Astronaut («فضانورد)

۲۰۱۹ | درام | ۹۷ دقیقه | درجه نمایشی Not Rated

 

کارگردان :Shelagh McLeod

نویسنده :Shelagh McLeod

بازیگران :Richard DreyfussLyriq BentColm Feore

خلاصه داستان :این فیلم داستان یک پیرمرد را به تصویر می‌کشد که تنها و منزوی است و همینطور زندگی یکنواختی دارد. اما او سعی دارد در یک رقابت و مبارزه‌ی هیجان‌انگیز برنده شود که جایزه‌ی آن یک بلیط طلایی و ویژه برای سفر به فضا می‌باشد و…


 

 

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

 

The Globe and Mail (Toronto) – امتیاز ۷.۵ از ۱۰
به شخصه رویکرد کارگردان در مواجهه با ژانر اثر را دوست داشتم. راحت‌ترین راه برای او این است که شخصیت «فرو» در این اثر را تبدیل به یک شخصیت منفی بکند و از این طریق احتمال همذات‌پنداری نکردن با شخصیت مثبت را کمتر بکند. اما او می‌تواند در برابر این اجبار مقاومت کند.

 

جیم اسلوتک – Original-Cin (امتیاز ۶.۷ از ۱۰)
گاها می‌توان آن کندی و استوار بودن داستان این فیلم را تحمل کرد چرا که بازیگران قوی اثر «درایفوس و گرین» کار خود را به خوبی انجام می‌دهند.

 

استفن دالتون – The Hollywood Reporter (امتیاز ۶ از ۱۰)
علی‌رغم عنوان فیلم یعنی «فضانورد»، این اثر در اکثر لحظات خود خیلی در سطح زمین باقی می‌ماند و فراتر از آن نمی‌رود.

 

 

جرد مبارک – The Film Stage (امتیاز ۵.۸ از ۱۰)
چیزی که در جهت خلاف فیلمنامه‌ی ساده و تا حدی آبکی این فیلم قرار دارد، تعهد «درایفوس» به نقش خودش در این اثر است.

 

راجر مور – Movie Nation (امتیاز ۵ از ۱۰)
ستاره‌ی این فیلم «ریچارد درایفوس» است که همچنان می‌تواند لحظات مخصوص خود برای درخشش را بیابد.

 

تومریس لافلی – Variety (امتیاز ۵ از ۱۰)
در نهایت تنهایی بخشی از جاه‌طلبی‌های «مک لئود» به سرانجام می‌رسند. اما در هر صورت فیلم با بازی قدرتمند «درایفوس» سر پا می‌ماند.

 

گری گلداستین – Los Angeles Times (امتیاز ۴ از ۱۰)
یک درام بد درباره‌ی بالارفتن سن و پایبندی به آرزوها.

آخرین باری که «ریچارد درایفوس» را در حال زل زدن به آسمان دیدیم، او در حال تجربه‌ی «برخورد نزدیک از نوع سوم» (Close Encounter of the Third Kind) بود. حالا و چندین دهه بعد این بازیگر همچنان کارا دوباره به آسمان زل زده است اگرچه این دفعه دلایل کمتر فرازمینی اند. «درایفوس» در این فیلم نقش یک پیرمرد ۷۰ ساله را بازی می‌کند که آرزوی دور و درازش (با کمی تشویق از سوی نوه‌ی پسریش) برای سفر در فضا او را راهی مسابقه‌ای می‌کند که جایزه‌ش سفری به فضا با اولین فضاپیمای تبلیغاتی است.

ایده‌ی کلی اثر بسیار غنی است اما نویسنده و کارگردان این اثر یعنی خانم «شیلا مک‌لئود» که اولین اثر خود را ساخته است، به خاطر محدودیت‌های زمانی مجبور شده است تا بخش‌های زیادی از روایت اثر را کوتاه‌تر کرده و از گوشه و کنار آن بزند تا بخش پایانی روند سریع‌تری به خودش بگیرد. بسیاری از پیچیدگی‌های روایی‌ای که در نیمه‌ی اول فیلم معرفی شده اند (یا حداقل به آن‌ها اشاره شد) در بخش پایانی به کنار می‌روند به این خاطر که بینندگان به آن پایان‌بندی دلخواه خود برسند.

البته که چیزهای بسیار زیادی در بخش پایانی اثر اضافه می‌شوند اما هضم یکی از آن‌ها به صورت خاص – که شامل مشکلات ساختاری شدیدی می شود که بسیار به چشم می‌آیند – چنان سخت است که باعث می‌شود به طور کلی به تمام اثر شک کنیم.

از معدود دلایلی که با فیلم «فضانورد» و پایان قابل پیش‌بینیش همراه می‌شویم می‌توان به حضور «ریچارد درایفوس» اشاره کرد. درست است که هر چیزی که این بازیگر کهنه‌کار در آن حضور داشته است را نمی‌توان نقش «خارق‌العاده‌»ای (یا حتی قابل تماشا؛ فیلم‌ «ماه بر روی پارادور» (Moon Over Parador) را به یاد دارید؟) اما او واقعا برای بازی در نقش «انگس» تلاش کرده است و درست مثل ما ارتباط خوبی با «روی نیری» در نقشش گرفته است.

برای دهه‌ها «انگس» همیشه با این رویا روبه‌رو بوده است که از بالا به کره‌ی زمین نگاه بکند اما هیچ‌وقت واقعا باورش نشده است که همچین چیزی واقعا می‌تواند اتفاق بیفتد. زندگی فضانوردی او به نوه‌ش نیز منتقل شده است. «بارنی» (ریچارد لارنس) نوه‌ی او است که مشتاقانه به تلسکوپی که «انگس» به فضا تنظیم کرده است نگاه می‌کند. وقتی که شانس به او این فرصت را می‌دهد که یک وسیله‌ی انقلابی که توسط یک فرد بزرگ ساخته و هدایت می‌شود (کولم فرو) را بدون چک کردن هیچ‌گونه ایمنی خاصی به فضا ببرد، او نمی‌تواند اجازه بدهد که این فرصت هم از دستش برود. حتی اگر مجبور شود برای به دست آوردن این فرصت درباره‌ی سن و میزان سلامتی‌ش دروغ بگوید.

فیلم «فضانورد» برای عمیق‌تر کردن زندگی «انگس»، خانواده‌ی او را به ما معرفی می‌کند؛ دخترش «مالی» (کریستا بریجز)، دامادش «جیم»(لیریک بنت) و بارنی. فیلم همچنین موقعیت و شرایط زندگی او را نیز برای ما تصویر می‌کند. او که زمانی یک مهندس صنایع بوده است، به دلیل مشکلات سلامتیش مجبور شده تا زندگی در مرکز نگه‌داری از سالمندان را قبول کند. داستان‌هایی که بر او در این خانه‌ی جدید می‌گذرد در فیلم با کمی ملودرام و مقادیری طنز روایت می‌شوند.

شاید داستان فیلم «فضانورد» با داشتن ساختار مینی‌سریال گونه و چند قسمتی می‌توانست کشش لازم را داشته باشد. نیمه‌ی اولی اثر امیدوارکننده است اما پایان‌بندی عجولانه و تغییرات گیج‌کننده در انگیزه‌های شخصیت‌ها همه رشته‌ها را پنبه می‌کند. «انگس» به صورت بسیار باورپذیری مسابقه را نمی‌برد. او در مصاحبه‌ی تلوزیونی زنده خشکش می‌زند و موفق نمی‌شود. اگرچه این قسمت از اثر همچون یک داروی تلخ است اما باورپذیری آن بسیار بالا است. اما چیزی که پس از آن اتفاق می‌افتد است که کار را خراب می‌کند.

شاید اگر «فضانورد» تمرکز بیشتری بر روی نکاتی مثل «اولین بودن» و پیروی از نکات ایمنی می‌گذاشت می‌توانست روایت چالشی‌تری را به تصویر بکشد اما مدت زمان ۹۰ دقیقه‌ای اثر اجازه‌ی چنین کارهایی را نمی‌دهد. فیلم قرار است خیلی سریع هضم بشود و نتیجه‌ی آن هم بسیار بی‌مزه شده است.

کارگردان اثر بهترین و نهایت تلاش خود را با بودجه‌ای محدود کرده است اما فیلم در اکثر لحظات حس چیزی را به شما می‌دهد که گویی برای تلوزیون ساخته شده است. «درایفوس» نه تنها مشکل ستاره‌داشتن اثر را حل می‌کند بلکه انرژی زیادی نیز به آن تزریق می‌کند. در زمانی که حس نوستالژی برای اتفاقی روی داده در ۵۰ سال پیش (اشاره به فرود اولین انسان بر روی ماه که ۵۰ سال پیش بود) باعث می‌شود گاها به فضا نگاه کنیم، چیزی در ذات فیلم «فضانورد» درباره‌ی رویاهای نامیرا وجود دارد که حس خوبی به ما می‌دهد.

مترجم :امید بصیری


دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of