A Faithful Man (یک مرد وفادار)


خلاصه داستان:

رابطه یک زوج بعد از این که ماریان تصمیم به ترک ایبل می‌گیرد تا با بهترین دوست او در رابطه باشد، و سپس بعد از مرگ او دوباره این دو نفر با هم به رابطه ادامه می‌دهند، وارد دوران پیچیده‌ای می‌شود....


تصاویر فیلم:

خلاصه نظر منتقدان:
اتان وتسبی – فیلم استیج (نمره ۸.۳ از ۱۰)

نمی‌توان در مورد لذت‌های ساده چیزی که هوشمندانه است ولی هیچ وقت خودش را جمع نمی‌کند – استننتاج می‌کند، و سبک است ولی هیچ وقت اشباع نمی‌کند مبالغه کرد.

کریستوفر مچل – سین ویو (نمره ۸ از ۱۰)
یک مرد وفادار شاید کلاهش را به افتخار سنت‌های فیلم‌ّهای نوار از سر بردارد – ایبل به عنوان آدم احمق و زودباور، ماریان به عنوان فم فاتال – ولی احساسات سرشار گرل زیادی برای تاریکی واقعی خوش است. به جای آن، او به ما یک آش خوشمزه را به عنوان یک فیلم می‌دهد – سبک، شاد، و نادر.

بن کنیگزبرگ – نیویورک تایمز (نمره ۸ از ۱۰)
یک کمدی سرسری و درگیرکننده.

تیم گریرسون – اسکرین اینترنشنال (نمره ۷ از ۱۰)
«یک مرد وفادار» به نظر راضی است تا به شکلی خنده‌دار به این فکر کند که چطور مسائل قلبی مردم را نابود می‌کند – و چطور، بعضی اوقات، دنبال کردن کسی می‌تواند بیشتر راضی کننده باشد تا واقعا داشتن او.

جوردن مینتزر – هالیوود ریپورتر (نمره ۶ از ۱۰)
با این حال، «یک مرد وفادار» (A Faithful Man) نشان می‌دهد که گرل به عنوان یک کارگردان آینده‌دار است، فوت و فن هدایت بازیگران را بلد است و یک حس خوب از هوشمندی فرانسوی دارد. و خودش به عنوان یک بازیگر، یک حضور دوست داشتنی و بعضی اوقات پراحساس در فیلم دارد.

دن کالاهان – د راپ (نمره ۶ از ۱۰)
در توصیف، «یک مرد وفادار» به مانند یک نوشیدنی غنی به‌نظر می‌رسد، ولی در حقیقت بیشتر از هر چیزی یک نوع تمرین است، یک فرصت برای بازی در آن نوع از بازی سینمایی که چهار شخصیت اصلی دارد که تقریبا هیچ وقت آن چیزی که به نظر می‌رسند نیستند.

وارن کنترل – پلی‌لیست (نمره ۵.۸ از ۱۰)
یک کمدی پاریسی جالب، ولی نهایتا سبک و پوچ که به مانند برق و باد ۷۳ دقیقه مدت‌اش به پایان می‌رسد، «یک مرد وفادار» به نوبه خودش خوب عمل می‌کند اگرچه نواقصی هم به همراه دارد.

ای. وی. کلاب – مایک دی آنجلو (نمره ۵.۸ از ۱۰)
در حالی که فقط ۷۵ دقیقه به طول می‌آنجامد و به‌نظر تمایلی هم به گذر از حقه‌های سطحی چه در بخش کمدی و چه در بخش ملودرام ندارد، «یک مرد وفادار»، در مقام مقایسه، به زحمت به چیزی کم‌اهمیت نایل می‌شود.

سم سی. مک – اسلنت مگزین (نمره ۵ از ۱۰)
خودش را نه به عنوان یک سخه فرعی از آثار متعهد به موج نو و نه یک ادای دین ماهرانه معرفی می‌کند، بلکه بیشتر یک تقلید بی‌الهام و ضعیف است.

راجر مور – مووی نیشن (نمره ۳.۸ از ۱۰)
به مانند یک نوشیدنی ناب، «یک مرد وفادار» از «لوییس گرل» نیاز دارد تا در معرض عناصر قرار بگیرد، تا «نفس بکشد». چون که اگر یک اثر «کمدی رمانتیک» بی‌هدف‌تر و آن قدر خشک که به سختی بتوان به آن چنین برچسبی زد وجود داشت، من هنوز چشمم به آن نیفتاده است.


نقد و بررسی فیلم به قلم Jordan Mintzer (جوردن مینتزر)

نشریه هالیوود ریپورتر

نمره 6 از 10

بگذارید من به افتتاحیه دوست داشتنی «سوپروایزد» (Supervized) اعتراف کنم. مشکل این است که یک فیلم به چیزی بیشتر از یک افتتاحیه خوب نیاز دارد – نیاز دارد تا رشت کند و آن ایده را تغذیه کند، و این جایی است که «سوپروایزد» در آن موفق عمل نمی‌کند. تا یک جایی و برای مدتی، فیلم به شکل عمده روی قدرت طنز نامتوازن و پر فراز و نشیب خود اتکا می‌کند. با این حال، وقتی که نوبت به به تصویر کشیدن تروپ‌های مربوط به کتاب‌ّهای مصور می‌‌شود، قدرت را از دست می‌دهد. کوچک‌ترین جرقه‌ای از اورجینال بودن در جنبه‌های ابرقهرمانی فیلم هویدا نیست و تفکیک یکنواخت و قابل پیشبینی آن‌ها در فیلم در قیاس با آن افتتاحیه یاد شده بی‌ارزش است.

فیلم «سوپروایزد» را می‌توان شبیه به «بی‌مصرف‌ها» (The Expendables) در دنیای سینمایی مارول و یا جهان دی‌سی دانست. فیلم داستانی «پایان بازی» وار برای قهرمانانی روایت می‌کند که دیگر نمی‌توانند از ساختمان‌های بلند بپرند (یا اینکه آن‌ها را نابود کنند) و بدترین آدم‌بد ها را شکست بدهند. کاری که فیلم «لوگان» (Logan) با لحنی جدی و بسیار هوشمندانه انجام داده بود را «سوپروایزد» با حالتی کمدی‌گونه می‌کند. «دونمانور» که در کشور ایرلند واقع شده است محلی برای بازنشستگی ابرقهرمان‌ها است. این محل تحت نظارت «آلیشیا» (فیونا گلاسکوت) جذاب و دوست‌داشتنی قصد دارد که ابرقهرمان‌های دنیا را به زندگی پس از دوران مبارزه‌شان با مجرمان برساند. از جمله ابرقهرمان‌های حاضر در این محل می‌توان به «ری» (تام برگنر) که زمانی با نام «سرحد عدالت» (Maximum Justice) شناخته می‌شد، همراه سابق او «تد» (بیو بریجز)، «پندل» (با نام مستعار رعد کامل) و عشق قدیمیش «مادرا مونلایت» (فیونولا فلاگان) اشاره کرد.

اگر فیلم «سوپروایزد» سعی می‌کرد که محتوای خود را در حالت «نیمه جدی – نیمه کمدی» نگه دارد و صرفا نگاهی به محل نگه‌داری ابرقهرمان‌ها پس از دوران مرگشان داشته باشد، احتمالا موفقیت بیشتری شامل‌شان می‌شد.

بسیاری از بخش‌های اثر خام مانده اند و چیز زیادی برای ارائه ندارند. یکی از این موارد را در جایی می‌بینیم که ساکنان این خانه لباس‌های قدیمی خود را بر تن می‌کنند اما حضور ابرقهرمان کنونی و مشهور دنیا، «سلسترو» (با بازی هیران آبیسکرا) کاملا بر روی وجود آن‌ها سایه می‌اندازد. این صحنه بسیار درخشان است اما فیلم ناگهان این نیاز را در خود می‌بیند که صحنه‌های اکشن سطح پایین و پیرنگ‌های داستانی نه چندان با کیفیت را به متن اثر اضافه بکند. طنز در این نوع بن‌مایه‌ی داستانی را کاملا می‌توان تکمیل‌کننده دانست.

آقای «استیو بارون»، متخصص موزیک ویدئو‌ها که برخی ممکن است او را با ساخت اولین نسخه‌ی سینمایی «لاک‌پشت‌های نینجا» (Teenage Mutant Ninja Turtles) به یاد بیاورند، با ساخت «سوپروایزد» قصد داشته تا نقبی به جریان کنونی فیلم‌های ابرقهرمانی بزند. مجموعه‌ی بازیگران این اثر بسیار قدر است، مخصوصا «تام برنگر» و «لوئیس گاست جونیور» که در تصویر کردن مردانی که نمی دانند روزهای ابرقهرمانی‌شان به کدام سو رفته است عملکرد بسیار درخشانی داشته اند.

هیچ شخصیت واقعی‌ای در این اثر وجود ندارد بلکه صرفا فیگورهایی سریع طراحی شده در لباس‌هایی بسیار تنگ اند که چند باری شما را به قهقهه خواهند انداخت و نه چیزی بیشتر. حس یک فرصت از دست رفته کاملا واضح است، فرصتی برای ساختن چیزی در ابعاد بزرگ‌تر. اگر بخش اکشن/کمدی دنیای کنونی سینما تا این اندازه و بیش از حد اشباع نمی‌بود احتمالا با اثر بسیار بهتری روبه‌رو می‌بودیم (علی‌الخصوص وقتی که صحبت درباره‌ی آثار اقتباس شده از کامیک‌بوک‌ها باشد). اینکه در میان این همه آثار متوسط بخواهی شاخص باشی، باید چیز خیلی خاصی در چنته داشته باشی و فیلم «سوپروایزد» از همچین کیفیتی بی‌بهره است.

مترجم :امید بصیری


دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of