Batman Begins (بتمن آغاز می کند)


خلاصه داستان:

بروس وین، تنها فرزند کارخانه داری بشر دوست با احساس عذاب وجدان از قتل پدر و مادرش به دست یک ولگرد بزرگ می شود. او در گوشه های پرت آسیا درباره ی جنحه و جنایت تحقیق می کند و...


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم

روزنامه اعتماد/حسین عیدی زاده:

 

«این فیلم روح تازه یی در کالبد بتمن دمید و خیلی سریع به محبوب ترین بتمن و یکی از بهترین فیلم های ابرقهرمانی تبدیل شد. کریس نولان المان هایی از بتمن های تیره و تار دهه 70 و المان هایی گرافیکی از کتاب های مصور جف لب، فرانک میلر و آلن مور می گیرد و شوالیه یی آرام و واقعی خلق می کند. انتخاب بازیگران بی نقص است. کریستین بیل به بتمن محبوب تماشاگران بدل می شود، مایکل کین بهترین گزینه برای نقش آلفرد خدمتکار موقر و منطقی بتمن است، دیگر بازیگران همگی کار خودشان را به نحو احسنت انجام می دهند جز کتی هولمز، که در شوالیه تاریکی مگی گلینهال جایش را گرفت. نولان در این فیلم کار خارق العاده یی انجام می دهد، او فیلمی بر مبنای کتاب های مصور خلق می کند که تمام تماشاگران را میخکوب می کند و کاملاً به کتاب های مصور پایبند است، او همچنین طرفداران سینمای جدی را هم راضی نگه می دارد.»

——

Goodpsycho:«بتمن آغاز می کند یک تریلر-اکشن خیلی خوب است. جلوه های ویژه ی فیلم بیشتر از اینکه کامپیوتری باشند، سر صحنه ایجاد شده اند و به همین دلیل با یک اکشن قابل باور طرفیم. در این فیلم به وضوح گذشته ی بروس وین را می بینیم و تمامی مراحل بتمن شدنش را دنبال می کنیم ! همه چیز فیلم دلیل علمی ( لااقل در صورت قضیه ) و منطقی دارد و به همین دلیل دیگر خبری از طراحی های ضعیف و عجیب و غریب اکسسوار نیست. فضای فیلم تقریبا اکسپرسیونیستی است و گاتهام سیتی همان نیویورک است. بدون ذره ای تغییر ! و البته با توجه به حوادث ۱۱ سپتامبر و تاثیر آن بر سینما همین انتظار هم می رود !

 

بازی بازیگران از کریستین بیل ( بتمن ) جوان و خوش استعداد گرفته تا مورگان فریمن و مایکل کین پیر و با تجربه خوب است. گری الدمن مثل همیشه در قالب نقش فرو رفته و لیام نیسون ( همان شیندلر دوست داشتنی ) نقش خود را به زیبایی ایفا کرده است. شاید تنها بازی معمولی متعلق به کتی هولمز باشد.

 

موسیقی فیلم وظیفه ی پیش برد ریتم را به درستی انجام می دهد و فیلمبردار و تدوینگر در ایجاد صحنه های اکشن نهایت تلاش خود را کرده اند. فیلمبرداری این فیلم نامزد اسکار نیز بود ! لازم به ذکر است بگویم «بتمن آغاز می کند» دنباله ی هیچکدام از فیلم های قبلی نیست، بلکه خود فصل جدیدی را در این مجموعه باز می کند. هم اکنون دنباله ی این فیلم ( یعنی «Dark Knight» یا «شوالیه ی تاریکی» ) توسط همین تیم، منهای کتی هولمز در حال فیلمبرداری است و تاریخ اکرانش تابستان ۲۰۰۸ است.

 

هر چند تعداد قلیلی از طرفداران مجموعه، به خاطر حذف شدن تم فانتزی به فیلم اعتراض داشتند اما اکثریت آنها به خاطر بازگرداندن کاراکتر محبوبشان، از کریستوفر نولان ممنونند.

 

کریستوفر نولان به طور کلی وجه فانتزی بتمن را حذف کرد و همین کار باعث شد شاهد یک فیلم عالی باشیم ! هر چند دو بتمن تیم برتون فیلمهای خوبی بودند، اما شاهکار به حساب نمی آمدند. «Batman Begins» اما از این قاعده مستثنا بود و علاوه بر فروش بالای گیشه، توانست نظر منتقدان و سایت های سینمایی را جلب کند. به طوری که هم اکنون در لیست ۲۵۰ فیلم برتر سایت IMDb قرار دارد.»

——

از سینما و:«بروس وین این بار به روایت كریستوفر نولان… با سابقه درخشان “یادگارى” و “بیخوابى”. پیشتر كه خبر شروع كار جدید نولان در این پروژه پخش شد، حیرت وسیعی ذهن علاقمندان این دو كار قبلی او را تسخیر كرد : نولان می خواهد با “بتمن” چه كند؟! بتمنی كه برتون و شوماخر هریك به نحوی ﴿والبته كاملا” متفاوت﴾ پرداخته بودند چندان در قالب كارهای نولان موجه و قابل طرح به نظر نمی رسید! ولی نولان گویا باز هم ﴿همچون كار بازسازى “بیخوابى”﴾ ثابت كرده كه با هر مضمونى می توان درون كاوانه برخورد كرد. روایت نولان از آغاز كار بتمن، به جستجوی سرمنشاء پیدایش این شخصیت افسانه ای می پردازد. حماسهء شوالیه سیاهی كه چون نیروهای اضطراری پلیس و آتش نشانی در شهر گوتام در حمایت از خوبی ظاهر می شود. بروس وین ﴿كریستین بیل﴾ وارث ثروتمندی بزرگ در بیداری از كابوس قتل والدینش، دنیا را در جستجوی مفهوم نبرد با پلیدی و بیعدالتی ها در می نوردد، تا برای نبرد به نفع آنانی كه از وحشت دعا می خوانند آماده شود. مى آید تا وحشت را از ایشان دور سازد. او به گوتام بازمی گردد و شخصیت دیگر و مخفی خود را آشكار می سازد : “بتمن”. یك جنگجوی نقابدار كه قدرت و هوش و مجموعه ای از ابزار و ترفندهای مافوق تكنولوژیك خود را برای نبرد بر علیه شیطان صفتانی كه شهر را تهدید می كنند به كار می گیرد.با چنین مضمون درون كاوانه ای، ببینید چه فضای محیایی برای كار كارگردانی همچون نولان فراهم می شود. مدیران زیرك وارنر كه پیشتر كمیك استریپ قدیمی بتمن را به كمك تیم برتون زبردست برای نسل جدید به تصویر متحرك تبدیل كرده بودند و بعد با شوماخر اكشن های جذابی در متن قراردادند، این بار با نولان عمق شخصیتی و فلسفی به او می بخشند. “بتمن آغاز می كند” مسلما كار سطحی ای نباید باشد.»

—–

روزنامه اعتماد/حسین عیدی زاده: «بتمن مي آغازد (2005) فيلمي که روح تازه يي در کالبد بتمن دميد و خيلي سريع به محبوب ترين بتمن و يکي از بهترين فيلم هاي ابرقهرماني تبديل شد. کريس نولان المان هايي از بتمن هاي تيره و تار دهه 70 و المان هايي گرافيکي از کتاب هاي مصور جف لب، فرانک ميلر و آلن مور مي گيرد و شواليه يي آرام و واقعي خلق مي کند. انتخاب بازيگران بي نقص است. کريستين بيل به بتمن محبوب تماشاگران بدل مي شود، مايکل کين بهترين گزينه براي نقش آلفرد خدمتکار موقر و منطقي بتمن است، ديگر بازيگران همگي کار خودشان را به نحو احسنت انجام مي دهند جز کتي هولمز، که در شواليه تاريکي مگي گلينهال جايش را گرفت. نولان در اين فيلم کار خارق العاده يي انجام مي دهد، او فيلمي بر مبناي کتاب هاي مصور خلق مي کند که تمام تماشاگران را ميخکوب مي کند و کاملاً به کتاب هاي مصور پايبند است، او همچنين طرفداران سينماي جدي را هم راضي نگه مي دارد.»

—-

امير تاجي: «فيلم بتمن مي آغازد پنجمين فيلم بر گرفته از شخصيت بتمن است اين فيلم به پيدايش بتمن مي پردازد و بيان مي كند كه چگونه بروس وين تبديل به بتمن مي شود. فيلم از جايي شروع مي شود كه بروس وين در يك زندان در يكي از كشورهاي آسيايي در بند است و روزگار سختي دارد و به ناگاه شخصي به نام دو كارد ضمينه آزادي او را فراهم مي كند. دوكارد از او مي خواهد به گروهي به نام انجمن سايه ها بپوندد بروس مي پذيرد و تمرينات سختي را شروع مي كند او اين تمرينات را با موفقيت تمام مي كند و به انجمن مي پيوندد . در همين بروس بيان مي كند كه در كودكي پدر مادرش بوسيله دزدي كشته شده اند.

 

بروس حالا تبديل به يك ماشين كشتار شده است اما پس از اينكه از او مي خواه يك فرد بي گناه را بكشد تمرد مي كند و از گروه خارج مي شود بدينگونه دوكارد و انجمن را با خود دشمن مي كند. او به گاتم سيتي شهر خودش بر مي گردد و بر عليه جرم و جنايت كه تمام شهر را فرا گرفته به مبارزه بر مي خيزد اينجاست كه شخصيت بتمن را مي سازد و در لباس او هدف خود را محقق مي كند. فيلم پاسخ دهنده بسياري از سئوالات است كه در فيلمهاي قبل بتمن بي پاسخ مانده بودند. فيلم از يك فيلمنامه خوب بهره مي برد موسيقي فيلم بسيار محكم و خوب است.

 

كار نولان هم مثل هميشه عالي است بازي هاي فيلم هم عالي است بزرگاني مثل مايكل كين مورگان فريمن و ليام نيسن بسيار پخته اند بخصوص ليام نيسن كه عالي كار كرده است اما بهترين بازي هين فيلم از آن كريستين بيل است بيل را قبلا در فيلمهاي امپراتوري خورشيد و رواني آمريكايي ديده بوديم اما حالا ديگر او را به عنوان بتمن مي شناسيم.»

 

نقد و بررسی فیلم به قلم

با نزدیك شدن به پایان فیلم پر سر و صدای «آغاز بتمن»، كریستین بیل هنرپیشه جوان و جذاب انگلیسی كه در نقش بتمن بازی می كند، دختری (كتی هلمز) را از دردسر نجات می دهد و به مخفیگاه خود می برد. وقتی این صحنه از فیلم را می بینیم بعید است به این موضوع فكر نكنیم كه چه خوب می شد اگر بتمن به جای این كه این دختر را به مخفیگاه خود ببرد، سعی می كرد تا از شر این هنرپیشه لوس و پررو خلاص شود، دختری كه با مسخره بازی هایش در پشت صحنه، روند ساخت فیلم را در معرض خطر قرار داده بود. اگر چنین اتفاقی می افتاد شاید جالب ترین عملیات نجات در این فیلم نه به وسیله دلاور شنل پوش بلكه به وسیله كارگردان این فیلم، كریستوفر نولان، انجام می شد.

 

«آغاز بتمن» هفتمین فیلمی است كه از سری داستان های كمیك بتمن ساخته شده است و البته اولین فیلمی است كه بتمن را به قلمرو اسطوره های بزرگ سینما می برد؛ تلاش برای شكل گرفتن در زیر سایه آمریكایی ها به جای زندگی میان جاذبه های پر زرق و برق آنها آغاز بتمن استفاده مؤثری است از اصالت داستان كمیك باب كین (خالق شخصیت بتمن) كه قدرت و جذابیت خود در این فیلم را مدیون دو نفر است: اول كارگردان كه از اطلاعات و امكاناتش به خوبی استفاده می كند و دوم ستاره فیلم كه اهمیت و جدیت كار را درك كرده و تمام سختی ها را تحمل می كند. كریستین بیل بازیگری را تقریباً از دو دهه پیش با فیلم «امپراتوری خورشید» ساخته استیون اسپیلبرگ آغاز كرد و با بازی خوب خود در فیلم «روانی آمریكایی» به شهرت رسید. روانی آمریكایی فیلمی ترسناك و روشنفكرانه بود كه اكنون به نظر می رسد پیش زمینه ای بوده است بر بتمن و شاید بتوان درباره آغاز بتمن گفت كه «روانی آمریكایی برگشته است، اما این بار با لباس تنگ».

 

كریستین بیل به زیبایی شخصیتی انتقام جو خلق كرده به آراستگی یك پلنگ به اندازه ای سریع كه حتی عاشق پرشورش را هم دچار تردید می كند. بتمن او فرسنگ ها دورتر از بتمن كارتونی «آدام وست» است كه در اواسط و اواخر دهه ۱۹۶۰ از تلویزیون آمریكا پخش می شد و ذره ای هم حیرت انگیز نبود. كریستین بیل حتی از نقش مایكل كیتن، كه در «بتمن» ساخته تیم برتن در سال ۱۹۸۹ و دنباله شوخ آن در سه سال بعد در نقش بتمن بازی كرده بود و به نقشش لطمه زده بود، فراتر رفته است. اصالت خانوادگی در داشتن شخصیت اشرافی متكبر كه مكمل لازم برای خود بزرگ بینی وسواس گونه بتمن است، چیزی است كه مایكل كیتن نتوانسته بود در نقشش انتقال دهد ولی كریستین بیل آن را به راحتی به نقش درآورده است. نكته ای كه كریستوفر نولان بهتر از هر كارگردانی قبل از خود فهمیده است این است كه بدون بروس وین، بتمن فقط یك دیوانه ثروتمند با توهماتی از نجابت با لباس های سیاه و یك شنل است. بدون رسم و رسوم و آداب دانی اجدادی این مرد خفاشی عجیب و غریب، ابر قهرمانی بدون حس انسانیت، انتقام جویی بدون وجدان است.

 

نكته جالب دیگر، فیلمنامه خیلی خوب نولان و دیوید س. گویر است؛ در این فیلمنامه كریستوفر نولان داستان بتمن را كم و بیش از ابتدا شروع كرده و مهم ترین ضربه روحی بتمن كه مرگ پدر و مادرش است را یادآوری می كند. نولان به شكلی روایی و خلاصه با احساساتی ملموس، صحنه وحشتناكی را به نمایش در می آورد، شرح دادن لحظه ای كه آقای وین جوان شاهد تیر خوردن و مرگ والدینش در یكی از كوچه های گاتهام سیتی است و به این ترتیب مقدمات سفری بلند و ناآشنا برای بروس وین شكل می گیرد.

 

داستان از بروس وین جوان در میانه این سفر در نقاط دور دستی در آسیا شروع می شود، جایی كه او به گروهی جنایتكار كه خود را «انجمن سایه ها» می نامند و در خفا پیمان بسته اند بر می خورد. انجمن سایه ها به وسیله (كن واتانبه) یك جنگجوی كاراته كار و دستیارش هنری دوكارد (لیام نیسن) رهبری می شود. انجمن از بروس دعوت می كند كه به آنها بپیوندد، پیشنهادی كه بعداً بروس به طرز خشونت آمیزی رد می كند. پس از آن به گاتهام سیتی بر می گردد جایی كه او را با دو شخصیت خواهیم شناخت، یكی ثروتمندترین مرد شهر و دیگری فرشته نجات شهر.

 

در داستان فیلم شخصیت های دیگری نیز درگیر هستند مانند یك لرد جنایتكار پرزور و قدرت (با بازی تام ویلكینسن) و روانكاوی كه به زندگی منزجر كننده ای روی آورده (با بازی سیلیان مورفی) و همچنین آخرین پلیس گاتهام سیتی، جیمز گوردن با بازی گی اولدمن كه در نقش خود تأثر عاطفی متعادلی به وجود می آورد.

 

جالب است كه انتخاب خوب بازیگران، فیلمنامه منسجم و ارزیابی امكانات اولیه با یك فیلم براساس داستانی كمیك چه می تواند بكند. بر خلاف ربرتو رودریگوئز، كه با وفاداریش به كمیك فرانك میلر، شیره داستان «شهر گناه» را كشید، كریستوفر نولان با احترام و احتیاط به شخصیت بتمن نزدیك شده است نه با تقدس. این مسأله به خوبی روشن است كه نولان قبل از ساخت این فیلم، مجموعه های مختلف بتمن را به خوبی بررسی كرده و تأثیر زیادی از شخصیت بتمن بازسازی شده آقای میلر در دهه ۱۹۸۰ گرفته كه در كنار هویت قهرمانی این شخصیت، «جنگجوی تاریكی» بودن آن را رواج داد؛ بتمن نولان نیز همچون بتمن میلر توسط شیاطین شكنجه روحی و جسمی می شود. در دنیایی غیر قابل اعتماد كارگردانی پیدا می شود كه شخصیتی را مطلوب نظر ما می سازد، قهرمانی كه بین عدالت و انتقام، صلح خواهی و قدرت طلبی گرفتار شده است.

 

این تلاش و كشمكش، وقار و سنگینی مورد نیاز داستان را شكل می دهد. اما چیزی كه در این فیلم خیلی لذتبخش است چگونگی متعادل كردن مؤلفه های تاریك و روشن داستان و نیز مرتب كردن و چیدن مؤلفه های ژانری شناخته شده به روش های غیر قابل پیش بینی توسط كریستوفر نولان است. ممكن است، به خاطر فیلم های زیادی كه دیده ایم و كمیك های بسیاری كه خوانده ایم، فكر كنیم كه غار خفاش را، به همان اندازه كه با اتاق دوران كودكیمان آشنا بودیم، می شناسیم ولی دیدن غاری كه بروس وین در میان آن ایستاده و به وسیله ابری از خفاش هایی كه مارپیچ گونه پرواز می كنند، احاطه شده است برای ما تازگی دارد. ماشین بتمن نیز جالب است. این ماشین شبیه [جیپ] هامری است كه به وسیله یك [زره پوش] برادلی صاف و پهن شده باشد و بعد بخواهند با وصل كردن لاستیك های پهن و زدن رنگ سیاه نسبتاً ماتی به آن، آن را برای مسابقات اتومبیلرانی داخل شهر آماده كنند.

 

«آغاز بتمن» به عنوان فیلمی كه قهرمان اصلی آن سوژه بسیاری از فیلم های كودكان بوده، فیلمی طولانی است اما پایان شبه بروكهایمری آن نمی تواند از جذابیت های آن بكاهد. كریستوفر نولان باید كار خودش را بكند: فرد آستر [بازیگر فیلم های موزیكال] زمانی مطمئن می شد فیلمش ساخته شده كه شما توانستید آن را در سینما ببینید. نظریات نولان زمانی اهمیت زیاد دارند كه در حال فیلمبرداری از قهرمانش است. هنوز چیزی كه «آغاز بتمن» را به موازات «دنیای روح» ساخته تری تسویگوف موفق ترین اقتباس از داستان های كمیك می سازد، نقدهای پر سر و صدا، نوشته های كودكانه و… نیست، بلكه در شیوه دعوت نولان از ما برای دیدن بروس وین است؛ كنار هم قرار دادن مؤلفه های هویتی بتمن تا آنجا كه ما را شریك اسرار یك افسانه می كند، همان حسی كه وقتی برای اولین بار یك كتاب كمیك را می خواندیم احساس كردیم.

 

منبع: روزنامه ایران

 

نقد و بررسی فیلم به قلم

کاراکتر بتمن متولد 1939 میلادی است و اولین بار در کتاب های داستانی مصور (Comic Books)به دنیا آمده است. از آن زمان تا کنون بتمن قهرمان داستان ها، فیلم های انیمیشن یا کارتن، مجموعه های تلویزیونی و فیلم های پر شماری بوده و هر سازنده ای او را به رنگ خود و زمانه خود در آورده است. اما خطوط اصلی این کاراکتر در تمام اقتباس هایی که من دیده ام ( 6 بتمن لیست زیر) حفظ شده است:

 

بتمن – تیم برتون – 1989

 

بتمن باز می گردد – تیم برتون – 1992

 

بتمن تا ابد – جوئل شوماخر – 1995

 

بتمن و رابین – جوئل شوماخر – 1997

 

بتمن آغاز می کند – کریستوفر نولان – 2005

 

شوالیه سیاه – کریستوفر نولان – 2008

 

بروس وین فرزند یگانه یک پزشک میلیاردر شهر Gotham است. (در فیلم هایی که من دیده ام Gotham شبیه نیویورک یا شیکاگو است). وقتی بچه است پدر و مادرش را یک دزد خیابانی می کشد. بروس وین زیر نظر مستخدم وفادار خانواده آلفرد بزرگ می شود و تصمیم می گیرد با مجرمین مبارزه کند. آلفرد همراه و مشاور اوست. بتمن هیچ نیروی مافوق طبیعی ندارد و توانایی هایش ناشی از تمرین و فراگیری و استفاده از دانش روز است.

 

داستان بتمن کاراکترهای منفی و مثبت دیگری هم دارد. آنها که در فیلم Batman Begins نقش پر رنگی دارند، به جز آلفرد، عبارتند از راس الغول (کن واتانابه / لیام نیسن) و لوشیوس فاکس (مورگان فریمن)

 

راس الغول یک super villain است که اولین بار در بتمن شماره 232 ظاهر شده. نامش عربی است و به معنی سر غول. او یکی از بزرگترین دشمنان بتمن است اما در عین حال هوش او را تحسین می کند و آرزو دارد بتمن روزی جانشین او شود. از نظر راس الغول عدالت یعنی تعادل. او راه رسیدن به تعادل را حذف بخش بزرگی از جمعیت انسانی می داند. در داستان های بتمن راس الغول معمولا با سلاح های بیولوژیک به شهرها حمله می کند.

 

در فیلم Batman Begins راس الغول به بتمن می گوید که League of Shadows در طول تاریخ هر زمان تمدنی به بالاترین حد انحطاط خود رسیده آن را نابود کرده است: رم را با پرکردن کشتی های تجاری با موش های طاعونی، لندن را با آتش سوزی، و حالا نوبت Gotham است. Gotham را که بزرگترین شهر جهان است می خواهد با ترس ویران کند. عامل ایجاد وحشت در بین ساکنان Gotham سلاح بیولوژیکی است که دکتر کرین/مترسک از گل های آبی به دست آورده است. (اشاره به ارتش سایه که تمدن های منحط را ویران می کند اعلام موضعی آشکار از سوی نویسندگان فیلم نامه است. این فیلم نامه نظریات یونگ را می پسندد. اشاره آشکار تر در جای دیگری از فیلم و صحنه ای است که دکتر کرین به راشل داوس می گوید که مترسک جزء کهن الگوهای یونگی است)

 

کاراکتر لوشیوس فاکس اولین بار در داستان شماره 307 بتمن در کتاب های مصور ظاهر شده و دستیار بتمن است. در فیلم Batman Begins آقای فاکس به تنهایی بخش تحقیق و توسعه شرکت وین را اداره می کند و مردی همه فن حریف است. ماشین بتمن، بال و لباسش همه ساخته دست اوست. اوست که وقتی بتمن را مترسک/دکتر کرین با گاز توهم زا مسموم می کند با تجزیه نمونه خون بتمن در عرض چند ساعت پادزهر را می سازد و بتمن را از دیوانه شدن نجات می دهد. خلاصه یک شعبده باز تمام عیار است. هنوز بتمن نیازی را مطرح نکرده آقای فاکس آن را از گوشه ای بیرون می کشد.

 

جیمز گوردون – پلیس درستکاری که به بتمن کمک می کند هم از شخصیت هایی است که از کتاب های مصور اقتباس شده.

 

راشل داوس اما قطعا ساخته ذهن کریستوفر نولان و برادر فیلمنامه نویسش است. در روزگاری که کاراکتر بتمن خلق می شده زنان را با خصوصیاتی که داوس دارد، انسان دوست، نترس، درستکار، فرزانه و به نوبه خود یک شوالیه سفید – تصویر نمی کرده اند.

 

و اما مراحل سفر قهرمانی جوزف کمپبل:

 

1- جدایی

 

a. دعوت به سفر- اتفاقی در زندگی فرد که نشان می دهد همه چیز تغییر خواهد کرد. در فیلم Batman Begins اساسی ترین تغییر در زندگی بروس وین با مرگ پدر و مادرش رخ می دهد. کودکی بروس در فیلم از خلال کابوس هایی که در بزرگسالی می بیند بر بیننده آشکار می شود. تنها چیزی که ما از زندگی بروس در فاصله مرگ پدر و مادر تا 14 سال بعد که او زندانی است می دانیم این است که او این سالها را با فکر انتقام گرفتن از جو چیل – قاتل پدر و مادرش گذرانده، هنوز از خفاش می ترسد و بابت مرگ پدر و مادرش خود را گناهکار می داند. به نظر من دعوت دیگری که مکمل دعوت اصلی است و بروس را به یک سفر هفت ساله می فرستد مکالمه او با راشل داوس پس از صحنه کشته شدن جو چیل به دست عوامل فالکونی است. راشل به بروس می گوید که عدالت با انتقام جویی فرق دارد و اگر تو نگران عدالت هستی باید بتوانی فراتر از درد خودت شهر در حال پوسیدن را ببینی. می گوید که فالکونی خیابان ها را در جرم و مواد مخدر غرق کرده و با به دام انداختن آدم های مستاصل هر روز جو چیل های جدیدی خلق می کند.

 

b. رد دعوت- تردید قهرمان در آغاز کردن سفر است که دلائل گوناگونی می تواند داشته باشد. کودکی بروس وین وقتی پدر و مادرش کشته می شوند دلیل تاخیر او در آغاز سفر است.

 

c. کمک مافوق طبیعی: حضور Ducard در زندان و دعوت ازبروس وین برای پیوستن به سپاه سایه ها. Ducard به بروس می گوید تو را به مردی معرفی خواهم کرد که می تواند راه را به تو نشان دهد. می گوید تو همین امروز از زندان آزاد خواهی شد، اگر خواستی گل آبی ای را که دامنه های شرقی می روید بچین و آن را به بالای کوه بیاور. آو وقت شاید چیزی را که از ابتدا دنبالش بودی پیدا کنی. بروس می پرسد که من دنبال چی بودم؟ و دوکارد می گوید فقط خودت می توانی بدانی.

 

d. عبور از نخستین آستانه: بروس پس از صحبت با راشل به دیدن فالکونی می رود. با این کار او وارد حیطه ای خطرناک می شود که قوانینش را نمی شناسد. این اولین مرحله جدایی قهرمان از محیطی که می شناسد با حرکت سمبولیک خریدن کت مرد بی خانمان تکمیل می شود. (حواسم هست که کمک مافوق طبیعی که در بالا نوشتم از نظر زمانی پس از عبور از نخستین آستانه اتفاق افتاده است. شاید باید کشته شدن جو چیل به دست عوامل فالکونی – که بروس را از زندانی شدن نجات می دهد و باعث می شود او بتواند سفر هفت ساله اش را آغاز کند را به عنوان کمک مافوق طبیعی ذکر می کردم؟)

 

e. شکم نهنگ: این آخرین مرحله جدایی قهرمان از جهان مانوس و ورود به حیطه ای خطرناک و ناشناس است. با ورود به این مرحله قهرمان اراده خود را برای دگردیسی نشان می دهد. بروس از زندان آزاد می شود، گل آبی را پیدا می کند و راه قله را در پیش می گیرد. در راه از دهکده ای می گذرد و مردی به او می گوید برگرد اما او به راهش ادامه می دهد و با دشواری خود را به اقامت گاه راس الغول می رساند. اقامت گاه راس الغول شکم نهنگ بروس وین است.

 

2- تشرف

 

a. جاده آزمون ها: در طول دوره آموزشی در اقامت گاه راس الغول بروس مورد آزمایش هم قرار می گیرد. مثل صحنه ای که با دوکارد روی سطح یخ زده برکه ای می جنگد، حواسش متوجه ضربه زدن به دوکارد است و زیر پایش را درست ندیده. یخ می شکند و او در آب سرد فرو می رود. در پایان دوره راس الغول از بروس می خواهد مجرمی را گردن بزند تا سرسپردگی اش را به سپاه سایه نشان دهد. بروس این کار را نمی کند. اقامت گاه را آتش می زند و خودش فرار می کند.

 

b. ملاقات با الهه یا ازدواج مقدس: ازدواج مقدس مرحله ای در سفر است که قهرمان عشقی بی قید و شرط مثل عشق مادر به کودک را تجربه می کند. آن را ازدواج مقدس نیز می نامند زیرا اتحاد متضادهاست. ازدواج مقدس کاملا می تواند در درون فرد اتفاق بیفتد یعنی شخص خود را به شکلی غیر دوالیستی ببیند. مرحله بسیار مهمی است و معمولا نشانه اش این است که قهرمان کسی را که بیش از همه دوست دارد می بیند. لزوما نباید این فرد (برای قهرمان مرد) یک زن باشد.دیدار بروس وین با راشل داوس (راشل داوس یک بار در نقش دعوت کننده به سفر بروس را می بیند. ظاهرا برای اولین بار پس از کودکی. بار دیگر وقتی بروس از سفر برگشته و در ظاهر جوان خوشگذران و ولخرجی است که به مشکلات مردم توجهی ندارد. راشل در این فیلم در عین حال دوشیزه قصه است که گرفتار آدم بدها می شود و بروس حداقل دوبار او را نجات می دهد. یک بار از دست آدم کش های فالکونی در مسیر مترو و بار دیگر وقتی دکترکرین/مترسک او را با گاز توهم زا مسموم کرده است. من چیز دیگری پیدا نمی کنم که بتوانم به ازدواج مقدس ربطش بدهم و بخصوص پیش از بازگشت بروس از سفر قهرمانی اتفاق افتاده باشد. رابطه بروس و دوکارد را هم نمی توانم ازدواج مقدس بدانم)

 

c. زن وسوسه گر: از نظر کمپبل نماد بیزاری قهرمان از طبیعت خاکی/پوست و گوشتی خود و فرافکنی آن بر روی زنان (در مورد قهرمان مرد) است. زن در اینجا نماد وسوسه های فیزیکی و مادی است. در این زمینه هم در Batman Begins چیزی ندیدم. بروس وین ظاهرا مشکلی با وجود خاکی خودش ندارد. به راشل علاقه مند است و دختران زیبای دیگری را با خود به مهمانی می برد اما به نظر نمی رسد زنان وسوسه اش می کنند. نکته جالبی که در یکی از سایت ها دیدم این بود که در مقاطعی از عمر این کاراکتر تصور هم جنس گرایی او مطرح بوده است. در یکی از تصاویر کتاب های مصور نقاشی ای از بتمن و رابین دیدم که نشان می داد در یک تخت خوابیده اند هر چند هر دو بلوز و شلوار خواب پوشیده بودند و حالتشان برادرانه بود.

 

d. آشتی با پدر: روبرویی با چیزی است که بیشترین قدرت را در زندگی قهرمان دارد. این نقطه مرکزی سفر قهرمانی است. همه گام های قبلی به این نقطه ختم و همه گام های بعدی از آن آغاز می شود. به نظر من غلبه بروس وین به ترسی که از خفاش ها دارد این مرحله از سفر قهرمانی او را تشکیل می دهد. در اقامت گاه راس الغول دوکارد گل آبی را می سابد و می سوزاند و از بروس می خواهد دود آن را استنشاق کند. این دود خاصیت توهم زا دارد و بروس در توهمش با بزرگترین ترس زندگی اش یعنی حمله خفاش ها روبرو می شود.

 

e. رسیدن به مرحله خدایی Apotheosis : مرحله ای از آرامش و استراحت و ارضا شدن پیش از زمانی است که قهرمان برگشت خود را آغاز می کند. در اقامت گاه راس الغول نشانه ای دال بر این مرحله سفر ندیدم.

 

f. آرامش نهایی: رسیدن به جام مقدس به عنوان هدف نهایی سفر است. جام مقدس بروس وین توانایی هایی است که در اقامتگاه راس الغول به دست آورده است.

 

3- بازگشت: فهرمان باید برگردد و هدیه اش را به جهان بدهد. بروس باید به Gotham برگردد و با استفاده از توانایی هایش جرم و جنایت را ریشه کن کند.

 

a. خودداری از بازگشت: قهرمان مایل نیست به زندگی روزمره و دردسرهایش برگردد. نشانه در فیلم؟ نمی دانم. درست است که بازگشت بروس از اقامتگاه راس الغول ناگهانی و در اضطرار انجام می شود اما این را می توان به خودداری از بازگشت تعبیر کرد؟

 

b. پرواز جادویی: فرار قهرمان با جام مقدس که می تواند ماجراجویانه و خطرناک باشد. بازگشت بروس از اقامتگاه راس الغول این ویژگی را دارد.

 

4- نجات از بیرون (Rescue from Without): همانطور که قهرمان برای آغاز سفر نیاز به راهنما داشت برای برگشت به زندگی روزمره هم نیاز به راهنما دارد. راهنمای بروس وین آلفرد است که به او می گوید باید زندگی روزمره اش را جوری پیش ببرد که از مردی مثل او انتظار می رود. این مرحله را این طور هم تفسیر می کنند که قهرمان برای رسیدن به هدفش به کمک نیاز دارد. مثل کمکی که در فیلم سالار حلقه ها گالم به فرودو می کند. این کمک ناخواسته است اما بدون دخالت گالم فرودو نمی توانست حلقه را به آتش بیندازد. در فیلم بتمن بیگینز آلفرد، فاکس و گوردون به بروس کمک می کنند. وقتی مترسک او را با گاز مسموم می کند آلفرد نجاتش می دهد. بدون این سه نفر بروس کاری از پیش نمی برد.

 

5- گذشتن از آستانه بازگشت وقتی است که قهرمان یاد می گیرد حکمتی را که طی سفر آموخته با جهان قسمت کند. این کاری بسیار دشوار است. بروس وین آن چه را یاد گرفته در خدمت مبارزه با جنایتکاران به کار می گیرد. در صحنه ای از فیلم او یکی از ابزارهایش را به پسر بچه ای که او را دیده می دهد تا دوستان پسر حرفش را در مورد ملاقات با بتمن باور کنند. نمی دانم این را می شود به حساب این مرحله گذاشت یا نه. در جایی از فیلم هم بروس به آلفرد می گوید می خواهم به مردم نشان دهم که شهرشان جای مجرمین و فاسدان نیست.

 

6- ارباب دو جهان: وقتی است که قهرمان به تعادل بین جهان بیرون و جهان درون خودش رسیده باشد. به نظر می رسد بروس وین صرفا وقتی بتمن است راحت است. در نقش بروس او فقط تظاهر می کند.

 

7- رهایی: رها شدن از ترس از مرگ. گاهی از آن به عنوان زندگی در لحظه یاد می شود. زندگی بدون انتظار آینده یا حسرت گذشته. بروس وین شاید حالا از مرگ نمی ترسد و حسرت گذشته را ندارد اما نمی توان گفت در لحظه زندگی می کند.

 

در پایان فیلم بتمن جایگاه خود را به عنوان قهرمان تثبیت کرده هر چند پلیس در حستجوی اوست. راشل به بتمن می گوید که ماسک اصلی تو صورت خودت است. و چهره واقعی ات آن ماسک است که حالا جنایتکاران از آن می ترسند.

 

بوی بهبود از اوضاع جهان به مشام می رسد اما تا رسیدن به هدف نهایی – پاکسازی شهر از بی عدالتی و جنایت – راه درازی در پیش است. صحنه آخر فیلم نشان می دهد که نقش منفی فیلم بعدی جوکر خواهد بود.

 

منبع: یادداشت های ایوا داوران

نقد و بررسی فیلم به قلم

یكی از مهمترین ویژگی‌های كریستوفر نولان در تمامی هفت فیلم بلندی كه تاكنون ساخته، طرح معماست. طرح و گشایش معما در خلال پیرنگ داستانی و عبور از مسیر حل این معماها با شیوه‌هایی هوشمندانه بدون آن كه پاسخی نهایی برای تماشاگر به جا بگذارد یا برای او حكمی قطعی صادر كند، همواره از دغدغه‌های جدی كریستوفر نولان و برادر فیلمنامه‌‌نویسش جاناتان (كه در نگارش متن برخی فیلم‌های او همكاری داشته) بوده است.

 

نولان پیچ‌های اصلی داستان خود را به گونه‌ای طرح می‌كند كه با كنار هم نهادن قطعات آن می‌توان به نتیجه‌ای ظریف، از پیش فكر شده و هنرمندانه رسید. نولان شطرنج‌بازی ماهر است كه با فیلمش ضمن آن كه تماشاگر عادی را با جلوه‌های خیره كننده سرگرمی از جنس هالیوود سرگرم و راضی نگه می‌دارد، در لایه دوم تماشاگر هوشمند و جدی‌تر فیلم را به هزارتویی پیچیده و غامض اما دارای راه‌حل منطقی دعوت می‌كند. نحوه طرح معما و چگونگی ابراز و ارائه آن است كه وجهی متمایز و متفاوت به آثار این فیلم‌ساز انگلیسی تبار می‌بخشد. نولان این مهارت و تسلط بر مدیوم سینما و اصول فیلمنامه‌نویسی را دارد كه در هر فیلم شیوه روایتی متفاوت، از كلیشه‌های تثبیت شده و ابدی روایت گرفته تا نوگرایی‌های فرمی را دست‌مایه كار قرار دهد. اماهمواره در بطن فرم‌های گوناگون، به دنبال راهكارها و امكاناتی می‌گردد تا تماشاگر را به ضیافت حل یك چیستان در قالب داستانی سرگرم‌ كننده دعوت كند. این گونه است كه نولان را به عنوان فیلم‌سازی می‌شناسند كه فیلم‌هایی هالیوودی و با تمامی مولفه‌های تعریف شده و جا افتاده آن به ویژه داستان‌گویی و سرگرم كنندگی می‌سازد، اما در عمق همواره گوشه‌ای از جنبه‌های تاریك و سیاه روح بشری را به عنوان گوهر اصلی قصه گرفته و با تبدیل آن به شبكه‌ای متقاطع و منطقی از چرخه علت و معلولی، معمایی طرح می‌كند كه هویت بشری و اصالت خلقت او را به چالش می‌كشد. هر فیلم نولان را هنگام نخستین با تماشا به دادگاهی در مقابل وجدان شخصی یافته‌ام. از این منظر تفاوتی میان پروژه‌های پرهزینه و فیلم‌های تجربی و مستقل این فیلم‌ساز دیده نمی‌شود.

 

“بت‌من آغاز می‌كند” یك پروژه كلاسیك و دنباله‌ای بر داستانی بارها گفته شده بود كه به نظر نمی‌رسید جای كار فراوانی به نولان برای ارضای بلندپروازی‌ها وتجربه‌‌گرایی‌های او بدهد. اما نولان این بار هم از پا ننشست و كوشید پیش‌فرض‌ها و قراردادهای ذهنی تماشاگر در مقابله با شخصیت‌های شناخته شده قصه بتن‌من را تغییر دهد.شخصیت‌ها به گونه‌ای تصویر شدند كه پیش از این كسی تصور آنها را در قالب پرسوناژهای اصلی حماسه بتن‌من نمی‌كرد. “بت‌من آغاز می‌كند” هر چند در ردیف فیلم‌های خالقش نیست و طرح معما در آن كمرنگ‌تر از همیشه به چشم می‌خورد، اما همچنان ویژگی‌هایی از جهان سینمایی جا افتاده نولان را در خود دارد. “بت‌من آغاز می‌كند” هر چند ادامه منطقی كارنامه سینمایی نولان به نظر نمی‌رسد، اما در هر حال دور از مولفه‌های سینمایی او نیست.

 

منتشر شده در ماهنامه فیلم نگار- شماره ۱۰۰- بهمن ۸۹

 

منبع: فیلم نگار

نقد و بررسی فیلم به قلم

آدم بزرگها هم گاهی مثل بچه‌ها آرزو می كنند كه ای كاش بتمن بود‌، سوپر من بود، زور بود و هزار و یك اسطوره دیگر.

 

فكرش را كه می كنی تازه می‌فهمی كه چقدر آرزو داری برای انجام دادن اگر بتمن بودی. هیچ مرز و مانعی در زمین و آسمان برایت وجود ندارد. بتمن یا همان مرد خفاشی پس از سالها فراموشی امسال دوباره آغاز شد، آن هم با تلاش و كارگردانی كریستوفر نولان.

 

قصه از آنجا شروع می شود كه بروس وین «كریستین بیل» زندانی است و مورد حمله شش نفر یا به قول خودش هفت نفر قرار می‌گیرد اما به خوبی از خجالتشان درمی‌آید تا اینكه نگهبانان برای در امان بودن مهاجمان او را به انفرادی می‌اندازد، در انفرادی مردی به دیدن او می‌آید و او را دعوت می كند تا برای اینكه بتواند علیه فساد و بی‌عدالتی برخیزد، گلی آبی رنگ را از پای كوهی بچیند و به جمع آنها در قله همان كوه بپیوندد. بروس وسط جاده ای كه از دشتی می‌گذرد، تنها رها می‌شود، جاده پیچ در پیچ تا بی‌نهایت می‌رود. او گل آبی رنگ را در پای كوه می‌یابد. و می‌چیند و به سختی از كوه بالا رفته و آنجا همان مرد را كه در انفرادی به ملاقاتش آمده بود،‌ در میان جمعی می‌یابد كه نینجاهای سیاهپوش آموزش می‌دهد. آن مرد بروس را به شدت كتك می‌زند و به او می‌فهماند راهی كه در پیش گرفته تا چه حد خطرناك است. او همانجا خاطراتش را مرور می‌كند، به زمانی می‌رود كه برای آوردن سر نیزه قدیمی همبازی‌اش ریچن در چاهی سقوط كرده و مورد حمله خفاشها قرار می‌گیرد و از آنجاست كه از خفاش به شدت می‌ترسد. كابوس آنها را می بیند و به یادشان كه می‌افتد،‌ كنترلش را از دست می دهد. بروس وین شبی به همراه پدر و مادرش برای دیدن نمایش می رود كه در آنها افرادی در نقش خفاش بازی می كنند. با دیدن این افراد از پدر و مادر می‌خواهد كه سالن نمایش را ترك كنند و درست هنگامی كه آنها از در سالن خارج می شوند، سارقی مسلح راه را بر آنها می بندد و پدر و مادر بروس را به قتل می رساند. بروس تنها فرزند این خانواده میلیاردر است كه باقی می ماند. تمام دارایی های خانوادگی كه به او ارث رسیده است،‌برای او نگهداری می شود تا به سن قانونی برسد و این آغاز راهی است دشوار كه او در آینده انجام می دهد.

 

در لحظه به لحظه زندگی بروس وین حس انتقام فوران می كند تا جایی كه سال بعد قصد می كند قاتل پدر و مادر خود را در دادگاه به قتل برساند كه البته كسان دیگری این عمل را قبل از او به انجام می رسانند.

 

ریچن «كتی هولمز» همان همبازی قدیمی به خاطر این كار سیلی به صورت او می زند و همین رنجش باعث می شود تا بروس سالها از شهر و مردمش دور باشد و شرایطی متفاوت را تجربه نماید. اما در نهایت پس از سالها از شهر و مردمش دور باشد و شرایطی متفاوت را تجربه نماید. اما در نهایت پس از سالها برمی گردد اما نه با تصمیم انتقاد او به قصد ایجاد عدالت و مبارزه با تبهكاری وارد شهر می شود.

 

جایی كه حتی پلیس ها و پزشكانش آنچنان با تبهكارانش گره محكمی خورده اند كه نمی توان به كسی اعتماد كرد.

 

آغاز بتمن فیلمی است كه مخاطبش را نه تنها جذب می كند،‌ بلكه تا حدی او را مقهور صحنه ها و فیلمبرداری و تعقیب و گریزهایش می كند.

 

این فیلم یك خصوصیت دیگر هم دارد. كریستوفر نولان شاید برای نخستین بار یك فلسفه خاص را در این چنین فیلمی تزریق كرده است. اینكه اجرای عدالت با انتقام كاملا متفاوت است و باید سهم هر كدام را جدا ساخت.

 

او یك مقیاس كوچكتر از جهان را فرض كرده و آشفتگی های جهان بی در و پیكر امروز را،‌ و در این شهر شلوغ یك نفر پیدا می شود كه برای برقراری عدالت راههای سخت را پشت سر می گذارد، و اینجاست كه بروس وین به آغوشی پناه می برد كه از بچگی وحشتی عظیم از آن در دل داشت. خفاش. و بروس وین می شود بتمن و خفاشها نیروهای تحت امر او كه در شرایط بد به كمكش می شتابند. پس از تبدیل بروس به بتمن، كارگردان یا همان آقای نولان به عقیده نگارنده شیطنتی كرده كه به راحتی نمی توان آن را در فیلم جست.

 

اما اگر به چهره بروس بعد از اینكه از چهره بتمن خارج می شود كمی توجه كنی، به این مسئله كه بروس بسیار شبیه جرج بوش، رئیس جمهوری آمریكاست خواهی رسید و این در نحوه صحبت و حركات چهره كریستین بیل بازیگر نقش بروس وین دیده می‌شود.

 

در حین دیدن فیلم این احساس زیاد سراغمان می آید كه هالیوودی ها بتمن را باز هم زنده كرده اند تا آمریكایی ها را عامل برقراری نظم جهانی، عدالت و برقراری حقوق بشر معرفی كنند و جالب این است كه گهگاه، آلفرد به بروس گوشزد می‌كند كه از قدرت فوق العاده اش نباید در راههای شخصی استفاده كند.

 

بروس در راه برقراری عدالت و امنیت یارانی نیز در كنار خود دارد. یك دانشمند سیاهپوست كه در كارخانه خانوادگی وین شاغل است و نقش آن را مورگان فریمن بازی می كند و یك پیرمرد به نام آلفرد كه مباشر خانوادگی وین است و این دو نقش بازوان بتمن را برعهده دارند، مورگان فریمن او را با تجهیزات فوق العاده ای كه می سازد مسلح می كند و آلفرد با راهنمایی های خردمندانه ای كه گهگاه به او می دهد.

 

در آخرین ساخته نولان دیالوگهایی رد و بدل می شود كه بعضا عمیق و قابل تامل است،‌ به عنوان مثال جایی گفته می شود «گذشت از عدالت،‌ جنایتكاران را گستاخ تر می‌كند» و یا مردی كه بروس را در كوهستان آموزش می دهد به او می گوید: تمرین در برابر خواستن هیچ نیست.

 

در آغاز بتمن، داستان در شهری فوق تكنولوژیك اتفاق می‌افتد كه بسیار شبیه نیویورك است اما چرا سعی شده كه این شهر نیویورك معرفی نشود شاید به همین دلیل باشد كه این قصد وجود داشته كه داستان و موضوع آن به كل دنیا بسط داده شود. در شهر گاتم ـ‌ محل وقوع داستان ـ فردی به نام فالكونی فساد و تبهكاری را آنچنان رونق داده كه حتی به ماموران قانون هم نمی توان اعتماد كرد.

 

همه آلوده اند، آنجا كه بتمن فالكونی را به چنگ قانون می اندازد،‌ افرادی از بدنه قانون او را دیوانه می كنند و به آسایشگاه می فرستند، تا اطلاعاتی را فاش نكند. در اثر نولان گاهی پرسوناژها دیالوگ هایی را به هم پس می دهند، جملاتی كه مثل همان چاقوی معروف هم می تواند جراحی كند و هم قتل صورت دهد. نولان در اثر خود بسیار به گذشته های انسانها پافشاری می‌كند، آن سرنیزه قدیمی و آن گوشی پزشكی كه بروس پدرش را معاینه می كرده، عواملی هستند برای مفر به گذشته و آنجا كه گوشی پزشكی می سوزد و از آن فقط بخشهای فلزی باقی می ماند را می توان اصلاح خاطرات او و باقی ماندن آنچه كه باید در ذهنش باقی بماند، فهمید.

 

منبع: cinematic

 


37
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
37 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
15 Comment authors
فیلم دوستمحمدجواد هفتانیsalimmمحمد Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
trackback
Member

… [Trackback]

[…] Here you will find 52915 additional Info to that Topic: naghdefarsi.com/title/batman-begins/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Info to that Topic: naghdefarsi.com/title/batman-begins/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Info on that Topic: naghdefarsi.com/title/batman-begins/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More to that Topic: naghdefarsi.com/title/batman-begins/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More Information here to that Topic: naghdefarsi.com/title/batman-begins/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More Info here to that Topic: naghdefarsi.com/title/batman-begins/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Information on that Topic: naghdefarsi.com/title/batman-begins/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More Info here to that Topic: naghdefarsi.com/title/batman-begins/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More to that Topic: naghdefarsi.com/title/batman-begins/ […]

Member
Active Member

احترام فوق العاده نولان به فهم مخاطب و پرداخت منطقی به جزییات و روند داستان که نهایتا منجر به اتفاقات مورد نظر خواهند شد از جمله دستاوردهای مهم فیلم است. جریان بسیار زیبایی از نحوه تبدیل شدن فردی عادی (حتی تا حدی زخم خورده و بیمار با استعداد فسادپذیری ناشی از سرمایه موروثی) به ابرقهرمانی که ساخته «خواستن – WILL» است. از بازی ها و دکور و دیالوگ ها می توان عبور کرد چراکه زیبایی چینش و اجرای آنها برای هر بیننده ای واضح است. برگشت و بازتعریف قصه بتمن در دنیایی که در لابه لای جهان امروزی واقع است،… ادامه »

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More to that Topic: naghdefarsi.com/title/batman-begins/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More to that Topic: naghdefarsi.com/title/batman-begins/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Here you will find 43954 additional Information on that Topic: naghdefarsi.com/title/batman-begins/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Info on that Topic: naghdefarsi.com/title/batman-begins/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More here to that Topic: naghdefarsi.com/title/batman-begins/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More on that Topic: naghdefarsi.com/title/batman-begins/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Info on that Topic: naghdefarsi.com/title/batman-begins/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Information to that Topic: naghdefarsi.com/title/batman-begins/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More on to that Topic: naghdefarsi.com/title/batman-begins/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Here you will find 7159 additional Info to that Topic: naghdefarsi.com/title/batman-begins/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More on that Topic: naghdefarsi.com/title/batman-begins/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More here to that Topic: naghdefarsi.com/title/batman-begins/ […]

محمدجواد هفتانی
Guest
Member
محمدجواد هفتانی

اول ۲
دوم ۱
سوم ۳

فیلم دوست
Guest
Member
فیلم دوست

اول ۲
دوم ۱
سوم ۳

salimm
Member
Member
salimm

هرچی فکر میکنم نمیدونم چرا این فیلمو از دو فیلم بعدی یعنی شوالیه تاریکی و برمیخیزد ببشتر دوست دارم چون این فیلم فقط برای بتمن است.میدونم که بقیه نمیپذیرند اما خوب من اینجوریم دیگه.

Member
Member

یک فیلم فوق العاده جذاب،عالی و مهیج با هنرنمایی لیام نیسون 🙂

محمد
Member
Member
محمد

یه بلاک باستر معمولی که به واسطه ی فن بوی هایه نولان گنده تر از اونی که هست شده.

mohammad
Member
Member
mohammad

ahmad reza ro:نسبت به نسخه های بعدی ضعیف تر بود.بتمن های تیم برتون رو از این بیشتر دوست دارم.

😐

hossein hossein
Member
Member
hossein hossein

بازی لیام نیسون مثل همیشه عالی بود……

وحید23
Guest
Member
وحید23

ebigoli:ضعیفترین سری بتمن نولان همینه.

باهاتون موافق نیستم. موفقیت فیلم های بعدی سه گانه ی بتمن بیشتر مدیون پرداخت دقیق و بی نقص این فیلم هست.

MEHDI gholami
Member
Member
MEHDI gholami

واقعا فروش این فیلم کم بود اخه اولین بتمنی که سال ۱۹۸۹ اومده بود پرفروشترین فیلم سال شده بود اما اگه این فیلم تبلیغات بیشتری داشت فروش فیلم میتونست خیلی بیشتر باشه و رو فروش قسمتهای بعدم تاثیر گذار بود

ahmad reza ro
Guest
Member
ahmad reza ro

نسبت به نسخه های بعدی ضعیف تر بود.بتمن های تیم برتون رو از این بیشتر دوست دارم.

tfftyftyft
Guest
Member
tfftyftyft

بهترین سری بتمن نولان همینه.

farid456
Guest
Member
farid456

ebigoli:ضعیفترین سری بتمن نولان همینه.

Voyager:

ebigoli:ضعیفترین سری بتمن نولان همینه.

از Dark knight rises بهتر بود باز…

دوستان با این نمرات منفی ینی dark night از همه ضعیف تر بود !!!!!

دانش
Guest
Member
دانش

این نسخه هم عالی بود
سکانسی که ریچل به بتمن میگه لا اقل اسمت بگو ممکنه بمیری و بتمن جواب میده مهم نیست که من کی هستم از روی کارهایی که میکنم من رو میشناسن
بعد هم پرواز میکنه و ریچل نگاهی غم انگیز بهش میندازه و زیر لب میگه بروس !
این صحنه خیلی زیباست

Roger
Member
Member
Roger

ebigoli:ضعیفترین سری بتمن نولان همینه.

از Dark knight rises بهتر بود باز…

Abe
Member
Member
Abe

ضعیفترین سری بتمن نولان همینه.