داونتون اَبی (Downton Abbey)


خلاصه داستان:

: ادامه‌ی داستان خانواده‌ی کراولی، مالکان ثروتمند یک ملک بزرگ در انگلستان اوایل قرن بیستم این بار بر پرده‌ی سینماها.


تصاویر فیلم:

خلاصه نظر منتقدان:

دیو وایت – د راپ ( نمره ۸ از ۱۰ )

این خدمت به طرفداران درست مثل هر فیلمی از « مارول » دقیق و لازم است، و از شما انتظار می‌رود تا دانش عمیق خود از شخصیت‌ها و عمق آن‌ها را به میدان بیاورید و تمامی آن‌ تعهد احساسی خود به آن‌ها. به عنوان یک جایزه برای طرفداران وفادار، « دانتون ابی » یک ارائه زیبا و پرجزئیات است.

لزلی فلپرین – هالیوود ریپورتر ( نمره ۷ از ۱۰ )

« دانتون ۲ » به معنای واقعی کلمه بزرگ‌تر، جامع‌تر، با تزئینات بیشتر، با شات‌ّهای هوایی به کمک هواپیماهای کنترلی بیشتر است و تمامی بازیگران اصلی را به جای خود باز می‌گرداند.

جون توماس – اسلیت ( نمره ۷ از ۱۰ )

داستان فیلم « دانتون ابی » درخشان است، نه زیاد به خاطر غافلگیرکننده بودنش، بلکه به خاطر این که اجازه می‌دهد هر کدام از بازیگران کاری را بکند که از آن‌ها انتظار داریم.

اد گونزالز – اسلنت مگزین ( نمره ۶.۳ از ۱۰ )

هر سکانس اینجا طوری آغاز می‌شود که حس می‌کنید یک نارنجک وسط اتاق انداخته شده است، هر کسی را به این فکر وا می‌دارد که چطور قرار است این نارنجک منفجر شود، و بعد از مدتی،  تمام چیزی که می‌بینید اجزای داستان‌های جانبی مختلف است که جدا از هم هستند و در نهایت در یکدیگر فرو می‌روند و فیلم به اتحاد می‌رسد.

پیتر بردشا – گاردین ( نمره ۶ از ۱۰ )

داستان‌ها ضعیف هستند و شخصیت پردازی عمق زیادی ندارد، ولی لحظات بامزه‌ای هم وجود دارد و « کوین دویل »، در نقش آن خدمتکار، تقریبا کل نگاه‌ها را به خود جلب می‌کند.

تیم رابی – تلگراف ( نمره ۶ از ۱۰ )

تماشای این فیلم مثل قرارگیری روی همان صندلی چرخ‌دار تشک‌دوزی شده است که در همان مکان‌های قدیمی به حرکت در می‌آید.

هلن اوهارا – امپایر ( نمره ۶ از ۱۰ )

یک درام باوقار و بی‌چالش برای مردمی که می‌دانند که آن را دوست خواهند داشت، این یک تجسم رنگارنگ و نوستالژیک از انگلستانی است که، به طور قطع، هیچ وقت خیلی معصوم نبوده است.

وندی آید – اسکرین اینترنشنال ( نمره ۶ از ۱۰ )

طرفداران این سریال درام تاریخی تلوزیونی محبوب بدون هیچ شکی این نسخه فرعی را با آغوش باز خواهند پذیرفت، فیلمی که در زمینه بصری یک گام رو به جلو برمی‌دارد در حالی که همان مضامین و سبک قصه‌گویی آشنا را مورد استفاده قرار می‌دهد.

دنیل دی آداریو – ورایتی ( نمره ۵ از ۱۰ )

به عنوان یک مجموعه تلوزیونی، « دانتون ابی » گسترده بود، به مخاطبان همان درام و هرج و مرجی را تحویل می‌داد که می‌خواستند قبل از این که با یک گره‌گشایی از جدال‌ها فصل را به پایان برساند. اینجا، فقط وقت برای گره‌گشایی‌ها باقی مانده، حتی قبل از این که درام را شاهد باشیم.

جانی اولکسینسکی – نیویورک پست ( نمره ۳.۸ از ۱۰ )

« جولین فلوز » خیلی بهتر می‌شد اگر به سراغ نوشتن یک اپیزود مخصوص کریسمس دیگر برای رضایت طرفداران می‌رفت.


نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نشریه reelviews

نمره 7.5 از 10

اگر نمی‌دانید «ارل گرانتام» چه کسی است، احتمالا بهتر باشد که همین حالا توقف کنید. اگر سرگذشت تراژیک «بانو ماری» را نمی‌دانید، این فیلم برای شما نیست. یا اگر به شدت منتظر شوخی نیش‌ٔدار بعدی‌ «بانو وایولت» نیستید، این دو ساعت شما بهتر است جای دیگری صرف شود. « داونتون ابی » ( Downtown Abbey ) با در نظر گرفتن مخاطب عام ساخته نشده است. در عوض، یک فرصت دوباره با داستانی مختصر برای طرفداران این سریال تلوزیونی طولانی ( با شش فصل، پنجاه و دو قسمت که بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ پخش شد ) است تا با دوستان قدیمی تجدید دیدار کنند و ببینند که در این دو – سه سال اخیر از زمانی که برای آخرین بار با آن‌ها ملاقات کرده‌اند، در چه حال هستند. سیخ شدن مو بر تن هم مجاز است ( شاید حتی به این شرایط تشویق شوید ) وقتی که موسیقی با اولین قاب از کاخ قدیمی بزرگ همراه می‌شود.

فیلم مثل یک قسمت بزرگ باز می‌شود؛ بازیگران و عوامل خلاق پشت صحنه، مثل سازنده / نویسنده مجموعه « جولین فلوز » (Julian Fellowes ) ( « گاسفورد پارک » ( Gosford Park ) ) و کارگردان « مایکل انگلر » (Michael Engler )، به شکلی زیبا پیوستگی را حفظ کرده‌اند. ایده کلی بزرگ‌تر است ( با دوربین ایستاده و شات‌های هوایی بیشتر ) ولی خانه کماکان همان است، دهکده همان است، و تم موسیقی هم همان است. چیز زیادی از « داونتون ابی » را نمی‌توان «حماسی» قلمداد کرد. هدف این است که یک چتر روی داستان‌های جانبی باز شود (بعضی از آن‌ها کار می‌کنند و بعضی هم نه) و، مهم‌تر از آن، به دیالوگ‌ها و تعامل میان شخصیت‌ها توجه شود. بیشتر چیزهایی که ممکن است یک نفر به شکلی معقول از هر داستانی مرتبط با « داونتون ابی » انتظار داشته باشد را می‌توان اینجا پیدا کرد (به جز ملاقات زندان توسط یکی از بیتس‌ها).

سال ۱۹۲۷ است – تقریبا ۱۸ ماه پس از آخرین قسمت از مجموعه تلوزیونی، که در کریسمس سال ۱۹۲۵ جریان داشت. چیز زیادی عوض نشده، اگرچه همه «کمی» پیرتر شده‌اند (اگرچه این لزوما به معنی عاقل‌تر شدنشان نیست). « رابرت کراولی » ( « هیو بونویل » (Hugh Bonneville ) ) از طریق پست سلطنتی باخبر شده که « شاه جرج پنجم » ( « سیمون جونز‌ » (Simon Jones ) ) و « ملکه ماری » ( « جرالدین جیمز » (Geraldine James ) ) شبی را در « داونتون ابی » خواهند گذراند. این باعث ایجاد هیجان و حیرت هم برای افراد طبقه بالا و هم طبقه پایین می‌شود. وقتی « بانو ماری » ( « میشل داکری » (Michelle Dockery ) ) تصمیم می‌گیرد که پیش‌خدمت « توماس بارو » ( « رابرت جیمز کالیر » (Robert James-Collier ) ) شاید نتواند آن طور که باید و شاید چنین بازدید تاریخی را سر و سامان دهد، او به شکل موقت « آقای کارسون » کم‌حرف ( « جیم کارتر » (Jim Carter ) ) را فرا می‌خواند تا بازنشستگی را کنار بگذارد و وظیفه هدایت مقدمات را برعهده بگیرد. در حالی که عده‌ای – مثل « آقای بیتس » ( « برندن کویل » (Brendan Coyle ) )، « خانم بیتس » ( « جوانی فراگت » (Joanne Froggatt ) )، « خانم هیوز » ( « فیلیس لوگن » (Phyllis Logan ) ) و خصوصا « آقای مولسلی » ( « کوین دویل » (Kevin Doyle ) ) – مشتاقند تا برای خانواده سلطنتی حاضر شوند، « دیزی » ( « سوفی مک شرا » (Sophie McShera ) ) که ضد شاه است نسبت به کل قضیه حس می‌کند که به او توهین شده است.

« رابرت » به شدت ( ولی باز هم نه آن قدری که مدنظرش است ) از « مری » و دیگر دخترش، « ادیث » ( « لاورا کارمایکل » ( Laura Carmichael ) که خانه قیمی‌شان را مرتب سرمی‌زند، کمک می‌گیرد. همسر او، « کورا » ( «الیزابت مک گاورن » (Elizabeth McGovern ) ) هم در این کار دخیل است. زن کهنسال خانواده، « وایولت » ( « مگی اسمیت » (Maggie Smith ) ) کاری می‌کند که صدایش به خصوص در هنگام کل کل با دوست / دشمن قدیمی خود یعنی « ایزوبل » ( « پنلوپه ویلتون » (Penelope Wilton ) ) شنیده شود. داماد بیوه رابرت، « تام برانسون » ( « الن لیچ » (Allen Leech ) ) به شکلی ناخواسته درگیر یک توطئه قتل می‌شود و خانم بیتس متوجه می‌شود که یک دزد در خانه مشغول به کار است. در همین حین، رسیدن شاه و ملکه باعث ایجاد یک درام جدید با محوریت خانواده گرانتام می‌شود. دختر خاله « وایولت » که مدت‌ها با آن‌ها در ارتباط نبوده یعنی « ماود باگشاو » ( « ایملدا استانتون » (Imelda Staunton ) )، به عنوان ندیمه ملکه از راه می‌رسد. او با خدمتکارش که بعدا به همراهش تبدیل شده ( « توپنس میدلتون » (Tuppence Middleton ) ) همراه است، کسی که رفتار شایسته‌اش از اکثر ساکنان داونتون ابی هم بهتر است ( خصوصا تام ) ولی نه وایولت، که ناراحت از انتخاب دختر خاله‌اش است.

با دانستن این که هر بیننده « داونتون ابی » از میان آن همه بازیگر موارد مورد علاقه خود را دارد، « فلوز » کار خود را در این زمینه که به «هر کس» حداقل یکی دو سکانس داده است را به نحو احسن انجام داده.  این می‌تواند با فیلم کاری کند که کمی زیاد از حد پر شده و سنگین به نظر برسد. دو تا از داستان های فرعی (دزد خانه و قاتل) جالب نیستند، به زور در فیلم قرار داده شده‌اند تا به برخی شخصیت‌های مختلف عرصه بیشتری داده شود در ازای ۱۵ دقیقه مدت زمان بیشتر که با نویسندگی بد هم همراه شده است. تنها غایب قابل توجه « لیلی جیمز » ( Lily James ) و « بانو رز » اوست، کسی که شایسته استفاده از نامش برای بالا بردن اعتبار اثر نیست. « هنری تالبوت » با بازی « متیو گود » (Matthew Goode ) هم فقط یک نقش کوتاه دارد با توجه به در دسترس نبودن بازیگر در هنگام فیلمبرداری، ولی « فلوز » توانسته از او در یک سری سکانس‌های نهایی استفاده کند.

فیلم به تاکید روی یکی از مضامین اولیه مجموعه تلوزیونی ادامه می‌دهد – همان سقوط اشراف سالاری و « سبک زندگی آن‌ها » در آغاز قرن نوزدهم (چیزی که بعد از جنگ جهانی اول سرعت بیشتری به خود گرفت). در این فیلم، آن « گارد قدیمی » چموش توسط «وایولت» نشان داده شده است، کسی که (درست مثل همیشه) در گذشته گیر کرده است. او دو رقیب دارد – «ایزوبل»، که همیشه در مجموعه در مقابل او قرار گرفته و «ماود»، یک تازه وارد که دیدگاه‌های لیبرال در مورد اینکه توالی این ملک که مثل نفرینی است که گریبان‌گیر کسی که مثل وایولت مرتجع است شده، دارد. مشاجره میان « مگی اسمیت » و « پنلوپه ویلتون »، یکی از جنبه‌های به شدت پایدار مجموعه تلوزیونی، بازگشت خوبی به فیلم دارد، که گاها تبدیل به یک صورت جلسه از اختلاف طبقاتی می‌شود. به آن‌ها « ایملدا ستانتون » را هم اضافه کنید و مشاجرات جالب و دیالوگ‌های ماندگاری را انتظار داشته باشید.

اگرچه اسمیت به شخصه در تمامی سکانس‌هایی که حضور دارد نگاه‌ها را به نفع خود می‌رباید (جای تعجبی هم ندارد)، بقیه بازیگران همراه او نیز به شکل موثری به او اضافه می‌شوند، ولی فقط وقتی که « فلوز » مشخص می‌کند که نوبت به خودنمایی آن‌ها است، قدی علم می‌کنند. « هیو بونویل »، « میشل داکری »، « الن لیچ » و « جیم کارتر » تقریبا کمی بیشتر از هر فرد دیگری در فیلم حضور دارند ولی نمی‌توان گفت که هیچ کدام بر فیلم غلبه کرده و بیشتر از بقیه زمان به خود اختصاص می‌دهد. و، اگرچه در طول « داونتون ابی » اتفاقات زیادی رخ نمی‌دهد، یک سری المان مهم وجود دارد که می‌تواند در صورت ساخت نسخه‌های بیشتر در آینده بردن آن‌ها به دهه ۳۰ را راحت‌تر کند. ( « داونتون ابی‌ » هم می‌تواند به عنوان اولین فیلم از یک مجموعه یا یک اثر تنها عمل کند ).

منصفانه است که فکر کنیم کسی که با کراولی‌ها یا خانه‌شان آشنایی ندارد در مورد این فیلم چه می‌اندیشد. به واسطه آن ذات « طبقه بالا »، « طبقه پایین » فیلم، این یک اثر یک درام سنتی مربوط به اوایل قرن ۲۰ با لباس‌های مخصوص‌اش است که برای افرادی که دیالوگ را به عمل ترجیح می‌ٔدهند با ارزش جلوه می‌کند. گیج‌کننده‌ترین چیز در مورد فیلم سر درآوردن از روابط شخصیت‌هاست – چیزی که یک مقدمه / شروع ۱۰ دقیقه‌ای ( با روایت « جیم کارتر » و « فیلیس لوگن » ) سعی در توضیح‌اش دارد. به نوبه خودش هم کمک می‌کند اگرچه شخصیت‌ها و داستان‌های قدیمی زیادتر از آن حدی دارد که یک مخاطب معمولی بعد از یک مقدمه به این کوتاهی بتواند متوجه‌اش شود.

نقد « داونتون ابی » خودش می‌تواند خودش را بنویسد. خط پایانی ساده است: اگر شما یک طرفدار هستید، این فیلم را می‌بینید و به احتمال قوی از آن خوشتان می‌آید. اگر با کراولی‌ها و ملک بسیار بزرگشان نا آشنا هستید، شما این نسخه فرعی سینمایی را جا می‌گذارید و مشتاق آن نیستید. « داونتون ابی » برای آن‌هایی است که عاشق مجموعه تلوزیونی بودند و از تمام شدن آن ناراحت شدند، و مقداری خدمت به طرفداران برای تماشاگران « تئاتر شاهکار » ( Masterpiece Theater ) در روزگاری که هر لحظه‌اش با فیلم‌های « مارول » ( Marvel ) پر شده، اصلا چیز بدی نیست.

مترجم: دانیال دهقانی


ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of