Booksmart (درس‌خوان)




خلاصه داستان:

در آستانه جشن فارغ‌التحصیلی دبیرستان، دو دوست به این نتیجه می‌رسند که باید کمتر زحمت می‌کشیدند و بیشتر خوش گذرانی می‌کردند. برای جبران مافات، آن‌ها تصمیم می‌گیرند تا به اندازه چهار سال طی یک شب خوش بگذرانند...


تصاویر فیلم:

خلاصه نظر منتقدان:
ویلیام بیبیانی – TheWrap (امتیاز ۶.۵ از ۱۰)
فیلم اصلی علاالدین یک فیلم سینمایی خلاقانه بود که پرچم‌دار نسل جدیدی از انیمیشن‌های جلوه‌های ویژه‌دار شد که از بازیگران معروف در بین شخصیت‌های خود استفاده می‌کردند. آن فیلم بسیار بزرگ و جذاب بود. فیلم جدید نکات لذت‌بخش آن اثر را بازسازی کرده است اما به گونه‌ای که بسیار سرسری به نظر می‌رسد.

Time Out (امتیاز ۶ از ۱۰)

وقتی که فیلم «علاالدین» در مسیر درست قرار دارد شما را درست در روی همان فرش قرمز جادویی قرار می‌دهد و به سواری بی‌نظیری می‌برد. اما برخی حرکات اشتباه در اثر شما را از فضای اثر خارج کرده و بر روی صندلی‌تان در سینما می‌کوبد.

The Telegraph (امتیاز ۶ از ۱۰)

در نهایت می‌توان این اثر را فیلمی دانست که مخاطبان جوان را خود بکند. شرم‌آور و ناامیدکننده است که پس از به پایان رسیدن جادوی موقت اثر اشتباهات عجیب آن تا این حد به چشم می‌آیند.

دان جالین – Empire (امتیاز ۶ از ۱۰)

«علاالدین» یکی دیگه از باسازی‌های بسیار سرگرم‌کننده و در حال افراطی دیزنی است که در آن عملکردهای بسیار خوبی را از «مسعود» و «اسکات» شاهد هستیم. اما «ویل اسمیت» در نقش جینی، برای موجود بسیار بزرگ و قدرتمندی که داخل یم چراغ کوچک گیر افتاده است بازی او بسیار اجباری و تحت فشار به نظر می‌رسد؛ هم برای اتکای بیش از حد بر روی عنوان اصلی و هم جلوه‌های ویژه‌ی تا حدی مرده‌ی اثر.

تیم گریرسون – Screen International (امتیاز ۶ از ۱۰)

این بازسازی جدا از لحظات گاها جذابش تنها چیزی که برای ارائه دارد «دژاوو»های گاه و بی‌گاه است.

جاستین چنگ – Los Angeles Times (امتیاز ۶ از ۱۰)

هیچکس دوست ندارد فیلمی تا این حد متوسط ببیند که در نهایت هم کسی را راضی نخواهد کرد. به نظر می‌رسد که خود فیلم هم کاملا به این حقیقت واقف است چرا که دیالوگ‌ها، آهنگ‌ها و شخصیت‌های فیلم اصلی محصول سال ۱۹۹۲ را مورد استفاده قرار می‌دهد، گاه و بیگاه از کمدی استفاده می‌کند و بعضا هم سعی می‌کند محتوایی سیاسی در آن قرار بدهد.

کریس ناشاواتی – Entertainment Weekly (امتیاز ۵.۸ از ۱۰)

فرهنگ عامه‌ی هر روزه در حال گسترش به حدی خرد و کوتاه شده است که ما رسما وارد دوران بازگشت‌های بی‌معنی شده ایم. این همان نُرم جدید است. چیزی که قدیمی بود دوباره تازه و جدید شده است اما نه به گونه‌ای که آن را به یاد می‌آورید. «علاالدین» … خوب است اما واقعا فیلم دلیلی برای خود نمی‌بیند که بخواهد از این سرمایه‌داری محور بودن بالاتر برود. دنیایی کاملا جدید؛ نه، این فیلم آن نیست.

مت سینگر – Screencrush (امتیاز ۴ از ۱۰)

بهترین چیزی که در توصیف این فیلم می‌توانم بگویم این است؛ در بهترین لحظاتش من را به یاد انیمیشنی انداخت که به عنوان یک کودک خیلی دوستش داشتم.


نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نمره 8 از 10

از یک جهت، این غافل گیر کننده است که انقدر طول کشیده تا یک نفر یک نسخه زن‌محور از کمدی دبیرستانی سال ۲۰۰۷ «گرگ موتولا» (Greg Mottola) یعنی «سوپربد» (Superbad) را بسازد. شاید بهترین راه برای توصیف «درس‌خوان» (Booksmart)، اولین تجربه کارگردانی بازیگر «اولیویا وایلد» (Olivia Wilde) که قابل اطمینان هم از آب درآمده، «جان هیوز» (John Hughes) برای قرن بیست و یکم باشد. اگرچه «هیوز» هیچ وقت به این سطح از بی‌حیایی این اثر نزدیک هم نشده بود، وقتی که آن لایه از بددهنی و دیالوگ‌های بزرگسالانه را کنار بزنیم، قلب تپنده یک کمدی صادقانه نوجوانانه را می‌توانیم پیدا کنیم. در قلب خود، «درس‌خوان» در مورد خطرات جذابیت جنسی، چالش‌های غریبه بودن در دنیای دسته بندی شده دبیرستان، دشواری عبور برای رسیدن به یک فاز جدید از زندگی، و (از همه مهم‌تر) اهمیت دوستی و خواهری به عنوان یک قدرت پایدار است.

«درس‌خوان» همان فرمول «یک روز از زندگی» را برای (تقریبا) یک بازه ۳۰ ساعته از آخرین روز کلاس‌ها و بعد، آخرین بخش از دبیرستان یعنی فارغ التحصیلی استفاده می کند. شخصیت‌های اصلی دانش آموزان سال آخری «ایمی» («کیتلین دور» (Kaitlyn Dever)) و «مالی» («بینی فلدستین» (Beanie Feldstein) خواهر کوچک ستاره «سوپربد» یعنی «جونا هیل» (Jonah Hill)) هستند. این دو نفر همیشه بهترین دوستان هم بوده‌اند و و همیشه هم به هم حتی عجیب‌ترین و کثیف‌ترین رازهای خود را گفته‌اند (هیچ کدام از آن‌ها نباید اینجا تکرار شود – خودتان فیلم را ببینید تا متوجه شوید). آن‌ها جنگجویان تحصیلی هستند، یعنی همه چیز را قبل از این که درس داده شود می‌خوانند. به نظر هم جواب می‌دهد؛ ایمی قرار است به «کلمبیا» (Columbia) برود و «مالی» هم بخ آرزوی خود مبنی بر شرکت در «ییل» (Yale) رسیده است. از آن جایی که «ایمی» برای شرکت در یک ماموریت بشردوستانه راهی آفریقا خواهد شد، فارغ التحصیلی به معنی خداحافظی است اما، قبل از آن، فرصتی برای یک شب اعمال منافی اخلاق وجود دارد که در آن «ایمی» همجنس‌گرا می‌تواند به فردی که از قدیم مورد علاقه‌اش بوده و به نظر سنتی است یعنی «مالی» ابراز علاقه کند و نشان دهد که می‌تواند با جنجالی‌ترین همکلاسی‌هایش هم خوش گذرانی کند.

در اکثر اوقات، «درس‌خوان» در رویکرد خود سرراست است، به این معنی که از خیلی از شوخی‌های نامتعارف اغراق شده که حتی در برخی فیلم‌های خوب و متوازن هم می‌بینیم دوری کرده است. («مرخصی فریس بولر» (Ferris Bueller’s Day Off) یک مثال خوب است.) اگرچه فیلمنامه آکنده از صحبت‌های جنسی است، در فیلم خبری از صحنه‌های جنسی در عمل نیست (و هیچ برهنگی در فیلم وجود ندارد) و بخش‌های چندش‌آور در حد پایین نگه داشته شده‌اند (تنها در یک صحنه روی یک شخصیت بالا آورده می شود). فیلم همچنین یک سکانس شگفت آور نیز دارد که شخصیت‌های اصلی به شکل عجیبی در آن انیمیشنی شده‌اند و با دو عروسک باربی مانند جایگزین می‌شوند (به خاطر این که توت فرنگی‌های آغشته به مواد مخدر می‌خورند). برخی از تماشاگران شاید به یاد فیلم عروسکی سال ۲۰۰۴ «مت استون» (Matt Stone) و «تری پارکر» (Trey Parker) بیفتند، یعنی «تیم آمریکا: پلیس جهانی» (Team America: World Police).

برای بازیگران فیلمش، «وایلد» برای دو شخصیت اصلی به سراغ بازیگرانی کمتر شناخته‌شده رفته، که هر دوی آن‌ها هم بازیگرانی عالی هستند. «کیتلین دور» که حضور نام او به عنوان یک ستاره در تیتراژهای سینمایی و تلوزیونی در حال افزایش است، در پوست زن جوانی فرو رفته که از یک فرصت می‌خواهد استفاده کند تا از زیر سایه دوست خودش بیرون بیاید. «بینی فلدستین» شخصیتی را ساخته که از بیرون به شدت شر به نظر می‌رسد ولی از درون کاملا آسیب‌پذیر است، و ترسی هم از نشان دادن هر دو بعد «مالی» ندارد. دیگر بازیگران جوانی که در «درس‌خوان» ظاهر شده‌اند شامل «بیلی لورد» (Billie Lourd، دختر «کری فیشر» (Carrie Fisher))، «مالی گوردون» (Molly Gordon)، «دایان سیلورز» (Diana Silvers)، و «اسکایلار گیسوندو» (Skyler Gisondo) می‌شود. باسابقه‌های عرصه کمدی که چهره‌هایی شناخته شده هستند مثل‌ «لیزا کدرو» (Lisa Kudrow)، «ویل فورت» (Will Forte) و «جیسن سادیکیس» (Jason Sudeikis) هم نقش «بزرگسالان» فیلم را ایفا می‌کنند. «مایکل پتریک اوبرایان» (Michael Patrick O’Brien) هم یک نقش کوتاه فراموش نشدنی در قالب یک پیک پیتزا فروشی دارد.

«وایلد»، که روی یک فیلمنامه از چهار نویسنده (که هر چهار نفر زن بوده‌اند) کار کرده، توانسته این توازن بدقلق را ایجاد کند که هم مخاطب با شخصیت‌ها احساس همدردی می‌کند و در عین حال این فرصت به او داده می‌شود تا به اشتباهات و نقاط ضعف آن‌ها بخندد. فیلم گاها خیلی خنده‌دار می‌شود ولی هیچ وقت آن نگاه به «مالی» و «ایمی» به عنوان «انسان» را از دست نمی‌دهد. آن‌ها فقط وجود ندارند تا مرکزیت جوک‌ها باشند، اگرچه گاها این اتفاق رخ می‌دهد. فیلم همچنین حامل یک پیام نیست. «ایمی» همجنس‌گرا است ولی این را می‌توان به خاطر فیلمنامه خیلی راحت قبول کرد، همان قدر راحت که خصوصیات بقیه شخصیت‌ها قابل درک است. هیچ خبری از موعظه نیست؛ این در مورد این نیست که «ایمی» به دنبال تحقیق در مورد هویت جنسیتی خود برود. اگر کسی مشکلی در مورد جذابیت جنسی دارد، آن «مالی» است، فردی که شخصیت تیپ آ دارد و خودش را وصل به یک جوک می‌بیند.

یک چیز که «درس‌خوان» آن را به اثبات می‌رساند این است که چقدر کمدی‌های دبیرستانی بامزه، هوشمندانه در دنیای سینما کم است. این تعداد به دو علت عمده به شکل هشداردهنده‌ای کم است: اکثر فیلم‌های این ژانر آن قدری خنثی‌اند تا بتوانند درجه بندی سنی نوجوانان را دریافت کنند (آخر کی می‌شود زندگی یک نوجوان را با رده بندی سنی نوجوانان همراه کرد؟) و نویسندگی این آثار هم به ندرت تیز است، به همین علت درگیر کلیشه‌های همیشگی می‌شود. شما باید در پس‌مانده‌های سینما بگردید تا فیلم‌هایی مثل «بازدارندگان» (Blockers) در سال گذشته یا «آستانه هفده سالگی» (The Edge of Seventeen) در سال ۲۰۱۶ را بیابیم. به آن لیست «درس‌خوان» را هم اضافه کنید. اگر شما دبیرستانی هستید (یا حتی اگر تجربه آن را زمانی داشته‌اید)، مقداری خواهید خندید، بیش از یک بار شوکه می‌شوید، و از اول تا آخر همذات‌پنداری خواهید کرد.

مترجم :دانیال دهقانی


دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of