هوانوردان (The Aeronauts)

کارگردان: Tom Harper (تام هارپر)
نویسنده: Tom Harper (تام هارپر),
6.7
60
0.72

خلاصه داستان:

هوانوردان& در مورد زندگی جیمز گلایشر، دانشمند هواشناسی انگلیسی است.


تصاویر فیلم:

خلاصه نظر منتقدان:

Screen International ( امتیاز ۹ از ۱۰ )

این پروژه‌ی شرکت آمازون در عین ساده بودن بسیار پیچیده است؛ اثری هیجانی و اکشن.

تاد مک کارتی – The Hollywood Reporter ( امتیاز ۸ از ۱۰ )

فیلم « هوانوردها » به عنوان اثری درباره‌ی دو شخصیت که می‌توانیم با آن‌ها همذات‌پنداری کنیم بسیار تحسین‌برانگیز است.

يان فریر – Empire ( امتیاز ۸ از ۱۰ )

عنوان اثر شاید شبیه به فیلمی از فاز ششم دنیای سینمایی مارول به نظر برسد اما « هوانوردها » اثری درباره‌ی یک دوران فانتزی شگفت‌انگیز است که پیش‌زمینه‌ی داستانی غنی‌ای دارد.

سیمران هانس – The Observer ( امتیاز ۸ از ۱۰)

فیلم که از رویدادهای واقعی الهام گرفته شده است زمانی بهترین کیفیت خود را پیدا می‌کند که به سمت ژانر اکشن / ماجراجویی می‌رود؛ کارگردان فیلم یعنی « تام هارپر » بسیار هوشمندانه از تکان‌های دوربین و کلوزآپ برای درگیرکردن بینندگان در جریان اثر بهره می‌برد.

گرگوری الوود – The Playlist ( امتیاز ۷.۵ از ۱۰ )

یک داستان درهم و برهم که تنها زمانی موفق عمل می‌کند که شخصیت‌های اصلیش به هوا می‌روند. و البته زمانی که آن‌ها در فضا اند همه چیز شگفت‌انگیز است.

ساشا استون – Thewrap ( امتیاز ۷.۵ از ۱۰ )

فیلم « هوانورد » جایگاه بسیار مهمی در الهام‌بخشیدن به دختران جوانی که علاقه‌ی زیادی به علم دارند ایفا می‌کند، یا دخترانی که امیدوارند والدینشان این فیلم را ببیند و درک بکند که یک زن می‌توان درست به اندازه‌ی یک مرد درباره‌ی یک سفر قهرمانانه هیجان داشته باشد.

تامریس لفلی – Variety ( امتیاز ۷ از ۱۰ )

تیم دونفره‌ی [ ردمین و جونز ] دست در دست یکدیگر سطح این فیلم را بالاتر می‌برند.

اریک کوهن – Indiewire ( امتیاز ۶.۷ از ۱۰ )

فیلم پتانسیل کافی دارد تا تجربه‌ی این مدلی را توجیه بکند اما اثر مدام این ماجراجویی را قطع می‌کند تا شخصیت‌ها را به زمین برگردانده و از شگفت‌انگیز بودن آن‌ها بکاهد.

پیتر بردشا – The Guardian ( امتیاز ۶ از ۱۰ )

فیلم جذاب است و رابطه‌ی بین دو شخصیت اصلی آن علی‌رغم اینکه از نوع عشق افلاطونی محسوب می‌شود اما هیچ چیزی از شگفت‌انگیزی روابط عاشقانه معمولی کم ندارد.

هلن اوهارا – The Telegraph ( امتیاز ۴ از ۱۰ )

می‌دانیم که این مجموعه بازیگران در کنار یکدیگر قابلیت خلق معجزه دارند و اینکه کارگردان هم بسیار قابل است. مشکل اما این است که به نظر می‌رسد این دفعه تلاششان موفقیت‌آمیز نبوده است.


نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نشریه reelviews

نمره 7.5 از 10

به اندازه‌ی تاریخ حضور انسان‌ها بر روی کره‌ی زمین، شجاع‌ترین ما قصد داشته اند تا مرزهای کشف نشده را بپیمایند و افق دید ما را گسترش بدهند. چه دنیای جدید باشد، چه شمالگان باشد و چه قطب جنوب، چه نقطه‌های بلند کوهستان‌ها باشد، عمق اقیانوس‌ها، عمق فضاها؛ انسان‌ها همیشه به طرز غیر قابل مهاری قصد داشته اند که به سوی ماورا بروند. « هوانوردها » ( The Aeronauts ) به طرز محدودی بر اساس پرواز بالن رکوردشکن سال ۱۸۶۲ از سوی پیشگامان علوم هوایی « جیمز گلیشر » ( ادی ردمین ) انجام شد. این اثر دریچه‌ای به سوی تاریخی از زندگی ما نشان می‌دهد که پرواز و رسیدن به ابرها اتفاق شگفت‌انگیز و خطرناکی محسوب می‌شد، شاید به اندازه‌ی پرواز به ماه در یک قرن بعد.

کارگردان این اثر یعنی آقای « تام هارپر » و نویسنده‌ی آن، « جک تورن » برای تعریف کردن داستان « گلیشر » تغییرات زیادی به شواهد تاریخی داده اند تا بتوانند فیلم را به لحاظ جنسیتی برابر کنند. وقتی که « گلیشر » این پرواز را انجام داد، افراد بسیاری در کنار او حضور داشتند من جمله کمک‌خلبان او یعنی « هنری تریسی کاکسول ». برای این فیلم اما « کاکسول » جای خود را به یک شخصیت خیالی به اسم « آملیا رن » ( فلیسیتی جونز ) داده است، کسی که نه تنها جای شخصیت « کاکسول » را گرفته بلکه ابراز ارادتی به بسیاری از بالون‌سواران زنی محسوب می‌شود که در طول تاریخ نادیده گرفته شده اند. شگفت‌انگیز است که پیش‌زمینه‌ی داستانی « آملیا » که به طور کامل و از پایه و اساس توسط نویسندگان خلق شده است، از داستان خود « گلیشر » جذابیت بیشتری دارد. در حقیقت اگر شما بخواهید این دو شخصیت را در کنار یکدیگر قرار دهید، « آملیا » به عنوان فرد مهم‌تر و قوی‌تر جلوه می‌کند.

هر کدام از شخصیت‌های اصلی دلیل خاصی برای خودش دارد تا وارد این سفر فضایی بشود. این انگیزه برای « گلیشر » این است که بتواند زمینه‌ی مورد علاقه‌ی خود در علوم هوایی را اهمیت ببخشد؛ «علمی » که توسط خیلی‌ها به علت دقیق نبودن مسخره می‌شده است. این اقدام برای « آملیا » تلاشی برای پشت سر گذاشتن یک تراژدی محسوب می‌شود؛ تراژدی مرگ همسرش، هوانوری که زندگی را برای نجات جان « آملیا » در یک ماجراجویی اشتباه داد. رابطه‌ی « گلیشر » و « آملیا » در ابتدا بسیار سرد است اما در ادامه همه چیز بسیار گرم‌تر و بهتر می‌شود. آن‌ها سختی‌ها و خطرات را تحمل می‌کنند؛ طوفان غیرقابل انتظار که خطر مرگ و از کنترل خارج شدن بالون را به همراه دارد و پس از آن هم مخزن گازی که نشتی دارد و مشکلاتی را برای آن‌ها ایجاد می‌کند.

« هوانوردها » تقریبا در لحظه اتفاق می‌افتد و ۷۰٪ اتفاقات آن درون خود بالون جریان دارند و قسمت‌های دیگر هم یا درباره‌‌ی شخصیت‌های فرعی اند و یا فلش‌بک‌هایی به گذشته اند تا بتوانیم با پیش‌زمینه‌های داستانی « گلیشر » و « آملیا » آشنا شویم. به لحاظ ساختاری هیچ نکته‌ی شگفت‌انگیزی درباره‌ی « هوانوردها » وجود ندارد. نقاط قوت آن از جایی می‌آیند که بینندگان را به سوی درک کردن زیبایی بی حد و حصر و خطرات زیاد ماجراجویی هدایت می‌کند. صحنه‌ای وجود دارد که در آن بالون به بالای ابرها می‌رسد و اثر به ما یادآوری می‌کند شانس زنده ماندن این افراد تا چه اندازه کم است. صحنه‌ی دیگری با دسته‌ای از پروانه‌ها هم وجود دارد که حس سوررئال و فراواقعی بودن را به خوبی منتقل می‌کند. ارجاعات وجودگرایانه‌ای درست مثل فیلم « جاذبه‌ » ( Gravity ) آلفونسو کوآرون در این اثر وجود دارند اگرچه که فیلم نامزد اسکار سال ۲۰۱۳ این فرد از این اثر جایگاه بالاتری دارد.

برای « ادی ردمین » و « فلیسیتی جونز » این اثر بازگشتی مشتاقانه برای همکاری با یکدیگر محسوب می‌شود. هر دوی این بازیگرها قبلا در فیلم برنده‌ی اسکار « تئوری همه‌چیز » ( The Theory of Everything ) با یکدیگر همکاری کرده بودند که برای « جونز » یک نامزدی اسکار و برای « ردمین » خود مجسمه را به همراه داشت. رابطه‌ی خیلی خوبی که آن‌ها از فیلم قبلی داشتند باعث عمیق شدن و بهتر شدن رابطه‌شان در این اثر هم می‌شود. « هوانوردان » اصلا فیلم رمانتیکی نیست و در هیچ نقطه‌ای از اثر هم هیچ اشاره‌ای به وجود وابستگی احساسی‌ای بین شخصیت‌های اصلی این اثر نمی‌شود ( در دنیای واقعی « گلیشر » ازدواج کرده بود اما در دنیای فیلم همچین چیزی وجود ندارد ) اما دوستی و احترام متقابلی بین هر دوی آن‌ها وجود دارد.

در بین این دو، « جونز » نقش پررنگ‌تر و قدرتمندتری دارد؛ نقشی که نیازمند حضور فیزیکی و احساسی قوی‌تری است. البته که حضور در فیلم « شورشی » ( Rogue One ) باعث شده تا او برای بازی در این صحنه‌های خطرناک توانایی بالایی داشته باشد، صحنه‌هایی مثل بالارفتن از طنابی در کنار بالون با انگشتانی یخ‌زده. به صورت کلی می‌توان گفت که بازی‌های خوب این اثر درباره‌ی پیش‌زمینه‌ی داستانی قوی آن که مرتبط است با تکنیک‌های مهندسی و علمی نادیده گرفته شده باعث شده است تا رویکرد متفاوتی درباره‌ی عمق علاقه‌ی انسان به کشف و رفتن به سوی ماوراها داشته باشیم.

مترجم: امید بصیری


ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of