ماجرای نیمروز: رد خون

کارگردان: محمدحسین مهدویان
نویسنده: حسین تراب‌نژاد,
0.0
0
0.00

خلاصه داستان:

این فیلم به حادثه تاریخی عملیات مرصاد می‌پردازد و داستان آن حول این اتفاق پیش می‌رود


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم عباس نصراللهی

نمره 4 از 10

اینکه فیلم جدید مهدویان یک تریلر سیاسی/تاریخی از برهه‌ای مهم از سال‌های جنگ/بعد ازآن و بعد از انقلاب است، جز بدیهی‌ترین و مشخص‌ترین مسائلی است که نیازی نیست درباره‌اش سخنی گفته شود و اعلام این موضوع (که توسط بسیاری با صدای بلند انجام می‌شود) طبیعتا جزیی از نقد و یا حتی ریویونویسی نیست. پیش از همه این‌ها این یک فیلم است، با تمام ویژگی‌های خوب و مشکلاتش، زبانی است که در آن وقایع به تصویر کشیده می‌شوند و و مجموع فاکتورهای آن را می‌توان در کنار هم قرار داد و حالا به این فکر کرد که این فیلم درباره چه چیزی سخن می‌گوید. مانند تمام فیلم‌های دنباله‌دار تاریخ سینما، در قسمت‌های پس از قسمت اول شخصیت‌هایی ثابت هستند و شخصیت‌هایی دیگر اضافه/کم می‌شوند. «ماجرای نیمروز:رد خون» نیز از این قائله مستثنی نیست و اولین چیزی که بیننده با آن مواجه می‌شود، حضور شخصیت‌های مهم قسمت اول(البته آن‌ها که قسمت اول را دیده‌اند) است که حالا بار زیادی از فیلم را بر دوش خواهند کشید و با توجه به شناختی که بیننده از آن‌ها دارد مسئولیتی سنگین (با توجه به موقعیت‌های جدید فیلم) را با خود همراه می‌بینند.

اما نکته مهمی که در این میان باید به آن توجه کرد، این است که این اثر فارغ از قسمت اولش، بتواند به عنوان اثری مستقل و کامل حرفش را بزند، شخصیت‌هایش را پرورش دهد و جهان خودش را بسازد، بی‌آنکه بخواهد متکی به قسمت اول و ارجاعات فرامتنی به آن باشد(مانند تمام فیلم‌های خوب دنباله‌دار تاریخ سینما: پدرخوانده‌ها، ارباب حلقه‌ها و…) ضعفی که به وضوح در قسمت پردازش شخصیت‌ها در فیلم می‌توان دید. جایی که مهدویان شخصیت‌های قسمت اول را به عنوان یک تیپ در قسمت دوم قرار داده و تلاشی برای اینکه آن‌ها را به بیننده تازه فیلم‌اش بشناساند نکرده است(دقت کنید به شخصیت صادق با بازی جواد عزتی که در طول سال‌های جنگ و پس از عملیات‌های مختلف تغییرات اساسی‌ای کرده و قطعا بداخلاق‌تر و سخت‌گیرتر شده است، اما برای بیننده‌ای که قسمت اول را ندیده، این موضوع چندان ملموس نیست و شاید حتی برایش سوال باشد که کسی که از سران اطلاعات است و مسئول تمام عملیات‌های ضد تروریستی است چرا این‌گونه برخورد می‌کند. و یا شخصیت کمال با بازی هادی حجازی‌فر که در قسمت اول به شدت ملموس، جذاب و دوست‌داشتنی بود و در قسمت دوم تنهها رگه‌هایی از آن آدم را با خود به همراه دارد، که البته دلیلش هم می‌تواند رفتن او به سمت ایده‌آ‌هایی خاص از یک گروه خاص باشد، اما همین موضوع نیز برای بیننده تازه فیلم قابل درک نیست). و البته تلاشی که در برای پردازش و حضور شخصیت‌های جدید که بناست تا رنگ‌وبوی جدیدی به فیلم بدهند، دیده نمی‌شود و عدم انتخاب درست بازیگران برای بیشتر این نقش‌ها، شخصیت‌ها را تا مرز نابودی برده است(محسن کیایی برای شخصیت افشین و همینطور بهنوش طباطبایی با توجه به حضورش پیش از این فیلم در فیلم سیانور در نقش یک منافق و هستی مهدوی با عدم توانایی‌اش در اجرای آن‌چیزی که بیننده را با خود همراه کند، سه انتخاب بد هستند که زمان زیادی از فیلم را به خود اختصاص داده‌اند و در واقع هیچ‌کدام از آن‌ها نه اجرای خوبی دارند و نه البته با شخصیت‌های نصفه و نیمه‌ای که برایشان ترسیم شده می‌توانند کاری از پیش ببرند).

تغییر لحن مهدویان نسبت به قسمت اول و بیشتر کردن چاشنی ملودرام فیلم (پررنگ شدن داستان عشقی و حضور زنان که از جایی به بعد فیلم کاملا متعلق به آنان می‌شود) یکی از جذابیت‌های این قسمت است و اینکه او تصمیم گرفته تا از طریق زنان به ایدئولوژی‌های یک سازمان خاص برسد تا از همان طریق بتواند نشان دهد که تعداد زیادی از آدم‌هایی که در سازمان‌های مختلف قرار می‌گیرند قربانی شده هستند(فارغ از اینکه او راست می‌گوید یا نه و یا اینکه فیلمش از لحاظ تاریخی تا چه حد قابل استناد است و دو طرف را لحاظ کرده، در پیاده‌سازی این موضوع در جغرافیای فیلم خودش موفق بوده است) و احساساتشان می‌تواند بر ایدئولوژی غلبه کند و برای رسیدن به این امر نیمه دوم فیلمش را به طور کلی به زنانی که در سمت منافقین هستند اختصاص داده و هر چه که در فیلم رخ می‌دهد مربوط به آن‌ها می‌شود.

اما هرچه که مهدویان در پیاده‌سازی فضاهای شهری در این سال‌ها به یک ثبات رسیده و سبک و سیاق خاص خودش را برای جایگذاری دوربین و استفاده از یک فیلتر خاص و نماهای بسته‌ای که از یک زاویه خاص به بیننده نشان داده می‌شوند، پیدا کرده است، در این فیلم در فصلی که بناست تا صحنه‌های جنگی به نمایش گذاشته شوند و داستان معروف عملیات مرصاد پیاده‌سازی شود، تا مرز فاجعه پیش رفته و صحنه‌های جنگی فیلم کیفیت پایینی را دارا هستند.

پیچش‌ها و فراز و فرودهای داستانی در قسمت اول باعث می‌شد تا هر بیننده‌ای با فیلم همراه باشد، اما کم شدن این پیچش‌ها و معماهای فیلم در قسمت دوم قطعا از جذابیت آن کاسته و اگر قسمت اول فیلم یک تریلر سیاسی/تاریخی بسیار جذاب و خوش‌ساخت با خط داستانی مشخص بود، قسمت دوم با توجه به رفتن بیشتر به سمت ایدئولوژی‌های دو طرف در حال مبارزه، تمرکز بر قسمت عاشقانه داستان و تمرکز بر روی اعمال و رفتار شخصیت‌ها، خط داستاین ضعیف‌تر، معماها و فراز و فرودهای کمتر و در نتیجه هیجان جذابیت کمتری را دارا است. گرچه که هرگاه صحیت از ایدئولوژی باشد، طبیعتا تمام چیزهای دیگر تحت‌آلشعاع آن قرار خواهند گرفت و وقتی فیلمسازی تصمیم گرفته تا اینگونه از یک واقعه تاریخی سخن بگوید، وجود تمام این ضعف‌ها و سوتفاهم‌ها را باید بپذیرد.

پایان بندی فیلم با آن قاب از بالا(بسیار تحت تاثیر سینمای کوستا گاوراس) و اتفاقات پیش از آن قاب، یک مشکل بزرگ دارد، که بخشی از آن به سیر فیلم تا آن لحظه و بخشی از آن به خود آن سکانس بر می‌گردد. مشکل بزرگ این پایان‌بندی جایی است که بیننده نمی‌داند از شخصیت‌ها چه می‌خواهد، یعنی در طول زمان فیلم، نه سیما آن‌قدر بیننده را برافروخته تا از او منزجر باشد و نه کمال و افشین آن‌قدر واقعی برخورد کرده‌اند که بتوان کارشان را در سکاسن آخر باور کرد(این اشکال سیر روایی فیلم که بیننده را با خود همراه نکرده است) و نوع کارگردانی در این سکانس هم طوری نیست که بیننده به طور کامل با یکی از این دو طرف همراه باشد، درواقع کارگردان راه ساده را برگزیده و در این بین مانده، و با میزانسن و دکوپاژی که به صحنه‌ها داده کاملا اعلام بی‌طرفی کرده است و به نظر می‌رسد کارهای فراوانی می‌شد انجام داد تا آن قاب زیبای پایانی فیلم مفهوم درستی از لحاظ مضمونی نیز به خود بگیرد.(گرچه که می‌توان دریافت اگر قسمت سومی در کار نباشد، صحنه‌ی پایانی فیلم و رفتن کمال و افشین و ماندن صادق در صحنه، از هوشمندی کارگردان آمده و اگر قسمت سومی در کار باشد، شاید چندان نتوان به اینکه می‌تواند ادامه خوبی باشد اتکا کرد).

اختصاصی نقدفارسی


ممکن است شما دوست داشته باشید

1
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
1 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
1 Comment authors
Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
Member
Member

در روایت تاریخ همیشه تضادهایی وجود دارد، نمی توان منافع تمامی گروه ها را برآورده کرد. شاید به علت شرایط غالب روند فیلم به این صورت پیش رفته و یا واقعا برداشتی مستقیم از شخصیت های اصلی فیلم بوده. اما بازی متفاوت جواد عزتی قابل تحسین است. بازیگرانی که بتوانند از تیپ خود بیرون بیایند و انواع مختلف بازی را به نحو قابل قبول اجرا کنند، کم است.