فصل سوم True Detective (کارگاه حقیقی)

۲۰۱۹ | درام, جنایی, رمزآلود | ۵۵ دقیقه | درجه نمایشی TV-MA

 

کارگردان :Nic Pizzolatto

بازیگران :Vince VaughnColin FarrellRachel McAdams

خلاصه داستان :داستان این فصل درباره‌ی گم شدن دو بچه در شهر آرکانزاس و حوالی سال ۱۹۸۰ است که کارآگاه «وین هِیس» مسئول بررسی این پرونده شده.

 
 

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

 

اولین فصل سریال «کارآگاه حقیقی» در شبکه‌ی HBO یک پدیده‌ی فرهنگی واقعی بود که از سوی منتقدان و بینندگان نظرات بسیار خوبی دریافت کرد و همچنین چندین و چند جایزه نیز برد. فصل دوم اما به هیچ وجه همچین چیزی نبود. طبق باور خیلی‌ها فصل دوم توسط HBO برای اینکه بتواند از آن لحظه استفاده بکند مورد تعجیل بیش از حد قرار گرفت و به همین دلیل مردم اصلا از این سریال خوششان نیامد( اگرچه به باور من فصل دوم به آن بدی‌ای که خیلی‌ها فکر می‌کنند نبود) و سریالی که به نظر می‌رسید قرار است تبدیل به یک رویداد سالانه شود ناگهان از دیدگان همه محو شد. وقتی که شبکه‌ی HBO  در سال ۲۰۱۷ اعلام کرد که آن‌ها قصد دارد «کارگاه حقیقی» را برای یک فصل دیگر بسازند، همه بسیار شوکه‌ شدند. این فصل قرار است توسط آقای «جرمی سالنیر» کارگردانی شود و ستاره‌ی برنده‌ی جایزه‌ی اسکار یعنی «ماهرشالا علی»(بازیگر فیلم «مونلایت»(Moonlight) نقش اصلی آن را بر عهده خواهد داشت. اولین قسمت آن روز ۱۳ ژانویه پخش شد و این فصل به لحاظ ساختار و لحن اشتراکات بسیار بیشتری با فصل اول خواهد داشت اما همچنان نمی‌توان کیفیت آن را با فصل اول یا بهترین سریال‌های کنونی که در تلوزیون عرضه شده اند مقایسه کرد.

منظور من از آن جمله‌ی آخر این بود که تقریبا هر فریم و صحنه در «کارآگاه حقیقی» نیت و اهمیت آن را نشان می‌دهد. بیشتر آن به خاطر لحن نوآر-مردانه‌ی کارگردانش یعنی آقای «نیک پیزولاتو» است اما به ندرت دیده‌ایم که یک سریال تلوزیونی انتظار داشته باشد که بینندگان در حد یک اثر هنری والا جدی بگیرندش. خیلی‌ها درباره‌ی اینکه چگونه «کری جوجی فوکاناگا» این مسئله را در فصل اول به سطح برابری رساند صحبت کرده اند اما بخش بزرگی از این برابری را مدیون دو بازیگری بودند که بیشتر از درام در نقش‌های کمدی حضور داشتند یعنی «وودی هرلسون» و «متیو مک‌کاناهی». البته، روایت فصل اول تاریک و دراماتیک بود اما «هرلسون» و «مک‌کاناهی» در سوی متضاد این تاریکی و سبک روایت «پیزولاتو» قرار داشتند(و این مسئله همان چیزی بود که حضورش در فصل دوم کمتر حس شد). حال که فصل سوم را تماشا کرده‌ام باید بگویم که ای کاش بازیگرها فرصت این را داشتند که کمی نیز خودشان باشند و این حس را منتقل نکنند که بخشی از یک دستگاه بیش از حد برنامه‌ریزی شده به نام فیلمنامه هستند.

حال که این مسئله را گفتم، باید اعتراف بکنم که این سریال همچنان درگیرکننده‌، تاریک، دارای محتوای پیچیده و شامل یک بازی بسیار سطح بالا از «ماهرشالا علی» است که بازیگران فرعی‌ای مثل «کارمن ایوگو» و «اسکات مک‌نیری» نیز در آن حضور مستحکمی داشته اند. و «سالنیر» نیز توانسته تا سازنده‌ی بسیار خوبی بشود و این تمایل را از خود نشان داده که سکانس‌ها و لحظاتی را در فیلم بگنجاند صرفا برای اینکه اتمسفر اثر را شکل دهد. تلاش او در دو اپیزود اول این سریال علی‌الخصوص از جنبه‌ی لحن بسیار شبیه به پوچ‌گرایی محسوس در فیلم اخیرش یعنی «تاریکی را نگاه‌دار»(Hold the Dark) است تا اینکه بخواهد شبیه به چیز دیگری در ساخته‌های او باشد و نشانگر توانایی او در یادآوری چیز دیگری به ما است که در فصل دو حضورش را حس نکردیم(که از سبک یک کارگردان و مولف داشتن به حضور چندین کارگردانی تلوزیونی تغییر کرد، کارگردانانی که همگی خوب بودند اما دوام کاری نداشتند). «سالنیر» و «ماهرشالا علی» بسیار خوب با یکدیگر هماهنگ شده اند و این کارگردان توانسته تا چیزهای جدیدی به سبک بازی احساسی و حزن‌انگیز «علی» اضافه کند. دوست دارم که این دو در یک فیلم سینمایی نیز با یکدیگر همکاری بکنند.

همانند بسیاری از آثار سبک جنایی، این فصل «کارآگاه حقیقی» درباره‌ی همان پرونده‌ی خاصی است که کارآگاهی نتوانسته آن را حل کند و عواقبش برای همیشه افراد درگیر در آن پرونده را تحت تاثیر قرار داده است. اولین فصل «کارآگاه حقیقی» درباره‌ی آن لایه از نیروی شری بود که در جامعه‌ی متمدن و کنونی به سختی مخفی شده است و فصل دوم نیز از فاسدبودن کلیه‌ی یک شهر استفاده کرد تا ترامای موجود را به خوبی به ما نشان دهد. فصل سوم درباره‌ی یک پرونده‌ی خاص است، پرونده‌ای به حدی پیچیده که عملاً کارآگاه دخیل در آن را از درون خرد می‌کند. آقای «پیزولاتو» همانند کاری که در فصل اول کرد از تکنیک پریدن از موقعیت‌های زمانی به یکدیگر استفاده می‌کند تا روزهایی را نشان دهد که درست پس از شروع شدن پرونده بودند، وقتی که پرونده پس از سال‌ها دوباره باز شد و حتی سال‌های بعد از آن که این مورد هنوز دست از سر کارآگاه داستان برنداشته است. او با یک قاعده‌ی خاص اما با سرعت زیادی از این فاصله‌ی زمانی به یکدیگر حرکت می‌کند.

حادثه و ترامای بزرگ این فصل از سریال، ناپدیدشدن دو پسر بچه به نام‌های «ویل» و «جولی» در سال ۱۹۸۰ و در شهر آرکانزاس است. پدر بچه‌ها( مک نیری) به آن‌ها اجازه داد تا برای بازی به پارک بروند اما آن‌ها هیچ‌وقت بازنگشتند. یک سکانس عالی در ابتدای اثر وجود دارد که «سالنیر» افرادی را دنبال می‌کند که رفتن کودکان با دوچرخه به داخل پارک را دیده بودند؛ کودکان محلی در حیاط‌شان، یک سری نوجوان مشکوک در ماشین و یک آشنای محلی به نام «مرد آشغالی». کارآگاهان «وین هریس»(ماهرشالا علی) و «رولند وست»(استفن دورف) به اینجا فراخوانده شدند تا این مورد را بازرسی کنند با این تصور که کودکان به زودی به خانه بازخواهند گشت یا اینکه پیش مادرشان هستند(مامی گامر). آن‌ها هیچ ایده‌ای نداشتند که وارد چه موضوعی شده اند.

اولین پیامدهای این تحقیقات جذاب‌ترین بخش‌های آن هستند و زمانی که صرف آن‌ها می‌شود بهترین قسمت است اما «پیزولاتو» و «سالنیر» زمان زیادی را صرف آن دو بخش زمانی دیگر می‌کند که مورد پسند نیست. ما هم می‌توانیم ببینیم که او در سال ۱۹۹۰ با این احتمال که می‌تواند این پرونده را حل کند چقدر سرزنده است و انرژی دارد و هم سال ۲۰۱۵ را می‌بینیم که در طی ساخت یک مستند چقدر این پرونده هنوز در تعقیب او است. کارآگاه «وین هیس» بازنشسته در سال ۲۰۱۵ ممکن است از ضعف حافظه و فراموشی رنج ببرد اما هیچ‌وقت پرونده‌ی «پورسل» را فراموش نخواهد کرد.

رازی که در مرکز «کارآگاه حقیقی» قرار دارد و از آن مهم‌تر، اینکه این راز چگونه «هِیس» و همسر آینده‌ش که معلمی در مدرسه‌ی محلی است را تحت تاثیر قرار می‌دهد کاملاً پتانسیل بیشتر از این را دارد و به شخصه مطمئنم که «پیزولاتو» توانایی این را دارد که در سه قسمت پایانی اثر، همه چیز را به سوی فرجام مستحکم و مشخصی ببرد. و «کارآگاه حقیقی» حداقل به خاطر بازی «ماهرشالا علی» هم که شده باشد ارزش تماشا را دارد. صرفا زبان بدنی که او به سه دهه‌ی مختلف از این شخصیت اضافه کرده است را تماشا کنید که نه تنها نشانگر سن و سال بلکه نمایانگر تاثیری است که این پرونده بر روی او گذاشته است. بازی او خارق‌العاده است.

به نظرم مقداری تعجیل در این اثر کم است. اخیرا فصل‌های اول و دوم را بازبینی کردم و بیشتر درگیر آن‌ها بودم تا وقتی که داشتم قسمت‌های جدید فصل سوم را نگاه می‌کردم. شاید در سال ۲۰۱۳ این موضوع تازگی و جذابیت داشت اما از آن موقع تا کنون تعداد سریال‌ها و فیلم‌هایی که به همچین مسائلی پرداخته اند رو به فزونی گذاشته است و به همین دلیل این سریال مقداری از جادوی خود را از دست داده است.

مترجم :امید بصیری


ممکن است شما دوست داشته باشید

5
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
3 Comment threads
2 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
4 Comment authors
Omid BasiriYounes Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
Member
Member

فصل اول رو دیدم فوق العاده قوی بود شخصیت پردازی دوباره به شدت قدرتمند بود شاید میتونم بگم بهترین سریالی بوده که انقد درگیرم کرده ، فصل دوم هم خیلی قوی بود اگر که فصل اول و سومی در کار نبود . الان چند روزیه مشغول دیدن فصل ۳ ام . و هیچ حرفی واسه گفتن نمیذاره فلش بک و فلش فوروار های فیلم خودش یه نقطه ی بسیار قوی واسه این فصله توصیه میکنم حتما اگه اینجور داستانای قوی رو میتونید کامل و خالصانه ببینید .

Member
Member

این نقد مربوط به فیلم سرنیتی است که به اشتباه اینجا درج شده
لطفا تصحیح کنید

Omid Basiri
Editor
Member

با تشکر، اصلاح شد.

Younes
Member
Member
Younes

راجر ایبرت حدوده ۵ سال و نیم پیش مرده حالا چطور برای فصل سوم این سریال نقد نوشته جای سوال داره!!!

Omid Basiri
Editor
Member

نقد رو وب‌سایت راجر ایبرت که هنوز منتقدان توش فعالیت دارن منتشر کرده.
اگر به وب‌سایتش مراجعه کنید متوجه میشید.