شعله ور

۲۰۱۸ |  درام

کارگردان : حمید نعمت‌الله

نویسنده :  هادی مقدم‌دوست   حمید نعمت‌الله

بازیگران :ا مین حیایی   زری خوشکام   بهمن پرورش   فربد قبادی

خلاصه داستان«شعله ور» قصه مردی میانسال است که احساس می‌کند به هیچ جایگاه خاصی در زندگی نرسیده و این امر از طرف نزدیکان او نیز به او تلقین می‌شود و همین امر باعث شده تا او بیش از پیش دچار سرخوردگی و عقده شود و زندگی و خانواده را ترک کند و به شهری دور افتاده برود تا در آن‌جا بتواند برای خودش زندگی کند اما افتادن اتفاقاتی باعث می‌شود تا عقده‌های او سر بگشایند و اعمالی غیر انسانی از او سر بزند.

 

 

در تمام سال‌هایی که حمید نعمت الله مشغول فیلم‌سازی است، دو نکته همیشه حضوری پر رنگ در فیلم‌های او داشته و دارند و ثبات این دو نکته در فیلم‌های او نشان می‌دهد که نعمت الله شخصا می‌داند که از سینما و فیلم ساختن چه می‌خواهد اما شاید در زمان‌هایی تنها خودش این موضوع را بداند و در انتقال آن به سایرین کاملا ناتوان باشد. نکته اول این است که او همواره موفق می‌شود تا بهترین اجرا را از بازیگر نقش اصلی فیلمش بیرون بکشد و ستاره‌های فیلم‌های او همیشه بازی قابل توجه و درخوری را ارائه می‌دهند و نکته دوم جسارت نعمت الله در انتخاب سوژه‌هایی است که ریسک پذیرش آن‌ها از سوی مخاطبین بسیار بالاست و به جرات می‌توان گفت تعداد کمی از مخاطبان با سوژه‌ها و دغدغه‌های او ارتباط برقرار می‌کنند، اما او همیشه اصرار بر این داشته که در راه پرداختن به این سوژه‌ها قدم بردارد. این کار نعمت الله همانقدر که می‌تواند جذاب باشد و عاملی برای موفقیت فیلم‌های او شود به همان اندازه نیز خطرناک است و می‌تواند باعث شکست آثارش شود. زیرا پرداختن به سوژه‌ای خاص نیاز به یک نگاه خاص و البته پیش از آن نیاز به تسلط کافی بر ویژگی‌های آن سوژه و اتمسفری که بناست تا اتفاقاتی در آن رخ دهد، دارد.

«شعله ور» قصه مردی میانسال است که احساس می‌کند به هیچ جایگاه خاصی در زندگی نرسیده و این امر از طرف نزدیکان او نیز به او تلقین می‌شود و همین امر باعث شده تا او بیش از پیش دچار سرخوردگی و عقده شود و زندگی و خانواده را ترک کند و به شهری دور افتاده برود تا در آن‌جا بتواند برای خودش زندگی کند اما افتادن اتفاقاتی باعث می‌شود تا عقده‌های او سر بگشایند و اعمالی غیر انسانی از او سر بزند.

کلیت قصه فیلم «شعله ور»، دغدغه آن و سوژه مورد نظر به خودی خود جذاب است و فضا برای شرح و بسط دادنش بسیار باز است، کاری که نعمت الله در یک سوم ابتدایی فیلمش به خوبی انجام می‌دهد و خرده داستان‌هایی مربوط به شخصیت اصلی را پهن می‌کند و شخصیت‌های مرتبط با او را وارد قصه می‌نماید و بیننده را وارد فضایی جذاب از روایت یک قصه پرکنش و پر تنش می‌کند اما به ناگاه و با چیدن برنامه یک سفر نیمی از شخصیت‌ها را از دست می‌دهد و خرده داستان‌ها نیز از دست می‌روند، اما همان سفر برنامه ریزی شده هم فضای مناسبی برای پرداخت صحیح به خرده داستان‌هایی دیگر دارد که نعمت الله تنها می‌تواند آن‌ها را ره درستی در مسیر شخصیت اصلی جای دهد و در ادامه عملی برای پرداختن درست به آن‌ها انجام نمی‌دهد، برای نمونه داستان جذاب آشنایی شخصیت اصلی با دختر سیستانی می‌توانست نیمه دوم فیلم را از کسالت و کدری خارج نماید، اما آن قدر بی ثمر و بی رمق رها می‌شود که حتی بیننده به سختی می‌تواند برقراری رابطه بین این دو را باور کند و منطقی برای رفتارهای آن‌ها در نظر بگیرد.

نعمت الله همانقدر که جسارتی قابل قبول و دوست داشتنی دارد، همانقدر در روایت قصه فیلم‌هایش دچار مشکل است، استفاده بی حد و حصر او از نریشن و پوشاندن نقاط ضعف قصه و عدم توانایی نمایش تصویری آن‌چه که منظور را منتقل می‌کند بزرگترین ضعف روایی نعمت الله در دو فیلم آخرش بوده است، در واقع کاری که او انجام می‌دهد راه فراری است برای عدم نمایش خواسته‌ها، افکار، اعمال و عکس العمل‌های قهرمان یا ضد قهرمان قصه‌اش، کاری که باعث می‌شود قهرمان یا ضد قهرمان او اکت‌هایی کم اثر و کم جان داشته باشند و نعمت الله و مقدم دوست به همان نریشن‌ها برای باور پذیرکردن شخصیت قهرمان یا ضد قهرمان بسنده کنند، برای نمونه شخصیت ضد قهرمان فیلم «شعله ور» دستگاهی را در حمام نصب می‌کند تا به شکلی بچه‌گانه از فرد خاصی انتقام بگیرد، حال اینکه آن صحنه چه قدر بد چیده شده در جای خود بماند، این عمل از سوی یک ضد قهرمان عقده‌ای آن قدر سطحی است که می‌تواند کار فیلم را برای سقوط در همان جا یکسره کند.

تکیه کردن نعمت الله بر فضای بیرون شهری و آپارتمانی فضای «شعله ور» را به «آرایش غلیظ» نزدیک کرده است، همانطور که بی قراری شخصیت اصلی فیلم ، او را شبیه به شخصیت اصلی «آرایش غلیظ» می‌کند، اما عدم پرداخت درست جغرافیا و شخصیت‌های فرعی که در «آرایش غلیظ» هم به چشم می‌خورد، در «شعله ور» نمود بیشتری پیدا می‌کند، زیرا شخصیت اصلی در این‌جا پتانسیل و پرداخت بهتری دارد و جغرافیا روی زندگی او تاثیرگذار است، اما نگاه نویسنده و کارگردان به این جغرافیا و شخصیت‌های درونش کاملا سطحی و دم دستی است.

با تمام این اشکالات، فیلم از لحظه شروع تا زمانی که شخصیت اصلی با همکلاسی سابقش (غواص معروف) روبرو می‌شود همچنان می‌تواند جذاب باشد، اما از همان لحظه و نمایش تصمیمات عجیب و غریب شخصیت اصلی که نمی‌توانند تاثیرگذاری خاصی داشته باشند، فیلم رو به افول می‌رود و در زمانی به طور کلی انسجامش را از دست داده آن قدر گیج و گم می‌شود که شخصیت اصلی را رها می‌کند و در دقایق پایانی روایت فیلم از شخصیت اصلی تغییر موضعی عجیب می‌دهد و تمرکز خود را روی پسر او می‌گذارد و نتیجه‌اش سکانس بی اثر غواصی زیر آب و شیره کش خانه‌ای می‌شود که تنها شاید به دلیل موضوعات ممنوعه‌اش جذاب باشد و کوچکترین کارکردی در فیلم نداشته باشد.

عدم انسجام روایی که از پس ضعف‌های فیلمنامه می‌آید، شخصیت پردازی خوب شخصیت اصلی را نیز بی ثمر می‌کند و سوژه جذاب را نیز با خود به انتهای دره می‌برد، و قصه پر پتانسیلی که از خرده داستان‌های جذاب تشکیل شده و در ابتدای فیلم به خوبی این خرده داستان‌ها را پهن می‌کند، با عدم توجه به ظرافت‌های روایی و عدم توجه به تاثیر این خرده داستان‌ها در پیشبرد هرچه بهتر پیرنگ اصلی، به بن بست می‌رسد و پایان فیلم به حال خود رها می‌شود تا تمام فاکتورهای ناقص دیگر فیلم را همراهی کند.

«شعله ور» با سوژه‌ای جذاب، تنها همین سوژه جذاب را دارد، فیلمی که با توجه به نزدیکی فضای به «آرایش غلیظ» به نظر می‌رسد انسجام بیشتری نسبت به آن اثر داشته باشد، اما نه آن انسجام لازم را داراست و نه می‌تواند جذابیتش را برای بینده حفظ نماید.


ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of