A Separation (جدایی نادر از سیمین)

کارگردان: اصغر فرهادی
نویسنده: اصغر فرهادی,
8.3
95
0.99

خلاصه داستان:

سیمین می خواهد به همراه همسرش نادر و دخترش ترمه از ایران برود و همه مقدمات این کار را فراهم کرده، اما نادر نمی خواهد پدرش را که از بیماری آلزایمر رنج می برد تنها رها کند. این اختلاف باعث می شود سیمین از دادگاه درخواست طلاق کند و…


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم محمدحسین سیفی

نمره 10 از 10

فیلم تحسین شده ی «جدایی نادر از سیمین»، پنجمین ساخته اصغرفرهادی در مقام کارگردان پس از فیلم های «رقص در غبار»، «شهر زیبا»، «چهارشنبه سوری» و «درباره الی» است که برای ایران و فرهادی، موفق به کسب جوایز متعددی از جمله اسکار «بهترین فیلم خارجی زبان» شده است. حدود ده سال از زمان اکران این فیلم گذشته است و به نظر میاد به اندازه کافی از جهت گیری ها و فضاسازی های موجود در سینمای ایران زمان اکران فیلم ها فاصله گرفته ایم. همچنین در بهار گذشته، نام این فیلم در میان ده فیلم برتر منتقدان ایرانی نیز دیده می شد و بد نیست به همین بهانه نگاهی دوباره به این فیلم مهم در تاریخ سینمای ایران بیندازیم.

«جدایی نادر از سیمین»، در واقع روایت حدفاصل زمانی است که جدایی یک زوج به طول می انجامد و اتفاقاتی که باعث می شود انسان ها روی دیگرشان که کاملا برگرفته از طبیعت «انسان» است را نشان بدهند. ماجرای طلاقی که بسط و گسترش آن زندگی یک زوج نوپا با شرایط اجتماعی ضعیف را در بر میگیرد و زندگی آن ها را هم برای مدتی به چالش می کشاند. و البته این قصه از همان تیتراژ آغازین نشان می دهد که از گذشته ای نه چندان دور می آید که جدایی های متعددی را به خود دیده است. شناسنامه«مرتضی» و «میترا»ی فیلم «چهارشنبه سوری» را در همان تیتراژ آغازین می بینیم که احتمالا سرنوشتی جز «جدایی» زندگی شان نداشته است.

خیلی دور از ذهن نیست که انسان ها هرچقدر هم «قاعده مند» باشند، باز هم برای حفظ موقعیت فعلی خود حاضر به انجام هرکاری حتی «دروغ گفتن» به فرزند و پنهان کاری در مقابل قانون و… هستند. از همان سکانس های آغازین و حتی در ادامه، فیلمساز به درستی درحال شکل دادن به کاراکترهای فیلمش است ؛ در مورد سیمین از همان صحنه دوم جایی که کارگران درحال جا به جایی پیانو هستند و با یک بحث کوچک سیمین کوتاه می آید و حاضر می شود پول طبقه اضافه را بدهد. کاراکتر راضیه از همان روز اول کاری اش در خانه نادر، دیده می شود که تا از وضعیت شرعی یک عمل مطمئن نشود دست به آن کار نمی زند. همچنین در مورد نادر نیز به دفعات از پایبندی او به اصولی که برای زندگیش دارد مشهود است و یکی از صحنه های خوبش هم قطعا می تواند صحنه پمپ بنزین باشد. همه این ها اما در موقعیت های متفاوت دست به رفتاری کاملا برآمده از طبیعت انسان اما قطعا غیراخلاقی یعنی «دروغ گفتن» و «پنهان کاری» می زنند.

اما اولین نکته ای که با گذشت ده سال و مرور فیلم هایی که حتی فرهادی پس از جدایی ساخته است به چشم می آید، این است که «جدایی نادر از سیمین» نمونه کامل و غایی سینمای اصغر فرهادی و البته سینمای «رئالیستی» است. نمونه های بیشماری در سینمای ایران وجود دارند که تفکر واقع نمایی و واقع گرایی را یدک می کشند اما بسیار دورتر از عواطف، لحظات و رفتارهای «انسانی» می ایستند. حتی در برخی فیلم های دیگر خود اصغر فرهادی نیز-مثل گذشته یا فروشنده- لحظه هایی وجود دارند که از رئالیسم فاصله می گیرند و مخاطب باهوش سینما نیز بخاطر قراری که از ابتدا با فرهادی برای بنا نهادن فیلم هایش بر پایه «انسان امروز» گذاشته، آن ها را پس زده است. اما تک تک لحظات «جدایی نادر از سیمین»، آینه تمام نمای انسان امروز است. زندگی انسان ها مملو از لحظه هایی است که در آن «تصمیمات» آنی اما سرنوشت ساز می گیرند که دروغ گفتن های در لحظه و پنهان کاری نیز یکی از همین تصمیم ها هستند . از این رو، فیلمساز سنگ بنای فیلمنامه اثرش را روی سه اصل به شدت انسانی«پنهان کاری»، «دروغ» و البته «آموزش» گذاشته که هرسه این ها نیازمند واکاوی دقیق است.

«پنهان کاری» اولین چیزی است که در فیلمنامه نقش ایفا می کند و باعث رخ دادن اکثر حوادث فیلم می شود. راضیه با ماشین تصادف می کند و این را از همه «پنهان» می کند تا روزی که شوهرش میخواهد پول رضایت را بگیرد. نادر در آشپزخانه می شنود که راضیه حامله است اما این مساله را پنهان میکند. سیمین شکِ راضیه برای مقصر بودن نادر را متوجه می شود اما این را از نادر «پنهان» می کند. راضیه برای کار به خانه نادر می آید اما این مساله را از شوهرش «پنهان» می کند. سیمین از توی کشو پول برمیدارد و ترمه شاهد ماجراست اما هر دو این مساله را از نادر پنهان می کنند. همه و همه، اتفاقات بعدی خود را شکل می دهند و وقتی این پنهان کاری ها برملا می شود، فیلم فصل جدیدی را آغاز می کند.

در راستای همین پنهان کاری نیز، فرم فیلم اتخاذ شده است. در وهله اول، دوربینی که ناظر ماجراهاست، یک دوربین «دید زن» و «نظاره گر» است. فیلم مملو از نماهایی است که از نقطه نظر کاراکترها گرفته شده وقتی که آنها شاهد یک اتفاقی از دور هستند. علاوه بر این، چند صحنه بسیار کلیدی فیلم نیز به انتخاب فیلمساز حذف یا بهتر است بگوییم از مخاطب «پنهان» شده است. اینکه نادر حاملگی راضیه را می دانسته یا خیر و صحنه تصادف راضیه با ماشین قطعا در فیلمنامه وجود داشته است (چرا که در یک سوم پایانی اشاره می شود) اما فیلمساز عامدانه آن ها را حذف کرده تا این «پنهان کاری» برای مخاطب کاملا ملموس باشد و خود مخاطب هم با پنهان کاری مخاطبانش از قصه عقب تر بماند.

دومین اصل فیلمنامه همانطور که گفته شد، «دروغ» است. فیلم پر از دروغ های بزرگ و کوچکی است که هیچکدام حتی روزمره ترین دروغ ها که برای دست به سر کردن دیگران است، بدون کارکرد در جهان داستان رها نمی شوند. از دروغ بزرگی که نادر می گوید و ادعا می کند ماجرای حاملگی راضیه را نشنیده است اما به یک باره به خانم قهرایی زنگ میزند تا شماره دکتر راضیه را از او بگیرد تا دروغ لحظه ای و بی اهمیتی که راضیه به همسایه نادر-خانم کلانی- درباره سرگیجه و ریختن آشغال ها روی زمین می گوید تا از شر سوال جواب های او خلاص شود. همه این دروغ ها برای کاراکترها تبعات بعضا جبران ناپذیری به همراه دارد که کاملا در فیلم مشهود است. حتی راضیه در صحنه ای که همسایه ها هم حضور دارند، نمی تواند اثبات کند که آن روز دخترش-سمیه- آشغال ها را برده و به راه پله گند زده است و اصلا «سرگیجه ای» در کار نبوده. نادر در تمام طول فیلم آدم قاعده مند و «اصولگرا» (نه به معنای سیاسی آن) نشان می دهد اما همین آدم هم در لحظه ممکن است تصمیم به «دروغگویی» بگیرد و دخترش را نیز به دروغگویی وا دارد. بیاد بیاورید صحنه ای را در بازپرسی که بازپرس از دختر درباره شنیدن یا نشنیدن نادر سوال می کند که ترمه به دروغ می گوید پدرش نشنیده است حال آنکه چند صحنه قبل دیدیم که ترمه متوجه شده که پدرش دروغ گفته است.

و اما نکته سومی که باید به آن اشاره کنیم و فیلم تکیه زیادی به آن کرده است، مساله «آموزش» در یک جهان انسانی است که بی تردید از ازل تا ابد نقش پر رنگی در زندگی انسان ها دارد. دو شخصیت «ترمه» و «سمیه» را به خاطر بیاورید. در ظاهر این دو کاراکتر نقش چندانی در روند قصه ندارند اما چیزی که در اصل وجود دارد این است که روایت داستانی مانند «جدایی نادر از سیمین» بخاطر وجود این دو کاراکتر است ؛ نادر و سیمین بر سر ترمه و برای آینده او به اختلاف خوردند و از آن مهم تر تمام تصمیماتی که نادر و سیمین می گیرند هم از ترمه تاثیر می پذیر و هم روی زندگی خود ترمه تاثیر می گذارد. در طرف مقابل، سمیه نیز در چنین وضعیتی است و تحت الشعاع ارتباط مادر و پدرش قرار دارد ؛ به یاد بیاورید نقاشی هایی که سمیه در طول فیلم می کشد و به آن ها مرتب اشاره می شود. اما فیلمساز به همین تاثیرپذیری صرف در جهان نوجوان و کودک فیلمش اکتفا نمی کند و اساسا به این نکته اشاره دارد که ترمه و سمیه ناظر و حاضر در ارتباط های میان بزرگسالان هستند و از آن ها می آموزند. در بالا هم اشاره کردیم که ترمه از پدرش «می آموزد» و به راحتی دروغ می گوید. این دو نفر در سکانس ماقبل پایانی جایی که سیمین و نادر به خانه صمدی-با بازی شهاب حسینی- آمده اند تا پول رضایت را بپردازند که آن صحنه با دعوا و برملا شدن برخی پنهان کاری ها به پایان می رسد. این صحنه با دو نمای پیاپی کلوزآپ از ترمه و سمیه به عنوان «ناظران» این اتفاقات به پایان می رسد. در طول فیلم شخصیت نادر بارها سعی دارد که به دخترش «ترمه» رفتارهای اجتماعی را بیاموزد ؛ در پمپ بنزین و ماجرای پس گرفتن بقیه پول، در جایی که از او معادل فارسی کلمات را می پرسد و… نمونه هایی از این ادعا هستند اما خب مساله فیلمساز اینجاست که بچه ها علاوه بر این ها و مهم تر از این ها «زندگی کردن» را هم از بزرگ ترهایشان می آموزند حال آنکه بزرگترها ندانند در لحظات چه تصمیمات اشتباهی می گیرند که بچه ها کاملا شاهد آن ها هستند.

در نهایت هم می بینیم که تصمیم پایانی و خاتمه بخش تمام این کشمکش هایی که نادر و سیمین با یکدیگر دارند بر عهده شخص «ترمه» است. این تاکید روی ترمه و تصمیمی که باید بگیرد، بیش از پیش این مساله را تایید می کند که فیلمساز به «ترمه» و «سمیه» نگاهی فراتر از دو کاراکتر فرعی دارد و بار مهمی از قصه به درستی و به اندازه روی دوش آن ها گذاشته شده است. از این رو صحنه پایانی و میزانسنی که فیلمساز برایش طراحی کرده بسیار حائز اهمیت است. جایی که نادر و سیمین اتاق دادگاه را ترک می کنند تا ترمه تصمیمش را اعلام کند اما این دو جدا از یکدیگر (با تمهید قاب در قاب) ایستاده اند و دوربین اعمال آن ها را با تاکید روی نادر دنبال می کند. تمام گره های دراماتیک داستان باز شده اند و حالا «طرح سوال» اینکه ترمه چه تصمیمی می گیرد فارغ از هر جوابی که داشته باشد، برای ادامه پیدا کردن فیلم در ذهن مخاطب و به تفکر وا داشتن او از اهمیت بالایی برخوردار است. اهمیتی که با مرور دوباره فیلم بیش از پیش نظرتان را جلب خواهد کرد.

اختصاصی نقدفارسی


ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of