داستان ازدواج (Marriage Story)

کارگردان: Noah Baumbach (نوآ بومبک)
نویسنده: Noah Baumbach (نوآ بومبک),
8.3
94
0.96

خلاصه داستان:

چارلی یک کارگردان تئاتر موفق در نیویورک است. نیکول نیز بازیگری است که عمده شهرت خود را مدیون بازی در یک فیلم نوجوانانه درجه دوم است. چارلی و نیکول بعد از مدتی آشنایی و همکاری، با یکدیگر ازدواج کرده و به لس‌آنجلس نقل مکان می‌کنند. بعد از گذشت چندین سال، چا


تصاویر فیلم:

خلاصه نظر منتقدان:

 

he Telegraph ( امتیاز ۱۰ از ۱۰ )

« داستان ازدواج » شاید در اکثر لحظات خود سعی بکند که جنگی بین ستاره‌هایش راه بیاندازد اما در نهایت در سمت و سوی آن‌ها قرار دارد.

جان فراش – The Hollywood Reporter ( امتیاز ۱۰ از ۱۰ )

« داستان ازدواج » شاید باعث کرختی شما بشود اما در نهایت با توجه به اینکه بهتر شدن و اوج گرفتن کارگردان و بازیگران اثر را دیده اید، راضی خواهید بود.

اون گلیبرمن – Variety ( امتیاز ۱۰ از ۱۰ )

فیلمی بامزه، درگیرکننده و مبهوت‌کننده‌ درباره‌ی انسانیت که بر روی عملکرد خارق‌العاده‌ی دو بازیگر اصلیش تمرکز دارد. این اثر ساخته‌ی یک فیلم‌ساز بزرگ است، فیلمسازی که نشان داده می‌تواند زندگی واقعی را با تمام پیچیدگی‌ها و جزئیاتش به تصویر بکشد- و در این پروسه بر روی اینکه جامعه در حال حاضر چگونه عمل می‌کند تاکید بکند.

جسیکا کیانگ – The Playlist ( امتیاز ۱۰ از ۱۰ )

« بامبک » از هیچ‌گونه بیان واقعیتی شانه خالی نمی‌کند و نوعی از شجاعت را نشان می‌دهد که بسیاری از افراد جرئت مواجهه با آن را ندارند. درست است که فیلم تلخ است اما لحظات بامزه‌ای هم دارد.

جاشوا روثکوف – Time Out ( امتیاز ۱۰ از ۱۰ )

درام طلاق « نوآ بامبک » که با بازی‌های کم‌نظیری از سوی « اسکارلت یوهانسون » و « آدام درایور » غنی شده است، اثری بسیار کوبنده و مستحکم است.

آلونسو دورالده – The Wrap ( امتیاز ۹.۷ از ۱۰ )

با ساخت « داستان ازدواج »، « بامبک » بر روی لقب خود به عنوان یکی از بهترین فیلم‌سازان این نسل مهر تایید مجددی زده است.

اریک کوهن – Indiewire ( امتیاز ۹.۱ از ۱۰ )

شگفت‌انگیز بودن فیلم در آن است که به طرز عجیبی از یک نقطه‌ی بسیار آشنا داستانش را شروع می‌کند و سپس اعتلا می‌یابد.

استفانی زاکارک – Time ( امتیاز ۹ از ۱۰ )

« آدام درایور » فیلم‌نامه‌ی شدیدا پرمغز و فکر شده‌ی « بامبک » را به جایی فراتر از تفکر می‌برد، جایی که احساسات در خام‌ترین حالت خود قرار دارند.

ریچارد لاوسون – Richard Lawson ( امتیاز ۸.۵ از ۱۰ )

علی‌رغم تمام تلخی‌ها و جنگ و جدل‌های فیلم اما « داستان ازدواج » همچنان اثر سخاوتمندی محسوب می‌شود. حساسیت آن بر روی دلایلی که باعث می‌شود مردم باعث ناامیدی یکدیگر شوند تاکید زیاد می‌ورزد، و همچنین راه‌هایی که آن‌ها می‌توانند از طریق آن یکدیگر را ناامید نکنند. شاید بهتر باشد که این اثر را با همسر خود تماشا نکنید.

ژان بروکس – The Guardian ( امتیاز ۸ از ۱۰ )

« بامبک » تلاش می‌کند تا از داستان خود لحظات خنده‌داری خلق بکند، فارغ از اینکه هر چقدر که شرایط تلخ و ناامیدکننده باشد.


نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نشریه reelviews

« داستان ازدواج » ( Marriage Story ) بهترین اثری است که « نوآ بامبک » از زمان اولین اثر مشهور خود یعنی « ماهی مرکب و نهنگ » ( The Squid and the Whale ) ساخته است. از آن زمان به بعد، « بامبک » بیشتر تلاش خود را صرف ساخت ایده‌های مستقل کرده است و قدم در راهی گذاشته که رفیق هم ایالتی‌ش یعنی « وودی آلن » آن را قبلا طی کرده بود. « بامبک » با ساخت « داستان ازدواج » که بخشی از آن بر اساس داستان طلاق شخص او در سال ۲۰۱۳ است، تلاش کرده تا دیوار دفاعی خود در برابر احساسات را کمی پایین بیاورد و اجازه بدهد که عقلانیت کمی انعطاف‌پذیرتر باشد. پرتنش‌ترین لحظات اثر را می‌توان بهترین قسمت‌های آن دانست. این فیلم درباره‌ی بسیاری از جنبه‌های کمتر شناخته‌شده‌ی طلاق صحبت می‌کند، جنبه‌هایی که در ظاهر چندان مهم به نظر نمی‌رسند اما بیشترین صدمه و آسیب را وارد می‌کنند.

اگرچه « بامبک » تمایل ذاتی‌ش به تظاهر کردن را محدود کرده اما همچنان و گاه و بیگاه می‌توان نشانه‌هایی از افاده‌گری‌های او دید. در حالی که بسیاری از احساسات و حس‌های موجود در این موقعیت در کل جهان یکسان محسوب می‌شوند – و قطعا باید به کارگردان هم ارج نهاد که می‌تواند آن‌ها را تا این اندازه صادقانه به روی پرده‌ی نقره‌ای به نمایش بکشد – اما شخصیت‌های اصلی، انسان‌های عادی و نرمال نیستند. آن‌ها در داخل یک حباب زندگی می‌کنند و مشکلاتشان هر چقدر هم که برای خودشان عادی به نظر برسد اما برای کسانی که زندگی‌های سخت‌تری دارند بسیار هم مرفهانه و جهان اولی به نظر خواهند رسید. گاها سخت می‌شود که حس حق به جانب بودن که در اثر وجود دارد را نادیده گرفت. اگرچه که می‌توانیم با شخصیت‌هایی که در حال تجربه‌ی لحظات سختی اند به عنوان یک هم‌نوع ارتباط برقرار کنیم اما خیلی دشوار است که احساسی عمیق‌تر برای آن‌ها داشته باشیم. این مسئله از بسیاری از جهات نکته‌ی تفاوت اساسی‌ای بین « داستان ازدواج » و فیلم برتر برنده‌ی اسکاری یعنی « کرامر در برابر کرامر » ( Kramer vs. Kramer ) می‌شود.

درست مثل « کرامر در برابر کرامر »، این فیلم هم قرار است کالبدشکافی‌ای از مفهوم ازدواج باشد. به هنگام شروع شدن فیلم، « نیکول » ( اسکارلت یوهانسون ) و چارلی ( آدام درایور ) در شروع پروسه‌ی جدا شدن و طلاق گرفتن از یکدیگر قرار دارند. تنها جایی از فیلم که به سراغ روزهای شادتر زندگی این دو نفر می‌رویم در طی دو مونولوگ و مونتاژ ادامه‌ی فیلم است؛ نشان دادن هر کدام از دلایلی که باعث می‌شود یکی از دیگری خوشش بیاید. این نوع فیلم‌سازی « بامبک » را در اوج خود به تصویر می‌کشد. این قسمت به بینندگان نشان می‌دهد که چه چیزی از دست رفته است و مهم‌تر از هم اینکه نشان می‌دهد شخصیت‌ها متوجه اند که چه چیزهایی را دیگر ندارند. بسیاری از فیلم‌هایی که درباره‌ی طلاق ساخته می‌شوند معمولا بر روی تلخی‌ای که گسترش پیدا می‌کند تمرکز می‌کنند. این فیلم سعی می‌کند که به ما نشان بدهد چیزهایی بیشتر از عصبانیت و ملال در بین این دو شخصیت وجود دارند.

بخش اعظمی از مدت زمان ۱۳۶ دقیقه‌ای این اثر به پروسه‌ی طلاق اختصاص داده شده است و ما شاهد این هستیم که « نیکول » به « لس آنجلس » باز می‌گردد تا بار دیگر دوران کاری خود به عنوان یک بازیگر تلوزیونی را آغاز کند آن هم در حالی که « چارلی » که یک کارگردان تئاتر است در نیویورک باقی مانده تا بر روی صحنه‌ی برادوی نمایش اجرا کند. پسر جوان این زوج یعنی « هنری » ( آژی رابرتسون ) همراه مادرش است و « چارلی » مرتبا مسیرهای طولانی‌ای را در کشور طی می‌کند تا با فرزندش ملاقات داشته باشد. این جدایی زمانی که وکلا وارد قضیه می‌شوند فضای دوستانه و قابل درک خود را از دست می‌دهد. هر چه نباشد آن‌ها ( وکلا ) به دو چیز علاقه دارند؛ پول گرفتن و « بردن » ( رقابت ) آن هم در حالی که موکلانشان در اکثر مواقع صرفا دوست دارند که همه چیز در سریع‌ترین حالت ممکن و بدون جنگ و دعوا پایان بیابد. « نیکول » وکیل خود را « نورا فانشا » ( لارا درن ) معرفی می‌کند. پس از اینکه « چارلی » در ابتدا یک خونخوار را به عنوان وکیل معرفی می‌کند ( ری لیوتا )، او سپس عقب‌نشینی کرده و به سراغ فردی پر سن و سال‌تر « برت اسپیتز » ( آلان آلدا ) می‌رود که به نظر می‌رسد قرار است زنده زنده توسط نورا خورده شود.

لحظاتی در هنگام تماشای « داستان ازدواج » وجود دارند که ممکن است باعث شود بینندگان فکر کنند که آیا مشکلات روابط این زوج قابل حل است یا نه. برای مدت‌ها چارلی با این توهم مواجه است که شاید همسرش به او برگردد اما « نیکول » نیاز دارد که بزرگ شود و پیشرفت بکند و برای همین باید که ازدواجش را قربان کند. « هنری » هم در میانه‌ی این قضایا گیر افتاده است و در حالی که هر دوی والدین ایراد می‌کنند که او مهم‌ترین چیز در زندگی‌شان است، این قضیه باعث نمی‌شود تا از پول دانشگاه او برای هزینه‌ی وکلا استفاده بکنند. علایق این کودک در برابر « بردن » تبدیل به اولویت دوم می‌شوند.

اگرچه که « بامبک » تلاش قابل تحسینی داشته است تا ظاهر این دو شخصیت را کنار بزند و رابطه‌ی کاملا سمپاتی محور شکل بدهد، اما رویکرد او کاملا هم بدون مشکل نیست. یکی از مهم‌ترین و پرتنش‌ترین صحنه‌های فیلم – دعوای بین چارلی و نیکول – حس مصنوعی و فیلمنامه‌ای بودن دارد. واژگان به حدی متملق‌گونه اند که حس واقعی بودن نمی‌دهند. تمایلات ملودراماتیک در اثر به وفور دیده می‌شوند. در سکانسی دیگر در ادامه هم با یک چاقوی قابل ردیابی مواجه می‌شویم که گویی مال فیلم دیگری است.

مهم‌ترین دلیل موفقیت « کرامر در برابر کرامر » را می‌توان این دانست که بازیگران برنده‌ی اسکار آن یعنی « مریل استریپ » و « داستین هافمن » هر دو عملکرد خارق‌العاده‌ای از خود نشان دادند. در « داستان ازدواج »، بازی‌های « آدام درایور » و علی‌الخصوص « اسکارلت یوهانسون » در رده‌بندی مشابهی قرار دارند. « یوهانسون » بهترین بازی دوران بازیگری خود را انجام داده است ( حتی بهتر از بازی او در فیلم « گم‌شده در ترجمه » ( Lost In Translation )، او توانسته تا تمامی جزئیات این شخصیت را به تصویر بکشد، زنی که مردی که در حال ترک کردنش است را دوست دارد اما دیگر تحمل بودن در این قفسی که در دور خود حس می‌کند را ندارد. او خیلی به این شخصیت عمق می‌دهد و نتیجه هم خارق‌العاده است.

« داستان ازدواج » قدمی از فیلم‌سازی نخبه‌گونه به سوی چیزی قابل درک تر برای « بامبک » محسوب می‌شود. مضامین و احساساتی که در فیلم وجود دارند کاملا جهانی بوده و همه جا یکسان اند و کارگردان حساسیت خاصی در تصویر کردن نقاط تاریک طلاق داشته است و در عین حال هم زشتی‌های قضیه در صورت درگیر شدن وکلا را به خوبی تصویر می‌کند. شاید در نظر برخی‌ها موضوع اثر خیلی ناپخته و خام باشد اما قابل دسترس بودن اثر از طریق نت‌فیلکس باعث می‌شود تا بتوانند « آدام درایور » را در نقشی بیشتر از « کایلو رن » ( جنگ ستارگان ) و یوهانسون را هم در نقشی جز « بیوه‌ی سیاه » ببینند.


ممکن است شما دوست داشته باشید

1
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
1 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
1 Comment authors
vahab Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
vahab
Member
Member
vahab

یکی از خوش ساخت ترین فیلمهای امسال با بازی عالی بازیگران