Captain Marvel (کاپیتان مارول)

۲۰۱۹ | ماجراجویی, اکشن, علمی تخیلی | ۱۲۴ دقیقه | درجه نمایشی PG-13

 

کارگردان :Anna BodenRyan Fleck

نویسنده :Anna BodenRyan Fleck

بازیگران :Brie LarsonSamuel L. JacksonBen Mendelsohn

خلاصه داستان :هنگامی که زمین درگیر جنگی کهکشانی و سخت بین دو گونه از بیگانگان می‎شود ، کارول دنورز به یکی از قدرتمندترین ابرقهرمان‎های جهان تحت عنوان کاپیتان مارول تبدیل می‎گردد و…

 
 

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

 

مت میهم – Total Film (امتیاز ۸ از ۱۰)
«کاپیتان مارول» یک فیلم منحصر به فردِ راضی‌کننده است که اکشن علمی تخیلی را با نوستالژی دهه ۹۰ قاطی می‌کند. علی‌رغم وجود مشکلات کوچک اما در نهایت بر آن‌ها پیروز می‌شود و فیلم خوبی را تحویل می‌دهد.

 

تیم گریرسون – Screen International (امتیاز ۷ از ۱۰)

«بری لارسن» موفق شده تا مقدار مورد نیاز از شیرین‌بودن، بامزگی و قدرتمندی را به شخصیت «کارول» بدهد تا پیام زیرین فیلم یعنی خوداتکایی و توانمندسازی را منتقل کند.

 

جاشوا روثکوف – Time Out (امتیاز ۶ از ۱۰)

به «بری لارسن» موقعیت چندانی برای نشان دادن خود در یک فیلم مارولی که در دهه ۹۰ جریان دارد داده نشده است.

 

پیتر بردشا – The Guardian (امتیاز ۶ از ۱۰)

به شخصه برای ظهور ناگهانی «کاپیتان مارول» انتظار تمرکز بیشتری بر روی شخصیت او و در فیلم‌های بیشتری داشتم – اگر فکر کنیم که قرار نیست او در میان گروه ابرقهرمانان انتقام جویان گم شود. باید از هوش و سبک بازی خاص «بری لارسن» نیز بهره‌ی بیشتری برده میشد. در هر صورت، «کاپیتان مارول» قسمت جدید جذابی در ادامه‌ی این حماسه است.

 

مت سینگر – Screencrush (امتیاز ۶ از ۱۰)

خود فیلم «کاپیتان مارول» اصلا آن روحیه‌ی شورشگری را ندارد. فیلم ریسک‌های بسیار مختصری می‌کند درست مثل کاری که «ثور: رگناروک»(Thor: Ragnarok) کرده بود، البته غیر از اینکه اولین فیلم استودیویی مارول با یک ابرقهرمان مونث است. شخصا دوست دارم تا فیلم‌هایی که درباره‌ی شخصیت‌های قانون‌شکن هستند، کمی نیز قانون بشکنند.

 

تاد مک کارتی – The Hollywood Reporter (امتیاز ۵ از ۱۰

«کاپیتان مارول» فیلم خسته‌کننده ای نیست، می‌شود گفت که دقیقاً پیش پا افتاده و معمولی است. اصلی‌ترین دلیل این اتفاق نیز فیلمنامه‌ی غیرخلاقانه، شخصیت منفی‌های نه چندان قوی و سبک بصری نه چندان منحصر به فرد آن است.

 

دیوی الریچ – Indiewire (امتیاز ۴٫۲ از ۱۰)

هر چقدر که «پلنگ سیاه» خاص و انقلابی و اصیل بود، «کاپیتان مارول» یک فیلم ناامیدکننده‌ی ملال آور است، آن هم در زمانی که هر فیلم بزرگ بلاک‌باستر شبیه به سرباز یک جنگ بزرگ در نبردهای بی‌پایان فرهنگی به نظر می‌رسد.

با اضافه شدن «کاپیتان مارول» به دنیایی که در حال حاضر به حد کافی شلوغ بود، «دنیای سینمایی مارول»(MCU) تعادل و بالانس خود را از دست داده است. ممکن است حتی  شخصیت منفی‌های عادی تسلیم شوند و ابرقهرمان‌های سنتی بازنشسته شوند. برای دهه‌ها است که شرکت‌های وارنر برادرز و دی‌سی با این مشکل دست و پنجه نرم کرده اند که چگونه داستان جذابی برای به‌یادماندنی‌ترین و باابهت‌ترین شخصیت خود یعنی سوپرمن بسازند. مشکل کاملاً واضح و مبرهن است؛ هیچ چیزی خسته‌کننده‌تر از شخصیتی چنان قدرتمند نیست که باید چیزی مثل «کریپتونایت»* خلق کرد تا بتواند او را آسیب پذیر کرده و کمی هیجان و چالش به داستان اضافه کرد. یکی از مزیت‌های دنیای سینمایی مارول حداقل تا به اینجا این بوده که فیلم‌سازان گیر ابرقهرمانی خداگونه نیفتاده اند. یا حداقل نیفتاده بودند، تا اینکه حالا با «کاپیتال مارول»(Captain Marvel) طرف هستیم.

«کاپیتان مارول» که تنها یک سال پس از فیلم بسیار بزرگ و شگفت‌انگیز «پلنگ سیاه»(Black Panther) عرضه شده است، یک ناامیدی بزرگ و کامل است. بازی‌ها در این اثر بسیار خوب اند و جلوه‌های ویژه نیز قدرتمند و چشم‌نواز اما نویسندگی؟ اصلا خوب نیست. نویسندگی در این فیلم بسیار کند و سست است، اثری  که نوشتن آن بر عهده‌ی «آنا بویدن» و «رایان فلک» به همراه کمی کمک از سوی «جنو رابرتسون» است. «آنا بویدن» و «رایان فلک» جدا از نویسندگی، مشترکاً کارگردان این اثر هستند؛ آن‌ها کار خود را از آثار مستقل‌تر شروع کردند و در آن‌جا خود را تثبیت کردند. برگردیم به داستان. فیلم شبیه به آن آثار کامیک‌بوکی رایج ۱۵ سال قبل است، نه چیزی بیشتر. فیلم بسیار کهنه و دمده است، اکشن بدون چالشی هم دارد که ما را درگیر یک سری مبارزات اجباری و تعقیب و گریزهای بی‌معنی می‌کند که اصلا تاثیری در شخصیت‌پردازی و عمیق‌تر کردن آن‌ها و داستانشان ندارند. برخلاف «واندر وومن»(Wonder Woman) که داستان غنی، فکر شده و بر اساس اسطوره‌های جذاب به ما داده بود و  خب مشخصا قرار است این دو فیلم با هم مقایسه شوند، «کاپیتان مارول» بر روی ارائه‌ی گیج‌کننده و ناموزون داستانش و همچنین روش ساخت جهانی که بسیار قاطی و پرت و پلا است، تکیه کرده است. این روش به هیچ وجه برای این فیلم مناسب نیست.

تنها دلیلی که «کارول دنورز» به عنوان شخصیت اصلی این اثر حضور موفقیت‌آمیزی دارد به خاطر حضور و کاریزمای «بری لارسون» است. «کارول» به طرز بدی شخصیت‌پردازی کمتری دارد و وقتی که خاطراتش را باز می‌یابد آن جذابیت کم را نیز از دست می‌دهد(خاطرات او به خاطر فراموشی‌ای که پیدا کرده از یادش رفته اند، البته فقط در ابتدای اثر صحت دارد). هنگامی که او یک آدم اسرارآمیزی است که قدرت‌های عملاً نامحدودش موقتا کمتر شده اند، آدم جذاب‌تری است. از معدود ارتباطاتی که او دارد می‌توان به یک مرشد گمشده(انت بنینگ) که در خاطرات گذشته‌ی او حضور دارد، «یون راگ»(با بازی جود لا) که همچون «اوبی وان کنوبی» برای او است، «ماریا رامبیو»(لاشانا لینچ) که زمانی بهترین دوست او بود و در نهایت «نیک فیوری» اشاره کرد(با بازی ساموئل ال.جکسونی که به وسیله‌ی جلوه‌های ویژه سنش پایین‌تر آورده شده است)، شخصیت غیرقابل‌کنترلی که بیشتر از اینکه برای مقاصد کمدی‌گونه به کار گرفته شده باشد، برای ارتباط دادن این فیلم به «انتقام‌جویان» (در آینده) حضور دارد( حوادث این فیلم در سال ۱۹۹۵ رو می‌دهند بنابراین با یک پیش‌درآمد طرف هستیم).

«کاپیتان مارول» از جایی شروع می‌شود که ما در فضا هستیم و فیلم به ما یک مقدمه‌ی سریع از جنگ بین «کِری‌»ها و «اسکرول‌»ها نشان می‌دهد. «کِری‌ها» موجودات دوست‌دار صلح و قهرمان طور هستند در حالی که «اسکرول‌ها» شکل‌تغییر دهنده و بسیار شیطان‌صفت هستند. شخصیت اصلی داستان که اگرچه از بدو تولد یک «کِری» نبوده است، در سمت آن‌ها و در کنار «یون راگ» و تیمش در حال مبارزه است. مشت‌های او توانایی شلیک گلوله‌های انرژی را دارند اما او آموزش داده اند که تنها در شرایط سخت از این توانایی استفاده بکند. او هیچ خاطره‌ای از قبل از ورودش به سیاره‌ی «کِری‌ها» در ۶ سال پیش ندارد اما رویاها همیشه لحظاتی از گذشته را به او نشان می‌دهند. او پس از در رفتن از یک تله‌ی «اسکرول‌»ها به زمین می‌رسد جایی که وی با «نیک فیوری ملاقات می‌کند. سپس او چیزهایی درباره‌ی گذشته‌ش و اینکه چگونه شخصیتی بوده است می‌فهمد، همچنین از آینده و سرنوشتی که در انتظارش است مطلع می‌شود. در نهایت نیز سرنخ‌هایی را درباره‌ی جنگی که درگیرش شده است متوجه می‌شود. در این مسیر او یاوری پیدا می‌کند که زمانی دشمن می‌پنداشتش( بن مندلسون) و دشمنی که زمانی یار می‌دیدش.

فیلم‌هایی مثل «واندر وومن» و یا «پلنگ سیاه» به این دلیل موفق شدند که علاوه بر در نظر گرفتن انتظارات ژانر و عمل به آن‌ها، افق دید اینگونه فیلم‌ها را نیز گسترش دادند تا چیزی جدید و به لحاظ هنری ارضاکننده بسازند. اگرچه «کاپیتان مارول» تلاش زیادی برای رسیدن به این جایگاه می‌کند، اما موارد خلاقانه‌ی این اثر به حدی قوی نیستند که بتوانند جاه‌طلبی‌های مورد انتظار از سوی مردم را پوشش بدهند. این فیلم به عنوان اولین اثر دنیای سینمایی مارول شناخته می‌شد که ابرقهرمانی مونث داشت اما این مسئله به خودی خود چندان هنجارشکنی بزرگی محسوب نمی‌شود تا بتواند «کاپیتان مارول» را به سطح فیلم‌های ابرقهرمانی ماندگار بالا ببرد.

نبرد بین «کِری/اسکرول‌»ها یکی از خط داستانی‌های کلاسیک دنیای سینمایی مارول است اما معرفی آن در این فیلم بسیار عجولانه و بی‌حساب و کتاب است و عملا به اندازه‌ای که انتظار می‌رود از سوی بینندگان درک نمی‌شود، آن هم درباره‌ی چیزی که تا این حد در ذات داستان‌های مارول تنیده شده است. اگرچه که مسلما این فیلم از جزئیات بیشتر داستانی بهره‌ی بسیار بیشتری می‌برد اما محدودیت زمانی باعث شده که تنها شاهد چند مرور کوتاه بر این رویداد باشیم. فیلم «کاپیتان مارول» در اکثر لحظات گویی که عجله دارد از یک مکان به مکان دیگری برود و محتوای خیلی زیادی را در تنها ۲ ساعت جا بدهد. نتیجه‌ی آن این است که شخصیت‌ها بسیار آسیب دیده اند؛ «یون راگ» شخصیت تک‌بعدی ای است و اعضای تیم او نیز جز مشخصات فیزیکی‌شان چیز دیگری برای ارائه ندارد. معرفی و حضور «ماریا» نیز بسیار سرسری انجام شده است.

شاید بتوان گفت که بزرگ مشکل مارول با «کاپیتان مارول» همان مشکل دی‌سی با «سوپرمن» است. اگر تنها یک سوال مطرح شده باشد و آن هم این که چگونه یک شخصیت ابرقدرتمند را جذاب کنیم، پاسخ آن را نمی‌توان در «کاپیتان مارول» یافت. البته این مشکل تبدیل به یک مخمصه نمی‌شود چرا که در طول فیلم او در حال کشف کردن قابلیت‌ها و توانایی‌هایش است و وقتی که در نهایت آن‌ها  به اوج قدرت خود می‌رسند نیز لحظات جذابی خلق می‌شود. اما از اینجا و هر چه به جلوتر برویم به هنگام همکاری او با دیگران مشکلاتی ایجاد خواهد شد. همچنین این فیلم نقاط تاریک داستانی‌ای را نیز ایجاد خواهد کرد، مخصوصا برای کسانی که یک بار دیگر به دنیای سینمایی مارول از دید این شخصیت جدید نگاه خواهند کرد.

بهترین بخش «کاپیتان مارول» را می‌توان قسمت‌های پایانی آن دانست؛ بزرگداشت تکان‌دهنده‌ای برای «استن لی» به عنوان کسی که شروع‌کننده‌ی همه چیز بوده است و همچنین پیش‌زمینه‌ای برای «انتقام جویان: بازی پایانی» در میانه‌ی تیتراژ پایانی اثر. هر چیز دیگری که در این اثر ببینید نیز به مقداری راضی‌کننده خواهد بود که بتوانید نمره‌ی تایید یک فیلم ابرقهرمانی را به آن بدهید. «واندر وومن» فیلمی دارای قلب و احساس بود و به همین دلیل ارتباط احساسی‌ خوبی با بینندگان برقرار کرد. اما در این فیلم شاهد همچین موردی نیستیم چرا که تمرکز بیشتر بر روی مهارت‌های تکنیکی، سرعت نامشخص و نامتوازن و تک صحنه‌های بزرگ به جای کلیت عظیم. به حد کافی اکشن و تجربه‌ی بصری لذت‌بخش در این فیلم وجود دارد اما کلا می‌توان گفت که «کاپیتان مارول» بیشتر برای کسانی ساخته شده است که بیشتر از اینکه علاقه‌ای به یک فیلم ابرقهرمانی منحصر به فرد داشته باشند، می‌خواهند که دنیای سینمایی مورد علاقه‌شان درست شود**.

*کریپتونایت ماده‌ی سبز رنگی از سیاره‌ی مادری سوپرمن است که باعث تضعیف شدید قدرت او می‌شود.

**: اشاره به خرابی‌هایی که «تانوس» در فیلم «انتقام‌جویان: جنگ ابدیت»(The Avengers: Infinity War) به بار آورده است.

مترجم :امید بصیری


ممکن است شما دوست داشته باشید

4
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
2 Comment threads
2 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
3 Comment authors
مریم ترابیOmid Basiri Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
مریم ترابی
Member
Member
مریم ترابی

انگاری که فیلم اون طور که باید انتظارات رو برآورده نکرده با توجه به اینکه واندر وومن شخصیت قهرمان DC توانست توجه ها رو خوب به خود جلب کنه انتظار می رفت که مارول فیلم خوب و درست و درمونی رو برای معرفی قهرمان مونثش ارائه بده که با توجه به بازخوردهای این فیلم میشه نتیجه گرفت که مارول تصمیم گرفته که خیلی خودش رو به زحمت نندازه و چون می دونه که با توجه به پایان بندی فیلم اخر اونجر جنگ داخلی ملت در مورد شخصیت کاپیتان مارول کنجکاو هستند و احتمالا این نکته موثرتری برا جذب مخاطب هست… ادامه »

Omid Basiri
Editor
Member

یکی از احتمالاتی که منتقدها میدن اینه که دومینوی سقوط مارول با این فیلم شروع شده باشه. باید دید قسمت بعدی اونجرز می‌تونه جمع کنه این فیلم رو یا نه.

Member
Member

اتفاقا به نظر من دنیای مارول با سری جدید کاپیتان مارول دوباره احیا شده است.

Omid Basiri
Editor
Member

باید منتظر موند و دید.