American History X (تاریخ مجهول آمریکا)

کارگردان : Tony Kaye

نویسنده : David McKenna

بازیگران: Edward Norton, Edward Furlong وBeverly D’Angelo

جوایز :

برنده اسکار:

نامزد اسکار:

خلاصه داستان : درک (ادوارد نورتون) که پدرش به دست تبهکار سیاهپوستی کشته شده است، چند سال بعد به یکی از چهره های شاخص نژاد پرستان مبدل می شود و با جوانانی که مانند او افکار فاشیستی دارند، به آزار رنگین پوستان می پردازند. در پس پرده اعمال جنون آمیز و خشونت بی منطق آنان، کامرون (استیسی کیج) قرار دارد که در نقاط مختلف آمریکا چنین جوانانی را گرد هم آورده است. درک پس از کشتن سه جوان سیاهپوست که شبانه قصد انتقامجویی از او را داشتند به زندان می افتد و …

[nextpage title=” نگاهی به فیلم تاریخ آمریکا ایکس”]

۲- نگاهی به فیلم تاریخ آمریکا ایکس

 

این فیلم از سرگردانی جوانان آمریکایی سخن می گوید . جوانانی بعضا ساده لوح و گاها شکست خورده از زندگی خود را درگیر گروههای مختلف می کنند . گروههایی که در راس آنها افرادی سودجو قرار دارند که جز منافع خود به چیز دیگری نمی اندیشند.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/36-American-History-X/2-American-History-X.jpgنورتن، ستاره از راه رسیده بازیگری آمریکا در تاریخ آمریکا ایکس به قدری می درخشد که کی در این نخستین ساخته اش، آن چنان که شایسته اش است، به چشم نیابد. فارغ از بازی اما، این تجربه اول سازندهٔ آگهی های تجاری و ویدئوکلیپ های موسیقی، اثری شسته رفته با حال و هوائی متفاوت با ذات آثار هالیوودی در اواخر دهه ۱۹۹۰ است. کی در تاریخ آمریکا ایکس روی مسئلهٔ هم چنان حساس نژادپرستی و نئونازی ها در لس آنجلس معاصر دست می گذارد و سعی می کند روایتی تأثیرگذار از تربیت نژادپرستانه و بازخوردهای آن در جامعه اطراف داشته باشد. سیر تحول ̎درک وینیارد̎ در فیلم از پذیرفتنی ترین تغییر روحیات شخصیت ها در تمام فیلم های دهه ۱۹۹۰ است. نگاه کنید به نفرت ابتدای داستان حاصل از حمله شوک آور به سیاه پوست ها توسط ̎درک̎ تا هم ذات پنداری نهائی تماشاگر با این شخصیت در پایان داستان و به هنگام قتل ̎دانی̎. این تحول تدریجی البته حاصل بازی نورتن هم هست. او در این نخستین نقش آفرینی هالیوودی جدی اش ـ پس از ترس اصلی (گریگوری هابلیت، ۱۹۹۶) در کنار ریچاردگیر ـ چنان روح تماشاگر را تسخیر می کند که هیچ جای شکی برای هم دلی با او باقی نمی ماند. نورتن در این جا میزان تسلطش بر تغییر قالب را به نمایش می گذارد؛ چیزی که در کارهای بعدی، او را از مقام یک ستاره به جای گاه یکی از معدود بازیگران واقعی دهه می رساند. با یک پایان غافل گیر کننده و هم تراز با افتتاحیه، نقش آفرینی های حساب شده بازیگران نقش های دوم به ویژه گولد، فیلم برداری رنگی و سیاه و سفید ـ کار خود کارگردان ـ و البته موسیقی شنیدنی دادلی. از بهترین فیلم های سال ۱۹۹۸ و شاید همه دهه که ارزش هایش درگذر زمان و پس از اکران اول دیده شد.

دیالوگ برتر :

“سوئینی ( معلم سیاه پوست دو برادر خطاب به درک ): وقتی من همه چیز، همه کس رو متهم میکردم، برای همه ی دردها و عذابها و چیزهای زننده ای که برای من اتفاق افتاد، دیدم برای مردمم اتفاق میفته. عادت داشتم همه رو متهم کنم، مردم سفید رو متهم میکردم، اجتماع رو متهم میکردم، خدا رو متهم میکردم. جوابی نگرفتم چون سوال های غلط میپرسیدم. تو باید سوال های درست بپرسی .

درک: مثل چی ؟

سوئینی: کاری کردی که زندگیت رو بهتر کنه ؟”

منبع: مجله الکترونیکی ویستا

—–

 

[nextpage title=” یادداشتی بر فیلم تاریخ مجهول آمریکا American History X”]

۳- یادداشتی بر فیلم تاریخ مجهول آمریکا American History X

 

تاریخ مجهول آمریکا فیلمی ست درباره تنفر. تنفری که هیچ حد و مرزی ندارد. آنقدر وسیع است که همه چیز زندگی را میبلعد. سفیدها از سیاه ها متنفرند و سیاه ها از سفیدها. سفید و زرد و سیاه همه از هم متنفرند. این تاریخ آمریکاست. این فیلم تا حدود زیادی از مولفه های آشنای سینمای هالیوود فاصله گرفته و به واقعیت لخت و ناب نزدیک شده. واقعیتی که در باره تنفر است. درباره بد بختی و خشونت .

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/36-American-History-X/14-American-History-X.jpgخط ساده فیلم را میشود این گونه روایت کرد: پدر خانواده سفید پوستی در حین انجام وظیفه کشته شده. به دست چند نفر سیاه پوست به قتل رسیده. پسر بزرگ خانواده ( با بازیEdward Norton ) از سیاه پوستان متنفر است. این پسر تبدیل شده به یک نژاد پرست کامل که از کشتن سیاهان لذت میبرد (Norton بعد از کشتن دو جوان سیاه پوست به طرف برادر کوچکترش برمیگردد و لبخندی میزند.این لبخند را هیچوقت نمیشود فراموش کرد). او معتقد است که تمام بدبختی های آمریکا از سیاهان و آسیایی هاست. برادر جوان او به طور کامل تحت تاثیر عقاید و افکار او قرار دارد . او هم نژاد پرست کوچک تری است که تنها رهبرش در زندگی همین برادر بزرگتر است. Norton بعد از کشتن دو جوان سیاه پوست به زندان می افتد. توی زندان میفهمد که این بدبختی را فقط سیاه پوستان درست نکرده اند. همه توی این بدبختی و تنفر شریکند .او بعد از آزادی از زندان دیگر نمیخواهد یک نژاد پرست باشد. پرچمهای صلیب شکسته را جمع میکند و به همه میگوید که میخواهد طوری زندگی کند که مثل قبل نباشد. که میخواهد برای بهتر شدن زندگیش کاری کند. برادر کوچکتر را هم قانع میکند که از نژاد پرستی دست بکشد . درست در همین نقطه و در زمان آرامش فیلم برادر کوچکتر به دست یک نوجوان سیاه پوست ( و در کمال بی گناهی ) کشته میشود.

خط تنفری که در این فیلم نقش میشود را هیچوقت نمیتوان از یاد برد. اینکه این تنفر ادامه دارد و تا موقعی که طرز زندگی آدمها به همین شکل است هیچ چیزی نمیتواند آن را از بین ببرد. این فیلم یک واقعیت تلخ و بی حفاظ را نشان میدهد: این تنفر است که به جای آدمها زندگی میکند.

نکته جالب دیگر در مورد این فیلم این است که Tony Kayeعلاوه بر کارگردانی فیلم سمت مدیر فیلمبرداری را هم بر عهده داشته است. دید عالی و تحسین برانگیز Kaye نسبت به عکاسی را در تمام سکانسهای فیلم میتوان مشاهده کرد. این فیلم پر از صحنه هایی است که هیچ چیزی از یک عکس زیبا و به یاد ماندنی کم ندارند.

نویسنده: پیمان اسماعیلی

منبع: وبلاگ آبی

 

—–

 

[nextpage title=” شرحی بر داستان فیلم تاریخ مجهول آمریکا (American History X)”]

۴- شرحی بر داستان فیلم تاریخ مجهول آمریکا (American History X)

 

نویسنده: مریم آقازاده

“ـ ببینم دنی. تو از کی متنفری؟

ـ از هرکسی که پروتستان سفیدپوست نباشه. “

 

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/36-American-History-X/13-American-History-X.jpgداستان فیلم: روزی که قرار است برادر بزرگتر دنی وین یارد ـ درک ـ از زندان آزاد شود، او مقاله ای در ستایش کتاب مین کامف (Mein Kamph) هیتلر به معلمش ـ موری یهودی ـ تحویل می دهد. به دنبال این کار به دفتر مدیر مدرسه ـ باب سوینی سیاه پوست ـ فرستاده می شود. باب سوینی از او می خواهد برای فردا مقاله ای درباره حوادثی که در زندگی دنی نقش اساسی داشته اند ـ منجمله وقایعی که به زندانی شدن برادرش انجامید ـ بنویسد. او این مقاله را تاریخ مجهول آمریکا می نامد.

هنگامی که دنی مشغول نوشتن مقاله است، ما نیز همراه او حوادث چند سال گذشته را مرور می کنیم:

درک در روزهای اوجش یکی از مطرح ترین اعضای جنبش نژادپرستی منطقه ونیس بیچ است. او با هیبتی تهدید کننده و شوم با سر تراشیده شده و خالکوبی صلیب شکسته روی اندامش، جوانان سفیدپوست منطقه را سازماندهی کرده و خشم آنها را متوجه ساکنان غیر سفیدپوست ناحیه می کند.

درک وین یارد :”واقعا می خوایم همینجا کنار گود واستیم و نگاه کنیم که چطور به کشورمون تجاوز می کنن؟”

او تحت الحمایه کامرون ـ که دورادور شاهد این ماجراست و درک را راهنمایی می کند ـ پیروانش را به انجام اعمالی خشونت بار علیه اقلیت ونیس بیچ وا می دارد.

خشم درک نسبت به سیاه پوستها زمانی شدت گرفت که چندین سال پیش پدر آتش نشان خانواده هنگام خاموش کردن آتش در محله ای فقیرنشین به دست دلال های مواد مخدر (ظاهرا سیاه پوست) به قتل می رسد.

دنی وین یارد: “برای همین درک گروه دی.او.سی رو تشکیل داد. می گفت بچه های سفید نباس از راه رفتن تو محل خودشون بترسن”

حس نژادپرستی درک متوجه تمام افرادی است که ملاقات می کند. هنگامی که در می یابد موری به مادر او علاقه دارد از فرط خشم منفجر می شود؛ موری یک یهودی است. اما در شبی سرنوشت ساز درک دو سیاه پوست را که سعی در دزدیدن اتومبیلش داشتند می کشد و به سه سال زندان محکوم می شود. او در زندان با اشتیاق به انتظار آزادی می نشیند تا پس از آزادی گروهش را به سوی افتخار و پیروزی هدایت کند. اما پس از اینکه مورد آزار و اذیت گروهی از نژاد پرستان قرار می گیرد، سوینی در زندان به ملاقاتش می آید و تحول درک آغاز می شود. در این بین تلاشهای هم سلولی سیاه پوستش که در زندان حمایتش کرده و جان او را نجات می دهد در تکمیل دگرگونی درک موثر است.

سوینی به درک: “ببینم، هیچ کدوم از کارهایی که تا الان کردی زندگیت رو بهتر کرده؟”

سه سال بعد زمانی که درک از زندان آزاد می شود و به خانه باز می گردد، در می یابد خانواده اش تغییر مکان داده و در آپارتمانی کوچک و نیمه ویران زندگی می کنند، مادر بیمار است و دنی هم به نئونازی ها پیوسته است. شهرت خود درک بخاطر کشتن آن دو سیاه پوست چند برابر شده است. اما، درک دیگر نمی خواهد کاری به فعالیتهای نئونازی و کامرون داشته باشد، و تصمیم دارد جلوی برادرش را که جا پای او گذاشته بگیرد. . .

درک وین یارد: “من نترسیدم. . . فقط دیگه تصمیمم رو گرفتم . . . دیگه کاری به این کارها ندارم”

درک به کامرون: “من دارم میرم. . . و دنی رو هم با خودم می برم.”

فیلم نگاهی تکان دهنده و آزار دهنده به ریشه ها و پیامدهای نژادپرستی در آمریکا دارد. همچون واقعیت سختی که در فیلم به تصویر کشیده می شود، پاسخ دادن به سوالاتی که فیلم مطرح می کند چندان آسان نیست. در حقیقت فیلم نژادپرستی را چونان مشکلی همه گیر می داند که سرانجام به عواقبی غیرمترقبه و تراژیک منجر می شود.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/36-American-History-X/12-American-History-X.jpgدیالوگها و تصاویر واقعا هنرمندانه هستند. چیزی که بیشتر تماشاگران فیلم تکان دهنده می یابند نه تصاویر خشونت بار رفتار درک و گروهش با اقلیتها، بلکه دیالوگهایی است که شخصیت ها بیان می کنند و در بالا شاهد چند نمونه از ان بودید. صحنه ای که درک با دوست مادرش موری بر سر مسائل نژادی وارد بحث می شود یکی از تاثیرگذارترین صحنه های فیلم است و در آن شاهد بیان مسائل و گفته هایی هستیم که می توانند هر فردی را به عکس العمل وادارد.

“سال گذشته سه میلیارد دلار رو خرج آدمهایی کردیم که حتی حق ندارن اینجا باشن”

فیلم تونی کی سرگذشت اندیشمندانه و گاهی اوقات موحش و تکان دهنده نژادپرستی است که سرانجام مرتکب قتل می شود، و بار اصلی فیلم بر دوش ادوارد نورتون است. ادوارد نورتون با هنرنمایی درخشانش چنان در قالب یک نژادپرست نئونازی سرشار از خشم، با هیبتی ترسناک و شوم ـ سر تراشیده با اندامی پوشیده ازخالکوبی ـ فرو می رود که ناخودآگاه ترس و انزجار را در تماشاگر ایجاد می کند. او فردی باهوش را به تصویر می کشد که بخاطر خشمی نامتمرکز به تباهی کشیده شده است. اما پس از رهایی از زندان با موهای بلند و چهره ای آرام و لحنی ملایم شخصیتی دوست داشتنی است. تغییر شخصیتی فاحشی که نورتورن با استادی هرچه تمامتر از عهده آن برمی اید. اما به نوعی نقش ادوارد فرلانگ زیرپوستی تر و سخت تر است. او در نقش نوجوانی که نومیدانه در جستجوی حس تعلق داشتن ـ به جایی یا گروهی ـ و به دنبال فردی است که از او پیروی کند کاملا موفق عمل می کند.

“همه مشکلات این کشور به مسائل نژادی مربوط می شود”

نویسنده: مریم آقازاده

منبع: مجله الکترونیکی فصل نو

—-

 

[nextpage title=” تحلیل و بررسی مفهومی فیلم “]

۵- تحلیل و بررسی مفهومی فیلم ” تاریخ مجهول آمریکا”: تاریخ مجهول برتری جوئی

 

نویسنده: علیرضا حسن خانی

 

تاریخ مجهول آمریکا فیلمی است برآمده از متن خشونت، بر ضد خشونت رایج در آمریکا، فیلمی درباره درگیری های فرقه ای، نژادی و مذهبی و حس برتری جوئی مردم این کشور. فیلم سعی می کند نظام اجتماعی آمریکا را به چالش کشیده نگاه و نحوه برخورد بیرونی و درونی این جامعه را با غیر آمریکائی ها نقد کند. آمریکا کشوری است که بسیاری از مردم دنیا به خصوص شرقی ها آرزوی زندگی کردن در آن را دارند، اتوپیائی است که همه سعی در رسیدن و زندگی در آنجا را دارند. در خوابها و رؤیاهایشان کشوری را می بینند آزاد، مترقی و پر از پول و درآمد کلان، اما جائی که در مواجهه نزدیک با آن رو به رو می شوند کشوری است چند ملیتی، بی هویت، بی گذشته ای نه چندان روشن و طولانی و از همه بدتر بی آرمان. اینجاست که سیستم غلط اجتماعی این کشور برآمده از عقده ها و سرخوردگی های اجتماعی مهاجران گریخته از نظام خشک و بی انعطاف اروپای سنتی، مهمترین آرمانش می شود: برتری جوئی.

برتری جوئی در بیرون و در درون. نمود بیرونی این برتری جوئی جنگ افروزی های پی در پی و سعی وافر در تسلط بر دنیا از سوی دولتمردان این کشور است و نمود داخلی آن تلاش برای رسیدن به موقعیت مالی و اجتماعی بهتر و سعی بر تسلط بر محیط اجتماعی پیرامون.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/36-American-History-X/11-American-History-X.jpgتاریخ مجهول آمریکا میل دارد همان طور که از اسمش بر می آید واگوینده این سیستم بیمار و پنهان تاریخی باشد. فیلم با دستاویز قرار دادن درگیری ها نژادی و تلاش گروه های نئو نازی برای اثبات برتری نژادی، دو دنیا را به تصویر می کشد و مدام در این دو دنیا در حال آمد و شد است و با تمهیدی بصری سعی در تبیین وجوه این دنیاها دارد. سکانسهای سیاه و سفید فیلم متعلق به دورانی است که درک دنیا را سیاه و سفید و از دریچه تضاد نژادی و طبقاتی می بیند. او همه چیز را در دوشکل مجزا تصور می کند، جهانی خوب، پاک و عاری از هر نوع بدی. این جهان، جهانی است که متعلق به سفید پوست ها است و سیاهها در آن راهی ندارند و در سمت سیاه تصویر کشوری است که مهاجران و تازه واردهای رنگین پوست به آن وارد می شوند، نظم و آرامش آن را به هم می زنند و با جرم و جنایت آن را آلوده کرده جا را برای حضور سفیدهای پاک وتلاشگر تنگ می کنند. درک مهاجران و تازه واردها را انگل هایی تصور می کند که برای بهره کشی از این جامعه مترقی و زندگی مجانی به آن وارد شده اند و جز جرم و جنایت و کار قاچاق و استفاده از امکاناتی که امثال او و دیگر هموطنانش تولید کرده و برایش مالیات پرداخت کرده اند، هیچ کاری نمی کنند. غافل از اینکه نیاکان سفیدپوست درک که روزگاری به این خاک قدم گذاشتند و آن را به تصرف خویش درآوردند، خود مهاجرانی بودند از طبقه فرودست و مترود جامعه اشرافی و سنتی اروپا که به امید ساختن زندگی و دنیایی بهتر به این خاک قدم گذاشتند.

زندان مکانی است تا درک بتواند در آن بی واسطه با خود درونی اش مواجه شود و در این زندگی اجتماعی اجباری، محیط پیرامونش را بهتر و درست تر بشناسد. او در زندان با این سؤال اساسی و درست مواجه می شود که :«آیا کاری که کردی احساس بهتری به تو داد؟» آیا امروز که دو هموطن سیاه پوست را کشته ای و به خیال خودت دو انگل را از سطح جامعه پاک کرده ای احساس راحتی می کنی؟ به این ترتیب وی به این فکر فرو می رود که «چه باید کرد که احساس بهتری پیدا کنم؟». پاسخ این سؤال در خلال همزیستی مسالمت آمیز با آن جوانک سیاه و خوش و بش های این دو نفر با هم و بازنگری رفتارهای وقیح دوستان سابق و فعلی و نقد گذشته خشونت آمیز و ملامت بارش کشف می شود. پس جواب این چه باید کرد از درون زندان با دوست داشتن همنوع، خوبی کردن به همه و درنهایت رفاقت با یک سیاه به بیرون، خانواده و جامعه تسری پیدا می کند. از اینجا به بعد و پس از آزادی دنیای به تصویر درآمده توسط کارگردان، دنیایی است پر از رنگ و نور و عشق به خانواده. تنها فلاش بک این فیلم که سیاه و سفید نیست، نیز جزو همین فصول است. جایی که او زیر دوش، کودکی و بازی های شاد آن دوران را فارغ از احساسات خشن و خود پرستانه این روزهایش به خاطر می آورد.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/36-American-History-X/10-American-History-X.jpgادوارد نورتون نقشش را درگذار از خشونت به عشق از یک کله پوستی نئو نازی افراطی تا یک خانواده دوست معتدل، خیلی خوب از کار درآورده. او این رسیدن به آرامش و گریز از خشونت لجام گسیخته سابقش را با تغییر در نوع گویش، تن صدا، بلند کردن موهایش و در نهایت متانت خاصش پس از پوشیدن پیراهن و بستن کراوات تا خداحافظی از برادرش و سفارشهای برادرانه به او، باور پذیر و واقعی بازی می کند. نورتون به دور از احساسات زدگی و نشان های گل درشت از استحاله، مسیر سه ساله طی شده مؤثر در تغییر درونی اش و اتفاقات تأثیرگذار بر تغییر نگرشش را بازی می کند. نورتون مسیر رسیدن به ثبات از تحرک زیاد، خشم و برتری جوئی تا وقار و آقا منشی پایانی را سربلند طی می کند.

و در پایان درک به جائی می رسد که پلیس از او برای کنترل رفتارهای افراطی گروه کمک می خواهد. این تغییر رویکرد عضوی از همان گروه و مقبولیت گذشته اش در این گروه، بیننده را متقاعد می کند وجود شخصی از همین میان که واقعیت را درک کرده، می تواند پایان دهنده رفتارهای افراطی و خشونت بار این جمع باشد. با این امید درک، برادر کوچکش دنی را تا مدرسه همراهی می کند تا به نوعی نشان دهنده حمایت و علاقه او به خانواده اش و رجعتش به جامعه باشد. اما تراژدی پایان فیلم این موضوع را به ذهن متبادر می کند که وقایعی از این دست هیچ گاه تمامی نخواهد داشت و رفتارهای افراطیون همیشه شروعی برای یک جنگ تازه خواهد بود. دیروز آمریکا نبرد میان افراطیون سیاه و سپید بود، امروز که با ریاست جمهوری یک سیاه پوست این نبرد به نظر خاتمه یافته، افراطیون مذهبی و ضد مذهب بر هم زننده تعادل نوین هستند و فردا هم شاید یک مشت افراطی گری جدید این نظم را به هم بزند. تاریخ مجهول آمریکا انتقادی است همه جانبه به این باور که فخر آمریکا و هر آمریکایی، سلطه گری و کسب برتری است و این تفکر آمریکایی را که برتری را به هر ترتیبی باید به دست آورد و در این کشور چیرگی به هر قیمتی باید کسب شود، حتی به قیمت خون انسانی بی گناه به محاق می کشد.

نویسنده: علیرضا حسن خانی

منبع: روزنامه اینترنتی نیم نما

 

—-

 

[nextpage title=” نقدی کوتاه بر فیلم “]

۶- نقدی کوتاه بر فیلم “تاریخ مجهول آمریکا” و پرداخت به جزئیات فیلمنامه

 

نویسنده “تاریخ مجهول آمریکا” “دیوید مک کنا” است. این همان نویسنده فیلم “Blow” میباشد. با توجه به هر دو فیلم میتوان گفت که این نویسنده در داستانهایش تلاش دارد به یک نکته مهم بپردازد و آن اینکه راه غلط رفتن در زندگی عاقبتی جز پشیمانی ندارد.

در فیلم “Blow” یک جوان مسیر زندگی خودش را بر اساس قاچاق مواد مخدر انتخاب میکند و در نهایت همه چیز زندگیش را از دست میدهد و در این فیلم یک جوان به دنبال افکاری پوچ و عقب افتاده نژاد پرستانه میرود و سوای ۳ سال از عمرش در زندان، برادرش را نیز دست آخر از دست میدهد. این فلسفه ذهنی “مک کنا” به گمان من در خور ستایش است. اینکه آنچه ما انجام میدهیم در همین جهان گریبانگیر ما میشود به نظر من بهترین نوع تفکر است. و “مک کنا” این طرز فکر را به طوری هنر مندانه در غالب یک داستان جالب به خورد مخاطب میدهد. اما فارغ از هنر نویسنده که در ادامه به ان بیشتر میپردازیم باید به هنر کارگردان نیز اشاره کرد. “تنی کی” در کارنامه اش فیلم مطرح دیگری ندارد اما همین فیلم نیز کافی است تا کارنامه او درخشان باشد. ادیت بسیار عالی تصاویر، استفاده از تصاویر سیاه و سفید به شکلی هنرمندانه، و پرداخت عالی فیلم همگی مبین هنر او میباشد.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/36-American-History-X/1-American-History-X.jpgدر داستان شخصیت ها سر جای خود قرار دارند به طوری که بیننده دچار شک و عدم باور پذیری نسبت به هیچ شخصیتی نمیشود. “درک” و خانواده اش، “سوینی”، زندانی ها، “ست”، همه و همه از واقعیت های جامعه آمریکا و دیگر جوامع که در آنها مشکل قومیتی وجود دارد هستند. ما در فیلم با یک مطلب جالب روبرو میشویم که توسط “سوینی” مطرح میشود. این پلان به نظر من نقطه عطفی در فیلم است. “سوینی” به “درک” میگوید که من مدتها در خلوت خودم زمین و زمان را متهم میکردم که چرا وضع زندگی ما اینچنین است، اما در نهایت به این نتیجه رسیدم که سوال اشتباهی میپرسم. سوال درست این است که آیا تا بحال کاری کرده ام که این شرایط بد را عوض کنم؟

پرداختن به همچین پرسشی و مطرح کردن آن، در جای جای فیلم دیده میشود و از نقاط قوت اصلی فیلم است. ما در فیلم میبینیم که برخی شخصیت ها با رها کردن خود به دست روزگار و رفتن به دنبال افکار پوچ هر لحظه به بدبختی و فلاکت و زوال نزدیک تر میشوند.

به نظر من هر چه قدر از شخصیت پردازی این فیلم تعریف شود کم است. اولا در مورد تمام شخصیت ها تا آنجاییکه زمان فیلم اجازه میدهد مطلب ارائه میشود. دوم اینکه مساله تحول شخصیتی در فیلم عالی اعمال میشود به این معنا که تمام شخصیت ها برای تحول، نیاز به زمان دارند و این زمان، در فیلم به آنها داده میشود.

در مورد بازیگری باید گفت که “ادوارد نورتن” بسیار بد شانس بوده است که نتوانست یک جایزه اسکار بابت بازی خود دریافت کند. شاید به دلیل جوان بودنش این اتفاق افتاده است.

در آخر باید اشاره کنم همیشه ساختن فیلم خوب به این معنا نیست که فیلم فروش خوبی نیز میکند. بعضی مواقع بر عکس است مانند این فیلم. این فیلم را حتما نگاه کنید.

جزئیات فیلمنامه:

“درک وینیارد” نزد دوست دخترش است که برادرش “دنی” به او اطلاع میدهد که دو سیاهپوست در کنار ماشین او پرسه میزنند. “درک” اسلحه خود را برمیدارد به سراغ آنها میرود و دو سیاهپوست را میکشد.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/36-American-History-X/9-American-History-X.jpgزمان فیلم به جلو میرود. “دنی” در مدرسه است. او یک مقاله در مدح “هیتلر” نوشته است. مدیر مدرسه، “دکتر باب سوینی”، او را توبیخ میکند و به او میگوید که تا فردا فرصت دارد یک مقاله در مورد زندگی برادرش “درک”، و تاثیرات آن بر زندگی خودش بنویسد. “درک” همان روز صبح از زندان آزاد شده است.

“دنی” با چند پسر سیاهپوست در مدرسه مدام درگیری دارد. “سوینی” برای کمک به کمیته ای که برای مبارزه با نژاد پرستی در مرکز پلیس شهر فعالیت میکند، میرود. آنها فهمیده اند که منشا فعالیت های نژاد پرستی در منطقه فردی است به نام “کمرون الکساندر”. “درک” در گذشته به شدت تحت تاثیر “کمرون” بوده است. در جلسه فیلمی از “درک” پخش میشود که او را بعد از مرگ پدرش نشان میدهد. “درک” در فیلم میگوید که مسبب مرگ پدرش مهاجر ها و سیاهپوست ها هستند.

“دنی” در راه بازگشت از مدرسه به محله شان فکر میکند و می اندیشد که در گذشته ای نه چندان دور این محله به کل متفاوت بود و در حال حاضر پر از اوباش و خلافکار.

او به “درک” فکر میکند که ۳ سال پیش از این، با تشکیل گروهی سعی در حمایت از سفید پوست های محل در مقابل سیاهها کرده بود. سپس به سرعت به خانه میرود چونکه ۳ سال است که “درک” برادرش را ندیده است.

“دنی” به خانه میرسد. “درک” از اینکه در طول این ۳ سال “دنی” همان راهی را رفته که او قبلا رفته بود، ناراحت است. او از اینکه برادرش آرمهای ارتش “نازی” را روی بدنش خالکوبی کرده دچاره دلهره میشود. و به “دنی” گوشزد میکند که باید تا فردا مقاله مربوط به “سوینی” را تمام کند.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/36-American-History-X/8-American-History-X.jpg“ست” که از دوستان قدیمی “درک” است و جوانی چاق و لا ابالی میباشد به خانه آنها می آید تا بعد از ۳ سال “درک” را ببیند. او در غیاب “درک” با “دنی” رابطه داشته و او را پیش “کمرون” میبرده است. “درک” از اینکه “ست” با “دنی” رابطه دارد ناراحت است. “درک” به “دنی” گوشزد میکند که اوضاع خانه در طول مدتی که او در زندان بوده بدجوری به هم ریخته است و آنها باید همه چیز را سامان دهند.

“درک” و “ست” بیرون میروند و “دنی” شروع میکند به نوشتن مقاله مربوط به “درک” که “سوینی” به گفته است. نام مقاله “دنی”، “تاریخ مجهول امریکا ” نام دارد. از اینجای فیلم هر آنچه در مورد گذشته و “درک” میبینیم در اصل توسط “دنی” روایت میشود.

فیلم در خاطرات “دنی” به گذشته برمیگردد. “درک” با حمایت “کمرون” یک گروه “نازی” در محل تشکیل داده اند. آنها به مغازه ها و فروشگاههایی که مربوط به خارجی ها است، حمله میکنند.

“درک” بعد از مرگ پدرش سعی میکند خانواده را اداره کند. اما به تدریج تحت تاثیر افکار نژادپرستانه قرار میگیرد. یک روز سر میز ناهار به شدت با خواهرش “داوینا” درگیر میشود و همینطور خواستگار مادرش “الیت” را نیز از خانه بیرون میکند. مادر “درک” از این ماجرا به شدت ناراحت میشود و به “درک” میگوید که باید از خانه برود. این صبح همان شبی است که “درک” دو سیاهپوست را میکشد. “دنی” از نزدیک شاهد مرگ هر دو سیاهپوست است و این خاطره بعد از گذشت ۳ سال در ذهن او همچنان زنده باقی مانده است.

فیلم به زمان حال برمیگردد. “کمرون” و دار و دسته اش یک پارتی گرفته اند. “درک” به آنجا میرود و با “دنی” در اتاق “کمرون” برخورد میکند. او از اینکه “دنی” آنجاست خوشحال نیست. “درک” به “کمرون” میگوید که او یک دروغگو و شیاد است و با افکار پست خودش ۳ سال از عمر او را گرفته است. “کمرون” با “درک” درگیر میشود و “درک” او را کتک میزند، و از آنجا فرار میکند. “دنی” به سراغ “درک” میرود و از او توضیح میخواهد.

“درک” شروع به تعریف کردن ماجرای زندان میکند.

از این صحنه فیلم به گذشته بر میگردد. “درک” در زندان است. در زندان تعداد سیاهپوست ها به مراتب بیشتر است و ضمنا برخی از سیاهها میدانند که او یک نژاد پرست است. او در موقعیت خطرناکی قرار گرفته است. بنابر این تصمیم میگیرد که دوستانی پیدا کند. او به سراغ چند زندانی سفید پوست میرود که از وضع ظاهرشان بر می آید که نژاد پرست باشند. همزمان او در رخت شور خانه با سیاهپوستی بنام “لورنس” آشنا میشود.

“درک” متوجه میشود که دوستان سفید پوستش با مکزیکی ها و سیاهها معامله مواد مخدر میکنند. او به آنها دائم خرده میگیرد که اصول اعتقادی نژادپرستی به آنها اجازه چنین کاری را نمیدهد. در همین دوران به تدریج دوستی او با “لورنس” بیشتر میشود.

او از سفید پوست ها فاصله میگیرد چون معتقد است آنها اصول را زیر پا میگذارند.

در حمام زندان به “درک” توسط دوستان قدیمی سفید پوستش تجاوز میشود.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/36-American-History-X/7-American-History-X.jpgاو به شدت از لحاظ روحی به هم میریزد. “سوینی” مدیر مدرسه سابق “درک”، برای صحبت در مورد “دنی” پیش “درک” میرود. او متوجه جریان تجاوز میشود و به “درک” قول میدهد که او را از زندان خلاص کند.

“درک” روزهای آخر خود را در زندان میگذراند. او مدام در اضطراب است که مبادا سیاهها به او حمله کنند. اما آنها هرگز گزندی به او نمیرسانند.

“دنی” بعد از شنیدن خاطرات “درک” به شدت از افکارش پشیمان میشود. دو برادر هر دو به خانه میروند و اقدام به پاک کردن و از بین بردن هر چیزی که آنها را به یاد نازیسم و نژاد پرستی بیندازد میکنند. “دنی” به یاد میاورد که اولین بار پدرشان زمانی که زنده بود با صحبتهایش موجب شده بود انها به افکار نژاد پرستی رو بیاورند. زیرا آنها پدر را واقعا دوست داشتند، افکار او را به سرعت جذب کرده بودند.

“دنی” و “درک” صبح با هم از خانه بیرون میروند. آنها در یک کافی شاپ به “سوینی” برخورد میکنند. او به همراه افسر پلیس به “درک” اطلاع میدهد که شب گذشته “ست” و “کمرون” اقدام به خودکشی کرده اند. آنها از “درک” میخواهند که کمکشان کند تا به اعضای باند “کمرون” بفهمانند طرز فکر آنها غلط است.

“دنی” به مدرسه میرود. او مقاله ای را که قرار بوده برای “سوینی” بنویسد تمام کرده است. او به دستشویی میرود و در آنجا توسط یک دانش آموز سیاهپوست مورد اصابت گلوله قرار میگیرد و کشته میشود.”درک” فورا بر سر جنازه “دنی” حاضر میشود.

پلان پایانی تصاویری از دریا را نشان میدهد که با خواندن بخش پایانی مقاله “دنی” همراه است. “دنی” مینویسد ” ما دشمن نیستیم، بلکه دوست هستیم. زندگی آنقدر کوتاه است که ارزش دشمنی را ندارد”.

منبع: زیر نویس .کام

28
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
28 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
20 Comment authors
ahmadrezamAlish poorfعلی نظریhossein hosseinmehrdad karimi Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
ahmadrezam
Guest
Member
ahmadrezam

armando:انصافا خیلی فیلم زیبایی بود . اما من بیشتر از همه دلم برای خود درک سوخت که با عقایدش کل خانواده رو تحت فشار قرار داد و در آخر فیلم بعد دیدن جسد برادرش تو یه جمله میشد حس گناه و پشیمونی و تنفر از گذشتشو فهمید :

" من چیکار کردم … ! "

عقاید درک یا نظرات تحمیلی پردش ،تاکید و تنبیه خونواده واقعا اثر گذاره

ahmadrezam
Guest
Member
ahmadrezam

[quote name=”armando”]انصافا خیلی فیلم زیبایی بود . اما من بیشتر از همه دلم برای خود درک سوخت که با عقایدش کل خانواده رو تحت فشار قرار داد و در آخر فیلم بعد دیدن جسد برادرش تو یه جمله میشد حس گناه و پشیمونی و تنفر از گذشتشو فهمید :

” من چیکار کردم … ! “[/quote]
عقاید درک یا نظرات تحمیلی پردش ،تاکید و تنبیه خونواده واقعا اثر گذاره

Alish poorf
Guest
Member
Alish poorf

یک شاهکار.

علی نظری
Member
Member
علی نظری

فیلم خیلی خوبی بود و تحت تاثیر قرار میداد
بازی ادوارد نورتون بی نظیر بود هرکاری انجام بدی یه روزی خودت به سرت میاد و تقاص پس میدی
کاش در کشور ما هم آزادی ساخت همچین آثاری داده میشد

۸/۱۰

hossein hossein
Member
Member
hossein hossein

very good

mehrdad karimi
Guest
Member
mehrdad karimi

فیلم زیبایی بود با یه پایان بندی تلخ. ولی باید اینطوری میشد تا فیلم نشون بده وقتی نهال نفرت میکاری دیر یا زود درو میکنیش و زنجیره تعصب و نفرت همچنان ادامه پیدا میکنه.
جنبه مهم دیگه ش هم بازی قوی ادوارد نورتون بود. بهترین بازی ای بود که ازش دیدم تابحال.

ادوارد نورتون
Guest
Member
ادوارد نورتون

بسیار فیلم زیبا و شفافی بود

حسام
Guest
Member
حسام

از معدود فیلمایی بود که واقعا هدف داشت و به هدفش وفادار و در احقاق اون موفق…همینطور یکی از خشن ترین فیلمایی که دیدم..صحنه دهن رو جدول کنار خیابون و باقی قضیه واقعا رعشه اور بود

J W .
Guest
Member
J W .

تو یه نظرسنجی به عنوان خشن ترین فیلم تاریخ انتخاب شد
یه فیلم خیلی قشنگ و آموزنده ، با پایانی تلخ و متفاوت
بعد از فیلم The Kid اولین بار بود که اینقدر تحت تاثیر یه فیلم قرار میگیرم

м o н α м м α d
Guest
Member
м o н α м м α d

من فیلم رو بخاطر محتوا و بازی بازیگرای مورد علاقم نگاه میکنم. بنظر بنده فیلم هرچند سرشار از جلوه های ویژه و تکنیک های سینمایی مدرن باشه اما محتوا نداشته باشه یک قِران و دو عباسی هم نمی ارزه. سینما یعنی معنا ،یعنی پیام اخلاقی و در نهایت تحول فکری. "تاریخ مجهول آمریکا " فیلمیه که بشینی ساعتها ازش تعریف کنی. فیلمی که معنا و محتوا رو برای سینما تعریف میکنه.این فیلم بعد از "رهایی از شائوشنگ" بهترین فیلم دنیاست.چون این فیلمها از لحاظ معنایی داری ارزش سینمایی هستن و به دور از پوچی و زرق و برق هستن. نکته… ادامه »

میلاد اسکندری
Member
Member
میلاد اسکندری

$ Al Pacino $:فیلم خوبیه ولی شاهکار نیست … یعنی رتبه ۳۱ تو imdb رو اصلا نمیشه براش توجیه کرد ، خیلی شاهکار های بهتر از این فیلم هست که رتبه خوبی ندارن … در کل فیلم خوبیه ولی شاهکار محصوب نمیشه بنظرم

دقیقا

armando
Guest
Member
armando

انصافا خیلی فیلم زیبایی بود . اما من بیشتر از همه دلم برای خود درک سوخت که با عقایدش کل خانواده رو تحت فشار قرار داد و در آخر فیلم بعد دیدن جسد برادرش تو یه جمله میشد حس گناه و پشیمونی و تنفر از گذشتشو فهمید :

" من چیکار کردم … ! "

knight
Guest
Member
knight

جواد ۱۹۹۱:آقا یه سوال . تو زندان چیزی که باعث عصبانیت درک (نورتون ) از سفید پوستا شد چی بود؟ اون چیزهایی که سفید پوستها به مکزیکیها میدادن. پول بود واسه اینکه کاری بهشون نداشته باشن؟ و به نظرم تغییر کردن نورتون فقط به خاطر نشون دادن دتا صحنه گفتگوش با همکار سیاه پوستش به نظرم واسه تغییر دادن درک خیلی کم بود. هر چند که بازی نورتون عالی بود و هیچ حرفی نداشت اما دلیل تغییرش به نظرم زیاد راضی کننده نبود علتش این بود که دید این نئو نازی های تو زندان، اسما نئو نازی هستن و به… ادامه »

علی خدری
Guest
Member
علی خدری

فیلم خوبیه ولی شاهکار نیست … یعنی رتبه ۳۱ تو imdb رو اصلا نمیشه براش توجیه کرد ، خیلی شاهکار های بهتر از این فیلم هست که رتبه خوبی ندارن … در کل فیلم خوبیه ولی شاهکار محصوب نمیشه بنظرم

Amir
Member
Member
Amir

فیلم خیلی خوبی بود بازی ها؛کارگردانی؛تصویر برداری؛فیلنامه؛ موسیقی و… این فیلم میتونست بیشتر ازین مطرح بشه. راجب اینکه یکی از دوستانمون گفتند: در مقاله شماره ی فلان با کینه و بدون اظهار نظر سینمایی صحبت میشه موافق نیستم…در اصل ما دو نوع نقد داریم: نقد ساختاری که نقد تکنیکی و سینمایی ـه و نقد تحلیلی(نقدی که درباره ی حرفه ای ک فیلم میزنه) و البته هردوی این نقدها در عین مجزا بودن مرتبط هم هستن. بنظرم بهتره یاد بگیریم اگه از چیزی خوشمون نیومد اونو بد یا اشتباه ندونیم.(این هم یه شعاره هم یه راه حل) شخصا از همه این… ادامه »

شاندرمن
Guest
Member
شاندرمن

وداستان ادامه دارد تا همین امروز وتا نزدیکیهای ما…به اطراف نگاه کنیم نشانه های بارز نژادپرستی می بینیم…

جواد 1991
Guest
Member
جواد 1991

آقا یه سوال . تو زندان چیزی که باعث عصبانیت درک (نورتون ) از سفید پوستا شد چی بود؟ اون چیزهایی که سفید پوستها به مکزیکیها میدادن. پول بود واسه اینکه کاری بهشون نداشته باشن؟
و به نظرم تغییر کردن نورتون فقط به خاطر نشون دادن دتا صحنه گفتگوش با همکار سیاه پوستش به نظرم واسه تغییر دادن درک خیلی کم بود. هر چند که بازی نورتون عالی بود و هیچ حرفی نداشت اما دلیل تغییرش به نظرم زیاد راضی کننده نبود

ardy
Guest
Member
ardy

سلام دوستان بعد دیدن فیلم یه دل سیر گریه کردم،به خاطر دنی، چون واقعا تحت تاثیراین شخصیت قرارگرفتم.ای کاش زمانی فرابرسد که سینمای ما جرئت واجازه ی به چالش کشیدن ضدارزش های موجود درجامعه راپیداکند.

2014eldorado
Guest
Member
2014eldorado

دوستان هرکس فکر میکنه که این تصاویر حتی گوشه ای از نژادپرستی آمریکاییه، بهتره یک نگاهی به کتاب تاریخ مردم آمریکا از هوارد زین بندازه
فقط ببینید یک استاد تاریخ آمریکا در مورد کشورش چی میگه

رضا 8
Guest
Member
رضا 8

سلام من واقعا لذت بردم از این نقد چطور اون دوستمون میگه اینا عقده گاشییه من متوجه نمیشم. به نظر من شخصیت تحت تاثیر تو این فیلم دَنی ( ادوارد فیورلانگ ) بود. همین دنی جمله خودشو و درواقع به قول خودش جمع بندیش رو با " تنفر چیز بی خودی است" به پایان میرسونه. نمیدونم یه عده چرا ادا روشنفکری در میارن. واقعا همون دردی که دِرِک تو فیلم کشید یه عده با ادا روشنفکری دارند القاء میکنند. اینکه همه تحت تاثیر هستند. تحت تاثیر حرف های چرت و عوام فریبانه. چون یه نفر یه فیلمی رو نقد کنه… ادامه »

آسمان
Guest
Member
آسمان

// واقعا این جور فیلم ها جای مناسبی برای تخلیه عقده ساندیس خوران و غرب شناسان عسلامیست هست. نمونه دیگه هم فیلم آمریکن بیوتی هست. // ببینین در مقاله شماره ۳، نقد با چه کینه ای شروع می شه. در ادامه نقد هم شاهد هستیم که هیچ گونه اظهار نظر سینمایی ارائه داده نمیشه. و لپ کلام اینه که آمریکا متلاشی و نابود شده است. در حالی که مفهوم فیلم کاملا چیزی فراتر از اینه. // از نقد فارسی خواهشمندم این گونه اظهار نظر ها رو در سایت ارزشمند خودش منتشر نکنه. چون نه تنها شناختی از فیلم و روحیه… ادامه »

12 shmmhs
Guest
Member
12 shmmhs

اسمی به این جلبی((تاریخ مجهول آمریکا))!! مساعل نژاد پرستان نه در امریک بلکه در تمام دنیا وجود دارد.که شاید به خاطر زیاد بودن این مساعل بتوانیم آن را جز تاریخ یک کشور بدونیم اما تاریخ که معلوم نیست. فیلم تارخ مجهول امریکا تلفیقی از خوشنت تمام و عشق می باشد.کارگردان این دو را به بیینده نشان می ده تا خودش تصمیم بگیر که کدوم بهتر.همه انسان ها پس از یک مدتی از اون چیزی که هستن پشیمان می شون و آرزو می کنند که به گذشته برگردن((که دقیقا این صحنه را در زمانی که نورتن زیر دوش می توان دید.))… ادامه »

Abe
Member
Member
Abe

خیلی فیلم خوبی درباره نژاذ پرستی هست. نورتون هم عالیه

saeed ako
Member
Member
saeed ako

به نظرم حقش بود به اسم این فیلم یه اسکار بدهند… 😆 😆 :-*

9
Guest
Member
9

هیچ وقت دلم نمی خواست این فیلمو ببینم همیشه امروز فردا می کردم اما بالاخره چند دقیقه پیش دیدم،و فهمیدم نه تنها ارزش دیدن داره بلکه قطعا آخرین باری نخواهد بود که فیلمو دیدم…من الان نمیتونم خوب منظورمو برسونم واقعا تو حال خوبی نیستم(اگه شماهم فیلمو دیده باشید منظورمو میفهمید)…فیلم به شدت خشنه بلکه طوری که تو بعضی صحنه ها بدنم از فرط انزجار لرزید…فیلم برداری و موسیقی،هر دو شاهکارند…فیلم سرشار اسلوموشنه است که بقدری خوب کار شده (حتی فراتر از اسلوموشن غلاف تمام فلزی کوبریک)…بازی ادوارد نورتون فراتر از تصورتونه و اصلا تغییر شخصیتش تو ذوق نمیزنه…و سکانس پایانی… ادامه »

احسان ریاحین
Member
Member
احسان ریاحین

افشار:سلام دوست عزیز
من به دنبال فیلم آفرینش هستم که سال ۲۰۱۱ از شبکه gem پخش شد لطفا در این خصوص مر یاریفرمایید ممنون وسپاسگزارم
افشار
شماره من ۰۹۳۷۸۸۰۴۴۴۸

دوست عزیز منظورتون کتاب آفرینش هست؟؟

افشار
Guest
Member
افشار

سلام دوست عزیز
من به دنبال فیلم آفرینش هستم که سال ۲۰۱۱ از شبکه gem پخش شد لطفا در این خصوص مر یاریفرمایید ممنون وسپاسگزارم
افشار
شماره من ۰۹۳۷۸۸۰۴۴۴۸

احسان ریاحین
Member
Member
احسان ریاحین

فیلم تاریخ مجهول آمریکا یکی از بهترین فیلمهایی بود که در عمرم دیدم.یه شاهکار بی بدیل.بازی ادوارد نورتون و تغییر شخصیتش در این فیلم واقعا معرکست.کارگردانی درخشان تونی کای هم جای تقدیر داره.ممنون از نقد این شاهکار.