Juliet, Naked (جولیت، برهنه)

 (۲۰۱۸ |  کمدی. درام. موزیکال  | ۱۰۵ دقیقه | درجه نمایشی R

کارگردان : Jesse Peretz

نویسنده :  Evgenia Peretz

بازیگران : Rose ByrneEthan HawkeJimmy O. Yang

خلاصه داستان : فیلم در مورد آنی، دوست دختر دانکن است که مدت‌هاست از او دل خوشی ندارد ولی احساسی عاطفی نسبت به تاکر، یک خواننده که زمانی برای خود اسم و رسمی داشته و اکنون از او نام و نشانی وجود ندارد پیدا می‌کند، در حالی که تاکر، بزرگ‌ترین علاقه دانکن در دنیای موسیقی به شمار می‌رود.

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

 

 

لیا گرینبلت – انترتینمنت ویکلی (نمره ۸٫۳ از ۱۰)

بسیار شبیه به کتاب، داستان به شکلی تعمدی ظریف است، و بایرن زیادی برای شخصیت بدشانس و بدبخت‌اش درخشان است. ولی جولیت همچنان برنده جلوه می‌کند؛ یک نت کوچک، شیرین و خوشگل روی یک ملودی آشنا.

دیوید ادلستین – نیویورک مگزین (نمره ۸ از ۱۰)

این همان چیزیست که یک کمدی رمانتیک شاخه اصلی باید باشد ولی نیست ، این فیلم غیرقابل پیشبینی، فرهیخته و پر از کنایه‌ها و استعاره‌های سطح بالاست.

دن مکا – فیلم استیج (نمره ۷٫۵ از ۱۰)

در این نقش‌آفرینی‌ها کیفیت موج می‎زند و جدیتی که در کار فیلمساز وجود دارد باعث می‌شود تا فیلم بیش از یک پیشنهاد ساده باشد.

اوون گلیبرمن – ورایتی (نمره ۷ از ۱۰)

این یک داستان عاشقانه عجیب و غریب و دلرباست که در شما رخنه می‌کند و شما را به جایی زیبا می‌برد.

تاد مک کارتی – هالیوود ریپورتر (نمره ۵ از ۱۰)

«جولیت، برهنه» هیچ گاه آن اوج گیری کمدی را به شکلی واقعی به دست نمی‎‎‌آورد. به جای آن، فیلم از یک خنده جزئی، یک ملاقات ناخوشایند و تصمیمی پیچیده به یک چیز مشابه دیگر که حتی بی پایه و اساس‌تر است می‎‌پرد.

تیم گریرسن – اسکرین اینترنشنال (نمره ۵ از ۱۰)

رز بایرن در نقش یک فرد بیمار ولی تو دل برو که بالاخره حس می‌کند که او شایستگی بیشتری نسبت به زندگی فعلی‌اش دارد، دلپذیر جلوه می‌کند. ولی به عنوان فیلمی که مقوله اینکه مردان نمی‌توانند چیزهای بچگانه را کنار بگذارند، زیر ذره بین می‌برد، این اقتباس دلنشین از رمان نیک هورنبای بیشتر کمی شبیه به یک نسخه فانتزی از چیزی که افراد بالغ واقعا هستند، جلوه می‌کند.

گریگوری الوود – پلی لیست (نمره ۵ از ۱۰)

متاسفانه، حتی با همکاری چهار فیلمنامه نویس و استعداد همچنان نادیده گرفته شده بایرن… خیلی راحت باید گفت که جواب نداده‌اند.

درک اسمیت – اسلنت مگزین (نمره ۵ از ۱۰)

فیلم پر شده از به بیراهه رفتن‌های بی‌اهمیت و روان شناسی شخصیت‌های ناسازگار و سوال برانگیز که در نهایت باعث شده تا فیلم به شکل ناخوشایندی به آن پایان بندی از پیش تعیین شده‌اش برسد.

دیوید ارلایش – ایندی وایر (نمره ۴٫۲ از ۱۰)

با جوش دادن روند و منطق یک کمدی رمانتیک به روح نسبتا احمقانه یک ملودرام، این فیلم هیچوقت مشخص نمی‌کند که در حال تعریف داستان چه کسی است، یا اینکه چه چیزی برای آن‌ها می‌خواهد.

جردن هافمن – گاردین (نمره ۴ از ۱۰)

این ناخوشایند است که ببینیم بایرن چنان نقش آفرینی جانانه‌ای را در یک فیلم که، اگر بخواهیم آن را بی‌پرده خطاب کنیم، احمقانه است، ارائه می‌دهد.

 

در یک نام چه چیزی است؟ این به نوعی غیرصادقانه است تا تصور کنیم که «نیک هورنبای» (Nick Hornby) نسبت به اینکه چیزی به نام «جولیت، برهنه» (Juliet, Naked) کنجکاوی مخاطبان را قلقلک می‌دهد توجهی نکرده است. به هر حال، برای اینکه واضح باشیم، باید بگوییم که هیچ چیز شهوت‌انگیزی در این فیلم وجود ندارد. نام فیلم به آهنگی که توسط یکی از شخصیت‌های فیلم نوشته شده اشاره دارد و به هیچ طریقی با هیچ چیزی که ممکن است مخاطب از نام فیلم برداشت کند، ارتباطی ندارد. در حقیقت، هیچ گونه برهنگی در «جولیت، برهنه» وجود ندارد. اگر برخی بددهانی‌ها و استفاده از الفاظ رکیک در فیلم وجود نداشت، خیلی راحت می‌توان متصور شد که این فیلم می‌توانست رده بندی سنی نوجوانان را از سازمان مربوطه دریافت کند. اگرچه فیلم تماما «شاداب» نیست، ولی از آن زیاد هم دور نیست. به عنوان فیلمی که ریتم یکسانی ندارد ولی در نهایت یک کمدی رمانتیک پیروز است، «جولیت، برهنه» جدیدترین ارائه بر مبنای یکی از رمان‌های «هورنبای» است، که به گروه آثاری چون «بروکلین» (Brooklyn)، «در مورد یک پسر» (About A Boy)، «تب استقرار» (Fever Pitch) و «وفاداری بالا» (High Fidelity) اضافه شده است. کارگردان فیلم، «جسی پرتز» (Jesse Peretz) تقریبا در دنیای فیلم‌های بلند یک تازه وارد محسوب می‌شود ولی یدی طولانی در تولید آثار تلوزیونی و موزیک ویدیوها دارد. «جود آپاتو» (Judd Apatow) در قامت یک تهیه کننده حضور دارد؛ به نظر این از همان دست فیلم‌هاست که او به آن علاقه دارد.

«ایتن هاوک» (Ethan Hawke) نقش «تاکر کرو» (Tucker Crowe) را ایفا می‌کند، یک ستاره سبک راک مستقل که وسط یکی از کنسرت‌هایش ناپدید می‌شود و دیگر از او چیزی شنیده نمی‌شود. (سایه‌هایی از «ادی و کروزرها؟» (Eddie and the Cruisers?) تاکر یک کاتالوگ و یک سری هواداران اندک ولی وفادار را از خود به جای می‌گذارد که خودشان را وقف زنده نگه داشتن میراث‌اش و برگزاری جلسات برای بحث و تبادل نظر در مورد زندگی و آهنگ‌هایش می‎کنند. سردسته آن‌ها «دانکن» (با بازی «کریس ا داود» (Chris O’Dowd)) است، یک استاد پا به سن گذاشته که علاقه او به تاکر بی حد و حصر است، خیلی هم حسرت دوست دخترش را می‌خورد، «آنی» (با بازی «رز بایرن» (Rose Byrne))، کسی که خسته شده آن قدر که نقش نفر دوم زندگی او را ایفا کرده است. وقتی که او یک رابطه نامشروع برقرار می‌کند (بعدتر اعتراف می‎کند که این چیزی بوده تا باعث شود خودش حس بهتری پیدا کند)، «آنی» دیگر طاقتش تمام می‎شود. در همین حوالی، او یک ایمیل از شخصی دریافت می‌کند که در حقیقت همان تاکر است، که به او تبریک می‌گوید که در یک نقد تند و تیز برای آهنگ او یعنی «جولیت، برهنه» که در سایت طرفداران تاکر که به دست دانکن ساخته شده، منتشر کرده، «همه چیز را درست متوجه شده است».

آن حس رمانتیک جزئی میان تاکر و آنی به اندازه کافی معمولی آغاز می‌شود. تاکر در آمریکا است و آنی در انگلستان. پس بنابراین آن‌ها از طریق ایمیل‌‌های متعدد از احوال هم باخبر می‌شوند. وقتی که آن‌ها شروع به گفتن اسراری از زندگی خود به یکدیگر می‌کنند که قبلا آن اسرار را هیچ کجا افشا نکرده‌اند، نوعی حس صمیمیت غیرمنتظره میان آن‌ها ایجاد می‌شود. هر دوی آن‌ها پر از پشیمانی هستند.  در مورد تاکر، این به آن خاطر است که او شانس‌های بسیاری داشته که مورد استفاده قرار داده و یک زندگی بی‌کیفیت را تا به امروز تجربه کرده است. او از چهار زن، پنج بچه دارد. برای آنی، این به آن معناست که او شانس‌های زیادی داشته که از آن‎ها استفاده نکرده و باور دارد که نوعی تاوان کارمایی برای انجام کارها به شکلی مطمئن وجود دارد. او بیش از هرچیز افسوس پانزده سال اخیر زندگی‌اش و سپری کردن و در واقع تلف کردن آن با دانکن را می‎خورد، در همین حین، شاید از دست دادن شانس مادر شدنش.

نهایتا، آن‌ها با هم دیدار می‌کنند – اگر چنین نمی‌شد باید به فیلم بودن این اثر شک می‌کردیم – و آن جرقه زده می‌شود. مشکل «جولیت، برهنه» این است که فیلم مدت زمان زیادی را تا وقتی که این دو نفر را به هم برساند، از دست می‌دهد. «ایتن هاوک» و «رز بایرن» در کنار هم فوق‌العاده‌‍اند ولی فیلم این انرژی متقابلی که میان آن‌ها تشکیل می‌شود را وقتی که آن‌ها از هم جدا هستند، از دست می‌دهد. متاسفانه، این یعنی که ۴۵ دقیقه اول فیلم نامرتب و نامنظم است. آن حس کمدی «کریس ا داود» با مقدار پایین در فیلم وجود دارد و عمل هم می‌کند. او شاید زیادی در معرض نمایش قرار می‌گیرد، ولی نه در آن حدی که ساخت فیلم را هم مورد لطمه قرار دهد. این شخصیت تحمل ناپذیر است ولی خوشبختانه در اکثر دقایق دو سوم پایانی فیلم خبری از او نیست.

موسیقی فیلم عادی است. این یکی از آن دست فیلم‌هایی نیست که برای بخش‌های احساسی خود اتکای زیاد و خاصی روی موسیقی متن داشته باشد. از آن جایی که تاکر دهه‌هاست بازنشسته شده است، او دیگر اثر جدیدی ندارد و بیشتر آثار قدیمی او هم به شکل قطعات و نجواهای کوتاه نمایش داده می‌شوند. اگر می‌خواهید موسیقی‌ها را به صورت کامل بشنوید می‌توانید تا آلبوم موسیقی متن فیلم را خریداری کنید. (هاوک تنها یک اجرای زنده دارد و آن هم یک بازخوانی از آهنگ «غروب واترلو» (Waterloo Sunset) اثر The Kinks است.)

بر خلاف آثار کمدی رمانتیک شاخه اصلی، این فیلم با مسائلی سنگین‌تر به نمایش در می‌آید و خودش را با جوک‌های احمقانه و کنایه‌های بی‌هدف پر نمی‎‌کند. خنده‌هایی در فیلم وجود دارد ولی تمرکز اصلی روی پوچی یک شخصیت یا یک موقعیت است. حس رمانتیک میان آنی و تاکر جواب می‌دهد چرا که هر دوی آن‌ها حس شخصیت‌های جا افتاده‌ای را می‎دهند که یک شانس دوباره پیدا کرده‌اند. در فیلم شاهد یک پایان کتاب داستانی بی‌نقص نیستیم ولی پایان آن احساس «درستی» دارد و در یکی از سکانس‌های آخر بایرن آن حس خالصانه دل پر کشیدن را شاهد هستیم.

اوه راستی، حداقل تا اواسط تیتراژ پایانی فیلم در سالن بمانید. مقداری کمدی درخشان در آن حین وجود دارد که در آن ا داود بیشتر از هر زمان دیگری در طول فیلم، خودش را نشان می‌دهد و می‌درخشد.

 

مترجم: دانیال دهقانی


دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of