Armstrong (آرمسترانگ)


خلاصه داستان:

این فیلم مستند به داستان زندگی نیل آرمسترانگ می‌پردازد. او نخستین انسانی است که طی ماموریت آپولو یازده بر کره ماه گام نهاد. پس از پایان جنگ آرمسترانگ به نیروی هوایی راه یافت و بیش از نهصد پرواز انجام داد. نیل آرمسترانگ در سن هشتاد و دو سالگی بر اثر عوارض


تصاویر فیلم:

خلاصه نظر منتقدان:
The Wrap – امتیاز ۷ از ۱۰

مفهوم بسیار ریزی در پس زمینه‌ی فیلم «آرمسترانگ» وجود دارد درباره‌ی افرادی که ما در زمان شکاف‌های بزرگ جامعه به عنوان قهرمان خود انتخاب می‌کنیم اما کارگردان بسیار موفق بوده است در تصویر کردن مردی که امروز هم همچنان زنده است و در خاطره‌ها باقی مانده است.

مت زولر سیتز – RogerEbert.com (امتیاز ۶.۳ از ۱۰)
فیلم در کلیت خودش هوشمندانه و منطقی عمل کرده است و تصویری که تا کنون از «آرمسترانگ» ندیدیم را به ما نشان می‌دهد. اما در هر صورت نمی‌تواند از سطحی که از چنین اثری انتظار می‌رود بالاتر برود.

فیل د سمیلن – Time Out (امتیاز ۶ از ۱۰)
تماشای فیلم لذت‌بخش است اما قدم بزرگی در دنیای مستندسازی محسوب نمی‌شود.

جان دیفور – The Hollywood Reporter (امتیاز ۶ از ۱۰)
در حالی که این مستند مورد اقبال بسیاری از دوست‌داران آثار فضایی قرار خواهد گرفت اما همچنان تاثیرگذاری و درآمد اثر در گیشه بسیار زیر سایه‌ی فیلم «آپولو ۱۱» قرار خواهد گرفت، اثری که برعکس «آرمسترانگ» واقعا باید در سالن سینما دیده بشود.

یان فریر – Empire (امتیاز ۶ از ۱۰)
۵۰مین سالگرد فرود بر روی ماه فیلم‌ها و آثار زیادی را با خود به ارمغان آورده است و «آرمسترانگ» چیز خاصی برای ارائه ندارد تا در بین این آثار شاخص باشد.

کت کلارک – The Guardian (امتیاز ۴ از ۱۰)
تماشای مستند «نیل آرمسترانگ» پس از دو فیلمی که اخیرا با همین موضوع اکران شده اند بی‌مورد به نظر می‌رسد.


نقد و بررسی فیلم به قلم Kenneth Turan (کنت توران)

نشریه Los Angeles Times

نمره 7 از 10

فیلم «آرمسترانگ» (Armstrong) داستان فرود بشر بر روی فضا را بررسی می‌کند

حال که تنها چند روز تا ۵۰مین سالگرد اولین قدم‌های انسان بر روی ماه باقی مانده است، فیلم‌هایی که در مورد این موضوع ساخته می‌شوند در چند وقت اخیر بیشتر شده اند. اما اگر فکر می‌کنید که به حد کافی از این‌گونه ساخته‌ها دیده‌اید، فیلم «آرمسترانگ» اینجاست تا نظر شما را تغییر بدهد و ثابت کند که ارزش وقتی که برای آن می‌گذارید را دارد.

البته هیچ‌کدام از این صحبت‌ها به این معنی نیست که فیلم‌های قبلی با این موضوع ارزش خاصی دارند. چه درباره‌ی فیلم سال گذشته‌ی «رایان گاسلینگ» یعنی «اولین انسان» (First Man) صحبت بکنیم یا حتی فیلمی که اخیرا هم اکران شده است یعنی مستند شگفت‌انگیز «آپولو ۱۱» (Apollo 11). بلکه به این معنا است که این مستند به کارگردانی «دیوید فرهد» قادر به انجام کاری است که آن دیگر آثار نمی‌توانند. این مستند به بینندگان این امکان را می‌دهد که درک کنند شخص «نیل آرمسترانگ» چگونه بوده است، اینکه این فرد معمولا غیرقابل شناختنی را بشناسند.

برای انجام این کار، فیلم‌سازان به سراغ همکاری افرادی که بسیار به او نزدیک بودند رفتند یعنی خواهر او «جون»، فرزندانش «مارک و ریک» و همسر اولش یعنی «جنت» که سال گذشته در ۸۴ سالگی مرد.

نه که حالا خود شخص «آرمسترانگ» چندان فرد حرافی بخواهد باشد. «او قطعا جزو انسان‌های پرحرفی نبود که یک فرد می‌توانست در زندگیش ببیند» این حرف‌های پسر او «مارک» است. «جنت» نیز سپس اضافه می‌کند که:« او دوست نداشت که درباره‌ی خیلی چیزها حرف بزند و طبیعتا درباره‌ی خیلی چیزها هم حرف نمی‌زند». بنابراین حتی با وجود اینکه فیلم‌سازان آقای «هریسون فورد» را انتخاب کرده اند تا کلمات جاری شده بر زبان آقای «آرمسترانگ» را تکرار بکند، همچنان فکرها و اعمال افراد دیگر است که بیشترین نکات را درباره‌ی این مرد مشخص می‌کند.

آقای «آرمسترانگ» معمولا در مصاحبه‌ها هم انسانی عادی جلوه می‌کرد و هم انسانی که چندان راحت نیست. به نظر می‌رسید که او شخصیت سخت‌کوش و بی‌آزار خود را از زمان کودکیش در ایالت اوهایو با خود همراه داشته است. در حقیقت شادترین لحظه‌ای که او را در فیلم می‌بینیم زمانی است که به محل تولدش باز می‌گردد تا برای موفقیتش در کره‌ی ماه از وی قدردانی بشود. او در آن مکان می‌گوید که:«شما مردمان من اید و باعث افتخارم است که جزو شما هستم».

آقای «آرمسترانگ» که در کودکی از هدیه گرفتن یک هواپیمای ۲۰ سنتی خوشحال می‌شد همیشه پرواز را در خاطر خود داشت تا حدی که گواهینامه‌ی خلبانی خود را حتی قبل از گواهینامه‌ی رانندگیش گرفت. به جز تجربه‌ی خلبانی او در جنگ کره، یکی دیگر از ویژگی‌هایی که «آرمسترانگ» را از بقیه جدا می‌کرد صبوری و خونسردی استثنایی او بود. نوعی از خونسردی تحت فشار که افسانه‌ای شد.

زمانی که جت او در زمان جنگ صدمه دید و او مجبور شد از آن خارج شود، «آرمسترانگ» از چیزی استفاده کرد که افسران ارشدش «توانایی استثنایی در تصمیم‌گیری» در مانور دادن و دوری از خطر نامیدند. پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه «پوردو»، آرمسترانگ به پایگاه نیروهای هوایی ادواردز در صحرای کالیفورنیا پیوست، جایی که جدیدترین هواپیماها آزمایش می‌شدند و مدرک مهندسی هوافضای او برتری محسوسی به نسبت دیگران برایش به ارمغان می‌آورد.

«فرانک بورمن» یکی از چندین فضانوردانی که در این مستند حضور دارد اشاره می‌کند که:« اگر من یک ساعت را می‌دیدم، دوست داشتم بدانم که چه زمانی را نشان می‌دهد اما «نیل»(آرمسترانگ) می‌خواست بداند که آن ساعت چگونه کار می‌کند».

مرگ دختر جوانش به آرمسترانگ انگیزه‌ای برای تغییر داد و او در سال ۱۹۶۲ به ناسا در برنامه‌ی فضایی شهر هیوستون به عنوان تنها یکی از دو شهروند خلبان پیوست. در سال ۱۹۶۶ و در طی حادثه‌ای که روایت بسیار دراماتیک آن را در «اولین انسان» (First Man) دیده بودیم، آرمسترانگ و «دیوید اسکات» در فضاپیمای Gemini 8 بودند که ناگهان شروع به لرزش کرد و چنان سرعتش بالا بود که بی‌هوشی خلبان و مرگ او یک اتفاق حتمی به ظنر می‌رسد. قدرت تفکر و تصمیم‌گیری بالای «آرمسترانگ» باعث شد تا این اتفاق نیفتد.

آقای «اسکات» که در این مستند با او مصاحبه شده است اشاره می‌کند که هنوز هم درک نمی‌کند «آرمسترانگ» چگونه در آن شرایط جهنمی به سرعت متوجه شد که چه مشکلی پیش آمده است و توانست بدنش را به سمت سوئیچ مورد نظر حرکت بدهد و آن را بزند.

«آرمسترانگ» همیشه به عنوان اولین مردی شناخته می‌شود که بر روی کره‌ی ماه قدم گذاشت اما «کریس کرافت» به عنوان یکی از مقامات عالی‌رتبه‌ی «ناسا» اعلام می‌کند که او نقش کلیدی‌ای در انتخاب آرمسترانگ جلوتر از «باز آلدرین» (که با او مصاحبه نشده) داشته است چرا که یک سری ویژگی‌های شخصی او را به انسان بهتری برای مدیریت دیوانگی پس از فرود تبدیل می‌کند.

در حقیقت، شهرتی که «آرمسترانگ» پس از بازگشتش با آن مواجه شد انتظارات خیلی‌ها را پایین‌تر آورد و یکی از عوامل اصلی در طلاق او بود. آن‌ها سالیان درازی بود که جدا از هم زندگی می‌کردند و «جنت» می‌گوید که:« من در فهرست اولویت‌های او جایگاه خیلی پایینی داشتم.
تاکید مستند «آرمسترانگ» بر این است که شاید این فرد یک ابرانسان نبوده باشد اما صلاحیت‌ها و شایستگی‌های مورد نیاز برای این کار را دقیقا داشته است. نه تنها خود ماموریت آپولو ۱۱ پس از ۵۰ سال همچنان چیزی استثنایی‌ به نظر می‌رسد، شخصیت مرکزی آن نیز همچین حسی به شما خواهد داد.

مترجم :امید بصیری


دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of