Alita: Battle Angel ( آلیتا: فرشته‌ی مبارزه)

۲۰۱۹ | ماجراجویی, اکشن, عاشقانه | ۱۲۲ دقیقه | درجه نمایشی PG-13

 

کارگردان :Robert Rodriguez

نویسنده :James CameronLaeta Kalogridis

بازیگران :Rosa SalazarChristoph WaltzJennifer Connelly

خلاصه داستان :داستان این فیلم در مورد موجودی به نام آلیتا می‌باشد که از دوران ناامیدی سر بر آورده است. داستان فیلم در قرن ۲۶ و سیصد سال بعد از یک فروپاشی اجتماعی بزرگ اتفاق می‌افتد که توسط یک سرگرد جنگی شروع شده‌ است. در دوره‌ای که پیشرفت تکنولوژی بسیار بالا است ، آلیتا توسط دکتری مرموز به نام دکتر ایدو که در حال جمع آوری قطعات یک سایبورگ است ، پیدا می‌شود و…

 
 

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

 

مایکل نوردین – Indiewire (امتیاز ۸٫۳ از ۱۰)

«آلیتا: فرشته‌ی مبارزه» بهترین فیلم آقای رودریگز است از زمانی که او رمان تصویری آقای «فرانک میلر» را به دنیای سینما آورده بود. این اثر یک حماسه‌ی علمی تخیلی است که کاری بسیار نایاب را در دوره‌ی کنونی اقتباس‌ها و بازسازی‌‌های بی‌پایان انجام می‌دهد و آن هم در حد انتظارات واقع شدن و همچنین شما را تشنه‌ی قسمت بعد نگه داشتن است.

 

ویلیام بیبیانی – IGN (امتیاز ۸ از ۱۰)

«آلیتا: فرشته‌ی مبارزه» بهترین فیلم آقای رودریگز در چندین سال اخیر است. این اثر جاه‌طلبانه، اثرگذار، با بازی‌های عالی و به لحاظ بصری بسیار خاص است که دنیای خاص را به واقعیت تبدیل می‌کند.

 

پیتر بردشا – The Guardian (امتیاز ۶ از ۱۰)

«آلیتا: فرشته‌ی مبارزه» یک فیلم در ابعاد آیمکس و با تاثیرات بزرگ است. اما با تمام عظمتش در نهایت برای افراد ۱۳ ساله ساخته شده است. فیلم ایده‌های بزرگ‌سالانه و درگیرکننده‌ی «روح در پوسته»(Ghost in the Shell) را در خود ندارد.

 

مت سینگر – ScreenCrush (امتیاز ۶ از ۱۰)

«آلیتا: فرشته‌ی مبارزه» تقریبا هیچ‌کدام از سوال‌های وجودی‌ پیرامون انسانیت که معمولاً در این‌گونه فیلم‌ها پرسیده می‌شوند را مطرح نمی‌کند. صرفا یک فیلم اکشن ماهرانه است. حداقل شاید از این لحاظ به فیلمی از رابرت رودریگز شبیه باشد.

 

دان جالین – Empire (امتیاز ۶ از ۱۰)

شاید بهترین قسمت اثر را بتوان سرگرمی‌ای که از اکشن ماهرانه و شگفت‌انگیز و همچنین شخصیت بسیار جذاب «آلیتا» به ما دست می‌دهد در نظر گرفت چرا که در باقی قسمت‌ها صرفا یک فیلم اکشن روباتیک معمولی و رایج است.

 

گای لاج – Variety (امتیاز ۵ از ۱۰)

داستان روباتیک ما که بر اساس یک داستان مصور ژاپنی است بیشتر محلی برای نشان‌دادن تکنیک است.

 

The Wrap (امتیاز ۴٫۶ از ۱۰)

فیلم به حدی خرده‌پیرنگ‌ها و ژانرهای مختلف را در خود دارد که هیچ‌وقت عملا روی دور نمی‌افتد.

 

تیم رابی – The Telegraph (امتیاز ۴ از ۱۰)

همانجوری که احتمالاً از آقای «رودریگز» انتظار داشتید، این فیلم دارای چندین صحنه‌ی اکشن بسیار جذاب است.

 

مت میتوم – Total Film (امتیاز ۴ از ۱۰)

جلوه‌های ویژه بی‌نظیر و صحنه‌های اکشن پرتعداد نمی‌تواند بر روی چیزی که بسیار سردرگم است سرپوش بذارند.

 

فیل سملین – Time Out (امتیاز ۴ از ۱۰)

این فیلم که به لحاظ بصری بسیار حماسی و حاصل همکاری «جیمز کامرون» و «رابرت رودریگز» است، حتی از کنارهم قرار گرفتن اجزایی ناهماهنگ نیز بدتر است.

از یک سو می‌توان این مسئله را منطقی دانست که برای جهان‌سازی و سبک روایت و داستان‌گویی «آلیتا: فرشته‌ی مبارزه»(Alita: Battle Angel) آن را تمجید کنیم و ستایش و تحسین را نسبت بدهیم به آقای «رابرت رودیگز» برای کارگردانی و نویسندگی اثر و همچنین آقای «جیمز کامرون» برای اینکه یک داستان اصیل و جدید برای این شخصیت اصلی ساخته است. اما از سوی دیگر، نبود یک پایان‌بندی قوی و درست و حسابی باعث شده تا روایت اثر ناقص باقی بماند و یک نوع حس ناامیدی را منتج شود. اگر فیلم نتواند در گیشه عملکرد خوبی داشته باشد، این شروع امیدوارکننده هیچ‌وقت نمی‌تواند نطقه‌ی اوج یا جمع‌بندی خود را داشته باشد. چه اتفاقی برای مفهوم هر فیلمی باید ابتدا، میانه و انتهایی داشته باشد افتاد؟( اگر فیلم قسمت دومی هم داشته باشد، مشخصا من باید در نمره‌ای که به این اثر دادم تجدید نظر کنم چرا که اگر این فیلم را به عنوان بخشی از یک سری فیلم بخواهیم بررسی کنیم، بدون شک جایگاه بهتری خواهد داشت تا اینکه الان به عنوان یک فیلم جدا و تنها بررسی کنیم.)

پیش‌زمینه‌ی داستانی «آلیتا» را شاید بتوان «پادآرمان‌شهری استاندارد» دانست. این فیلم در قرن ۲۶ و ۳۰۰ سال پس از «سقوط» جریان دارد(سقوط جنگی بین مریخ و زمین است که در نهایت با نابودی زمین همراه شد). دکتر «دایسون ایدو»(کریستوف والتز)، یک جراح رباتیک، باقی‌مانده‌ی‌های یک مبارز رباتیک را در یک مخروبه می‌یابد(در حالی که مغز انسانی‌ هنوز به بدن وصل بوده و کار می‌کرده). او «مرکز و هسته»ی این ربات انسانی را به کارگاهش باز می‌گرداند و آن را به بدنی وصل می‌کند که برای دختر نوجوان کشته‌ شده‌ش ساخته بود و به آن نام «آلیتا» را می‌دهد(روزا سالازار). «آلیتا» بدون هیچ‌گونه‌ خاطره‌ای از خواب بلند می‌شود و در طی گذشت چند روز، با بدن جدیدش و احساساتی که همراهش می‌آیند آشنا می‌شود. او به سرعت با یکی از دستیاران جوان «دکتر ایدو» یعنی «هیوگو»(کین جانسون) صمیمی می‌شود اما دیگر افراد حاضر در حلقه‌ی اطرافیان دکتر چندان صمیمی نیستند؛ علی‌الخصوص شریک سابق دکتر ایدو، «شیرن»(جنیفر کانلی).

در یکی از شب‌ها، آلیتا «پدر»ش را دنبال می‌کند که قصد بیرون‌رفتن دارد. در این گشت و گذار او رازی درباره‌ی پدرش را می‌فهمد اما مسئله‌ی بزرگ‌تر رازی است که درباره‌ی خودش کشف می‌کند به طوری که حتی یک خاطره‌ی از دست رفته را نیز به یاد می‌آورد. وقتی که او در یک موقعیت خطرناک قرار می‌گیرد، غریزه‌های ناخودآگاه کنترل او را به دست می‌گیرند و «آلیتا» تبدیل به یک ماشین مبارزه‌ی مرگبار می‌شود و چندین قاتل آموزش دیده را با تکنیک مبارزاتی از «دورانی کهن» شکست می‌دهد. شجاعت و دلاوری «آلیتا» توجه «ویکتور»( با بازی ماهرشالا علی)، مجرمی که یک مسابقه‌ی گلادیاتورگونه را راه‌اندازی کرده است و همچنین «نوا»( با حضور افتخاری ادوارد نورتون)، فرمانروای خداگونه‌ی آخرین ابرشهر آسمانی یعنی «زالم». بدون هیچ‌گونه مقدمه‌ای، هم «ویکتور» و هم «نوا» تصمیم می‌گیرند که «آلیتا» دردسر و خطر بزرگی برای امپراطوری‌های آن‌ها است به همین دلیل افراد خود را می‌فرستند که یا او را بکشند یا «هوگو»ی عزیزش را.

ظاهر و صدای «آلیتا» به وسیله‌ی تکنیک «موشن-کپچر»(ضبط حرکت) از بازیگرش، «روزا سالازار» تهیه شده اند(آشنایی او با این‌گونه فیلم‌ها برمی‌گردد به حضورش در سری «دونده‌ی مارپیچ» که نقش شخصیت «برندا» را در آن‌ها بازی می‌کرد. او شخصیت قابل درک و خوشایندی را خلق کرده است و وقتی که شرایط به‌گونه‌ای پیش‌ می‌رود که او مجبور می‌شود شخصیت قرض‌گرفته‌شده‌ی یک دختر ضعیف و شکننده را کنار بگذارد، سخت است که «آلیتا» را تحسین نکنیم. ظاهر او – تقریبا انسان است اگرچه چشمانی کاملاً مصنوعی و شبیه به شخصیت‌های مانگاهای ژاپنی دارد – شاید باعث واکنش‌های ضد و نقیضی شود. به شخصه مشکلی با آن نداشتم اما برخی افراد ممکن است که آن را کمی چندش‌آور و نامناسب برای او بدانند. هیچ‌کدام از دیگر شخصیت‌های اثر به اندازه‌ی «آلیتا» قابلیت همذات‌پنداری کردن ندارند و هیچ‌کدام نیز بازی شگفت‌انگیزی از خود نشان نداده اند. برندگان اسکار حاضر در این اثر – جنیفر کانلی، کریستوفر والتز، ماهرشالا علی، همگی کاری که ازشان انتظار می‌رود را انجام داده‌اند، البته انتظار بیشتری هم نمی‌توان داشت چرا که تمرکز این فیلم بر روی دستاوردهای فنی و تکنیکی است تا بازی‌های به‌یادماندنی.

اگر بخواهیم به کلیت فیلم‌های سبک اکشن-ماجراجویی نگاهی بیاندازیم، «آلیتا» به حد کافی هیجان‌انگیز است. توانایی‌های بارز آقای «رودریگز» یعنی یک تجربه‌ی بصری قوی و همچنین قابلیت کار در فضاهایی که با جلوه‌های ویژه اشباع شده اند – در این اثر کاملاً قابل مشاهده است. «آلیتا» خوب به نظر می‌رسد(حتی اگر نسخه‌ی سه‌بعدی اثر مازاد باشد)، اگرچه برداشتی که این فیلم از آینده‌ی فاسد و تباه کره‌ی زمین دارد را بارها در فیلم‌هایی با جهان‌بینی مشابه دیده‌ایم. فیلمنامه‌ی جیمز کامرون شاهکاری نیست که پر از ایده‌های ناب باشد؛ در حقیقت بیشتر شبیه یک نسخه‌ی PG-13 و مخصوص نوجوانان از آثار رده‌ سنی R و بزرگسال شبکه‌ی HBO است. اما کامرون همیشه این توانایی را داشته است که از داستان‌ها و حقه‌های تکراری موجود در کلیت سینما استفاده کرده و داستان‌های قابل‌تماشای جدید بسازد(نه شبیه به جورج لوکاس و استیون اسپیلبرگ).

برخی ممکن است بگویند که میزان اتفاقات این اثر برای فیلمی که کلا ۲ ساعت زمان دارد، کمی زیاده از حد هستند و همین باعث شده برخی خرده‌پیرنگ‌ها هیچ‌وقت زمان کافی نداشته باشند و به خوبی پرداخت نشوند. اگرچه «رودریگز» کار خوبی انجام داده است؛ شخصیت اصلی زمان کافی برای پرداخته شدن دارد و کلیت اثر نیز در بین بخش‌های اکشن و تعقیب و گریز تمام می‌شود. هر چیزی در جای خودش قرار دارد یا حداقل تا چند دقیقه‌ی پایانی اینگونه است، دقیقا در جایی که متوجه می‌شویم که این اثر نیازمند چندین دنباله است تا به جایی برسد. اگرچه «آلیتا» جای مناسبی برای نشان دادن تیتراژ پایانی می‌یابد اما بیشتر شبیه به یک توقف موقت است تا یک پایان. اگر این فیلم دنباله‌ای نداشته باشد، شخصیت و داستانش ناقص باقی خواهند ماند. این اثر را نیز در کنار «قطب‌نمای طلایی»(The Golden Compass) و «ناهمگون»(Divergent) بگذارید.

مترجم :امید بصیری


دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of