Citizenfour (شهروند شماره چهار) بهترین مستندسال ۲۰۱۴ از سوی انجمن بین‌المللی مستند

 

کارگردان : Laura Poitras

بازیگران : Edward Snowden, Glenn Greenwald, Jacob Appelbaum

هزینه تولید: نامشخص

محصول کشور: آلمان | ایالات متحده آمریکا

کمپانی توزیع کننده: Radius-TWC

خلاصه داستان : یک مستندساز و یک گزارشگر برای ساخت نخستین قسمت از گفتگوهای بسیار با ادوارد اسنودن راهی هنگ کنگ می­شوند و…

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

 

 

منتقد: آنا هورنادی (Washington Post) – امتیاز ۸.۸ از ۱۰ (۳.۵ از ۴)

 

 

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1598/Citizenfour1.jpgادوارد اسنودن را چه قهرمان بدانید چه خائن باید حتماً مستند میخکوب کننده «شهروند شماره چهار/Citizenfour» را ببینید. تماشای این فیلم حداقل به شما کمک میکند تا مردی که کمی بیش از یک سال گذشته یکی از محوریترین – و مرموزترین- شخصیتهای عرصه ژئوپولتیک [دنیا] بود را بهتر بشناسید.

اوایل سال ۲۰۱۳ اسنودن با نام مستعار «شهروند شماره چهار»، به عنوان یک پیمانکار خصوصی سازمان امنیت ملی آمریکا (NSA)، با لورا پویتراس، روزنامهنگار و فیلمساز، تماس میگیرد تا با او درباره شدت و وسعت نظارت NSA بر ارتباطات شخصی افراد صحبت کند.

چند ماه بعد پویتراس و همکارش، گلن گرینوالد، خبرنگار تحقیقی، با اسنودن در هنگ کنگ ملاقات می‌کنند— در ادامهی این دیدار اولیه شاهد ماجرای جذاب ژان لوکاره هستیم و در آخر هم فیلم با برخی پرسشهای /wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1598/Citizenfour2.jpgرمزی و معادل امروزی میخک قرنفلی روی یقه کت به پایان میرسد. بعد از استراحت در اتاق اسنودن در هتل، او طی هشت روز آنچه میداند را با آن دو در میان میگذارد. پویتراس، اسنودن را ترغیب میکند تا اجازه دهد از این دیدار فیلمبرداری کند و فیلمهای حاصل این دیدار بخش عمدهای از فیلم «شهروند شماره چهار» را تشکیل میدهند، که چیزی شبیه به یک تریلر واقعی از آب در آمده است. در واقع فیلم ماجرای تبدیل شدن یک کارمند ناشناخته امنیت ملی به مرد مرموز بین المللی را روایت میکند.

پویتراس، که فیلمهای قبلیاش با عناوین «میهنم، میهنم/ My Country, My Country» و «سوگند/The Oath» – هر دو درباره سیاست خارجی آمریکا بعداز رویدادهای یازده سپتامبر هستند- پیشتر اجازه نمایش فیلم را از اسنودن گرفته بود: «شهروند شماره چهار» یک اثر مقدماتی مفید درباره آزادیهای مدنی و مواردی که در اثر افشاگریهای اسنودن مطرح شدند نیست. بلکه این فیلم به مردی که تقریباً در مدت بسیار کوتاهی به کارمندی ساده و خودستا یا بدتر از آن نوکر تروریستهای دنیا تبدیل شده بود شخصیت انسانی میدهد.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1598/Citizenfour3.jpgشکی نیست که پویتراس محکم و استوار طرف اسنودن را میگیرد، ولی دیدگاهش همچنان مفید است. آنچه در «شهروند شماره چهار» دیده میشود یک فرد جدی، متفکر و کاملاً ایده آل طلب است که عمداً نزد پویتراس و گرینوالد میرود تا اطلاعاتش را در قالب استانداردهای روزنامه نگاری عرضه کند و نه بر اساس برداشتهای شخصی خودش. همانطور که اسنودن میگوید، همه اینها به تعادل قدرت بین کشور و شهروندانش، که به دینامیکی از «حاکمان و متحکمان» تبدیل شده است، ربط دارند.

جای تعجب ندارد که میتوان پارانویا را در عمق «شهروند شماره چهار»، که نشان میدهد چگونه خود پویتراس و گراینوالد تحت مراقبت (یا حتی آزار) دولت قرار گرفته اند، حس کرد؛ این تاثیر به وسیله اتاقی که آنها چند روز در آن زندانی میشوند- در حالی که بازار شایعه و مبالغه درباره گزارش زیر دستشان آن بیرون داغ داغ است- به خوبی احساس میشود.

/wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1598/Citizenfour4.jpg«شهروند شماره چهار» تلاش میکند تا اتهامات اسنودن را توجیه کند: پویتراس از برخی تصاویر مقامات که ظاهراً برخلاف سوگندی که قبل از ورود به کنگره یاد کردهاند دروغ میگویند و نیز از جلسه شهادت ویلیام بینی ، ریاضیدان، که نتیجه تلاش سی سالهاش را در اختیار سازمان امنیت ملی قرار داد، بعد از این که نگرانیها از سوء مدیریت و نقض حریم شخصی بالا گرفتند. همان طور که یک فعال رمزگذاری در قسمتی ای از«شهروند شماره چهار» میگوید، حمله به حریم شخصی «به نظر دشوار می آید.»

وقتی که اسنودن با حالتی عصبی تصمیم میگیرد که هویت واقعی خود را بر ملا کند شروع به نوشتن ایمیل هایی به دوست دخترش در هاوایی میکند و بعد از این ایمیلها است که طوفانی در رسانهها به پا میشود. در یکی از مهیجترین صحنههای فیلم، اسنودن با حالتی عصبی مشغول مرتب کردن موهایش قبل از معرفی خود به جهانی که شگفت زده اش کرده است، او به آرامی در اتاقی به هم ریخته راه می‌رود، /wp-content/uploads/media/kunena/attachments/1598/Citizenfour5.jpgانگار سعی می کند پاورچین پاورچین از مقابل چشمان طوفان خشمگینی که بیرون از دیوارها درگرفته رد شود.

پویتراس بیست دقیقه آخر فیلم را به صورت مجموعهای از اخبار مهیجی که لزوماً به اندازهای که احتمالاً او امیدوار بوده آتش افروز (یا شگفت انگیز) نیستند تنظیم کرده است. با این حال، یک صحنهی به خصوص از درام و ابهام موردنظر کارگردان بهره مند شده است: این صحنه نمایی از اسنودن –در مسکو- است که با خشنودی در آشپرخانهاش این سو و آن سو میرود، تصویری که چون از بیرون پنجره وی گرفته شده به طرز ترسناکی تاثیرگذار است، تصویری که ما را به یاد یک جاسوس یا شاید یک انگل[۱] ساکت و زیر نگاه همه مردم میاندازد.

————

[۱] نگارنده از واژه drone استفاده کرده که به معنای فردی است که بدون این که کار کند یا بازدهی برای جامعه داشته باشد از زندگی خوبی برخوردار است.

اختصاصی نقد فارسی

مترجم: محمدرضا سیلاوی

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

 

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of