سعادت آباد

کارگردان: مازیار میری
نویسنده: همایون اسعدیان,
0.0
0
0.00

خلاصه داستان:

یاسی که در زندگی مشترک با محسن دچار تردیدهایی شده، تصمیم می‌گیرد برای او جشنی بگیرد و خاطراتی را یادآوری کند. او برای بهتر برگزار کردن مهمانی همه چیز را از قبل پیش‌بینی می‌کند، غافل از این که شرایط به خواسته‌ی او پیش نمی‌رود. فیلم در سکانسی به خیانت در زن


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم غلامعباس فاضلی

نقد و بررسی فیلم

در شب مهمانی ابتدا لاله و علی وارد می شوند. علی که در دانشگاه تدریس می کند شوهری مقید و نسبت به رفتارهای همسرش حساس است، و لاله که در آستانه سفری به خارج از کشور است، به نظر می رسد چیزی را از شوهرش پنهان می کند. وقتی محسن وارد می شود پریشان به نظر می رسد. یاسی طوری که مهمان ها متوجه نشوند علت پریشانی را می پرسد، محسن به او می گوید که حدود دویست میلیون تومان از اجناسی که وارد کرده و در واقع همه سرمایه او بوده با کشتی زیر آب رفته است.

بهرام و تهمینه هم وارد می شوند. رابطه بین آنها هم متزلزل به نظر می رسد. تهمینه از کم توجهی بهرام ناراحت است. او و بهرام در آستانه جدا شدن از هم هستند و تلاش می کنند دیگران بویی از این قضیه نبرند.

وقتی لاله و تهمینه و یاسی با هم صحبت می کنند، علی متوجه می شود چیزی که لاله از او مخفی کرده جدی است. و بعد با نگاه کردن به شماره نلفن های موبایل تهمینه متوجه می شود لاله نه آنطور که می گوید با آرایشگرش، بلکه با یک دکتر صحبت کرده است. و بعد از پیگیری و سماجت بیشتر متوجه می شود این دکتر برخلاف آنچه لاله و بعد تهمینه و یاسی به او می گویند، نه دکتر پوست و داخلی، بلکه متخصص زنان است.

یاسی که می دانسته شوهرش سرمایه ای برای واردات نداشته از محسن می پرسد که دویست میلیون تومان پول را از کجا آورده. محسن پاسخ روشنی به او نمی دهد. از طرف دیگر تهمینه که متوجه می شویم در زندگی زناشویی با بهرام، او مدیر و صاحب سرمایه است، به خاطر نبودن پول در حساب بهرام از او بازخواست می کند. محسن به بهرام و علی می گوید که چه بلایی بر سر اجناش اش آمده. بهرام به او توصیه می کند حرفهای طرف تجاری اش در بندر را جدی نگیرد. چراکه به احتمال زیاد به او دروغ گفته اند. محسن به توصیه بهرام عمل می کند. در نتیجه طرف تجاری او خبر می دهد که اجناس پیدا شده است!

یاسی تلاش می کند شام به خوبی دور هم صرف شود. اما بحران بین علی و لاله به اوج خودش رسیده. اگرچه جلوه بیرونی چندانی پیدا نکرده است. رابطه تهمینه و بهرام نیز سرد است. پس از شام، وقتی بهرام در خلوتی از یاسی به خاطر شام تشکر می کند. متوجه می شویم او قبلاً عاشق و خاطرخواه یاسی بوده، اما یاسی با محسن ازدواج کرده است و زندگی فعلی اش را هم دوست دارد. از طرف دیگر این بهرام بوده که آن سرمایه دویست میلیون تومانی را در اختیار محسن گذاشته. نه به خاطر محسن، بلکه به خاطر یاسی.

علی که متوجه می شود لاله باردار بوده و بچه اش را سقط کرده، برمی آشوبد و نه تنها او را کتک می زند، بلکه بهرام هم که قصد جدا کردن آنها را داشته مضروب می کند. او به خاطر اینکه تهمینه و یاسی از طریق راهنمایی لاله برای انتخاب پزشک و همچنین در اختیار گذاشتن آپارتمان یاسی برای گذراندن دوران نقاهت لاله، به او در سقط جنین کمک کرده اند از آنها دل چرکین می شود و آپارتمان را ترک می کند.

تهمینه و بهرام هم با پایان مهمانی از آنجا می روند. تهمینه متوجه سابقه دلدادگی بهرام به یاسی و اینکه خالی شدن حساب بهرام به خاطر این است که او پول را به خاطر یاسی، به محسن داده شده است. قرار است او به لندن پیش بچه هایش (احتمالاً از ازازدواج اولش) برگردد و مدتی دور از بهرام باشد. شاید این زمینه جدایی رسمی او و بهرام باشد.

لاله به آپارتمانش برمی گردد. بین او و بهرام همه چیز در سکوت می گذرد.

یاسی که دچار سردرد شدیدی شده است، از محسن می خواهد که به منزل پرستارشان برود و دخترشان را که حالا خوابش برده به خانه برگرداند. اما وقتی ساعتی بعد از خواب بیدار می شود و به منزل پرستار بچه زنگ می زند، پاسخ می شنود که هنوز محسن به آنجا نرسیده. در حالی که محسن آنجاست و کادوی تولدش را از پرستار می گیرد. بین او و پرستار رابطه عاشقانه ای هست که یاسی از آن بی خبر مانده. پرستار بچه به محسن می گوید که یاسی باردار است. در حالی که محسن اگرچه متوجه حالت تهوع یاسی حین مشاجره و دعوای علی و لاله شده، اما هیچ شکی نکرده یاسی باردار است.

یاسی در آپارتمانش تنهاست. او به توصیه تهمینه قرصی را که مدتی مصرف می کرده، نمی خورد و باقیمانده لیوان آبش را پای گلدان می ریزد.

**********

یک شاهکار تمام عیار. یکی از بهترین کارگردانی ها در سال های اخیر، بهترین فیلم اجتماعی یک دهه اخیر، بهترین فیلمی که درباره شهر تهران ساخته است، مجموعه ای از بهترین و درست ترین بازی ها، بهترین فیلمی که در تمام تاریخ سینمای ایران درباره رابطه زن و مرد ساخته شده است، از نظر فنی بهترین و از نظر درونمایه باریک بینانه ترین فیلمنامه تمام تاریخ سینمای ایران. خانم ها! آقایان! سعادت آباد.

در این جشنواره کسالتبار بیست و نهم که بدترین جشنواره فیلمی بود که در تمام عمرم دیده ام، با انبوهی فیلم های بد، ضعیف، دست بالا متوسط، و بدتر از همه کاملاً قابل پیش بینی، تماشای سعادت آباد در آخرین شب جشنواره بیست و نهم یک اتفاق غافلگیرکننده و مسرور کننده بود.

فکر نمی کنم غفلتی بزرگ تر و مذمت بارتر از این را در عمرم دیده باشم که وقتی سعادت آباد در جشنواره ای باشد، سرها به سمت جدایی نادر از سیمین بچرخد! حقیقت اش فکر می کنم سعادت آباد آنقدر بزرگ است که نه تنها در جشنواره امسال هیچ فیلمی با آن قابل مقایسه نیست، بلکه این فیلم دست فیلم هایی از این دست در سال های دورتر (از به همین سادگی گرفته تا چهارشنبه سوری) را از پشت می بندد. مجموعه شگفت آور و عظیمی از ظرافت ها که حتی چه کسی از ویرجینیاوولف می ترسد؟ مایک نیکولز هم در برابرش زمخت و ناشیانه جلوه می کند.

حامد بهداد بهترین، درست ترین و شیرین ترین بازی زندگی اش را در این فیلم ارائه کرده. لیلا حاتمی عالی، مهناز افشار فوق العاده، فیلمنامه بی نظیر و کارگردانی سنجیده است. اما چیزی مهم تر از همه این ها در فیلم وجود دارد که باعث شده سعادت آباد یک فیلم استثنایی باشد. چیزی که راستش هنوز درست نمی دانم چیست و خیال دارم آن را کشف کنم!

یک بخش تکان دهنده فیلم واگذاری سهم قابل توجهی از کشف مناسبات و روابط بین آدم ها به تماشاگر است. امکان این را به تماشاگر دادن که خودش پیش برود. توازن عجیبی در فیلم وجود دارد که باعث می شود در عین حال که ریتم آن همواره پویاست، هیچ چیز اضافه ای در آن گفته نشود. فیلم یک اثر هنری است که در حد یک بازی هوش پیش می رود و ما را وامی دارد که خودمان مناسبات را کشف کنیم. نقش «دانای کل» در فیلم به حداقل می رسد و بیشتر چیزها به ذهن بیننده واگذار می شود. یاسی زن خوش قلب، معصوم و پاک نیتی است. بهرام سال ها قبل عاشق یاسی بوده و هنوز هم خاطرخواه اوست. تهمینه قبلاً ازدواج کرده و در شب مهمانی متوجه عشق پنهان بهرام به یاسی می شود. یاسی با وجود دروغ ها و خیانت های محسن از او جدا نخواهد شد. محسن قصد دارد پول های بهرام را بالا بکشد. یاسی باردار است. هیچکدام از این مفاهیم به طور صریح و آشکاری در فیلم گفته نمی شوند. اگر هنگام نمایش فیلم با بغل دستی مان صحبت کنیم خیلی چیزها از دست مان درخواهد رفت. سعادت آباد شبیه بازی های هوش داخل مجلات است. آزمون های هوشی که یک نقاشی پیش روی خواننده قرار می دهند. نقاشی مثلاً یک  درخت را نشان می دهد. اما از خواننده خواسته می شود مثلاً یک آدم، یک دوچرخه، یک مداد، و خیلی چیزهای دیگر را که در تصویر درخت مخفی شده اند کشف کند. چنین چیزی در سینما خیلی هیجان انگیز است. نمونه هایی از این هیجان در چهارشنبه سوری و درباره الی وجود داشت. اما حالا در سعادت آباد در برابر هیجان و مکاشفه ای خیلی بزرگتر قرار می گیریم. این فیلم را می شود بارها و بارها تماشا کرد و هر بار چیز جدیدی از میان آن کشف نمود.

**********

سعادت آباد تصویری واقعی و تکان دهنده از جامعه (و شاید به خصوص تهران امروز) به ما ارائه می کند و شاید این همان نکته بزرگ فیلم است که باعث شده فیلم استثنایی باشد. حال و هوایی که این فیلم از تهران ارائه می دهد تصنعی و غلو شده نیست. بلکه آنقدر واقعی و راستین ثبت شده که امروز و امسال اصلاً واقعی بودن آن را حس نمی کنیم. قدر این تصویر از زندگی شهری معاصر ما، اما در سال ها و دهه های بعد دانسته خواهد شد. بیشتر از هر فیلم مستندی درباره زندگی امروز در این سال های پر التهاب، سعادت آباد دنیایی محصور شده در گوشی های موبایل، پیامک ها و تماس های تلفنی را به ما نشان می دهد. دنیایی احاطه شده به وسیله آپارتمان ها که با دروغ های رنگارنگ و خیانت های مکرر مزین شده است. تصویری که سعادت آباد از این دنیا به ما ارائه می دهد نه آنقدر تلخ است که رمانتیک بودنش ما را تحت تأثیر قرار دهد (چهارشنبه سوری)، نه آنقدر بی شور و حال است که شبهه ی ناب بودن را به ما القا کند (به همین سادگی) و نه آنقدر سرخوشانه است که با تماشای آن از خود بی خود شویم و با رها شده در پایانی کم و بیش مبهم گره تعلیقی را که با آن به فیلم زنجیر شده ایم را نبینیم. (درباره الی). چراکه این فیلم ها تصویری از زندگی اجتماعی را به ما نشان می دادند که به اندازه ی قیل و قال استنلی کوبریک در 2001: یک ادیسه فضایی از جهان امروزی دور، و در عین حال به اندازه رم شهر بی دفاع داعیه ی واقعی بودن را داشتند. اگرچه همه این فیلم ها طرفداران سفت و سختی دارند و خواهند داشت، اما من ناخودآگاهانه وارد یک مقایسه قدیمی می شوم. مقایسه ای مثل قیاس کوروساوا و اوزو. مقایسه بین هفت سامورایی و داستان توکیو. من همیشه کارگردان دوم و فیلم دوم را ترجیح داده ام. اگرچه شاهین اقبال همیشه روی شانه ی کوروساوا و هفت سامورایی نشسته است.

از طرف دیگر فیلمنامه نویس و طبیعتاً کارگردان این قبیل فیلم ها از چیزی حرف می زنند که پرداختن به آن جزو دشوارترین مباحث زندگی بشر است: پیچیدگی های مختلف و متعدد در رابطه میان زن و مرد. از آنی هال (وودی آلن) گرفته تا عروسی بهترین دوستم (پی. جی. هوگان) درباره ابعاد این رابطه صحبت شده. در شکل فرانسوی کلود سوته در اصول و ارزش های زندگی ابعاد عجیبی از آن را ارائه کرده است. اما سلیقه عمومی منتقدان معمولاً سروقت متظاهرانه ترین فیلم های این حوزه می رود: مثل فیلم مایکل گوندرای و چارلی کافمن درخشش ابدی یک ذهن پاک. در جشنواره امسال از کارگردانی خلاق (جمیل رستمی) تصویر مضحک و ناشیانه ای از این رابطه را دیدیم(چشم). حاصل کار از این جهت فاجعه بود که کارگردان و نویسنده زندگی شهری و مناسبات انسانی درون آن را اصلاً نمی شناخت. این شکست های مفتضحانه سابقه دور و درازی در سینمای ایران دارند. مگر می شود بدون شناخت این مناسبات مثلاً فیلمی درباره سقط جنین (دعوت) ساخت و تقبیح نشد؟

حالا در سعادت آباد با فیلمی مواجه هستیم که هم فوق العاده اجتماعی است، و هم در خصوص ظرافت های روابط زن و مرد بی نهایت باریک بین است. عجیب تر و مهم تر از همه اینکه این بعد اجتماعی و این باریک بینی را با لحنی کاملاً متوازن و معتدل بیان می کند. به اندازه حرف می زند. در پایان سعادت آباد نه همدردی سوزناک و رقت باری نسبت به شخصیت اصلی پیدا می کنیم، نه دربند این هستیم که بدانیم حقیقت چیست و فردا چه خواهد شد. آنچه به دست آورده ایم فقط تصویر شدن لحظاتی ناب از زندگی انسان، مثل لحظه ای که وقت خوردن یک قرص یاد توصیه دوستی می افتیم و از مصرف آن منصرف می شویم نیست؛ بلکه یک آگاهی بزرگ است از چیزی که دور و بر ما می گذرد و ما هم بارها ابعادی از آن را تجربه کرده ایم ولی شاید هرگز به آن اهمیتی نداده ایم. نمی دانم این «آگاهی» چقدر در سینما ارزش دارد؟ اما می دانم هیچ فیلمی تا امروز نتوانسته مثل سعادت آباد ما را به آن نزدیک کند.

منبع :

سایت پرده سینما- منتقد : غلامعباس فاضلی

هر گونه کپی برداری از این مطلب بدون ذکر دقیق منبع مخالف قانون بوده و شرعا حرام میباشد.


11
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
11 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
4 Comment authors
seeساراcinemaناشناس Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More here on that Topic: naghdefarsi.com/title/سعادت-آباد/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Here you can find 86924 more Info on that Topic: naghdefarsi.com/title/سعادت-آباد/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Info on that Topic: naghdefarsi.com/title/سعادت-آباد/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Here you can find 22101 additional Info to that Topic: naghdefarsi.com/title/سعادت-آباد/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Info on that Topic: naghdefarsi.com/title/سعادت-آباد/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More here on that Topic: naghdefarsi.com/title/سعادت-آباد/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More on that Topic: naghdefarsi.com/title/سعادت-آباد/ […]

see
Guest
Member
see

من زیاد اطلاعات سینمایی ندارم ولی گمان نمی کنم این فیلم اینقدر از همه لحاظ خوب و بی عیب باشه به نظر من در نقداین فیلم منتقد فقط جنبه های مثبت رو دیده اونم به یه شکل افراطی که تا حالا تو هیچ نقدی ندیده بودم ولی به نظر من فیلم اشکالات زیادی داشت که دوستان به اونا اشاره کردن و مهم تر از همه فکر میکنم فیلم باید قبل ار اینکه شبیه تست هوش یا معما یا مکاشفه باشه دارای تکنیک های سینمایی باشه منظورم شیوه ی روایت /شخصیت پردازی/پایان بندی درست و غیره است به هر حال منم… ادامه »

سارا
Guest
Member
سارا

سلام.نقدتونو طوری نوشته بودید که یه لحظه شک کردم فیلم رو اشتباه دیدم!!یه خرده زیادی بزرگش کردید ولی فیلم قشنگی بود .همینکه آدم با یه حس خوب تا آخر فیلم رو دنبال میکرد یعنی جذاب بود. مهناز افشار بازیش عالی بود.

cinema
Guest
Member
cinema

فیلم سعادت آباد به نظر من یک اتود کاملا معمولی و ساده بود از شاهکاری به نام درباره ی الی.نقد شما را خواندم و جز تعریف و تمجید موضوع قابل ذکر دیگری نیافتم. اما به نظر من فیلم دارای شخصیت پردازی بسیار ضعیف و کاریکاتورگونه ریتم کند و خسته کننده و غیر جذاب و سر در گمی بی حد و حصر ناشی از ضعف فیلم نامه بود.به جز لیلا حاتمی هم بازی ها همگی معمولی بود و حامد بهداد هم جدا بد بازی کرد.پایان بندی فیلم هم بیش از آنکه سینمایی باشد پر بود از نماد پردازی های بی پایه… ادامه »

ناشناس
Guest
Member
ناشناس

به نظر من فیلم اینقدرها هم شگفت آور نبود . از همان ابتدا یاد آور فیلم درباره الی بود چه از لحاظ ساختاری و فرمی و چه از لحاظ محتوایی . میشه گفت ورژن قابل قبولی از درباره ی الی بود . همانطور که گفته شد فیلم مختص تهرونی هاست . به نظر من شخصیت پردازی و پرداخت داستانی خوب بود ولی چیز جدیدی ارایه نشده بود و زوایای دید هم تکراری بود . دیگه الان دور و بر مون پر از بحث های تکراری در اینگونه مسائل اجتماعی و … . کارگردانی خوب بود . تصویر برداری هم خوب… ادامه »