سرو زیر آب

۲۰۱۸ | درام, جنگی | ۱۱۳ دقیقه | درجه نمایشی R

 

کارگردان :محمدعلی باشه آهنگر

نویسنده :محمدعلی باشه آهنگر

بازیگران :شهرام حقیقت‌دوست, مینا ساداتی, بابک حمیدیان

خلاصه داستان :در زمان جنگ ایران و عراق، کرامت جهانبخش که مسئول تحویل اجساد شهدا به خانواده‌های آن‌هاست، متوجه می‌شود که جسد یک‌ شهید را به اشتباه به خانواده‌ای دیگر داده است و‌ حالا خانواده اصلی آن شهید به دنبال فرزند خود هستند و…

 
 

 

جنگ بستری است که همواره می‌توان از دل آن قصه بیرون آورد و درباره قصه‌ها سخن گفت و سینما مدیومی است که همیشه از جنگ در آن سخن گفته شده و مخاطبان بسیار نیز داشته، پرداختن به موضوعات خاص در حاشیه جنگ و البته نگاه بسیار موشکافانه به مسائل اخلاقی‌ای که در پس خشونت جنگ مطرح می‌شوند، به خودی خود هم می‌تواند بسیار جذاب باشد و هم مهم، اما صرف داشتن یک قصه از جنگ و اقدام به نمایش آن و تلاش برای سخن گفتن از اخلاقیات، به هیچ وجه نمی‌تواند فیلمی را موفق کند و آن را به سر منزل مقصود برساند. آخرین فیلم محمدعلی باشه‌آهنگر، پتانسیل این را داشته که هم قصه جذابی داشته باشد و هم فیلم جذاب‌تری از دل این قصه بیرون بیاید، جذابیتی که باعث شود مخاطب از تماشای یک فیلم لذت کافی را برده و در پس این لذت پیام‌های داستان را نیز دریافت کند و ذهنش درگیر شود. اما این موضوع در سطح همان پتانسیل باقی مانده و پا را فراتر از یک مجموعه از عوامل بالقوه نگذاشته و هیچ‌گاه بالفعل نشده است. با اینکه فیلم هزینه‌های گزافی داشته و از بهترین امکانات برخوردار بوده تا به سرانجام برسد، اما به دلایل متعدد موفق به انجام کار خاصی نشده است.

قصه فیلم به عنوان اثری قصه‌گو آن قدر پر و پیمان نیست که بتواند بار یک فیلم بلند را به دوش بکشد و به همین علت نیز فیلمنامه دچار نقصان‌ها فراوانی شده است. اولین مشکل فیلمنامه عدم وجود یک فضای درست و تعریف صحیح از جغرافیایی خاص است، طوری که اگر بیننده‌ای اطلاعات خاصی از جنگ نداشته باشد و کار اصلی شخصیت‌های فیلم را نداند، به هیچ وجه تا مان‌های پایانی فیلم سر از کار آن‌ها در نخواهد آورد، البته که محیط ساخته شده اما هیچ‌گاه به ساخته شدن جغرافیای اصلی کمک نکرده و بیننده همواره سرگردان در این فضای ناقص باقی می‌ماند. شخصیت‌های متعدد فیلم به هیچ‌وجه شکل درستی نمی‌گیرند و در پی این مساله روابط بین آن‌ها که ساختار اصلی فیلم را تشکیل داده نیز مشخص نمی‌شوند، و به عنوان مثال بیننده باید در میان دیالوگ‌ها بگردد تا متوجه شود دو نفر از شخصیت‌ها با یکدیگر برادر هستند، اتفاقی که در یک اثر قصه‌گو ضعف بزرگی به حساب می‌آید. از طرفی تعدد مکان‌های مرتبط با قصه و عدم پرداخت صحیح به آن‌ها نیز به سردرگمی بیشتر فیلم دامن زده است، شخصیت‌های اصلی فیلم به کرات در حال رفت و آمد بین مکان‌های دورافتاده از هم هستند و این رفت و آمدها کمکی به پیشبرد قصه نمی‌کنند. همه این فاکتورهای بد باعث می‌شوند تا فیلم «سرو زیر آب» بسیار دیر شروع شود و زمانی که مدت زیادی از شروع فیلم گذشته بیننده همچنان متتظر این باشد تا قصه آغاز و مساله اصلی فیلم مطرح شود. کارگردان تمام عوامل و المان‌های فیلم را فدای ایده‌آل‌های خود کرده است و تعدد این مسائل آرمان‌گرایانه و اصرار فلمساز برای بیان همه آن‌ها باعث شده تا فیلم تبدیل به اثری شعارگونه شود که در پیوند ادیان، پیام‌های صلح، نگاه اسطوره‌ای به جنگ و نمایش مصائب خانواده شهدا و مفقودین به کلی به ورطه شعارزدگی بیفتد و دیالوگ‌ها و شخصیت‌ها و رفتارهای آن‌ها آن‌قدر شعاری و در سطح باشند که از تحمل بیننده خارج شوند و خط اصلی قصه فیلم نیز فدای همین شعارها شود و اگر امیدی به حضور قصه‌ای کم‌جان در فیلم بوده، آن نیز از بین برود.

مساله بعدی این است که موضوعیت این قصه و این فیلم در زمانه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم چیست، و پرداختن به چنین مساله‌ای، حتی اگر تکلیف جنازه مورد بحث در فیلم مشخص می‌شد، چه دلیلی داشته است؟ جنگ مملو از قصه‌های تعریف نشده و اتفاقاتی است که همین حالا نیز موضوعیت دارند و پرداخت درست روی آن‌ها قطعا نتایج خوبی در بر خواهد داشت، اما زیاده‌خواهی و بزرگنمایی بیش از حد در بیان مسائل مختلف باعث شده تا فیلم باشه‌آهنگر هیچ کارکردی نداشته باشد و در بیان هیچ‌یک از مسائل درونی خود موفق نباشد.

در نهایت «سرو زیر آب» یکی دیگر از آن فیلم‌های سینمای ما است که قصه‌ای را به باد می‌دهد و در هیچ یک از المان‌های سینمایی موفق عمل نمی‌کند و تصاویر پر زرق و برق و قاب‌هایی که با امکاناتی خاص گرفته شده‌اند نیز کمکی به بهتر شدن فیلم نخواهند کرد، زیرا پایه و اساس کار دچار مشکل است، فیلم نه شخصیت‌پردازی درستی دارد و نه روابط بین شخصیت‌ها را مشخص می‌کند، نه پیام اصلیش برای بیننده عیان می‌شود و نه در رساندن پیام‌های دیگر موفق است و صرفا در حال دست و پا زدن بیهوده برای طولانی کردن مدت زمان اثر است، آن هم با متوسل شدن به دیالوگ‌های گل درشت و رتف و برگشت‌های بیهوده که در نهایت اجازه نمی‌دهند فیلم به موقع آغاز شده و به موقع نیز به پایان برسد. اثری گیج و گم در میان تمام پیام‌های ناقص و جغرافیای نا مشخص


ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of