

وقتی نوبت به یافتن مخاطب می‌رسد، باشگاه خریداران دالاس به مشکلی مشابه با فیلم میلک بر می‌خورد: هر چه قدر هم که داستان فیلم گیرا باشد، فیلم‌های جدی که “همجنسگرا” پنداشته شوند به ندرت در گیشه به توفیقی دست می‌یابند. شاید با تمرکز بر یک نقش اول ناهمجنس خواه مقاومت کمتری از سوی عموم مخاطبان شاهد بود (هرچند ممکن است با فیلمهای در مورد نژاد پرستی با ناجیان سفید پوست مقایسه شود). بدون توجه به این که باشگاه خریداران دالاس را که خواهد دید و که نخواهد دید، این فیلم با به زیبایی به تصویر در آوردن شخصیتی چشمگیر و یاد دادن درسی تاریخی به آنان که سنّشان به یادآوردن دوران سیاه دهه ۱۹۸۰ برای مبتلایان به ایدز نمی‌رسد، به آنچه که می‌خواسته رسیده است.

اختصاصی نقد فارسی

مترجم: سید مجتبی حسینی

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

 


ممکن است شما دوست داشته باشید

65
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
65 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
33 Comment authors
سامین پنجره پشتیشملیkhashiفاراد Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
sepanta arya
Member
Member
sepanta arya

peyman: sepanta: peyman*: sepanta:من این فیلم رو با این صحنه ای که زدید می شناسم یعنی عکس اول ولی باور کنید من این صحنه رو ندیدم . خیلی نامردیه که این صحنه داخل فیلم نبود اصلاً همچین لباسی نداشت باور کنید راست می گم آیا شما این صحنه رو دیدید ؟ آره راس میگی ، لباسش زرد رنگ بود!! واقعاً خیلی بده من که فیلمی دیدم ۱۱۷ دقیقه ست . واقعاً عکس ۴ داخل فیلم نیست . خیلی بده وقتی که فهمیدم فیلمم سانسور بوده شایدم این صحنه ها صحنه هایی از پشت پرده فیلم بوده هیچ فیلمی نمی تونم… ادامه »

peyman a
Member
Member
peyman a

sepanta: peyman*: sepanta:من این فیلم رو با این صحنه ای که زدید می شناسم یعنی عکس اول ولی باور کنید من این صحنه رو ندیدم . خیلی نامردیه که این صحنه داخل فیلم نبود اصلاً همچین لباسی نداشت باور کنید راست می گم آیا شما این صحنه رو دیدید ؟ آره راس میگی ، لباسش زرد رنگ بود!! واقعاً خیلی بده من که فیلمی دیدم ۱۱۷ دقیقه ست . واقعاً عکس ۴ داخل فیلم نیست . خیلی بده وقتی که فهمیدم فیلمم سانسور بوده شایدم این صحنه ها صحنه هایی از پشت پرده فیلم بوده هیچ فیلمی نمی تونم دوبار… ادامه »

sepanta arya
Member
Member
sepanta arya

peyman*:

sepanta:من این فیلم رو با این صحنه ای که زدید می شناسم یعنی عکس اول
ولی باور کنید من این صحنه رو ندیدم .
خیلی نامردیه که این صحنه داخل فیلم نبود
اصلاً همچین لباسی نداشت باور کنید راست می گم
آیا شما این صحنه رو دیدید ؟

آره راس میگی ، لباسش زرد رنگ بود!!

واقعاً خیلی بده
من که فیلمی دیدم ۱۱۷ دقیقه ست .
واقعاً عکس ۴ داخل فیلم نیست .
خیلی بده وقتی که فهمیدم فیلمم سانسور بوده شایدم این صحنه ها صحنه هایی از پشت پرده فیلم بوده
هیچ فیلمی نمی تونم دوبار ببینم اما می نشستم دوباره می دیدمش .
شاید من اشتباه بکنم

peyman*
Guest
Member
peyman*

sepanta:من این فیلم رو با این صحنه ای که زدید می شناسم یعنی عکس اول
ولی باور کنید من این صحنه رو ندیدم .
خیلی نامردیه که این صحنه داخل فیلم نبود
اصلاً همچین لباسی نداشت باور کنید راست می گم
آیا شما این صحنه رو دیدید ؟

آره راس میگی ، لباسش زرد رنگ بود!!

sepanta arya
Member
Member
sepanta arya

من این فیلم رو با این صحنه ای که زدید می شناسم یعنی عکس اول
ولی باور کنید من این صحنه رو ندیدم .
خیلی نامردیه که این صحنه داخل فیلم نبود
اصلاً همچین لباسی نداشت باور کنید راست می گم
آیا شما این صحنه رو دیدید ؟

medanial
Guest
Member

ممنون از نقدتون. خیلی جالب و خواندنی بود.
http://www.garda.ir

وحید حسینی
Guest
Member
وحید حسینی

فکر کنم سوء تفاهم شده منم نمیگم جزو بزرگان بازیگری هست چون هنوز خیلی مونده بشه من میگم بازیگری هست که بسیار قوی بازی میکنه اونم که میگم بزرگیش اثبات شده یعنی منظورم اینه که تازه کار نیست و نقش های قوی داشته در کل به نظر من فینیکس و هم نسلی هاش( دی کاپریو ، پیت ، دپ ، بیل …) هنوز راه زیادی دارن تا جزو لیست بزرگان کنار افرادی همچون مارلون براندو ، دنیل دی لوییس ، تام هنکس ، آل پاچینو ، رابرت دنیرو ، جک نیکلسون و … قرار بگیرن چون اول راهند ولی به… ادامه »

sepanta arya
Member
Member
sepanta arya

بعضی نظریه ها هست که نمیشه اثبات کرد چون بعضی ها تعصبی حرف می زنن ولی با حرفت موافقم که در حال حاضر جز ۱۰ بازیگر برتر هالیووده در این هیچ شکی نیست شاید فینیکس جز اولی ها باشه ولی فعلاً مونده که بزرگ بشه . مثلاً جکمن سه ساله خودشو داره نشون می ده و می شه گفت فعلاً داره استارت می زنه و آینده خوبی داره دوست عزیز بازیگر بزرگ نمی شه تا چند تا فیلم مسخره بازی کنه . دوره فیلم های مسخره این دو بازیگر گذرونده شده الان باید استارت بزنن که امسال حق هیوجکمن رو… ادامه »

وحید حسینی
Guest
Member
وحید حسینی

sepanta: وحید: sepanta:احمد دوست عزیز من فیلم رو دیدم چرا قبلاً نظر ندادم چون فیلم رو ندیده بودم . داستانش در مورد همجنس بازیه . درسته محور اصلی فیلم ایدزه ولی رفته رفته به حق همجنس بازها می پردازه ، در مورد شخصی که اصلاً حق و حقوقی نمی بینه واسه همجنس بازها . فینیکس هم همیشه گفتم کسی نمی شناختش الان که یه بازی مستر انجام داد همه شخصیتشو دوس داشتن و بزرگ شد . همیشه هم گفتم مرشد اسطوره ای بازی کرد ولی من بزرگی شو نمی بینم که بخوام حرف از بزرگیش بزنم . موضوع فیلم برای… ادامه »

sepanta arya
Member
Member
sepanta arya

وحید: sepanta:احمد دوست عزیز من فیلم رو دیدم چرا قبلاً نظر ندادم چون فیلم رو ندیده بودم . داستانش در مورد همجنس بازیه . درسته محور اصلی فیلم ایدزه ولی رفته رفته به حق همجنس بازها می پردازه ، در مورد شخصی که اصلاً حق و حقوقی نمی بینه واسه همجنس بازها . فینیکس هم همیشه گفتم کسی نمی شناختش الان که یه بازی مستر انجام داد همه شخصیتشو دوس داشتن و بزرگ شد . همیشه هم گفتم مرشد اسطوره ای بازی کرد ولی من بزرگی شو نمی بینم که بخوام حرف از بزرگیش بزنم . موضوع فیلم برای بابی… ادامه »

وحید حسینی
Guest
Member
وحید حسینی

sepanta:احمد دوست عزیز من فیلم رو دیدم چرا قبلاً نظر ندادم چون فیلم رو ندیده بودم . داستانش در مورد همجنس بازیه . درسته محور اصلی فیلم ایدزه ولی رفته رفته به حق همجنس بازها می پردازه ، در مورد شخصی که اصلاً حق و حقوقی نمی بینه واسه همجنس بازها . فینیکس هم همیشه گفتم کسی نمی شناختش الان که یه بازی مستر انجام داد همه شخصیتشو دوس داشتن و بزرگ شد . همیشه هم گفتم مرشد اسطوره ای بازی کرد ولی من بزرگی شو نمی بینم که بخوام حرف از بزرگیش بزنم . موضوع فیلم برای بابی دعا… ادامه »

sepanta arya
Member
Member
sepanta arya

احمد دوست عزیز من فیلم رو دیدم چرا قبلاً نظر ندادم چون فیلم رو ندیده بودم . داستانش در مورد همجنس بازیه . درسته محور اصلی فیلم ایدزه ولی رفته رفته به حق همجنس بازها می پردازه ، در مورد شخصی که اصلاً حق و حقوقی نمی بینه واسه همجنس بازها . فینیکس هم همیشه گفتم کسی نمی شناختش الان که یه بازی مستر انجام داد همه شخصیتشو دوس داشتن و بزرگ شد . همیشه هم گفتم مرشد اسطوره ای بازی کرد ولی من بزرگی شو نمی بینم که بخوام حرف از بزرگیش بزنم . موضوع فیلم برای بابی دعا… ادامه »

ahmad zeraii
Member
Member
ahmad zeraii

محور اصلی فیلم ایدزه و تشکیل اون باشگاه . به داستان فرعیش کاری ندارم .
اما فینیکس برادر ایشون بازیگر گیشه نیست که اسمش مطرح باشه ایشون فقط با حرکات و میمیکش صورتش یه بازی رو اجرا میکنه . والا اسمش هم که تو لیست ها بود و اگر برای شما نبودش هم دیگه نمیدونم چی بگم . بزرگی فینیکس اثبات شده نیازی نداره به این حرفای من و شما

peyman a
Member
Member
peyman a

احمد_: sepanta:انصافاً فیلم دعا برای بابی فیلم در مورد همجنس بازی بود بعد فیلم هایی مثل کوهستان بروبک ، آبی گرم ترین رنگ ، باشگاه خریداران دالاس ، پشت چلچراغ و … اگه هم قراره فیلمهایی با این موضوع بسازن (که همه هم لطف بهشون می کنن و تا اوج قلعه می رسوننش باید فیلمی مثل دعا برای بابی باشه نه این آشغال ها . خدایش ۱۰ دقیقه از فیلم دعا برای بابی می ارزه به تمام این فیلم های که دارن هر ساله با این موضوع مزخرف می سازن . کلاً فیلمی نبود که بشه اسمش رو گذاشت فیلم.… ادامه »

ahmad zeraii
Member
Member
ahmad zeraii

sepanta:انصافاً فیلم دعا برای بابی فیلم در مورد همجنس بازی بود بعد فیلم هایی مثل کوهستان بروبک ، آبی گرم ترین رنگ ، باشگاه خریداران دالاس ، پشت چلچراغ و … اگه هم قراره فیلمهایی با این موضوع بسازن (که همه هم لطف بهشون می کنن و تا اوج قلعه می رسوننش باید فیلمی مثل دعا برای بابی باشه نه این آشغال ها . خدایش ۱۰ دقیقه از فیلم دعا برای بابی می ارزه به تمام این فیلم های که دارن هر ساله با این موضوع مزخرف می سازن . کلاً فیلمی نبود که بشه اسمش رو گذاشت فیلم. من… ادامه »

B.O
Guest
Member
B.O

sepanta:انصافاً فیلم دعا برای بابی فیلم در مورد همجنس بازی بود بعد فیلم هایی مثل کوهستان بروبک ، آبی گرم ترین رنگ ، باشگاه خریداران دالاس ، پشت چلچراغ و … اگه هم قراره فیلمهایی با این موضوع بسازن (که همه هم لطف بهشون می کنن و تا اوج قلعه می رسوننش باید فیلمی مثل دعا برای بابی باشه نه این آشغال ها . خدایش ۱۰ دقیقه از فیلم دعا برای بابی می ارزه به تمام این فیلم های که دارن هر ساله با این موضوع مزخرف می سازن . کلاً فیلمی نبود که بشه اسمش رو گذاشت فیلم. من… ادامه »

sepanta arya
Member
Member
sepanta arya

انصافاً فیلم دعا برای بابی فیلم در مورد همجنس بازی بود بعد فیلم هایی مثل کوهستان بروبک ، آبی گرم ترین رنگ ، باشگاه خریداران دالاس ، پشت چلچراغ و … اگه هم قراره فیلمهایی با این موضوع بسازن (که همه هم لطف بهشون می کنن و تا اوج قلعه می رسوننش باید فیلمی مثل دعا برای بابی باشه نه این آشغال ها . خدایش ۱۰ دقیقه از فیلم دعا برای بابی می ارزه به تمام این فیلم های که دارن هر ساله با این موضوع مزخرف می سازن . کلاً فیلمی نبود که بشه اسمش رو گذاشت فیلم. من… ادامه »

peyman a
Member
Member
peyman a

sepanta:پس من هم روحیه می گیرم که ذهنم خراب نیست و گاف از من نبوده
عکس چهارمی هم مال فیلم نیست!!!
دختر سیاه پوست داخل فیلم اصلاً تیکه نبود
این تیکه

آره اونم مال فیلم Ride Along هست

sepanta arya
Member
Member
sepanta arya

پس من هم روحیه می گیرم که ذهنم خراب نیست و گاف از من نبوده
عکس چهارمی هم مال فیلم نیست!!!
دختر سیاه پوست داخل فیلم اصلاً تیکه نبود
این تیکه

peyman a
Member
Member
peyman a

خخخ عکس اولی مربوط به فیلم Ride Along هست 😀

احسان ریاحین
Member
Member
احسان ریاحین

فیلم خیلی خوبی بود ولی توی اون نسخه ای که من دیدم ۲ تا پلیس سیاهپوست توی عکس نبودند 🙂

sepanta arya
Member
Member
sepanta arya

به نظر من فیلم من سانسور شده بود
دوستان اون عکس اول کسی داخل فیلم دید !!!!
در سه حالت خارج نیست
یا فیلم سانسور شده
یا من دقت نکردم
یا شما سوتی دادید
امیدوارم من سوتی نداده باشم !!!

sepanta arya
Member
Member
sepanta arya

دیشب فیلمش رو دیدم الان می فهمم چه ظلمی در حق ردفورد و هیوجکمن شد .
به نظر من ماد بهتر از این بازی کرد. (نظر شخصی)
یه جورایی نقشش شبیه ماشینیست بود ولی بیل قوی تر بازی کرد از متیو
خواستن یه کاری بکنن که ………..
به نظر من ردفورد فعلاً قوی ترینشون بوده از بین فیلم های امسال .
فعلاً بقیه نامزدها رو ندیدم

milad afshar
Member
Member
milad afshar

یوسف:با منتقد کاملا موافقم ولی تا حدودی از نظرم در بین فیلمهای نامزد شده برای اسکار این فیلم از بقیه سطحه پایینتری داره دوستان چنینی موضوعی تاحدودی قبلا داشتیم و اون فیلم از اینا بهتر بود ضمنا متیو مک کاناهی هم با وجودیکه بهترین بازیه عمرش رو انجام داد ولی خدایی بیش از حد بهش داره بها داده میشه و در حد این همه تعریف نیست حتی همین بازیش بطور مثال شما فیلمه زیبایه فیلادلفیا با بازی تام هنکس رو بیاد بیارید اصلا خندتون میگیره با این مقایسه کنید بچه هایی که خیلی وقته تو سینما هستن میدونن که این… ادامه »

فری
Guest
Member
فری

گریم مک کوناهی عالی بود. من هنوز تو کف رژیم و گریمشم 😮 بازیشم خیلی خوب بود، ولی فیلمنامه یکم کاش جذاب تر بود. زمانشم یه خورده زیادبود میتونست کمتر باشه حوصله آدم بضی جاها سر میرفت(البته نظر منه). کاش بجا جنیفر گارنر یکی دیگه رو میذاشتن چون من همش یاد نقشای کمدی رمانتیکش میفتادم
۸)

peyman a
Member
Member
peyman a

هوشنگی:من هنوز گرگ وال استریتو ندیدم ولی میتونم ندید بگم اسکار امسال واسه دی کاپریو است مک کتنهی نسبت به نقش های خودش تو این فیلم شاهکار بازی کرد نه نسبت بقیه بازیگرای امسال نه متیو خیلی بهتر از دی کاپریو بازی کرده و احتمال اسکار گرفتنش تقریبأ قطعیه ، ولی امیدوارم دی کاپریو برنده بشه امیدوارم جرد لتو هم برنده نشه ، واقعأ اگه مایکل فاسبندر اسکار نگیره خیلی ضدحال می خورم ، البته جرد لتو کارش خیلی سخت تر از مایکل فاسبندر بوده ، گریمش هم خیلی سخت تر بوده و خوب هم نقشش رو بازی کرده ،… ادامه »

هوشنگ هوشنگی
Guest
Member
هوشنگ هوشنگی

من هنوز گرگ وال استریتو ندیدم ولی میتونم ندید بگم اسکار امسال واسه دی کاپریو است
مک کتنهی نسبت به نقش های خودش تو این فیلم شاهکار بازی کرد نه نسبت بقیه بازیگرای امسال

bent ben
Member
Member
bent ben

😡

alireza razmpa
Member
Member
alireza razmpa

امسال واقعا حق مکانهی جایزه اسکار ببره وقتی یه بازیگر مثل او بتونه تحت شرایط سخت وزنش بیار پایین ویه بازی باورپزیر نشون بده ادم از لحاظ این کار یاد فیلم ماشینیست کریستن بیل می اندازه البته نمی توان از دیکاپریو چشم پوشید با اینکه بازیگر خوبی وتا حالا جایزه بهترین بازیگر مرد اسکار نبرده و فکر کنم امسال همچین شانسی را نداشته باشه به امید روزی که این جایزه رو ببره و مثل پیتر اتل اکادمی اسکار نخود اخر عمری بهش اسکار بده. ۸)

یوسف
Guest
Member
یوسف

با منتقد کاملا موافقم ولی تا حدودی از نظرم در بین فیلمهای نامزد شده برای اسکار این فیلم از بقیه سطحه پایینتری داره دوستان چنینی موضوعی تاحدودی قبلا داشتیم و اون فیلم از اینا بهتر بود ضمنا متیو مک کاناهی هم با وجودیکه بهترین بازیه عمرش رو انجام داد ولی خدایی بیش از حد بهش داره بها داده میشه و در حد این همه تعریف نیست حتی همین بازیش بطور مثال شما فیلمه زیبایه فیلادلفیا با بازی تام هنکس رو بیاد بیارید اصلا خندتون میگیره با این مقایسه کنید بچه هایی که خیلی وقته تو سینما هستن میدونن که این… ادامه »

Maral
Guest
Member
Maral

متیو مک‌کانهی حیرت انگیزاست. صددرصداسکار می گیرد.

احسان
Member
Member
احسان

متیو مک‌کانهی عالی بود…
احتمال ۹۸ درصد اسکارو گرفته.که حقشم هست!

Abe
Member
Member
Abe

به شدت منتظرم

علیرضا پارسی
Guest
Member
علیرضا پارسی

مسئله همجنس گرایی در این فیلم فقط یه داستان حاشیه ای و درام اصلی براساس ایدز، باورهای غلط درباره اون و طمع کاری شرکتهای داروسازی برای تیغ زدن مردمه. ران وودروف از یه انسان لات،عوضی و طمع کار تبدیل به یه آدم مهربان و بخشنده میشه، دیدن سیر تحول این شخصیته که این فیلم رو به یه فیلم خاص تبدیل کرده

sasan
Guest
Member
sasan

سلام به دوستان
آقا من موندم هالیوود چه گیر سه پیچی به مسئله همجنس گرا و اینا دادن اگه هالیوود و رفقا تا تمام جهان رو همجنس گرا نکنند دست بردار نیستن .
خدا شفای عاجل بهشون عنایت فرمایید .

وحید
Guest
Member
وحید

این فیلم واقعا قشنگه بازی متیو مک کانهی عالیه و جرد لتو فوق العادست
فیلمنامه اصلا به مسائل الکی نمیپردازه و فقط هدف فیلم رو دنبال میکنه و این یک نکته ی بسیار خوب برای فیلمه
به نظر من کارگردانی در حد قابل قبولیه ولی عالی نیست و نوافصی داره
گریم بازیگران عالیه و من نقصی درش ندیدم
من به این فیلم ۹ از ۱۰ میدم اونم به خاطر بازی بسیار قوی بازیگران ، فیلمنامه ی قوی ، داستان فیلم و گریم خوب بازیگران
تنها مشکلش به نظر من کارگردانی بود که میتونست بهتر باشه
به همه توصیه میکنم این فیلمو ببینن

Nim@ Ba
Member
Member
Nim@ Ba

با این که خیلی دلم میخواد لئو جون اسکار رو بگیره ولی مک کاناهی میگیرتش

jason24
Guest
Member
jason24

بهترین فیلم امسال بود . بازی ها واقعا زیبا بود . نمید.نم چرا این منتقد احمق گیر داده به هم جنس گرایی. داستان اصلی فیلم درباره ایدز هست . هم جنس گرایی جزو پایه و بیس فیلم نیست نمیدونم چرا انقدر بزرگش کرده . جالبه تو فیلم فقط در حد چند تا دیالوگ درباره این موضوع صحبت میشه .

یولبارس
Member
Member
یولبارس

خیلی ممنون از مجتبی عزیز … دمت گرم داداش … 😳

م.ن
Guest
Member
م.ن

خیلی ممنون از نقدتون .
امیدوارم در نقد های بعدی شاهد ترجمه های بهتری از شما باشیم.