(American Hustle) کلاهبرداری آمریکایی


خلاصه داستان:

ايروينگ رازنفلد (بيل) فردي حقه باز است كه با همدستي معشوقه جذابش، سيدني پراسر (آدامز) از طريق كلاهبرداري و فريب ديگران پول در مي آورند.بعد از اينكه اين دو در دام يك مامور اف.بي.آي به نام ريچي دي ماسو (كوپر) مي افتند، مجبور مي شوند براي رسوا كردن افراد مهم


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم علیرضا پورنوری

نمره 6 از 10

دیوید اُراسل، بهتر از قبل؟

 

در بین تمامی فیلم های خوبی که در سال 2013 اکران شدند “کلاه برداری آمریکایی” هم در گیشه و هم از نظر منتقدان یکی از موفق ترین ها بود. اما آیا این فیلم واقعا لایق نمره 90 در متاکریتیک، جایزه بهترین فیلم کمدی/موزیکال گلدن گلوب و اینهمه تقدیر هست؟…

پاسخ این سوال را شاید بشود با مقایسه کار قبلی اُراسل با فیلم جدیدش پیدا کرد. “دفترچه مثبت اندیشی” یکی از بهترین فیلم های 2012 بود و با بازی درخشان بردلی کوپر و جنیفر لارنس توانست محبوبیت بسیاری برای خود دست و پا کند. اما “کلاه برداری آمریکایی” شاید موفق تر از “دفترچه…” بود، اما در کیفیت حقیقتا افت ملموسی را نسبت به ساخته قبلی اُراسل دارد.

اُراسل، چه در “دفترچه…” و چه در “کلاهبرداری…”، بیشتر فیلمنامه نویس بوده است تا کارگردان. شخصیت پردازی ها، دیالوگ ها و هماهنگی لحن همگی در دو فیلم بسیار خوب و کار شده هستند. شخصیت پردازی های خوب باعث میشود که درام در فیلم هایش به نحو احسن به وجود بیاید و خیلی از نکات مثبت در کار های او در فیلمنامه هایش جا دارد. در هر دو فیلم کارگردان توانسته به خوبی از بازیگران بازی بگیرد و بازیگران هم تا توانسته اند در این دو فیلم بازی های باور پذیری ارائه داده اند. اما دو نقش بسیار به هم شباهت دارند:

نقش جنیفر لارنس در هر دو فیلم. لارنس در هر دو نقش زنی دیوانه، احساساتی، بی اعصاب و… را بازی میکند که در این مورد اُراسل به تکرار افتاده است.

علاوه بر این اُراسل در هر دو فیلم کمی از طنز هم استفاده میکند(در “کلاه برداری…” بیشتر). کارگردان در این دو فیلم تمام مدت تمرکز خود را بر هماهنگی لحن گذاشته که تلفیقی است از ملودرام(“دفترچه…” بیشتر ملودرام است تا “کلاهبرداری…”) و کمدی. و حقیقتا در این انسجام موفق عمل میکند.

در مورد کارگردانی هم اُراسل حرف زیادی برای گفتن ندارد. گفتم که او بیشتر فیلمنامه نویس است. تنها جلوه ای که در “کلاهبرداری…” به چشم می آید، رنگ بندی ها و طراحی لباس است. چیز خاصی ندارد.

 

اما ایراد کار در فیلم جدید او کجاست؟

 

“نریشن”. همین. واقعا این ابزار فاجعه است. در واقع طرز استفاده از آن فاجعه آفرین میشود. برای مثال در “یک پرتقال کوکی (استنلی کوبریک)” از نریشن فقط به عنوان ابزاری برای توصیف احساسات شخصیت اول استفاده شده است و نقشی در روایت و پیشبرد داستان ندارد. ولی اگر نریشن را در “کلاهبرداری…” برداریم، چیزی نمیماند جز فیلمی گنگ و بی معنی. این حد وابستگی به عنصری نه چندان مهم، این فیلم را دچار مشکل شدیدی میکند. طوری که تلاش های کارگردان و بازیگران در آفریدن درام بی فایده میشود و بین بیننده و شخصیت ها فاصله بسیاری می افتد. در آخر هم فیلم با همین نریشن به وضوح پیام خود را فریاد میزند. در صورتی که درام “دفترچه…” بسیار عالی کار شده بود و نه نریشنی بود نه چیزی.

 

“کلاهبرداری آمریکایی” فیلمی متوسط است. نه بیشتر. نه در حد گلدن گلوب. واقعا مانده ام که چطور حق “گرگ وال استریت” در گلدن گلوب خورده شد و جایزه به این فیلم رسید؟ با اینکه که اشکال و ضعف دو فیلم مشترک است. ولی باز “گرگ…” مزیت هایی دارد که کوچکترین ردی از آن ها در “کلاه برداری…” دیده نمیشود. چرا این فیلم امتیاز 90 در متاکریتیک گرفته است وقتی ایرادی اینقدر بنیادین دارد؟ خدا میداند…

 

 

امتیاز شما به این نقد: {extravote 2}

 

نقد و بررسی فیلم به قلم

نشریه 7

فیلم کلاهبرداری آمریکایی فیلم عجیبیست.فیلم با وجود مشکلاتی نه چندان کم به مذاق منتقدان خوش آمده و حتی با وجود ایراداتش باز هم دل نشین است.

اول از نکات مثبت شروع کنیم:

اول از هر چیز بازی استادانه بازیگران به چشم می آید.کریسشن بیل در این فیلم(در کنار فیلم مبارز)یکی از بهترین نقش آفرینی های خود را خلق کرده.در کنار او بازی ایمی آدامز و بردلی کوپر نیز خوب و قابل قبول است.جنیفر لارنس هم با وجود اینکه کمتر از دیگر شخصیت های اصلی در فیلم حضور دارد اما باز هم او نقشش را باور پذیر و دلنشین از آب در آورده است.

شخصیت پردازی ها نیز خوب است و مخاطب میتواند حس همذات پنداری خاصی را با شخصیت ها داشته باشد.

طراحی صحنه و لباس هم در حد ایده آل و بسیار خوبی قرار دارد و کاملا انتظاراتو بر آورده میکنه.

گریم شخصیت ها هم در بالاترین سطح کیفی قرار داره و جزو بهترین های امساله.

فیلمنامه هم با وجود ایراداتی که دارد(در ادامه به آن اشاره خواهد شد)باز هم قابل قبول است و برخی از دیالوگ ها و موقعیت های آن میتواند بر لبان مخاطب خنده بنشاند(فقط برخی از مواقع).

اما به نکات منفی فیلم برسیم:

اولین مشکل من با این فیلم سبک آن است!

فیلم به ظاهر کمدی است اما فقط تعداد محدودی از موقعیت ها و دیالوگ ها موجب خندیدن بیننده میشود.فیلم میخواهد با قرار دادن شخصیت هایی مانند مافوق ریچی و آن داستان ماهیگیری مخاطب را به خنده وا دارد که البته نا موفق است.

یکی دیگر از مشکلات فیلم غیر طبیعی بودن برخی از اتفاقات است!با وجود اینکه این صحنه ها باید موجب خنده شوند موجب ملال آور شدن فیلم میشوند.بطور مثال برخی رفتارهای عجیب سیدنی(ایمی آدامز)که مثلا در حال گول زدن ریچی است ولی بعد مشخص نیست که واقعا عاشق او است یا مثلا واقعا از دست ایروینگ ناراحت است یا خیر.

بعضی اوقت بازی بازیگران(به جز کریسشن بیل)نیز مصنوعی جلوه میکند که البته کم به چشم می آید و قابل چشم پوشیست.

یکی دیگر از مشکلات فیلم(البته از نظر بنده)تعداد زیاد بازیگران خوب آن است که این البته مشکل نیست ولی وقتی به کارنامه اُراسل بنگرید متوجه میشوید که او بیش از حد بر بازیگرها اتکا میکند و این کار موجب زرق و برق دار شدن اثر میشود که آن خود نیز مشکلاتی در پی دارد.

در مجموع تا به اینجا که سه فیلم دیگر به جز این فیلم(سه پادشاه-مبارز و دفترچه ای با خطوط نقره ای)از اُراسل دیده ام باید بگویم که این اثر ضعیفترین اثر اوست و امیدوارم اشتباهاتی که در فیلمهایش تا به اینجا داشته است را در کارهای بعدیش بر طرف کند.

البته از نظر بنده این فیلم شایسته ی این همه توجه نبود و مایه ی تعجب است که چگونه این فیلم توانست با وجود رقیب شایسته ای چون گرگ وال استریت برنده ی گلدن گلوب شود.

 

امتیاز شما به این نقد:

{extravote 3}

 

نقد و بررسی فیلم به قلم

“کلاهبرداری آمریکایی” جدیدترین ساخته ی دیوید اراسل کارگردان آمریکایی است که در این چند ساله به شهرت زیادی در هالیوود دست یافته است .!! داستان فیلم از آنجا شروع میشود که دو کلاهبردار حرفه ای از سوژه های خود کلاهبرداری میکنند ولی در ادامه یک مامور FBI به این دو مشکوک شده و ….

ایده ی داستان به نظر میرسد که بسیار ساده است اما متاسفانه پیچیدگی های بسیار زیادی که اراسل و دیگر نویسنده به این ایده داده اند ، داستان را بسیار گنگ کرده است و این پیچیدگی ها موجب سردرگمی تماشاچی هنگام فیلم شده است. طنزها به شدت ناموفق کار شدست و هنگام تماشای فیلم حتی لبخندی هم روی لبان من ننشست و فقط چهره ی مسخره ی بازیگران فیلم خنده دار بود. بازی بازیگران به شدت تصنعی بود مخصوصا بازی کریستین بیل و ایمی آدامز و من هنوز در شگفتم چگونه این دو نفر نامزد اسکار شده اند که خوشبختانه جایزه به هیچکدام از این دو نفر نرسید که اگر این اتفاق می افتاد به ارزش اسکار میبایست شک کرد.روابط میان شخصیت های فیلم بسیار گنگ کار شده است که میتوان به روابط آدامز با بیل و کوپر اشاره کرد و مورد منفی دیگری که میتوان در بیشتر فیلم های اراسل به خصوص سه فیلم آخر او مشاهده کرد این است که بازیگران محور فیلم هستند و این ایراد باعث شده است که توجه لازم از فیلمنامه به بازیگران معطوف شود. اما این فیلم هم مانند باقی فیلم ها نکات مثبتی دارد که نام نبردن از آن ها کم لطفی آگاهانه نسبت به فیلم هست که اولین نکته ی مثبت فیلم مربوط میشه به طراحی لباس و گریم که اگر بهترین نباشد بی شک جزو بهترین های امسال است . مورد دوم برمیگردد به نکات ظریفی که داخل فیلم رعایت شده که میتوان به عربی صحبت کردن رابرت دنیرو به دلیل این که دو سال در ابوظبی بوده اشاره کرد. حالا که صحبت از دنیرو شد میتوان به حضور کوتاه اما موثر او نیز اشاره کرد که به شخصه وقتی او را داخل فیلم دیدم به شدت شوکه و صد البته خوشحال شدم. و اما آخرین نکته ی مثبت فیلم بر میگرده به بازی جنیفر لارنس که جدا از تکراری بودن در بعضی از صحنات به مراتب بازی بهتری نسبت به سایر بازیگران ارائه داده بود و به حق شایسته ی نامزدی در اسکار بود.

و در آخر میتوان گفت که این فیلم ضعیفترین اثر اراسل است که من تا به امروز دیده ام و با ساختن هر فیلم نزول در فیلمسازی او را مشاهده میکنیم شاید بهتر است که او فقط کارگردان باشد تا نویسنده مانند فیلم “مبارز” که نقشی در نویسندگی آن نداشت و از نظر من موفق ترین اثر او به حساب می آید البته چندان کارگردان صاحب سبکی هم نیست ولی بهتر است که اثر او را پشت صحنه ببینیم تا روی صحنه!!

نمره ی من : 7 از 10

پ.ن : دلیل این همه توجهی که اسکار به این کارگردان میکنه رو اگر کسی میدونه به منم بگه چون به نظرم فیلماش چیز خاصی ندارن و به نظرم هر 4 تا نامزد دیگه توی بخش بهترین فیلم کمدی – موزیکال در گلدن گلوب از این فیلم بهتر بودن که جایزه در کمال شگفتی به این فیلم رسید!!

 

امتیاز شما به این نقد:

{extravote 4}

نقد و بررسی فیلم به قلم

کلاه برداری امریکایی داستانی در مورد ایروینگ رازنفلد و سیدنی پراسر دو کلاهبردار هستند که از طعمه ساختن حس طمع مشتریان خود پول در می آورند. به تدریج، آنها جلب توجه می کنند و در دام مأموری به نام ریچی دی ماسو گیر می افتند. اما ریچی نمی خواهد ایروینگ و سیدنی را به زندان بیندازد؛ او قصد دارد از آنها استفاده کند تا به او کمک کنند با به دام انداختن چند شکار بزرگ مانند کارمین پولیتو فرماندار شهر کمدن در ایالت نیوجرسی از پله های ترقی اف. بی. آی بالا رود.

فیلم با جمله بخشی از اتفاقات فیلم واقعی است اغاز می شود بر طبق انچه که در فیلم گفته می شود فیلم برداشت ازادی از عملیاتی واقعی موسوم بهABSCAM که در اواخر دهه 1970 رخ داده است و در نهایت به محکومیت چند سیاست مدار منجر می شود و البته معلوم نیست که فیلم تا چه حد در به نمایش گذاشتن وقایع رخ داده وفادار است .

کلاه برداری امریکایی سومین اثر دیوید او.راسل فیلمی است که نقاط ضعف و قوت خود را دارد نقاط قوتی که نمی شود نادیده شان گرفت از ویژگی های مثبت فیلم که به خوبی به چشم می اید می توان به چهره پردازی، طراحی لباس و طراحی صحنه اشاره کرد که به خوبی در ایجاد حس و حال و فضای دهه 1970 موفق عمل کرده اند و همین طور استفاده از موسیقی که باز در بازافرینی این مقطع از تاریخ به کمک فیلم امده است .نکته دیگر گروه بازیگران فیلم است او.راسل از بازیگران صاحب نام و شناخته شده ای برای بازی در نقش شخصیت های فیلم بهره برده است . می توان گفت که گروه بازیگران، بازی های نسبتا خوب و یکدستی را ارائه داده اند به ویژه کریستین بیل که گریم شخصیتش هم بسیار خوب بر چهره اش نشسته است ولی تا حدی حضور همین بازیگران به نقطه ضعفی برای فیلم تبدیل شده است چرا که اینطور حس می شود که انگار داستان گویی و شخصیت ها تا حدی فدای حضور بازیگران و نمایش انها شده است از ایرادات دیگر فیلم می توان به مدت زمان 138 دقیقه ای ان اشاره نمود که به نظر می رسد زمان فیلم بیشتر از میزان کشش داستان است.

در نهایت می توان گفت که کلاه برداری امریکایی فیلم سرگرم کننده و خوبی است ولی نه تا ان حدی که در یاد بماند و با گذر زمان بر اعتبارش افزوده شود.

 

 

امتیاز شما به این نقد:

{extravote 6}

 

نقد و بررسی فیلم به قلم

كلاهبرداري نا اميدانه!

 

 

كلاهبرداري آمريكايي آخرين فيلم ديويد اوراسل در مورد داستاني تقريبا واقعي(به قول خود فيلم some of this actually happened) از اتفاقي در سال 1987 است. شايد تنها نقطه مشترك اين فيلم با فيلم قبلي اوراسل تم نيمه كمدي آن و بازي بازيگران سابقش در آن بود. من تا به حال تنها فيلمي كه از اوراسل ديده ام دفترچه اميدبخش بوده و با توجه به زيبا بودن آن فيلم و دست آورد هايش در اسكار در زمينه نامزد داشتن در هر 4 بخش بازيگري و همچنين تريلر خيره كننده و شگفت آور كلاهبرداري … ، بسيار به خوش ساخت بودن و زيبايي فيلم باور پيدا كردم و بعد دريافت نمره بالاي 90 از منتقدان من را بسيار به فيلم اميدوار كرد.

فيلم شروعي طوفاني دارد. منظور از طوفاني جر و بحث جالب توجه 3 شخصيت اول فيلم نيست؛ بلكه همان سكانس ابتدايي آماده شدن ايروينگ براي حضور در قرار است. من به قدري از اين سكانس شگفت زده و در عين حال مشعوف شدم كه به شدت منتظر شاهكاري از اوراسل بودم. بازي فوق العاده بيل در اين سكانس و ظريف كاري هايش در اجراي گريمش به صورت خودجوش(!) به قدري مرا تحت تاثير قرار داد كه حد ندارد. چشم هاي نگران و در عين حال دقيق ايروينگ براي پوشاندن كم مويي آن قسمت از سر به قدري طبيعي است كه تصور مي شود بيل واقعا مو هاي خود را از دست داده. البته تدوين و دوربين روان هم از عوامل تاثير گذار اين سكانسند كه همچنان مي توانستند بهتر باشند. پس از اين سكانس هم سكانس بسيار خوب جدل بين سه شريك صورت مي گيرد كه آن هم به لطف بازي بسيار قدرتمند بيل و بازي خوب آدامز و كوپر زيبا در مي آيد. پس از ورود سه شريك به اتاق نيز فيلم خوب پيش مي رود تا زماني كه ايروينگ شروع به تعريف داستان خود مي كند.

اين فيلم از لحاظ روايت مشكل دارد. اين گونه روايت كردن فيلم بيشتر مناسب يك فيلم كمدي (دقيقا مانند دفترچه اميدبخش) است. ولي اين نوع روايت تاثير خود را در يك فيلم جنايي از دست مي دهد. اگر اين فيلم (مانند تريلرش) بيشتر روي لحن كمدي تكيه مي كرد و از جنايي و تاريخي كردن داستان فاصله مي گرفت، به مراتب با فيلم بهتري روبرو مي شديم. همين طور دكوپاژ و دوربين هاي اوراسل بيشتر مناسب كمدي و درام هاي روز و در حال حاضرند و نه كار هاي تاريخي. به اين علت ها و همچنين چندين دليل ديگر اين فيلم معلق است. نمي داند جوك بگويد يا هيجان بدهد. همين سردرگمي مخاطب را هم پس مي زند و به علت ضعف در فيلمنامه براي فهماندن ماجرا باعث گنگ ماندن فيلم مي شود.

البته به هيچ وجه نبايد از نكات مثبت و فوق العاده مثبت اين فيلم گذشت. طراحي صحنه و لباس بي نظير است. لباس هاي ايروينگ به حدي مناسبند كه عملا درباره او با ما حرف مي زنند. لباس هاي بي نظير سيدني هم دقيقا همين گونه اند. چهره پردازي هم كه عملا حرفي براي گفتن نمي گذارد. چه كسي مي تواند بيل را حتي ذره اي به ايروينگ شبيه بداند؟ البته شكم آوردن بيل هم در اين باره بسيار كمك به شكل گيري شخصيت ايروينگ مي كنند. اما در نهايت بزرگترين نقطه قوت فيلم به نظر من بازي خارق العاده و شاهكار كريستين بيل است.بيل به حدي در نقش فرورفته كه گويا ديگر بيلي وجود ندارد و فقط ايرو است. موتيف هاي بي نظير او و بازي اش با گريم و لباس هايش از عالي هم فراتر است. جابجا كردن و در واقع درست كردن محل عينكش (گاهي با شيشه عينك و گاهي با قاب بين دو شيشه)، بيرون انداختن شكم، طرز راه رفتن و همه اين موارد به درستي شخصيت ايرو را شكل مي دهند. براي درك بازي بيل كافيست نگاه هاي نگران او در هنگام برخورد با تالاجيو، مشكل قلبيش و چگونگي استفاده از قرص هايش را به خاطر آوريد. اين بشر در اين فيلم بي نقص است. متاسفانه تا امروز بازي ساير نامزد هاي اسكار را نديده ام ولي بازي بيل واقعا مستحق اسكار بود! بازي امي آدامز با اين كه در ابتدا قدرتمند است ولي رفته رفته كم رنگ مي شود و بي رمق. بردلي كوپر هم كه بازي اش عموما متوسط است ولي گاهي (مانند زماني كه از خانه سيدني به رئيسش براي دريافت سوئيت زنگ مي زند و بعد از اين كه جمله هايش تمام مي شود چيزي مانند نعره سر مي دهد!) خوب مي شود. جنيفر لارنس هم بازي اش با نقشش در فيلم قبلي اوراسل توفير چنداني ندارد و تلاش زيادي هم براي رهايي از آن نمي كند.

در نهايت بايد گفت تنها نكات مثبت فيلم در عكس بالا خلاصه شده(بازي بيل، چهره پردازي و طراحي لباس) و فيلم مي توانست به شدت بهتر از چيزي كه هست باشد.

نمره من:2/5 از 4 (2/75 با ارفاق فقط به خاطر بازي فوق العاده كريستين بيل!)

 

 

امتیاز شما به این نقد:

{extravote 5}


ممکن است شما دوست داشته باشید

6
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
6 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
6 Comment authors
Nima NikoeeAbolfazl AzadOblivionعلیرضا نوریامیرحسین عشق جانی دپ Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
Nima Nikoee
Member
Member
Nima Nikoee

سطح نقدارو 😐

Abolfazl Azad
Member
Member
Abolfazl Azad

در تمام دقایق این فیلم رو فقط تحمل کردم
بعدش اعصابم خرد شد 🙁 🙁 🙁

ali reza
Member
Member
ali reza

فیلم چرتی بود ۸)

امیرحسین عشق جانی دپ
Guest
Member
امیرحسین عشق جانی دپ

نقد تمامی دوستان راجع به این فیلم، بسیار خوب و درست بود و همگی بر مشکلات بزرگ این فیلم تاکید داشتند.واقعا این فیلم رو که متاسفانه خیلی طولانی هم بود نمیشد تحمل کرد و خیلی با اکراه این فیلمو دیدم.به نظر من نمره ی ۵ هم نمره ی با ارفاقیه برای این فیلم ولی سوالی که از دوستان دارم اینه که چطور فیلمی که هیچ کدوم از ما نمیپسندیم این قدر در جشنواره ها و رسانه های مهم خارجی برجسته میشه و به یکی از مهمترین فیلم های سال تبدیل میشه؟واقعا این تناقض رو نمیتونم درک کنم.

امیر صوفی
Member
Member
امیر صوفی

نقد همه دوستان خوب بود . دمتون گرم .