Bob le Flambeur (باب قمارباز)


خلاصه داستان:

"باب" گنگستری سالخورده و قماربازی حرفه ای تقریبا ورشکسته شده است.به همین دلیل تصمیم می گیرد به یک کازینو دستبرد بزند.همه چیز دقیقا طبق نقشه پیش می رود تا اینکه پلیس از نقشه او باخبر می شود.در این حین "باب" شروع به قمار می کند و...


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم Roger Ebert (راجر ایبِت)

نمره 10 از 10

پیش از موج نو، پیش از “گدار” و “تروفو” و “شابرول”، پیش از آنکه “بلمندو” [1] سیگارش را مستقیم در دهانش قرار دهد و مانند گنگسترهای هالیوودی در خیابان های پاریس قدم بزند، باب وجود داشت، “باب قمارباز”. باب درشت نقش، باب خوش استیل مانند مونتمارتر[2] افسانه ای، کسی که بسیار مورد احترام بود و از روی ناامیدی قمار می کرد، حتی پلیس ها هم او را دوست داشتند. باب با موهای سفید چسبیده به پشت سرش، با آن کت و شلوار و کروات سیاه و سفیدش، پالتوی بلند و ماشین پاکارد لوکس و پنت هاوسش. باب در ابتدای این فیلم جایزه بزرگی را در یک مسابقه برنده می شود اما همه آن را در رولت [3] از دست می دهد. باب قمارباز (1955) ژان پیر ملویل مدعی خوبی است برای اینکه اولین فیلم موج نوی فرانسه باشد. “دنیل کوشی” که در نقش پائولو، دوست جوان و کم تجربه باب، ظاهر شد در خاطراتش آورده که ملویل تمایل داشت صحنه ها را با دوربین روی دست که بر روی دوچرخه کرایه ای قرار داشت فیلمبرداری کند، همانطور که گدار نیز در فیلم “از نفس افتاده” این کار را کرد اما این چندین سال قبل از فیلم گدار بود. ملویل در فقر کار می کرد و به بازیگرانش هم گفته بود که پولی برای پرداخت به آنها وجود ندارد. اما آنها مجبور بودند تا زمان اطلاع از لحظه فیلمبرداری منتظر بمانند؛ “خب اکنون من برای سه یا چهار روز پول دارم”، کوشی می گفت با شنیدن این جمله ما تا زمانی که می توانستیم فیلمبرداری می کردیم. این فیلمی افسانه ای بود که برای سالها دیده نشد و کارنامه درخشان ملویل معمولا به آثار متاخر او معطوف بود. او فیلم های گنگستری ساخت و در ژانرهای مختلفی کار می کرد اما دقت بالا و سادگی موزون و زیبای فیلم هایش مانند نواختن یک موسیقی مجلسی جنایی است. او در در دهه 50 شخصیتی آرام و خونسرد به تمام معنا بود. کاراکترهای او در فیلم “باب قمارباز” بین قمارخانه ها و کلوب های شبانه سر می خورند، در آن لحظات ملویل در نریشنی به ما این چنین می گوید : “بین شب و روز … بین بهشت و جهنم”.

داستان او شامل قماربازی به نام باب مونتیج (Roger Duchesne) که برای همه شناخته شده است. ویونه (Simone Paris) دارنده باری که آن را با پول قرضی از باب خریده است. یک کمیسر محلی (Guy Decomble) که باب جانش را در برابر یک قاتل نجات داده بود. پائولو (Cauchy) جوانی که پدرش دوست قدیمی باب بوده و اکنون زیردست باب کار می کند. در شروع فیلم باب فاحشه ای را در خیابان می بیند به نام “آن” (Isabelle Corey) که بعدها معلوم می شود که در چنگ دلالی به نام مارک (Gerard Buhr) افتاده است. باب به مارک سفارش می کند که “آن” را رها و به آپارتمانش بیاورد، نه برای اینکه خودش با او باشد، بلکه برای جلب توجه پائولو. داستان در سال 1955 است که بیست سال از زندگی باب گذشته است. قبل از آن ما می فهمیم که یک سرقت بانکی منجر به زندان رفتن او بوده است. باب قبل از جنگ در پاریس یک گنگستر بود اما اکنون مشاهده می کند که هیچ چیزی مانند گذشته نیست. “کوشی” در مونولوگی شرح می دهد که جنگ یک پایان برای زندگی جنایتکاران بوده، به این ترتیب هر کسی متوجه می شود که شیوه باب نیز متعلق به مکتب سنتی گذشته است. ملویل (1917-1973) در محله گرامبرگ پاریس متولد شد. او نامش را به خاطر علاقه اش به نویسنده کتاب “موبی دیک” تغییر داد [4] . او به آمریکا بسیار علاقمند بود، خیلی زیاد به دیدن فیام های آمریکایی می رفت، به تماشای جاهای مختلف آمریکا می رفت، فیلمی هم در نیویورک ساخت (Two Men in Manhattan) و حتی “کوشی” در خاطراتش درباره اش می گوید، “او سوار ماشین آمریکایی می شد و کلاه و عینکی آمریکایی می پوشید، در ماشینش همیشه کانال رادیویی نیروهای ارتشی را داشت و یا به آهنگ های گلن میلر [5] گوش می داد”. او وابسته فیلم های گنگستری آمریکایی بود اما وقتی فیلم خودش را ساخت، شبیه آثارهالیوودی نبود بلکه حسی آرام و سرد در آن دیده می شد. کارکترهای او نیاز به پر حرفی نداشتند و بدون هیچ صحبت اضافی از اینکه چه کاری، چرا و چگونه باید انجام شود، کار خود را می کردند.

باب قمارباز با ریتمی متوسط آغاز می شود. کامیونی را در حال شستشوی خیابان ها در صبحدم می بینیم. ما باب را دنبال می کنیم به کامیون، کازینو و در نهایت محله ای که 200 فرانک پول باقی مانده اش را از دست می دهد. او در آنجا چیز شگفت انگیزی را می شنود که “اندوخته صندوق کازینوی دوویل گاهی به 800 میلیون فرانک هم می رسد”. از آنجا او تصمیم می گیرد تا گروهی از دوستان و حرفه ای ها را برای به دست آوردن آن تشکیل دهد. ملویل به خوبی از قواعد آگاه است و با نبوغ از طرحی استفاده می کند که مخاطب نشانه ها و علائم دزدی را احساس می کند اما باب قمارباز ما را غافلگیر می کند. ابتدا باب همه را از درون خط گچی که روی چمن ها کشیده شده عبور می دهد و سپس راوی فیلم به ما می گوید که او چه تصوری از دزدی دارد، و ما گروهی را می بینیم که در این طرح فانتزی به درون کازینوی خالی از مشتری و کارکنان وارد می شوند. نقشه طرح نسبتا ساده است؛ عده ای افراد مسلح برای دور نگه داشتن مردم، یک متخصص برای باز کردن در صندوق و یک گوشی برای شنیدن صدای همدیگر. ملویل روی سکوت شدید این طرح با نشان دادن تصویری از سگ متعلق به صندوق باز کن تاکید می کند. نقش صندوق باز کن را “Rene Salgue” بازی می کند کسی که “کوشی” او را یک گنگستر واقعی می داند. برای ملویل آسان نبود بازیگران موفقی را پیدا کند که در قبال هیچ چیز کار کنند و تا زمانی که او پول بیشتری به دست آورد همه چیز را رها و منتظر بمانند. “دوشن” بازیگر نقش باب، یک ریسک به شمار می رفت چرا که مشکل زیاد نوشیدن داشت و “ایزابل کوری” در نقش “آن” که یکی از بهترین عناصر فیلم به شمار می رود، ملویل او را از خیابان انتخاب کرده بود و پیشنهاد داده بود که سوار ماشین آمریکاییش شود، در آن زمان ایزابل تقریبا 17 ساله بود.

این اثر قابل دفاع در مورد افسانه “باب” باعث شد که بعدها بازیگران مشهوری به سمت ملویل تغییر مسیر بدهند. در”دایره سرخ 1970″ که توسط یکی از طرفدارانش یعنی “جان وو” در سال 2003 ترمیم شد، ستاره هایی چون “آلن دلون” و “ایو مونتان” ایفای نقش کردند. “آلن دلون” همچنین در فیلم های “سامورایی 1967 ” و “پلیس 1972” نیز با او همکاری کرد. “ژان پل بلمندو” در فیلم “ارشد خانواده فرشو 1963” بازی کرد. چیزی که بسیارعجیب بود اینکه “ژان گابن” بازیگر متخصص فیلم های جنایی فرانسه و کسی که ملویل او را تحسین می کرد، هرگز با او همکاری نکرد. بازیگران لازم نبود فعالیت زیادی انجام دهند، مانند بازیگران فیلم های “روبرت برسون”. آنها بیشتر بازی درونی داشتند تا بازی بیرونی. اغلب چیزهایی که ما درباره باب فکر می کنیم برگرفته از صحبت ها و تصورات مردم درباره اوست. “دوشن” نقش یک کاراکتر با چهره ای بی علاقه را بازی می کند و با چشمان باریکی که هرگز آنها را گشاد نمی کند. پس از آنکه پائولو در تختخواب نقشه سرقت را به “آن” می گوید و او نیز در تختخواب نقشه را به “مارک” که خبرچین پلیس است لو می دهد، باب او را بدون هیچ احساس خیانتی با سیلی بیرون می اندازد. زنان ریشه اصلی بسیاری از مشکلات در دنیای باب هستند. بی تدبیری “آن” در فیلم جبران می شود اما از طرفی همسر یکی از کارکنان کازینو که متوجه نقشه شوهرش برای سرقت می شود. ملویل زن ها را دوست داشت اما ترجیح می داد که بیشتر با رفیقی درباره فیلم ها صحبت کند. باب شغلی به “آن” در کلوب شبانه می دهد و پیشرفت سریع او را می بیند و تمام تلاشش را جهت جلوگیری از دلالی مارک برای “آن” می کند. یک شب “آن” با بهتر شدن سرما خوردگیش و برای قدردانی گلی را به باب می دهد. این عمل باید معنی خاصی برای ملویل داشته باشد زیرا در فیلم “دایره سرخ” هم شاهدیم که مردی به دختر شاغل در بار گل می دهد. نقطه اوج در “باب قمارباز” جایی است که شامل تحولات عجیبی هستیم از طبیعت اصلاح ناپذیر یک مرد که او را به سمت وسوسه و فریب کاری می کشاند. پیچیدگی هایی که کارگردان های دیگری آن را وام گرفته اند؛ مانند پاول توماس اندرسون در “Hard Eight” ، نیل جوردن در “The Good Thief” و لوئیس مایلستون و استیون سودربرگ کارگردان های “Ocean’s Eleven”. اما “باب قمارباز” درباره پیچیدگی نیست بلکه درباره این است که باب با طبیعت ذاتیش روراست باشد. او یک قمارباز است.

اختصاصی نقد فارسی

مترجم: سعید شاهینی

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

 

نقد و بررسی فیلم به قلم دانیال حسینی

امتیاز اصلی این اثر تحسین شدهٔ ژان پیر ملویل، قصه گویی دقیق و حساب شده‌اش است که با نشانه گذاری‌هایی دقیق در زندگی “باب” و زمینه سازی فکر شده برای تغییرهای رفتاری‌اش ارزشی مضاعف پیدا کرده است. ملویل به درستی در همان ابتدای فیلم بخشی از گذشتهٔ “باب” را که برای درک خصوصیات اخلاقی‌اش لازم است، از زبان پلیسی که از دوستان قدیمی اوست بیان می‌کند. سابقهٔ سرقت او از بانک که نشان از بلند پروازی‌هایش دارد و سکونی که پس از زندان بر زندگی‌اش حاکم شده حال و روز او در زمان حال را در چارچوبی که فیلم مد نظر دارد ترسیم می‌کنند. اگرچه این گذشته، گرایش “باب” به زیر پا گذاشتن قانون را به عنوان یکی از ویژگی‌های او بیان می‌کند اما او حد و مرزهای اخلاقی خودش را دارد. دلیل رفاقتش با همین افسر پلیس به زمانی بر می‌گردد که در یک درگیری مسلحانه جان او را نجات داده است. یکی از تبهکاران حاضر در درگیری می‌خواهد به سمت پلیس شلیک کند که باب زیر دستش می زند. زمانی هم که یکی از دوستانش می‌گوید زنش را کتک زده و حالا می‌خواهد از شهر خارج شود با او درگیر شده و با این بی اخلاقی همراه نمی‌شود. با تکیه بر همین خصوصیاتش است که وقتی دخترک جوان “آن” را در کافه با همان دوست ناباب می‌بیند، او را به میز خودشان دعوت می‌کند. باب روزهای خوبی را نمی‌گذراند. وضع مالی‌اش خوب نیست و در اکثر قمارهای اخیرش شکست خورده است. طروات و جوانی “آن” که انگار به هیچ چیز و هیچ کس وابستگی ندارد و از هر قید و بندی رهاست، برای “باب” یادآور زمان سرکشی و جوانی خودش است. زمانیکه متوجه ارتباط “آن” و یکی از کارکنان جوانش می‌شود، تصمیم می‌گیرد بر این سکون و جداافتادگی غلبه کرده و یکبار دیگر حس پیروزی را تجربه کند به همین دلیل همهٔ سرمایه خود را به قمار می‌گذارد اما پس از یک خوش شانسی اولیه سرمایه‌اش از دست می‌رود. این وضعیت نومیدانه فکر سرقت از کازینو را در سر او می‌اندازد.

گذشته از توجهی که ملویل در طراحی انگیزه‌های شخصیت مرکزی‌اش به خرج داده، مراحل تهیه نقشه ای حساب شده برای سرقت از کازینو هم در فیلم جدی گرفته می‌شوند. در اکثر آثار ملویل از جمله آخرین فیلم او “یک پلیس” هم پرداخت‌های دقیق و موشکافانه در طراحی مراحل سرقت دیده می‌شود. تمرکز ملویل بر نمایش ریزه کاری‌های سرقت، از تنزل فیلم به هیجان‌های لحظه ای و نمایشی جلوگیری می‌کند و ریتمی دقیق و تأمل برانگیز را در داستان حفظ می‌کند. همین نگاه رئالیستی به زندگی شخصیت های درگیر در فعالیت های غیر قانونی ، صرف زمانی قابل توجه برای نمایش شکل گیری انگیزه ها و زمینه سازی کنش ها و توجه همه جانبه به جزئیات اعمال سارقان و گنگستر ها است که ملویل را از همتایان هالیوودی خود متمایز می‌کند. ملویل برای پایان سرنوشت باب تصویری کنایی را برگزیده است. باب به کازینو می‌رود و مبلغ بسیار زیادی – شاید نزدیک به همان مقدار که قرار بود سرقت کنند – را از راه قمار برنده می‌شود. اون چنان سرگرم بازی می‌شود که نقشهٔ سرقت را فراموش می‌کند و در نهایت تنها جرمش انگیزهٔ سرقت از کازینو ثبت می‌شود که مجازات طولانی ای در بر ندارد و در دیالوگی هوشمندانه می‌گوید با یک وکیل کار کشته ممکن است با ضمانت از زندان آزاد شود و با یک وکیل کار کشته تر شاید خسارت هم بگیرد! پول‌های باب به خودش تعلق دارد و “آن” هم به خانهٔ او رفته و در انتظار اوست. جوانی و وارستگی به زندگی او باز می‌گردد.

اختصاصی نقد فارسی

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

نقد و بررسی فیلم به قلم

باب قمار‌باز، چهارمین فیلم ملویل، به دوره خاصی از تاریخ، و تاریخچه سینما، تعلق دارد: زمانی که تغییر و تحولات بزرگی در راه بود و این فیلمی است که از آن، عطروبوی آن دوره و از آن تغییر و تحولات به مشام می‌رسد. در نیمه دهه 1950 سروکله مردی پیدا شد 39 ساله، که از جمله، فیلم جنگی حیرت‌انگیزی به نام سکوت دریا ساخته بود و اعجوبه‌ها، اقباسی از اثر ژان کوکتو را. او بعدا به استاد فیلم نوآر فرانسه، و مرشد سینماگر‌های جوان موج نو تبدیل شد: سینماگری که راه را باز کرد برای فیلمسازانی چون سرجیو لئونه، جان وو، و خیلی‌های دیگر. او استدیوی فیلمسازی خودش را داشت، که در دهه 1960 در آتش سوخت. ولی ملویل در نیمه دهه 1950 داشت با همان ابزار‌های نیمه اول قرن، مدرنیته نیمه دوم‌اش را می‌ساخت. باب قمار‌باز، در اصل، یک فیلم گنگستری است: شاهد حمله به کازینو، گنگستر‌های گردن‌کلفت، و تعقیب و گریز و خیانت هستیم. درست. با آنکه می‌گویند فیلم‌های بزرگ آنهایی هستند که جهان شمول‌اند و زمان و مکان نمی‌شناسد، اما در مورد باب قمار‌باز دقیقا عکس‌اش صادق است: باب قمار‌باز به این خاطر بزرگ است که درست حال و هوای دورانی را زنده می‌کند که دیگر وجود ندارد. جوهره‌ی فیلم در زیبایی و اندوه‌اش نهفته است. از آن زمان تا به امروز دنیا با تغییر و تحولاتی خارق‌العاده به روند خود ادامه داده. ولی باب قمار‌باز فیلمی است که مثل یک گوی برفی دست‌اش می‌گیری، تکان‌اش می‌دهی و به آن نگاه می‌کنی و با حسرت می‌گویی: هی، نگاه کن، دنیا شصت سال پیش این طوری بوده است.

منبع: ماهنامه ی فیلم / شماره ی 245


1
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
1 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
1 Comment authors
علیرضا Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
علیرضا
Member
Member
علیرضا

این فیلم یکی از شاهکارهای تاریخ سینما هستش…..دستتون درد نکنه بابت نقد این فیلم………حتما ببینیش….
تعجبم چرا هیچ کسی برای این فیلم نظری رو نداده…..
کار خوبی هم میکنید که نقد این فیلمهای مهم و خاطره انگیز سینما رو میزارید….
تشکر 😉