Angels Are Made of Light ( فرشته‌ها از جنس نورند)

کارگردان: Fazula (فازولا)
نویسنده:
7.1
82
0.10

خلاصه داستان:

مستندساز آمریکایی جیمز لانگلی بعد از سال‌ها با مستند تازه خود نگاهی به گروهی از دانش‌آموزان و معلمان افغانی دارد که در بحبوحه مشکلات به زندگی ادامه می‌دهند...


تصاویر فیلم:

خلاصه نظر منتقدان:
نیک شگر – ورایتی (نمره ۹ از ۱۰)

«فرشتگان از جنس نورند» به عنوان یک سوگواری برای گذشته شکوفا که دیگر نمی‌توان آن را به دست آورد عمل می‌کند، یک ارائه متغیر که نظراتی را در مورد لذت و موفقیت بیان می‌کند، و یک آینده که به شکل ترسناکی نامشخص است.

 

مایکل فیلیپس – شیکاگو تریبون (نمره ۸.۸ ز ۱۰)
هیچ چیز اینجا کامل نیست؛ موسیقی‌ها، که توسط موزیسین نروژی «جان اریک کادا» نواخته شده‌اند، که سرگردانی صوتی ایجاد می‌کند که آن هیاهوی روی تصویر را آرام می‌کند. ولی در نهایت، شما حس می‌کنید که با یک رنج کامل از ساکنان کابل آشنا شده‌اید آن هم از طریق روتین زندگی‌اشن، لذت‌ها، تفریحات متنوع‌شان (بادبادک بازی، تیر و کمان، زبان جهانی فوتبال) و یک شک و تردید بسیار شدید در مورد آینده.

 

دیوید ارلایش – ایندی وایر (نمره ۸.۳ از ۱۰)
چیزی که لانگلی بعد از «عراق تکه تکه شده» که نامزد اسکار شده بود ساخته راهی برای مذاکره میان همدلی و خودپسندی پیدا می‌کند.

 

دیوید دی ارکی – اسکرین اینترنشنال (نمره ۸ از ۱۰)
برای تماشاگرانی که خودشان را با آن ریتم آرام عمدی‌اش هماهنگ کنند، جایزه یک پرتره زنده از زندگی روزانه در کابل است و یک نگاه غنی به بچگی از نگاه کودکانی که تمام دلایل لازم برای انتظار داشتن بدترین چیزها را دارند.

 

بیلگ ابیری – نیویورک تایمز (نمره ۸ از ۱۰) 
کارگردان زیبایی را همه جا پیدا می‌کند – در ابری از غبار، در ترافیک، در همهمه و سر و صدای میان بازی کودکان. و هر کجا که چنین زیبایی وجود دارد، ما تصور می‌کنیم، امید هیچ وقت کاملا غایب نخواهد بود.

 

دنیل شیندل – فیلم استیج (نمره ۶.۷ از ۱۰)
قسمت‌های مربوط به مدرسه آن قدری به نوبه خود خوب هستند که تلاش برای تبدیل آن‌ها به بیانیه‌های بزرگ‌تر در مورد افغانستان آن‌ داستان‌های کوچک‌تر را ضعیف می‌کند و قدرتشان را می‌گیرد. با این حال، هنوز هم به عنوان یک نگاه تازه به زندگی در کشوری که آمریکایی‌ها خیلی راحت به آن به چشم یک جهنم بدون امید نگاه می‌کنند، باید به این کار خیر مقدم گفت.

 

کریستوفر گری – اسلنت مگزین (نمره ۶.۳ از ۱۰)
این فیلم یک پرتره نزدیک از کشوری است که نهایتا نگران است که چه کسی مناسب هدایت آن در آینده است.

 

کیت اولیچ – هالیوود ریپورتر (نمره ۶ از ۱۰)
در بهترین حالت، که اغلب هم کافی است، فیلم یک جورایی آن فرصت صمیمانه و نزدیک برای دیدن یک فرهنگ که اغلب به خاطر بی‌توجهی غرب به آن زیاد مورد بدگویی واقع می‌شود را فراهم می‌کند. در باقی اوقات، آن نازکی طبع که با آن لانگلی حتی به ناخوشایندترین چیزها هم نگاه می کند این حس را دارد که از زیر یک چیز پردردسرتر، و احتمالا عمیق‌تر شانه خالی کرده است.


نقد و بررسی فیلم به قلم Kate Evlich (کیت اولیچ)

نشریه هالیوود ریپورتر

نمره 6 از 10

بیش از یک دهه است که فیلمساز «جیمز لانگلی» (James Longley) مستند نامزد اسکار خود یعنی «عراق تکه تکه شده» (Iraq in Fragments) محصول سال ۲۰۰۶ را عرضه کرد. برای سال‌های متمادی، او وقت خودش را در کابل، افغانستان، در منطقه «مدرسه دقیقی بلخی» و اطراف آن گذراند.

او آن جا شاهد کلاس‌های مختلف بود و به دنبال برخی از دانش‌آموزان مدرسه و وسایل آن جا می‌رفت، تمامی آن‌هایی که سعی داشتند تا در ظهور خطری چون طالبان و فعالیت نظامی آمریکا در آن جا زندگی خود را تنظیم کنند.

نتیجه‌ آن به صورت فیلم، «فرشته‌ها از جنس نورند» (Angels Are Made of Light، یک پرتره پرزرق و برق به شکلی اشتباه از شهری است که، اگرچه دیگر به شکلی معمول تحت محاصره نیست، ولی هنوز هم نشانه‌های بسیار واضحی از اشغال اخیر و خشونت را با خود به همراه دارد. ساختمان‌ها در حال فروپاشی‌اند، چاله‌های آب متعفن کوچه‌های گل‌آلود را پر کرده‌اند، چنین چیزهایی بسیارند. ولی تصویر اساسی یکی از بالون‌های نظارتی آمریکایی است، چنان در آسمان معلق است که انگار خوک مربوط به نیروگاه بترسی (Battersea Power Station) روی عکس جلد آلبوم «حیوانات» (Animals) از گروه پینک فلوید (Pink Floyd) است، ولی با این تفاوت که هدف آن اصلا شوخی‌بردار نیست. «لانگلی» با این وجود به این چشم بالون مانند در آسمان به چشم یک شی مربوط به زیبایی‌شناختی نگاه می‌کند – یک چیز زیبا که باید از طرفی از آن ترسید، ولی عمدتا تحمل می‌شود و همیشه با چشم حیرت به آن نگاه می‌شود.

شگفت آور است که جسم و عقل آدمی چه چیزهایی را قبول می‌کند، خصوصا وقتی تحت تاثیر نظارت دائمی و تهدید باشد. شما شروع به دیدن شاعرانگی در ویرانی می‌کنید، که شاید در مسیر روشنگری برای به تصویر کشیدن معنای سکانس ابتدایی فیلم که در آن دانه‌های خاک به شکلی رقصان از پرتوی نوری که از سوراخ ایجاد شده در سقف یک مسجد بمباران شده عبور می‌کنند قدم بردارد. در زخم‌ها می‌توان شکوه پیدا کرد، اگرچه سوال اینجا این است که آیا تمام این جلال بصری («لانگلی» خودش تصویربردار و تدوین‌گر اثر است) مخاطب را از درک عمیق‌تر مکانی در ورطه نابودی و مردمانش غافل می‌کند یا نه؟

سوژه اصلی گروهی از پسران هستند – برادران «سهراب»، «رستم»، و «یلداش» – که اغلب در یک برزخ گرفتار می‌شوند. آیا تحصیلات ادامه‌دار آن‌ها کمک می‌کند تا از این خرابی‌های اطراف بشکفند و بیرون بیایند یا این که نهایتا آن‌ها هم دیگر تجارت‌های آن اطراف را دنبال خواهند کرد؟ یلداش، به طور مشخص، بین آهنگری که برای او یک زندگی عادی را فراهم کرده و کتاب‌هایی که ذهنش را گسترش می‌دهند گیر کرده است.

ما خیلی چیزها در مورد آرزوهای این بچه‌ها می‌فهمیم که به لطف صدای دستچین شده از مصاحبه‌هایی طولانی است که توسط لانگلی ترتیب داده شده بوده است. این اندیشه‌های درونی اغلب در نقش نقطه مقابل تصاویری که پسرها به طور روتین و روزانه وقتی به مدرسه می‌روند شاهد آن هستند عمل می‌کند، و فیلم زود طوری بسط پیدا می‌کند تا سوژه‌های دیگری که مماس با زندگی سهراب، رستم، و یلداش هستند، ولی هنوز هم در یک اجتماع بزرگ‌تر و به هم متصل به طوری که از هم جدا هم نمی‌شوند قرار دارد را نیز شامل شود.

یک پسر دیگر، «نبی‌الله»، در اغذیه فروشی پدرش کار می‌کند، و در یکی از پرکشش‌ترین سکانس‌ها هم شخصیت مرکزی است جایی که او با یک مشتری دعوا می‌کند چرا که معتقد است او احتمالا از عمد پول کمتری برای سفارش خود پرداخت کرده است. معلمان متعددی در مدرسه در مورد تاریخ بغرنجی که باعث شده کابل به این وضعیت کنونی کشیده شود تفکر می‌کنند – اشغال توسط بریتانیا و شوروی، جنگ داخلی، تروریسم. تصاویر آرشیوی از کابل در دوران رونق و شکوفایی‌اش اغلب پشت سر این بازتاب‌ها پخش می‌شود، و بعضی از جهت‌دارترین لحظات مستند وقتی رخ می‌دهد که لانگلی کات ناگهانی از، مثلا، یک تصویر قدیمی از مرکز شهر به یک تصویر جدید از همان منطقه در شرایطی بسیار نابسامان‌تر می‌زند. فیلمساز حتی موفق می‌شود تا در این روند تاریخ را هم ثبت کند، تعدادی از بازخوردها را نسبت به انتخابات جنجالی ریاست جمهوری در سال ۲۰۱۴ که در آن دولت حامد کرزای قدرت را (برای اولین بار به شکلی کاملا دموکراتی) به اشرف غنی واگذار کرد، ضبط کند.

لانگلی بیان کرده که او «فرشتگان از جنس نورند» را ساخته تا به مخاطبان «فرصت دهد تا به افغانستان از زاویه درونی و از چشم یک شهروند نگاه کنند». در بهترین حالت، که اغلب هم کافی است، فیلم یک جورایی آن فرصت صمیمانه و نزدیک برای دیدن یک فرهنگ که اغلب به خاطر بی‌توجهی غرب به آن زیاد مورد بدگویی واقع می‌شود را فراهم می‌کند. در باقی اوقات، آن نازکی طبع که با آن لانگلی حتی به ناخوشایندترین چیزها هم نگاه می کند این حس را دارد که از زیر یک چیز پردردسرتر، و احتمالا عمیق‌تر شانه خالی کرده است.

مترجم :دانیال دهقانی


دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of